تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا - دختر بچه چینی در جبهه های جنوب
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/08/20 - ساعت: 15:07

دختر بچه چینی در جبهه های جنوب

بسم الله النّور

 فردوس دختر بچه چینی در سرزمین جبهه ها

در این عکس فردوس را در اروندکنار می‌بینید. فردوس دختر بچه چینی به همراه پدرش اسماعیل و مادرش در سفر به کربلای جنوب ایران مهمان ما بود. در مناطق مختلف بیش از حد سنش به فکر فرو می‌ررفت و گاه می‌نشست روی خاک و با انگشتان کوچکش خاک‌ها را زیر و رو می‌کرد و از پدر سؤالاتی می‌پرسید که اسماعیل مجبور می‌شد برای یافتن پاسخ به ما رجوع کند.

به‌ویژه در فکه روی رمل‌ها نشست و دقایق طولانی خاک روی خاک ریخت و پرسید این‌جا کجاست؟ وقت رفتن از زمین فکه دل نمی‌کند و می‌گفت همین‌جا خانه‌مان باشد.

بالأخره باید برمی‌گشتیم و او که می‌دانست پدرش در آن رمل نمی‌تواند دقایق طولانی او را بغل کند، گریه می‌کرد تا پدر او را به بغل بگیرد و وقتی بنده به اسماعیل کمک کردم و فردوس را بغل گرفتم، ریش‌های سفید مرا مورد نوازش قرار داد و گفت: «من پدر می‌خواهم، پدر بزرگ نمی‌خواهم»!

حالا شما خودتان بگویید که ایا بنده حق داشتم لپ او را گاز بگیرم یا خیر؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
caseyeifrvpyowi.jimdo.com
چهارشنبه 1396/02/27 07:57
Hi i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere,
when i read this post i thought i could also create comment due to this good piece of writing.
سه شنبه 1395/09/30 12:29
نمی دونم چرا بچه ها (به ویژه دختر)از پیر شدن پدرشون ناراحت میشن. با اینکه مفهوم مرگ را درک نمیکنن.
پاسخ امیر عبّاس جعفری مقدّم : درک می کنند
سه شنبه 1395/09/30 10:43
سلام اگر لازمه ماموریت را انجام بدم.
پاسخ امیر عبّاس جعفری مقدّم : خدا با ماست
دوشنبه 1395/09/29 12:39
برادر این قدر هم ریشتون سفید نشده. پیر نشدید
پاسخ امیر عبّاس جعفری مقدّم : این را به این دختره ورپریده بگویید!
دوشنبه 1395/09/29 12:32
یادش به خیر. برادر دعا بفرمایید
پاسخ امیر عبّاس جعفری مقدّم : سلام برادر
با همین یادش به خیر که گفتید خود را معرفی کردید!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.