تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب فروردین 1398
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1398/01/29 - ساعت: 14:53

از آخر به اول بخوانید !

بسم الله النور

امروز در ایستگاه راه‌آهن تهران یکی از دوستان - یا به قول خودش، یکی از شاگردان - قدیم را دیدم.
برای این‌که کمی با او آشنا شوید، اشاره می‌کنم که چون بعد از گرفتن دیپلم، در کنکور سراسری قبول نشد، برای فرار از سربازی به صنف طلبگی پیوست، در  ساختار حوزه شغلی برای خود دست و پا کرد و سپس سر فرصت در کنکور سراسری شرکت جست و به کسوت دانشنامه‌جویی (!) درآمد و به هدفش رسید.

نام‌نبرده (!) خیلی زود به گروهک منحرف نهضت آزادی متمایل شد و همچنین مرحوم هاشمی رفسنجانی را پیر و مراد خود قرار داد.

امروز و در ایستگاه راه‌آهن، از وقتی ناغافل آمد و به رسم طلاب شانه حقیر را بوسید تا سلام و علیک کردیم و وارد مباحث سیاسی شدیم، بیش از دو دقیقه طول  نکشید، باور می‌کنید؟

چون با اهل و عیال عازم مشهد بود و فرصت کم، با دور تند از وضعیت کشور گفتیم. جمهوری اسلامی را در بن‌بست می‌دید، نظرات امام امت را کم‌طرف‌دار می‌دانست، از روحانی تمجید می‌کرد و راه سعادت ایران را لیبرالیسم می‌پنداشت!!!

بعد از تشریح فوری وضعیت کشور و اثرگذاری حضرت آقا بر جهان، منطقه و کشور، و بعد از تشریح پشتیبانی مثال‌زدنی آحاد جامعه، به‌ویژه جوانان از امام خامنه‌ای که آن را با ذکر مصادیق غیر قابل انکار همراه کردم، و پس از ذکر پیش‌‌رفت‌ها و موفقیت‌هایی که در سایه اسلام و ولایت فقیه به‌دست آورده‌ایم، رسیدم به صاحب کلید ساختمان ریاست جمهوری و از او پرسیدم: چه کسی می‌گفت با کدخدا مذاکره می‌کنیم و همه مشکلات حل می‌شود؟ و چه کسی بعد از مغبون شدن گفت بعضی‌ها فکر می‌کنند کل دنیا فقط امریکاست؟! در حالی که چنین اشتباه بزرگی را خودش داشت!

پرسیدم: چه کسی می‌گفت شما زبان دیپلماتیک بلد نیستید و طوری با امریکا صحبت می‌کنید که جنگ بشود؟ و چطور خود او وقتی کرسی ریاستش را در خطر دید، یک‌مرتبه از بستن تنگه هرمز سخن گفت؟ یاد آوری کردم که حزب الله و سپاه در تندترین سخنان خود خطاب به دشمن، از بستن تنگه هرمز دم نزده بودند. بعد پرسیدم که حسن آقا روحانی آیا از اول می‌دانست با دشمن باید محکم سخن گفت و خیانت ورزید، یا بلد نبود و بعدا یاد گرفت؟ در هر دو صورت مشکل از اوست.

پرسیدم چه شد که وقتی حزب الله و اهل ولایت از مشکلات برجام سخن می‌گفتند، حسن آقا به ایشان بد و بیراه می‌گفت، اما با شکست برجام او و باندش همان حرف‌های دلواپسان(!) را تکرار کردند؟ می‌دانستند و خیانت کردند، یا بلد نبودند و یاد گرفتند؟!

پرسیدم: بر فرض محال اگر دشمن یک عامل خود را داخل نظام نفوذ می‌داد تا جایی که به ریاست جمهوری برسد و بعد به او می‌گفت تا می‌توانی به نظام خسارت بزن، ولی در حدی که تا آخر دوران مسئولیت، بر مسند باقی بمانی، آن عامل نفوذی چه می‌کرد که حسن روحانی تا کنون نکرده است؟!

به او گفتم: واضح و شفاف بگو بدانم کدام‌یک از وعده‌های روحانی محقق شد؟ کدام یک از راه‌کارهایش کشور را به نتیجه مثبتی رساند؟ مگر نمی‌گفت که دیگران کار بلد نیستند و من استاد همه فن حریفم؟

و سپس فهرستی از خسارت‌های کشور و گستاخی و توفیقات دشمن، بر اثر ندانم‌کاری حسن آقا روحانی را ذکر کردم (که البته ندانم‌کاری با نگاه خوش‌بینانه است).

دوست - یا شاگرد - قدیمی بنده که حالا اصرار داشت تندتند یادآوری کند که پایان‌نامه دکترای علوم سیاسی‌اش را دفاع کرده، هر بار که به‌صورت تلگرافی، از شاهکارهای آقای حسن فریدون (روحانی) می‌گفتم، به شاخه جدید می‌پرید تا رسید به محمود احمدی نژاد!

همه این‌ها را نوشتم تا برسم به این‌جا. این شخص قبل‌ها به‌ویژه در چهار سال نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد، تندترین انتقادات و زشت‌ترین توهین‌ها را نثار محمود می‌کرد، اما امروز از منش و حرف‌های احمدی‌نژاد استقبال و از آن دفاع می‌کرد.

و این وضعیت امروز احمدی‌نژاد است! او از رکاب ولایت، و از تأیید حزب الله، رسیده به اردوی لیبرال‌ها!!!

دفتر خاطرات احمدی‌نژاد هنوز صفحات نانوشته دیگری دارد؛ باشید و فتنه‌گری محمود احمدی نژاد و سقوط وحشتناک او را ببینید؛ این خط، این هم نشان!

دعا بفرمایید.








نظرات() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1398/01/12 - ساعت: 16:05

علی برکت الله

 

⭕️ حسن روحانی دو بار با یک شیوه کشور را دور زده، دستاوردهای هسته‌ای را تسلیم دشمن کرده و خسارت‌های فراوان به بار آورده است.

 

⏺ آیا این ماجرا کاملا اتفاقی است؟!

⏺ نکند کاسه‌ای زیر نیم کاسه باشد؟!

 

✳️ یادمان باشد که:

 

حسن روحانی دانش‌آموخته و دل‌باخته غرب است؛

 

سال‌ها قبل نام خود را تغییر داده تا در آینده یک فرد معمم موجه جلوه کند؛

 

امریکا را کدخدای جهان و غرب را قبله آرزوهای خود می‌داند؛

 

حتی گفته شده در آغاز امسال و همزمان با سیل، در قشم نبوده، بلکه در کانادا بوده و به همین دلیل در دسترس نبوده است؛

 

در اغلب صحنه‌ها عمل‌کردش متضاد اوامر رهبر معظم انقلاب است؛

 

امام خمینی (ره) فرمود: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود»؛ و در طول این سال‌ها در هر عرصه‌ای که کشور مشکل و بحران داشته، سپاه با اقتدار به حل مشکل و بحران پرداخته است، اما حسن روحانی هر وقت فرصت کرده به سپاه و قدرت دشمن‌شکن این نیروی مخلص و مردمی حمله می‌کند و همین الان که کشور گرفتار بحران سیل است، سپاه و بسیج و دیگر نیروهای نظامی در حال خدمت رسانی هستند، اما روحانی به جای تشکر، به سپاه حمله می‌کند؛

 

بارها به قدرت موشکی سپاه نیش و کنایه زده و اگر بتواند، دستاوردهای موشکی را که موجب اقتدار کشورمان شده و مردم را از شر متجاوزان حفظ کرده، بار می‌کند و تحویل دشمن می‌دهد؛

 

بعد از برجام ننگین، اکنون به‌شدت دنبال این است که قراردادهای ننگین دیگری را به کشور تحمیل کند تا دشمنان غربی بر کشور مسلط شوند؛

 

واقعا ماجرا چیست؟

چه کسی رئیس جمهور ماست؟!




نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1398/01/8 - ساعت: 22:32

مقصر اصلی سیل و زلزله مردم هستند!

بسم الله النّور

در پنج سال اخیر این مطلب را بارها در جلسات خصوصی و در گفتوگوهای دو و چند نفره عرض کردهام و اینک برای نخستین بار قلمی میشود.

 

هر چه از پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع مقدّس و دهۀ ۶۰ گذشتیم، مردم رفته رفته دنیا طلب شدند و بهویژه در ۱۰ سال اخیر کمکم مطالعۀ جامعه نشان میداد که گمشدۀ مردم، به جای معنویت و رضایت پروردگار، «پول، پارتی و رفاه» شده است.

 

در چنان شرایطی کاملاً طبیعی بود که در میان نامزدها، اگر کسی به جای ارزشهای الهی، از بهبود شرایط زندگی سخن بگوید و وعدۀ رفاه و ارزانی بدهد، مردم به او روی خوش نشان دهند.

اینگونه بود که بنده با طیب خاطر انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ را، علیرغم نظر دوستان، پیروزی میلیمتری حسن روحانی در همین وبلاگ پیشبینی کردم.

حسن روحانی گفته بود کلید دارم و برای حل مشکلات، دارای راه حلّ صد روزه هستم. روحانی گفته بود که راه حل مشکلات کشور در گرو مذاکره با کدخداست. مردم با اینکه به تجربه میدانستند دشمن اصلیشان امریکاست، و با اینکه بارها و بارها دشمنی و خباثت امریکا را با گوشت و پوست خود تجربه کرده بودند، اما چون دنیا طلب شده بودند، با وعدۀ دنیا فریب خوردند، بی آنکه هیچ وقت به دنیا برسند!

*

با اتمام دورۀ نخست ریاست جمهوری حسن روحانی، همۀ شاخصهای علمی، و حتی جیب و سفرۀ مردم نشان میداد که او نه تنها موفق نبوده است، بلکه بسیار غلط و ناشیانه طی مسیر کرده و کشور را به ناکجا آباد رهنمون کرده است؛ اما در منش دنیا طلبی اکثریت مردم تغییری رخ نداده بود و باز هم با وعدههای دنیایی – و عمدتاً برجامی – فریب خوردند.

روحانی و جهانگیری به گزاف گفتند که اگر ما نباشیم و اگر برجام نباشد، کشور با جنگ مواجه خواهد شد و اکثریت مردم با همان رویکرد دنیا طلبی، از جنگ و از کدخدا ترسیدند و به گشایش امور از روزنۀ رابطه با کدخدا دل خوش کردند.

 

مردم فراموش کرده بودند که در سالهای نهچندان دور، در حالی که کشور کاملاً در تحریم بود، و در حالی که نیروهای مسلح به لحاظ تسلیحاتی و لجستیکی در مضیقۀ شدید بودند، و در زمانی که حتی سیم خاردار به ما نمیدادند، ما با کدخدا و تمام متحدان جهانیاش، در قالب جنگ با رژیم بعث مبارزه کردیم و سربلند بیرون آمدیم!

 

مردم فراموش کرده بودند که رمز پیروزی ما بر قدرتهای جهانی، ایمان و توکل به خدا بود. مردمی که پیروزی بر کدخدا را با اتکال به خدا تجربه کرده بودند، فقط به یک دلیل ساده، یعنی فقط به این دلیل که دنیا طلب شده بودند، بی آنکه دنیا بگیرند، با وعدههای دنیایی فریب خوردند و به نامزد متمایل به کدخدا رأی دادند.

 

در چنین شرایطی عجیب نیست که خدای متعال قدرت نمایی کند و به بندگان ناسپاسش یادآوری کند که کدخدا و همۀ قدرتهای دنیایی پوشالی هستند و در برابر خدا هیچ قدرتی ندارند.

 

مردمی که از ترس جنگ به روحانی رأی داده بودند، خیلی زود کشور را در شرایط جنگی دیدند؛ اما نه جنگی که از طرف کدخدا تحمیل شده باشد، بلکه کشور دچار یک دور پایان ناپذیر زلزله شد.

مدت زمانی طولانی اخبار زلزله، مانند اخبار جنگ کشور را تحت تأثیر قرار داد و هنوز هم خسارتهای زلزله به تمامی برطرف نشده است.

*

در یک سال گذشته مردم به تجربه دریافتند که مسیر برجام غلط بوده است، اما به جای اینکه واقع بینانه و منصفانه اشتباه خود را در انتخابات بپذیرند، با فرافکنی و بهانهجویی با شکستهای برجامی دولت روحانی مواجه شدند و به عنوان نمونه، همواره یک دستاورد دروغین برای برجام اعلام و تکرار میشد: دور کردن سایۀ جنگ!

این گونه شد که با تقدیر الهی آخر سال 97 و نوروز 98، کشور دوباره وضعیت جنگی به خود گرفته است؛ این بار نیز جنگی از سوی کدخدا و یا دیگر قدرتهای پوشالی دنیا تحمیل نشده است، بلکه این قدرت الهی است که در طبیعت تجلی کرده و همه را درگیر خود کرده است.

 

این گونه است که بنده حقیر معتقدم زلزله و سیل حاصل دنیاطلبی مردم، «کدخدا ترسی» ایشان، و عدم توجه و باور مردم به قدرت الهی است.

 

در این میان، بسیار عبرت آموز است که خداباوران و استکبار ستیزان، و به عبارتی همۀ کسانی که کدخدا را غیر قابل اعتماد میدانستند، هم در زلزلههایی که گذشت و هم در حوادث سیل اخیر، در صف اولِ کمک به هموطنان آسیب دیده هستند تا بار دیگر به یاد داشته باشیم کسانی را که به تمسخر «دلواپس» میخواندند، نه تنها نظرشان و پیشبینیشان از آینده درست بوده است، بلکه هر گاه مشکلی برای کشور بهوجود بیاید، همین به اصطلاح دلواپسان، از نخستین کسانی هستند که برای رضایت پروردگار و در رکاب امام امّت، به کمک مردم عزیز خواهند شتافت.

***

در باب برجام و وضعیت کنونی و آیندۀ کشور نکاتی هست که به یاری خدا بهزودی در همین وبلاگ عرض خواهد شد.




نظرات()