تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب امیر عبّاس جعفری مقدّم
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: دوشنبه 1397/04/18 - ساعت: 17:35

برنامه جدید اجنبی پرستان و کارلوس کیروش

بسم الله النّور

 

بعد از جام جهانی و درست زمانی که مشخص شد ضعف‌ها، غرور و لج‌بازی کیروش و جاماندن چند بازیکن شایسته در تهران (مثل: سیدجلال حسینی و وریا غفوری)، و اصرار کیروش بر عدم تعویض سردار (گروهبان) آزمون، موجب شد که از گروه خود صعود نکنیم و از ژاپن عقب بمانیم؛ اجنبی‌پرستان دست به‌کار شدند و به جای نقد واقع بینانۀ عملکرد کیروش، تلاش کردند تا از یک مربی مغرور و لج‌باز، اسطوره بسازند و او را در تیم ملی حفظ کنند.

در برنامه‌های تلویزیونی به مهمانانی که دعوت می‌شدند، توصیه و القا می‌شد که حفظ کیروش را از اوجب واجبات بدانند.

 

کاملاً مشخص است که بعد از ابقای کیروش با یک قرارداد گران جدید، اجنی‌پرستانْ دوباره دست به کار خواهند شد و حریفان تیم ملی را بسیار قدرتمند خواهند نمایاند تا عدم دست‌یابی به قهرمانی توسط کیروش را پیشاپیش توجیه کرده باشند.

باید از اجنبی‌پرستان محترم(!) پرسید: اگر کیروش نمی‌تواند تیم ملی را قهرمان آسیا کند و اگر این عدم توانایی کاملاً طبیعی است، پس اساساً برای چه به او پیک دادید تا بتواند یک قرارداد نجومی جدید منعقد کند و سلطنت خود را بر فوتبال کشور استمرار بخشد؟ آیا در پس پرده خبری هست که ما از آن بی‌خبریم؟

 

بخش آخر کار هم کاملاً مشخص است:

اگر بر اساس برآورد اجنبی‌پرستان، کیروش از دست‌یابی به قهرمانی عاجز بماند، به عادی سازی ماجرا می‌پردازند و همزمان تلاش می‌کنند تا با بزرگ‌نمایی یکی دو نقطه قوت بی‌ارزش، که احتمالاً در عمل‌کرد تیم ملی ثبت خواهد شد، همچنان به کار اسطوره سازی خود ادامه دهند و زمینه را برای انعقاد قرارداد نجومی بعدی کارلوس کیروش، آماده سازند.

 

اگر هم دست بر قضا تیم ملی قهرمان شد، که دیگر اجنبی پرستان به غایت آمال خود خواهند رسید و در بوق و کرنا می‌کنند که دیدید ما درست می‌گفتیم؟ فقط با این مربی پرتغالی است که ما می‌توانستیم به قهرمانی برسیم و گرنه باید ۲۰ سال دیگر در انتطار قهرمانی می‌ماندیم.

در چنین فرضی می‌توان گفت:

تغاری بشکند ماستی بریزد            شود دنیا به کام کاسه لیسان.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1397/04/13 - ساعت: 12:17

منافقین بازار را شناسایی کنید

در ماجرای آشوب بازار تهران، عده ای کار را به اغتشاش و مقابله با قانون کشاندند؛ در میان این عده، خانوادۀ منافقین اعدام شده و فراری، جوانان فریب خورده، جاسوسان و اراذل و اوباش سابقه دار نیز مشاهده می شوند.
لطفاً با مشاهدۀ ادامۀ مطلب [+] چنانچه در عکس های منتشر شده، قادر به شناسایی کسی می باشید، پلیس را یاری فرمایید.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1397/04/11 - ساعت: 05:55

چرا «عادل» علیه دشمن نیست؟!

اشاره: این یادداشت به قلم «آرش فهیم» می باشد که در روزنامه کیهان به چاپ رسیده است.

 

در طول تاریخ کم نبوده‌اند افرادی که یک نظر یا تز را صادر کرده‌اند اما خودشان در مرحله عمل، نظر خود را نفی و باطل کرده‌اند. عادل فردوسی پور یکی از این افراد است. او کتابی با عنوان «فوتبال علیه دشمن» را ترجمه کرده که پندار «فوتبال برای فوتبال» را مردود می‌داند و نشان می‌دهد که این ورزش جذاب و مهیج، فراتر از یک سرگرمی، به عنوان اهرمی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی فعالیت می‌کند. اما فردوسی پور در برنامه «2018» که به نمایش و تحلیل مسابقات جام جهانی فوتبال در روسیه اختصاص دارد برخلاف محتوای کتابش کار می‌کند.

نکته مهم این است که پخش مجموعه رقابت‌های ورزشی مثل المپیک و جام جهانی از تلویزیون، یک بازتاب رسانه‌ای است. مردم هنگام تماشای یک مسابقه فوتبال از تلویزیون، بیش از یک رقابت ورزشی، درحال دیدن یک محصول رسانه‌ای هستند که شبکه‌ای از مفاهیم و پیام‌ها را در خود دارد. رسانه‌ها در این روزها که گرمای جام جهانی به اوج خودش رسیده از این پدیده برای اهداف تجاری و سیاسی خود بهره می‌برند. امروز دیگر سخن گفتن از ابعاد ایدئولوژیک این گردهمایی تکراری است. غربی‌ها بیش از سایرین به این مسئله پرداخته‌اند. مثلا روزنامه گاردین انگلیس چند سال قبل از جام جهانی به عنوان «جام نمایش سرمایه‌داری» یاد کرد. فرهنگ و سبک زندگی ضامن سرمایه‌داری تنها از طریق تبلیغات تجاری و سلبریتی‌ها و سریال‌ها و فیلم‌های هالیوودی نیست که جهان را در می‌نوردد، بلکه فوتبال حرفه‌ای نیز نقش موثری در این میان ایفا می‌کند. حداقل اینکه به واسطه حجم بالای تبلیغاتی که پیرامون مسابقات به وجود می‌آید، می‌توان نسبت نزدیک مسابقات فوتبال با نظام سرمایه‌داری جهانی را لمس کرد. رسانه‌ها عامل اصلی تبدیل فوتبال و حواشی آن به یک جریان فرهنگی هستند. رسانه‌ها، ازجمله برنامه‌های تلویزیونی، فیلترهایی هستند که جنبه‌های فرهنگی و زیستی مسابقات فوتبال را برجسته می‌سازند. وقتی از نزدیک و در یک ورزشگاه به تماشای یک رقابت می‌نشینیم، بسیاری از جزئیات را نمی‌توانیم ببینیم، اما پخش تلویزیونی فوتبال باعث می‌شود که حتی نوع آرایش بازیکنان تیم‌ها هم تبلیغ شود. به همین دلیل هم سناریوهای رسانه‌ای می‌توانند جریان سازی فرهنگی فوتبال را تغییر دهند. یک برنامه ورزشی، در صورت برخورداری از اتاق فکر قوی و صاحب استراتژی و مجریان و گزارشگران صاحب نظر و مولف، می‌تواند علاوه‌بر بالابردن لذت تماشای فوتبال نزد مردم، موجب افزایش خودآگاهی و فرهنگ جامعه نیز شود. مسئله‌ای که متأسفانه برنامه «2018» حداقل از نظر رویکرد فرهنگی و اجتماعی، از آن محروم است.

برنامه «2018» طی بیش از یک ماه، از اواسط هر روز تا بامداد فردا، مهمان خانه‌های مردم بود. جذابیت ذاتی فوتبال از یک طرف و حضور تیم ملی کشورمان در این گردهمایی مهم و بزرگ جهانی باعث بیشتر شدن توجه مردم به این برنامه است. مخاطب اصلی این برنامه نیز کودکان، نوجوانان و جوانان هستند که ظرفیت کم نظیری را فراهم کرده. اما رسانه ملی این فرصت را از دست داده است. فردوسی پور هر شب به تعداد میلیونی پیام‌های ارسال شده به این برنامه افتخار می‌کند. اما باید از او سؤال کرد که خودش چه میزان به سطح هوشیاری و فکر این جمعیت گسترده از مردم که بیشتر آنها هم نونهالان و جوانان هستند اضافه کرده است؟

وقتی عادل زرد می‌شود

مهم‌ترین ویژگی برنامه «2018» از نظر فرهنگی و رسانه‌ای، ناهمگونی و فقدان هویت است؛ این برنامه، یک محصول فرهنگی بی‌جهت است که از نظر محتوایی، شلخته به نظر می‌رسد. انصافا باید گفت که برخی لحظات برنامه، قابل توجه است. بخش آنالیز که به تحلیل تاکتیک تیم‌ها یا فضای کلی مسابقات می‌پردازد، نکات آموزشی خوبی را در بر دارد. همچنین کارشناسان قدیمی برنامه، گاهی مواقع تفسیرهای تأمل برانگیزی را ارائه می‌دهند. اما همه جنبه‌های مثبت برنامه در چارچوب «فوتبال برای فوتبال» قرار می‌گیرد. این درحالی است که رسالت اصلی برنامه‌ای چون «2018» که قرارگاه اصلی فوتبال در سیمای جمهوری اسلامی طی روزهای جام جهانی محسوب می‌شود این است که در کنار تحلیل‌های فنی ، فوتبال را در خدمت آرمان‌های ملی و ارتقای سطح فرهنگ عمومی مردم قرار دهد. یا حداقل به قول فردوسی پور، «فوتبال علیه دشمن» باشد. برنامه «2018» در این زمینه نه تنها دستاورد چندانی نداشته که بسیاری مواقع، برخلاف رسالت فرهنگی و رسانه‌ای خود عمل می‌کند. طرح شوخی‌های بعضا نازل و متلک پرانی‌های پیش پا افتاده ازجمله مواردی است که این برنامه را به سمت یک مجموعه زرد و بی‌محتوا سوق می‌دهد. مصاحبه‌های فردوسی پور با ستاره‌های تیم ملی، فاجعه هستند. بیشتر پرسش‌های فردوسی پور از بازیکنان تیم ملی را مواردی چون «فکر می‌کردی تیم ملی چنین نتایجی کسب کند؟»، «با چه کسی در تیم ملی صمیمی‌تر هستی؟» و... در بر می‌گیرد. یعنی جنس سؤالات فردوسی پور در این مصاحبه‌ها در سطح ژورنالیست‌های آماتور و تازه کار و گفت وگوهای نشریات زرد است.

وقتی عادل تاریخ را تحریف می‌کند

اوج ابتذال در برنامه «2018» بخش‌های معرفی کشورهای حاضر در جام جهانی است. این بخش‌ها به قدری ضعیف و تحریف آمیز هستند که گویی سفارت‌خانه کشورها در تهران به فردوسی پور سفارش داده‌اند که برای آنها تبلیغ کند! نویسنده متن معرفی کشورها در این برنامه، یا بسیار ناآگاه و بی‌اطلاع است یا عامدانه به تحریف و سانسور تاریخ کشورها می‌پردازد. مگر می‌شود از تاریخ انگلستان گفت و از استعمار نگفت؟ چطور می‌توان مدعی مرور تاریخچه فرانسه شد و هیچ‌اشاره‌ای به جنایت‌های این کشور در الجزایر نکرد؟ مگر می‌شود از کره جنوبی گفت و به این واقعیت مهم در تاریخ معاصر این کشور‌اشاره نکرد که به خاطر سلطه آمریکا، آمار فساد و فحشا در این کشور به مرز بحران رسید و... به این ترتیب این بخش هم که می‌توانست ارزش افزوده‌ای تاریخی و جامعه شناختی برای مخاطب داشته باشد، هدر رفت. اتفاقا همزمان با «2018» مجموعه مستندی با عنوان «به وقت جام» در حال پخش از شبکه سوم سیماست. این مجموعه برخلاف برنامه فردوسی پور، واقعیت‌های مهم تاریخی معاصر کشورهای حاضر در جام جهانی را بدون هیچ سانسوری نمایش می‌دهد.

وقتی عادل ایدئولوژیک می‌شود

گزارش مسابقه تیم‌های ملی ایران و مراکش در دومین روز جام جهانی 2018 مصداق یک گزارش ایدئولوژیک بود. وقتی در همان دقایق ابتدایی، عادل فردوسی پور آرزو کرد که ‌ای کاش بازی در همین لحظه تمام شود تا بازنده نشویم، به برخی از رویکردهای سیاسی شباهت یافت. ادبیات، لحن و گفتار وی در این لحظات، دقیقا برآمده از نوعی ذهنیت است که از مبارزه وحشت دارند و از ترس باخت به مساوی راضی هستند. بیان عادل در این گزارش، با ذات فوتبال که مبتنی بر مبارزه و حماسه است، نسبتی نداشت. حتی گزارشگر یکی از شبکه‌های خارجی در پایان بازی ایران و مراکش به ماجرای تحریم‌ها علیه فوتبال ایران‌اشاره کرد و اینکه تیم کشورمان توانست با وجود این مسائل، بازی را برنده شود. اما گزارشگر صداوسیما چرا خاموش بود؟ عجیب است که فردوسی پور با 20 سال فعالیت رسانه‌ای در زمینه فوتبال و این همه تجربه داخلی و بین‌المللی، از این غافل شد که فوتبال، مثل یک درام، فراز و نشیب‌های زیادی دارد و هیچ تیمی از قبل، بازنده و برنده نیست. چه بسا تیم‌هایی که ابتدا حمله می‌کنند و انتها می‌بازند و چه بسیار تیم‌های ضعیفی که ابرقدرت‌ها را شکست دادند. اما دیدگاه فردوسی پور در این بازی، شبیه سیاستمدارانی بود که از قدرت‌ها می‌ترسند. اما تیم ملی ایران در این دوره از رقابت‌های جام جهانی برخلاف ایدئولوژی شکست عمل کرد. این تیم اهمیت قدرت دفاعی و مقاومت را ثابت کرد و نشان داد که حتی در اوج تحریم و تحدید هم می‌توان با تکیه بر استقامت نیروها و عزت نفس و غرور ملی، قوی‌ترین‌ها را هم مقهور کرد.

وقتی عادل به کمک دلال‌ها می‌آید

یکی از جنبه‌های منفی برنامه «2018» که قبلا طی خبری در روزنامه کیهان به آن پرداخته بودیم، شبیه شدن استودیوی این برنامه به محل برگزاری قرعه‌کشی بلیت بخت آزمایی است. گزارشگر خوبی مثل محمدرضا احمدی، مجبور است که در این برنامه دائم به تبلیغ اسپانسر بپردازد و به طور مکرر و بیش از حد متعارف، توجه مردم را به جوایز گزاف جلب کند. دعوت از فوتبالیست‌های بازنشسته و از رده خارج خارجی به این برنامه نیز، بیش از خدمت به فوتبال نوعی کارچاق کنی برای دلال‌هایی است که از این طریق، چند صد میلیون تومان به جیب می‌زنند و پول ملی را بیهوده از کشور خارج می‌کنند. وقتی حضور پویول در برنامه لغو شد ، فردوسی پور به جای توضیح صادقانه درباره این مسئله، باز هم شبیه افراد آماتور و سطح پایین قهر کرد و بعد هم سعی نمود همان دروغ بزرگ مربوط به موی پویول را مطرح کند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: جمعه 1397/04/8 - ساعت: 14:00

سخنی با بازدیدکنندگان ارجمند

بسم الله النّور

 

سلام علیکم و رحمة الله؛

با سپاس و تقدیر از عزیزانی که در این وبلاگ حضور می‌یابند، نکاتی را به عرض می‌رسانم:

 

۱-     نام این وبلاگ تغییر کرد، خیلی وقت بود که باید این اتفاق می‌افتاد! خیلی از دوستان می‌دانند که این حقیر بیش از ۱۰۰۰ وبلاگ دارم و زمان‌هایی بوده است که روزانه حدود ۲۰ وبلاگ را به روز می‌کردم.

در چنان شرایطی، نام این وبلاگ «داستان نویس اصول‌گرا» شد تا محتوایش ادبیات داستانی باشد؛ اما به مرور تصمیم بر این شد که این وبلاگ منحصر به موضوع ادبیات داستانی نباشد. وقتی که این اتفاق افتاد، به صورت طبیعی باید اسم وبلاگ تغییر می‌کرد، اما تا امروز سر جای خودش بود.

 

۲-     این‌جانب بر نوشتن در وبلاگ اصرار دارم! بُرد وبلاگ را از سایت بسیار بیشتر می‌دانم، مضاف بر این‌که تعداد وبلاگ‌های یک نویسنده قابل کم و زیاد شدن و تعطیل شدن در مواقع لازم است.

شبکه‌های اجتماعی نیز آن قدر ارزش ندارند که کسی مستقلاً به خاطر آن‌ها بنویسد، مگر این‌که کسی وبلاگ یا سایت داشته باشد و برخی از مطالبش را در شبکه‌های اجتماعی نیز بازنشر دهد.

مطالب در شبکه‌های اجتماعی قابل جست‌وجو (سرچ) نیست و اگر کسی صرفاً برای شبکه‌های اجتماعی بنویسد، بعد از مدتی مطالبش در چاه ویل آن شبکه‌ها گم و به دست فراموشی سپرده خواهد شد.

 

۳-     اجازه می‌خواهم از تمام عزیزانی که مطالب این حقیر را دنبال می‌کنند و با نقد و نظر و روحیه بخشی، بنده نوازی می‌کنند، تشکر کنم.

 

۴-     می‌دانم و متوجه شده‌ام که گاهی برخی بزرگان هم سری به این وبلاگ می‌زنند. خاضعانه از ایشان تشکر می‌کنم و از محضرشان طلب دعای خیر دارم.

 

۵-     گاهی نیز عزیزانی که شایستۀ لقب آقازادگی هستند قدم رنجه می‌کنند؛ ضمن تشکر از ایشان، خواهش می‌کنم که بخش نظرات این وبلاگ را محلی برای آزمودن این حقیر و تحلیل‌های روان‌شناسانه قرار ندهند؛ چرا که اساساً فضای مجازی بستر مناسبی برای ارزیابی دقیق نویسندگان نیست.

 

۶-     بنده به صورت روزانه یا هفتگی با هجمه و توهین ضدانقلاب و معاندین نظام و ولایت مواجهم و طبیعی است که در ضیق وقت، مجبورم چهرۀ تهاجمی به خود بگیرم.

از این رو گاهی برایم میسر نیست تا نظرات اختلافی را با صبر و سعه صدر فراوان تحویل بگیرم و مجبورم در کمترین زمان پروندۀ آن نظرات را ببندم و حرف آخر را اول بزنم.

 

۷-     به دشمنان، منافقان و وطن فروشانی که با انگیزۀ تأثیر گذاری بر این‌جانب به این‌جا می‌آیند، توصیه می‌کنم که وقت خود را تلف نکنند، چون هر چه بیشتر تلاش کنند، بیشتر سرخورده و سرشکسته خواهند شد.

این حقیر با بصیرت و شجاعت کامل، مطیع امر امام خامنه‌ای هستم و آرزو و افتخارم این است که جان ناقابل خویش را در رکاب ایشان، تقدیم حضرت دوست کنم.

«گر دلارام می‌زند شمشیر، سرببازیم و رخ نگردانیم».

 

و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

 

کمترین بسیجی:

امیر عباس جعفری مقدم

۸ تیر ۱۳۹۷




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1397/04/5 - ساعت: 12:26

اگر اشتباهات کیروش نبود، صعود می کردیم

بسم الله النور

1-     اگر اشتباهات کیروش نبود صعود کرده بودیم؛ فاصله ما تا برد اسپانیا و پرتغال، ناقص بودن تیم بود. کیروش چند بازیکن ارزشمند را در تهران جا گذاشت تا از همین فاصله ضربه بخوریم و باز هم از صعود به مرحله بعد باز بمانیم. ما می توانیم چند صباحی از اتفاقاتی که باعث خوب شدن حس و حال مان شد لذت ببریم، اما این که حذف شدیم و در جامی که می توانستیم از مرحله گروهی صعود کنیم، با اشتباهات کیروش صعود نکردیم، یک واقعیت است که کیروشی پورها سعی در مخفی کردنش دارند.

 

2-     آیا تیم ما خوب بازی کرد؟ بله نفراتی که در زمین حاضر بودند واقعاً تلاش کردند و بهترین بازی شان را ارائه دادند؛ اما واقعیت این است که ما چند تن از بهترین بازیکنان ایران را به خاطر خودخواهی و لجبازی کیروش در تیم نداشتیم. سید جلال (بهترین دفاع آخر ایران) و وریا غفوری را نداشتیم، سروش رفیعی هم کنار گذاشته شد، آقای گل لیگ برتر (علیپور) هم اصلاً به حساب نیامد، تبریزی هم به هیچ وجه دیده نشد و ... .

 

3-     کیروش سه مربی بزرگ را رقیب خود می داند: «قلعه نویی، برانکو و شفر». او تا آن جا که توانست بازیکنان این سه مربی را کنار گذاشت. کیروش ابتدا با رقبای ذهنی اش می جنگد و سپس نیم نگاهی به دروازه حریفان دارد.

 

4-     گل اسپانیا از جایی به ثمر رسید که وریا و سیدجلال را نداشتیم. پنج موقعیت در بازی با اسپانیا و چند موقعیت در بازی با پرتغال را خراب کردیم، چون آقای گل لیگ برتر در تهران جامانده بود و چون کیروش با غرور و تعصب، «سردار آزمون» ناآماده را بدون تعویض در تیم حفظ کرد و حتی قوچان نژاد را که خودش روی نیمکت نشانده بود، به بازی نفرستاد تا نتوانیم گل تاریخ ساز را به ثمر برسانیم، شاید او منتظر یک گل شانسی از «گروهبان(!) آزمون» بود تا بدین وسیله دهان حق گویان را ببندد.

 

5-     با تأسف فراوان، در بازیکنان انتخابی کیروش نفراتی حضور داشتند که به گفته اعضای تیم مصدوم بودند و هرگز به بازی نمی رسیدند و نرسیدند، کیروش این ها را توریست روسیه کرد، تا بازیکنان رقبای خیالی اش (برانکو، شفر و قلعه نویی) را کنار بگذارد. حالا از این هم که دو بازیکن حامی صهیونیست ها در تیم حضور داشتند و با بستن بازوبند کاپیتانی، شرف فوتبال ایران را لکه دار کردند، می گذریم!

 

6-     عجب دور باطلی داریم! در وانفسای مشکلات اقتصادی و به جای رعایت اصول اقتصاد مقاومتی، باز هم یک قرارداد ترکمانچایِ نجومی با کارلوس کیروش منعقد می کنیم و اختیار فوتبال خود را به این دیکتاتور می سپاریم. با این وضعیت، از همین فردا باید شروع کنیم و تلاش کنیم برای جام جهانی 2022؛ و سپس کیروش قبل از جام جهانی بعدی، به بهانه جوان گرایی، چند بازیکن ارزشمند را کنار بگذارد و بعد به خاطر ناقص بودن تیم، میلیمتری حذف شویم، و بعد از فردای حذف شدن، تلاش کنیم برای جام جهانی 2026.

 

7-     این که یک اجنبی بیاید دلارهای آغشته به خون شهیدان ما را درو کند و دیکتاتور صفت، بازیکنان کلیدی ما را خط بزند عجیب نیست؛ این هم که در جام قبلی و در بازی با آرژانتین، دژاگۀ آماده را بیرون بکشد تا مسی آزاد شود و گل بخوریم عجیب نیست؛ این هم که در این جام با لجبازی تمام، آزمون را در ترکیب حفظ کند و حتی قوچان نژاد را که خودش روی نیمکت نشانده بود، به بازی نفرستد تا نتوانیم گل تاریخ ساز را به ثمر برسانیم، عجیب نیست؛ عجیب این است که رسانه های ما از کیروش بت می سازند و یک مربی نسبتاً خوب اما لجباز و دیکتاتور را، به عنوان برترین و موفق ترین مربی فوتبال جهان جا می زنند  و کمترین انتقادی را به او وارد نمی دانند!

 

8-    کیروش ها و کیروشی پورها می آیند و می روند؛ جام های جهانی هم همین طور؛ آنچه می ماند کشور عزیزمان است. پاینده و پیروز باد «جمهوری اسلامی ایران».




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1397/03/31 - ساعت: 19:10

باخت به اسپانیا و پیامک به عادل فردوسی پور

بسم الله النّور

پیش درآمد: از میان رسانه ای هایی که گاهی با آن ها ارتباط می گیرم، «عادل فردوسی پور» از باظرفیت ترین هاست.

امروز (پنج شنبه 30/3/1397) ساعت 10:30 صبح پیامکی برای او فرستادم و بعد از رسیدن به منزل، قسمت تکمیلی اش را ارسال کرددم.

خلاصۀ سخن بنده در این دو پیام این است: 1- باید اعتماد به نفس ملی داشت و دانست که می توان تیم های بزرگ را برد و نباید به باخت های آبرومند دل خوش بود، 2- مشکل تیم ملی کنونی ما این است که چند بازیکن برتر از تیم ملی جا مانده اند و 3- در نهایت تأیید کرده ام که تیم ملی کنونی تلاش خوبی داشت، نتیجۀ خوبی گرفت و باختش آبرومندانه بود.

لطفاً این دو پیامک را کامل بخوانید.

 

پیامک نخست

سلام

دیشب به اندازه کافی مغموم بودید، پیامی ندادم تا اذیت نشوید.

وقتی از پنج موقعیت یک گل هم نمی زنیم، باید بدانیم که دلیلش مهاجمان ناآماده، مصدومان روی نیمکت و جا ماندن آقای گل لیگ در تهران است.

 

اگر سیدجلال و وریا را داشتیم آن موقعیت را نمی دادیم و آن گل افتضاح را نمی خوردیم.

 

جام قبل می توانستیم آرژانتین را ببریم، دیشب هم می توانستیم اسپانیا را ببریم، اما باختیم و ساده لوحانه جشن گرفتیم!

 

چند تا 4 سال باید بگذرد تا شما و همکاران تان پتانسیل فوتبال ایران را باور و آن را به مخاطبان منتقل کنید؟

 

شما را به خدا اگر واقعا ایران را دوست دارید، حقارت را به مردم تلقین نکنید و از باخت ها حماسه نسازید.

 

امیدوارم پرتغال را ببریم و صعود کنیم.

 

فعلاً

 

پیامک دوم

پ.ن:

الان رسیدم منزل و فرصتی شد تا اضافه کنم که

اگر مردم از نتیجه راضی هستند، سوای از القائات رسانه ای، به این دلیل است که تیم حاضر و تلاش شان را می بینند، اما حواس شان نیست که بهترین مدافع کشور و بهترین گلزن کشور (آقای گل لیگ)، جایی در تیم ملی ندارند.

 

اتفاقا بنده هم معتقدم این تیمی که رفته، عملکردش خوب بود و واقعا تلاش کرد و باختش آبرومندانه بود؛ سخن این است که اگر همه شایستگان انتخاب می شدند، ما می توانستیم امتیاز بگیریم و حتی اسپانیا را ببریم!

 

به شما خسته نباشید می گویم و امیدوارم همه به خودباوری برسیم. بالأخره از یک جایی باید بردهای ما شروع شود. اروپایی ها فقط نظم و تلاش بیشتری دارند، وگرنه در استعداد، ما از آن ها جلوتریم و مربیان ما نیز علم روز فوتبال را دارند.

پس شک ندارم که با نظم و تلاش، و با برنامه ریزی صحیح، و با اعتماد به نفس و خود باوری، ما می توانیم اروپایی ها را پشت سر بگذاریم.

 

رفتن بین 4 تیم نهایی جام جهانی، برای ما کاملاً شدنی است، و دوستانی که آن را رؤیاپردازی می دانند، به این دلیل است که فاقد اعتماد به نفس ملی هستند.

 

به امید رسیدن به قله های فوتبال جهان.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1397/03/31 - ساعت: 02:22

صد رحمت به سیب زمینی!

بسم الله النور

رسانه ها و دوربین به مزدها، برای منافع شان کیروش را بت می کنند.
آن ها ما را فریب داده اند و اعتماد به نفس مان را به تاراج برده اند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  • در جام جهانی «جام» وجود دارد، اما سقف آرزوی ما صعود از گروه است.
  • در حالی که می توانیم حتی تیم های بزرگ را ببریم، باخت مان را جشن می گیریم.
  • کیروش بهترین های لیگ را در تهران جا گذاشت، اما درایتش را می ستاییم.
  • اگر آقای گل لیگ (علیپور) در روسیه بود و بازی می کرد، در هر دو بازی گذشته گل می زد! اما کیروش به جای آماده ها، چند بازیکن مصدوم و ناآماده را توریست روسیه کرد.
  • اگر سیدجلال و وریا غفوری را داشتیم، آن گل را نمی خوردیم.
  • دو بازیکنی که جلو تیم صهیونیستی بازی کرده بودند و شرف ایرانی - اسلامی را به سخره گرفته بودند، در دو بازی تیم ملی بازی کردند و بازوبند کاپیتانی به بازو بستند، اما کسی ککش نگزید، صد رحمت به سیب زمینی!!!

 مردم ما فریفته مافیای رسانه ای شده اند.


پ.ن: چون یادداشت کوتاه بود، بنده از سوابق فوتبالی خود چیزی نگفتم، هر چند می دانستم بعضی ها منطق را کنار می گذارند و می گویند چرا جعفری مقدم از فوتبال می گوید.
در هر صورت بنده هم فوتبال بازی کرده ام، هم داوری کرده ام و هم مربیگری.
تیم فوتبال انتقال خون قم را یک دسته بالا آورده ام که اهالی فوتبال ارزش بالا آوردن تیم را می دانند.
همان زمان، «کریم بهرامی» رئیس فعلی هیئت فوتبال قم، با یک پیشنهاد خوب از این جانب برای سرمربیگری تیم متمول «هما»ی قم دعوت کرد، که به دلیل اشتغالات اصلی نپذیرفتم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: جمعه 1397/03/4 - ساعت: 05:19

چگونه از کالای ایرانی حمایت کنیم ؟

بسم الله النّور

 

بعضی‌ها گمان می‌کنند که خرید کالای باکیفیت ایرانی نامش «حمایت» است؛ در صورتی‌که حمایت از کالای ایرانی یعنی این که اگر کالای ایرانی کیفیت پایینتری هم داشت بخریم تا آن تولید کننده رشد کند، وگرنه لازم نبود بگوییم حمایت از کالای ایرانی، میگفتیم حمایت از کالای بهتر. به عبارت دیگر، حمایت به این معنی است که مصرف کننده در رشد تولید کننده نقش داشته باشد.


اگر هم یک تولید کننده عمداً و به قصد سودجویی کالای بی کیفیت تولید کند، وظیفۀ دستگاههای نظارتی است که رسیدگی و برخورد کنند؛ وظیفۀ من و شما حمایت است.

 

این را هم اضافه کنم که اگر چه خیلی از کالاهای ایرانی کیفیتی مطلوب و قابل رقابت با نمونه‌های خارجی دارند، اما به خاطر نگاه غلط دولتمردان ما در سالهای گذشته، کشور عزیزمان در بسیاری از صنایع ضعفهای بنیادی دارد و اگر منتظر شویم تا همۀ تولیدکنندگان در همۀ عرصه‌ها به سطح رقبای خارجی برسند و سپس به خرید کالاهای برتر بپردازیم، هیچ وقت به این مهم دست پیدا نخواهیم کرد، چون اساساً بدون حمایت مصرف کنندگان، تولید کنندگان رشد نمیکنند و به قول فوتبالی‌ها، وقتی تیم عقب است، بیش از هر زمان دیگر، نیز به حمایت هواداران دارد.

 

بر این اساس، وقتی که مسیر  پیشرفت کشور، «اقتصاد مقاومتی، تولید ملّی و حمایت از کالاهای ایرانی» است، باید در مواردی که کالای ایرانی کیفیت پایینتری دارد نیز آن را بخریم تا تولیدکننده تقویت شود و بتواند در آینده با تولیدکنندگان بین المللی رقابت کند.

 

اگر یک تولید کنندۀ ایرانی، کالایی با کیفیت برتر تولید کند، خرید آن کالا نه هنر است و نامش حمایت می باشد ؛ حمایت واقعی به این معنی است که اگر کالای ایرانی کیفیت پایین‌تری دارد نیز شما آن را بخرید تا در ارتقای تولید کننده سهیم شوید.

 

همچنین همه باید مراقب باشند که ناخواسته با نواهای مسموم منافقان و وطن فروشان همراه نشوند. شایان ذکر است که چون وطن فروشان و منافقان که سر در آخور بیگانه دارند، نمی‌توانند به صورت علنی و آشکار بگویند کالای ایرانی نخرید تا کشور ضعیف شود، بلکه عبارت به ظاهر درستی را بیان می‌کنند و معنای باطلی از آن قصد می‌کنند؛ به فرمایش حضرت امیر (علیه السلام): کلمة حق یراد بها الباطل.

وطن‌فروشان چون خجالت می‌کشند مستقیماً بگویند کالای ایرانی نخرید، می‌گویند کالای بی‌کیفیت داخلی نخرید و سپس در فاز بعدی تبلیغ می‌کنند که تمامی کالاهای ایرانی بی‌کیفیت و کالاهای دشمنان ما باکیفیت هستند؛ بدین‌گونه، معنی حرف‌شان این می‌شود که به هیچ وجه کالای ایرانی نخرید.

 

به امید نگاه ملی به پیشرفت کشور با حمایت دل سوزانه از تولیدکنندگان داخلی.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1397/03/1 - ساعت: 17:13

مهدی خازنی آسمانی شد

مهدی خازنی تا آنجا که یادم میآید بچۀ تهران بود. ۱۸ -۱۷ ساله بود. موها و ریشهای طلایی با چشمان آبی و خیلی زیبا. وقتی ورزش یا فعالیتی می کرد، به شوخی با مشتها به سینه میکوبید و میگفت: «ترکش هم به این سینه اثر نمی کنه»!

مقر سر پل ذهاب که بودیم شبها و سحرهای سردی داشت. آب رودخانه هم ۲۴ ساعته سرد بود و حتی عصرها زیر نور خورشید به سختی میشد تنی به آب زد. فکر میکردیم اگر کسی صبح موقع وضو گرفتن پایش سربخورد و به رودخانه بیفتد شدیداً مریض میشود. یک روز موقع اذان صبح بود که دیدم مهدی از رودخانه آمد بیرون، با چپیه سر و بدنش را خشک کرد و پرید توی چادر پای چراغ علاءالدین. میلرزید. گفتم :«تیمم میکردی!» با دست اشاره کرد که بروم. دندانهایش از سرما قفل کرده بود. هر که میرسید یک چیزی میگفت: واجب نبود، رفتنت به رودخانه اشکال شرعی داشت، تیمم می کردی و ... .

رفتیم صبحگاه برگشتیم و نشستیم سر سفره صبحانه. هنوز انتقادها ادامه داشت. مهدی جواب هیچ کس را نمیداد، اما بچه ها ولکن نبودند. ناگهان زد زیر گریه. درست یادم نیست چه گفت؛ جملاتی شبیه اینکه بابا ولم کنید، چکارم دارید؟ حالا که رفتم توی آب و میبینید سالم ام! همه سکوت کردند و قضیه تمام شد.

همۀ اینها مربوط میشود به سال ۶۲. عملیات والفجر ۴. لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب، گردان سیدالشهداء، گروهان یک، دسته یک. در خط الرأس ارتفاعات کانی مانگا یک سنگر سنگی بود. یکی داد زد: «امدادگر! سنگر سنگی را زدند.»

دویدم و خودم را به سنگر رساندم. یک گلوله خمپاره ۱۲۰ خورده بود لب سنگر و هر ۴ نفر نیروی داخل آن شهید شده بودند. تقی مولایی در حال قنوت بود. مهدی خازنی با همان چهرۀ زیبا و لبخندی به لب به من نگاه میکرد. یک ترکشِ درشت قفسۀ سینهاش را شکافته بود. باور نمیکردم دوستانم شهید شدهاند. چند لحظه مات و مبهوت مهدی جان را نگاه کردم. حتی نمیتوانستم اشک بریزم. نمیتوانستم آنها را مرده فرض کنم. وجودشان را حس میکردم. در دل به شوخی گفتم: «مهدی جان! دیدی ترکش این سینه را هم شکافت»؟

مهدی زل زده بود به من و میخندید؛ زنده تر از همیشه! نتوانستم نگاهش را تحمل کنم، از سنگر زدم بیرون و یک دل سیر گریه کردم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1397/02/31 - ساعت: 14:58

این صحنه ها را هرگز فراموش نمی کنم !

عملیات ایذایی «عاشورای دو» بود. لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب(ع) به تنهایی و با استعداد دو گردان وارد عمل شده بود. گردان امام سجاد (ع) زودتر با دشمن درگیر شد. یکی از اولین نیروهایی که به بالای تپه رسید، بر اثر تلۀ انفجاری فوگاز (مواد آتش زا) بیشتر نقاط بدنش آتش گرفت و در همان حال به سمت پایین تپه شروع به دویدن کرد.

رزمندۀ مظلوم فریادهای دلخراشی میزد. گاهی «یا زهرا» می گفت، گاهی «یا حسین» و گاهی مهدی فاطمه (عج) را صدا می زد. در میان این ذکرها یکی دو بار هم فریاد زد:«نامردها سوختم»!

چون عملیات ایذایی (به قصد ضربه زدن به دشمن) بود، صبح میبایست تپههای فتح شده را رها می کردیم و به خطوط پدافندی قبلی بازمیگشتیم. در مسیر بازگشت پیکر مطهر شهیدی را دیدم که کولۀ موشکهای آر.پی.جیای که بر پشت داشت آتش گرفته بود، و نیمی از بدنش سوخته بود و از گوشت و استخوان کمرش، هنوز دود بلند میشد.

صحنۀ دیگر اینکه به هنگام بازگشت نیروهای عملیات کننده، نیروهای عراقی پیکر یکی از شهدا را که لباس فرم سپاه پاسداران پوشیده بود به آتش کشیدند و پیکر این شهید مطهر در عملیاتهای بعدی به عقب منتقل شد.

در هنگام بازگشت یک گلوله خمپاره ۸۱ در نزدیکی من فرود آمد و به جز یکی دو ترکش ریز، موج آن نیز نصیبم شد و به شدت گیج شدم و سردرد وحشتناکی گرفتم. از این رو مسیر بازگشت را اشتباه کردم و با دستی که محکم روی سر گذاشته بودم تا از درد آن بکاهم (حواسم نبود که روی سرم کلاه کاسک است) با سرعت به وسط میدان مین دویدم. وقتی به خود آمدم دیدم که دور تا دورم پر از مین است. دشمن هم به روی تپه رسیده بود و تیراندازی را شروع کرده بود. در همان حال که با سرعت میدویدم، فقط زیر پایم را نگاه میکردم. در همین حال یکی از نیروهای گردان امام سجاد (ع) را دیدم که روی مین رفته بود و پایش از بالای زانو قطع شده بود. بند پوتین پای دیگر خود را بیرون آورده بود، بالاتر از محل قطع شده گره زده بود و دو طرف بند پوتین را با فشار میکشید و دیگر توان نداشت. مرا که دید گفت: «بیا من را ببر عقب.» من هم جثۀ کوچکی داشتم و توان جا به جایی او را نداشتم ، و هم موج گرفتگی و ضعف شدید و تشنگی بیش از حد موقعیت خودم را به خطر انداخته بود و در هر حال با سختی و تلو تلو خوردن راه خودم را می رفتم.

به او گفتم که کمک خواهم آورد و او سری تکان داد. پشت میدان مین به بچهها رسیدم. یکی از پیکهای گردان امام سجاد(ع) با کلاش تیراندازی هوایی می کرد و بچه ها را تشویق میکرد که مهمات را با خود به عقب ببرند تا به دست دشمن نیفتد. وقتی ماجرا را گفتم، به من گفتند تو برو عقب نیروهای تعاون لشکر اینجا هستند. البته ظاهرا فرصتی نبود و عراقیها منطقه را زیر آتش گرفته بودند.

بعدها شنیدم که آن مجروح به شهادت رسیده است. یعنی عراقیها به جای اینکه او را به اسارت بگیرند و به پشت جبههشان حمل کنند، به او تیر خلاص زده بودند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1397/02/26 - ساعت: 11:26

الیس الصبح بقریب

«با یاد دختر شهید مظلوم فلسطینی»

 

اطلسی‌ها دیگر تو را نخواهند دید

مگر در خواب

دیروز خواهرم!

عطر نفست را به یاس‌های باغچه بخشیدی

و شب بوها مست شدند

و غروب

دردت را با آسمان نجوا کردی

و سحر

اینک

نامه‌ات را از افق می‌خوانم

که: صبح نزدیک است!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1397/02/18 - ساعت: 16:20

مردم امواج قلب شما را دریافت می‌کنند

بسم الله النّور

پیام‌های قلب شما بدون این‌که خودتان بخواهید منتشر می‌شوند و دیگران دریافت می‌کنند. کسانی که «سالم»تر باشند، این پیام‌ها را دقیق‌تر و کامل‌تر خواهند گرفت.

شما وقتی در اندیشه‌ها و نیت‌های خود مشکلی دارید، دوست دارید که دیگران متوجه بدجنسی شما نشوند، در صورتی که این امر از دست شما خارج است و امواج قلب شما بدون اجازه از شما، راه خود را درپیش می‌گیرند. گاهی شما در مورد خودتان، دقایق طولانی با دیگران مکالمه و یا مکاتبه می‌کنید تا ایشان را نسبت به خود یا نسبت به یکی از رفتارهایتان مطمئن سازید، حتی ممکن است بسیار منطقی و قانع کننده هم بحث کنید، و مهم‌تر از آن، حتی ممکن است طرف مقابل در ظاهر قبول کند، اما با توجه به همین امواج قلبی، و بنا به آنچه از قلب شما دریافته است، بی‌آن‌که اغلب بداند چرا، توضیحات شما را قبول نداشته باشد.

بسیاری از دوستی‌ها و دشمنی‌ها در اجتماع، بدون لابی‌گری و صحبت‌های رودررو شکل می‌گیرد و این امواج قلب‌هاست که افراد را در کنار هم و یا در مقابل هم قرار می‌دهد. با این حساب، در محیط‌های اداری، مسکونی، فامیلی، آموزشی، کارگاهی، سیاسی، مجازی؛ و خلاصه در هر نهاد اجتماعی که بیش از چند نفر عضو دارد، هر گاه دیدید که یک نفر تنها مانده، و یا هر وقت مشاهده کردید که چند نفر در اقلیت قرار دارند، لزوماً به این معنی نیست که مشکل از آن‌هاست؛ این وضعیت فقط نشان می‌دهد که افراد دارای قلب‌های مشابه با ایشان، در آن نهاد اجتماعی کمتر هستند. به همین صورت، در یک اجتماع که افراد بددل فراوانی در آن وجود دارد، پاک‌دلان تنها می‌شوند.

شما خودتان بهتر می‌دانید چه‌کاره‌اید! اگر بر اساس آموزه‌های الهی زندگی می‌کنید و کارهایتان خداپسندانه و خالصانه است و دیگران در برابرتان موضع می‌گیرند، از تنها شدن نگران نباشید؛ اما اگر خودتان می‌دانید که – به اصطلاح - جنس‌تان خرده شیشه دارد، از زیادی دوستان و همراهان‌تان خرسند نباشید، چون آن‌ها هم به بدی شما هستند و داشتن یاران بدکردار و حرکت در مسیر شیطان خوش‌حالی ندارد!

اگر تمایل دارید که مردم شما را خوب و شایسته ببینند، نیازی به توضیح و مذاکره و رفتارهای نمایشی نیست، در واقع این نوع رفتارها کمکی نمی‌کند، چون برای «خوب» بودن و «خوب» دیده شدن فقط یک راه وجود دارد: خوب بودن!

موفق باشید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1397/02/16 - ساعت: 23:49

دولت روحانی پلاستیکی‌تر از همیشه!

 

اخیراً جواد ظریف و حسن روحانی سخنانی به زبان رانده‌اند که نشان می‌دهد از همیشه ضعیف‌تر و بی‌بخارتر هستند!

ابتدا جواد ظریف می‌گوید که حتی اگر امریکا از برجام خارج نشود، اما مثل دو سال گذشته به تعهداتش عمل نکند، برای ما قابل قبول نیست

می‌دانید معنی این حرف چیست؟ دولت روحانی احتمال داده که امریکا از برجام خارج خواهد شد، به همین دلیل ظریف دارد زمینه‌سازی می‌کند که وقتی امریکا از برجام خارج شد، بگویند هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده و امریکا در دو سال گذشته هم به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرده است! و سپس با همین فرمان مسیر ذلت بار خود را ادامه دهند.

 

نه ظریف، نه روحانی و نه هیچ مقام دیگری از دولت، یک عمل قاطع در برابر خروج احتمالی امریکا از برجام اعلام نمی‌کنند؛ دولتی‌ها قیافۀ پسر شجاع می‌گیرند، ولی موهوم و بی‌خطر صحبت می‌کنند و در برابر زورگویی‌های امریکا، از کوچک‌ترین تهدیدات دیپلماتیک نیز استفاده نمی‌کنند. مثلاً ظریف می‌گوید: «اگر آمریکا بخواهد همچنان توافقنامه را نقض کند یا این که کلاً از توافقنامه خارج شود، از حق خود برای واکنش، آن طور که خودمان تشخیص می‌دهیم، استفاده خواهیم کرد».

آیا شما از این سخنان کمترین قاطعیتی برداشت می‌کنید؟ وقتی امریکایی‌ها این جملات به ظاهر قاطع را می‌خوانند، لبخندی خواهند زد و خیال‌شان راحت خواهد شد که بنا نیست اتفاقی بیفتد.

 

روحانی نیز در سبزوار گفته است: «اگر امریکا از برجام خارج شود، به‌زودی خواهد دید که پشیمانی تاریخی در انتظارش خواهد بود»! معنی سخن روحانی این است که ما هیچ کاری نخواهیم کرد و وعده می‌دهد که امریکا به صورت خودجوش(!) در آیندۀ نزدیک پشیمان خواهد شد.

روحانی سپس در نیشابور گفته است: «مسیر پیشرفت برای کشور را ادامه خواهیم داد، منطق ما روشن است، می‌خواهیم مردم در رنج نباشند و در رفاه باشند» و این مهر تأییدی است بر سخن قبلی‌اش، مبنی بر این‌که با خروج امریکا از برجام، دولت روحانی عکس العملی نشان نخواهد داد و همچنان رویۀ بزدلانۀ خود را ادامه خواهد داد.

 

در یکی دو سال گذشته که دست چدنی امریکا از زیر دستکش مخملی بیرون آمده، و وقتی امریکا زیر میز می‌زند، دولت می‌گوید که امریکا فقط یک کشور است و ما با 6 کشور مذاکره کرده‌ایم و اروپا پای کار است؛ صرف نظر از این‌که امریکا و اروپا در یک تیم هستند و هماهنگ عمل می‌کنند، و صرف نظر از این‌که دولت روحانی این حقیقت را نمی‌بیند، یا وانمود می‌کند که نمی‌بیند؛ یکی نیست از حسن روحانی بپرسد: آقای پرزیدنت! شما بنا بود با کدخدا مذاکره کنی تا همۀ مشکلات حل شود، پس چی شد؟ آیا وقت آن نرسیده که به اشتباه خود اعتراف کنید و به آغوش ولایت و مردم بازگردید؟

 

متأسفانه – در خوش‌بینانه‌ترین فرض - برجام کلاه گشادی بود که بر سر دولت روحانی رفته است و تا دولت نخواهد به این حقیقت اذعان کند، هرگز نمی‌تواند قدمی برای بهبود وضعیت کشور بردارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1397/02/13 - ساعت: 22:03

گم شدۀ آقای نانوا

یک نانوای لواشی میگفت: 

یک جانباز شیمیایی بود که هر روز میآمد، 4 تا نان میگرفت. با او آشنا شده بودم. یک روز به او گفتم: «خدا ان شاء الله شفا بدهد!» گفت: «نه شفا نمی خواهم، دعا کن خدا قبول کند»؛ چون صدایش ضعیف بود و به سختی میشنیدم، گفتم بیاید داخل و پرسیدم: «یعنی چی که شفا نمیخواهید؟»

گفت: «وقتی برویم آن دنیا، خدا میپرسد آن دنیا چه کار کردی؟ اگر بگویم به خاطر تو جانباز شدم، میگوید خوب آن را که شفا دادم دیگر چه کار کردی؟ میخواهم به خدا بگویم خدایا به خاطر تو شیمیایی شدم، حالا اگر خالص هم نبوده به بزرگی خودت قبول کن.»

یک روز دیگر به او گفتم: «بنیاد وامهای خوبی میدهد، تا حالا گرفتهای؟» گفت:«نه و نمیخواهم که بگیرم.» گفتم:«چرا؟ حقتان است!» گفت: «اگر خدا بخواهد چیزی بدهد معطل بنیاد نمیماند و اگر هم نخواهد، پول بنیاد هم وفا نمیکند. از خدا خواستهام هر چه مشیتش هست خودش به من بدهد!»

به او گفتم که اگر لازم نداری وامت را بگیر بده به من، دستم خالی است. پرسید: «این که خمیر را با آن می چسبانی به تنور اسمش چیست؟» فکر کردم می خواهد بحث را عوض کند. گفتم: «چه ربطی دارد؟» گفت: «تا این توی دستت هست نگو دستم خالی است؛ خدا ناراحت میشود!»

 نانوا اشک ریخت و گفت: «از آن به بعد ندیدمش، خانهاش را هم نمیدانم کجاست؛ با یک موتور سیکلت میآمد و شاید این نزدیکیها نبود. میترسم از من ناراحت شده باشد. میترسم شهید شده باشد». نانوا میگفت: «آرزویم این است که از او خبری بگیرم».

یک جانباز شیمیایی ناشناس شده گم شدۀ آقای نانوا.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1397/02/13 - ساعت: 06:33

جانبازان آلمانی !!!

«تفتی» جانباز شیمایی است و نمیدانم که هنوز در دنیای خاکی نفس میکشد و یا به ملکوت اعلی رسیده است؟! چندین سال پیش که گلایههایی از برخورد دوستان و ادارات داشت، یک روز در جمع نویسندگان میگفت:

«در آلمان که بستری بودیم، یک مرتبه دیدم بیمارستان قُرُق شد. کسی دیگر به ما توجه نداشت و همه برای یک مورد خاص بسیج شده بودند. از پنجره دیدم که چندین خودرو بنز – که در آلمان هم مدلش قابل دست‏رسی برای همه نبود – ایستادهاند و یک نفر را همراهی میکنند. فکر کردم از مسئولین درجه اول مملکتی کسی برای بازدید آمده است یا بیماریای دارد. بعد از یک ساعت که وضعیت عادی شد، فهمیدم یکی از مصدومان آلمانیِ جنگ جهانی آمده تا پای مصنوعی جدیدش را قالب گیری کند»!

حتماً الان منتظر هستید که از نقل این ماجرا نتیجه گیری اخلاقی هم بکنم؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 





  • تعداد صفحات :15
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...