جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1396/05/4 - ساعت: 10:21

«داستان نویس اصول گرا» در لیست سیاه میهن بلاگ

بسم الله النّور
ظاهراً مشی ولایی و اصولی این وبلاگ به مذاق مدیر میهن بلاگ خوش نمی آید!
با این که مطالب این وبلاگ تولیدی است، اما میهن بلاگ اجازه نمی دهد تا به روز رسانی این وبلاگ در صفحه نخست سایت به نمایش در آید.
تا کنون چندین بار این اتفاق رخ داده است و هر بار بعد از اعتراض، موقتاً و به صورت محدود مشکل رفع شده است، اما بعد از مدتی کوتاه این تحریم تکرار شده است.
دیگر لازم نیست وجود «اشکال» را به مدیر و پشتیبانی میهن بلاگ اعلام کنم، چون اساساً اشکالی در میان نیست! از آنچه معمولاً در صفحه اول سایت به نمایش در می آید و از قرار گرفتن این وبلاگ در لیست سیاه میهن بلاگ، کاملاً مشخص است که میهن بلاگ وبلاگی با رویکرد ولایت فقیه را برنمی تابد.
اشکالی ندارد، این وبلاگ را در لیست سیاه قرار دهید، اما مطمئن باشید که بنده هر وقت فرصت داشته باشم این وبلاگ را به روز خواهم کرد و در اعتقادات پاکم و در ارادت و عشقی که به ولایت فقیه دارم، ذره ای و کمتر از ذره ای خلل وارد نخواهد شد.
و لله عاقبة الأمور.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1396/05/4 - ساعت: 10:15

چرا محصولات اسنوا را نخواهم خرید؟!

به نام خدا

 

بنده اگر چه از نوجوانی عاشق کالاهای ایرانی هستم، اما بعد از تعیین جایزه یک میلیارد تومانی برای یک نفر، به دو دلیل روشن، هیچ وجه محصولات «اسنوا» را نخواهم خرید:

1-    نخست این که تعیین چنین جایزه هنگفتی باعث می شود که خریداران به طمع جایزه اقدام به خرید کنند و شائبه قمار به میان می آید. چه کسی می تواند ادعا کند که فقط به خاطر نیاز به یک کالا و یا برای حمایت از کالای ایرانی اسنوا می خرد و هیچ چشمداشتی به جایزه یک میلیارد تومانی ندارد؟

2-    تولید، فروش و خرید کالای ایرانی باید عاقلانه باشد. وقتی اسنوا این جایزه هنگفت را به یک نفر می دهد، معنی اش این است که کالا را با قیمتی گزاف به مشتریان ارائه می کند. آیا بهتر نبود اسنوا این یک میلیارد تومان را از قیمت فروش محصولات کم می کرد تا مردم با توجه به تفاوت قیمت، با رغبت بیشتری به خرید کالای ایرانی روی بیاورند؟ اگر هم قصد اعلام جایزه بود، آیا بهتر نبود جایزه نهایتاً معادل قیمت کالای خریداری شده تعیین می شد  و به تعداد بیشتری از مشتریان تعلق می گرفت؟!

***

بنا به آنچه عرض شد، بنده به هیچ وجه محصولات اسنوا را نخواهم خرید. بنده حاضر نیستم با خرید محصولات اسنوا، بخشی از هزینه قمار این شرکت را بپردازم. حتی اگر بنا به فتوای مراجع عظام، ثابت شود که این نوع تعیین جایزه، شائبه قمار ندارد، بنا به دلیل دوم، و این که این نوع خرید و فروش عاقلانه نیست، این جانب همچنان از خرید محصولات اسنوا خودداری خواهم کرد.

و السلام.




داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1396/03/22 - ساعت: 20:52

نکته های خواندنی از ترقه بازی داعش در تهران

بسم الله النّور

پیش درآمد: این چند سطر، با همه ناچیزی و بی مقداری با یاد و عشق به مقام معظم ولایت نوشته شده است و  به محضر نورانی ایشان تقدیم می گردد؛ برگ سبزی است تحفه درویش.

1-  چرا داعش موفق به ترقه بازی شد؟

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون، دشمن همواره در صدد ایجاد رعب و وحشت و همیشه به دنبال ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی با ابزار ترور بوده است. به خاطر اقتدار دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی ایران، حدود 30 سال است که دشمن توفیقی در اجرای عملیات تروریستی در مرکز ایران نداشته است.

جالب است بدانید ماجرای مرقد و مجلس در زمانی اتفاق افتاد که نهادهای امنیتی بیشترین آمادگی و تمهیدات را برای مقابله با این نوع تهدیدات داشتند. ما در ماه های گذشته از همیشه آماده تر بودیم؛ آمادگی و هوشیاری جمهوری اسلامی در حدی بود که به صورت طبیعی این ماجرا نباید اتفاق می افتاد، پس چرا چنین شد؟

به نظر بنده حقیر، راز این رویداد را باید در یک آیه از قرآن عظیم جست و جو کرد: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْكُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (سوره مبارکه محمد(ص) – آیه 7)

این آیه ان قدر معروف است که مردم اغلب هم آن را حفظ هستند و هم اجمالاً معنی اش را می دانند که مؤمنین اگر خدا را یاری کنند، خدا نیز ایشان را یاری می کند و در برابر دشمن گام هایشان را استوار می سازد.

واقعیت این است که تمام پیروزی های انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران متعلق به هیچ شخص و گروهی نیست، هر چه هست از خداست. این پیروزی ها بی قید و شرط هم نبوده است، هر گاه مردم و مسئولین به تکلیف خود خالصانه عمل کرده اند، به دنبالش نصرت الهی را شاهد بوده اند.

متأسفانه مدتی است که مسئولین اجرایی کشور اصلی ترین تکلیف خود، یعنی عمل به فرامین ولایت فقیه را به درستی عمل نمی کنند. آنچه معظم له در باره اقتصاد مقاومتی، توجه به توان داخلی، ایستادگی در برابر دشمن و خدمت به محرومین بیان می فرمایند، با کم توجهی، بی توجهی و حتی کنایه های دشمن شادکن مسئولان اجرایی کشور رو به رو می شود. در چنین شرایطی نباید توقع داشته باشند که نصرت الهی شامل حال شان شود، چرا که طبق نص صریح قرآن، این نصرت بی قید و شرط نیست.

به نظر بنده اصلی ترین دلیل عدم توفیق دولت در مهار دستگیری دو تیم تروریستی مرقد و مجلس ، کوتاهی دولت در تبعیت از ولایت فقیه است.

وقتی دولت و هیئت وزیران وارد بازی های سیاسی می شوند و اصلی ترین وظایف خود را معطل می گذارند، وقتی به جای رسیدگی به وضع مردم و به ویژه به جای برطرف کردن مشکلات بسیار زیاد محرومان، رفع حصر فتنه گران و پخش آهنگ ربّنای یک خواننده معلوم الحال را به مهم ترین مسئله کشور تبدیل می کنند، طبیعی است که با محرومیت از نصرت الهی، به انواع مشکلات دچار شوند!

فقط برای نمونه عرض می شود که روز 16 خرداد وزیر اطلاعات می گوید: «تشکیلات اطلاعاتی برای بگیر و ببند نیست، بلکه برای نگیر و نبند است» و این جمله روز بعد بر صفحه روزنامه آرمان نقش می بندد و درست در همان وقت که روزنامه آرمان با این جمله عجیب و غریب وزیر اطلاعات، روی پیش خوان روزنامه فروشی ها قرار دارد، تروریست ها به مجلس حمله می کنند! به نظر شما آیا در این همزمانی رازی نهفته نیست؟!

 

2-   چرا دشمن این زمان را برای عملیات ترور انتخاب کرد؟

سه روز بعد از ترقه بازی داعش، وزیر اطلاعات دولت روحانی در گفت و گوی ویژه خبری می گوید: « در سال ۹۴ حدود سی تیم [تروریستی] ، در سال ۹۵ حدود ۴۵ تیم و در دو ماه و بیست روز سال ۹۶ نیز بیش از ۲۵ تیم را زیر ضربه بردیم». به نظر شما چرا دشمن و دست نشانده منطقه ای او یعنی دولت سعودی این زمان را برای عملیات ترور مناسب دانسته اند؟ آیا این عجله و این انتخاب زمانی، به وادادگی دولت در سیاست خارجی ربط ندارد؟ مسلماً ربط دارد.

متأسفانه دولت روحانی آن همه ضعیف و بزدلانه عمل کرده که دشمن به این نتیجه رسیده است که هم می توان ایران را وادار به تعهدات سنگین برجام کرد، هم تعهدات متقابل را عمل نکرد، هم تحریم های جدید وضع کرد و هم به این فکر افتاده اند تا برجام های جدید را به کشور عزیزمان تحمیل کنند.

دست آخر هم با توجه به دیوار کوتاه دولت روحانی، بی بته های جاهل سعودی نیز زمان را برای ایجاد ناامنی در کشور بزرگ ایران مناسب دانسته اند. در این زمینه مستندات قابل ارائه و گفتنی زیاد است که جداگانه باید عرض شود.

 

3-  آیا حرکت تروریست ها ارزش عملیاتی داشت؟

بدون کمترین جانبداری باید عرض شود که این حرکت که بنا بر شواهد بسیار با همکاری فرقه منافقین خلق صورت گرفته است، هم در مقایسه با هدف تروریست ها بسیار ناچیز و ناموفق بود و هم در ارزیابی میدانی فاقد ارزش محسوب می شود.

این گونه که شنیده شده، تروریست ها تصمیم داشته اند که پس از ورود به مرقد مطهر، با انفجار انتحاری، مزار نورانی امام خمینی (ره) را منهدم کنند. همان گونه که می دانید دو تروریست معدوم، اصلاً نتوانستند به مرقد مطهر وارد شوند و در دویدن های گیج و منگ و تیراندازی های پراکنده، قبل از این که متوجه وضعیت و موقعیت خود شوند، به درک واصل می شوند و پشتیبان آن ها که یک زن بوده است و با جهاد نکاح (زنا)، تروریست ها را تأمین جنسی می کرده است و در مرقد نقش راهنمای ایشان را داشته است، بازداشت می شود.

ظاهراً تروریست هایی که بعد از اقدامات تروریستی مرقد و مجلس دستگیر شده اند، گفته اند که هدف تروریست ها در مجلس شورای اسلامی این بوده که به صحن مجلس راه یابند و به نوبت خود را در میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی منفجر کنند و با شهادت اکثر قریب به اتفاق نمایندگان مجلس، کشور را با یک بحران رو به رو سازند. اما در نهایت بعد از تیراندازی به سوی مردم بی دفاع، ظرف یکی دو دقیقه در یکی از طبقات محاصره و زمین گیر شدند و در واقع به تله افتادند. تروریست ها در نهایت، بدون این که حتی موفق به انفجار جلیقه انتحاری خود گردند، در همان  تله اولیه به هلاکت رسیدند و به درک واصل شدند.

جالب است که در تمام این مدت، مجلس به کار روزمره خود مشغول بود و همین، به نمایش اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر دشمنان بیرونی تبدیل شد. این گونه است که مقام معظم ولایت، این حرکت دشمن را به درستی «ترقه بازی» نام گذاری کردند. دشمنی که آمده بود تا برای کشور عزیزمان بحران ایجاد کند، تحقیر شد، 5 تن از عواملش که به روی مردم بی گناه اسلحه کشیده بودند با خواری و خفت به هلاکت رسیدند و تعداد زیادی از عوامل دشمن به صورت ضربتی بازداشت شدند.

 

4-  تروریست ها ترسو و شتاب زده بودند.

هدف تروریست ها ورود به صحن علنی مجلس، تیراندازی به نمایندگان و سپس انفجار نوبتی در میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی بوده است. آن ها با داشتن نقشه ساختمان، دو راه کار برای خود در نظر گرفته بودند. راه کار نخست دری بوده که پس از گیت ورودی شماره 2 برای مراجعات مردمی استفاده می شده است. راه کار دوم این بوده که خود را به طبقه چهارم برسانند و با انفجار دیوار، خود را به جایگاه خبرنگاران و مهمانان برسانند و از بالا نمایندگان را هدف قرار دهند.

تروریست ها در بدو ورود به ساختمان مراجعات مردمی مجلس، دستپاچه به سوی مردم شلیک می کنند. یکی از محافظین با شتاب می رود به سوی دری که به سوی صحن مجلس باز می شود و ماوقع را اطلاع می دهد تا در بسته شود. تروریست ها به در فلزی می رسند و آن را به رگبار می بندند. این در، استحکام چندانی ندارد و قفل آن با یکی دو شلیک خرد خواهد شد، اما به محض این که تروریست ها متوجه می شوند چند محافظ در فضای پشت در هستند، فرار را برقرار ترجیح می دهند. جالب است که تروریست ها مسلح به کلاشینکف، نارنجک و جلیقه انفجاری بودند، اما محافظین فقط اسلحه کمری (کلت) داشته اند و همین نشان می دهد که تروریست ها چه اندازه بزدل بوده اند!

نکته دیگر این است که اگر تروریست ها به محض ورود از در شماره 2، برای کشتن مردم بی گناه معطل نمی شدند، به احتمال زیاد موفق می شدند قبل از بسته شدن در فلزی به آن برسند و وارد صحن مجلس شوند. می توان گفت خوی حیوانی تروریست ها باعث شد به هدف از پیش تعیین شده نرسند، به عبارتی می توان گفت که شهیدان مردمی مانع ورود تروریست ها به صحن مجلس شدند!

به هر تقدیر تروریست ها بعد از مواجهه با در بسته و محافظین پشت در، فرار می کنند و در مسیر رسیدن به طبقه چهارم، هر جا به پنجره ای می رسند، به سوی مردمی که در خیابان قرار دارند تیراندازی می کنند. در طبقه دوم وارد یکی از اتاق ها می شوند و دو کارمند حاضر را به شهادت می رسانند، در همان اتاق کارمند دیگری حضور دارد که تروریست ها موفق به دیدن او نمی شوند و زنده می ماند. در اتاق های آن طبقه، باز هم کارمندانی حضور دارند، اما تروریست ها آن قدر دستپاچه اند و آن قدر ترسیده اند که نمی توانند به دیگر اتاق ها وارد شوند؛ حتی فیلم کوتاهی که از آن اتاق با استفاده از اینترنت موبایل ارسال می کنند، بسیار شتاب زده است و ترس فراوان تروریست ها را نشان می دهد.

خوب است بدانید که جملات بیان شده در فیلم، سخن شخصی آن تروریست نبود، بلکه جمله‌ای معروف بود از ابومحمد عدنانی از سرکردگان داعش، که خبر هلاکتش چند ماه پیش منتشر شد: «أتظنون أنا سنرحل؟ أتخالون أنا سننتهی؟ أتحسبون أنا سنکل أو نمل؟ کلا إننا باقون بإذن الله إلى قیام الساعه ولیقاتلنّ آخرنا الدجال». یعنی: «آیا گمان می‌کنید ما رفتنی هستیم؟ آیا می‌پندارید ما پایان‌یافتنی هستیم؟ هرگز. ما به اذن الله تا قیام قیامت پایداریم و آخرین نفر از ما در نبرد آخرالزمان، دجال را خواهد کشت».

بدون شک تروریست مسلح این جملات را حفظ کرده و آماده بوده آن را به عنوان رجز در صحنه بخواند و منتشر کند، اما آن قدر ترسیده است که موفق به قرائت همه جملات نمی شود و همان مقدار را نیز با ترس و لرز و نامتعادل بیان می کند!

 آن ها سپس به طبقه چهارم می روند و در همان جا زمین گیر می شوند. داعشی ها دیگر به تله می افتند، آن قدر آرامش ندارند که به اتاق های دیگر که با فایل و میز و صندلی، توسط حاضرین قفل شده است وارد شوند. حتی در یک متری تروریست ها، چند نفر از کارمندان مجلس پنهان شده اند، ولی تروریست ها به دلیل همان ضعف مفرطی که از ترس بر آن ها مستولی شده، توان دسترسی به کارمندان پنهان شده را ندارند.

اگرچه عوامل داعش اغلب منحرفینی هستند که فریب صحنه سازی عوامل رژیم صهیونیستی را خورده و گمراه شده اند و گمان می کنند که جنایت های کثیف شان، جهاد فی سبیل الله محسوب می شود، اما هنگامی که پا به معرکه می گذارند، ضعف اعتقادی شان معلوم می شود، در حالی که دیگر راهی برای بازگشت ندارند، از طرفی چون چند نفر هستند، از همدیگر خجالت می کشند که شک و تردید خود را آشکار سازند و مجبور می شوند دل به دوزخ بسپارند و مسیری که را آغاز کرده اند، به پایان برسانند.

 

5-  نیروهای دلاور سپاه حماسه آفریدند.

در طرف مقابل، واکنش سریع و جان برکفانه نیروهای سپاه، اعتقادات الهی، اوج اخلاص و شهادت طلبی ایشان را در پیش چشم جهانیان به نمایش می گذارد. ویژگی مشترک نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ولایتمداری ایشان است. نیروهای سپاه حاضرند تکه تکه شوند، ولی رهبر عزیزشان که نایب امام مهدی (عج) می باشند، سلامت و خرسند باشند.

فرمانده کل سپاه پاسداران خود در صحن مجلس حاضر می شود، معاون او نیز به میدان می آید و فرمانده نیروی زمینی سپاه فرماندهی عملیات در خط مقدم مبارزه با تروریست ها را به عهده می گیرد. نیروهای ضربت نیز اغلب از مسئولین گردان صابرین هستند. برخلاف مرسوم در دنیا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرباز و نیروی جزء به میدان نمی فرستد، بلکه فرماندهان عالی رتبه، با ایمان راسخ و بدون ترس از شهادت، بلکه با اشتیاق به مصاف تهدید می روند.

پاسداران می دانند که در همه طبقات و حتی همان طبقه ای که تروریست ها به تله افتاده اند، کارمندان مجلس حضور دارند، از این رو عجله نمی کنند و در حالی که به صورت حساب شده به تبادل آتش با تروریست ها می پردازند، کارمندان را از طبقات نجات می دهند و به زیرزمین که امنتیش کامل شده منتقل می کنند. جالب است که حتی 4 کارمند را از یک متری داعشی ها نجات می دهند!

عقل سلیم می گوید بهتر است تروریست ها زنده دستگیر شوند و تلاش برای این امر صورت می پذیرد، اما این مسئله فقط به خود تروریست ها بستگی دارد، آن ها که می دانند سرنوشتی به جز مرگ ندارند، به توهم این که نیروهای اسلام نیز مثل خودشان با اسیران بدرفتاری می کنند، حاضر به تسلیم نیستند و این در حالی است که یکی از تروریست ها به شدت زخمی شده است و ظاهراً در نهایت، بر اثر همین جراحت نیز به هلاکت می رسد.

تبادل آتش حساب شده از طرف پاسداران، موجب می شود تا فشنگ های تروریست ها تمام شود. مدتی است که تروریست ها در تیررس تک تیراندازان هستند، ولی به امید تسلیم آن ها، شلیکی صورت نمی گیرد. در این میان یکی از تروریست ها که قصد پرتاب یک نارنجک را دارد، با تیر مستقیم تک تیرانداز هلاک می شود و نارنجک در دستش منفجر می شود.

تروریست دیگر دست به چاشنی می برد تا جلیقه انتحاری را منفجر کند که بلافاصله مورد هدف تیر مستقیم قرار می گیرد و به هلاکت می رسد و ماجرا خاتمه می پذیرد.

 

نکته حائز اهمیت این است که تروریست ها بعد از زمین گیر شدن توسط نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دیگر نتوانستند به کسی صدمه برسانند. با این که خشاب های زیادی داشتند و به نارنجک و جلیقه انفجاری نیز مسلح بودند و از نظر شرایط جنگی با نیروهای سپاه برابر بودند و حتی برتری داشتند (چون نیروهای سپاه بنا به ایجاد هیچ انفجاری حتی با نارنجک نیز نداشتند)، اما تمام تیرهایشان به سنگ خورد و هیچ یک از نیروهایی که با تروریست ها درگیر شدند، آسیب ندیدند.

 

6-  در مسلخ عشق جز نکو را نکشند.

شهادت اتفاقی نیست، تنها کسانی به این فوز عظیم نائل می آیند که در درجه نخست عاشق شهادت باشند! بنا به شهادت خانواده و اطرافیان،  شهیدان رمضان ویژگی های مشترکی داشته اند: «در آرزوی شهادت، عاشق مدافعان حرم و مشتاق حضور در صف مبارزه با داعش و عاشق و فدایی ولایت بوده اند و اخلاق و رفتارشان نمونه بوده است». 

برخی از این عزیزان در فضای مجازی و حتی در پروفایل خود این حقایق را منتشر کرده بودند.

شهادت عزیزان مان در مجلس و مرقد، نشان می دهد که در باغ شهادت – مثل همیشه – باز است و اگر دیگران نیز مخلصانه به اسلام خدمت کنند و در مسیر ولایت قرار داشته باشند، این امید وجود دارد که با مدال شهادت، به ملکوت اعلی سفر کنند. (اللهم الرزقنا)

 

7-  دولت اشتباهاتش را جبران کند.

امید است تا دیر نشده دولت روحانی متوجه اشتباهات فراوان خود در سیاست خارجی بشود و به جای التماس و وادادگی در مقابل دشمن، اقتدار و عزت مردم قهرمان کشور را حفظ کند. امید است اشتباه بزرگ خود را در تضعیف توان نظامی و موشکی کشور جبران کند، و از این پس، سپاه پاسداران را که حافظ کشور و ارزش های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می باشد، تضعیف نکند.

جناح دولت در رسانه ها و تریبون ها، با تمام پیشامدها سیاست زده برخورد می کنند و از هر اتفاق و مصیبتی بهره برداری سیاسی می کنند. به عنوان مثال وقتی پلاسکو در آتش می سوخت، که بیش از همه دو وزارتخانه مقصر بودند، با نگاه سیاست زده شعار استعفای شهردار تهران را سر می دادند؛ اما اکنون که تروریست ها بعد از 30 سال موفق به ترقه بازی (ولو بی خاصیت) در قلب پایتخت شده اند، و همه مردم یک نقیصه امنیتی را شاهد بوده اند و متوجه شده اند که اگر وزارت اطلاعات تلاش هایی داشته، ولی این تلاش ها کافی نبوده است، می گویند کسی حق ندارد اشکالات را بگوید.

همین جماعت وقتی دوران سرخوشی شان بود، مدافعان حرم را مسخره می کردند، به سپاه بد و بیراه می گفتند، و نیروهای امنیتی را لباس شخصی های مزاحم مردم می خواندند؛ اما اکنون که سایه مرگ را بیخ گوش خود می بینند، می گویند ما همه در کنار هم هستیم!!! معنی و مفهوم این سخن این است که ما با هم هستیم، شما بروید جلو و فدای ما بشوید!

خوب است سیاست بازانی که در دوران سرمستی، سربازان ولایت، مدافعان حرم و پاسداران جان برکف را می کوبند، فراموش نکنند که همین نیروها همواره کشور را از انواع مشکلات رهایی داده و از انواع خطرات حفظ کرده اند. اگر ترقه بازی داعش همین یک دستاورد را هم داشته باشد، کافی است تا ما آن را از الطاف خفیه الهی بدانیم.


 

8-  انتقام خواهیم گرفت.

جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده است که از خون شهیدانش نمی گذرد. داعش زبون و ال سعود خائن الحرمین، سزای جنایت خود را خواهند دید. چگونگی و زمان ضربت جمهوری اسلامی ایران را فرماندهی کل قوا، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (أیده الله تعالی بتأییداته الخاصه) تعیین خواهند فرمود.

 

در این زمینه ناگفته هایی هست که اگر عمری باشد و توفیقی، قلمی خواهد شد.

و السلام علی من اتبع الهدی.




داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 
تاریخ نگارش: شنبه 1396/03/6 - ساعت: 15:27

چرا پیش بینی این وبلاگ درست بود ؟!

نه بنده علم غیب دارم و نه مردم غیر قابل پیشبینی هستند!

اگر در انتخابات سال ۹۲ و درست در زمانی که ستاد انتخابات روحانی در خوش­بینانه ­ترین فرض، رفتن به دور دوم را احتمال می­ داد، اینجانب پیروزی میلیمتری روحانی را پیشبینی کردم؛ و اگر از همان لحظه انتخاب روحانی در سال ۹۲ ، با قاطعیت گفتم که در سال ۹۶ هم روحانی با تصاحب درصد بیشتری از آرای مردم پیروز خواهد شد و اگر در تمام این چهار سال و تا شب انتخابات، در حالی که همه تحلیلگران نتیجه دیگری را پیشبینی میکردند و یا دست کم به شدت به تردید افتاده بودند، بنده همچنان به پیروزی قاطع روحانی اطمینان داشتم و آن را در وبلاگ و فیسبوک نوشتم، دلیلش فقط درست دیدن مردم و فضای کشور بود!

باور کنید این بار هم حتی ستاد انتخابات روحانی و خودش به شدت ترسیده بودند، مدعیان اصلاحات و ضدانقلاب خارج نشین هم ترسیده بودند و گمان میکردند آیت الله رئیسی به روحانی رسیده و یا از او پیشی گرفته است؛ اما این بنده حقیر به پیروزی روحانی اطمینان داشتم. بنده معتقدم برای درست دیدن مردم و اجتماع، باید از حبّ و بغضها و از هیاهوها فاصله گرفت و روشنبینانه به تحلیل مطالبات و ذهنیات مردم پرداخت و سپس رفتار آن­ ها را پیشبینی کرد؛ معمولاً سیاستمداران ما این کار را بلد نیستند!

بنده با اینکه تمام وجودم سیّد محرومان، حضرت آیت الله رئیسی را طلب میکرد، و با اینکه شخصاً مطمئن بودم نامزد مورد وثوق رهبر معظم انقلاب، جناب رئیسی میباشد، و در حالیکه در فضای مجازی، جلسات حضوری و مواجهات چهره به چهره با مردم، همواره آیت الله رئیسی را تبلیغ و حمایت میکردم، و با اینکه با درج نام خود در میان نویسندگان و هنرمندان حامی آیت الله رئیسی موافقت کردم، و با اینکه خودرو شخصی خود را با چسباندن عکسهای فراوان و نصب پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران به ستاد انتخاباتی سیار آیت الله رئیسی تبدیل کرده بودم، اما هیچگاه خود و اطرافیانم را گول نزدم و همواره پیشبینی خود را صراحتاً اعلام میکردم. البته بنده هیچگاه امید خود را از دست ندادم و برای پیروزی آیت الله رئیسی از دعا و نذر و نیاز هم غافل نشدم، اما پیشبینیام تحت تأثیر این دعا و نذر و نیاز قرار نگرفت.

اکنون نیز سیاستمداران ما با تحلیل عملکرد اصولگرایان، دلایل پیروزی روحانی را میکاوند که باز ره به خطا میروند؛ چرا که فارغ از نوع عملکرد اصولگرایان، این «مطالبات، باورها، انگیزهها و رفتار مردم» بود که نتیجه انتخابات را رقم زد.

اگر کسی میخواهد دلایل شکست و پیروزی انتخابات ریاست جمهوری را کشف کند، باید به تحلیل جامعه و مردم کشور بپردازد و مطمئن باشد که نوع عملکرد اصولگرایان در این میان نقش بسیار کوچکی داشته است.

اگر بنده حقیر فرصت کنم و در این باره بنویسم، خواهیم دید که اتفاقاً در انتخابات ۹۶ ، اصولگرایان و بزرگان قوم، عملکرد بسیار خوبی داشتند و ان شاء الله مأجور خواهند بود.

در لینک زیر یادداشت قدیمی بنده را ملاحظه میفرمایید که پیروزی روحانی در انتخابات اخیر پیشبینی شده بود و مشاهده میفرمایید که عرض شده احتمالاً دو سال بعد با یک غائله (شبه فتنه) مواجه خواهیم شد که امید است با نگاه درست به حوادث پیش رو و هوشیاری مسئولین، این غائله اتفاق نیفتد و یا در نطفه خفه شود؛ جمهوری اسلامی ایران این قدرت را دارد که از فتنه آینده جلوگیری کند؛ چنین باد.

- یاداشت قدیمی بنده: پیش بینی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری [لینک]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1396/03/4 - ساعت: 08:42

راهکار مناسب برای گواهینامه خدمت نرفته ها !

 

چند سال است قانونی تصویب شده که مردها بتوانند بدون ارائه کارت پایان خدمت (و یا کارت معافیت از خدمت) گواهینامه بگیرند، اما این قانون معلق مانده و اجرا نشده است. سردار موسی کمالی رئیس اداره سرمایه انسانی سرباز ستادکل نیروهای مسلح می گوید: «از یک طرف قانون به ما امر کرده که آقایان خدمت نرفته را دستگیر کنیم و از طرفی ما را مکلف کرده که به آن ها گواهینامه بدهیم و ما الان نمی دانیم چه کار کنیم و درصدد رفع مشکل به صورت قانونی هستیم».

به نظر بنده این که اصلاً مشکلی نیست، به عبارتی می توان هر دو قانون را اجرا کرد، به این صورت که یا اول طرف را دستگیر کرد و سپس در زندان به او گواهینامه داد، و یا این که اول به او گواهینامه داد و سپس او را دستگیر کرد!

برای این که روش مناسب اتخاذ شود، باید از قانون گذار پرسید که کدام قانون اولویت دارد، دستگیری یا اعطای گواهینامه؟ وقتی قانون گذار اولویت را تعیین کرد، آن وقت نیروهای محترم انتظامی می توانند در کمال وظیفه شناسی هر دو مأموریت خود را انجام دهند؛ به این صورت که هم به آقایان خدمت نرفته گواهینامه بدهند و هم آن ها را دستگیر کنند.

علی برکت الله!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1396/02/26 - ساعت: 13:39

حمایت بیش از 250 نویسنده و شاعر از آیت الله سید ابراهیم رئیسی

با افتخار از سید محرومان حمایت می کنم و به آیت الله سید ابراهیم رئیسی رأی خواهم داد. [لینک]





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1396/02/25 - ساعت: 09:53

فرزندان ناخلف

مــــا گـــل های خندانیم                چـــار درصـــد از ایـرانیـــم

بیت المـــال مـــــــردم را                 ارث پـــــــدر مـی دانیـــم

مـــا بــا دروغ های خــود                چار سال دیگـر می مانیم

خشنود باش ای دشمن                 خوش حال باش ای ارباب

از مــــا نـوکــــران خـــود                 دلشــاد بـــاش ای اربـاب



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1396/02/19 - ساعت: 21:28

آستان قدس رضوی مالیات پرداخت می کند

بسم الله النّور

 

در فضای رسانه ای برای تخریب شخصیت آیت الله رئیسی با کنار هم قرار دادن نامۀ دفتر مقام معظم رهبری در مورد شمولیت مالیات آستان قدس و نهادهای وابسته با مصوبه مجلس نهم مبنی بر لزوم پرداخت مالیات توسط آستان قدس، این طور تحلیل می کنند که آیت الله رئیسی به دنبال فرار مالیاتی آستان قدس بوده است.

1- این در حالی است که  یکی از اعتقادات و شعارهای آیت الله سید ابراهیم رئیسی در دوران مدیریت بر آستان قدس رضوی و همچنین در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، اصرار بر شفافیت نظام مالیاتی و لزوم توجه به مالیات به عنوان اصلی ترین درآمد دولت است. ایشان در دوران مدیریت بر سازمان بازرسی کل کشور در چند نوبت اقدام به بازرسی از آستان قدس و نهاد های وابسته به آن نمود که همان موقع مشکل این نهاد بزرگ خدماتی و اقتصادی را عدم التزام به تشریفات نظام مالیاتی می دانست. لذا از بدو حضور به عنوان تولیت این آستان ضمن بخشنامه ای همۀ دستگاه ها و شرکت ها و زیر مجموعه های آستان قدس را ملزم به اجرای تشریفات مالیاتی در جهت شفافیت در نظام حسابرسی و مالی نمود. زیرا این شفافیت از بروز خطا و تخلفات مالی جلوگیری می کند. و در یک سال گذشته تمام اطلاعات مالی آستان قدس و زیرمجموعه های آن بر روی سامانه مالیات و تحت نظارت مؤدیان محترم مالیاتی قرار گرفته است.

2- در تمام دنیا مؤسسات خیریه از مالیات معاف هستند.

3- در ایران بدهی دولت به آستان قدس رضوی چند ده هزار میلیارد ریال می باشد.

4- در خصوص موقوفات به دلیل ملاحظات شرعی نمی توان آزادانه در دخل و خرج آن ها عمل کرد و باید برای بعضی کنش ها در خصوص این مال الوقف ها، از ولی امر مسلمین اجازه شرعی گرفت. استعلام آیت الله رئیسی از امام خامنه ای در خصوص مالیات بر آستان قدس نیز از این جهت بوده است، که با پاسخ دقیق معظم له روبرو شد.

5- همانطور که در پاسخ مسئول دفتر امام خامنه ای ملاحظه می فرمایید، ایشان بر نظر امام راحل عظیم الشأن مبنی بر معافیت آستان قدس از مالیات تاکید می نمایند و  در ضمن مالیات بر ارزش افزوده و مالیات های تکلیفی را از این معافیت استثناء می کنند و بر مشی آیت الله رئیسی، تولیت آستان قدس رضوی، مبنی بر لزوم شفافیت تاکید می کنند.

6- بر اساس قانون بنگاه های اقتصادی که ١٠ درصد سود خود را در امور فرهنگی، ورزشی و خیریه خرج کنند، از معافیت های مالیاتی بهره مند می شوند که آستان قدس چند برابر مبلغی را که باید مالیات بدهد، در امور مستمندان و فعالیت های فرهنگی ورزشی خرج می کند.

7- علی رغم آنچه گفته شد، آستان قدس رضوی اکنون مالیات تکلیفی، مالیات ارزش افزوده و مالیات بر حقوق کارمندان خود را پرداخت می کند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1396/02/16 - ساعت: 16:05

با حجت شرعی به آیت الله رئیسی رأی خواهم داد

بسم الله النّور

 

این که چه کسی به عنوان رئیس جمهور بعدی انتخاب میشود، به رأی اکثریت مردم بستگی دارد، اما بنده با حجت شرعی، قربة الی الله و با افتخار، به آیت الله سیّد ابراهیم رئیسی رأی میدهم.

جایگاه تولیت آستان قدس رضوی، جایگاه رفیعی است و وقتی امام خامنهای، آیت الله رئیسی را شایسته این مقام میدانند، و آن عبارات زیبا و پرمعنا را در تمجید از شخصیت ایشان به کار می‌برند، نشان میدهد که معظم له به آیت الله رئیسی اعتماد کامل دارند و ایشان را در اوج شایستگی میدانند.

 

برای دیدن عکس در اندازه بزرگ‌تر روی عکس  کلیک کنید

حکم امام خامنه‌ای [ لینک]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1396/02/12 - ساعت: 16:38

احمدی نژاد منحرف است

بسم الله النّور

 

وقتی احمدی نژاد دیگر کاندیدا نیست، بهترین دلیل برای منحرف بودن احمدی نژاد و بهترین شاخص برای این که مطمئن شویم طرف داران او «جریان انحرافی» هستند ، همین است که هنوز به ضرب و زور می خواهند نامش را در شبکه های اجتماعی سر زبان نگه دارند و به انتخابات – بخوانید به نظام – ضربه بزنند. حرکت احمدی نژاد و اطرافیانش و همین طور تحرکات معدود حامیانش، دقیقاً یک عمل منافقانه است.

دلیل دیگر انحرافی بودن این جریان این است که احمدی نژاد را بر قانون و نظام ارجح می دانند، انگار این احمدی نژاد است که باید صلاحیت شورای نگهبان و نظام را تأیید کند! در برخی موارد حتی او را بر ولی فقیه نیز ترجیح می دهند که بهترین نشانه نفاق همین است!

بنده رصد کرده ام، بعضی از این کسانی که در شبکه های مجازی هنوز اسم محمود را می آورند حتی ایرانی هم نیستند؛ بلکه زبان آموختگان سرویس های جاسوسی دشمن می باشند. به گمانم دستگاه های جاسوسی دشمن نیز به تولید داخلی روی آورده اند و کار و کاسبی وطن فروشان و منافقان فراری کساد شده است.




داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1396/02/11 - ساعت: 01:33

متن مجری همایش تکریم مادران و پدران و خانواده شهیدان اطلاعات عملیات لشکر 17 علی بن ابی طالب (ع)

اشاره: همایش تکریم پدران و مادران و خانواده شهیدان واحد اطلاعات عملیات لشکر 17 علی بن ابی طالب (ع) در روز میلاد حضرت سیدالشهدا (س)، روز یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 در مسجد مقدس جمکران برگزار شد. در این یادداشت متن مجری برای آغاز برنامه را ملاحظه می فرمایید. هنگامی که مجری بخش پایانی این متن (یعنی بخشی که از زبان شهیدان ادا می شد) را قرائت می کرد، مادران شهید به شدت گریه می کردند. می توانید فایل word متن مجری را دانلود کنید. [لینک]

بسم الله النّور

بسم الله نورِ النّور

بسم الله نورٌ علی نور

دیوارهای خانه نم دارد

این خانه بی تو عشق کم دارد

بگذار سر را روی زانویم

می خواهم امشب مادرت باشم

می خواستم بال و پرم باشی

می خواستم بال و پرت باشم

می خواستم در واپسین لبخند

تصویر چشمان ترت باشم

می خواستم هنگامۀ رفتن

آغوش گرمت را بغل گیرم

می خواستم در لحظۀ آخر

من سایۀ روی سرت باشم

می خواستم تا پیش من باشی

دستم همیشه بر سرت باشد

تو تکیه گاه مادرت باشی

من سایبانی بر سرت باشم

می خواستم بال و پرم باشی

می خواستم بال و پرت باشم

رفتی و باید بعد پروازت

پشت و پناه دخترت باشم

چون دخترت خرد است و بابایی

می خواستم تو در برش باشی

بابای او باشی و من تنها

مادر بزرگ دخترت باشم

این جا نشستم رو به آن جاده

موی غزل را شانه می کردم

می خواستم روزی که  می آیی

چشم نشسته بر درت باشم

روزی پر از گل می شود این دشت

صبح شکوه باغ نزدیک است

من قول خواهم داد تا آن روز

هم صحبت نیلوفرت باشم

بگذار از پیشانی ات این بار

از جای سجده بوسه بردارم

مجنون شوم در وادی عشقت

لیلای اکبر پرورت باشم

بعد تو ای نور دو چشمانم

تاب و توان تمدید خواهم کرد

هم بشنوم تحسین مردم را

هم کوه صبر همسرت باشم

می رفتی و چشمم به تو، اما

موج نگاه تو به بالا بود

تو آسمانی بودی و من هم

می خواستم همسنگرت باشم

در این دیار غربت و اندوه

رفتی تو مادر من شدم تنها

ای کاش من هم می توانستم

در آسمان ها در برت باشم

خوب است جامی لب به لب بودن

یک کربلا اُمّ وَهَب بودن

ای کاش می شد لحظۀ آخر

                             یک بوسه روی حنجرت باشم

در بستر نوزادى ات هر شب

تو تکه ماه کاملم بودى

تقدیر امروزت شهادت بود

اى ماه، تا بر بسترت باشم

زهرا (س) وصیت کرد زینب (س) را

کن بوسه باران جای حنجر را

می خواستم چون حضرت زینب (س)

من بوسه زن بر حنجرت باشم 

*** *** *** ***

سلامی به بلندای هفت آسمان و به پهنای همه گیتی بر منتقم ثارُ الله ؛ سلام بر حضرت روح الله؛ درود بر خلف او، امام ما سیّد علی؛ سلام و درود بر شهیدان راه خدا.

سلام بر بیت المقدس، سلام بر خونین شهر؛

سلام بر خیبر و بدر، سلام بر جزیره مجنون؛

سلام بر والفجر هشت، سلام بر حماسه اروند رود؛

سلام بر کربلای یک، سلام بر مهران؛

سلام بر کربلای چهار و پنج، سلام بر شلمچه؛

سلام بر عاشورای دو، سلام بر والفجر چهار، سلام بر فتح المبین، سلام بر ثامن الائمه، سلام بر رمضان، سلام بر محرم، سلام بر خوزستان آزاده، سلام بر دشت شقایق ها، سلام بر کردستان سربلند، سلام بر جادۀ سردشت بانه، سلام بر زین الدین؛

سلام  و درود بی کران بر شهیدان لشکر پیروز و حماسه آفرین 17 علی بن ابی طالب (علیه السلام).

*** *** *** ***

عرض سلام و ادب و ارادت؛ و عرض تبریک دارم، به محضر ارجمند مادران و پدران شهید، خانواده های معظم شاهد، رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس و همه عزیزان و سرورانی که قدم رنجه کرده اند تا در این روز مبارک و در میلاد مسعود امام عشق، حضرت سَیدالشهدا (علیه السلام)، مهمان عزیزان سفر کردۀ مان باشیم.

از صمیم قلب و سُوِیدای جان، به همه شما عزیزان، خیر مقدم عرض می کنم و امیدوارم لحظات و دقایقی که با هم هستیم، موجب خرسندی و رضایت خاطر شما سروران ارجمند باشد و از خدای بزرگ می خواهیم که این حضور و همایش را به عنوان عبادت درگاه خودش، قبول بفرماید.

 

هم اکنون و در این قسمت از وادی مقدس جمکران، در محضر شهیدان مان هستیم؛ گوش جان باز کنید یاران! میزبانان ما به سخن آمده اند؛ انگار عزیزی می گوید:

سلام مادر جان، خوش آمدی، پدر عزیزم سلام، قدم رنجه فرمودید. مادرجان! دوستانم همه به شما سلام می کنند. مادر جان! می دانم که بی تابی. بعضی وقت ها که پای تلویزیون تصاویر دفاع مقدس را می بینی و اشک می ریزی، من کنار شما هستم. وقتی پدر از مسجد بر می گردد و روی تاقچه و دیوارِ اتاق، عکس مرا می بیند و یا حسین (ع) می گوید؛ من در کنارتان هستم. مادر جان وقتی از دردِ پا و یا از رنج بیماری، به خدا پناه می بری و شفا می خواهی، من کنار شما هستم و دعای تان می کنم. پدر و مادر عزیزم! بی تابی نکنید؛ مگر در این سال ها، هر وقت زیر لب سخنی با من داشته اید، جواب تان را نداده ام؟ مگر جواب های من همیشه به قلب شما خطور نمی کند؟ مگر هر وقت بی تاب می شوید به خواب تان نمی آیم؟

 

گوش جان باز کنید یاران! دردانه ای نجوا می کند:

مادر جان سلام. می دانم که دلت می خواست الان پدر بود و با هم به مهمانی می آمدید؛ اما نگران نباش مادر عزیزتر از جانم. پدر جایش خوب است، من او را تنها نمی گذارم؛ فقط نگران شماست. می گوید: «مادرت تنهایی طاقت نمی آورد»؛ همه اش می گوید: «مواظب باش مادرت دق نکند!» می گویم: «نه پدر جان، مادر شیر زن است. مادری که فرزندش را به میدان جنگ فرستاده تا اسلام زنده بماند که نگرانی ندارد؛ گیرم در این سال های سخت گاهی هم بی تابی کرده باشد، مادر است دیگر»!

اما پدر آرام نمی گیرد مادر جان! همه اش می گوید: «مادرت تنهاست»؛ همه اش می گوید: «آن ها که کنارش هستند، هر چه هم به مادر نزدیک باشند، اما حال او را، و غم پنهان او را درک نمی کنند». پدر این را راست می گوید مادر جان؛ قربان دل نازک و غم پنهانی ات مادرِ مهربانم. وقتی به پدر گفتم که مادر به مهمانی می آید، گفت که به شما سلام برسانم و از قول او بگویم که «من مثل پسرت کبوتر آسمان نیستم که هر جا بخواهم بروم.» پدر گفت: «از وقتی پسرمان کوچک بود، همیشه چنان می گفتی "بچه ام" که من حسودی ام می شد، حالا این جا همه به پسرمان حسودی می کنند. شاد باش زن!» مادر جان ببخشید، پیغام پدر است دیگر! پدر گفت: «شاد باش زن! بی تابی نکن؛ این جا که بیایی دیگر دلتنگی و تنهایی معنی ندارد. این جا پدر و مادر شهیدان با فرشتگان خدا هم نشین هستند. قربانت فقط تا می توانی نماز بخوان، قرآن بخوان، زیارت عاشورا بخوان، دعای کمیل بخوان و مرا هم یاد کن؛ مناجات شعبانیه بخوان و برای من هم دعا کن.» مادر جان پدر سفارش کرد که سحرها را از دست نده که این طرف خیلی خیلی قیمت دارد.

گوش جان باز کنید یاران! شهیدان ما این جا هستند و به ما خوش آمد می گویند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می توانید فایل word متن مجری را دانلود کنید. [لینک]




داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 
تاریخ نگارش: شنبه 1396/02/2 - ساعت: 14:30

به حکم چشم های شما

تو را خطاب میکنــم بــــه رغـم انتقـــادهـــا

امــام پــــا برهنـــههــا امیــــد بیسواد(؟)ها

تو دست خود نهادهای به دستهای آسمان

فــدای دسـت خــــط تـو تمــام میرعمــادهـا

تبسّـــم تو میشـــود دلیل صلح در جهـــان

همین کــــه اخم میکنی رکـــود اقتصادهـا

بگـو بمیر مردهام ، ببین کــه سـر سپـردهام

به حکم چشمهای تو، نه حکم اجتهادهـــا

نـه هاشمی نـه خاتمی نه احمـدی نژادهـا

فـــــدای تـــار مـــوی تو تمـام حزب بـادهــا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1396/01/30 - ساعت: 00:13

پایان احمدی نژاد

بسم الله النّور
احمدی نژاد مخالف امر ولایت عمل کرد و توجیهات و توضیحاتش دردی از او دوا نمی کند.
در سال 84 که امت حزب الله او را برگزیدند و در سال 88 که ملت بزرگ ایران رکورد رأی دادن به یک رئیس جمهور را شکستند و او را انتخاب کردند، به خاطر توجیهات احمدی نژاد نبود، بلکه به این دلیل بود که او آن زمان هنوز در رکاب ولایت فقیه بود.
این بار احمدی نژاد بدجوری ضایع خواهد شد؛ شکست احمدی نژاد در انتخابات 96 تاریخی خواهد بود.
 والسلام.



داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 
تاریخ نگارش: جمعه 1396/01/25 - ساعت: 19:16

احمدی نژاد به کجا می رود ؟!

بسم الله النّور

 

با سلام و احترام؛

دوستان زیاد می پرسند که «نظرت در مورد آمدن احمدی نژاد چیست؟ آمدنش به نفع و به ضرر کیست؟ می ماند یا انصراف می دهد و ... ». البته خود نیز در این باره خیلی حرف دارم. این گونه است که در تنگی شدید وقت، نظر خود را فهرست وار عرض می کنم:

1-     از وقتی احمدی نژاد مغرور شد و برای نخستین بار در برابر مقام معظم ولایت موضع گرفت و سعی کرد دستور معظم له برای برکناری مشایی از معاون اولی را معطل بگذارد، تا به امروز، روز به روز بر انحراف او افزوده و زاویه اش با ولایت بیشتر شده است؛ اکنون این زاویه به اوج خود رسیده و او سبک سرانه پا به عرصه انتخابات گذاشته است.

2-     حال سؤال این است که اگر او با ولایت زاویه دارد، چرا از مقام معظم رهبری برای ورود به انتخابات کسب تکلیف کرد؟ پاسخ این است که احمدی نژاد که برای جلب همدلی بخش کوچکی از امت حزب الله (که ساده دل تر هستند)، خود را ولایی می نمایاند، از رهبر معظم انقلاب اجازه ورود خواست. برآورد احمدی نژاد این بود که حضرت آقا پاسخ صریح نمی دهند و او می تواند از صحبت با امام خامنه ای نهایت بهره را ببرد و بگوید: «با رهبری هماهنگ هستم و با ایشان مشورت کرده ام»؛ اما پاسخ امام خامنه ای نقشه او را نقش بر آب کرد. این گونه شد که ابتدا نپذیرفت و می گفت اگر نظر رهبری این است چرا علنی نمی گوید. این اشتباه محاسباتی دوم احمدی نژاد بود که گمان می کرد حضرت آقا حاضر نیستند نظر خود را علنی کنند؛ اما امام خامنه ای در 5 مهرماه سال گذشته در ابتدای درس خارج فقه خود این موضوع را علنی کردند و در میان فرمایشات شان، سرپیچی احمدی نژاد را هم علنی کردند و فرمودند: «... یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو»! دیگر حجت تمام شده بود و احمدی نژاد مجبور شد نامه ای به اطاعت بنویسد که نمره اش 17 از 20 بود.

3-     تنور انتخابات که رو به گرمی می رفت، احمدی نژاد نیز به فعالیت انتخاباتی اش می افزود و رفته رفته نشان می داد که بنا دارد از توصیه امام خامنه ای عبور کند. کار به جایی رسید که احمدی نژاد محکم پشت سر بقایی ایستاد و نشان داد که حتماً در صحنه انتخابات حضور خواهد یافت که همین تخطی او از توصیه (بخوانید فرمان) رهبر معظم انقلاب محسوب می شد.

4-     احمدی نژاد به همراه بقایی و مشایی وارد ستاد انتخابات کشور شد و سپس به قول خودش، برای حمایت از بقایی ثبت نام کرد. حتی اگر احمدی نژاد ثبت نام هم نمی کرد، حمایت علنی و جدی از بقایی، که به نیابت از احمدی نژاد وارد صحنه شده بود، ورود احمدی نژاد به انتخابات محسوب می شد، چه برسد به الان که او رسماً ثبت نام کرده است؛ پس احمدی نژاد رسماً با نظر امام خامنه ای مخالفت کرده و هیچ عذر، بهانه و توجیهی هم قابل قبول نیست. بنده در چند سال گذشته بیشترین توهین ها را از کسانی شنیده ام که خود را و احمدی نژاد را در خط ولایت می دانسته و بنده حقیر را به نفهمی متهم کرده اند؛ خدا را شکر که زمان سپری شد و احمدی نژاد با دست خود ماسک را از چهره برداشت تا همگان عدم وفاداری او به ولایت را ببینند.

5-     برای این پرسش که آیا احمدی نژاد در صحنه می ماند یا نه، بنده پاسخ دارم، اگرچه معتقدم او خود جواب این سؤال را نمی داند! احمدی نژاد مطمئن است که بقایی رد صلاحیت می شود، برای همین هم مرتباً می گوید که آمده ام از او حمایت کنم و در باره ردصلاحیت او سکوت نخواهم کرد. ثبت نام احمدی نژاد برای این است که در وقت خود به جو عمومی جامعه مراجعه کند و ببیند می تواند در عرصه بماند یا نه؟! بنده معتقدم سرانجام او مسیر اشتباه را انتخاب می کند و با گرد و غبار طرفداران معدود خود، گمان می برد که خبری شده و می ماند تا ببازد؛ می ماند تا ببازد و شاید به خود بیاید! البته همه این گمانه زنی ها در صورتی است که احمدی نژاد ردصلاحیت نشود، چرا که احتمال رد شدن صلاحیت او نیز وجود دارد.

6-     آمدن و ماندن احمدی نژاد قطعاً به نفع روحانی است و به نظرم احمدی نژاد خود نیز این موضوع را می داند و چه بسا به خاطر انتقام از منتقدین ولایی خود دست به این کار زده باشد. در این جا سه دلیل برای این گمانه عرض می کنم: الف- ورود احمدی نژاد به انتخابات باعث ایجاد یک نوع هیاهو می شود و قبلاً در همین صفحه عرض کرده بودم که هر نوع جنجال و هیاهو به ازدیاد آرای روحانی منجر می شود. ب- از طرفی روحانی می تواند احمدی نژاد را به عنوان لولو به طرفداران خود معرفی کند و آنها را بترساند. بدین گونه جماعتی که از کم کاری و ناتوانی دولت تدبیر و کلید به ستوه آمده اند و قصد حمایت مجدد از روحانی را ندارند؛ از ترس انتخاب احمدی نژاد مجدداً به صحنه آمده، به روحانی رأی خواهند داد. ج- بخشی از امت حزب الله که می خواهند به نامزد مورد تأیید جمنا (مثلاً آیت الله رئیسی) رأی بدهند، با این که خطاهای احمدی نژاد را می دانند، با این استدلالِ غلط که «فقط احمدی نژاد می تواند مقابل روحانی رأی جمع کند»، به غلط به احمدی نژاد رأی خواهند داد.

7-     در نهایت احمدی نژاد رأی نخواهد آورد و به شدت شکست خواهد خورد. بنده شخصاً منتظر چنین روزی هستم و تا قبل از توصیه مقام معظم ولایت، خداخدا می کردم که احمدی نژاد بیاید تا وزنش معلوم شود و سپس برود گوشه ای بنشیند. اکنون نیز اگر احمدی نژاد انصراف ندهد، امیدوارم صلاحیت او تأیید شود تا محمود احمدی نژاد نتیجه کار غلط خود را ببیند!

8-     پرسش بعدی این است که بعد از شکستِ احمدی نژاد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا او به قانون تمکین می کند یا جماعتی را به کف خیابان خواهد کشاند؟ در پاسخ باید عرض شود که بنده معتقدم اگرچه ممکن است احمدی نژاد کمی شلوغ کند، اما او در این مقطع فتنه انگیزی نخواهد کرد. همان گونه که عرض کردم زاویه احمدی نژاد با ولایت روز به روز بیشتر می شود و اکنون به حدی نرسیده که به فتنه ای علیه نظام دامن بزند. بنده گمان می کنم که اگر عمری از او باقی باشد و اگر مسیر سیاسی خود را اصلاح نکند، شاید 5-4 سال بعد این اتفاق بیفتد.

9-     همچنان معتقدم که طراح و مجری فتنه بعدی نیز مدعیان اصلاحات و اعتدال خواهند بود و شاید این اتفاق در سال 98 حادث شود.

دعا بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1396/01/24 - ساعت: 01:11

کسی که با ولایت زاویه بگیرد مردود است

بسم الله النّور

 

اشاره: چهار سال پیش دو بار به فاصله چند ماه، شبیه این عکس و مطلب، سه سال پیش نیز یک بار شبیه این عکس و مطلب و 18 ماه پیش دقیقاً این مطلب و عکس را در صفحه فیسبوک خود منتشر ساختم و بعضی اعتراض کردند؛ اما امروز دیگر عکس و مطلب بنده کاملاً گویاست.

مردم ایران اهل ولایت هستند و رهبرشان را دوست دارند. اگر کسی در خط ولایت بود او را دوست خواهند داشت و محترم خواهند شمرد، ولی اگر کسی با ولایت زاویه گرفت، پیرو هوی و اهل دنیا شد و دشمنان این آب و خاک را امیدوار کرد، فرقی نمی کند که باشد، مردم از او عبور خواهند کرد! هر که تا کنون از این ملت، ولو یک رأی گرفته است، قبل از آن خود را مطیع ولایت فقیه و پایبند قانون اساسی معرفی کرده بوده است؛ ملت ایران در هیچ انتخاباتی به هیچ کاندیدایی چک سفید امضا نمی دهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :13
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...