تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا - مطالب دی 1395
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/10/30 - ساعت: 14:07

این پادشاه لخت است، برجام دستاوردی ندارد

حتماً قصه لباس جدید پادشاه، اثر نویسنده و شاعر مشهور دانمارکی، هانس کریستین آندرسن را شنیده یا خوانده‌اید، و یا شاید کارتونش را دیده باشید. ماجرا این است که یک پادشاه چاق و مغرور، دوست داشت همیشه لباس‌های نو و تازه بپوشد. روزی رسید که دیگر خیاط‌ها طرح جدیدی برای لباس پادشاه نداشتند؛ تا این‌که یک روز دو آدم حقه باز به قصر وارد شدند و ادعا کردند که می‌توانند پارچه‌ای مخصوص ببافند که آدم‌های نادان نمی‌توانند آن را ببینند. پادشاه استقبال کرد و با خود گفت: «هم لباس جدید می‌پوشم و هم نادان‌ها را تشخیص می‌دهم.»

پادشاه پول زیادی به آن‌ها داد و حقه بازها مشغول کار شدند. بعد از مدتی پادشاه وزیر را برای کسب خبر به نزد آن‌ها فرستاد. وزیر دید که آن دو نفر مشغول کار هستند ولی اثری از پارچه نیست. با خود گفت: «اگر این موضوع را به پادشاه بگویم مرا به چشم یک فرد نادان نگاه می‌کند»، برای همین نزد پادشاه رفت و شروع به تعریف و تمجید از لباس کرد. این کار توسط رئیس نگهبانان هم تکرار شد، خود پادشاه هم برای سرکشی رفت، ولی برای پنهان کردن نادانی خود، به روی خودش نیاورد که پارچه‌ای نمی­بیند.

مدتی بعد بافنده‌ها نزد پادشاه رفتند و گفتند که کار تمام شده است و اگر مردم شما را در این لباس ببینند، حتماً اعلیحضرت را تحسین می‌کنند. سپس به پادشاه کمک کردند تا لباس‌هایش را بیرون بیاورد و لباس جدید را بپوشد.

پادشاه لباسی نمی‌دید، اما وانمود می‌کرد که در حال پوشیدن لباس جدید است. سپس یک نمایش عمومی برپا کردند و شاه در خیابان به قدم زدن پرداخت.

مردم از ترس این‌که متهم به نادانی شوند، از لباسی که قابل دیدن نبود تعریف و تمجید می‌کردند؛ اما ناگهان کودکی از میان جمعیت فریاد زد: «پادشاه لخته، لباس نپوشیده.»

پادشاه و مردم به خود آمدند. پادشاه به قصر برگشت و بچه را احضار کرد و به او پاداش داد و به اطرافیان گفت: «فقط این بچه راست‌گو بود و حقیقت را به من گفت.»

**

دستاوردهای برجام هم دقیقاً مانند همان لباس جدید پادشاه است. چیزی وجود ندارد، دستاوردی نیست، اما قاعده این است که اگر کسی حقیقت را بگوید، متهم می‌شود به نادانی.

مردم نگران هستند که اگر واقعیت را بگویند، با توهین‌های بی‌ادبانه رئیس جمهور منتخب خود مورد نوازش قرار بگیرند؛ توهین‌هایی چون: «کم‌سواد، بی‌قانون، افراطی، کاسب تحریم، بی‌شناسنامه، متوهم، مستضعف فکری، مخلوقات ترسو، تخریبگر، لرزان، عصر حجری، هوچیباز، کودک، تازه انقلابی شده، نیازمند به عینک و ... 

 یادآوری می‌کنم که مقام معظم ولایت بارها و بارها به مردم و دولت فرموده‌اند که برجام دستاوردی برای کشور نداشته است، برای مثال در روز اول سال جاری در حرم مطهر  امام رضا (علیه السلام)، در جمع پرشور مردم فرمودند: «این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم می‌‌بینیم؛ یعنی خسارت محض». [لینک]

جناب آقای روحانی و تیم فخیمه می‌توانند همچنان برای دستاوردهایی که نیست، حماسه بسرایند و می‌توانند باز هم به ملت شریف ایران و اندیشمندان صادق و شجاع توهین کنند، اما فحش و ناسزا و هوچیگری دردی از دولت به اصطلاح تدبیر و امید دوا نمی کند و این حقیقت را نمی‌توان انکار کرد که دولت روحانی بدجوری قافیه را باخته است، دستاوردهای هسته‌ای (به‌ویژه غنی سازی ۲۰درصد و آب سنگین) را تسلیم دشمن کرده، تحریم‌ها باقی مانده، دشمن بی‌ادب‌تر و گستاخ‌تر شده، نگرانی‌های دشمن برطرف شده و امیدش به آینده برای ادامه خوی استکباری بیش‌تر گردیده و از طرفی گرانی، بی‌کاری، تعطیلی واحدهای تولیدی، فرو رفتن دستگاه اجرایی در گرداب‌های سیاسی‌کاری، دست اندازی به بیت المال مسلمین، رانت خواری، رشوه خواری و فساد و معطل ماندن اوامر ولی فقیه در کشور بیداد می‌کند.

... و ماجرای این خیانت ادامه دارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/10/30 - ساعت: 12:42

ساختمان قدیمی پلاسکو فرو ریخت

آتش سوزی و انهدام ساختمان پلاسکو 

مجتمع تجاری پلاسکو واقع در خیابان جمهوری اسلامی، در منطقه ۱۲ شهرداری تهران، یک ساختمان ۱۷ طبقه بود که از آن به عنوان قدیمیترین ساختمان بلند و مدرن کشور یاد میشد.

ساختمان پلاسکو قبل از حادثه

صبح امروز آتش سوزی در ساختمان پلاسکو به سامانه آتش نشانی شهر تهران اعلام شد و مأموران ۱۰ ایستگاه آتش نشانی به همراه وسایل و تجهیزات به محل حادثه اعزام شدند. ضمن اینکه ۱۵ تانکر آب به همراه ۲۰۰ آتش نشان تا لحظه فرو ریختن ساختمان، در حال اطفای حریق بودند.

کسانی که در ساختمان گیر افتاده بودند و به ویژه ۶ نفر که که به لب پنجره ­ها آمده بودند، توسط مأمورین آتش نشانی نجات یافتند.

در هنگام تلاش ایثارگرانه مأموران اطفای حریق، طی دقایقی دود سفید برخاسته از ساختمان، نشانگر کنترل آتش بود و عملیات رو به پایان بود، ولی رسیدن حرارت و آتش به برخی مغازه‌ها که احتمالاً مواد صنعتی قابل اشتعال در آن ها نگه داری می شد، چند انفجار شدید در مغازه‌های ساختمان پلاسکو رخ داد و مجدداً شعله های آتش زبانه کشید. در ادامه دیوار شرقی ساختمان و دقایقی بعد، کل ساختمان فرو ریخت. 

از زمان اعلام آتش سوزی به آتش نشانی تا فرورزختن ساختمان، دو ساعت و نیم طول کشید. شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران در حال پخش گزارش زنده از ساختمان پلاسکو بود که این ساختمان قدیمی در پیش چشم بینندگان شبکه خبر فرو ریخت.

بنا به اعلام اورژانس تهران، تا قبل از فرو ریختن ساختمان، ۳۸ مصدوم به مراکز درمانی اعزام شدند و بعد از ساعتی این آمار به ۷۰ تن رسید که ۴۰ نفر از ایشان به صورت سرپایی درمان شدند، ولی مشخص نیست در زمان فرو ریختن ساختمان چند آتش نشان و یا احیاناً صاحب مغازه در ساختمان حضور داشته اند. برخی تعداد محبوس شدگان زیر آوار را حدود ۳۰ نفر تخمین می زنند که بعد از آوار برداری میزان مصدومین و تلفات احتمالی مشخص خواهد شد.

بیشترین مغازه های این ساختمان را لباس‌فروشی‌ها و کارگاه های تولید پوشاک تشکیل می‌دادند و به همین دلیل مواد پلاستیکی و منسوجات فراوان، اطفای حریق را با مشکل مواجه ساخت و منجر به فرو ریختن ساختمان پلاسکو شد؛ در عین حال به نظر این جانب با توجه به نزدیک بودن پایان سال، مواد آتش‌زا برای تهیه ترقه و اسباب آتش‌بازی، در شروع یا ادامه آتش سوزی بی تأثیر نبوده است. همچنین استفاده از بخاری های برقی و گرم شدن سیم های برق و جرقه زدن، می تواند در شروع آتش سازی نقش داشته باشد. به علاوه عدم وجود لوله کشی گاز در مغازه ها و استفاده از کپسول گاز، ممکن است منجر به منفجر شدن چند کپسول گاز یا گاز پیک نیک شده باشد. در این صورت انفجارهایی که به شعله ور شدن مجدد زبانه های آتش و فروریختن ساختمان گرددید، قابل توجیه است.

پی نوشت:

۱- یکی از مهندسین آتش نشانی در مصاحبه زنده ساختمان پلاسکو و الومینیوم را اشتباه گرفت (هر دو این ساختمانها بلند هستند و در خیابان جمهوری قرار دارند، که البته پلاسکو دیگر وجود ندارد)؛ بنده هم در ابتدا همین اشتباه را کردم. حدسی که در مورد وجود مواد آتشزا و ترقه بازی زدم به دلیل همین اشتباه بود، با این حساب در ساختمان پلاسکو احتمال وجود مغازهای که در آن موادِ آتش بازی نگهداری شود منتفی است.

۲- یکی از مغازهداران اظهار داشته که یکی دیگر از مغازهداران، گاز پیکنیک را برای آماده کردن صبحانه روشن کرده و از مغازه خارج شده است، در بازگشت در حالی که گاز پیکنیک خاموش شده بوده و گاز در مغازه پخش بوده، کلید برق را زده که منجر به جرقه و آتش سوزی شده است؛ ضمن این­که تماس با اتش نشانی با تأخیر حدوداً ۳۰ دقیقه‌ای صورت گرفته است.

۳- همان‌گونه که قبلاً نوشتم، این ساختمان فاقد گاز لوله‌کشی بوده و کپسول‌های گاز و مواد نفتی می­توانسته در شروع مجدد آتش سوزی و انفجار نقش داشته باشد.

۴- در طبقه زیرزمین ساختمان مخزن گازوئیل وجود دارد و ممکن است در اواخر آوار برداری، منجر به انفجار شود که همین موضوع کار آتش نشانی را حساس و سخت کرده است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/10/26 - ساعت: 06:09

«معجزه عشق» هاشمی را عاقبت به خیر کرد

 عشق هاشمی رفسنجانی

برای دیدن تصویر در اندازه اصلی اینجا کلیک کنید. [لینک]

مردم ما، همان گونه که از خدمات ارزشمند مرحوم هاشمی رفسنجانی در دوران مبارزه علیه طاغوت و در سال­های اول انقلاب خبر دارند، از اشکالات و خطاهای او نیز مطلع هستند.

همان‌گونه که مردم می‌دانند هاشمی جوانی خود را در مبارزه با طاغوت گذراند، می‌دانند که سیاست­های غلط اقتصادی هاشمی، چه لطمات جبران ناپذیری به کشور و مردم زده است.

هاشمی بخشی از اموال شخصی خود را صرف مبارزه با طاغوت کرد و این در حافظه تاریخی ملت ما ثبت است، اما مردم می‌دانند که ثروت اندوزی اطرافیان او در سال‌های اخیر، چه خسارتی را به بیت المال مسلمین تحمیل کرده است.

مردم می‌دانند فقط یک قلم رانت «دانشگاه آزاد»، چه ثروت هنگفتی را نصیب خانواده هاشمی کرده است و می‌دانند که سرریز این ثروت، حرکت‌های تخریبی منافقین را تغذیه کرده است.

همان‌گونه که مردم می‌دانند هاشمی جان‌فشانه در رکاب امام خمینی(ره) با رژیم طاغوت مبارزه کرد، می­دانند که فتنه سال ۱۳۸۸ با نامه بدون سلام هاشمی آغاز شد؛ می‌دانند که دستور آشوب از زبان همسر هاشمی صادر شد؛ می­دانند که فرزند هاشمی اراذل و اوباش را برای حضور در کف  خیابان و جنگ با مردم و نظام سازمان­دهی کرد؛ می‌دانند که هاشمی میخواست از رقیب سال ۱۳۸۴ خود، انتقام بگیرد و برای همین میریزید منافق و کروبی ابله را به میدان فرستاد و در آن مقطع از این­که نظام لطمه بخورد هم ابایی نداشت.

مردم میدانند که هاشمی در سال­های اخیر خلاف مصالح نظام و اوامر امام خامنهای(مدظلهالعالی) موضع گرفته است؛ می­دانند که در سیاست خارجی و مثلاً مذاکره و رابطه با امریکا چه نگرش خطایی داشته است. فقط در یک نمونه، مردم به یاد دارند که او برنامه دفاع موشکی جمهوری اسلامی را زیر سؤال برد و رهبر معظم انقلاب این نگرش را یا ناآگاهانه دانستند و یا خائنانه. [لینک]

   حال سؤال این است که مرگ هاشمی با آن همه خطا، چگونه با عزت و احترام توأم بود و چه شد که مرگ او برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، خیر و برکت به همراه داشت؟ چگونه شد که منافقین برای حضور تخریبی در مراسم تشییع و تدفین او برنامهای سنگین تدارک دیدند، ولی با حضور امت حزب الله شکستی سخت و ناباورانه خوردند؟ چگونه منافقین نتوانستند به تکیهگاه سالهای اخیر خود اتکا کنند و چه شد که در مراسم تشییع او ضایع و سرافکنده گشتند؟!

پاسخ این است که هاشمی محبتی عمیق و ارادتی قلبی نسبت به مقام معظم ولایت داشت. علاقه شخصی هاشمی به امام خامنه­ای واقعی و از روی معرفت بود. هاشمی مقام معظم ولایت را از ژرفای جان دوست داشت؛ او نمی‌توانست و نمی‌خواست که پیوند خود را با یار اندیشمند و باصفای خود بگسلد. او این رشته محبت را پاس می‌داشت و از آن با افتخار یاد می‌کرد و از سابقه دوستی و همکاری خود با امام خامنه‌ای به خود می‌بالید.

اختلافِنظرهای هاشمی با رهبر معظم انقلاب گاه عمیق و راهبردی می‌گشت و گاهی نیز به عصبانیت و لجاجت هاشمی ختم میشد، اما ارادت قلبی او به امام خامنهای موجب می­شد که هاشمی در زیر پرچم نظام و ولایت باقی بماند.

باید دانست که این علاقه متقابل بود، به این معنی که امام خامنه­‌ای نیز قدردان خدمات سالهای گذشته­ هاشمی بودند و محبت و رفاقت او را پاس میداشتند و انتصاب هاشمی در جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام - در اوج اختلافِ نظرها - نمونه‌ای از عنایت معظم له بود. هر چند که تکلیف امامت جامعه ایجاب می­کرد که برای صیانت از نظام مقدس جمهوری اسلامی، گاه به گاه در برابر هاشمی مواضع صریح اتخاذ کنند، اما همچنان آن «دوستی و رفاقتِ طرفینی» برقرار بود.


خطاهای هاشمی آن همه چشم‌گیر بود که گاه امت حزب الله تعجب می‌کردند که چگونه او همچنان در جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار دارد؟! بنده نیز در خرداد ماه سال ۸۸ نوشتم «هاشمی رفسنجانی شکستنی است؟!» [لینک]. در آن یادداشت به ماجرای حسینعلی منتظری اشاره کردم و نوشتم: روح یادگار امام(ره) حاج احمد آقا(ره) شاد که خطاب به حسینعلی منتظری می‌گفت که امام مانند سنگ است و شما مثل شیشه. اگر به امام برخورد کنی خواهی شکست! امام خمینی(ره) در تاریخ جاودانه شد و منتظری فرو ریخت و تکه‌های به ظاهر برنده‌اش در دستان دشمنان اسلام جا خوش کرد و نظام جمهوری اسلامی با صلابت به مسیر پرافتخار خود ادامه داد و به فضل پروردگار ادامه خواهد داد. [لینک]. در آن یادداشت پیش­بینی کرده بودم که هاشمی روزی خواهد شکست و به منتظری دیگری تبدیل خواهد شد و نوشته بودم: اجازه بدهید بگویم اگر آن چنان که متصور است، تاریخ تکرار شود و شیشه‌ای به سنگی بخورد و بشکند و فروبریزد، تعجب نخواهم کرد و اجازه بدهید که علی رغم میل باطنی‌ام پیش بینی کنم که این اتفاق خواهد افتاد و هاشمی رفسنجانی خواهد شکست و فروخواهد ریخت و نظام به راه خود ادامه خواهد داد. فقط یک معجزه ممکن است باعث شود هاشمی قدر خویش بشناسد و باز هم در رکاب ولایت سکنی گزیند و در خدمت اسلام باشد. آیا این معجزه رخ خواهد داد؟ [لینک].

آری معجزه‌ای که بنده انتظارش را می‌کشیدم اتفاق افتاد و آن معجزه عشق بود. هاشمی میگفت: «من عشقم آقای خامنهای است» و همین محبت عمیق، ارادت قلبی و عشق بود که موجب شد قدر هاشمی محفوظ بمانَد، در رکاب ولایت دعوت حق را لبیک بگوید، مرگش در خدمت اسلام باشد و نایب امام عصر(عج) بر پیکرش نماز بخوانند. غفران الهی نصیب او باد.

پ.ن: گمان مبرید که درایت و بزرگواری حضرت آقا در نظرم نبوده است! چرا، آن بزرگواری و مدیریت مقام معظم ولایت همیشگی است و برای دوستان قدیمی بارزتر هم هست؛ اما اگر محبت و رفاقت هاشمی نبود و اگر او شخصاً دلش متوجه ولایت نبود، تضمینی برای عاقبت به خیری اش وجود نداشت. همچنان که خیلی ها کوشیدند حسینعلی منتظری را حفظ کنند، اما قطع محبت و ارادت او نسبت به امام خمینی(ره)، موجب سقوطش شد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/10/9 - ساعت: 15:45

هفتاد میلیون لباس شخصی فتنه گران را زیر پای خود له کردند

روز ۹ دی ماه ۱۳۸۸، ملت بزرگ ایران، فتنه گران را زیر پای خود له کردند. سران فتنه از تهران به اقامتگاه‌های شمالی‌شان فرار کردند و از شکست بزرگ و تحقیرآمیز خود در برابر ملت عاشورایی ایران، سوته‌دلانه گرد هم آمدند و ذلت‌شان را با هم تقسیم کردند .

رسانه‌های دشمنان از جمله رسانه دولت ضد اسلامی انگلیس، همواره مزدوران قلیلی را که خودشان در داخل کشور نفوذ داده‌اند و به آنها خط می‌دهند و فریب خوردگان انگشت شمار را، مردم(!) می‌خوانند، اما از مردم ایران با عنوان «لباس شخصی»(!) یاد می کنند. با این حساب باید گفت که ۷۰ میلیون لباس شخصی در دفاع از اسلام و ولایت فقیه به خیابان‌ها آمدند و هزار منافق سبز (کل دارایی سبز مخملی در روز عاشورا) را زیر قدم‌های استوار خود له کردند.

(توضیح این که بعد از راه پیمایی موسوم به راه پیمایی آرام تا روز ۹ دی همان سال، مردم کم کم آگاه شدند و از حضورشان در خیابان کاسته شد تا جایی که روزهای منتهی به عاشورای سال ۸۸ فقط اراذل و اوباش و منافقین که شمارشان از دوهزار نفر تجاوز نمی کرد مزاحم مردم می شدند که در روز عاشورا جمعیت منافقین بیش از ۱۰۰۰ نفر نبود.)

مردم بزرگ میهن‌مان، خاتمی، میرحسین و کروبی را سران فتنه خواندند و خواستار دستگیری و محاکمه این سه تن شدند. مردم از قوه قضائیه خواستند تا به وظیفه خود در برابر سران فتنه عمل کند و پیاده نظام دشمن را که به محاربه با خدا و رسول(ص) و معصومین(ع) و ولایت فقیه برخاستند، به سزای اعمال‌شان برساند. مردم از نام رفسنجانی و فرزندانش نیز غافل نماندند و ضمن هشدار به رفسنجانی، دست‌گیری حجت‌الاسلام‌زاده‌ها را خواستار شدند.

مردم «مرگ بر ضد ولایت فقیه» گفتند و دشمنان حسین علیه السلام (سران فتنه) را لعنت کردند. مردم خون خویش را به رهبر معظم انقلاب تقدیم کردند و خود را ذوالقار حیدر و فدائیان رهبر خواندند و فریاد زدند:«وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد». مردم با ذکر «یا حسین(ع)» امویان زمان را نفرین کردند و از آنها برائت جستند و اربابان خارجی آنها را نیز از قلم نینداختند و بارها و بارها فریادهای مرگ خود را حواله‌ی امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی نمودند.

دشمنان و منافقین خوب بدانند: اینجا ایران است، جمهوری اسلامی ایران زنده و پایدار است، حضرت حجت(عج) به این سرزمین نظر دارد، ولایت فقیه رکن رکین این نظام است و مردم و مسئولین حامی رهبر و نظام و دولت جمهوری اسلامی ایران هستند. اینجا ایران است، ۷۰ میلیون لباس شخصی، منافقین، اشرار و فتنه‌گران را زیر گام های استوار خود له کردند.

عکس‌ها را مشاهده بفرمایید

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()