جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/04/2 - ساعت: 09:14

نماز ظهر و عصر به امامت امام خامنه ای + خواب یک بسیجی

بسم الله النّور

 نماز جماعت ظهر و عصر به امامت امام خامنه ای

امسال نیز از ابتدای ماه مبارک رمضان، نماز جماعت ظهر و عصر به امامت ولی امر مسلمین جهان و با حضور اقشار مختلف مردم در حسینیۀ امام خمینی (ره) اقامه شده است. ضمن این‌که مراسم جزء‌خوانی قرآن کریم، هر روز یک ساعت قبل از اذان ظهر با حضور قاریان ممتاز برقرار بوده است.

این برنامه، همه روزه به‌جز روزهای جمعه، تا پایان ماه مبارک رمضان ادامه خواهد داشت و پیشنهاد می‌کنم به ویژه شما تهرانی‌های عزیز، این نعمت بی‌بدیل و فرصت استثنایی را در روزهای باقی مانده از دست ندهید.

نشانی: خیابان فلسطین جنوبی - تقاطع خیابان آذربایجان – حسینیه امام خمینی (ره)

(می‌توانید از خیابان ولی عصر(عج) تا چهار راه جمهوری بیایید و از آن‌جا دیگر راهی نیست.)

بنا به تجربه عرض می‌کنم که یکی دو ساعت زودتر (مثلاً حدود ساعت 10) خودتان را برسانید، چون تشریفات بازرسی و ورود زمان‌بَر است.

***

خواب موثّق یک بسیجی:

خواب دیدم به همراه تعدادی از مردم روی پشت‌بام‌ها هستیم. هوا تاریک است، اما شب نیست، شبیه اوقات خورشید گرفتگی است و باد شدیدی می‌وزد که قدرت دارد مردم را با خود ببرد و هر کس به قسمتی از بام چسبیده است تا از زمین کنده نشود؛ خود من به یک برآمدگی سیمانی استوانه‌ای شکل چسبیده بودم. در لحظه‌ای که باد کمتر شد، همه به فکر افتادند از راه‌پله‌ها به داخل ساختمان‌ها بروند. به دیگران گفتم بیایید از پله‌های بیت رهبری پایین برویم آن‌جا امنیتش بیشتر است و خودم جلو افتادم. دو سه نفری هم پشت سر من پایین آمدند. وقتی پله‌ها تمام شد، قسمت جلو حسینیه امام خمینی(ره) بودیم، صف‌ها هنوز خلوت بود و زمانی تا آغاز نماز باقی بود. حضرت آقا در حالی که جوان بودند، با ریش‌های سیاه و کوتاه‌تر از الان و چهره‌شان با آنچه می‌شناسیم متفاوت بود، با عمامه و قبا و بدون عبا بودند چون داشتند فعالیت می‌کردند و از سمت سجاده به سوی صفوف حرکت می‌کردند.

امام خامنه‌ای رو به من ولی خطاب به همه می‌گفتند: «بابا بیایید این‌جا نماز بخوانید، خود امام زمان [عج] به من می‌گویند "قَد أقمت الصلوة" » و سپس فرمودند: «هر کس تا آخر نمازها را بیاید ...» بعد وعدۀ جایزه‌ای را دادند که یادم نیست. من گفتم: «آقا جان من تا آخرش می‌آیم» یعنی این‌که جایزه لازم نیست. ... بقیۀ خواب را یادم نمی‌آید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/03/23 - ساعت: 17:37

اصلی ترین شاخص انقلابی بودن، دشمن شناسی است

بسم الله النّور

 دشمن شناسی در بیان امام خامنه ای

امام خامنهای در سخنرانی عظیم خود، در سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، دقیقاً ۶۰ بار کلمۀ «دشمن» را به زبان آوردند که حتّی اگر این اتفاق هم نیفتاده بود، نوع بیانات و تأکیدات معظم له نشان میدهد که اصلیترین شاخص انقلابی بودن، همانا «دشمن شناسی» است. معتقدم اگر کسی دشمن را درست بشناسد، به صورت طبیعی نه تنها از او تبعیت نمیکند، بلکه خود را برای مقابله با او تجهیز و آماده میسازد.

مقام معظم ولایت ابتدا عنوان جامعی را برای تعریف شخصیّت ممتاز امام خمینی(ره) به کار بردند که عبارت بود از «مؤمنِ متعبّدِ انقلابی». سپس در مقام تعریف پنج شاخص را برای انقلابی بودن بیان فرمودند: ۱- پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب ۲- هدف‌گیری آرمانهای انقلاب و همّت بلند برای رسیدن به آنها ۳- پایبندی به استقلال همه‌جانبۀ کشور ۴- حسّاسیّت در برابردشمن و کار دشمن و نقشۀ دشمن و عدم تبعیّت از او؛ قرآن این عدم تبعیّت را «جهاد کبیر» نام نهاده است ۵- تقوای دینی و سیاسی.

امام خامنهای نخستین بار در روز سوم خرداد سال جاری و در دانشگاه امام حسین(ع)، با تفسیر آیۀ ۵۲ از سورۀ مبارک فرقان، عدم تبعیت از دشمن و «جهاد کبیر» را مطرح ساختند و معرفت جدیدی را به مفاهیم تفسیری اضافه کردند. درست سه روز بعد و در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، مجدداً همین مفهوم را تکرار کردند. هشت روز بعد نیز در سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، در چارچوب معرفی ویژگیهای امام راحل(ره)، مجدداً به «جهاد کبیر» اشاره میفرمایند؛ این خط بیان و تکرارِ نو به نو، میفهماند که اصلیترین سخن امام خامنهای با مردم و مسئولین، همین دشمن شناسی و عدم تبعیت از دشمن و به عبارتی همین «جهاد کبیر» است.

به علاوه، باید دقت کرد که امام خامنهای شاخص «حساسیّت در برابر دشمن و عدم تبعیّت از او» را مفصل شرح و بسط دادند؛ و در جای جایِ سخنرانی از دشمن سخن گفتند و همان گونه که اشاره شد، ۶۰ بار کلمۀ دشمن را به زبان آوردند تا متوجه شویم که «دشمن شناسی» بیت الغزل نطق رهبر معظم انقلاب بوده است.

در روزگاری که بعضیها، حتی برخی از مسئولین، اصل وجود دشمن را انکار میکنند و به دلسوزان و به امت حزب الله انگ «توهم توطئه» میزنند، بار دیگر این دَم مسیحایی امام خامنهای است که با دقت و شجاعت سابقۀ دشمنی امریکا را یادآوری میکنند و با استناد به مفاهیم قرآنی ضرورت عدم تبعیت از دشمن و «جهاد کبیر» را متذکّر میشوند.

***

 متن بیانات مقام معظم ولایت در روز ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ [لینک]

شاخص چهارم، حسّاسیّت در برابر دشمن و کار دشمن و نقشۀ دشمن و عدم تبعیّت از او، که البتّه باید دشمن را شناخت، نقشۀ او را فهمید و از تبعیّت دشمن سر باز زد؛ عرض کردیم که قرآن این عدم تبعیّت را «جهاد کبیر» نام نهاده است؛ من این چند وقت دو سه بار دراین‌باره صحبت کردم.

**

حسّاسیّت در برابر دشمندشمن را بشناسیم، در برابر حرکات دشمن حسّاسیّت داشته باشیم. آن کسانی که در دوران دفاع مقدّس در جبهه بودند میدانند که آنجا کسانی در قرارگاه‌ها بودند که به‌وسیلۀ عوامل خودشان هر حرکت کوچک دشمن را دنبال میکردند، رویش حسّاس میشدند: فرض بفرمایید امروز دشمن این جابه‌جایی را انجام داده است؛ این برای چیست؟ چرا انجام داده است؟ علّت‌یابی میکردند. حسّاس در مقابل حرکات دشمندشمن را بشناسیم، نقشه‌های او را تشخیص بدهیم، بر روی کارهای او، حرفهای او، اظهارات او حسّاس باشیم؛ و در مقابل زهری که او احتمالاً خواهد ریخت، پادزهر فراهم بکنیم و آماده باشیم برای اینکه حرکت او را خنثی بکنیم. این، حسّاسیّت در مقابل دشمن است.  خب، نقطۀ مقابل این حسّاسیّت چیست؟ نقطۀ مقابل یکی این است که بعضی اصل دشمن را انکار میکنند. وقتی ما میگوییم دشمن داریم، میگویند «آقا، شما دچار توهّم اید؛ توهّم توطئه». خود این مطرح کردن توهّم توطئه به‌نظر ما یک توطئه است، برای اینکه حسّاسیّتها را کم کنند [میگویند]: «آقا، دشمنچیست، کدام دشمنی؟» واضح‌ترین چیزها را انکار میکنند. میگوییم آمریکا دشمن انقلاب است، ذات نظام سلطه اقتضا میکند که با نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی دشمن باشد؛ منافعشان ۱۸۰ درجه با یکدیگر اختلاف دارد. نظام سلطه اهل خیانت است، اهل جنگ‌افروزی است، اهل ایجاد و سازماندهی گروه‌های تروریست است، اهل سرکوب کردن گروه‌های آزادی‌خواه است، اهل فشار آوردن بر مظلومین - مثل فلسطین و امثال فلسطین - است؛ این طبیعت نظام سلطه است.

**

چطور میشود منکر این دشمنی شد؟ آمریکا بیست‌وهشتم مرداد را راه انداخت و حکومت ملّی را سرنگون کرد؛ آمریکا از اوّل انقلاب تا امروز دارد با ما دشمنی میکند؛ آمریکا در زمان طاغوت، ساواک را به راه انداخت که مایۀ شکنجۀ مردم و مبارزین [بود]؛ آمریکا در جنگ هشت‌ساله به دشمن ما حدّاکثر کمک ممکن را کرد؛ آمریکا هواپیمای مسافربری ما را سرنگون کرد؛ آمریکا سکّوی نفتی ما را زد؛ آمریکا ما را تحریم کرد؛ اینها دشمنی نیست؟ هر فردی و هر جریانی که برای اسلام و به نام اسلام کار میکند، اگر به آمریکا اعتماد کرد، خطای بزرگی مرتکب شده و سیلی‌اش را خواهد خورد؛ کما اینکه خوردند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/03/12 - ساعت: 21:25

مراقب رفتار خود باشیم !

به نام خدا

 

سلام و ادب خدمت دوستان ارجمند؛

امروز در یکی از تقاطعهای خطرناک حومۀ شهر حواسم نبود و سهواً از چراغ قرمز رد شدم.

وسط تقاطع بودم که دیدم خودروهای طرف مقابل رعایت نمیکنند(!) و به سمتم میآیند و بعد متوجه شدم که بنده متوجه چراغ نبودهام. در همان حین متوجه شدم که سه خودرو دیگر به دنبال من از چراغ قرمز رد شدهاند و البته نوع رانندگیشان نشان میداد که متوجه قرمز بودن چراغ راهنمایی بودهاند. خندهام گرفت و به همراهان گفتم: «حالا من حواسم نبود، اینها کجا آمدهاند؟»

جالب است که سیل خودروهای مسیرهای تقاطع که در میان آنها یک کامیون وحشتناک هم دیده میشد، برای بنده خطری ایجاد نکردند و همین طور که از اشتباه خودم و از کار سه ماشینی که دنبال بنده آمده بودند خندهام گرفته بود و ترمز کرده بودم، هر سۀ آن خودروها به خطر افتادند و با زحمت از خطر گریختند؛ مخصوصاً یک ماکسیما که چیزی نمانده بود به طرز وحشتناکی با کامیون برخورد کند که به لطف خدا از مهلکه گریخت و البته انصافاً مهارت خوبی هم داشت.

از این ماجرا سه درس گرفتم:

۱- رفتار انسان همیشه روی دیگران تأثیر دارد، پس همیشه باید مواظب رفتار خود باشیم؛ هر عمل ما منحصر به خودمان نیست و تبعاتش به جامعه سرایت میکند.

۲- خطای بنده سهوی بود و لطف خدا آن چنان شامل حالم شد که انگار نه انگار خطری وجود دارد و مثل کسی که لطیفهای شنیده باشد، آن وسط ایستاده بودم و میخندیدم، اما سه خودروی که مشخص بود چراغ را دیدهاند، با خطر و مشکل مواجه شدند!

۳- همیشه گفتهایم و شنیدهایم و گاهی عمل کردهایم که مرد نباید مشکلاتش را به خانه بیاورد، امروز به صورت جدّی متوجه شدم که به علاوۀ منزل، مشکلات را نباید پشت فرمان برد!

دعا بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/03/2 - ساعت: 14:27

سه توصیه برای حرکت در صراط مستقیم

بسم الله النّور

 اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم

با سلام و احترام؛

در روز میلاد با سعادت حضرت حجّت (عجلّ الله تعالی فرجه الشّریف)، ضمن عرض تبریک، سه توصیه خدمت شما عرض میکنم:

۱- از عمق جان باور کنید که امام زمان (علیه السلام) حاضرند، ما را میبینند، سلاممان را پاسخ میدهند و اگر از ایشان کمک بخواهیم یاریمان میکنند، از اشتباهات ما اندوهگین میشوند و اعمال نیک ما موجب شادی حضرتشان میشود. پس ارتباط قلبی و دائمی با ایشان داشته باشید و مناجات مهدوی و دعاهای وارد شده برای فرج را فراموش نکنید و به ویژه تا جایی که برایتان مقدور است، دعای ندبه را با شکوه به جا بیاورید.

۲- اکنون پرچم اسلام در دستان با کفایت امام خامنهای است. گوش به فرمان ایشان باشید، نو به نو تا جایی که مقدور است، در دیدارهای عمومی با معظم له بیعت کنید (به جز دیدارهای رسمی که اقشار مختلف مردم با امام خامنهای دیدار میکنند، در برخی مناسبتهای مذهبی مثل ایام فاطمیه و دهۀ محرم، مراسمی با حضور مقام معظم ولایت برگزار میشود و ورود برای عموم آزاد است). به ویژه تأکید میکنم که هر هفته و حتی هر روز هفته با مراجعه به سایت دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنهای [لینک] بیانات ایشان را مو به مو بخوانید. فیلم و عکس تمام دیدارها و اخبار مرتبط با امام خامنهای نیز در این سایت موجود است.

۳- با یکی از شهیدان دوست شوید و دوست بمانید. زندگی نامۀ او و وصیت نامهاش را بخوانید و اگر برایتان امکان دارد، هر هفته بر مزار او حاضر شوید و همواره از محضر شهید بخواهید تا در پیمودن صراط مستقیم و ماندن در رکاب ولایت فقیه شما را کمک کند.

دعا بفرمایید. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: جمعه 1395/02/31 - ساعت: 05:56

چرا امریکا با پیشرفت های هسته ای ایران مخالف است؟

بسم الله النّور

 ایالات متحده جنایت

درست است که کشور مغرور، مستکبر و الحادی امریکا با هرگونه پیشرفت کشورهای مستقل مخالف است و دلیل اصلی مخالفت امریکا با برنامۀ هستهای جمهوری اسلامی ایران، خوی استکباری و مخالفت با پیشرفت علمی و فنّی یک کشور آزاد، مسلمان و انقلابی است، اما بنده باور نمیکنم که مخالفت این کشور با توان هستهای کشور عزیزمان صرفاً علمی، فنّی و تجاری باشد. اگر سؤالات زیر را مطالعه بفرمایید، متوجه منظور بندۀ حقیر خواهید شد:

۱- تنها کشوری که تا کنون از سلاح هستهای استفاده کرده، کدام کشور بوده است؟

۲- امریکا از توان نظامی و به ویژه از قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران مطلع است، به نظر شما اگر روزی بخواهد با ایران وارد جنگ شود، و اگر بخواهد دست برتر داشته باشد، از چه سلاحی استفاده خواهد کرد؟

۳- می دانیم که نابودی رژیم صهیونیستی حتمی است، به نظر شما آیا ممکن نیست این رژیم منحوس، در نفسهای آخر خود - قبل از نابودی - به فکر حمله به جمهوری اسلامی ایران بیفتد؟ و اگر پاسخ مثبت باشد، وقتی رژیم صهیونیستی نابودی خود را قطعی ببیند، به نظر شما از چه سلاحی علیه کشور عزیزمان استفاده خواهد کرد؟

۴- امریکا میداند که جمهوری اسلامی ایران به دنبال ساخت، آزمایش و تولید سلاح هستهای نیست، اما نمیداند که اگر به ایران حملۀ هستهای شود، همچنان از ساخت سلاح هستهای حذر خواهد کرد یا به فکر تلافی خواهد افتاد.

***
حالا متوجه شدید که چرا بنده فکر میکنم مخالفت امریکای جنایتکار با پیشرفتهای هستهای کشورمان، صرفاً علمی، فنّی و تجاری نیست؟!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/02/19 - ساعت: 02:13

اسلام ایرانی و اسلام امریکایی در تضاد با اسلام انقلابی

بسم الله النور

 امام خامنه ای از اسلام انقلابی می گویند

آنها که مروج «اسلام ایرانی» هستند و آنها که در برابر غرب به خاک میافتند، هر دو در مسیر  تضعیف «اسلام انقلابی» قدم بر می دارند.

«اسلام ایرانی» و «اسلام امریکایی» دو لبۀ یک قیچی هستند و هر دو «اسلام انقلابی» و «انقلاب اسلامی» را هدف گرفتهاند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/02/15 - ساعت: 01:55

صهیونیست ها عددی نیستند، فریب نخورید !

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 نابودی رژیم صهیونیستی حتمی است - مرگ بر اسرائیل

یکی از شگردهای تبلیغاتی رژیم صهیونیستی این است که خود را دارای نفوذ قوی در کشورهای مختلف معرفی میکند. مثلاً برخی نمادهای بیارزش را در تصاویر، کالاها، طرحهای ساختمانی و ... پراکنده میکند، بعد خودش با برملا کردن آن نمادهای بیارزش وانمود میکند که به همه جا نفوذ و اِشراف دارد.

یا مثلاً یکی دو شخصیت با پیشینۀ گرایش به یهود (که ربطی هم به صهیونیسم ندارد) در یکی دو مسند اداری (و نه حتی مدیریتی) نشان میکند و بعد وانمود میکند که رژیم صهیونیستی در آن کشور در سطح کلان تصمیمگیر و یا تصمیمساز است.

ممکن است نیروهای تبلیغی صهیونیسم ابتدا در شبکههای اجتماعی با شما دوست شوند و مثل شما حرف بزنند، و سپس کمکم کار خودشان را بکنند و باورهای شما را تغییر دهند تا جایی که خیال(!) کنید صهیونیستها در کشور شما نفوذ و قدرتی دارند.

حتی گاه نیروهای ارزشی را تحریک میکنند؛ به این صورت که وقتی نیروهای مؤمن و ولایی خیال(!) کردند صهیونیستها در کشورشان جای پایی دارند، به خاطر حساسیتهای خود و به قصد هشدار دادن به دیگران، عامل ترویج قدرت خیالی صهیونیستها در کشور شوند.

مواظب این حربۀ صهیونیستها باشید و هر که در بزرگنمایی صهیونیستها قدم برداشت به او شک کنید، چرا که یا بصیرت ندارد و یا اینکه نفوذی و عامل دشمن است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/02/12 - ساعت: 00:40

یکی از محافظین امام خامنه ای به درجه رفیع شهادت نائل آمد

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

شهید سرهنگ حسن اکبری 

سرهنگ دوم پاسدار حسن اکبری از افسران باتجربه و محجوب سپاه ولی امر (عج) و از محافظان فرماندهی معظم کل قوا، در حال انجام ماموریت آموزشی و تمرینی - به دلیل نقص فنی سلاح - به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

روابط عمومی کل سپاه با تبریک و تسلیت شهادت سرهنگ دوم پاسدار حسن اکبری به محضر ولی عصر (عج) و نائب برحقش امام خامنه ای عزیز مدظله العالی ،خانواده معظم و همرزمان آن شهید ارجمند اعلام کرد آیین های تشییع و تدفین پاسدار رشید اسلام شهید حسن اکبری، متعاقباً به آگاهی امت حزب الله خواهد رسید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/02/9 - ساعت: 23:28

خود کرده را تدبیر نیست !

به نام خدا

ذلت مهاجرت 

هم در نتگردیها از دور، و هم در جهانگردیها از نزدیک، فراوان دیده و یا شنیدهام که جماعتی هموطن به امید رسیدن به خوشی و عشرت، با هزار بدبختی از کشور زیبای خود مهاجرت می‌کنند و اگر درست به هدف زده باشند و پناهندگی معتبری بگیرند، با مستمری متوسطی در ماه و یا با عایدی از یک شغل سبک و اغلب پست، چند سالی خوش میگذرانند که این خوش گذرانی اغلب غیر واقعی و صرفاً به خاطر تغییر حال و هوا میباشد.

آن‌ها که در کشور بیگانه سالم زندگی می‌کنند و پرچم کشورشان را به بیگانگان نمی‌فروشند مورد نظر این یادداشت نیستند، ضمناً کاری به آنها که به انواع مرضهای شخصیتی دچارند و تنشان برای وطن فروشی مورمور میشود ندارم، از آنها هم که به انواع دام‌های سیاسی و اجتماعی دچار میشوند میگذرم، اردوگاههای بیکیفیت و زندان مانند هم بماند، آن‌ها هم که مال و آبرو باخته دیپورت میشوند نیازی به پرداختن ندارند، اما جماعتی که ابتدا ذکرشان رفت، رفته رفته دلشان تنگ میشود برای آداب و رسوم کشورشان، دل شان پر میکشد برای مردم کوچه و خیابان شهرشان، دلتنگ مغازه‌ها، پارکها و رستورانهای کشورشان میشوند و خلاصه شدیداً هوای وطن میکنند؛ بعد آنها که ضعیفتر اند دپرس میشوند و روز به روز افسردهتر و خمودهتر میگردند. اما زرنگترها کم کم دوره میافتند و هموطنان را مییابند و با هم گعدهای تشکیل میدهند و سعی میکنند با یاد وطن، یکی دو برنامۀ ادواری ترتیب دهند تا با مشابه سازی اتمسفر ایرانی در جغرافیای بیگانه، کمی از سنگینی غربت بکاهند؛ بی اینکه بدانند به جای این مشابه سازیهای زورکی و تصنعی، بهترین کار بازگشت به خود وطن و بهرهمندی از مزایای آن است. آنها هم که میدانند، اگر غلطی نکرده باشند که به خاطرش جرئت بازگشت را از کف داده باشند، از یک طرف نمیتوانند از عادتهایشان در کشور میزبان دست بشویند و از طرفی حاضر نیستند دست خود را برای اقوام و آشنایانی که در وطن دارند رو کنند و میخواهند این پز مهاجرت را تا هنگام مرگ با خود داشته باشند و در غربت سر بر بالین خاک بگذارند؛

دلم برای ایشان می سوزد، اما خود کرده را تدبیر نیست!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/02/1 - ساعت: 03:32

تبریک روز مرد به نایب حضرت ولی عصر (عج)

بسم الله الرحمن الرحیم

پیش درآمد: از دوستان عزیز اجازه می‌خواهم روز مـــــرد امسال را فقط به یک نفر تبریک بگویم؛ به شخصیت بزرگی که هر چه یک انسان غیر معصوم، می‌تواند از کمال انسانی داشته باشد، دارد و به واقع حیدر زمان و نایب برحق حضرت حجت (عج) می‌باشد.

امام خامنه ای در دیدار مردم بوشهر - میلاد حضرت علی ع 1392 

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای (أیدکم الله تعالی بتأییداته الخاصه)

سلامٌ علیکم و رحمة الله و برکاته

میلاد فرخندۀ حضرت امیر – علیه الصلوة و السلام – را به محضر مبارک و نورانی حضرت عالی تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و امیدوارم خدای تبارک و تعالی به برکت مولود این عید بزرگ، بر تأییدات و توفیقات جناب‌تان بیفزاید و «نصرت، سلامت و طول عمر» حضرت عالی را به ملّت شریف ایران و مسلمانان جهان ارزانی بدارد.

لطفاً برای آدم شدن و شهادت بندۀ حقیر دعا بفرمایید.

کمترین بسیجی         
امیر عبّاس جعفری مقدّم    
۱۳۹۵/۲/۱          
۱۲ رجب ۱۴۳۷        




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/02/1 - ساعت: 01:56

توصیه های امام خامنه ای برای ماه رجب و شعبان

  توصیه‌های عملی برای ماه رجب و ماه شعبان
براساس بیانات امام خامنهای

رجب

 به ذکر، دعا و توسل اهمیت بدهید.

 از دعاهای ماه رجب معارف الهی را یاد بگیرید.

 از هر ساعت ماه رجب برای جلب توجه خدا استفاده کنید

 توسلات خود را هر چه میتوانید بیشتر کنید.

 در ماه رجب دائم استغفار کنید.

از سنت حسنۀ اعتکاف استفاده کنید.

 ماه رجب بیشتر ماه نماز است.

شعبان

 ماه شعبان بیشتر ماه دعا و روزه است.

 رابطه با خدا را به‌وسیلۀ دعا و ذکر تقویت کنید.

 حقیقتاً از دل با خدا مناجات کنید.

 با دعای کمیل و مناجات شعبانیه مأنوس بشوید.

پیشنهاد: دانلود زیباترین زیارت عاشورا با صدای حاج سعید حدادیان [لینک]



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/01/31 - ساعت: 18:40

دانلود زیباترین زیارت عاشورا با صدای حاج سعید حدادیان

 دانلود اجرای زیبای زیارت عاشورا با صدای حاج سعید حدادیان

زیباترین و اثرگذارترین زیارت عاشورایی که تا کنون شنیده‌ام را حاج سعید حدّادیان در سال ۱۳۷۳ خوانده است. فایلی که در دسترس بود به دلیل قدیمی بودن و نوع ضبط مشکلات کوچکی داشت که بنده تا حد امکان آن را ترمیم کردم و این صوت اکنون بهترین نسخه‌ای است که از این اجرا موجود می‌باشد؛ دانلود و شنیدن آن را به همۀ بازدیدکنندگان محترم توصیه می کنم.

دانلود اجرای زیبای زیارت عاشورا با صدای حاج سعید حدادیان [لینک]

بوسه امام خامنه ای بر گونه حاج سعید حدادیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/01/29 - ساعت: 14:14

Biography of Imam Khamenei the Leader of the Islamic Revolution

Leader

Biography of Imam Khamenei the LeaderOn the 16th of July 1939, the future Leader of Islamic Iran was born in the holy city of Mashhad, in the province of Khorasan. Sayyed Ali was the second son of Sayyed Javad Khamenei, a humble and poor Islamic scholar who taught all members of his family how to lead a simple, humble way of life.

"My father, though a well-known religious figure, was a bit of an ascetic. We had a hard life. Sometimes for supper we had nothing but bread with some raisins, which our mother had somehow improvised.... our house, some sixty-five square meters, consisted of a single room and a gloomy basement. When visitors came to see my father as the local cleric to consult about their problems, the family had to move into the basement while the visit went on.... Years later some charitable persons bought the small, empty lot adjacent to our house, so we were able to build two more rooms."

Detailed biography of Imam Khamenei, the Leader of Islamic Revolution

EDUCATION

At the age of four Sayyed Ali and his older brother Mohammad, were sent to maktab, the traditional primary-schools of that time, in order to learn the alphabet and the Holy Quran. Later, he was transferred to a newly established Islamic school to continue his learning. 
After this primary schooling, Sayyed Ali pursued his studies at the theological seminary in Mashhad. "The main encouraging factors for this enlightened decision were my parents, especially my father" says Imam Khamenei today. 


At Soleiman Khan and Nawwab religious schools and under the supervision of his father and the tutorships of some great religious scholars, he studied all the 'intermediate level ' curriculum including logic, philosophy and Islamic jurisprudence in the exceptionally short time of five years. He then started his advanced level studies called darse kharij with such eminent scholars and instructors as Grand Imam Milani.

THE FAMED SEMINARIES OF NAJAF AND QUM

The young Sayyed Ali was only eighteen years old when he started his studies at the highest level. He decided to make a pilgrimage to the holy shrines in Iraq, and so he left Iran for Najaf in 1957. He was fascinated by the theological and academic instructions of such eminent scholars such as Ayatollah Hakim and Ayatollah Shahrudi. He attended their lessons and was willing to stay there and continue his studies in order to profit from these excellent teachers. However his father made it known that he preferred his son continue his advanced studies in the holy city of Qum. Thus, respecting his father's wish, he returned to Iran in 1958. 
Diligently and enthusiastically he followed his advanced studies in Qum from 1958 to 1964 and benefited from the teachings of great scholars and grand ayatollahs such as Ayat. Borujerdi, Imam Khomeini, Ayat. Haeri Yazdi and Allamah Tabatabai.


He received the bad news that his father had lost his sight in one eye and was not able to read properly. This prompted him to return to Mashhad and while being at the service of his father, seek further knowledge from him, from Ayatollah Milani and other important scholars residing in Mashhad. The young Sayyed Ali, who had now become a mujtahid by having completed his advanced level studies, began to teach various religious subjects to younger seminary and university students.
Recalling this important point of departure in his life, the Leader says, "If there have been any successes in my life, they all go back to God's blessings favored upon me because of my dutiful caring for parents."
 
POLITICAL ACTIVITIES

"In the areas of political and revolutionary ideas and Islamic jurisprudence, I am certainly a disciple of Imam Khomeini" says Imam Khamenei. He adds: "Yet the very first sparks of consciousness concerning Islamic, revolutionary ideas and the duty to fight the Shah's despotism and his British supporters, was kindled in my soul at the age of 13 when the brave cleric, Nawwab Safavi, later martyred by the Shah's regime, came to our school in Mashhad in 1952 and delivered a fiery speech against the Shah's anti-Islamic and devious policies." 
It was in Qum in 1962, that Sayyed Ali joined the ranks of the revolutionary followers of Imam Khomeini who opposed the pro-American, anti-Islamic policies of the Shah's regime.
Dedicated and fearless, he followed this path for the next 16 years which ultimately led to the downfall of the Shah's brutal regime: persecution, torture, imprisonment and exile could not make him waver for a moment.


In May of 1963 (corresponding to the holy month of Muharram), Imam Khomeini honored the young, brave cleric Sayyed Ali, with the mission of taking a secret message to Ayatollah Milani and other clergymen in Mashhad, on the ways and tactics of exposing the true nature of the Shah's regime. He fulfilled this mission properly and traveled to the city of Birjand for further propagation of Imam Khomeini's views. Here he was arrested for the first time and spent one night in jail. The following the authorities ordered him not to speak at the pulpit again. From that moment he knew that he would be under police surveillance all the time. Of course he did not submit to police threats, and as a result of his activities relating to the bloody June 1963 Uprising (15th of Khordad ), he was again arrested and transferred to Mashhad to spend ten days in prison under severe conditions.
In January 1964 (Ramadhan 1383), according to a well-organized plan, Imam Khamenei and a few close friends traveled to Kirman and Zahedan in southern Iran, to expose the phony referendum the Shah was holding for his so-called reforms. There in the course of many public speeches, he exposed the satanic American policies of the Pahlavi regime. This time, the Shah's feared intelligence agency, SAVAK, stepped in and arrested him one late evening. He was taken to Tehran by an airplane to spend two months in solitary confinement during which time he was tortured. 
Once freed, he started holding lessons on the exegeses of the Holy Quran, the Prophetic Traditions and Islamic ideology in Mashhad and Tehran. These lessons were most appreciated by the revolutionary Iranian youth. As he was sure now that SAVAK was watching him closely, he was forced to go underground in 1967. However, he was arrested again for holding such classes and Islamic discussions.
Imam Khamenei has himself explained the reasons for such measures by SAVAK: 
"From 1970 onwards, grounds for an armed movement were being laid out. Accordingly the regime's sensitivity and severity of action against me increased. They could not believe that the armed actions were not connected with a sound, Islamic ideology. They thought that there must be links between these revolutionaries and people like me because of my intellectual and diligent activities. Despite all this, after I was released, more and more people attended my classes on the Holy Quran and many were present at our clandestine gatherings."

LAST ARREST AND EXILE

Throughout the years 1972-1975, Imam Khamenei was holding classes on the Holy Quran and Islamic ideology in three different mosques in Mashhad. These classes together with his lectures on Imam Ali's (as) Nahjul Balagha attracted thousands of conscious, politically-minded youth and students. The lectures were circulated among the people in hand-written or typed forms, in most towns and cities. 
His students traveled to distant cities to spread his lessons and ideas. All this frightened the Shah's SAVAK agents and so, in the winter of 1975, they broke into his home in Mashhad and arrested him for the 6th time and confiscated all his books and notes. 


Now he was detained in Tehran's notorious "Police-SAVAK Joint Prison" for many months. This had been his most trying imprisonment, and Imam Khamenei has this to say about the barbarous treatment of the detainees: "These conditions may be understood only by those who suffered them..." 
In the autumn of 1975, he was freed and sent back to Mashhad and he was now completely banned from delivering lectures or holding classes.
His clandestine activities, however, prompted SAVAK to apprehend him in the winter of 1976 and sentence him to exile for three years. This difficult period came to an end in the latter part of 1978 due to the prevailing political conditions, and Imam Khamenei returned to Mashhad a few months before the triumph of the Islamic revolution. He diligently continued his political-religious activities in this momentous period of civil unrest and mass demonstrations throughout Iran. 
Thus, after nearly 15 years of bearing all sorts of torture and maltreatment at the hands of the agents of the Shah's bloodthirsty regime, he could now witness the fall of the tyrannical Pahlavi regime and the rise of an Islamic Republic in Iran.


THE VICTORY OF THE ISLAMIC REVOLUTION

Shortly before the triumph of the Islamic Revolution (February 11, 1979) and before Imam Khomeini's victorious return to Iran from Paris, an Islamic Revolutionary Council was formed at the behest of the Imam. Imam Khamenei was appointed as a member of this Council together with other important Islamic notables such Shahid Ayatollahs Motahhari and Beheshti. He, therefore, left Mashhad for Tehran to take up his new responsibilities.

NEW RESPONSIBILITIES

The following is a list of the services he has rendered to the Islamic Republic since that time: 
1980- Founding member of the Islamic Republic Party, together with such religious scholars and Mujahids as Shahid Beheshti, Rafsanjani, Shahid Bahonar, and Musavi-Ardebili.
• Deputy-Minister of Defence
• Supervisor of the Islamic Revolutionary Guards
• Imam of Tehran's Friday Congregational Prayers, per Imam Khomeini's decree.
• Elected Tehran MP in the Majlis (Consultative Assembly) 
1981- Imam Khomeini's Representative at the High Council of Defence
• Active presence at the fronts of the Iraqi-imposed war.
1982- Elected President of the Islamic Republic of Iran following the martyrdom of President Mohammad Ali Rajai (Imam Khamenei was himself the target of an assassination attempt at Abu Dhar mosque in Tehran after which he was hospitalized for a few months).
• Appointed Chairman of the Revolution's Cultural Council.
1986- President of the Expediency Council
• Re-elected President of the Islamic Republic for a second 4-year term
1989- Elected as the Leader of the Islamic Republic of Iran by the Assembly of Experts after the demise of Imam Khomeini.
1990- Chairman of the Committee for Revision of the Constitution.

WORKS AUTHORED AND TRANSLATIONS
Works Authored

1. Islamic Thought in the Quran (An Outline)
2. The Profundity of Prayer
3. A Discourse on Patience
4. On the Four Principal Books of Traditions Concerning the Biography of Narrators.
5. Guardianship (Wilayah)
6. A General Report of the Islamic Seminary of Mashhad 
7. Imam Al-Saadiq (AS)
8. Unity and Political Parties
9. Personal Views on the Arts
10. Understanding Religion Properly
11. Struggles of Shia Imams (as)
12. The Essence of God's Unity
13. The Necessity of Returning to the Quran
14. Imam Al-Sajjad (as)
15. Imam Reza (as) and His Appointment as Crown Prince.
16. The Cultural Invasion (Collection of Speeches)
17. Collections of Speeches and Messages ( 9 Volumes )

Translations (from Arabic into Farsi)
1. Peace Treaty of Imam Hassan (AS) , by Raazi Aal-Yasseen
2. The Future in Islamic Lands, by Sayyed Qutb
3. Muslims in the Liberation Movement of India, by Abdulmunaim Nassri
4. An Indictment against the Western Civilization, by Sayyed Gutb




داغ کن - کلوب دات کام
Comments() 



تاریخ نگارش: شنبه 1395/01/28 - ساعت: 21:39

توهم از جنس احمدی نژادیسم !

پیش درآمد: تلاش کرده‌ام تا در این یادداشت در کوتاه‌ترین جملات وضعیت احمدی نژاد و معدود طرفداران پرهیاهویش را به تصویر بکشم. معتقدم پاسخ کسانی که حرفی برای مخالفت دارند در همین یادداشت هست، البته اگر کسی بخواهد بخواند و ببیند و از حق روی‌گردان نباشد.

 کوبنده ترین عتاب ولایت فقیه در طول تاریخ انقلاب اسلامی

۱- مردم ما توهم از جنس فتنه‌گری را در سال ۱۳۸۸ و توهم از جنس اصول‌گرایی را در انتخابات اخیر مجلس در تهران شاهد بوده‌اند؛ اکنون باید گفت که توهم همیشه توهم است! تضمین و گارانتی برای متوهمین از هیچ صنف و گروهی وجود ندارد! با این حساب، هیچ شخص یا گروهی نمی‌تواند خود را برندۀ از پیش تعیین شدۀ انتخابات بداند. متأسفانه شاهدیم که جماعتی اندک با گرد و خاکی که خودشان و در یک جمع محدود به راه انداخته‌اند، به اشتباه افتاده‌اند (بخوانید متوهم شده‌اند) و هنوز احمدی نژاد نیامده، و هنوز از فیلتر شورای نگهبان عبور نکرده، و هنوز رقبایش مشخص نشده، و هنوز اقبال مردم رصد نشده، و مهم‌تر از همه، هنوز انتخاباتی برگزار نشده، برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ جشن پیروزی به راه انداخته‌اند! البته شخصاً معتقدم احمدی نژاد آن همه نادان نیست که در انتخابات ۹۶ نامزد شود، اما با توجه به شناختی که از شخصیّت او دارم، از جنجال و هیاهوی این جماعت اندک لذت می‌برد.

۲- ممکن است این جماعت اندک فراموش کرده باشند و یا خود را به فراموشی زده باشند، اما قاطبۀ مردم ما که از قضا خدمات فراوان احمدی نژاد را در خاطر دارند، فراموش نکرده‌اند که همین احمدی نژاد در اواخر ریاست جمهوری چه ضربات مهلکی به اقتصاد مملکت وارد کرد؛ مردم فراموش نکرده‌اند که چگونه از اطرافیان فاسد خود حمایت کرد و از رأی ملت و جایگاه ریاست جمهوری نیز برای مصون ماندن خاطیان و مفسدان از مجازات سوء استفاده کرد؛ مردم بزرگ ایران هرگز فراموش نخواهند کرد که رئیس جمهور اخلاق را آن گونه زیر پا گذاشت که تندترین عتاب ولایت در طول تاریخ انقلاب را به خود اختصاص داد؛ امت شهید پرور ایران اسلامی به خوبی به یاد دارند رئیس جمهوری که مدعی بود خاکریز دفاع از ولایت خواهد شد، چگونه با بی‌ادبی و بی‌پروایی در برابر فرمان صریح ولایت ایستاد و ۱۱ روز خانه نشینی کرد و فقط وقتی متوجه شد در مجلس به عدم کفایت او رأی خواهند داد، به محل کار خود بازگشت و هیچ گاه از این تخلف بی‌ادبانه عذرخواهی نکرد.

۳- کسانی که به تعریف امام خامنه‌ای  از دولت احمدی نژاد استناد می کنند، عمداً فراموش می‌کنند که بزرگ‌ترین عتاب ولایت فقیه در تاریخ انقلاب اسلامی را رهبر معظم انقلاب علیه احمدی نژاد به کار بردند؛ عتاب آن همه تند، سنگین و کوبنده بود که حتی همسنگ آن را امام خمینی(ره) در مورد بنی‌صدر ملعون نیز به کار نبردند: «رئیس یک قوه به استناد یک اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده‌ای در دادگاه، دو قوۀ دیگر را متهم کرد؛ این کار بدی بود، این کار نامناسبی بود؛ این جور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسی مردم است». [لینک]

۴- از طرفی برخی نمی‌خواهند قبول کنند که «میزان حال فعلی افراد است» و نمی‌توانند ببینند که احمدی نژاد ۱۳۹۲ و ۱۳۹۵ تفاوت‌های آشکار با احمدی نژاد سال ۱۳۸۴ دارد و وقتی به برخی از تعریف‌های حضرت آقا استناد می‌کنند و وانمود می‌کنند که این تعریف‌ها تا همیشه معتبر است، باید پاسخ دهند که آیا این جملۀ مقام معظم ولایت را در حال حاضر نیز معتبر می‌دانند که «هیچ کس برای من هاشمی نمی شود»؟!

۵- کسانی که عضویت احمدی نژاد در مجمع تشخیص مصلحت نظام را نشان تأیید کامل او از طرف ولایت فقیه می‌دانند و احمدی نژاد را فاقد هر گونه خطا و زاویه با ولایت معرفی می‌کنند، فراموش کرده‌اند که ریاست همان مجمع با هاشمی رفسنجانی است!

۶- کسانی که اعلام می‌کنند تعریف‌های امام خامنه‌ای از احمدی نژاد تا اواخر دولت او ادامه داشت، عمداً فراموش می‌کنند که حضرت آقا در پایان دولت‌های موسوم به اصلاحات و سازندگی نیز از هاشمی (خائن) و خاتمی (ملعون) تعریف کردند و این تعریف‌ها بسیار پررنگ‌تر از تعریف‌هایی بود که از احمدی نژاد داشتند و دلیل آن نیز بزرگواری امام خامنه‌ای و تلاش معظم له برای جذب حدّ اکثری است. در این بخش با ذکر سند، به دو نمونه از تعریف‌های امام خامنه‌ای در پایان کار دولت‌ها اشاره می‌کنم، لطفاً دقت کنید:

ü      سه روز قبل از تنفیذ حکم ریاست جمهوری خاتمی (ملعون)، یعنی در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۷۶، امام خامنه‌ای در آخرین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت ششم فرمودند: «امیدواریم که ان‌شاءاللَّه خداوند متعال، جناب آقای هاشمی و آقایان محترم - همکاران گرامی ایشان - را مشمول اجرهای وافر خودش قرار دهد. بنده هم وظیفۀ اخلاقی می‌دانم که احساس خودم را نسبت به جناب‌عالی، جناب آقای هاشمی، و همکاران‌تان عرض کنم. این دورۀ هشت ساله، برای کشور، یک دورۀ بسیار پرکار و پر تلاش و پر عاید و حقیقتاً دورۀ بازسازی بود. بازسازی برای ما یک آرزو بود. من فراموش نمی‌کنم روزهای بعد از جنگ، در آن جلسه‌ای که به دستور امام تشکیل شد، چند نفری برای طرح خطوط اصلی بازسازی کشور نشستیم؛ به نظر خودمان آرزوهای بزرگی را در آن نوشته‌ها آوردیم، بحث کردیم و تصور نمودیم که ان‌شاءاللَّه در طول چندین سال انجام گیرد. آنچه در این هشت سال ریاست جمهوری شما اتفاق افتاده، از آنچه که آن روز ما آرزو داشتیم، بیشتر است و حقیقتاً کشور بازسازی شد». [لینک]

ü      در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد، یعنی در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۸۴، امام خامنه‌ای فرمودند: «بنده لازم می‌دانم از رئیس جمهور قبلی‌مان، جناب آقای خاتمىِ عزیزمان، و همکاران ایشان صمیمانه تشکر کنم. در این هشت سال جناب آقای خاتمی و همکاران‌شان تلاش باارزشی انجام دادند ...». [لینک]

اگر شما به این جملات توجه کنید می‌بینید که تعریف حضرت آقا از هاشمی و خاتمی در پایان کار دولت‌هایشان، حتی پررنگ‌تر از تعریف‌های معظم له از احمدی نژاد است و همان گونه که آمد، چنین تعریف‌هایی علاوه بر قدردانی از زحمات منخبین مردم، نشانگر بزرگواری امام خامنه‌ای و تلاش حضرت‌شان برای جذب حدّ اکثری است و هرگز نافی خطاها و انحرافات احتمالی افراد نمی‌باشد.

۷- یکی از مهم‌ترین خطاهای طرفداران احمدی نژاد این است که چون به درستی خطاهای غیر قابل بخشش روحانی را می‌بینند، گمان (و یا وانمود) می‌کنند که گزینۀ مقابل او شخص خطاکاری چون احمدی نژاد است؛ در حالی که اگر بخواهند به اوامر ولی امر مسلمین جهان توجه کنند، خواهند دید که امام امت در تاریخ اول فروردین ۱۳۹۲ در حرم امام رضا (علیه السلام) و در دیدار با امّت شهید پرور اشاره کردند که رئیس جمهور بعدی باید نقاط قوّت احمدی نژاد را داشته باشد، اما نقاط ضعف او را نداشته باشد؛ معظم له در این دیدار تأکید کردند: «ما در سلسلۀ دولت‌هایی که پشت سر هم می‌آیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترین‌های خودمان را بفرستیم» [لینک] و این به صراحت به ما می‌فهماند که قانع بودن به احمدی نژاد خطاست.

باید به خاطر داشت که در مملکت قحط الرجال نیست و گزینه‌های مناسب برای ریاست جمهوری، که خطاهای احمدی نژاد را نداشته باشد، اما نقاط قوت او را دارا باشد، اگر چه کم، ولی موجود است و این تأکید و تبلیغ روی شخصیت خطاکار و عذرخواهی نکرده‌ای چون احمدی نژاد، که از قضا یاران و هم‌نشینان منحرفی نیز دارد، بودار و قابل بررسی و تعمّق است!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: شنبه 1395/01/28 - ساعت: 16:26

مظلومی چهارتایی شد !

 مظلومی شکست خورد

با چهارتایی شدن مظلومی، عدد 4 نیز به رنگ قرمز درآمد و از دست استقلالیها خارج شد. مظلومی را مربی قابلی نمیدانم، شخصیت او را نیز دوست ندارم. تنها کاری که پرویز مظلومی برای استقلال کرده بود، خلق عدد 4 با 4 بار پیروزی پیاپی مقابل پرسپولیس بود که خودش آن را به باد داد.

عصر روز جمعه در راه بازگشت از مشهد مقدس و در قطار بودم و بازی استقلال و پرسپولیس را گاهی از رادیوی موبایل پیگیری می کردم (که فقط در حدود ایستگاههای بزرگ قابل شنیدن بود) و گاهی با ارتباط تلفنی که با خانواده داشتم. اواخر بازی نیز یکی از همراهان موفق شد شبکه سه را از طریق اینترنت موبایل بگیرد.

وقتی استقلال گل چهارم را خورد، گفتم به نفع استقلال است که یک گل دیگر بخورد، چون با این نتیجه استقلالی‌ها دیگر نمیتوانند عدد چهار را به رقیب نشان بدهند! به نظرم اگر مظلومی کمی باهوش بود و یا حتی اگر کاپیتان و بازیکنان باتجربه استقلال درایت داشتند، اجازه میدادند که دروازه تیمشان برای بار پنجم باز شود.

در همان قطار بودیم که به سرعت مشخص شد عدد چهار قرمز شده است، از بی سیم کارکنان قطار تسلیت به «چهارتاییها» به گوش می رسید.

با یکی از دوستان مسئول که پرسپولیسی است تماس گرفتم و بعد از تبریک گفتم: «به گمانم دیشب که لیلة الرغائب بود پرسپولیسیها موفق شدند به حاجت خود برسند، چون هم رقیب را بردند، هم عدد 4 را مصادره کردند و هم بعد از مدتهای طولانی به صدر جدول رسیدند.» و به او گفتم: «راستی دیشب علی انصاریان هم مشهد بود. یک بلوز قرمز پوشیده بود، یک بلوز سبز هم به گردنش گره زده بود و تعدادی هوادار هم امام رضا – علیه السلام – را فراموش کرده بودند و با او عکس می گرفتند ...».

**

پ.ن: بعید است که پرویز مظلومی فصل بعد روی نیمکت استقلال جایی داشته باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 





  • تعداد صفحات :15
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...