بسم الله الرّحمن الرّحیم


ن و القلم و ما یسطرون
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، دنبال این باشیم كه كدام مقدار از تحریم‌ها كم شد، كدام مقدار چنین شد، فلان حرف را فلان مسئول آمریكایى گفت یا نگفت - تا وقتى دنبال این حرف‌ها باشیم - به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392 – در دیدار با مردم آذربایجان)
تاریخ نگارش: شنبه 1395/07/10 - ساعت: 07:35

همه به مراسم عزاداری سالار شهیدان دعوت هستید

همه به دیدار با امام خامنه ای دعوت هستید 

امسال نیز مراسم عزاداری سالار شهیدان، در محضر مبارک و نورانی ولی امر مسلمین جهان برگزار میشود و همه شما دعوت هستید.

این مراسم در روزهای هفتم تا یازدهم محرم، یعنی از روز یکشنبه ۱۸ مهر تا پنجشنبه ۲۲ مهر ماه ۱۳۹۵ برقرار است. قبل از اذان مغرب، جناب حجتالاسلام و المسلمین فلاحزاده احکام شرعی را بیان میکند و بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء، مراسم با قرائت قرآن  آغاز و سپس با نوحه خوانی و سخنرانی و عزاداری ادامه مییابد و با سفره غذای امام حسین (علیه السلام) خاتمه میپذیرد.

حضور در مراسم برای تهرانیها آسان است، اما شما حتی اگر ساکن تهران هم نباشید، میتوانید برنامه ریزی کنید و به همراه دوستان خود و یا به تنهایی، خود را به تهران برسانید و دستکم در یکی از شبها مهمان امام خامنهای باشید. پیشنهاد میکنم که این فرصت معنوی و تاریخی، و دیدار و بیعت با نایب امام زمان (عج) را از دست ندهید. آنها که از این و آن خواهش میکنند تا فرصتی به دست بیاورند و در محضر امام خامنهای حاضر شوند، اکنون به راحتی میتوانند شخصاً به دیدار رهبرشان بشتابند و از فیض مجلس عزاداری نیز بهرهمند گردند.

اگر میخواهید بهراحتی و بدون دغدغه به مجلس برسید، بیشتر وقت بگذارید و دو سه ساعت زودتر از اذان مغرب در میعادگاه حاضر شوید، چرا که تشریفات بازرسی و ورود به حسینیه زمانبَر است.

نشانی: خیابان جمهوری اسلامی – خیابان فلسطین جنوبی -  تقاطع خیابان آذربایجان - حسینیه امام خمینی (ره)

 خیابان ولی عصر - چهاراه جمهوری - خیابان فلسطین

میتوانید از خیابان ولی عصر(عج) تا چهار راه جمهوری بیایید و از آنجا دیگر راهی نیست.

***

پینوشت: با اجازه از محضر امام خامنهای و همه علاقمندان، عکس را فتوشاپ کردهام.

 




تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/07/6 - ساعت: 10:05

فرصت طلایی برای احمدی نژاد

توصیه امام خامنه ای به احمدی نژاد 

کسانی که آشنایی کافی با فضای سیاسی کشور دارند، فارغ از هر نوع گرایش سیاسی، می دانند که روحانی در دور آینده انتخابات ریاست جمهوری نیز رأی خواهد آورد و بنده از همان سال 92 نوشتم که روحانی باز هم رأی خواهد آورد و اتفاقاً در دور دوم درصد بیشتری از آرای مردم را به خود اختصاص خواهد داد. اما طرفداران احمدی نژاد و – ظاهراً – خودش تصور دیگری دارند و فکر می کنند اشتباهات روحانی باعث شده که عموم مردم از او روی گردان شوند و دست به دامان احمدی نژاد گردند؛ بنده در یادداشتی با عنوان «توهم از جنس احمدی نژادیسم» ] لینک[ این اشتباه را به صورت کامل شرح داده ام.

اتفاقی که اکنون افتاده، این است که امام خامنه ای بنا به مصلحت شخص احمدی نژاد و همچنین بنا به مصلحت کشور، به احمدی نژاد فرموده اند: «صلاح نمی دانیم شما در انتخابات شرکت کنید».

در این زمینه چند نکته قابل عرض است:

1- این یک فرصت طلایی و استثنایی برای احمدی نژاد است تا دوباره شش­دانگ به رکاب ولایت بازگردد؛ به این صورت که با افتخار اعلام کند که قصد ورود به انتخابات را داشته است، اما توصیۀ ولایت را واجب الاطاعه تلقی کرده و از این کار منصرف شده است. بدین گونه هم با دیدگاه اخروی و اعتقادی و هم از نظرگاه سیاسی، بُرد با احمدی نژاد خواهد بود و می تواند از منافع مشروع و سرشار این ولایت پذیری استفاده کند.

2- امام خامنه ای در آغاز درس خارج فقه روز دوشنبه پنجم مهر ماه 1395 فرمودند: «یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظۀ صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما که شما شرکت کنید»؛ با این حساب کسی نمی تواند احمدی نژاد را مورد هجمه قرار دهد که صلاحیت وی از طرف حضرت آقا رد شده است، بلکه به تصریح معظم له، این یک توصیۀ واجب از جنس توصیه های مؤمن به برادر مؤمن است و تخطی از آن نیز – اگر چه از ادب ولایی به دور است – اما اشکال شرعی ندارد.

3- یکی از اشکالات عمدۀ طرفداران احمدی نژاد این است که در کمال نابخردی، برخی از مواضع امام خامنه ای را تحت تأثیر برخی از اعضای دفتر معظم له قلمداد می کنند. این طرز تلقی اگر ناشی از بی تقوایی نباشد، عدم معرفت ایشان نسبت به حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای را می رساند. اینان نمی دانند که مشاورین رهبری و اعضای دفتر معظم له، اشراف، معلومات و قدشان به مراتب کوچک تر از آن است که بتوانند تأثیر و تغییری در فهم مقام معظم ولایت ایجاد کنند، پس بهتر است به هنگام مواجه شدن با نصایح، توصیه ها و اوامر ولایت، ولایت پذیری خود را نشان بدهند و بهانه جویی نکنند. امام خامنه ای در همان درس خارج فقه روز دوشنبه در این زمینه فرمودند: «اینی هم که حالا بگویند که فلانی تحت تأثیر زید و عمرو و بکر و ... است؛ نه، این حرف‌ها چیست؟ بنده از زید و عمرو و بکر و اینها، هم بیشتر اطلاع دارم، هم انگیزۀ بیشتر دارم. آنچه که واقعاً  مصلحت باشد ، آنچه که مصلحت بدانم بینی و بین‌الله ]می گویم[، ما باید به خدا جواب بدهیم.»

4- نکتۀ بعدی را نیز امام خامنه ای فرمودند؛ به این معنی که وقتی دشمن کمین کرده تا از این گونه موقعیت ها سوء استفاده کند، همه «باید نقطۀ مقابل دشمن حرکت» بکنند.

5- متأسفانه برخی نیز به تبعیت از دشمن، نجوا می کنند که چرا رهبر معظم انقلاب از ابتدا احمدی نژاد را سرجایش ننشاندند. باید گفت امام خامنه ای در جایگاه ولایت فقیه، همواره موضع صحیح و الهی را اتخاذ می کنند. همواره از منتخبین مردم حمایت می کنند، تذکرات و توصیه های لازم را ارئه می دهند و خیر و صلاح افراد، جامعه و نظام مقدس جمهوری اسلامی را در نظر دارند. برای مثال زمانی که در نماز جمعه فرمودند که نظر احمدی نژاد به من نزدیک تر است، مگر به جز این بود؟ مگر در آن زمان نظر احمدی نژاد بسیار نزدیک مواضع ولایت و در مسیر نظام نبود و مگر درست در همان مقطع، هاشمی در کنار اصحاب فتنه نبود و از ایشان حمایت نمی کرد؟!

*

اکنون صحنه در اختیار احمدی نژاد و یاران اوست. می توانند مانند آنچه در نکته یک آمد، به رکاب ولایت بازگردند، یا این که به انتخابات ورود پیدا کنند و خود را ضایع کنند و یا این که از ورود به انتخابات خودداری کنند، اما به نق زدن بپردازند که ما می خواستیم بیاییم و فلان کنیم و بهمان کنیم و فلانی اجازه نداد و باز هم همین رویۀ زاویه با ولایت را ادامه بدهند.


شخصاً امیدوارم که احمدی نژاد و یارانش مسیر درست را انتخاب کنند و از شیاطین بیرون و درون برحذر باشند.

چنین باد.

ـــــــــــــــــــــــــــ

بیانات امام خامنه ای در آغاز درس خارج فقه 5 مهر 1395:

متن ] لینک[

صوت ] لینک[

تصاویر ] لینک[




تاریخ نگارش: شنبه 1395/05/30 - ساعت: 15:36

پنج نکته در مورد المپیک ریو + یک فیلم دیدنی

به نام خدا

۱-     حسن رحیمی بعد از کسب مدال برنز گفت: «من به حق خودم نرسیدم. در کشتی سنگینی که مقابل حریف روسی  گرفتم، تحلیل رفتم و بدنم برنگشت. وقتی داشتم می رفتم روی تشک دست و پایم می لرزید. در وقت اول اصلاً گم بودم و هر چه مربیان می گفتند کشتی بگیر، برعکس من امتیاز می دادم ...». واقعیت این است که ورزشکاران تا زمانی که روی «من» متمرکز هستند، معلوم نیست به نتیجه برسند. همه ورزشکاران هر چقدر هم که قوی باشند و آمادگی و توانایی تکنیکی، جسمی و تاکتیکی داشته باشند، به قول حسن رحیمی، یک جاهایی دست و پای شان می لرزد و فقط کسانی که بعد از کسب آمادگی های لازم، به خدا توکل می کنند به نتیجه می رسند. آدمی تا زمانی که به خدای لایزال متصل نشده، صفر است؛ و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

۲-     محمدرضا پولادگر رئیس فدراسیون تکواندو میلاد بیگی ورزشکار ایرانی که با پرچم آذربایجان به میدان رفت و مهدی خدابخشی را شکست داد، مزدور خواند. البته او مربی گری مهماندوست برای تیم آذربایجان را بدون اشکال و حرفه ای دانست؛ اما در کمال تعجب سایت ورزش۳ تیتر زد که پولادگر علاوه بر بیگی، مهماندوست را هم مزدور خوانده است و سپس برخی از مجریان تلویزیونی نیز به این خبر اشتباه توسل جستند و پولادگر را محکوم کردند. در این رابطه گفتنی است که بدون شک «میلاد بیگی» نه تنها مزدور، بلکه خائن و وطن فروش است. همه ما و ورزشکاران مان حاضریم برای سرافرازی کشورمان و برافراشته شدن پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران که مزین به اسماء الهی است، جان خود را بدهیم؛ پس چگونه می توان قبول کرد که یک ورزشکار، به بهانه پشت کنکور المپیک ماندن، و به خاطر پول، در برابر پرچم کشورمان بایستد و سعی در به زیر کشیدن آن داشته باشد؟!

۳-     بنا، سرمربی تیم کشتی فرنگی کشورمان این بار باخت تا معلوم شود با غرور و ادعا و با حذف کارشناسان و خودرأیی نمی توان به نتیجه رسید. بچه های بنا باختند تا رؤیای شورای شهر رفتن حمید سوریان رنگ ببازد و بنا نیز به آنچه در انتظارش بود نرسد. بنا بعد از باخت حرفی برای گفتن نداشت و فقط تظاهر کرد گریه می کند تا احساس مخاطبین را تحریک کند و خبرنگار برای دلداری، از کیسۀ بیت المال ببخشد و بگوید «فدای سرتان». بنا اشک نریخت و برای این که مشخص نشود اشکی برای ریختن ندارد و گریه اش تصنعی است، پشت به دوربین کرد و در زوایایی که صورتش پیدا شد، خبری از گریه و اشک نبود.

۴-     در میدان مهمی چون المپیک، مثل آب خوردن حق ورزشکاران ما را می خورند. شمشیر بازی و کشتی و تکواندو و مهم تر از همه، وزنه برداری ما قربانی حق کشی قدرت های ورزش می شود، اما دولت تدبیر و کلید که بنا بود به پاسپورت ایرانی عزت ببخشد، کاری از پیش نمی برد. وقتی ظریف با ویلچر به مذاکره با رقیبان سیاسی می رود، و وقتی پرچم کشورمان، بر خلاف عرف بین الملل، در دست مردان قوی کاروان المپیک مان قرار نمی گیرد، و وقتی به خبرنگاران و برنامه سازان ورزشی می گویند گرفتن مدال را بزرگ نکنید و مدام بگویید مهم شرکت در المپیک است، نتیجه این می شود که از یک طرف بعضی از ورزشکاران ما، المپیک را که آوردگاه مدال است، با گردشگاه اشتباه می گیرند و از طرف دیگر قدرت های دنیا به خود اجازه می دهند تا با آرامش خیال حق ورزشکاران ما (بخوانید حق ملت ایران) را چپاول کنند.

۵-     در این میان، شیرهایی هم بودند و هستند که غیرت و معنویت ایران اسلامی را به نمایش گذاشتند. در مورد خادم و تیم کشتی آزاد هنوز فرصت هست تا صحبت کنیم؛ در این مجال می خواهم از شیرمرد کرمانشاهی مان، کیانوش رستمی یاد کنم که مدال طلای المپیک را برایمان به ارمغان آورد. اگر می خواهید راز روحیه و انرژی و افتخار آفرینی او را ببینید، این فیلم را دانلود کنید و ببینید:

راز روحیه و انرژی کیانوش رستمی [لینک]




تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/05/27 - ساعت: 08:39

حق کشی های ریو نتیجه سیاست خارجی بزدلانه است

بسم الله النّور

 روحانی و سیاست خارجی بزدلانه

حق کشی های المپیک ریو در تاریخ بی سابقه است و حتی در دوران دفاع مقدس که همۀ دنیا علیه کشور عزیزمان متحد شده بودند نیز شاهد چنین حق کشی هایی نبودیم.

آیا آقای روحانی متوجه نیست که این وضعیت و گستاخی دشمنان، به دلیل سیاست خارجی بزدلانه دولت تدبیر و امید است؟




تاریخ نگارش: دوشنبه 1395/05/18 - ساعت: 22:56

سرپرست مغرور و خود بزرگ بین، شایسته باشگاه استقلال نیست

بسم الله النّور

افتخاری مغرور و خودبزرگ بین 

بسیار مایۀ تأسف است که یک شخص مغرور و خود بزرگ بین به نام افتخاری، که وجود خود را افتخاری برای دیگران می داند، در عین دوشغله بودن، مسئول باشگاه پرطرفداری مثل استقلال تهران شده است. در زیر بخشی از افاضات افتخاری، سرپرست موقت باشگاه استقلال را شاهد هستید:

«سایۀ من هنوز بر سر فوتسال هست.»

«استقلال شانش آورد که من سرپرستش شدم. »

«این شانس استقلال است که می‌تواند از تجربیات من استفاده کند. »

«من باید به شما تبریک بگویم که یک نفر از جنس فوتبال مثل من آمده سرپرست استقلال شده. »

«شما از این بابت باید خوشحال باشید. »

«به جز من هیچ کس نمی تواند در استقلال موفق شود. »

«در فدراسیون کسی با تجربه و رزومۀ من وجود ندارد. »

«من تمام مراحل را طی کرده‌ام و به اندازه کافی تجربه به دست آورده‌ام. »

«من به اندازه کافی از فوتبال ایران و باشگاه استقلال شناخت دارم. »

«در استرالیا همین منصوریان بازیکن من بود و روی نیمکت کنارم نشسته بود. »

«می خواهم استقلال را برای چهارمین بار قهرمان آسیا کنم. » [استقلال تا کنون فقط دو بار قهرمان آسیا شده است!]

«پیشکسوتان استقلال از آمدن من خوشحال هستند. »

«پس از انتخابم خیلی ها از داخل و خارج تماس گرفتند و از من اعلام حمایت کردند. »

«نمی توانم معجزه کنم. » [ایشان اینجا را احتمالاً شکسته نفسی کرده است!]

«استقلال به وجود من احتیاج دارد و اگر دو شغله بودن ایراد باشد، تاج باید فکری به حال فوتسال بکند.»

«شمسایی در حدی نیست که من جوابش را بدهم برود جواب نتایج تیمش را بدهد.»

 ***

شنیده ­ها حکایت از آن دارد که پیش کسوتان، اصحاب رسانه و کادر فنی و بازیکنان استقلال از این انتصاب تعجب کرده­ اند و ناراحت هستند. حتی فدراسیون فوتبال چندان دل خوشی از این انتصاب ندارد و اصلی ­ترین دلیل ناراحتی ­ها، عدم کارایی سرپرستی است که شناختش از استقلال، در حد هواداران دبستانی این باشگاه نیز نیست و حتی تعداد جام های آسیایی استقلال را نمی داند. هواداران و مسئولین حق دارند که از انتصاب وزارت ورزش ناراحت باشند و برای آیندۀ استقلال نگران باشند، به ویژه وقتی بدانیم او در فوتسال نیز یک مدیر تحمیلی است و باشگاه ­ها از مدیریت، اخلاق و کارنامۀ افتخاری رضایت ندارند.

باید دید که آیا مسئولین بالاتر با یک تصمیم خردمندانه، دوران سرپرستی موقت افتخاری را کوتاه می­ کنند، یا ناکامی و ناآرامی در انتظار باشگاه پرطرفدار استقلال خواهد بود.

گذر زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد.




تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/05/17 - ساعت: 22:22

یادی از یک خبرنگار آسمانی

در بخشی از عملیات والفجر هشت (فتح فاو عراق)، پیش از آن که به عنوان تک تیرانداز در خط مقدّم حاضر شوم، بنده قایق‌ران بودم.

چند روز از عملیات گذشته بود. پیش از ظهر بود و قایقم از موشک‌های مینی کاتیوشا پر شده بود. وقتی که پشت سکان قرار گرفتم تا آبراه را دور بزنم و به سمت اروند بروم، دیدم یک اکیپ فیلم برداری قایق مرا زیر نظر دارند. رفتنم به ساحل شهر فاو عراق، تخلیه موشک‌ها و بازگشت به آبراه لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب (ع)، حدود ۴۵ دقیقه طول کشید. به محض اینکه به آبراه رسیدم دیدم گروه خبری هنوز کنار ساحل هستند (بدون اینکه به سنگر رفته باشند) و از دیدن بنده خوش‌حال شدند. همه لاوژاکت پوشیده و آماده‌ی سوار شدن به قایق.

فرمانده ما (شخصی به نام نظری تا آخرین خبری که ده پانزده سال پیش از او داشتم هنوز در سپاه پاسداران خدمت می‌کرد) با لبخند به طرف من آمد و گفت :«اینها می‌خواهند با قایق تو گشتی در اروند بزنند.» کم سنّ و سالی بنده موجب اشتیاق ایشان شده بود.

یکی از آنها شخصی بود حدود ۳۵ ساله. با ریش توپی سیاه رنگ و صدایی مایه دار و زیبا. میکروفون در دست داشت و گویا تهیه کننده هم خودش بود. گفته بود که من فقط می‌خواهم با این نوجوان ۱۶ ساله بروم. من هم از خدا خواسته! می‌گفت که همه چیز را ضبط کنند. وقتی که من با موشک‌های مینی کاتیوشا رفتم، فیلم گرفته بودند و به محض پیدا شدن قایق بنده از دور، باز هم فیلم برداری را شروع کرده بودند. گفت به سمت ساحل عراق بروم (که البته دست خودمان بود)، رفتم. شروع کرد به مصاحبه با بنده. وقتی خودش برای دوربین حرف می‌زد من چیزی نمی‌شنیدم. با توجه به نوع میکروفون بسیار آرام صحبت می‌کرد. از موانع خورشیدی پرسید و شب عملیات. اینجانب پشت سکان ایستاده بودم و او میکروفون را جلو صورتم گرفته بود. مصاحبه که تمام شد، دوربین عکاسی را بیرون آورد و خودش در همان حال یک عکس از بنده گرفت. بعد گفت که به سمت پل شناور بروم. پل شناوری که ایران بر روی اروند زده بود، زبان‌زد رسانه‌های داخلی و بین المللی بود. پل از دور پیدا بود. گفتم:«زیر آتش است ، نگاه نکنید الآن خبری نیست، موقتی است؛ یک دفعه شروع می شود».

همراهانش با دلهره گفتند که جلو نرویم و از همان فاصله فیلم بگیرند و من روی تصاویر در حال ضبط توضیح بدهم؛ اما او به آرامی اشاره کرد که مهم نیست و به پل نزدیک شوم. به سمت پل که می رفتیم سر و کله‌ی هواپیماهای عراقی پیدا شد. با توجه به ارتفاع پرواز و مسیر حرکتشان، به آنها گفتم که این هواپیماها با پل کاری ندارند.

دوربین روی شانۀ فیلم بردار بود و همه چیز را ثبت می کرد. همراهان می‌ترسیدند و یکی دو نفر حتی بدنشان از ترس به لرزه افتاده بود و هیچ تلاشی برای مخفی کردن ترس خود نداشتند. نزدیک پل که رسیدیم چند گلوله توپ (احتمالاً از نوع اتریشی) پی در پی کنار پل فرود آمد. یکی از افراد که پایه دوربین را در بغل داشت با لحن جالبی داد زد :«برگرد» و نگاه به تهیه کننده کرد. خطابش به بنده بود، اما لحن و نگاهش به گونه‌ای بود که انگار با التماس به تهیه کننده می گفت:« بگو برگردد.» با همان طمأنینه به من اشاره کرد که بازگردم. دور زدم و آنها را کنار اسکله‌ای در ساحل فاو عراق پیاده کردم.

دیگر آن گروه را ندیدم. در همان منطقه شنیدم که یکی از خبرنگاران صدا و سیما به شهادت رسیده است. بعدها که تصویرش را از تلویزیون دیدم خودش بود. همان مرد حدوداً 35 ساله با ریش‌های توپی سیاه و چهره آرام و دوست داشتنی. همو که آمده بود تا حوادث دفاع مقدّس را ثبت کند. همو که از بنده – یعنی از یک نوجوان بسیجی ۱۶ ساله که بادیگر پوشیده بود و سر و رویش گِلی شده بود و در اروندرود وحشی قایقرانی می کرد -  خوشش آمده بود و به بنده محبت کرده بود. تصاویر بنده، که پشت سکان قایق ایستاده بودم و در آبراه و وسط اروندرود می‌راندم ، بارها و بارها از تلویزیون به صورت یک نماهنگ مهیج پخش شد. عکسی هم از این جانب در نمایشگاهی، در نماز جمعه تهران، به نمایش درآمده بود و اقوام دیده بودند. آن عکس را خودم هیچ گاه ندیدم.

نام خبرنگار را به خاطر ندارم و در جست و جوی اینترنتی هم نیافتم. می توان به اسناد دفاع مقدس مراجعه کرد. اما بعد از آن چند بار خواب او را دیدم و هر جا صحبت از خبر و خبرنگار می شود و در تمام مدتی که خودم کم و بیش در این حیطه کار کردم، او را به یاد داشته ام. دلم می خواهد پیام ادب و ارادت من به خانواده‌ی او برسد.




تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/05/14 - ساعت: 00:06

فیلم کامل سخنان جنجالی دکتر حسن عباسی

بسم الله النّور

دکتر عباسی چه گفت که جنجال ساز شد؟
برای دیدن فیلم کامل سخنان دکتر عباسی، روی عکس کلیک کنید.

هر وقت یک خبر جنجالی منتشر میشود، قبل از اینکه تحت تأثیر تحلیلهای موجود قرار بگیرم، به سراغ منبع اصلی میروم و خودم شخصاً موضوع را بررسی میکنم و به تحلیل میرسم. به همین صورت وقتی خبر سخنان جنجالی دکتر حسن عبّاسی در مورد ارتش، سپاه و بسیج پخش شد، با خود گفتم حتماً باید فیلم کل سخنان (و نه فیلم تقطیع شده) او را ببینم و سخنانش را بشنوم و بعد قضاوت کنم. با خود گفتم که یکی از چند حالت زیر محتمل است:

1-  دکتر حسن عباسی مثل همیشه در مقام یک استراتژیست و از جایگاه یک استاد دانشگاه مطالبی گفته و بعد شخص یا اشخاصی (به ویژه دشمنان نظام) به قصد تخریب، مطالب را بریدهاند و با مثله کردن حقیقت، درصدد تخریب یک استاد حزب اللهی برآمدهاند.

2-  دکتر حسن عباسی مثل همیشه در مقام یک استراتژیست و از جایگاه یک استاد دانشگاه مطالبی گفته، اما در بخشی از سخنان خود دچار لغزش شده است.

3-  دکتر حسن عباسی بر خلاف رویۀ همیشگی، سخنانی بر زبان جاری کرده که خلاف حقیقت و مصالح نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده است.

طبیعی است که فقط وقتی میتوان – خارج از حبّ و بغضهای شخصی و جناحی – در این مورد به قضاوت نشست که تمام سخنان او را در این زمینه بشنویم.

اگر شما نیز مثل این جانب معتقدید که نباید کورکورانه و با حبّ و بغض نظر بدهیم، بفرمایید این فیلم را دانلود کنید تا با هم ببینیم و سپس نظر بدهیم.

دانلود سخنان جنجالی دکتر حسن عباسی  [لینک]




تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/05/12 - ساعت: 21:30

آیا به باد دادن نفت کشور خوشحالی دارد؟

بسم الله النّور

 نفت کشور به جیب دشمنان می رود

از «خام فروشی» در نفت به «مفت فروشی» روی آوردهایم و با این کار منافع غرب (بخوانید دشمنان) را تأمین کردهایم، آن وقت رئیس جمهور مملکت از آن به عنوان موفقیت یاد می کند.

واقعاً آیا به باد دادن سرمایۀ ملی و تأمین منافع دشمنان این آب و خاک خوشحالی دارد؟!




تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/05/12 - ساعت: 00:51

انتقاد امام خامنه ای به دولت روحانی: چرا تحریم ها رفع نشده است؟

 امام خامنه ای: مگر بنا نبود تحریم ها یکباره برداشته شود؟!

امام خامنه‌ای از ابتدا نسبت به مذاکره با امریکا نظر مساعدی نداشتند، اما به خاطر اصرار دولت روحانی قبول کردند که این اتفاق – فقط در مورد مسائل هسته‌ای – صورت پذیرد و در عین حال بارها فرمودند که به امریکا نمی‌شود اعتماد کرد؛ اما دولت روحانی اطمینان داده بود که قادر است با مذاکره همۀ تحریم‌های غرب را لغو کند و در کشور رونق اقتصادی و در معیشت مردم گشایش ایجاد نماید.

چیزی که در عمل اتفاق افتاد، واگذاری امتیازات ناب و نقد به دشمن و دریافت وعده‌های نسیه در قالب یک قرداد کاغذی به نام «برجام» بود که دیگر همه فهمیده‌اند با خُلل و فُرجی که دارد، هرگز به فرجام نخواهد رسید.

دولت روحانی نه تنها به نظر کارشناسان مبنی بر گریزگاه‌های برجام وقعی نگذاشت، بلکه نامۀ مقام معظم ولایت در تاریخ  ۲۹ مهرماه ۹۴ [+] را به کلی نادیده گرفت، در حالی که آن نامه شرط قبول برجام از منظر ولایت بود.

پس از برجام، به جز آنچه روی کاغذ ثبت است، هرگز خبری از رفع تحریم‌ها نبوده است و دولت روحانی که به مردم و به مقام معظم ولایت وعدۀ رفع تحریم‌ها و گشایش در اقتصاد کشور را داده بود، مجبور به توجیه عملکرد دشمن شد و وانمود کرد که دشمن برجام را نقض نکرده است و درحال عمل به تعهدات خویش می‌باشد. دولت همچنین بارها گزارش غلط به ملت داد، بارها مواضع غلط در برابر دشمن اتخاذ کرد و بارها به مردم عزیز کشورمان توهین کرد که در طول زمان بارها و نو به نو، امام خامنه‌ای مواضع دولت را اصلاح فرمودند، تذکر دادند که اعتماد به دشمن اشتباه بوده است، فرمودند که برجام یعنی خسارت محض و مهم‌تر از همه، بارها و بارها یادآوری فرمودند که راه برون‌رفت از مشکلات، قطع امید از دشمن، توجه به توان داخلی و اقتصاد مقاومتی است.

در تازه‌ترین موضع گیری، امام خامنه‌ای دیروز (دوشنبه 11 مرداد 1395) دولت روحانی را مورد عتاب قرار دادند، با این مضمون که مگر بنا نبود به محض این­که ما به تعهدات‌مان عمل کردیم همۀ تحریم‌ها به صورت یک‌جا برداشته شود؟ و مشخصاً فرمودند: «برجام اصلاً برای برداشتن تحریم‌ها بود، برای این‌که تحریم‌های ظالمانه برداشته بشود؛ مگر غیر از این است؟! خب برداشته نشده؛ حالا می‌گویند به‌تدریج، یواش یواش دارد درست می‌شود! مگر بحث سرِ یواش یواش بود؟ آن روز مسئولین، هم به ما می‌گفتند، هم به مردم می‌گفتند که در این مذاکرات، قرار بر این است که وقتی ایران تعهّدات خود را انجام می‌دهد، یکباره همۀ تحریم‌ها برداشته بشود؛ یعنی این مانعی که آمریکا سر راه ملّت ایران ظالمانه و خباثت‌آمیز به وجود آورده بود، برداشته بشود؛ خب حالا شش ماه از این موعد گذشته است، برداشته نشده؛ شش ماه برای یک مملکت هشتاد میلیونی زمان کمی است؟ در این شش ماه دولت محترم کم می‌توانست کار بکند؟!».

دولت روحانی و بخشی از طرفداران دولت بسیار تلاش کرده‌اند که به استناد خودی دانسته شدن تیم مذاکره کننده هسته‌ای توسط رهبر معظم انقلاب، تمام مواضع، عملکرد و نتیجه مذاکرات را موجب رضایت، اجازه و خشنودی امام خامنه‌ای بنمایانند، اما همان گونه که اشاره شد، معظم له بارها و بارها خطاهای دولت را و بی‌فایده بودن برجام را متذکر شده‌اند و حتی برجام را خسارت محض دانسته‌اند. [+] 

اگر کسی هیچ‌کدام از بیانات حضرت آقا در بارۀ اشتباهات دولت روحانی و تیم مذاکره کننده‌اش را نشنیده باشد، بیانات دیروز مقام معظم ولایت کافی است تا بداند معظم له مسیر دولت را اشتباه می‌دانند.

دولت و به ویژه شخص رئیس جمهور نیز باید هر چه سریع‌تر تکلیف خود را با مردم و ولایت فقیه، و نسبتش را با دشمن مشخص کند! آیا همچنان می‌خواهد چشم به دست دشمن بدوزد، به حیثیت ملی چوب حراج بزند، اشتباهات دشمن را توجیه کند و دل نازنین نایب حضرت حجت(عج) را خون کند و سرانجام منفور امت شهید پرور شود و یا راه مستقیم را انتخاب خواهد کرد و به آغوش ملت و رکاب ولایت بازخواهد گشت؟!

***

مطالب مرتبط:

-          برجام یعنی خسارت محض [+]

-          مذاکرات برجام هیچ نتیجه ای نداشته است! [+]

-          کلید روحانی برای حل مشکلات بود یا برای رابطه با شیطان؟! [+]

-          دولت روحانی ایرانی است یا امریکایی؟! [+]

-          هفت خیانت تیم مذاکره کننده هسته‌ای دولت روحانی [+]

-          نامه مهم رهبر معظم انقلاب درباره الزامات اجرای برجام [+]

-          برجام به فرجام نخواهد رسید! [+]

-          اگر برجام نبود [+]

-          چرا کشور را فروختید؟! [+]

-          چهار عقب نشینی هسته‌ای که دولت از مردم مخفی کرده بود [+]

-          دولت روحانی در شیب سقوط [+]




تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/04/10 - ساعت: 18:27

تل آویو با خاک یکسان خواهد شد !

 تل آویو با خاک یکسان خواهد شد

یکی از همین روزها رامبد جوان در حال صحبت با مهمان برنامۀ خندوانه که یک مقام مسئول در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، خواهد  گفت: «سردار شما چطوری می‌خواهید بینندگان ما را خوشحال کنید؟» سردار خواهد گفت: «اتفاقاً در تماسی که همین چند ثانیه پیش، قبل از شروع ضبط این قسمت، با فرماندهان عالی داشتم، مشخص شد که موشک‌های سپاه آماده شلیک به تل‌آویو هستند.»

رامبد جوان حیرت می‌کند، فریاد می‌زند، تماشاچیان خندوانه جیغ و کف و سوت می‌زنند و رامبد جوان برای جمع کردن شلوغی، یک، دو، سه می‌گوید و بعد: «بریم بیاییم».

چند دقیقه میان‌برنامه پخش می‌شود و بعد که دوباره به استودیو برمی‌گردند، رامبد می‌پرسد: «سردار تازه چه خبر؟» سردار که لبخندی بر لب دارد، خواهد گفت: «تبریک میگم، تل‌آویو با خاک یکسان شد.»




تاریخ نگارش: جمعه 1395/04/4 - ساعت: 14:35

دوازده توصیه امام خامنه ای برای بهره بردن از شب قدر

12 توصیه امام خامنه ای برای بهره بردن از شب قدر 

ü      با آمادگی معنوی وارد شب قدر شوید

در ماه رمضان هم - در همه روزها و شبها - دلهایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانیتر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر آماده شوید، که: «لیلةالقدر خیر من الف شهر. تنزّل الملائکة والرّوح. فیها بإذن ربّهم من کل امر». شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متّصل میکنند، دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر میکنند. شب سِلم و سلامت معنوی - سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید. ۱۳۷۶/۰۹/۰۵

 

ü      ساعات لیلةالقدر را مغتنم بشمارید

قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان‌شاءاللَه قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن‌چنان که شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند. ۱۳۸۲/۰۸/۲۳

 

ü      از رذائل مادی خود را دور کنید

ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شبها برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیلعروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است، شب قدر هم معراج مؤمن است. کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه میتوانیم، خود را دور کنیم. دلبستگیها، بدخلقیها - خلقیات غیرانسانی، ضدانسانی - روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم، مزبلههای روح انسانی است. این شبها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از اینها دور و جدا کند. ۱۳۸۳/۰۸/۱۵

 

ü      بهترین اعمال در این شب، دعاست

فرمود «لیلةالقدر خیر من الف شهر»؛ شبی که به عنوان لیلةالقدر شناخته شده است و مردد است بین چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌های کیمیایی لیلةالقدر، بندۀ مؤمن باید حداکثر استفاده را بکند. بهترین اعمال در این شب، دعاست... احیاء هم برای دعا و توسل و ذکر است. نماز هم - که در شب‌های قدر یکی از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذکر است. در روایت وارد شده است که دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا یعنی چه؟ یعنی با خدای متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همۀ اینها دعاست. دعا یکی از مهمترین کارهای یک بندۀ مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشی دارد. ۱۳۸۴/۰۷/۲۹

 

ü      به معانی دعاها توجه کنید

ادعیۀ رسیده از معصومین (علیهم‌السّلام) همه پرمغز، پرمضمون از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است و غالباً در حد عالی، منتها جزو بهترینها یا شاید بهترینها، این دعاهایی است که از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) رسیده است. همین دعای کمیل یا دعای صباح یا دعای مناجات شعبانیه، که من از امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتی پرسیدم که در بین این دعاها شما بیشتر به کدام علاقه دارید، ایشان گفتند دعای کمیل و مناجات شعبانیه. هر دو از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است. این راز و نیاز و سوز و گداز امیرالمؤمنین و هم مناجاتهای آن بزرگوار، حقیقتاً گدازنده است برای کسی که توجه داشته باشد. و من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبایی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

 

ü      با خدا حرف بزنید

من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبایی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. در این شبها با خدا باید حرف زد، از خدا باید خواست. اگر معانی این دعاها را انسان بداند، بهترین کلمات و بهترین خواسته‌ها در همین دعاها و شبهای ماه رمضان و شبهای احیاء و دعای ابی‌حمزه و دعاهای شبهای قدر است. اگر کسی معانی این دعاها را نمیداند، با زبان خودتان دعا کنید؛ خودتان با خدا حرف بزنید. بین ما و خدا حجابی وجود ندارد؛ خدای متعال به ما نزدیک است؛ حرف ما را میشنود. بخواهیم با خدا حرف بزنیم؛ خواسته‌های خودمان را از خدای متعال بخواهیم. این انس با خدای متعال و ذکر خدای متعال و استغفار و دعا خیلی تأثیرات معجزآسایی بر روی دل انسان دارد؛ دلهای مرده را زنده میکند.  ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

 

ü      از خدای متعال عذرخواهی کنید

شب قدر، فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است. از خدای متعال عذرخواهی کنید. حال که خدای متعال به من و شما میدان داده است که به سوی او برگردیم، طلب مغفرت کنیم و از او معذرت بخواهیم، این کار را بکنیم، والّا روزی خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون». خدای نکرده در قیامت، به ما اجازه عذرخواهی نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمیدهند که زبان به عذرخواهی باز کنند؛ آن‌جا جای عذرخواهی نیست. این‌جا که میدان هست، این‌جا که اجازه هست، این‌جا که عذرخواهی برای شما درجه میآفریند، گناهان را میشوید و شما را پاک و نورانی میکند، از خدای متعال عذرخواهی کنید. این‌جا که فرصت هست، خدا را متوجّه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبّت الهی را متوجّه و شامل حال خودتان کنید. «فاذکرونی اذکرکم»؛ مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶

 

ü      دلهایتان را با مقام والای امیر مؤمنان آشنا کنید

مناسبت شب قدر، یکی مناسبت دعا و تضرع و توجه به پروردگار است که ماه رمضان بهخصوص شبهای قدر، بهار توجه دلها و ذکر و خشوع و تضرع است. ثانیاً بهانه و مناسبتی است برای اینکه دلهایمان را با مقام والای امیر مؤمنان و سرور متقیان عالم قدری آشنا کنیم و درس بگیریم. هر چه که در فضائل ماه رمضان و وظایف بندگان صالح در این ماه بر زبان جاری شود و بتوان گفت، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) نمونۀ کامل آن و برجسته‌ترین الگو برای آن خصوصیت است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

 

ü      به ولیّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید

امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرّع، توبه و انابه و توجّه به پروردگار، جزو وظایف همۀ ماست. مشکلات عمومی مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصی‌تان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح کنید. از خدای متعال توجّه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجّه بخواهید.

امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولیّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید؛ به در خانۀ خدا - مسجد - بروید و به برکت امام زمان [عج] از خدای متعال خواسته‌هایتان را بگیرید. ۱۳۷۱/۰۱/۰۷

 

ü      در آیات خلقت و سرنوشت انسان تأمّل کنید

از اوّل شب بیست وسوم، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهی - «سلام هی حتّی مطلع الفجر» - شروع میشود، تا وقتی که اذان صبح آغاز میگردد. این چند ساعتِ این وسط، سلامِ الهی و امن الهی و خیمۀ رحمت خداست که بر سراسر آفرینش زده شده است. آن شب، شب عجیبی است؛ بهتر از هزار ماه، نَه برابر آن؛ «خیرٌ من ألف شهر». هزار ماه زندگی انسان، چقدر میتواند برکات به وجود آورد و جلب رحمت و خیر کند! این یک شب، بهتر از هزار ماه است. این، خیلی اهمیّت دارد. این شب را قدر بدانید و آن را به دعا و توجّه و تفکّر و تأمّل در آیات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه که خدای متعال از انسان خواسته است و بی‌اعتباری این زندگی مادّی و این‌که همۀ این چیزهایی که میبینید، مقدّمۀ آن عالمی است که لحظۀ جان دادن، دروازۀ آن عالم است، بگذرانید. ۱۳۷۵/۱۱/۱۲

 

ü      برای مسائل کشور و مسلمین دعا کنید

شبهای قدر را حقیقتاً قدر بدانید. قرآن صریحاً میفرماید: «خیر من الف شهر»؛ یک شب بهتر از هزار ماه است! این خیلی ارزش دارد. شبی است که ملائکه نازل میشوند. شبی است که روح نازل میشود. شبی است که خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنی درود و تحیّت الهی بر انسانهاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است! شبهای قدر را قدر بدانید و برای مسائل کشور، مسائل خودتان، مسائل مسلمین و مسائل کشورهای اسلامی دعا کنید. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶

 

ü      حاجات خود و مؤمنان را از خدا بخواهید

نگاه کنید به حاجات خودتان، حاجات مسلمانان، حاجات کشورتان، حاجات برادران مؤمنتان؛ به مریضها، به مریض‌دارها، به جانبازان، به غم دیده‌ها، به دلهای غمگین، به چشمهای نگران، به نیازهای فراوانِ انسانهایی که حول و حوش شما، زیر سقف شما و در کشور شما هستند، در دنیای اسلام هستند، روی کره خاک هستند. همه این حاجات را در این شبهای قدر، یکی یکی از خدای متعال بخواهید. ۱۳۷۳/۱۱/۲۸




تاریخ نگارش: جمعه 1395/04/4 - ساعت: 00:42

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

بسم الله النّور

 شمایل زیبا و نورانی امام خامنه ای

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی اَر به روی ما نکنی حکم از آن توست

بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بوالعجب

در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو - ای عجب! -

نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟!

ما خود نمی‌رویم روان از قفای کس

او می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی که در این حلقۀ کمند

چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم




تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/04/2 - ساعت: 08:14

نماز ظهر و عصر به امامت امام خامنه ای + خواب یک بسیجی

بسم الله النّور

 نماز جماعت ظهر و عصر به امامت امام خامنه ای

امسال نیز از ابتدای ماه مبارک رمضان، نماز جماعت ظهر و عصر به امامت ولی امر مسلمین جهان و با حضور اقشار مختلف مردم در حسینیۀ امام خمینی (ره) اقامه شده است. ضمن این‌که مراسم جزء‌خوانی قرآن کریم، هر روز یک ساعت قبل از اذان ظهر با حضور قاریان ممتاز برقرار بوده است.

این برنامه، همه روزه به‌جز روزهای جمعه، تا پایان ماه مبارک رمضان ادامه خواهد داشت و پیشنهاد می‌کنم به ویژه شما تهرانی‌های عزیز، این نعمت بی‌بدیل و فرصت استثنایی را در روزهای باقی مانده از دست ندهید.

نشانی: خیابان فلسطین جنوبی - تقاطع خیابان آذربایجان – حسینیه امام خمینی (ره)

(می‌توانید از خیابان ولی عصر(عج) تا چهار راه جمهوری بیایید و از آن‌جا دیگر راهی نیست.)

بنا به تجربه عرض می‌کنم که یکی دو ساعت زودتر (مثلاً حدود ساعت 10) خودتان را برسانید، چون تشریفات بازرسی و ورود زمان‌بَر است.

***

خواب موثّق یک بسیجی:

خواب دیدم به همراه تعدادی از مردم روی پشت‌بام‌ها هستیم. هوا تاریک است، اما شب نیست، شبیه اوقات خورشید گرفتگی است و باد شدیدی می‌وزد که قدرت دارد مردم را با خود ببرد و هر کس به قسمتی از بام چسبیده است تا از زمین کنده نشود؛ خود من به یک برآمدگی سیمانی استوانه‌ای شکل چسبیده بودم. در لحظه‌ای که باد کمتر شد، همه به فکر افتادند از راه‌پله‌ها به داخل ساختمان‌ها بروند. به دیگران گفتم بیایید از پله‌های بیت رهبری پایین برویم آن‌جا امنیتش بیشتر است و خودم جلو افتادم. دو سه نفری هم پشت سر من پایین آمدند. وقتی پله‌ها تمام شد، قسمت جلو حسینیه امام خمینی(ره) بودیم، صف‌ها هنوز خلوت بود و زمانی تا آغاز نماز باقی بود. حضرت آقا در حالی که جوان بودند، با ریش‌های سیاه و کوتاه‌تر از الان و چهره‌شان با آنچه می‌شناسیم متفاوت بود، با عمامه و قبا و بدون عبا بودند چون داشتند فعالیت می‌کردند و از سمت سجاده به سوی صفوف حرکت می‌کردند.

امام خامنه‌ای رو به من ولی خطاب به همه می‌گفتند: «بابا بیایید این‌جا نماز بخوانید، خود امام زمان [عج] به من می‌گویند "قَد أقمت الصلوة" » و سپس فرمودند: «هر کس تا آخر نمازها را بیاید ...» بعد وعدۀ جایزه‌ای را دادند که یادم نیست. من گفتم: «آقا جان من تا آخرش می‌آیم» یعنی این‌که جایزه لازم نیست. ... بقیۀ خواب را یادم نمی‌آید.




تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/03/23 - ساعت: 16:37

اصلی ترین شاخص انقلابی بودن، دشمن شناسی است

بسم الله النّور

 دشمن شناسی در بیان امام خامنه ای

امام خامنهای در سخنرانی عظیم خود، در سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، دقیقاً ۶۰ بار کلمۀ «دشمن» را به زبان آوردند که حتّی اگر این اتفاق هم نیفتاده بود، نوع بیانات و تأکیدات معظم له نشان میدهد که اصلیترین شاخص انقلابی بودن، همانا «دشمن شناسی» است. معتقدم اگر کسی دشمن را درست بشناسد، به صورت طبیعی نه تنها از او تبعیت نمیکند، بلکه خود را برای مقابله با او تجهیز و آماده میسازد.

مقام معظم ولایت ابتدا عنوان جامعی را برای تعریف شخصیّت ممتاز امام خمینی(ره) به کار بردند که عبارت بود از «مؤمنِ متعبّدِ انقلابی». سپس در مقام تعریف پنج شاخص را برای انقلابی بودن بیان فرمودند: ۱- پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب ۲- هدف‌گیری آرمانهای انقلاب و همّت بلند برای رسیدن به آنها ۳- پایبندی به استقلال همه‌جانبۀ کشور ۴- حسّاسیّت در برابردشمن و کار دشمن و نقشۀ دشمن و عدم تبعیّت از او؛ قرآن این عدم تبعیّت را «جهاد کبیر» نام نهاده است ۵- تقوای دینی و سیاسی.

امام خامنهای نخستین بار در روز سوم خرداد سال جاری و در دانشگاه امام حسین(ع)، با تفسیر آیۀ ۵۲ از سورۀ مبارک فرقان، عدم تبعیت از دشمن و «جهاد کبیر» را مطرح ساختند و معرفت جدیدی را به مفاهیم تفسیری اضافه کردند. درست سه روز بعد و در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، مجدداً همین مفهوم را تکرار کردند. هشت روز بعد نیز در سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، در چارچوب معرفی ویژگیهای امام راحل(ره)، مجدداً به «جهاد کبیر» اشاره میفرمایند؛ این خط بیان و تکرارِ نو به نو، میفهماند که اصلیترین سخن امام خامنهای با مردم و مسئولین، همین دشمن شناسی و عدم تبعیت از دشمن و به عبارتی همین «جهاد کبیر» است.

به علاوه، باید دقت کرد که امام خامنهای شاخص «حساسیّت در برابر دشمن و عدم تبعیّت از او» را مفصل شرح و بسط دادند؛ و در جای جایِ سخنرانی از دشمن سخن گفتند و همان گونه که اشاره شد، ۶۰ بار کلمۀ دشمن را به زبان آوردند تا متوجه شویم که «دشمن شناسی» بیت الغزل نطق رهبر معظم انقلاب بوده است.

در روزگاری که بعضیها، حتی برخی از مسئولین، اصل وجود دشمن را انکار میکنند و به دلسوزان و به امت حزب الله انگ «توهم توطئه» میزنند، بار دیگر این دَم مسیحایی امام خامنهای است که با دقت و شجاعت سابقۀ دشمنی امریکا را یادآوری میکنند و با استناد به مفاهیم قرآنی ضرورت عدم تبعیت از دشمن و «جهاد کبیر» را متذکّر میشوند.

***

 متن بیانات مقام معظم ولایت در روز ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ [لینک]

شاخص چهارم، حسّاسیّت در برابر دشمن و کار دشمن و نقشۀ دشمن و عدم تبعیّت از او، که البتّه باید دشمن را شناخت، نقشۀ او را فهمید و از تبعیّت دشمن سر باز زد؛ عرض کردیم که قرآن این عدم تبعیّت را «جهاد کبیر» نام نهاده است؛ من این چند وقت دو سه بار دراین‌باره صحبت کردم.

**

حسّاسیّت در برابر دشمندشمن را بشناسیم، در برابر حرکات دشمن حسّاسیّت داشته باشیم. آن کسانی که در دوران دفاع مقدّس در جبهه بودند میدانند که آنجا کسانی در قرارگاه‌ها بودند که به‌وسیلۀ عوامل خودشان هر حرکت کوچک دشمن را دنبال میکردند، رویش حسّاس میشدند: فرض بفرمایید امروز دشمن این جابه‌جایی را انجام داده است؛ این برای چیست؟ چرا انجام داده است؟ علّت‌یابی میکردند. حسّاس در مقابل حرکات دشمندشمن را بشناسیم، نقشه‌های او را تشخیص بدهیم، بر روی کارهای او، حرفهای او، اظهارات او حسّاس باشیم؛ و در مقابل زهری که او احتمالاً خواهد ریخت، پادزهر فراهم بکنیم و آماده باشیم برای اینکه حرکت او را خنثی بکنیم. این، حسّاسیّت در مقابل دشمن است.  خب، نقطۀ مقابل این حسّاسیّت چیست؟ نقطۀ مقابل یکی این است که بعضی اصل دشمن را انکار میکنند. وقتی ما میگوییم دشمن داریم، میگویند «آقا، شما دچار توهّم اید؛ توهّم توطئه». خود این مطرح کردن توهّم توطئه به‌نظر ما یک توطئه است، برای اینکه حسّاسیّتها را کم کنند [میگویند]: «آقا، دشمنچیست، کدام دشمنی؟» واضح‌ترین چیزها را انکار میکنند. میگوییم آمریکا دشمن انقلاب است، ذات نظام سلطه اقتضا میکند که با نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی دشمن باشد؛ منافعشان ۱۸۰ درجه با یکدیگر اختلاف دارد. نظام سلطه اهل خیانت است، اهل جنگ‌افروزی است، اهل ایجاد و سازماندهی گروه‌های تروریست است، اهل سرکوب کردن گروه‌های آزادی‌خواه است، اهل فشار آوردن بر مظلومین - مثل فلسطین و امثال فلسطین - است؛ این طبیعت نظام سلطه است.

**

چطور میشود منکر این دشمنی شد؟ آمریکا بیست‌وهشتم مرداد را راه انداخت و حکومت ملّی را سرنگون کرد؛ آمریکا از اوّل انقلاب تا امروز دارد با ما دشمنی میکند؛ آمریکا در زمان طاغوت، ساواک را به راه انداخت که مایۀ شکنجۀ مردم و مبارزین [بود]؛ آمریکا در جنگ هشت‌ساله به دشمن ما حدّاکثر کمک ممکن را کرد؛ آمریکا هواپیمای مسافربری ما را سرنگون کرد؛ آمریکا سکّوی نفتی ما را زد؛ آمریکا ما را تحریم کرد؛ اینها دشمنی نیست؟ هر فردی و هر جریانی که برای اسلام و به نام اسلام کار میکند، اگر به آمریکا اعتماد کرد، خطای بزرگی مرتکب شده و سیلی‌اش را خواهد خورد؛ کما اینکه خوردند.




تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/03/12 - ساعت: 20:25

مراقب رفتار خود باشیم !

به نام خدا

 

سلام و ادب خدمت دوستان ارجمند؛

امروز در یکی از تقاطعهای خطرناک حومۀ شهر حواسم نبود و سهواً از چراغ قرمز رد شدم.

وسط تقاطع بودم که دیدم خودروهای طرف مقابل رعایت نمیکنند(!) و به سمتم میآیند و بعد متوجه شدم که بنده متوجه چراغ نبودهام. در همان حین متوجه شدم که سه خودرو دیگر به دنبال من از چراغ قرمز رد شدهاند و البته نوع رانندگیشان نشان میداد که متوجه قرمز بودن چراغ راهنمایی بودهاند. خندهام گرفت و به همراهان گفتم: «حالا من حواسم نبود، اینها کجا آمدهاند؟»

جالب است که سیل خودروهای مسیرهای تقاطع که در میان آنها یک کامیون وحشتناک هم دیده میشد، برای بنده خطری ایجاد نکردند و همین طور که از اشتباه خودم و از کار سه ماشینی که دنبال بنده آمده بودند خندهام گرفته بود و ترمز کرده بودم، هر سۀ آن خودروها به خطر افتادند و با زحمت از خطر گریختند؛ مخصوصاً یک ماکسیما که چیزی نمانده بود به طرز وحشتناکی با کامیون برخورد کند که به لطف خدا از مهلکه گریخت و البته انصافاً مهارت خوبی هم داشت.

از این ماجرا سه درس گرفتم:

۱- رفتار انسان همیشه روی دیگران تأثیر دارد، پس همیشه باید مواظب رفتار خود باشیم؛ هر عمل ما منحصر به خودمان نیست و تبعاتش به جامعه سرایت میکند.

۲- خطای بنده سهوی بود و لطف خدا آن چنان شامل حالم شد که انگار نه انگار خطری وجود دارد و مثل کسی که لطیفهای شنیده باشد، آن وسط ایستاده بودم و میخندیدم، اما سه خودروی که مشخص بود چراغ را دیدهاند، با خطر و مشکل مواجه شدند!

۳- همیشه گفتهایم و شنیدهایم و گاهی عمل کردهایم که مرد نباید مشکلاتش را به خانه بیاورد، امروز به صورت جدّی متوجه شدم که به علاوۀ منزل، مشکلات را نباید پشت فرمان برد!

دعا بفرمایید.






  • تعداد صفحات :11
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...