تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/07/14 - ساعت: 15:56

احمدی نژاد کجا نشسته بود ؟!

 جایگاه احمدی نژاد دور از رهبری است

خیلی از مردمی که در مراسم بزرگداشت جان‌باختگان فاجعه منا در محضر مقام معظم ولایت شرکت کرده بودند، متوجه حضور احمدی نژاد در این مراسم نشدند؛ در حالی که احمدی نژاد اوایل مراسم وارد شد، اما چون جایی در کنار یا در ردیف امام خامنه ای به او داده نشد، کمتر دیده شد.

به هوشمندی مسئولین دفتر مقام معظم رهبری باید آفرین گفت، چرا که اگر باز هم احمدی نژاد در کنار حضرت آقا دیده می شد، بعضی ها عکس او را بازنشر می کردند و تمام خطاها و زاویه او با ولایت را تکذیب و القا می کردند که احمدی نژاد کاملاً در خط ولایت و همچنان مورد تأیید شش دانگ رهبری است.

در عکس جایگاه احمدی نژاد را داخل لوزی قرمز رنگ می بینید که کنار ستون، جلو مردم و در ردیفی نشسته است که با حضرت آقا زاویۀ ۹۰ درجه دارد!

شاید بگویید احمدی نژاد دیگر مسئولیت رسمی ندارد که این توجیه قابل قبولی نیست، چون او بعد از ریاست جمهوری نیز کنار رهبر معظم انقلاب نشسته بود، اما بازنشر عکس او و سرپوش گذاشتن بر اشتباهاتش، ظاهراً مسئولین دفتر را به این نتیجه رسانده است که جلو این گونه سوء استفاده ها را بگیرند.

دلیل دیگر این که رئیس قوه مقننه نیز نتوانست کنار صندلی امام خامنه ای بنشیند و اگر چه به همان ردیف راهنمایی شد، اما بین او و صندلی مقام معظم رهبری، دو نفر فاصله بود تا او مغموم و متفکر بنشیند و خداحافظی با امام خامنه ای را نیز از فاصلۀ چند متری انجام دهد. اگر بحث مسئولیت مطرح بود، این فاصله برای لاریجانی نیز اتفاق نمی افتاد و معنی اش این است که هم دوری احمدی نژاد و هم فاصلۀ لاریجانی، بنا به دقتی بوده است که مسئولین دفتر مقام معظم ولایت اعمال کرده اند.

 ***

می خواستم یادداشتی بر حاشیه های این مراسم بنویسم، دیدم خیلی خیلی طولانی می شود؛ شاید یکی دو نکته دیگر را عرض کنم.

***

پی نوشت: وقتی این یادداشت را در فیسبوک منتشر کردم، نوشتم: «محمود احمدی نژاد هم نگران نباشد، این فقط یک تلنگر بود تا بعضی ها بدانند که او اشتباهاتی دارد؛ در دیدارهای بعدی - و به ویژه در عزاداری محرم - امید هست که باز هم در ردیف مقام معظم ولایت جایی داشته باشد.»

نکته ای که گفته بودم

و اینک عکس شب تاسوعا:

شب تاسوعا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: جمعه 1394/07/10 - ساعت: 20:29

سخن درگوشی امیرعباس با وزیر ارشاد

یادمان شهدای پاوه - امیر عباس در عکس دیده می شود 

...  بعد از دریافت جایزه، در گوش وزیر ارشاد گفتم‌: «در سخنرانی شما جملات خوبی بود و تشکر می کنم.» آقای جنتی پاسخ داد: «ممنون».

ادامه دادم: «ولی امیدوارم در عمل شما پیرو ولایت باشید.» وزیر ارشاد دو دست خود را بالا آورد با صورت و اشاره ابرو به بالا، گفت: «ان شاء الله». دوباره با تأکید و تحکّم گفتم: «واقعاً امیدوارم شما پیرو ولایت باشید» که وزیر باز هم ان شاء الله گفت.

وقتی از روی سن پایین آمدم می پرسیدند در گوش وزیر چه گفتی که به فکر فرو رفت؟ یک خبرنگار هم قصد مصاحبه داشت که از دستش فرار کردم.

اما بعد از ترک وزارت ارشاد تلفن ها شروع شد، یکی از بزرگان توصیه کرد پاسخ خبرنگاران را بدهم تا در تاریخ نظام ثبت شود! و باز هم خبرنگاران تماس می گرفتند تا به یکی دو خبرگزاری جواب دادم و خبر منتشر - و بارها بازنشر - شد.

لینک خبر تسنیم: [+]

لینک خبر جماران و استقبال از سخنان وزیر [+]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1394/03/31 - ساعت: 00:32

هذیان

روزه ام را باز می کنم با نام خدا و اشک و گل و لبخند و عطر یاس.
راضی هستید مولا جان؟
فدای تان شوم!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1394/03/13 - ساعت: 16:01

سایه ها می دانند

تصویر نقش بسته شده روی یک در شیشه ای، در صحن جامع رضوی رضوی را مشاهده می فرمایید:


حرم امام رضا علیه السلام



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/03/12 - ساعت: 19:57

آرمیتا رضایی نژاد به آرزویش رسید

آرمیتای عزیز به آرزوی خود رسید و به همت «یگان ویژه فاتحین بسیج» جمعی سپاه حضرت محمدرسول الله (ص) پرواز کرد.

آرمیتا رضایی نژاد، یادگار شهید سرافراز داریوش رضایی نژاد از شهیدان راه علم، آرزوی پرواز خود را در تاریخ ۲۹ دی ماه ۱۳۹۰ به امام خامنه ای گفته بود.

چند روز پیش (سوم خرداد ۱۳۹۴) این آرزو محقق شد تا خاطرات و عکس های این پرواز در دفتر خاطرات ملت ایران ماندگار شود. وقتی عکس ها را دیدم، بی اختیار اشکم جاری شد.

مبارک باشد بر تو آرمیتای عزیز تحقق این آرزویت و امیدوارم به  آرزوی اصلی ات هم برسی و نابودی رژیم صهیونیستی را به چشم خود ببینی.

آرمیتا پرواز کرد



آرمیتا پرواز کرد

اگر چه آرمیتا لحظات شادی را با پرواز سپری کرد و به آرزویش رسید، اما غمی مرموز که در چهره اش مشاهده می شود، یادآوری می کند که این شادی ها نیز جای بابا را نمی گیرد. لعنت و نفرین بر شیاطین جهان؛
مرگ بر امریکا، مرگ بر انگلیس و مرگ بر رژیم صهیونیستی
.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/03/12 - ساعت: 04:38

«داستان نویس اصول گرا» در سایت «پیوندها»

 داستان نویس اصول گرا در سایت پیوندها

از طریق شمارشگر وبلاگ متوجه شدم که از سایت پیوندها وارد وبلاگ بنده شده اند. نمی دانم خودم قبلاً درخواست داده ام و اکنون یادم نیست، و یا این که دیگران و یا حتی گردانندگان آن سایت، لینک «داستان نویس اصول گرا» را به بخش «انقلاب اسلامی» اضافه کرده اند؟! در هر صورت از این اتفاق خوش حالم و از گردانندگان سایت پیوندها تشکر می کنم.

سایت پیوندها [+]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1394/03/11 - ساعت: 19:22

دولت روحانی در شیب سقوط

 دولت روحانی در شیب سقوط

گاهی فکر می کنم دولت روحانی – که بنا بود دولت تدبیر و امید باشد – با چه کسی لج کرده است؟!

ü      روند مذاکرات به گونه ای است که از یک طرف منافع غرب تأمین شده و دستاوردها و حیثیت ملّی به باد رفته است و در عوض نه تنها تحریم ها لغو نشده، بلکه دشمن بی ادب تر، گستاخ تر و تمامیت خواه تر شده است.

ü      دولت در حالی دم از تبعیت از رهبری می زند، که بارها و بارها امام خامنه ای مجبور شده اند مواضع دولت را اصلاح کنند و حتی شخصاً وارد نبرد با دشمن شوند و اعلام فرمایند که اجازه نخواهند داد یک سازمان نظارتی غیر معمول بر کشور عزیزمان حاکم شود.

ü      اجناس با شیب ملایم (بخوانید سربالایی خطرناک) گران می شود، بنزین آزاد می شود، یارانه ها کم کم قطع می شود، حامل های انرژی گران می شود و مردم روز به روز با سختی های جدید رو به رو می شوند.

دولت با چه کسی لج کرده است؟ تا این جا که همه چیز به نفع دشمن و قشر اشرافی کشور (که درصد بسیار ناچیزی از مردم کشورمان را تشکیل می دهند) بوده است. تا این جا که فرمایشات مقام معظم ولایت – که راه برون رفت از مشکلات را در درون کشور می دانند – معطل مانده است. تا این جا که مردم، همان مردمی که با اختلاف کمتر از یک درصد (0.7 %) حسن روحانی را به ریاست جمهوری انتخاب کردند، روز به روز ناامیدتر شده اند!

این دولت به کجا می رود؟ صاحبان اصلی این کشور که همانا مردم مسلمان، غیور و انقلابی کشورمان هستند، رفته رفته به ستوه می آیند و در مقابل دولت قد علم خواهند کرد؛ تا این جا نیز به خاطر اوامر رهبر معظم انقلاب مبنی بر همدلی و همزبانی با دولت سکوت کرده اند؛ اما اگر شاهد باشند که دستورات امام خامنه ای توسط دولت نادیده گرفته می شود، کاسه صبرشان لبریز خواهد شد.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1394/03/11 - ساعت: 18:05

ما مانده ایم و بغض گلو گیر انتظار

اشاره: وقتی در سال ۱۳۸۶ برای نخستین بار این شعر را منتشر کردم، هرگز گمان نمی کردم که به سرعت بارها و بارها بازنشر شود و اینترنت را پر کند. همان بار اول انتشار نوشته بودم: «نام شاعر را نپرسید، از کجا باید بدانم؟»

 

امروز جمعه نیست ولی دلشکسته‌ام

                        زیرا به انتظار ظهورت نشسته‌ام

یکشنبه‌ای است تلخ ، نه یکشنبه‌ای سیاه

                        یک جمعۀ جدید خیال تو، اشک و آه

آقا، شکسته بغض قلم را غم زمین

                        بگذار تا بگویم از این قرن آهنین

از التهاب نقشۀ جغرافیای شوم

                        از مرزهای له شده در سایۀ هجوم

از برج‌ها که در تب افسانه‌ای مدرن

                        تبدیل می‌شوند به بتخانه‌‌ای مدرن

از خشم بمب‌های اتم، نقشه‌های جنگ

                        اندیشه‌های وحشی تیمورهای لنگ

از فصل خواب و وحشت کابوس‌های شوم

                        تکثیر بی‌نهایت ویروس‌های شوم

از مرگ اعتماد به دست شغادها

                        از غفلت بهار، شبیخون بادها

دارد دوباره قلب قلم تیر می‌کشد

                        تاریخ را چه تلخ به تصویر می‌کشد

حالا زمان به مرز تحجر رسیده است

                        یعنی که فصل مرگ تفکر رسیده است؟!

در هر بهار رویش پائیز را ببین

                        تکرار تلخ، یورش چنگیز را ببین

تکرار تلخ فاجعه، تهدید، انفجار

                        آیین جهل، زنده به گوری و انتحار

آقا ببین تهاجم اصحاب فیل را

                        فرعونیان خفته در امواج نیل را

در جست و جوی هیچ تب جنب و جوش را

                        تزویرهای این همه آدم فروش را

دیگر شکسته حرمت سنگین نام‌ها

                        در عصر انتقام، ترور، قتل عام‌ها

حالا بت بزرگ تبر را شکسته است

                        دروازۀ حقوق بشر را شکسته است

نمرودها دوباره خدای زمین شدند

                        بت‌ها، پیمبران دروغین دین شدند

حالا درون قصۀ مادر بزرگ‌ها

                       ‏یوسف رها شده است در آغوش گرگ‌ها

حتی قطار آدمیت واژگون شده است

                        ایثار رنگ باخته، نوعی جنون شده است

قانون ظلم در رگ تاریخ جاری است

                        دنیا هنوز در هوس برده داری است

عصر مدرن وارث مشتی ژن است و هیچ

                        اندیشه‌اش تصرف اکسیژن است و هیچ

دارد دریچه‌ها همه مسدود می‌شود

                        سر چشمۀ امید گل آلود می‌شود

ما مانده‌ایم وحسرت نانی کپک زده

                        با سیب‌های سرخ جهانی کپک زده

ما مانده‌ایم و صفحۀ شطرنج زندگی

                        با مهره‌های له شده از رنج زندگی

ما ماند‌ایم و حسر ت تفسیر انتظار

                        ما مانده‌ایم و بغض گلو گیر انتظار

ده قرن انتظار، نه، ده قرن خون دل

                        آقا چه‌ها گذشته به تو؟ مانده‌ام خجل

آقا بگو، بگو که تو از ما چه دیده‌ای؟!

                        آری بگو، بگو که چه از ما کشیده‌ای؟!

ما در یقین به سینۀ خود مهر شک زدیم

                        حتی به زخم وا شدۀ تو نمک زدیم

یک عده جیره‌خوار مدرنیسم‌ها شدیم

                        در جنگلی به نام تمدن رها شدیم

یک عده هم جدا شده از عصر آ‌هن‌اند

                        حرف از ظهور پست مدرنیسم می‌زنند

حرف از ظهور پوچی و تردید بی‌دلیل

                        مرگ حقیقت وخرد و سنت اصیل

یک عده در گرسنگی و فقر سوختند

                        ایمان به نرخ لقمۀ نانی فروختند

یک عده با یزید و معاویه ساختند

                        قرآن به روی نیزه نشاندند و باختند

یک عده از حقیقت تو دور مانده‌اند

                        در انتظار یخ زده محصور مانده‌اند

مفهوم انتظار تو را ترک کرده‌اند

                        آیا دعای عهد تو را درک کرده‌اند؟

گفتند: انتظار همان بی‌قراری است

                        تنها دعا و گریه وشب زنده‌داری است

مفهوم انتظار تو این چند واژه نیست

                        آقا خودت بیا و بگو انتظار چیست؟

این دردها حکایت و افسانه نیستند

                        تنها شکایتِ دل دیوانه نیستند

این دردها  حقیقت مسموم عالم‌اند

                        شمشیرهای آختۀ ابن ملجم‌اند

از فرقه‌ فرقه تفرقه دلخسته‌ایم ما

                        ده قرن می‌شود به تو دل بسته‌ایم ما

از هر سر جدا شده، بگذار بگذرم

                        از زخم‌های وا شده بگذار بگذرم

بگذار بگذرم که پُرم از گلایه‌ها

                        آقا بیا که خسته شدم از کنایه‌ها

امروز هم به یاد تو کم کم گذشت و رفت

                        مانند جمعه‌های پر از غم گذشت و رفت

آری گذشت و باز نگاهم تو را ندید

                        فردا دو شنبه است؟ نه ؛ یک جمعۀ جدید!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1394/03/10 - ساعت: 17:20

نوبت عاشقی

به جز چند صباحی در جوانی، هیچ گاه نگاه دنیایی به «تدریس» نداشته ام. به ویژه در این وبلاگ باید اختصاصاً از تدریس ادبیات داستانی صحبت کنم. در اوایل دهه ۷۰،  پس از حدود یک سال تدریس داستان نویسی و مدیریت جلسات کارگاهی داستان، به این نتیجه رسیدم که باید تدریس را کنار بگذارم و بنویسم. عزیزی که از او عذر خواسته بودم گفت: «پس دیگران چی؟» و تکلیف مداری را یادآوری کرد.

در طول این سال ها، در کنار اشتغالات گوناگونی که با تدریس داستان سنخیتی نداشته اند، هر وقت تکلیف ایجاب کرده به دوره های داستان نویسی «نه» نگفته ام. با این که پزشکان امر به کم صحبت کردن داشته اند، با این که همکاران در عرصه های دیگر بنده را از این کار برحذر داشته اند، با این که معلوم بوده سود مادی این کار به ضررهایش نمی چربد، با این که هیچ گاه در امر شاگرد پروری خوش اقبال نبوده ام، اما فقط به نیت ادای تکلیف، با شوق و شور و همچنین با وجدان کاری در این عرصه خدمت کرده ام و همه امیدم این است که خدای مهربان این قدم ها را به عنوان عبادت خالصانه بپذیرد.

این که بداقبالی ها چه بوده بماند – شاید زمانی در باره اش نوشتم – اما به گمانم به نقطه ای رسیده ام که باید تقاضاهای تدریس را رد کنم. تصمیم دارم دیگر ادبیات داستانی تدریس نکنم. نه این که از ادای تکلیف سرباز بزنم، نه! اما به گمانم شرایط به گونه ای است که دیگر این جانب تکلیفی ندارم. بنا دارم به تکلیف و تکالیف اصلی ام برسم، شاید کمی هم به خودم برسم، به برنامه هایم، به آرمان هایم؛ و کسی چه می داند؟ شاید کمی هم – پیرانه سر - به آرزوهایم برسم.

گفتم آهن دلی کنم چندی                ندهم دل به هیچ دل بندی

سعدیا دور نیکنامی رفت                   نوبت عاشقی است یک چندی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1393/11/25 - ساعت: 22:00

چهار عقب نشینی هسته‌ای که دولت از مردم مخفی کرده بود

 امام خامنه ای - 4 مورد

در بیانات مقام معظم ولایت در روز ۱۹ بهمن، یک نکته کمتر مورد توجه واقع شد و آن این‌که چهار مورد عقب نشینی هسته‌ای که دولت به صورت کامل و شفّاف اعلام نکرده بود، از لسان مبارک حضرت آقا به اطلاع مردم رسانده شد.

تا قبل از آن، مردم اطلاع درست و کاملی از اقدامات انفعالی دولت نداشتند و اگر کسی از روی گمانه زنی یا اخبار ویژه موردی را رسانه‌ای می‌کرد، با تکذیب توأم با عصبانیت دولت مواجه می‌شد.

اکنون به لطف بیانات امام خامنه‌ای، همگان از چهار عقب نشینی دولت در فناوری هسته‌ای مطلع شده‌اند:

۱- گسترش و توسعۀ ماشین‌های غنی‌سازی متوقّف شده است.

۲- تولید اورانیوم بیست درصد، که کار بسیار بزرگی است، متوقّف شده است.

۳- کارخانۀ اراک، که یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است، متوقّف شده است.

۴- فردو، که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاه‌های سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، متوقّف شده است.

***

فرازی از بیانات مقام معظم ولایت در دیدار جمعى از فرماندهان و کارکنان نیروى هوایى (۱۹ بهمن ۱۳۹۳):

طرف ایرانی، برخی از کارهایی که می‌توانست او را به توافق نزدیک کند انجام داده است. کارهای متعدّدی را انجام داده: گسترش و توسعۀ ماشین‌های غنی‌سازی را متوقّف کرده، خب این را لازم دانستند که یک برهه‌ای متوقّف کنند؛ تولید اورانیوم بیست درصد را - که یک کار بسیار بزرگی است رسیدن به دانش و فنّاوری بیست درصد، کار بسیار بزرگی بود؛ این را کسانی که اهل فنّ‌اند می‌دانند که رسیدن از پنج درصد به بیست درصد، اهمّیتش خیلی بیشتر است از رسیدن از بیست درصد به بالا؛ این کار بزرگ را جوانان ما و فنّاوران متعهّد ما انجام دادند - متوقّف کردند، اقتضای مذاکره این بود که متوقّف بکنند؛ کارخانۀ اراک را که یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است، فعلا متوقّف کرده‌اند؛ فردو را که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاه‌های سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، فعلا متوقّف کرده‌اند.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1393/11/14 - ساعت: 23:26

کیروش و مسابقه تمرینی با تیم صهیونیستی

کیروش و بازی با تیم صهیونیستی 

در فضایل (!) جناب کیروش مفصل صحبت کرده‌ام. از چهارم شدن بین ۴ تیم در جام جهانی و همچنین از حذف تیم ملی فوتبال ایران پس از باخت به تیم جوان ضعیف و جنگ زده‌ای مثل تیم ملی فوتبال عراق هم که بی خبر نیستید؛ اکنون بخوانید از ۹ ماه پیش و دسته گلی که تیم ملی فوتبال کشورمان با برنامه ریزی کیروش به آب داده است:

زمانی که تیم ملی فوتبال کشورمان خود را برای حضور در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل آمده می کرد، برای برگزاری اردوی خود راهی آفریقای جنوبی شده بود و در آنجا چهار دیدار دوستانه برگزار کرد. یکی از این بازی‌های دوستانه برابر تیمی با نام "امپومالانگا بلک آیسز" بود؛ تیمی که با نام "The Zionists" به معنای صهیونیست‌ها شناخته می‌شود. صهیونیست‌های آفریقایی صاحب این تیم هستند و سرمایه داران و تجار صهیونیست اساس این باشگاه را در اختیار دارند.

همانطور که همۀ اهالی فوتبال می‌دانند، هماهنگی برگزاری اردوی خارج از کشور را شخص کیروش بر عهده گرفته است. این مربی پرتغالی به واسطۀ ارتباطاتی که با افراد مختلف دارد، مکان اردوها را هماهنگ می‌کند و فدراسیون نیز بدون هیچ پرسشی قبول می‌کند. به همین صورت، اردوی آفریقای جنوبی قبل از جام جهانی نیز توسط کیروش هماهنگ شده بود.

این برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی است که تیم و ورزشکاری از ایران برابر صهیونیست‌ها به میدان رفته است. این در شرایطی است که هر سال تعداد زیادی از ورزشکاران رشته‌های مختلف ورزشی، به دلیل پایبند بودن به ارزش‌ها و اعتقادات انقلاب، از رویارویی با نمایندگان صهیونیست سر باز می‌زنند و حتی محرومیت‌های احتمالی را به جان می‌خرند و قید مدال را می‌زنند، اما این ارزش‌های بزرگ در فدراسیون فوتبال و توسط یک سرمربی خارجی زیر پا گذاشته شده است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1393/11/11 - ساعت: 15:40

با میکروفون های آلوده به مردم دروغ می گویند

 امیر قلعه نویی سرمربی تیم فوتبال استقلال

امیر قلعه نویی بعد از بازی با سپاهان:

این برد را به هواداران خوبمان تقدیم می‌کنم. یک خسته نباشید هم به درخشان می‌گویم. جای تاسف دارد که این بازیکن بزرگ فوتبال ایران بخاطر یک انتقاد چه بلایی بر سرش می‌آید. باید از خودمان خجالت بکشیم. نباید با هر قیمتی زندگی کرد و باید زندگی کنیم تا قیمتی پیدا کنیم.

*

اگر پرسپولیس باخت دلیلش تحت فشار بودن درخشان و بازیکنانش بود. درخشان تا ۳۷ سالگی در اوج سختی‌ها به کشورش خدمت کرد. درخشان درست یا غلط انتقادی کرده، باید این بلا را بر سرش بیاوریم؟ آیا این رفتار‌ها درست است؟ مگر با خود من نکردند؟ چه اتفاقی افتاد؟ در این فوتبال حالم از بعضی‌ها بهم می‌خورد که به هر قیمتی می‌خواهند به جایی برسند. واقعا دلم برای درخشان سوخت. به من که در این چند ساله هرچقدر خواستند گفتند و من خودم را تطبیق داده‌ام اما درخشان چقدر برای این مملکت افتخار آفرینی کرد؟ آقایانی که در نیم فصل اول جور دیگری به ما لطمه زدند و الان به دنبال آوردن آدم‌های خودشان هستند توجه کنند. هرکس کمی انتقاد کند، به او حمله می‌شود. من نمی‌دانم چرا شوی دیشب برای دایی و قطبی اجرا نشد؟

*

(در پاسخ به نظر ذوالفقارنسب که گفته بود فوتبال ایران هافبک  بازی ساز ندارد) اینکه جای تعجب دارد که ما پلی میکر نداشته باشیم. محمد نوری پلی میکر نیست؟ هرکس با آن‌ها باشد که هیچ، هرکس نباشد نابود می‌شود. هروقت جام ملت‌ها به یادم می‌آید دلم برای ابراهیمی می‌سوزد. کاش من نمی‌آوردمش استقلال چون در این صورت در جام جهانی و جام ملت‌ها بازی می‌کرد.

*

کجای دنیا می‌بینید که بازیکن از پله هواپیما پایین می‌آید درگوش رئیس فدراسیون و مسئولان می‌گوید یا نامه می‌دهد که سرمربی را نگه دارند؟ آیا بازیکن 20 ساله باید برای تیم ملی تصمیم بگیرد؟ بعد از جام جهانی برای این مسئله همه جا رفتند و فقط دست شان به بیت رهبری نرسید! کی و کجا از این نوع اتفاقات افتاده که برای نگه داشتن مربی به دفتر ریاست جمهوری و نزد وزیر بروند؟! بعد از جام جهانی همه جا رفتند و فقط دستشان به بیت رهبری نرسید که آنجا هم صحبت کنند. بابا خجالت بکشید از این کار‌ها. شما اینکار‌ها را می‌کنید تا آمارتان بالا برود. ببینید چه جو مسمومی را در این دو ساله در فوتبال ایران راه انداخته‌اند؟ !

*

متاسفانه یک سری مسلمان عمروعاصی که خودشان و میکروفونشان آلوده است هرکاری دلشان می‌خواهد می‌کنند. من گفتم که تورنمنت شانس هم می‌خواهد و نباید عراق را دست کم گرفت، چطور این یک کلام من باعث باخت ما شد؟ ما نفهمیدیم درخشان و قلعه نویی و ویلیامز باعث باخت ما بودند؟ من می‌گویم کمی برای ایران و ایرانی ارزش قائل شوید. من می‌گویم کی روش را حمایت کنید تا به ما کمک کند اما نه اینکه پدر هر ایرانی را در بیاورید. دلتان نسوخت ابراهیمی در جام ملت‌ها بازی نکرد؟ آیا حق او و شهباززاده نبود در جام ملت‌ها بازی کنند؟ قلم و میکروفون آلوده همراه با آقایان شده‌اند. من برای کی‌روش احترام قائلم اما نباید هرکاری کرد. آقای درخشان روزگار همین است. آدم‌ها دیگر به قداست دیگران کار ندارند و به دنبال زندگی کردن به هر قیمتی هستند.

*

چطور کارلوس کی‌روش در روز بازی ما مقابل مس کرمان وقتی بهرام شفیع میکروفن در اختیارش می‌گذارد یک ساعت علیه من و فتح‌الله‌زاده صحبت می‌کند و کسی چیزی نمی‌گوید. چون او اجنبی و چشم‌آبی است این کار ایرادی ندارد؟ امیر قلعه‌نویی گفته در یک تورنمنت شانس هم لازم است و مثال بازی آرژانتین و آلمان را بیان کرده؛ چطور می‌شود این مسئله از لحاظ روحی روانی تیم را دچار مشکل کند؟ یک کلمه قلعه‌نویی بیان کرد او مقصر شد؟ ما نفهمیدیم بنجامین ویلیامز مقصر بوده یا درخشان و امیر قلعه‌نویی؟ یک ذره قلم‌مان را ایرانی کنیم و تعصب به ایران و ایرانی داشته باشیم.

*

فوتبال ایران با کیروش به لحاظ آماری و شرایط فنی پیشرفتی نداشته است.  البته بحث ما اصلا روی کی‌روش نیست، اما از لحاظ آمار و شرایط فنی پیشرفتی نداشتیم اگر به من می‌گفتند تا در جلسه دیشب (برنامه نود) حاضر شوم و رو در رو صحبت‌هایم را بگویم قبول می‌کردم، اما این طور مواقع وقتی به ما داده نمی‌شود! افکاری که پشت سر کیروش است، پاک نیست. این مسئله شاید به فوتبال ما لطمه بزند. حرف‌های من ده سال دیگر روشن می‌شود.  

*

کیروش در کجای فوتبال ایران است که بگوید من و درخشان نباید روی نیمکت بنشینیم. کی‌روش نه در این حد و نه در این جایگاه است که بخواهد چنین تشخیصی بدهد. البته این از اشکال مدیریت است که او چنین صحبتی می‌کند؛ اگر صفایی فراهانی و داریوش مصطفوی مدیر این فوتبال بودند آیا او چنین حرفی می‌زد؟ البته علی کفاشیان در فوتبال زحمات زیادی کشیده اما در مدیریت تیم ملی ضعیف بوده است.

*

دیشب تلویزیون در اختیار آقای کی‌روش بود و من برای رسانه ملی تاسف می‌خورم. تغییرات در آنجا اشکالات رسانه ملی را برطرف نکرده است.  رسانه ملی از ساعت 21 پنجشنبه تا 2 بامداد جمعه در اختیار آقایان بود و یکطرفه همه را کوبیدند. واقعا برای آقایان متاسفم فکر می‌کردم با تغییراتی که انجام شده در ساختار برنامه‌ها عدالت به وجود بیاید اما دیروز هر کاری که خواستند علیه ما کردند.

*

این شوهایی که دیروز برگزار کردند چرا در زمان علی دایی برگزار نشد؟ زمان دایی یک اشتباه فردی در بازی با عربستان توپ را درون دروازه‌ برد و دیدید چه بلایی سر دایی آوردند. یک عده مسلمان عمروعاصی و آدم‌هایی که خودشان و میکروفونشان آلوده است هر کاری که دوست دارند می‌کنند.

*

قبل از برنامه نود، علی ضیا در برنامه «بعضی ها» پشت میز نشسته و در اولین سؤال خود می‌پرسد «آیا امیر قلعه‌نویی تو را کشف کرده که می‌گوید تو کشف او هستی؟» من کی گفتم آزمون را کشف کرده ام؟ مگر من کریستف کلمپ هستم که کسی را کشف کنم؟ حالا آزمون شده آمریکا که بخواهیم او را کشف کنیم؟ من کی گفتم او را کشف کردم؟ من گفتم وقتی جوان بود او را بازی دادم که آزمون تایید کرد و بعد گفت قلعه نویی مرا کشف نکرده؛ مگر آزمون قاره امریکا بود که من کشفش کنم؟ کجا گفتم او را کشف کرده ام؟

*

شما برنامه دیشب نود را با برنامه‌ای که برای من برگزار شد، مقایسه کنید. واقعا جای تاسف دارد صادق هدایت نامه‌ای در مورد دکتر مصدق نوشت که کاملا حال و روز امروز ماست.

*

در برنامه دیشب صحبت‌های من را قطع کردند و 2-3 دقیقه از آن حذف شده است. اما آن چیزی که خودشان دلشان می‌خواسته نشان دادند. یک سؤال دارم مگر زمان برانکو ایوانکوویچ در جام ملت‌های 2004 تیم ایران در اواسط مسابقه 10 نفره نشد و در ضربات پنالتی در مقابل چشم هواداران چین میزبان با ضربه چیپ یحیی گل‌محمدی حذف نشدیم؟ آن باخت و حذف حماسه نبود؟ عراق ضعیف‌ترین تیم دوران خود  بود و به قول عبدالله ویسی 9 نفره هم باید این تیم را شکست می‌دادیم. افکار ناپاکی که پشت کی‌روش است این مسائل را مطرح می‌کند. واقعیات را به مردم نمی‌گویند و روی نظر مردم تاثیر می گذارند. رسانه ملی تاثیر زیادی دارد و رای ۸۷ درصدی به کی‌روش به دلیل تاثیر رسانه ملی است. آقای روحانی هم در یک مناظره رایش را بالا برد. رسانه ملی در اختیار آقایان است.

منبع: فارس و ایسنا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1393/11/9 - ساعت: 22:46

اجنبی پرستی را در برنامه امشب نود از دست ندهید!

 فردوسی پور عادل نیست

اگر منتظر هستید که فردوسی‌پور امشب در برنامۀ نود، درمورد تیم ملی و کادر فنی عادلانه قضاوت کند، سخت در اشتباه هستید.

خداداد افشاریان به فردوسی‌پور گفت:«همه آدم شدند اما تو آدم بشو نیستی» تا مدت‌ها مورد سانسور و غضب فردوسی‌پور قرار گیرد؛ اما در بیرون از برنامه صحبت هایی رد و بدل شد و پای او دوباره به نود باز شد.

قلعه نویی، فردوسی‌پور را اجنبی پرست می‌داند و روند برنامه را در جهت نابودی فوتبال ایران می‌خواند و نو به نو برای عقیده‌اش سند رو می‌کند.

مایلی کهن اما صفاتی چون «میکروفون فروشی» را به فردوسی‌پور نسبت می دهد و روی آنتن برنامه به او «کیروشی‌پور» می‌گوید.

بنده اعتقاد دارم فردوسی‌پور هر چه باشد، «عـــــــادل» نیست! حتی اگر فردوسی‌پور با اشخاص فاسد ورزشی و با مربیان بیگانه ارتباط ریالی (بخوانید دلاری) نداشته باشد، حتی اگر از ارکان مافیای فوتبالی – رسانه‌ای نباشد، حتی بر فرض محال اگر اجنبی پرست هم نباشد، اما مطمئناً او عادل نیست.

فراموش نمی کنیم که تیم ملی ما با سرمربیگری قلعه نویی با بهترین تیم آسیا و در بهترین وضعیتش رو به رو شد و بازی به پنالتی کشیده شد و در پنالتی حذف شدیم، اما فردوسی‌پور در یک شوی تلویزیونی، با دعوت از کارشناسان خاص(!) و هماهنگی قبلی، او را ناجوان‌مردانه به توپ بست. قلعه‌نویی، یعنی همان مربی‌ای که باید از او تقدیر می‌شد، توسط یک مجری - تهیه‌کنندۀ سبک‌سر مورد حمله قرار گرفت!

امشب اما ماجرا از پیش طراحی شده است. سناریوی امشب فقط یک اسم دارد: «اجنبی‌پرستی!»

هرگز کسی اشاره نخواهد کرد بازیکنی که کیروش او را امید تیم ملی می‌ دانست (پولادی)، به کابوس تیم ملی و به برج زهرمار ملت ایران تبدیل شد. امشب کسی اشاره نخواهد کرد که بعد از کارت زرد اول پولادی، کیروش در حد یک مربی درجه ۳ هم نبود تا او را توجیه کند که بهانه به دست داور ندهد.

امشب کسی یادآوری نخواهد کرد که کیروش چه برسر پنالتی‌زن‌های حرفه‌ای تیم ملی آورده بود تا حاضر نبودند پنالتی اول را بزنند و حاج صفی که پنالتی زن اول و دوم تیم نبود، پنالتی اول را بزند (بخوانید به باد دهد!).

امشب کسی سؤال نخواهد کرد که وحید امیری با کدام تجربه در حساس‌ترین وقت، پشت توپ می‌رود تا شانس صعود تیم و آبرو و امید ملت ایران را به باد دهد.

امشب کسی به غرور و بی‌ادبی کیروش اشاره‌ای نخواهد کرد و اگر هم از روی اجبار کسی اخلاق دیکتاتوری کیروش را گوشزد کند، بلافاصله در مقابل، منتقدین برحق او را نیز خواهند کوبید تا باز هم این کیروش (بخوانید یک مربی اجنبی شکست خوردۀ نالایق) باشد که سود ببرد؛ سناریوی امشب مشخص است، کیروش در عین این که تیمش خوب بازی نمی‌کند، و در عین این‌که تیمش حذف شده است، و در عین این‌که امید مردم را ناامید کرده است، قهرمان معرفی می‌شود.

تیم ملی با دفاع اتوبوسی (که با دفاع مدرن تفاوت دارد) و با دل بستن به ضدحمله‌های کورکورانه و گل‌های شانسی به روش سانترهای ۶۰ سال پیش، بهترین تیم ملی تاریخ لقب خواهد گرفت!

امشب به سوابق اسمی کیروش اشاره خواهد شد و بدون این که معلوم کنند او چه گلی به سر تیم ملی زده است، شایسته ترین مربی حال و آیندۀ تیم ملی فوتبال کشورمان لقب خواهد گرفت.

امشب کسی به بر باد رفتن ثروت ملی اشاره‌ای نخواهد کرد. امشب کسی نخواهد گفت که اگر بناست در جام جهانی در بین ۴ تیم، چهارم(!) شویم و اگر بناست به یک تیم جنگ‌زدۀ جوان با یک مربی ۴۵ روزه ببازیم و اگر بناست در آسیا حذف شویم و بین ۴ تیم هم جایی نداشته باشیم، چرا باید میلیارد میلیارد به مربیان نالایق خارجی پول بدهیم.

بعید است امشب یک «مــــــــــرد» در میان کارشناسان اصلی برنامه نود حاضر باشد که بگوید اگر بناست این گونه افتضاح بازی کنیم و اگر بناست این گونه تحقیر آمیز ببازیم و حذف شویم، چرا این مهم(!) را یک مربی مثل خطیبی برعهده نداشته باشد تا میلیارد میلیارد پول مردم به باد نرود؟! بماند که خطیبی در میان مربیان بزرگ وطنی جایگاهی ندارد، اما یکی مثل خطیبی هم می‌تواند تیم ملی را در میان چهار تیم چهارم کند و در آسیا حذف کند، حتی خود فردوسی‌پور هم می‌تواند، هر کسی می‌تواند!

امشب در شبکه ۳ و در برنامۀ نود منتظر تحلیل منطقی و حرف حق نباشید؛ امشب اگر می‌خواهید بخندید نود را ببینید، نود امشب خنده بازار است، ببینید و بخندید و منتظر خردورزی نمانید.

بگذریم؛ سخن از فردوسی‌پور است، بنده او را «کیروشی‌پول» می‌دانم تا به یک مافیای کثیف که گفته می‌شود در فوتبال و رسانه شکل گرفته است، اشاره کنم و تکرار می‌کنم که حتی اگر فردوسی‌پور با اشخاص فاسد ورزشی و با مربیان بیگانه ارتباط ریالی (بخوانید دلاری) نداشته باشد، حتی اگر از ارکان مافیای فوتبالی – رسانه‌ای نباشد، حتی بر فرض محال اگر اجنبی‌پرست هم نباشد، اما مطمئناً او عادل نیست؛ فردوسی‌پور هر چه باشد، «عـــــــادل» نیست!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1393/11/6 - ساعت: 20:21

محاصره

دوستان شهید امیر عباس 

 - عباس جان تا حالا شش نفر رفته اند پیش آقا مهدی

گریه می‌کنم.

 - به گوشی عباس؟

گریه می کنم.

 - عباس عباس احمد

صدایم را صاف می‌کنم و شاسی گوشی بی‌سیم را فشار می‌دهم:

 - احمد جان عباس هستم به گوشم ...

گریه می‌کنم.

 - عباس جان چی داری برایمان بفرستی؟

گریه می‌کنم.

 - عباس احمد

گریه می‌کنم.

 - عباس جان به گوشی؟ علی هم رفت پیش آقا مهدی.

دستم را می‌گذارم روی سرم. اشک امان نمی‌دهد.

 - عباس جان چکار می‌کنی برادر؟ به گوش نیستی انگار؟! امانتی ما را بده مهمان داریم داداش

 - احمد جان بگوشم؛ کفگیر مفهومه؟ دیگ مفهومه قربانت؟ غلامرضا می‌گوید هر گلی زدید به سر خودتان زدید. می‌گوید هنوز باید بیدار باشید ...

گریه می‌کنم.

 - مفهوم شد داداش ... ولی ... ولی ... دستمان خالی است داداش ... چی داری برایمان بفرستی؟ بی مایه که فتیر است قربانت بشوم! مفهوم بود؟

گریه می‌کنم.

 - چشم می‌فرستم. هر وقت شد می‌فرستم ... شما فقط بیدار باشید ...

گریه می‌کنم.

 - عباس چرا بغض توی صدات هست؟ برای ما گریه نکنی یک وقت! ما از اول هم منتظر همین مهمانی بودیم. حرف من نیست، حرف آقا عبدالله هم هست. حرف بقیه هم هست. حرف آن هفت نفری هم که رفتند پیش آقا مهدی همین بود!

 - احمد جان نوکرتم. این حرف ها چیست که می‌زنی؟ حال خودم خراب است، شما که نور بالا می‌زنید برادر ... قرارمان یادت نرود داداش  ... سر آن پلی که قرار گذاشتیم یک وقت نگویی این دیوانه را نمی‌شناسم! ...

گریه می‌کنم.

...

...

خیلی وقت است که گریه می‌کنم. صبح گریه می‌کنم، ظهر گریه می‌کنم، شب گریه می‌کنم.

گریه می‌کنم به حال خودم که مانده‌ام و نمی‌توانم آقا مهدی زین الدین باشم.

گریه می‌کنم برای خودم که نمی‌توانم کاوه باشم،

که نمی‌توانم باکری باشم،

که نمی‌توانم همت باشم.

گاهی گریه می‌کنم برای خودم که دیگر حتی نمی‌توانم امیرعباس باشم.

دلم برای امیرعباس، برای سیزده سالگی امیرعباس تنگ شده است.

«گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود».


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1393/11/2 - ساعت: 06:56

نام احمد نام جمله انبیاست

 پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم

امام خامنه‌ای:

پیامبر اعظم اسلام، مجموعۀ فضائل همۀ انبیاء و اولیاء است؛ نسخۀ کامل و تکامل یافتۀ همۀ فضائلی است که در سلسلۀ پیامبران و اولیاء الهی در تاریخ وجود داشته است.

نام احمد نام جمله انبیاست        چون که صد آمد نود هم پیش ماست‌‌

وقتی نام پیامبر اعظم را می‌آوریم، کأنّه شخصیت ابراهیم، شخصیت نوح، شخصیت موسی، شخصیت عیسی، شخصیت لقمان، شخصیت همۀ بندگان صالح و برجسته و شخصیت امیر مؤمنان و ائمۀ هدی (علیهم‌السّلام) در این وجود مقدس، متبلور و مجسم است. پیامبر اعظم را می‌توان به درخشان‌ترین ستاره در کائنات عالم وجود تشبیه کرد و از آن وجود بزرگ و مقدس با این عنوان تعبیر کرد. چرا می‌گوییم ستارۀ درخشان، نمی‌گوییم خورشید؟ چون خورشید یک جسم و جرم مشخص و معین است، نورانی است و با عظمت است؛ اما یک جرم و یک کرۀ آسمانی است. لکن در این ستاره‌هایی که شما می‌بینید، ستاره‌هایی هستند که یک کهکشانند و از این کهکشانی که ما در شب‌های تابستان در آسمان بالای سر خودمان می‌بینیم، هزاران برابر بزرگترند. کهکشان یعنی: آن مجموعه‌ای که هزاران منظومه و هزاران خورشید در آن هست. پیامبر اعظم یک وجود کهکشان‌وار است و در او هزاران نقطۀ درخشندۀ فضیلت وجود دارد. در پیامبر اعظم، علم همراه اخلاق هست؛ حکومت همراه حکمت هست؛ عبادت خدا همراه با خدمت به خلق هست؛ جهاد همراه با رحمت هست؛ عشق به خدا همراه با عشق به مخلوقات خدا هست؛ عزت همراه با فروتنی و خاکساری هست؛ روزآمدی همراه با دوراندیشی هست؛ صداقت و راستی با مردم همراه با پیچیدگی سیاسی هست؛ غرقه بودن جان در یاد خدا همراه با پرداختن به صلح و سلامت جسم هست؛ در او دنیا و آخرت همراه است؛ هدف‌های والای الهی با اهداف جذاب بشری همراه است. او نمونۀ کاملی است که خداوند در عالم وجود، موجودی کامل‌تر از او نیافریده است؛ او مبشر است، بشارت‌دهنده است؛ منذر است، بیم‌دهنده است؛ بر همۀ بشریت و بر همۀ تاریخ شاهد و ناظر است؛ فراخوانندۀ همۀ بشریت به سوی خداست و چراغ نورافشان راه انسان‌هاست. «انّا ارسلناک شاهدا و مبشّرا و نذیرا و داعیا الی اللَّه بأذنه و سراجا منیرا».

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی - ۱/۱/۱۳۸۵




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :13
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...