تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: شنبه 1394/07/25 - ساعت: 16:23

اگر برجام نبود

امریکا هیج غلطی نمی تواند بکند

پرسیده بود: «اگر مجلس برجام را تصویب نمی کرد، چه رخ می داد؟ تبعاتش برای کشور چه بود؟». پاسخ دادم :

البته این سوال دوم است، سوال اول این است: حالا که برجام را تصویب کرده ایم چه اتفاقی می افتد؟ پاسخ این است که متاسفانه با امتیازهای بیهوده ای که دادیم و چیزی که نگرفته ایم کشور تا سال ها زیر لگد استکبار قرار می گیرد.

و سوال دوم: اگر تصویب نمی کردیم ...؟

مقام معظم ولایت قبلا پاسخ شما را فرموده اند «ما داشتیم کارمان را می کردیم». اما باز سوال کامل نیست. اگر تصویب نمی کردیم و ادبیات و برخوردمان با دشمن مثل مقام معظم ولایت بود، اقتدارمان بیشتر هم می شد، اما اگر تصویب نمی کردیم و دیپلماسی حسین قلی خانی دولت روحانی ادامه می یافت و رییس جمهور هر روز به فحش دادن به ملت ادامه می داد، آن وقت خود دولت - با اسم دشمن - مشکلاتی را برای کشور ایجاد می کرد.

اما اگر از طرف دشمن نگرانی داری، هم امام خمینی (ره) هم امام خامنه ای پاسخ شما را داده اند: «امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند».

***

البته این شخص می خواست بگوید که اگر برجام تصویب نمی شد درگیر جنگ می شدیم؛ در این صورت باید پرسید بالأخره امریکا گرگ است یا میش؟ وقتی می گوییم برجام راه های نفوذ زیادی دارد و ممکن است امریکا سوء استفاده کند، می گویند که امریکا دیگر گرگ نیست و تبدیل به میش شده است؛ اما بعدش می گویند که نه غلط کردیم امریکا گرگ است و ممکن است ما را بخورد! :)

ضمن این که کسانی که از جنگ می ترسند، فراموش کرده اند که اگر امریکا کمترین روزنه ای برای پیروزی در جنگ می دید، در حمله به ایران درنگ نمی کرد و آنچه باعث شده دشمن سرجایش بنشیند، فقط و فقط اقتدار نظامی و ولایی جمهوری اسلامی ایران است.

ای کاش دولتمردان این مهم را می فهمیدند و کار ممنوع (مذاکره با امریکا) را از ابتدا انجام نداده بودند و این همه امتیاز (برای هیچ) به دشمن نداده بودند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1394/07/25 - ساعت: 09:22

برجام به فرجام نخواهد رسید !

برجام به فرجام نخواهد رسید

بسم الله النّور. بسم الله نور النّور. بسم الله نورٌ علی نور. بسم الله الّذی هو مدبّر الأمور.

یک حس درونی به بنده می گوید که خوش حالی طرف داران برجام پایدار نخواهد ماند؛ در این مجال نمی خواهم این حس را توضیح دهم، چون اساساً توصیف یک حس غریب درونی به این آسانی ها امکان پذیر نیست؛ اما اجازه بدهید یکی دو نکته دیگر را عرض کنم:

۱ـ نمی دانم این چه بلایی است که در چند سال اخیر گریبان جامعه ما را گرفته که شکست های خود را پیروزی فرض کنیم و برای آن شادی کنیم و پز روشنفکری داشته باشیم و به کسانی که واقعیت ها را می بینند، انگ نفهمی بزنیم؟ در همه عرصه ها این مشکل دیده می شود، حتی در ورزش؛ مثلاً در جام جهانی بین چهار تیم چهارم می شویم و بعد می گوییم ما چقدر خوبیم و باخت مقابل آرژانتین را بهترین بازی تیم ملی از زمان پیدایش فوتبال فرض می کنیم و عمداً فراموش می کنیم که در همین جام جهانی ما بازی قرن را برده ایم و باخت مقابل آرژانتین را از پیروزی بر امریکا با ارزش تر می دانیم.

۲ـ شاید امروز با هوچی گری و جنجال مهندسی شده به جامعه القا کنیم که برجام به نفع کشور است، اما مگر می توان زمان را متوقف کرد، خوب زمان می گذرد و همه خواهند فهمید که چه کلاه گشادی به سر تیم دولت روحانی رفته است!

۳ـ دشمنان و منافقین گمان می کنند که کار جمهوری اسلامی تمام شد و شاید در نگاه اول این قضاوت درست به نظر برسد، اما اینان قدرت خدا را فراموش کرده اند! ملت بزرگ ایران گفته اند «الله» و بر این اندیشه الهی استقامت ورزیده اند، پس شک نداریم که فرشتگان رحمت نازل خواهند شد تا حزن و اندوه را از این ملت دور کنند. اساساً ما این همه شهید نداده ایم و این همه حسین حسین نکرده ایم که سر یک پیچ تاریخی بر اثر اشتباه چند خادم ملت، به کلی ضربه فنّی شویم! ما به خدا ایمان داریم، به مدد الهی باور داریم و به حول و قوه الهی پیروز خواهیم بود.

۴ـ شاید برخی از مسئولین که قدشان از ملت کوتاه تر است فراموش کرده باشند، اما حتی دشمنان جمهوری اسلامی هم می دانند که در جمهوری اسلامی قدرت در دست کسی است که فرموده است: «مذاکره با آمریکا ممنوع است به‌خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد». دشمن می داند، به او و مزدورانش یادآوری می کنیم که تا «ولایت فقیه» را داریم، به حول و قوه الهی پیروز خواهیم بود.

نکات دیگری هم هست که به مرور عرض خواهم کرد و اکنون فقط یادآوری می کنم که یک حس درونی به بنده می گوید که خوشحالی طرفداران برجام پایدار نخواهد ماند.

همین؛ دعا بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/07/21 - ساعت: 16:13

می نویسم امام خامنه ای بخوانید عشق


می نویسم امام خامنه ای بخوانید عشق

تو را خطاب می کنم به رغم انتقادها

امید پا برهنه ها امام بی سوادها

 

تو دست خود نهاده ای به دست های آسمان

فدای دست خط تو تمام میرعمادها

 

تبسّم تو می شود دلیل صلح در جهان

همین که اخم می کنی رکود اقتصادها

 

بگو بمیر مرده ام ، ببین که سر سپرده ام

به حکم چشم های تو، نه حکم اجتهادها

 

نه هاشمی نه خاتمی نه احمدی نژادها

فدای تار موی تو تمام حزب بادها

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر از سیدتقی سیدی با اندکی اصلاح




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1394/07/18 - ساعت: 13:31

سلام ما برسان

بسم ربّ الشّهداء و الصّدیقین

 امام خامنه ای - سردار شهید همدانی

زبان حال امام خامنه ای: تو می روی به سلامت سلام ما برسان

زبان حال سردار همدانی: سر خمّ می سلامت شکند اگر سبویی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1394/07/18 - ساعت: 02:28

چرا کشور را فروختید ؟!

 اعتماد به گرگ خلاف عقل است

برای توجیه افتضاح خود در برجام می گویند که امریکا دیگر گرگ نیست و دندان هایش ریخته و حتی می گویند که امریکای امروزی میش است؛ بسیار خوب، بر فرض که حرف اشتباه شما را بپذیریم، باید یادتان باشد که آن وقت که امریکا گرگ بود، ملت ما به آن باج نداد، شما را چه شده که یک گرگ خنثی شده را به عنوان کدخدا تحویل گرفتید، این همه امتیاز دادید، صنعت هسته ای کشورمان را فروختید، حق مسلّم ملت بزرگ ایران را تسلیم دشمن کردید و تا ۳۰ سال آینده کشور را در حد مستعمره صنعتی درآوردید؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/07/14 - ساعت: 16:56

احمدی نژاد کجا نشسته بود ؟!

 جایگاه احمدی نژاد دور از رهبری است

خیلی از مردمی که در مراسم بزرگداشت جان‌باختگان فاجعه منا در محضر مقام معظم ولایت شرکت کرده بودند، متوجه حضور احمدی نژاد در این مراسم نشدند؛ در حالی که احمدی نژاد اوایل مراسم وارد شد، اما چون جایی در کنار یا در ردیف امام خامنه ای به او داده نشد، کمتر دیده شد.

به هوشمندی مسئولین دفتر مقام معظم رهبری باید آفرین گفت، چرا که اگر باز هم احمدی نژاد در کنار حضرت آقا دیده می شد، بعضی ها عکس او را بازنشر می کردند و تمام خطاها و زاویه او با ولایت را تکذیب و القا می کردند که احمدی نژاد کاملاً در خط ولایت و همچنان مورد تأیید شش دانگ رهبری است.

در عکس جایگاه احمدی نژاد را داخل لوزی قرمز رنگ می بینید که کنار ستون، جلو مردم و در ردیفی نشسته است که با حضرت آقا زاویۀ ۹۰ درجه دارد!

شاید بگویید احمدی نژاد دیگر مسئولیت رسمی ندارد که این توجیه قابل قبولی نیست، چون او بعد از ریاست جمهوری نیز کنار رهبر معظم انقلاب نشسته بود، اما بازنشر عکس او و سرپوش گذاشتن بر اشتباهاتش، ظاهراً مسئولین دفتر را به این نتیجه رسانده است که جلو این گونه سوء استفاده ها را بگیرند.

دلیل دیگر این که رئیس قوه مقننه نیز نتوانست کنار صندلی امام خامنه ای بنشیند و اگر چه به همان ردیف راهنمایی شد، اما بین او و صندلی مقام معظم رهبری، دو نفر فاصله بود تا او مغموم و متفکر بنشیند و خداحافظی با امام خامنه ای را نیز از فاصلۀ چند متری انجام دهد. اگر بحث مسئولیت مطرح بود، این فاصله برای لاریجانی نیز اتفاق نمی افتاد و معنی اش این است که هم دوری احمدی نژاد و هم فاصلۀ لاریجانی، بنا به دقتی بوده است که مسئولین دفتر مقام معظم ولایت اعمال کرده اند.

 ***

می خواستم یادداشتی بر حاشیه های این مراسم بنویسم، دیدم خیلی خیلی طولانی می شود؛ شاید یکی دو نکته دیگر را عرض کنم.

***

پی نوشت: وقتی این یادداشت را در فیسبوک منتشر کردم، نوشتم: «محمود احمدی نژاد هم نگران نباشد، این فقط یک تلنگر بود تا بعضی ها بدانند که او اشتباهاتی دارد؛ در دیدارهای بعدی - و به ویژه در عزاداری محرم - امید هست که باز هم در ردیف مقام معظم ولایت جایی داشته باشد.»

نکته ای که گفته بودم

و اینک عکس شب تاسوعا:

شب تاسوعا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: جمعه 1394/07/10 - ساعت: 21:29

سخن درگوشی امیرعباس با وزیر ارشاد

یادمان شهدای پاوه - امیر عباس در عکس دیده می شود 

...  بعد از دریافت جایزه، در گوش وزیر ارشاد گفتم‌: «در سخنرانی شما جملات خوبی بود و تشکر می کنم.» آقای جنتی پاسخ داد: «ممنون».

ادامه دادم: «ولی امیدوارم در عمل شما پیرو ولایت باشید.» وزیر ارشاد دو دست خود را بالا آورد با صورت و اشاره ابرو به بالا، گفت: «ان شاء الله». دوباره با تأکید و تحکّم گفتم: «واقعاً امیدوارم شما پیرو ولایت باشید» که وزیر باز هم ان شاء الله گفت.

وقتی از روی سن پایین آمدم می پرسیدند در گوش وزیر چه گفتی که به فکر فرو رفت؟ یک خبرنگار هم قصد مصاحبه داشت که از دستش فرار کردم.

اما بعد از ترک وزارت ارشاد تلفن ها شروع شد، یکی از بزرگان توصیه کرد پاسخ خبرنگاران را بدهم تا در تاریخ نظام ثبت شود! و باز هم خبرنگاران تماس می گرفتند تا به یکی دو خبرگزاری جواب دادم و خبر منتشر - و بارها بازنشر - شد.

لینک خبر تسنیم: [+]

لینک خبر جماران و استقبال از سخنان وزیر [+]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1394/03/31 - ساعت: 00:32

هذیان

روزه ام را باز می کنم با نام خدا و اشک و گل و لبخند و عطر یاس.
راضی هستید مولا جان؟
فدای تان شوم!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1394/03/13 - ساعت: 16:01

سایه ها می دانند

تصویر نقش بسته شده روی یک در شیشه ای، در صحن جامع رضوی رضوی را مشاهده می فرمایید:


حرم امام رضا علیه السلام



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/03/12 - ساعت: 19:57

آرمیتا رضایی نژاد به آرزویش رسید

آرمیتای عزیز به آرزوی خود رسید و به همت «یگان ویژه فاتحین بسیج» جمعی سپاه حضرت محمدرسول الله (ص) پرواز کرد.

آرمیتا رضایی نژاد، یادگار شهید سرافراز داریوش رضایی نژاد از شهیدان راه علم، آرزوی پرواز خود را در تاریخ ۲۹ دی ماه ۱۳۹۰ به امام خامنه ای گفته بود.

چند روز پیش (سوم خرداد ۱۳۹۴) این آرزو محقق شد تا خاطرات و عکس های این پرواز در دفتر خاطرات ملت ایران ماندگار شود. وقتی عکس ها را دیدم، بی اختیار اشکم جاری شد.

مبارک باشد بر تو آرمیتای عزیز تحقق این آرزویت و امیدوارم به  آرزوی اصلی ات هم برسی و نابودی رژیم صهیونیستی را به چشم خود ببینی.

آرمیتا پرواز کرد



آرمیتا پرواز کرد

اگر چه آرمیتا لحظات شادی را با پرواز سپری کرد و به آرزویش رسید، اما غمی مرموز که در چهره اش مشاهده می شود، یادآوری می کند که این شادی ها نیز جای بابا را نمی گیرد. لعنت و نفرین بر شیاطین جهان؛
مرگ بر امریکا، مرگ بر انگلیس و مرگ بر رژیم صهیونیستی
.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/03/12 - ساعت: 04:38

«داستان نویس اصول گرا» در سایت «پیوندها»

 داستان نویس اصول گرا در سایت پیوندها

از طریق شمارشگر وبلاگ متوجه شدم که از سایت پیوندها وارد وبلاگ بنده شده اند. نمی دانم خودم قبلاً درخواست داده ام و اکنون یادم نیست، و یا این که دیگران و یا حتی گردانندگان آن سایت، لینک «داستان نویس اصول گرا» را به بخش «انقلاب اسلامی» اضافه کرده اند؟! در هر صورت از این اتفاق خوش حالم و از گردانندگان سایت پیوندها تشکر می کنم.

سایت پیوندها [+]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1394/03/11 - ساعت: 19:22

دولت روحانی در شیب سقوط

 دولت روحانی در شیب سقوط

گاهی فکر می کنم دولت روحانی – که بنا بود دولت تدبیر و امید باشد – با چه کسی لج کرده است؟!

ü      روند مذاکرات به گونه ای است که از یک طرف منافع غرب تأمین شده و دستاوردها و حیثیت ملّی به باد رفته است و در عوض نه تنها تحریم ها لغو نشده، بلکه دشمن بی ادب تر، گستاخ تر و تمامیت خواه تر شده است.

ü      دولت در حالی دم از تبعیت از رهبری می زند، که بارها و بارها امام خامنه ای مجبور شده اند مواضع دولت را اصلاح کنند و حتی شخصاً وارد نبرد با دشمن شوند و اعلام فرمایند که اجازه نخواهند داد یک سازمان نظارتی غیر معمول بر کشور عزیزمان حاکم شود.

ü      اجناس با شیب ملایم (بخوانید سربالایی خطرناک) گران می شود، بنزین آزاد می شود، یارانه ها کم کم قطع می شود، حامل های انرژی گران می شود و مردم روز به روز با سختی های جدید رو به رو می شوند.

دولت با چه کسی لج کرده است؟ تا این جا که همه چیز به نفع دشمن و قشر اشرافی کشور (که درصد بسیار ناچیزی از مردم کشورمان را تشکیل می دهند) بوده است. تا این جا که فرمایشات مقام معظم ولایت – که راه برون رفت از مشکلات را در درون کشور می دانند – معطل مانده است. تا این جا که مردم، همان مردمی که با اختلاف کمتر از یک درصد (0.7 %) حسن روحانی را به ریاست جمهوری انتخاب کردند، روز به روز ناامیدتر شده اند!

این دولت به کجا می رود؟ صاحبان اصلی این کشور که همانا مردم مسلمان، غیور و انقلابی کشورمان هستند، رفته رفته به ستوه می آیند و در مقابل دولت قد علم خواهند کرد؛ تا این جا نیز به خاطر اوامر رهبر معظم انقلاب مبنی بر همدلی و همزبانی با دولت سکوت کرده اند؛ اما اگر شاهد باشند که دستورات امام خامنه ای توسط دولت نادیده گرفته می شود، کاسه صبرشان لبریز خواهد شد.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1394/03/11 - ساعت: 18:05

ما مانده ایم و بغض گلو گیر انتظار

اشاره: وقتی در سال ۱۳۸۶ برای نخستین بار این شعر را منتشر کردم، هرگز گمان نمی کردم که به سرعت بارها و بارها بازنشر شود و اینترنت را پر کند. همان بار اول انتشار نوشته بودم: «نام شاعر را نپرسید، از کجا باید بدانم؟»

 

امروز جمعه نیست ولی دلشکسته‌ام

                        زیرا به انتظار ظهورت نشسته‌ام

یکشنبه‌ای است تلخ ، نه یکشنبه‌ای سیاه

                        یک جمعۀ جدید خیال تو، اشک و آه

آقا، شکسته بغض قلم را غم زمین

                        بگذار تا بگویم از این قرن آهنین

از التهاب نقشۀ جغرافیای شوم

                        از مرزهای له شده در سایۀ هجوم

از برج‌ها که در تب افسانه‌ای مدرن

                        تبدیل می‌شوند به بتخانه‌‌ای مدرن

از خشم بمب‌های اتم، نقشه‌های جنگ

                        اندیشه‌های وحشی تیمورهای لنگ

از فصل خواب و وحشت کابوس‌های شوم

                        تکثیر بی‌نهایت ویروس‌های شوم

از مرگ اعتماد به دست شغادها

                        از غفلت بهار، شبیخون بادها

دارد دوباره قلب قلم تیر می‌کشد

                        تاریخ را چه تلخ به تصویر می‌کشد

حالا زمان به مرز تحجر رسیده است

                        یعنی که فصل مرگ تفکر رسیده است؟!

در هر بهار رویش پائیز را ببین

                        تکرار تلخ، یورش چنگیز را ببین

تکرار تلخ فاجعه، تهدید، انفجار

                        آیین جهل، زنده به گوری و انتحار

آقا ببین تهاجم اصحاب فیل را

                        فرعونیان خفته در امواج نیل را

در جست و جوی هیچ تب جنب و جوش را

                        تزویرهای این همه آدم فروش را

دیگر شکسته حرمت سنگین نام‌ها

                        در عصر انتقام، ترور، قتل عام‌ها

حالا بت بزرگ تبر را شکسته است

                        دروازۀ حقوق بشر را شکسته است

نمرودها دوباره خدای زمین شدند

                        بت‌ها، پیمبران دروغین دین شدند

حالا درون قصۀ مادر بزرگ‌ها

                       ‏یوسف رها شده است در آغوش گرگ‌ها

حتی قطار آدمیت واژگون شده است

                        ایثار رنگ باخته، نوعی جنون شده است

قانون ظلم در رگ تاریخ جاری است

                        دنیا هنوز در هوس برده داری است

عصر مدرن وارث مشتی ژن است و هیچ

                        اندیشه‌اش تصرف اکسیژن است و هیچ

دارد دریچه‌ها همه مسدود می‌شود

                        سر چشمۀ امید گل آلود می‌شود

ما مانده‌ایم وحسرت نانی کپک زده

                        با سیب‌های سرخ جهانی کپک زده

ما مانده‌ایم و صفحۀ شطرنج زندگی

                        با مهره‌های له شده از رنج زندگی

ما ماند‌ایم و حسر ت تفسیر انتظار

                        ما مانده‌ایم و بغض گلو گیر انتظار

ده قرن انتظار، نه، ده قرن خون دل

                        آقا چه‌ها گذشته به تو؟ مانده‌ام خجل

آقا بگو، بگو که تو از ما چه دیده‌ای؟!

                        آری بگو، بگو که چه از ما کشیده‌ای؟!

ما در یقین به سینۀ خود مهر شک زدیم

                        حتی به زخم وا شدۀ تو نمک زدیم

یک عده جیره‌خوار مدرنیسم‌ها شدیم

                        در جنگلی به نام تمدن رها شدیم

یک عده هم جدا شده از عصر آ‌هن‌اند

                        حرف از ظهور پست مدرنیسم می‌زنند

حرف از ظهور پوچی و تردید بی‌دلیل

                        مرگ حقیقت وخرد و سنت اصیل

یک عده در گرسنگی و فقر سوختند

                        ایمان به نرخ لقمۀ نانی فروختند

یک عده با یزید و معاویه ساختند

                        قرآن به روی نیزه نشاندند و باختند

یک عده از حقیقت تو دور مانده‌اند

                        در انتظار یخ زده محصور مانده‌اند

مفهوم انتظار تو را ترک کرده‌اند

                        آیا دعای عهد تو را درک کرده‌اند؟

گفتند: انتظار همان بی‌قراری است

                        تنها دعا و گریه وشب زنده‌داری است

مفهوم انتظار تو این چند واژه نیست

                        آقا خودت بیا و بگو انتظار چیست؟

این دردها حکایت و افسانه نیستند

                        تنها شکایتِ دل دیوانه نیستند

این دردها  حقیقت مسموم عالم‌اند

                        شمشیرهای آختۀ ابن ملجم‌اند

از فرقه‌ فرقه تفرقه دلخسته‌ایم ما

                        ده قرن می‌شود به تو دل بسته‌ایم ما

از هر سر جدا شده، بگذار بگذرم

                        از زخم‌های وا شده بگذار بگذرم

بگذار بگذرم که پُرم از گلایه‌ها

                        آقا بیا که خسته شدم از کنایه‌ها

امروز هم به یاد تو کم کم گذشت و رفت

                        مانند جمعه‌های پر از غم گذشت و رفت

آری گذشت و باز نگاهم تو را ندید

                        فردا دو شنبه است؟ نه ؛ یک جمعۀ جدید!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1394/03/10 - ساعت: 17:20

نوبت عاشقی

به جز چند صباحی در جوانی، هیچ گاه نگاه دنیایی به «تدریس» نداشته ام. به ویژه در این وبلاگ باید اختصاصاً از تدریس ادبیات داستانی صحبت کنم. در اوایل دهه ۷۰،  پس از حدود یک سال تدریس داستان نویسی و مدیریت جلسات کارگاهی داستان، به این نتیجه رسیدم که باید تدریس را کنار بگذارم و بنویسم. عزیزی که از او عذر خواسته بودم گفت: «پس دیگران چی؟» و تکلیف مداری را یادآوری کرد.

در طول این سال ها، در کنار اشتغالات گوناگونی که با تدریس داستان سنخیتی نداشته اند، هر وقت تکلیف ایجاب کرده به دوره های داستان نویسی «نه» نگفته ام. با این که پزشکان امر به کم صحبت کردن داشته اند، با این که همکاران در عرصه های دیگر بنده را از این کار برحذر داشته اند، با این که معلوم بوده سود مادی این کار به ضررهایش نمی چربد، با این که هیچ گاه در امر شاگرد پروری خوش اقبال نبوده ام، اما فقط به نیت ادای تکلیف، با شوق و شور و همچنین با وجدان کاری در این عرصه خدمت کرده ام و همه امیدم این است که خدای مهربان این قدم ها را به عنوان عبادت خالصانه بپذیرد.

این که بداقبالی ها چه بوده بماند – شاید زمانی در باره اش نوشتم – اما به گمانم به نقطه ای رسیده ام که باید تقاضاهای تدریس را رد کنم. تصمیم دارم دیگر ادبیات داستانی تدریس نکنم. نه این که از ادای تکلیف سرباز بزنم، نه! اما به گمانم شرایط به گونه ای است که دیگر این جانب تکلیفی ندارم. بنا دارم به تکلیف و تکالیف اصلی ام برسم، شاید کمی هم به خودم برسم، به برنامه هایم، به آرمان هایم؛ و کسی چه می داند؟ شاید کمی هم – پیرانه سر - به آرزوهایم برسم.

گفتم آهن دلی کنم چندی                ندهم دل به هیچ دل بندی

سعدیا دور نیکنامی رفت                   نوبت عاشقی است یک چندی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1393/11/25 - ساعت: 23:00

چهار عقب نشینی هسته‌ای که دولت از مردم مخفی کرده بود

 امام خامنه ای - 4 مورد

در بیانات مقام معظم ولایت در روز ۱۹ بهمن، یک نکته کمتر مورد توجه واقع شد و آن این‌که چهار مورد عقب نشینی هسته‌ای که دولت به صورت کامل و شفّاف اعلام نکرده بود، از لسان مبارک حضرت آقا به اطلاع مردم رسانده شد.

تا قبل از آن، مردم اطلاع درست و کاملی از اقدامات انفعالی دولت نداشتند و اگر کسی از روی گمانه زنی یا اخبار ویژه موردی را رسانه‌ای می‌کرد، با تکذیب توأم با عصبانیت دولت مواجه می‌شد.

اکنون به لطف بیانات امام خامنه‌ای، همگان از چهار عقب نشینی دولت در فناوری هسته‌ای مطلع شده‌اند:

۱- گسترش و توسعۀ ماشین‌های غنی‌سازی متوقّف شده است.

۲- تولید اورانیوم بیست درصد، که کار بسیار بزرگی است، متوقّف شده است.

۳- کارخانۀ اراک، که یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است، متوقّف شده است.

۴- فردو، که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاه‌های سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، متوقّف شده است.

***

فرازی از بیانات مقام معظم ولایت در دیدار جمعى از فرماندهان و کارکنان نیروى هوایى (۱۹ بهمن ۱۳۹۳):

طرف ایرانی، برخی از کارهایی که می‌توانست او را به توافق نزدیک کند انجام داده است. کارهای متعدّدی را انجام داده: گسترش و توسعۀ ماشین‌های غنی‌سازی را متوقّف کرده، خب این را لازم دانستند که یک برهه‌ای متوقّف کنند؛ تولید اورانیوم بیست درصد را - که یک کار بسیار بزرگی است رسیدن به دانش و فنّاوری بیست درصد، کار بسیار بزرگی بود؛ این را کسانی که اهل فنّ‌اند می‌دانند که رسیدن از پنج درصد به بیست درصد، اهمّیتش خیلی بیشتر است از رسیدن از بیست درصد به بالا؛ این کار بزرگ را جوانان ما و فنّاوران متعهّد ما انجام دادند - متوقّف کردند، اقتضای مذاکره این بود که متوقّف بکنند؛ کارخانۀ اراک را که یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است، فعلا متوقّف کرده‌اند؛ فردو را که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاه‌های سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، فعلا متوقّف کرده‌اند.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :13
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...