تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب ابر احمدی نژاد
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1398/01/29 - ساعت: 14:53

از آخر به اول بخوانید !

بسم الله النور

امروز در ایستگاه راه‌آهن تهران یکی از دوستان - یا به قول خودش، یکی از شاگردان - قدیم را دیدم.
برای این‌که کمی با او آشنا شوید، اشاره می‌کنم که چون بعد از گرفتن دیپلم، در کنکور سراسری قبول نشد، برای فرار از سربازی به صنف طلبگی پیوست، در  ساختار حوزه شغلی برای خود دست و پا کرد و سپس سر فرصت در کنکور سراسری شرکت جست و به کسوت دانشنامه‌جویی (!) درآمد و به هدفش رسید.

نام‌نبرده (!) خیلی زود به گروهک منحرف نهضت آزادی متمایل شد و همچنین مرحوم هاشمی رفسنجانی را پیر و مراد خود قرار داد.

امروز و در ایستگاه راه‌آهن، از وقتی ناغافل آمد و به رسم طلاب شانه حقیر را بوسید تا سلام و علیک کردیم و وارد مباحث سیاسی شدیم، بیش از دو دقیقه طول  نکشید، باور می‌کنید؟

چون با اهل و عیال عازم مشهد بود و فرصت کم، با دور تند از وضعیت کشور گفتیم. جمهوری اسلامی را در بن‌بست می‌دید، نظرات امام امت را کم‌طرف‌دار می‌دانست، از روحانی تمجید می‌کرد و راه سعادت ایران را لیبرالیسم می‌پنداشت!!!

بعد از تشریح فوری وضعیت کشور و اثرگذاری حضرت آقا بر جهان، منطقه و کشور، و بعد از تشریح پشتیبانی مثال‌زدنی آحاد جامعه، به‌ویژه جوانان از امام خامنه‌ای که آن را با ذکر مصادیق غیر قابل انکار همراه کردم، و پس از ذکر پیش‌‌رفت‌ها و موفقیت‌هایی که در سایه اسلام و ولایت فقیه به‌دست آورده‌ایم، رسیدم به صاحب کلید ساختمان ریاست جمهوری و از او پرسیدم: چه کسی می‌گفت با کدخدا مذاکره می‌کنیم و همه مشکلات حل می‌شود؟ و چه کسی بعد از مغبون شدن گفت بعضی‌ها فکر می‌کنند کل دنیا فقط امریکاست؟! در حالی که چنین اشتباه بزرگی را خودش داشت!

پرسیدم: چه کسی می‌گفت شما زبان دیپلماتیک بلد نیستید و طوری با امریکا صحبت می‌کنید که جنگ بشود؟ و چطور خود او وقتی کرسی ریاستش را در خطر دید، یک‌مرتبه از بستن تنگه هرمز سخن گفت؟ یاد آوری کردم که حزب الله و سپاه در تندترین سخنان خود خطاب به دشمن، از بستن تنگه هرمز دم نزده بودند. بعد پرسیدم که حسن آقا روحانی آیا از اول می‌دانست با دشمن باید محکم سخن گفت و خیانت ورزید، یا بلد نبود و بعدا یاد گرفت؟ در هر دو صورت مشکل از اوست.

پرسیدم چه شد که وقتی حزب الله و اهل ولایت از مشکلات برجام سخن می‌گفتند، حسن آقا به ایشان بد و بیراه می‌گفت، اما با شکست برجام او و باندش همان حرف‌های دلواپسان(!) را تکرار کردند؟ می‌دانستند و خیانت کردند، یا بلد نبودند و یاد گرفتند؟!

پرسیدم: بر فرض محال اگر دشمن یک عامل خود را داخل نظام نفوذ می‌داد تا جایی که به ریاست جمهوری برسد و بعد به او می‌گفت تا می‌توانی به نظام خسارت بزن، ولی در حدی که تا آخر دوران مسئولیت، بر مسند باقی بمانی، آن عامل نفوذی چه می‌کرد که حسن روحانی تا کنون نکرده است؟!

به او گفتم: واضح و شفاف بگو بدانم کدام‌یک از وعده‌های روحانی محقق شد؟ کدام یک از راه‌کارهایش کشور را به نتیجه مثبتی رساند؟ مگر نمی‌گفت که دیگران کار بلد نیستند و من استاد همه فن حریفم؟

و سپس فهرستی از خسارت‌های کشور و گستاخی و توفیقات دشمن، بر اثر ندانم‌کاری حسن آقا روحانی را ذکر کردم (که البته ندانم‌کاری با نگاه خوش‌بینانه است).

دوست - یا شاگرد - قدیمی بنده که حالا اصرار داشت تندتند یادآوری کند که پایان‌نامه دکترای علوم سیاسی‌اش را دفاع کرده، هر بار که به‌صورت تلگرافی، از شاهکارهای آقای حسن فریدون (روحانی) می‌گفتم، به شاخه جدید می‌پرید تا رسید به محمود احمدی نژاد!

همه این‌ها را نوشتم تا برسم به این‌جا. این شخص قبل‌ها به‌ویژه در چهار سال نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد، تندترین انتقادات و زشت‌ترین توهین‌ها را نثار محمود می‌کرد، اما امروز از منش و حرف‌های احمدی‌نژاد استقبال و از آن دفاع می‌کرد.

و این وضعیت امروز احمدی‌نژاد است! او از رکاب ولایت، و از تأیید حزب الله، رسیده به اردوی لیبرال‌ها!!!

دفتر خاطرات احمدی‌نژاد هنوز صفحات نانوشته دیگری دارد؛ باشید و فتنه‌گری محمود احمدی نژاد و سقوط وحشتناک او را ببینید؛ این خط، این هم نشان!

دعا بفرمایید.








نظرات() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1397/12/6 - ساعت: 17:31

احمدی نژاد: نظرم مخالف رهبری است!

بسم الله النّور

 

گفتوگوی فارس با احمدی نژاد بقیۀ پرده‌ها را از چهرۀ او کنار زد.

پیگیر بودیم که گفت‌وگویی صریح و بی‌پرده با آقای احمدی‌نژاد داشته باشیم و از آخرین تغییرات اعتقادی و بینشی ورفتاری‌اش سؤال کنیم. درخواست مصاحبه دادیم و الحمدلله استقبال کرد. وعدۀ‌مان ساختمان ولنجک بود. با همکاران گروه عکس و تصویر وارد ساختمان شدیم. پیرمرد صاف و ساده و خوش مشربی دم در بود که با بذله گویی قوانین ورود به ساختمان را برایمان مرور کرد: «لطفاً برای ورود، گوشی و دوربین و ضبط و غیره را همینجا بگذارید و بروید». ابتدا تصور کردیم هماهنگی لازم انجام نشده اما بعد از اینکه از راه پله تاریک با پله های بلند عبور کردیم و به حلقه نزدیکان رئیس جمهور سابق نزدیک شدیم فهمیدیم که گفتوگو منحصر به همین جلسه است و قرار نیست چیزی به دست مخاطب فارس برسد.

 

با این حال به محض ورودِ آقای احمدی نژاد، مجدداً از خودش هم درخواست کردیم که اجازه دهد تصویر برداریم و ضبط کنیم؛ اما در کمال تعجب و بر خلاف قراری که گذاشته بودیم، احمدی نژاد مخالفت کرد و بسیار مصمم بود که دوربین، ضبط و گوشی در میان نباشد!

 

تمدن استاندار سابق تهران و جوانفکر هم در جلسه حضور داشتند. کارکنان ساختمان خودشان جلسه را ضبط می‌کردند و قول دادند که همان شب فایلهای هر سه دوربین را به ما برسانند که از این وعده نزدیک به دو هفته گذشت و بازهم خبری نشد.

 

دو روز پیش یکی از نزدیکان احمدی نژاد خبر انجام این گفتوگو را منتشر کرد و جالب اینکه توصیه کرده که گفت‌وگو به صورت کامل منتشر شود.

طبیعی است که خواستۀ ما همین است، اما چون قواعد یک گفت‌وگوی صمیمانه و صادقانه شکسته شد و اساساً دست ما برای انتشار مصاحبه کوتاه است، روایتی از جلسه را جهت اطلاع مخاطبان محترم منتشر می‌کنیم. بدیهی است که هر زمان فایل تصویری گفتوگوی حدوداً چهار ساعته به دست ما برسد، مصاحبه را کاملتر منتشر خواهیم کرد.

 

گفت‌وگو با یک سؤال ساده شروع شد: «آقای احمدی نژاد چند روزی است از جشن چهل سالگی انقلاب گذشته است. فکر می‌کنید وضعیت مهم‌ترین شاخص‌های انقلاب اسلامی نسبت به دوران طاغوت چطور است؟ به طور مشخص در آزادی و عدالت وضعیت چگونه است؟»

پاسخ احمدی نژاد صریح‌تر و روشن‌تر از سؤال ما بود: «وضعیت آزادی نسبت به قبل انقلاب را باید در دو وجه بررسی کرد: بخش اول شدت برخورد با آزادی مردمی است و بخش دوم گسترۀ برخورد با آزادی. معتقدم در بخش اول وضعیت ما بهتر شده است، یعنی شدت عمل حکومت علیه مخالفان تخفیف یافته، اما گسترۀ برخورد حکومت با آزادی مردم بدتر شده است. یعنی در مقایسه با قبل، وضع آزادی بدتر شده است».

 


احمدی نژاد مدعی شد که وضعیت آزادی بدتر از زمان طاغوت است! اما او اجازه نداد که خبرنگاران در یک مصاحبۀ مطبوعاتی، چیزی ضبط کنند و عکسی بگیرند.

خبرنگاران نمی‌دانستند برای مصاحبه با رئیس جمهور سابق و تغییر یافته حاضر شدهاند و یا در سازمان ساواک حضور به هم رساندهاند؟!

و توضیح داد این حرف یعنی الان مانند زمان طاغوت برخوردها با زندانیان سیاسی آن‌طور خشن نیست، اما دایره و گسترۀ برخوردها بیشتر شده است. برای این ادعای خود مثال‌هایی هم از زندان‌های یکی دو شهر بزرگ آورد که طبق ادعای او صدها نفر در آن‌ها به خاطر آزادی و انتقاد از وضع موجود حضور دارند. احمدی‌نژاد معتقد بود مخالفان و منتقدان رؤسای سه قوه از برخورد قضایی امان ندارند و زندان‌ها پر از منتقدین به این سه شخصیت (حسن روحانی و برادران لاریجانی) است.

 

احمدی‌نژاد درباره وضعیت عدالت به دو مسئله تبارسالاری و اقتصاد اشاره کرد. در بارۀ تبارسالاری گفت که در این زمینه هم‌اکنون با یک حکومت خانوادگی مواجه هستیم. دربارۀ اقتصاد نیز اشاره داشت که زمان قبل انقلاب و در دورۀ طاغوت اقتصاد کشور مردمی‌تر بود و با انقلاب «بنیادها» به بهانۀ برخورد با سرمایه‌داری، اموال مردم را از آن‌ها گرفتند و همه چیز در اختیار دولت، نهادها و سازمان‌ها قرار گرفت.

 

درباره وضعیت آزادی مباحثه‌ای شکل گرفت و احمدی نژاد با توجه به برخوردی که با نزدیکانش شده بود، مصر بود که نشان دهد وضعیت آزادیِ بیان هر روز بدتر می‌شود. او توضیح داد که دستگاه قضایی اجازه کمترین نقدی را نمی‌دهد و اگر علیه علی لاریجانی حرف بزنیم، صادق لاریجانی برخورد می‌کند و اگر علیه رئیس دستگاه قضا نقد کنیم، دادستان برخورد می‌کند و این «وضعیت ظالمانه» نشان دهندۀ این است که نه تنها نمی‌شود به این ساختار اعتماد کرد، بلکه با روند موجود امیدی به اصلاح هم نمی‌توان داشت.

 

به او گفتیم که برخورد قاطع دستگاه قضا با متهمان امنیتی و اقتصادی همواره وجود داشته است و مسئلۀ جدیدی نیست؛ اما شما در زمان ریاست جمهوری در پاسخ به سؤال رسانه‌های خارجی، آزادی در ایران را نزدیک به مطلق ارزیابی کردید. آیا این تناقض نیست؟

احمدی نژاد گفت که حرف آن موقع من را تحریف کردید. من در آن مصاحبه گفتم آزادی در ایران برای نقد دولت من نزدیک به مطلق است.

 

احمدی نژاد معتقد بود به بقایی و مشایی ظلم شده است. وقتی از او پرسیدیم که شما هشت سال رئیس جمهور کشور بودید و چرا آن زمان نسبت به این امور اعتراض نکردید؟ گفت: «شما در جریان نیستید؛ من همان زمان هم معترض بودم. اما دلیلی نمی‌دیدم که رسانه‌ای کنم».

گفتیم اما این ادعای آزادی خواهی با مسئولیت‌هایی که در دولت به امثال آقای مرتضوی دادید چگونه قابل جمع است؟ که گفت: «مسئولیت ایشان با انتخاب مستقیم من نبود»!

 

احمدی نژاد گفت مگر آقای مشایی چه کرده بود که با وی این‌طور برخورد کردند؟ آیا پاره کردن حکم قاضی جزایش زندان است؟ چرا نقد ما را به حساب اقدام علیه امنیت ملی می‌گذارند؟

 

گفتیم شما قاضی را ظالم می‌دانید؛ دادستان را هم ظالم می‌دانید؛ رئیس دستگاه عدلیه را ظالم و اهل فامیل بازی می‌دانید و ضمناً معتقدید که برای رهبری هم اشکالات را گفتید و اثری ندیدید. همچنین می‌گویید اشکال دستگاه قضایی را هم جایی نیست ببریم. آیا فکر نمی‌کنید این تصویری که ارائه می‌کنید فارغ از درستی یا غلطی، به معنی برآشفتن علیه کشور است؟ آیا از منظر شما امیدی به اصلاح هست و آیا مردم باید منتظر اصلاح باشند یا خیر؟!

احمدی نژاد توضیح داد: «حرف من این است که اگر رئیس دستگاه قضا عوض شود و یک مجتهد عادل و با تقوا بیاید، خیلی از مسائل حل می‌شود، ولی چرا نگرانید؟ فرض کنید من بگویم اشکال ساختاری است، چرا استقبال نمی‌کنید؟ مگر غیر از این است که کسی بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است!!!»؟

 

این جملۀ آخر و جملات مشابهی چون «هیچ کس بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است»، «کسی بیشتر از من به رهبری خدمت نکرده است»، «هیچ‌کس به اندازه من برای انقلاب فداکاری نکرده است» در سخنان آقای احمدی نژاد چندین بار به شکل‌های مختلف تکرار شد.

 

از وی پرسیدیم رهبر انقلاب در خطبه مشهور نماز جمعه 29 خرداد 88 فرمودند که نظرم به فلانی نزدیکتر است. بعدها از دولت شما نیز حمایت کردند. اما آخرین واکنش نسبت به شما این بود که آمدن شما به انتخابات را به صلاح ندانستند و بعدها علتش را هم گفتند که موجب دوقطبی می‌شود. سؤال را ساده و کوتاه و صریح پرسیدیم: «به نظرتان شما عوض شدهاید یا رهبری»؟ پاسخ داد: «من تغییر نکردم. البته برخی موضوعات برایم روشنتر شده است. اما این چه سؤالی است چرا تفتیش عقاید می‌کنید؟»

گفتیم برای یک سیاستمدار، آیا نباید مهم باشد که نظر رهبری درباره رفتار او چگونه است؟ اصلا رهبری نه؛ آیا برای شما به عنوان یک سیاست‌مدار، نباید مهم باشد که نظر دیگران نسبت به شما چگونه است و چرا تغییر کرده است؟ گفت: «این که در ذهن من چه می‌گذرد به شما چه کار دارد؟»

 

گفتیم تحلیل شما را می‌خواهیم، اشکالی دارد؟ و ادامه دادیم که چرا رهبری نگران بودند که با آمدن شما دوقطبی شود؟ چه چیز در رفتار شما دیدند؟

گفت: اتفاقا نظر من این بود که اگر من بیایم دوقطبی رفع می‌شود؛ کما اینکه دیدید دو قطبی ایجاد شد. اگر من در انتخابات حضور داشتم، دوقطبی تبدیل می‌شد به سه قطبی.

 

به احمدی نژاد گفتیم که اساساً چیزی به نام سه قطبی وجود ندارد. قطبی شدن مربوط به مردم است نه نامزدها. تقابل هم همیشه دوگانه است نه سه گانه یا بیشتر. سؤال این است که چرا رهبری معتقد بودند که اگر شما بیایید دوقطبی می‌شود؟

دوباره مدعی شد که این سؤال تفتیش عقاید است و ادامه داد: «شما بازجوئید مگر»؟!

احمدی نژاد در حالی مدعی میشود که از امام خامنه ای برای نامزد شدن سؤال نکرده است، که امام خامنه‌ای صراحتاً به استعلام احمدی نژاد اشاره کرده‌اند.

احمدی نژاد وقاحت را از حد گذرانده و به امام امت اتهام دروغ بسته است!

ضمن این‌که – بر فرض محال -حتی اگر احمدی نژاد سؤال هم نکرده باشد، با ورود به انتخابات، توصیۀ مشفقانۀ امام امت را زیر پا گذاشته است.


گفتیم آقای احمدی نژاد! آیا برای شما مهم نبود که نظر رهبری درباره آمدن یا نیامدن شما چیست؟ گفت: «نه. اساساً من از ایشان سؤال نکردم که بیایم یا خیر؛ خود رهبر انقلاب در اثنای یک گفت‌وگو گفتند آمدن شما به صلاح نیست».

 

 به نظر رسید خیلی از این  بخش پرسشها راضی نیست و از پاسخ طفره رفت و کار به مختصری محاجه نیز کشیده شد و اینکه شما من را بازجویی می‌کنید و غیره.

 

سپس ادامه داد که شما اساساً متوجه نیستید که ولایت فقیه یعنی چی. هرکس مخالف رهبری نظری داشت نباید بگوید؟ من نظرم مخالف ایشان است، چه کنم؟ ساکت شوم؟

 

بعد از ما پرسید شما هیچ وقت به رهبری نقد نداشتید؟

یکی از مصاحبه کنندهها جواب داد: تا حالا نقد نداشتیم، اما خود رهبر انقلاب هم فرمودهاند که نقد به رهبری جایز است؛ اما نقد ما به شما این مسئله نیست. گفت: «نقدتان پس چیست؟»

 

گفتیم ما نه می‌گوییم حرف نزنید و نه می‌گوییم چرا نقد دارید؟ اما نقد به یک عملکرد یک حرف است و تفاوت فاحش با نظام فکری، رفتاری و مدیریتی رهبری، حرف دیگری است. الان هم نمی‌گوییم حرف نزنید؛ سؤال ما این است که اساساً اینکه این تفاوت هر روز دارد بیشتر می‌شود نگرانتان نمی‌کند؟ به این موضوع فکر کردهاید؟ رهبری می‌گوید به آینده امیدواریم و شما می‌گویید در بحرانیم و شرایط بنبست گونه است؛ آیا این تفاوت فاحش بینشی برایتان طبیعی است؟

 

احمدی‌نژاد در پاسخ گفت: «این‌ها سؤالات مردم نیست؛ من که می‌گویم شما خبرنگار نیستید یعنی همین. سؤالات مردم را بپرسید.»

در پاسخ گفتیم: سؤال کف جامعه و پایگاه‌های بسیج و متدینین همین است. که احمدی‌نژادی که در سال 84 دیدیم چرا اینقدر متفاوت شده است؟ سپس مثال‌هایی از سخنانش در سال‌های 83 و 84 درباره ولایت فقیه، شخص رهبری، مدل سیاست‌ورزی حزب‌الله و ... آوردیم و گفتیم که سؤال بچه‌های پایگاه‌های بسیج این است که گوینده آن حرف‌ها امروز چرا اینقدر تغییر کرده است؟ اصلاً این تغییر را قبول دارید؟

 

در پاسخ به ما ابتدا با لبخند پرسید: «کف پایگاه بسیج یا کف جامعه؟»

گفتیم اتفاقا یکی از تغییرات همین است. احمدی‌نژاد 84 تفاوتی بین بسیجیان و آحاد مردم نمی‌دید. بسیار از این حرف ما ناراحت شد و گفت: «بسیجی‌ها را با میلیون‌ها شب‌نامه علیه من بدبین کرده‌اند. من تغییری نکرده‌ام. همان احمدی‌نژاد 84 و همان احمدی‌نژاد 85 هستم. فداکاریای که من برای رهبری کرده‌ام هیچ‌کس نکرده است». جای دیگری هم اشاره کردند که رفتاری که رهبری با من داشتند با هیچ رئیس جمهوری نداشتند. معاون قرار می‌دادم برمی‌داشتند. می‌خواستم وزیر عزل کنم اجازه نمی‌دادند. و مواردی دیگر.

 

بحث به بیداری اسلامی و ماجرای سوریه کشیده شد؛ گفت: «من بیداری اسلامی به این شکل که گفته می‌شد را قبول نداشتم. معتقد بودم پروژه متعلق به دیگران است و ما نباید استقبال کنیم؛ ولی چون نظر رهبری بود حرفی نزدم. ماجرای سوریه هم باید سیاسی حل می‌شد. هرقدر من تلاش کردم ماجرا به نحو دیگری اصلاح شود نمی‌گذاشتند. الان هم حل نشده است و همچنان مشکل باقی است.»

 

احمدی نژاد مجدداً ‌گفت: «سؤالات مردم را بپرسید؛ مثل این سؤال که الان وضعیت کشور چگونه است؟ مقصر کیست؟ باید چه کرد؟»

ما هم گفتیم که شما در نامه به رهبر انقلاب گفتید که این دولت باید برود کنار. با کدام مبنا به این رسیدید که از رأی مردم برگردیم؟ گفت: «الان همه مردم می‌خواهند» گفتیم: «بله در نامه‌تان هم اشاره کردید که مردم می‌خواهند، اما از کجا به این نتیجه رسیدید که نظر مردم برگشته است؟ ضمن اینکه شما برای انتخابات مجدد هم شرط گذاشتید که شورای نگهبان انتخابات را مهندسی نکند، مگر این شورای نگهبان همان شورای نگهبانی نیست که شما را انتخاب کردند؟»

احمدی نژاد خودش را به نفهمی می‌زند، چرا که خود می‌داند در مقابل اوامر رهبری ایستاده است و دیگر شایسته نامزدی ریاست جمهوری اسلامی نیست.

احمدی نژاد می‌داند که علیه شورای نگهبان و نهادهای قانونی شوریده است و دیگر صلاحیت نامزدی ندارد؛ اما می‌گوید هیچ دلیلی برای رد صلاحیت او نبوده است!!!

گفت: «بله. ولی آیا شورای نگهبان نمی‌تواند تغییر کند؟ آیا در انتخابات گذشته مهندسی نشد؟ دلیلشان برای رد صلاحیت من چه بود؟ چه پاسخی داشتند؟ در تلویزیون آمدند و گفتند نیازی نیست پاسخ بدهیم».

 

سؤال کردیم که به نظرتان مردم نظرشان درباره این مواضع شما چیست؟ شما وقتی سراغ انتقاد از قوه‌قضائیه رفتید که نزدیکان‌تان را گرفتند؛ وقتی سراغ شورای نگهبان رفتید که ردصلاحیت شدید! آیا مردم نمی‌گویند که این انتقادها واقعی نیست؟

پاسخ احمدی نژاد این بود که من در گذشته هم همیشه نقد داشتم و گفته‌ام؛ اما خصوصی نقد می‌کردم. الان کار به جایی رسیده است که باید علنی بگویم.

 

گفتیم شما معتقدید مجلس فقط 25 درصد از آرای مردم را دارد. این دولت را هم دیگر مردم قبول ندارند. عدلیه هم امیدی به اصلاحش نیست. به نظرتان آیا این ایستادن مقابل ساختارهای برآمده از رأی مردم نیست؟ پاسخش این بود که آیا اگر من احساس خطر کنم نباید حرف بزنم؟ شما باید از حرف‌های من استقبال کنید که می‌گویم این کشتی در حال غرق شدن است. شما نمی‌خواهید ما حرف بزنیم.

 

احمدی نژاد علیه سابقۀ خود شوریده است، اما فعلاً قصد علنی کردن ماهیت خود را ندارد.

علنی کردن عقاید پنهان احمدی نژاد توسط خودش، مساوی است با شوریدن او علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی؛ در این صورت او نیز مثل برخی دیگر که سقوط کردند، به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.

شخصاً امیدوارم که خدا او را هدایت کند.

پایان جلسه ختم شد به ناگفته‌های احمدی نژاد و این‌طور شروع کرد: حرفهایی می‌خواهم بزنم که تاب شنیدنش را احتمالاً ندارید. حرف‌های او  دربارۀ سردار رشید سپاه اسلام، سرلشکر حاج قاسم سلیمانی، رهبر معظم انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر اشخاص و نهادهای انقلابی بود؛ اما نظرش این بود که فعلاً منتشر نشود!

 




نظرات() 



تاریخ نگارش: شنبه 1397/01/18 - ساعت: 19:09

این ۳۰۰ نفر خود را بسیجی نمی‌دانند

اخیراً نامه‌ای از فرقۀ احمدی‌نژادیسم خطاب به امام خامنه‌ای منتشر شده است که ۳۰۰ اسم زیر آن درج شده است، برخی به غلط این افراد را بسیجی خوانده‌اند، اما این‌گونه نیست.

اگر کسی متن نامه را بخواند، خواهد دید که نویسندگان نامه از بسیج اعلام برائت کرده اند.

نویسندگان این نامۀ منافقانه، در مورد بسیج نوشته‌اند: «بسیج عزیزمان که قرار بود محل مشارکتِ فعال و واقعیِ مردم در انقلاب بوده، و با ساختاری پایین به بالا، ضامن و ناظرِ مردمی و آرمانی ماندن حکومت‌مان و موتورِ محرکِ فداکار آن باشد، اما امروز نقشی ابزاری پیدا کرده و تقریباً به بخشِ پایین‌دستِ حزبی سیاسی و کم‌نسبت با مردم تبدیل شده است. تفوقِ ساختارها و نگاه‌های نظامی و بالا به پایین و رویکردهای اساساً غلط، از بسیج، مجموعه‌ای بی‌نشاط، کم‌عمق، ضعیف، و بدون ابتکارِ عمل ساخته که حتی امکانِ هرگونه حرکتِ جدی و مستقلِ مردمی را به بخش‌های زنده‌ی بدنه‌ی خود نیز نمی‌دهد. در واقع در شرایطی که متأسفانه از شکل‌گیری سندیکاها و هرگونه سازمانِ مردم‌نهادِ واقعی و موثر در کشور جلوگیری می‌گردد، بسیج نیز استحاله شده و بدین ترتیب امکانِ نقش‌آفرینیِ مردمی در امور کشور سلب گردیده است».


در این نامه به روش دشمنان نظام و ضدانقلاب فراری، تمام ارکان نظام زیر سؤال رفته و سیاه نمایی شده است؛ از جمله در بخشی از آن، همان گونه که مشاهده میفرمایید، نقش «سازمان بسیج مستضعفین» را ابزاری و کم‌نسبت با مردم نمایانده است و همچنین تهمت‌های دیگری را نیز به این نهاد انقلابی روا داشته‌اند که موجب خوش‌حالی دشمنان و منافقان شده است.



با این حساب، وقتی نویسندگان این نامۀ منافقانه به صراحت از بسیج اعلام برائت کرده‌اند و وقتی این نامه موجب خوش‌حالی کثیف‌ترین منافقان روزگار شده است، بسیجی خواندن نویسندگان نامه از اساس باطل و خنده‌دار است.

 

صرف نظر از این‌که صاحبان تمامی این ۳۰۰ اسم، از درج نام خود باخبر بوده‌اند یا خیر و اگر باخبر بوده‌اند، در چه شرایطی به ذکر نام خود رضایت داده‌اند و آیا قبل از انتشار، از محتوای نامه مطلع بوده‌اند یا خیر؛ این‌جانب از انتشار چنین نامۀ منافقانه‌ای، به هیچ وجه تعجب نکردم.

همراهان این وبلاگ در سال‌های اخیر، مکرر شاهد پیش‌بینی‌های سیاسی نگارنده بوده‌اند، که به لطف خدا همۀ آن پیش‌بینی‌ها محقق شده‌اند؛ از جمله در تاریخ 25 فروردین سال گذشته که حدود دو ماه تا انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی بود، در مورد احمدی نژاد نوشتم:

«پرسش بعدی این است که بعد از شکستِ احمدی نژاد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا او به قانون تمکین می کند یا جماعتی را به کف خیابان خواهد کشاند؟ در پاسخ باید عرض شود که بنده معتقدم اگرچه ممکن است احمدی نژاد کمی شلوغ کند، اما او در این مقطع فتنه انگیزی نخواهد کرد. همان گونه که عرض کردم زاویه احمدی نژاد با ولایت روز به روز بیشتر می شود و اکنون به حدی نرسیده که به فتنه ای علیه نظام دامن بزند. بنده گمان می کنم که اگر عمری از او باقی باشد و اگر مسیر سیاسی خود را اصلاح نکند، شاید 5-4 سال بعد این اتفاق بیفتد ». [لینک]


انتشار این نامۀ منافقانه شاهد دیگری بر عزم احمدی نژاد برای فتنه در سال‌های آینده است و اگر این اتفاق بیفتد، احمدی نژاد نیز مانند دیگر کسانی که در مقطعی از قطار انقلاب پیاده شدند و سقوط کردند، در اردوگاه منافقان و دشمنان سکنی خواهد گزید، و قطار نظام با راهبری نایب برحق امام زمان(عج) با پشتیبانی مردم به راه خود ادامه خواهد داد.




نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1397/01/12 - ساعت: 19:55

ماجرای عزل و ابقای مصلحی در وزارت اطلاعات

اشاره: هفت سال پیش یعنی در روز 30 فروردین 1390، امام خامنهای طی نامهای به مصلحی، از او (و تلویحاً از دولت) خواستند که در مسند وزارت باقی بماند و به این صورت رؤیای جریان انحرافی برای دست یافتن به قلب امنیتی نظام ناکام ماند. هنوز خیلی­ها از ریز ماجرا با خبر نیستند. در این مجال، این ماجرای تاریخی را مرور میکنیم.

  

نامه - حکم - امام خامنه ای در ابقای مصلحی  

برای دیدن عکس بزرگ­تر روی عکس کلیک کنید



 

 

آنچه مسلّم است ماجرا یک شبه اتفاق نیفتاد. بعد از مواضع و عمل­کرد عجیب مشایی و حسّاس شدن تمام دل­سوزانِ بابصیرت نظام، درست شش ماه پیش از حکم امام خامنهای مبنی بر ابقای وزیر اطلاعات، گزارشهایی به معظمله رسید که حاکی از دخالتهای جریان انحرافی در لایههای وزارت اطلاعات بود. مقام معظم ولایت شخصاً از وزارت بازدید کردند و ظاهراً بیاناتی نیز با مسئولین وزارت داشتند. اما جریان انحرافی دست بردار نبود و چند عامل خود از جمله «عبداللهی» (رئیس ستاد اطلاعات) را در درون وزارت فعال کرده بود. 

  

در فروردین ماه سال ۱۳۹۰، مصلحی در جلسهای که با حضور معاونین وزارت و چند عضو دیگر تشکیل داده بود، نکاتی در باب تحرکات جریان انحرافی بیان میکند. عبداللهی بارها سخن وزیر را قطع می­کند و حتی وزیر را متوهّم می­خواند. وزیر که تا آن زمان با عبداللهی مدارا کرده بود، پس از جلسه او را عزل می­کند. 

  

رئیس جمهور از طریق رئیس دفتر خود (مشایی) از ماجرا مطلع شده، وزیر را احضار می­کند و میگوید:«چرا عبداللهی را بدون هماهنگی(!) برداشتی؟». مصلحی تأکید میکند که وزیر به صورت معمول با یک نیروی خود برخورد کرده است. احمدی نژاد میگوید: «از این لحظه نمی­خواهم شما وزیر باشید، استعفا بدهید.» مصلحی امتناع میکند و احمدی نژاد می­گوید: «اگر استعفا ندهید عزلتان می­کنم.» 

  

تا این لحظه هنوز کسی استعفای مصلحی را ندیده است، اما در سایت دولت اعلام شد که رئیس جمهور استعفای مصلحی را پذیرفته است. وقتی خبر به مقام معظم ولایت میرسد، امام خامنه­ای نامهای با دست­خط مبارکِ خود و در پاکتی محرمانه، توسط یکی از اعضای دفتر برای احمدی نژاد ارسال میکنند. احمدی نژاد از حامل نامه، موضوع نامه را سؤال می­کند و او اظهار بیاطلاعی می­کند و وقتی نامه را باز می کند و می­خواند، میگوید: «خب، این مسئله که تمام شده»! 

  

پس از این ماجرا، امام خامنه­ای با قاطعیّت، حکم را طی نامهای برای حیدر مصلحی صادر می­کنند: «بسم الله الرحمن الرحیم. حجة الاسلام جناب آقای مصلحی دام توفیقه، وزیر محترم اطلاعات. استحکام و انسجام و روزآمد بودن دستگاه اطلاعاتی کشور یکی از پایه­های مهم اقتدار نظام اسلامی است، لذا از شما میخواهم بیش از پیش در انجام مأموریت­های مهم داخلی و خارجی وزارت اطلاعات اهتمام به خرج داده و با سرمایۀ عظیمی که آن وزارتخانه از نیروی انسانی توانمند و انقلابی و متدین و فنآوریهای روز برخوردار است و با حمایت دولت خدمتگزار و همکاری سایر نهادهای اطلاعاتی، اجازه ندهید کوچکترین فترت و سستی در انجام وظایف قانونی آن دستگاه مهم پیش آید. برای شما و معاونان و مدیران محترم و همۀ فرزندان ایران عزیز و انقلابیام در وزارت اطلاعات دعا میکنم. موفق و مؤید باشید. سید علی خامنه ای. ۳۰ / فروردین / ۱۳۹۰». 

  

نخستین جلسۀ هیئت دولت در کردستان است و مصلحی در تهران مانده و در جلسه شرکت ندارد. در نخستین جلسۀ هیئت دولت در تهران، مصلحی بنا به مشورت با دفتر، طی سفری به قم، دیدارهایی با طلاب، مراجع و مدیر کل اطلاعات قم برگزار می­کند؛ اما در دومین جلسۀ هیئت دولت شرکت می­کند. رئیس جمهور وارد جلسه میشود، مصلحی را که می­بیند آشکارا به هم میریزد، صبر می­کند درس اخلاق آیت الله حائری شیرازی تمام شود، از او اجازه میگیرد از جلسه خارج میشود و مصلحی را احضار میکند و مورد عتاب قرار می­دهد. مصلحی می­گوید:«دستور آقاست که باشم». احمدی نژاد می­گوید:«شما به مسائل بین من و آقا کاری نداشته باشید». مصلحی ساختمان را ترک می­کند. خبر که به فرمان­دهی معظم کل قوا می­رسد، می­فرمایند که مصلحی حتماً باید در جای خودشان باشند. امام خامنهای همچنین همه را به آرامش و حفظ احترام رئیس جمهور سفارش میکنند.

دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور 

در این مقطع احمدی نژاد بزرگ­ترین اشتباه زندگی خود را – تا آن لحظه – مرتکب می­شود و یازده روز از حضور در نهاد ریاست جمهوری خودداری می­کند. البته در دیداری با امام خامنه­ای جسارت را از حد می­گذراند و به خیال خود می­خواهد رهبری را آگاه (!) کند. حضرت آقا با مهربانی و قاطعیت تأکید می­کنند که صلاح کشور و دولت، در بودن مصلحی است و تلویحاً به دکتر می­فهماند که این، یک حکم حکومتی است. رئیس جمهور می­گوید: «آیا اختیار دارم که استعفا بدهم و دیگر سر کار نروم». حضرت آقا پاسخ میدهند که بله، می­توانی استعفا بدهی، ولی آن را مکتوب کن! کمکم نیروهای ارزشی نظام در جایجای کشور علیه شخص احمدی نژاد موضع می­گیرند. پیغام­ها و رایزنی­ها برای نجات رئیس جمهور آغاز می­شود. مجلس خیز جدی برای استیضاح رئیس جمهور برمی­دارد و احمدی نژاد درمی­یابد که یا باید لجبازی را تمام کند و برگردد و یا برای همیشه منفور امت ایران شود. در آخرین رایزنی، وقتی ضرغامی به دیدار احمدی نژاد میرود، احمدی نژاد اعلام می­کند که در محل کار خود حاضر می­شود و با اعلام این خبر توسط ضرغامی، حکایت تلخ تجدیدی احمدی نژاد در یک آزمون ولایتمداری، پایان می­یابد. 


نخستین حضور احمدی نژاد در هیئت دولت بعد از یازده روز خانه نشینی

­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1396/02/12 - ساعت: 16:38

احمدی نژاد منحرف است

بسم الله النّور

 

وقتی احمدی نژاد دیگر کاندیدا نیست، بهترین دلیل برای منحرف بودن احمدی نژاد و بهترین شاخص برای این که مطمئن شویم طرف داران او «جریان انحرافی» هستند ، همین است که هنوز به ضرب و زور می خواهند نامش را در شبکه های اجتماعی سر زبان نگه دارند و به انتخابات – بخوانید به نظام – ضربه بزنند. حرکت احمدی نژاد و اطرافیانش و همین طور تحرکات معدود حامیانش، دقیقاً یک عمل منافقانه است.

دلیل دیگر انحرافی بودن این جریان این است که احمدی نژاد را بر قانون و نظام ارجح می دانند، انگار این احمدی نژاد است که باید صلاحیت شورای نگهبان و نظام را تأیید کند! در برخی موارد حتی او را بر ولی فقیه نیز ترجیح می دهند که بهترین نشانه نفاق همین است!

بنده رصد کرده ام، بعضی از این کسانی که در شبکه های مجازی هنوز اسم محمود را می آورند حتی ایرانی هم نیستند؛ بلکه زبان آموختگان سرویس های جاسوسی دشمن می باشند. به گمانم دستگاه های جاسوسی دشمن نیز به تولید داخلی روی آورده اند و کار و کاسبی وطن فروشان و منافقان فراری کساد شده است.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: شنبه 1396/02/2 - ساعت: 14:30

به حکم چشم های شما

تو را خطاب میکنــم بــــه رغـم انتقـــادهـــا

امــام پــــا برهنـــههــا امیــــد بیسواد(؟)ها

تو دست خود نهادهای به دستهای آسمان

فــدای دسـت خــــط تـو تمــام میرعمــادهـا

تبسّـــم تو میشـــود دلیل صلح در جهـــان

همین کــــه اخم میکنی رکـــود اقتصادهـا

بگـو بمیر مردهام ، ببین کــه سـر سپـردهام

به حکم چشمهای تو، نه حکم اجتهادهـــا

نـه هاشمی نـه خاتمی نه احمـدی نژادهـا

فـــــدای تـــار مـــوی تو تمـام حزب بـادهــا




نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1396/01/30 - ساعت: 00:13

پایان احمدی نژاد

بسم الله النّور
احمدی نژاد مخالف امر ولایت عمل کرد و توجیهات و توضیحاتش دردی از او دوا نمی کند.
در سال 84 که امت حزب الله او را برگزیدند و در سال 88 که ملت بزرگ ایران رکورد رأی دادن به یک رئیس جمهور را شکستند و او را انتخاب کردند، به خاطر توجیهات احمدی نژاد نبود، بلکه به این دلیل بود که او آن زمان هنوز در رکاب ولایت فقیه بود.
این بار احمدی نژاد بدجوری ضایع خواهد شد؛ شکست احمدی نژاد در انتخابات 96 تاریخی خواهد بود.
 والسلام.



مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: جمعه 1396/01/25 - ساعت: 19:16

احمدی نژاد به کجا می رود ؟!

بسم الله النّور

 

با سلام و احترام؛

دوستان زیاد می پرسند که «نظرت در مورد آمدن احمدی نژاد چیست؟ آمدنش به نفع و به ضرر کیست؟ می ماند یا انصراف می دهد و ... ». البته خود نیز در این باره خیلی حرف دارم. این گونه است که در تنگی شدید وقت، نظر خود را فهرست وار عرض می کنم:

1-     از وقتی احمدی نژاد مغرور شد و برای نخستین بار در برابر مقام معظم ولایت موضع گرفت و سعی کرد دستور معظم له برای برکناری مشایی از معاون اولی را معطل بگذارد، تا به امروز، روز به روز بر انحراف او افزوده و زاویه اش با ولایت بیشتر شده است؛ اکنون این زاویه به اوج خود رسیده و او سبک سرانه پا به عرصه انتخابات گذاشته است.

2-     حال سؤال این است که اگر او با ولایت زاویه دارد، چرا از مقام معظم رهبری برای ورود به انتخابات کسب تکلیف کرد؟ پاسخ این است که احمدی نژاد که برای جلب همدلی بخش کوچکی از امت حزب الله (که ساده دل تر هستند)، خود را ولایی می نمایاند، از رهبر معظم انقلاب اجازه ورود خواست. برآورد احمدی نژاد این بود که حضرت آقا پاسخ صریح نمی دهند و او می تواند از صحبت با امام خامنه ای نهایت بهره را ببرد و بگوید: «با رهبری هماهنگ هستم و با ایشان مشورت کرده ام»؛ اما پاسخ امام خامنه ای نقشه او را نقش بر آب کرد. این گونه شد که ابتدا نپذیرفت و می گفت اگر نظر رهبری این است چرا علنی نمی گوید. این اشتباه محاسباتی دوم احمدی نژاد بود که گمان می کرد حضرت آقا حاضر نیستند نظر خود را علنی کنند؛ اما امام خامنه ای در 5 مهرماه سال گذشته در ابتدای درس خارج فقه خود این موضوع را علنی کردند و در میان فرمایشات شان، سرپیچی احمدی نژاد را هم علنی کردند و فرمودند: «... یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو»! دیگر حجت تمام شده بود و احمدی نژاد مجبور شد نامه ای به اطاعت بنویسد که نمره اش 17 از 20 بود.

3-     تنور انتخابات که رو به گرمی می رفت، احمدی نژاد نیز به فعالیت انتخاباتی اش می افزود و رفته رفته نشان می داد که بنا دارد از توصیه امام خامنه ای عبور کند. کار به جایی رسید که احمدی نژاد محکم پشت سر بقایی ایستاد و نشان داد که حتماً در صحنه انتخابات حضور خواهد یافت که همین تخطی او از توصیه (بخوانید فرمان) رهبر معظم انقلاب محسوب می شد.

4-     احمدی نژاد به همراه بقایی و مشایی وارد ستاد انتخابات کشور شد و سپس به قول خودش، برای حمایت از بقایی ثبت نام کرد. حتی اگر احمدی نژاد ثبت نام هم نمی کرد، حمایت علنی و جدی از بقایی، که به نیابت از احمدی نژاد وارد صحنه شده بود، ورود احمدی نژاد به انتخابات محسوب می شد، چه برسد به الان که او رسماً ثبت نام کرده است؛ پس احمدی نژاد رسماً با نظر امام خامنه ای مخالفت کرده و هیچ عذر، بهانه و توجیهی هم قابل قبول نیست. بنده در چند سال گذشته بیشترین توهین ها را از کسانی شنیده ام که خود را و احمدی نژاد را در خط ولایت می دانسته و بنده حقیر را به نفهمی متهم کرده اند؛ خدا را شکر که زمان سپری شد و احمدی نژاد با دست خود ماسک را از چهره برداشت تا همگان عدم وفاداری او به ولایت را ببینند.

5-     برای این پرسش که آیا احمدی نژاد در صحنه می ماند یا نه، بنده پاسخ دارم، اگرچه معتقدم او خود جواب این سؤال را نمی داند! احمدی نژاد مطمئن است که بقایی رد صلاحیت می شود، برای همین هم مرتباً می گوید که آمده ام از او حمایت کنم و در باره ردصلاحیت او سکوت نخواهم کرد. ثبت نام احمدی نژاد برای این است که در وقت خود به جو عمومی جامعه مراجعه کند و ببیند می تواند در عرصه بماند یا نه؟! بنده معتقدم سرانجام او مسیر اشتباه را انتخاب می کند و با گرد و غبار طرفداران معدود خود، گمان می برد که خبری شده و می ماند تا ببازد؛ می ماند تا ببازد و شاید به خود بیاید! البته همه این گمانه زنی ها در صورتی است که احمدی نژاد ردصلاحیت نشود، چرا که احتمال رد شدن صلاحیت او نیز وجود دارد.

6-     آمدن و ماندن احمدی نژاد قطعاً به نفع روحانی است و به نظرم احمدی نژاد خود نیز این موضوع را می داند و چه بسا به خاطر انتقام از منتقدین ولایی خود دست به این کار زده باشد. در این جا سه دلیل برای این گمانه عرض می کنم: الف- ورود احمدی نژاد به انتخابات باعث ایجاد یک نوع هیاهو می شود و قبلاً در همین صفحه عرض کرده بودم که هر نوع جنجال و هیاهو به ازدیاد آرای روحانی منجر می شود. ب- از طرفی روحانی می تواند احمدی نژاد را به عنوان لولو به طرفداران خود معرفی کند و آنها را بترساند. بدین گونه جماعتی که از کم کاری و ناتوانی دولت تدبیر و کلید به ستوه آمده اند و قصد حمایت مجدد از روحانی را ندارند؛ از ترس انتخاب احمدی نژاد مجدداً به صحنه آمده، به روحانی رأی خواهند داد. ج- بخشی از امت حزب الله که می خواهند به نامزد مورد تأیید جمنا (مثلاً آیت الله رئیسی) رأی بدهند، با این که خطاهای احمدی نژاد را می دانند، با این استدلالِ غلط که «فقط احمدی نژاد می تواند مقابل روحانی رأی جمع کند»، به غلط به احمدی نژاد رأی خواهند داد.

7-     در نهایت احمدی نژاد رأی نخواهد آورد و به شدت شکست خواهد خورد. بنده شخصاً منتظر چنین روزی هستم و تا قبل از توصیه مقام معظم ولایت، خداخدا می کردم که احمدی نژاد بیاید تا وزنش معلوم شود و سپس برود گوشه ای بنشیند. اکنون نیز اگر احمدی نژاد انصراف ندهد، امیدوارم صلاحیت او تأیید شود تا محمود احمدی نژاد نتیجه کار غلط خود را ببیند!

8-     پرسش بعدی این است که بعد از شکستِ احمدی نژاد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا او به قانون تمکین می کند یا جماعتی را به کف خیابان خواهد کشاند؟ در پاسخ باید عرض شود که بنده معتقدم اگرچه ممکن است احمدی نژاد کمی شلوغ کند، اما او در این مقطع فتنه انگیزی نخواهد کرد. همان گونه که عرض کردم زاویه احمدی نژاد با ولایت روز به روز بیشتر می شود و اکنون به حدی نرسیده که به فتنه ای علیه نظام دامن بزند. بنده گمان می کنم که اگر عمری از او باقی باشد و اگر مسیر سیاسی خود را اصلاح نکند، شاید 5-4 سال بعد این اتفاق بیفتد.

9-     همچنان معتقدم که طراح و مجری فتنه بعدی نیز مدعیان اصلاحات و اعتدال خواهند بود و شاید این اتفاق در سال 98 حادث شود.

دعا بفرمایید.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1396/01/24 - ساعت: 01:11

کسی که با ولایت زاویه بگیرد مردود است

بسم الله النّور

 

اشاره: چهار سال پیش دو بار به فاصله چند ماه، شبیه این عکس و مطلب، سه سال پیش نیز یک بار شبیه این عکس و مطلب و 18 ماه پیش دقیقاً این مطلب و عکس را در صفحه فیسبوک خود منتشر ساختم و بعضی اعتراض کردند؛ اما امروز دیگر عکس و مطلب بنده کاملاً گویاست.

مردم ایران اهل ولایت هستند و رهبرشان را دوست دارند. اگر کسی در خط ولایت بود او را دوست خواهند داشت و محترم خواهند شمرد، ولی اگر کسی با ولایت زاویه گرفت، پیرو هوی و اهل دنیا شد و دشمنان این آب و خاک را امیدوار کرد، فرقی نمی کند که باشد، مردم از او عبور خواهند کرد! هر که تا کنون از این ملت، ولو یک رأی گرفته است، قبل از آن خود را مطیع ولایت فقیه و پایبند قانون اساسی معرفی کرده بوده است؛ ملت ایران در هیچ انتخاباتی به هیچ کاندیدایی چک سفید امضا نمی دهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/07/6 - ساعت: 10:05

فرصت طلایی برای احمدی نژاد

توصیه امام خامنه ای به احمدی نژاد 

کسانی که آشنایی کافی با فضای سیاسی کشور دارند، فارغ از هر نوع گرایش سیاسی، می دانند که روحانی در دور آینده انتخابات ریاست جمهوری نیز رأی خواهد آورد و بنده از همان سال 92 نوشتم که روحانی باز هم رأی خواهد آورد و اتفاقاً در دور دوم درصد بیشتری از آرای مردم را به خود اختصاص خواهد داد. اما طرفداران احمدی نژاد و – ظاهراً – خودش تصور دیگری دارند و فکر می کنند اشتباهات روحانی باعث شده که عموم مردم از او روی گردان شوند و دست به دامان احمدی نژاد گردند؛ بنده در یادداشتی با عنوان «توهم از جنس احمدی نژادیسم» ] لینک[ این اشتباه را به صورت کامل شرح داده ام.

اتفاقی که اکنون افتاده، این است که امام خامنه ای بنا به مصلحت شخص احمدی نژاد و همچنین بنا به مصلحت کشور، به احمدی نژاد فرموده اند: «صلاح نمی دانیم شما در انتخابات شرکت کنید».

در این زمینه چند نکته قابل عرض است:

1- این یک فرصت طلایی و استثنایی برای احمدی نژاد است تا دوباره شش­دانگ به رکاب ولایت بازگردد؛ به این صورت که با افتخار اعلام کند که قصد ورود به انتخابات را داشته است، اما توصیۀ ولایت را واجب الاطاعه تلقی کرده و از این کار منصرف شده است. بدین گونه هم با دیدگاه اخروی و اعتقادی و هم از نظرگاه سیاسی، بُرد با احمدی نژاد خواهد بود و می تواند از منافع مشروع و سرشار این ولایت پذیری استفاده کند.

2- امام خامنه ای در آغاز درس خارج فقه روز دوشنبه پنجم مهر ماه 1395 فرمودند: «یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظۀ صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما که شما شرکت کنید»؛ با این حساب کسی نمی تواند احمدی نژاد را مورد هجمه قرار دهد که صلاحیت وی از طرف حضرت آقا رد شده است، بلکه به تصریح معظم له، این یک توصیۀ واجب از جنس توصیه های مؤمن به برادر مؤمن است و تخطی از آن نیز – اگر چه از ادب ولایی به دور است – اما اشکال شرعی ندارد.

3- یکی از اشکالات عمدۀ طرفداران احمدی نژاد این است که در کمال نابخردی، برخی از مواضع امام خامنه ای را تحت تأثیر برخی از اعضای دفتر معظم له قلمداد می کنند. این طرز تلقی اگر ناشی از بی تقوایی نباشد، عدم معرفت ایشان نسبت به حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای را می رساند. اینان نمی دانند که مشاورین رهبری و اعضای دفتر معظم له، اشراف، معلومات و قدشان به مراتب کوچک تر از آن است که بتوانند تأثیر و تغییری در فهم مقام معظم ولایت ایجاد کنند، پس بهتر است به هنگام مواجه شدن با نصایح، توصیه ها و اوامر ولایت، ولایت پذیری خود را نشان بدهند و بهانه جویی نکنند. امام خامنه ای در همان درس خارج فقه روز دوشنبه در این زمینه فرمودند: «اینی هم که حالا بگویند که فلانی تحت تأثیر زید و عمرو و بکر و ... است؛ نه، این حرف‌ها چیست؟ بنده از زید و عمرو و بکر و اینها، هم بیشتر اطلاع دارم، هم انگیزۀ بیشتر دارم. آنچه که واقعاً  مصلحت باشد ، آنچه که مصلحت بدانم بینی و بین‌الله ]می گویم[، ما باید به خدا جواب بدهیم.»

4- نکتۀ بعدی را نیز امام خامنه ای فرمودند؛ به این معنی که وقتی دشمن کمین کرده تا از این گونه موقعیت ها سوء استفاده کند، همه «باید نقطۀ مقابل دشمن حرکت» بکنند.

5- متأسفانه برخی نیز به تبعیت از دشمن، نجوا می کنند که چرا رهبر معظم انقلاب از ابتدا احمدی نژاد را سرجایش ننشاندند. باید گفت امام خامنه ای در جایگاه ولایت فقیه، همواره موضع صحیح و الهی را اتخاذ می کنند. همواره از منتخبین مردم حمایت می کنند، تذکرات و توصیه های لازم را ارئه می دهند و خیر و صلاح افراد، جامعه و نظام مقدس جمهوری اسلامی را در نظر دارند. برای مثال زمانی که در نماز جمعه فرمودند که نظر احمدی نژاد به من نزدیک تر است، مگر به جز این بود؟ مگر در آن زمان نظر احمدی نژاد بسیار نزدیک مواضع ولایت و در مسیر نظام نبود و مگر درست در همان مقطع، هاشمی در کنار اصحاب فتنه نبود و از ایشان حمایت نمی کرد؟!

*

اکنون صحنه در اختیار احمدی نژاد و یاران اوست. می توانند مانند آنچه در نکته یک آمد، به رکاب ولایت بازگردند، یا این که به انتخابات ورود پیدا کنند و خود را ضایع کنند و یا این که از ورود به انتخابات خودداری کنند، اما به نق زدن بپردازند که ما می خواستیم بیاییم و فلان کنیم و بهمان کنیم و فلانی اجازه نداد و باز هم همین رویۀ زاویه با ولایت را ادامه بدهند.


شخصاً امیدوارم که احمدی نژاد و یارانش مسیر درست را انتخاب کنند و از شیاطین بیرون و درون برحذر باشند.

چنین باد.

ـــــــــــــــــــــــــــ

بیانات امام خامنه ای در آغاز درس خارج فقه 5 مهر 1395:

متن ] لینک[

صوت ] لینک[

تصاویر ] لینک[




نظرات() 



تاریخ نگارش: شنبه 1395/01/28 - ساعت: 21:39

توهم از جنس احمدی نژادیسم !

پیش درآمد: تلاش کرده‌ام تا در این یادداشت در کوتاه‌ترین جملات وضعیت احمدی نژاد و معدود طرفداران پرهیاهویش را به تصویر بکشم. معتقدم پاسخ کسانی که حرفی برای مخالفت دارند در همین یادداشت هست، البته اگر کسی بخواهد بخواند و ببیند و از حق روی‌گردان نباشد.

 کوبنده ترین عتاب ولایت فقیه در طول تاریخ انقلاب اسلامی

۱- مردم ما توهم از جنس فتنه‌گری را در سال ۱۳۸۸ و توهم از جنس اصول‌گرایی را در انتخابات اخیر مجلس در تهران شاهد بوده‌اند؛ اکنون باید گفت که توهم همیشه توهم است! تضمین و گارانتی برای متوهمین از هیچ صنف و گروهی وجود ندارد! با این حساب، هیچ شخص یا گروهی نمی‌تواند خود را برندۀ از پیش تعیین شدۀ انتخابات بداند. متأسفانه شاهدیم که جماعتی اندک با گرد و خاکی که خودشان و در یک جمع محدود به راه انداخته‌اند، به اشتباه افتاده‌اند (بخوانید متوهم شده‌اند) و هنوز احمدی نژاد نیامده، و هنوز از فیلتر شورای نگهبان عبور نکرده، و هنوز رقبایش مشخص نشده، و هنوز اقبال مردم رصد نشده، و مهم‌تر از همه، هنوز انتخاباتی برگزار نشده، برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ جشن پیروزی به راه انداخته‌اند! البته شخصاً معتقدم احمدی نژاد آن همه نادان نیست که در انتخابات ۹۶ نامزد شود، اما با توجه به شناختی که از شخصیّت او دارم، از جنجال و هیاهوی این جماعت اندک لذت می‌برد.

۲- ممکن است این جماعت اندک فراموش کرده باشند و یا خود را به فراموشی زده باشند، اما قاطبۀ مردم ما که از قضا خدمات فراوان احمدی نژاد را در خاطر دارند، فراموش نکرده‌اند که همین احمدی نژاد در اواخر ریاست جمهوری چه ضربات مهلکی به اقتصاد مملکت وارد کرد؛ مردم فراموش نکرده‌اند که چگونه از اطرافیان فاسد خود حمایت کرد و از رأی ملت و جایگاه ریاست جمهوری نیز برای مصون ماندن خاطیان و مفسدان از مجازات سوء استفاده کرد؛ مردم بزرگ ایران هرگز فراموش نخواهند کرد که رئیس جمهور اخلاق را آن گونه زیر پا گذاشت که تندترین عتاب ولایت در طول تاریخ انقلاب را به خود اختصاص داد؛ امت شهید پرور ایران اسلامی به خوبی به یاد دارند رئیس جمهوری که مدعی بود خاکریز دفاع از ولایت خواهد شد، چگونه با بی‌ادبی و بی‌پروایی در برابر فرمان صریح ولایت ایستاد و ۱۱ روز خانه نشینی کرد و فقط وقتی متوجه شد در مجلس به عدم کفایت او رأی خواهند داد، به محل کار خود بازگشت و هیچ گاه از این تخلف بی‌ادبانه عذرخواهی نکرد.

۳- کسانی که به تعریف امام خامنه‌ای  از دولت احمدی نژاد استناد می کنند، عمداً فراموش می‌کنند که بزرگ‌ترین عتاب ولایت فقیه در تاریخ انقلاب اسلامی را رهبر معظم انقلاب علیه احمدی نژاد به کار بردند؛ عتاب آن همه تند، سنگین و کوبنده بود که حتی همسنگ آن را امام خمینی(ره) در مورد بنی‌صدر ملعون نیز به کار نبردند: «رئیس یک قوه به استناد یک اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده‌ای در دادگاه، دو قوۀ دیگر را متهم کرد؛ این کار بدی بود، این کار نامناسبی بود؛ این جور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسی مردم است». [لینک]

۴- از طرفی برخی نمی‌خواهند قبول کنند که «میزان حال فعلی افراد است» و نمی‌توانند ببینند که احمدی نژاد ۱۳۹۲ و ۱۳۹۵ تفاوت‌های آشکار با احمدی نژاد سال ۱۳۸۴ دارد و وقتی به برخی از تعریف‌های حضرت آقا استناد می‌کنند و وانمود می‌کنند که این تعریف‌ها تا همیشه معتبر است، باید پاسخ دهند که آیا این جملۀ مقام معظم ولایت را در حال حاضر نیز معتبر می‌دانند که «هیچ کس برای من هاشمی نمی شود»؟!

۵- کسانی که عضویت احمدی نژاد در مجمع تشخیص مصلحت نظام را نشان تأیید کامل او از طرف ولایت فقیه می‌دانند و احمدی نژاد را فاقد هر گونه خطا و زاویه با ولایت معرفی می‌کنند، فراموش کرده‌اند که ریاست همان مجمع با هاشمی رفسنجانی است!

۶- کسانی که اعلام می‌کنند تعریف‌های امام خامنه‌ای از احمدی نژاد تا اواخر دولت او ادامه داشت، عمداً فراموش می‌کنند که حضرت آقا در پایان دولت‌های موسوم به اصلاحات و سازندگی نیز از هاشمی (خائن) و خاتمی (ملعون) تعریف کردند و این تعریف‌ها بسیار پررنگ‌تر از تعریف‌هایی بود که از احمدی نژاد داشتند و دلیل آن نیز بزرگواری امام خامنه‌ای و تلاش معظم له برای جذب حدّ اکثری است. در این بخش با ذکر سند، به دو نمونه از تعریف‌های امام خامنه‌ای در پایان کار دولت‌ها اشاره می‌کنم، لطفاً دقت کنید:

ü      سه روز قبل از تنفیذ حکم ریاست جمهوری خاتمی (ملعون)، یعنی در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۷۶، امام خامنه‌ای در آخرین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت ششم فرمودند: «امیدواریم که ان‌شاءاللَّه خداوند متعال، جناب آقای هاشمی و آقایان محترم - همکاران گرامی ایشان - را مشمول اجرهای وافر خودش قرار دهد. بنده هم وظیفۀ اخلاقی می‌دانم که احساس خودم را نسبت به جناب‌عالی، جناب آقای هاشمی، و همکاران‌تان عرض کنم. این دورۀ هشت ساله، برای کشور، یک دورۀ بسیار پرکار و پر تلاش و پر عاید و حقیقتاً دورۀ بازسازی بود. بازسازی برای ما یک آرزو بود. من فراموش نمی‌کنم روزهای بعد از جنگ، در آن جلسه‌ای که به دستور امام تشکیل شد، چند نفری برای طرح خطوط اصلی بازسازی کشور نشستیم؛ به نظر خودمان آرزوهای بزرگی را در آن نوشته‌ها آوردیم، بحث کردیم و تصور نمودیم که ان‌شاءاللَّه در طول چندین سال انجام گیرد. آنچه در این هشت سال ریاست جمهوری شما اتفاق افتاده، از آنچه که آن روز ما آرزو داشتیم، بیشتر است و حقیقتاً کشور بازسازی شد». [لینک]

ü      در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد، یعنی در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۸۴، امام خامنه‌ای فرمودند: «بنده لازم می‌دانم از رئیس جمهور قبلی‌مان، جناب آقای خاتمىِ عزیزمان، و همکاران ایشان صمیمانه تشکر کنم. در این هشت سال جناب آقای خاتمی و همکاران‌شان تلاش باارزشی انجام دادند ...». [لینک]

اگر شما به این جملات توجه کنید می‌بینید که تعریف حضرت آقا از هاشمی و خاتمی در پایان کار دولت‌هایشان، حتی پررنگ‌تر از تعریف‌های معظم له از احمدی نژاد است و همان گونه که آمد، چنین تعریف‌هایی علاوه بر قدردانی از زحمات منخبین مردم، نشانگر بزرگواری امام خامنه‌ای و تلاش حضرت‌شان برای جذب حدّ اکثری است و هرگز نافی خطاها و انحرافات احتمالی افراد نمی‌باشد.

۷- یکی از مهم‌ترین خطاهای طرفداران احمدی نژاد این است که چون به درستی خطاهای غیر قابل بخشش روحانی را می‌بینند، گمان (و یا وانمود) می‌کنند که گزینۀ مقابل او شخص خطاکاری چون احمدی نژاد است؛ در حالی که اگر بخواهند به اوامر ولی امر مسلمین جهان توجه کنند، خواهند دید که امام امت در تاریخ اول فروردین ۱۳۹۲ در حرم امام رضا (علیه السلام) و در دیدار با امّت شهید پرور اشاره کردند که رئیس جمهور بعدی باید نقاط قوّت احمدی نژاد را داشته باشد، اما نقاط ضعف او را نداشته باشد؛ معظم له در این دیدار تأکید کردند: «ما در سلسلۀ دولت‌هایی که پشت سر هم می‌آیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترین‌های خودمان را بفرستیم» [لینک] و این به صراحت به ما می‌فهماند که قانع بودن به احمدی نژاد خطاست.

باید به خاطر داشت که در مملکت قحط الرجال نیست و گزینه‌های مناسب برای ریاست جمهوری، که خطاهای احمدی نژاد را نداشته باشد، اما نقاط قوت او را دارا باشد، اگر چه کم، ولی موجود است و این تأکید و تبلیغ روی شخصیت خطاکار و عذرخواهی نکرده‌ای چون احمدی نژاد، که از قضا یاران و هم‌نشینان منحرفی نیز دارد، بودار و قابل بررسی و تعمّق است!

۸- اگرچه در آغاز شکل‌گیریِ جریان انحرافی، خیلی‌ها سرکردۀ انحرافات را «مشایی» می‌دانستند و احمدی نژاد را مظلوم و فریب‌خورده قلمداد می‌کردند، اما همان‌طور که از ابتدا هم احمدی نژاد می‌گفت: «مشایی یعنی احمدی نژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی»، اکنون بر همگان روشن شده که احمدی نژاد نیز منحرف است و با ولایت فقیه زاویۀ جدی دارد. بخشی از معدود طرف‌داران احمدی نژاد وانمود می‌کنند که اصطلاح «جریان انحرافی» ساخته و پرداختۀ هاشمی رفسنجانی است، به این دسته از ساده‌دلان، باید یادآوری کرد که تقابل هاشمی و احمدی نژاد مربوط به قبل از انحراف احمدی نژاد است و الان رفتارهای احمدی نژاد دقیقا شبیه امثال هاشمی و خاتمی و میریزید است. 

۹- در هر صورت جریان انحرافی وجود دارد و امام خامنه‌ای نیز در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ همزمان با خانه‌نشینی احمدی نژاد فرمودند: «تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوۀ الهی نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوی آرمان‌ها، ذره‌ای منحرف شود».





نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/07/21 - ساعت: 15:13

می نویسم امام خامنه ای بخوانید عشق


می نویسم امام خامنه ای بخوانید عشق

تو را خطاب می کنم به رغم انتقادها

امام پا برهنه ها امید بی سوادها

 

تو دست خود نهاده ای به دست های آسمان

فدای دست خط تو تمام میرعمادها

 

تبسّم تو می شود دلیل صلح در جهان

همین که اخم می کنی رکود اقتصادها

 

بگو بمیر مرده ام ، ببین که سر سپرده ام

به حکم چشم های تو، نه حکم اجتهادها

 

نه هاشمی نه خاتمی نه احمدی نژادها

فدای تار موی تو تمام حزب بادها




نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/07/14 - ساعت: 15:56

احمدی نژاد کجا نشسته بود ؟!

 جایگاه احمدی نژاد دور از رهبری است

خیلی از مردمی که در مراسم بزرگداشت جان‌باختگان فاجعه منا در محضر مقام معظم ولایت شرکت کرده بودند، متوجه حضور احمدی نژاد در این مراسم نشدند؛ در حالی که احمدی نژاد اوایل مراسم وارد شد، اما چون جایی در کنار یا در ردیف امام خامنه ای به او داده نشد، کمتر دیده شد.

به هوشمندی مسئولین دفتر مقام معظم رهبری باید آفرین گفت، چرا که اگر باز هم احمدی نژاد در کنار حضرت آقا دیده می شد، بعضی ها عکس او را بازنشر می کردند و تمام خطاها و زاویه او با ولایت را تکذیب و القا می کردند که احمدی نژاد کاملاً در خط ولایت و همچنان مورد تأیید شش دانگ رهبری است.

در عکس جایگاه احمدی نژاد را داخل لوزی قرمز رنگ می بینید که کنار ستون، جلو مردم و در ردیفی نشسته است که با حضرت آقا زاویۀ ۹۰ درجه دارد!

شاید بگویید احمدی نژاد دیگر مسئولیت رسمی ندارد که این توجیه قابل قبولی نیست، چون او بعد از ریاست جمهوری نیز کنار رهبر معظم انقلاب نشسته بود، اما بازنشر عکس او و سرپوش گذاشتن بر اشتباهاتش، ظاهراً مسئولین دفتر را به این نتیجه رسانده است که جلو این گونه سوء استفاده ها را بگیرند.

دلیل دیگر این که رئیس قوه مقننه نیز نتوانست کنار صندلی امام خامنه ای بنشیند و اگر چه به همان ردیف راهنمایی شد، اما بین او و صندلی مقام معظم رهبری، دو نفر فاصله بود تا او مغموم و متفکر بنشیند و خداحافظی با امام خامنه ای را نیز از فاصلۀ چند متری انجام دهد. اگر بحث مسئولیت مطرح بود، این فاصله برای لاریجانی نیز اتفاق نمی افتاد و معنی اش این است که هم دوری احمدی نژاد و هم فاصلۀ لاریجانی، بنا به دقتی بوده است که مسئولین دفتر مقام معظم ولایت اعمال کرده اند.

 ***

می خواستم یادداشتی بر حاشیه های این مراسم بنویسم، دیدم خیلی خیلی طولانی می شود؛ شاید یکی دو نکته دیگر را عرض کنم.

***

پی نوشت: وقتی این یادداشت را در فیسبوک منتشر کردم، نوشتم: «محمود احمدی نژاد هم نگران نباشد، این فقط یک تلنگر بود تا بعضی ها بدانند که او اشتباهاتی دارد؛ در دیدارهای بعدی - و به ویژه در عزاداری محرم - امید هست که باز هم در ردیف مقام معظم ولایت جایی داشته باشد.»

نکته ای که گفته بودم

و اینک عکس شب تاسوعا:

شب تاسوعا




نظرات() 



تاریخ نگارش: شنبه 1393/03/17 - ساعت: 10:36

اندر احوالات آن یار که با ولایت زاویه گرفت

بسم الله الرحمن الرحیم

 تندترین عتاب ولایت در طول تاریخ انقلاب

دوستان عزیزم لطفا دقت بفرمایند:

1-     کسانی که زاویه گرفتن احمدی نژاد با ولایت را نمی بینند، در حالی به تعریف حضرت آقا از دولت او استناد می کنند که نمی خواهند قبول کنند میزان حال فعلی افراد است و باید پاسخ دهند که آیا این جمله مقام معظم ولایت را در حال حاضر نیز معتبر می دانند: «هیچ کس برای من هاشمی نمی شود.»

2-     کسانی که عضویت احمدی نژاد در مجمع تشخیص مصلحت نظام را نشان بری بودن او از هر گونه خطا می دانند، فراموش کرده اند که ریاست همان مجمع با هاشمی رفسنجانی است.

3-     کسانی که به تعریف حضرت آقا از دولت احمدی نژاد تا نیمه های راه دولت دهم استناد می کنند، عمداً فراموش می کنند که بزرگ ترین عتاب تاریخ انقلاب را رهبر معظم انقلاب علیه احمدی نژاد به کار بردند: «رئیس یک قوه به استناد یک اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده‌ای در دادگاه، دو قوه‌ی دیگر را متهم کرد؛ این کار بدی بود، این کار نامناسبی بود؛ این جور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسی مردم است.» [لینک]

4-     به جز فحاشی هایی که از طرف این گروه اخیراً نسبت به این جانب انجام می شود، مطمئن شده ام که بسیاری از این افراد مشکلات احمدی نژاد را می دانند و از روی تغافل و تجاهل و چه با اهداف خاصی انحراف او و زاویه اش نسبت به ولایت را مخفی می کنند و او را بری از اشتباه می نمایانند. در یک مورد وقتی یکی از این اشخاص بحث را به ضرر خود دید، به خاطر این که مانع از دیده شدن منطق سست خود توسط دیگران شود، به ناگاه پُست خود را حذف کرد. بحث ما را در این لینک مشاهده می فرمایید: [لینک]




نظرات()