تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا - مطالب ابر اعتدال
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: شنبه 1396/02/2 - ساعت: 13:30

به حکم چشم های شما

تو را خطاب میکنــم بــــه رغـم انتقـــادهـــا

امــام پــــا برهنـــههــا امیــــد بیسواد(؟)ها

تو دست خود نهادهای به دستهای آسمان

فــدای دسـت خــــط تـو تمــام میرعمــادهـا

تبسّـــم تو میشـــود دلیل صلح در جهـــان

همین کــــه اخم میکنی رکـــود اقتصادهـا

بگـو بمیر مردهام ، ببین کــه سـر سپـردهام

به حکم چشمهای تو، نه حکم اجتهادهـــا

نـه هاشمی نـه خاتمی نه احمـدی نژادهـا

فـــــدای تـــار مـــوی تو تمـام حزب بـادهــا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1396/01/13 - ساعت: 07:59

پایان برجام و برجام سازان

بسم الله النّور

پایان برجام آتش است، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.

نگران سرنوشت برجام سازان هستم، مبادا به آتش دوزخ ختم شود؟!!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/11/21 - ساعت: 17:32

آقای روحانی اگر برجام یک «کلاه گشاد» نیست، پس چیست؟!

رئیس جمهور دیروز در مراسم اهدای جایزه کتاب سال، در مورد مذاکره با کدخدا و این­که بعضی­ها(!) معتقدند دشمن بر سر دولت مردان ما کلاه گذاشته است، گفت: «ما عمامه داریم، کلاه سرمان نمی رود».

بنا به گفته دوستان، تنها موردی که در آن از برجام با عنوان «کلاه گشاد» یاد شده است، یکی از یادداشت‌های این وبلاگ می­باشد [لینک]؛ به عبارتی آقای رئیس جمهور بعد از این­که به مدد تیم رسانه­ای دولت، عکس و یادداشت این وبلاگ را دیده، به خود زحمت داده و پاسخ «داستان نویس اصول گرا» را داده است؛ ضمن تشکر باید به آقای روحانی گفت، از بازی با کلمات که بگذریم، چه کسی گفته که هیچ عمامه به سری کلاه سرش نمی­رود؟

شما کاظم شریعتمداری را یادتان رفته که منافقین چنان کلاهی به سرش گذاشتند که از یک مرجع تقلید مورد احترام، به یک کودتاچی لایق اعدام تبدیل شد که با رأفت حضرت امام (ره) بخشیده شد و تا زمان مرگ گوشه­ای نشست و دم برنیاورد.

شما حسینعلی منتظری را یادتان رفته است؟ او هم عمامه داشت، مضاف بر این که قائم مقام رهبری نظام بود، اما اطرافیان و به ویژه یک قاتل، چنان کلاهی به سرش گذاشتند که از رفاقت و قائم مقامی امام(ره)، به دشمن امام تبدیل شد، حصر خانگی شد و در نهایت دست در دست دشمنان با زندگی وداع کرد.

جناب آقای روحانی! چرا جای دور برویم؟ اگر عمامه مانع این می شود که کسی سرتان را کلاه بگذارد، پس این برجام چیست که مردم مسلمان و انقلابی کشور را به آن مبتلا کرده­اید؟

همان گونه که قبلاً هم نوشته­ام:

دستاوردهای هسته‌ای (به‌ویژه غنی سازی ۲۰درصد و آب سنگین) که تحویل دشمن شده، تحریم‌ها که باقی است، دشمن هم که بی‌ادب‌تر و گستاخ‌تر شده، نگرانی‌های دشمن برطرف شده و امیدش به آینده برای ادامه خوی استکباری بیش‌تر گردیده و از طرفی گرانی، بی‌کاری، تعطیلی واحدهای تولیدی، فرو رفتن دستگاه اجرایی در گرداب‌های سیاسی‌کاری، دست اندازی به بیت المال مسلمین، رانت خواری و رشوه خواری و فساد و معطل ماندن اوامر ولی فقیه در کشور بیداد می‌کند؛ در چنین شرایطی به جای این‌که آقای روحانی به خود بیاید و با پی‌گیری اقتصاد مقاومتی، تمام قد در رکاب ولایت فقیه، آن چنان خدمت کند که هم کشور را بسازد و هم دنیا و اخرت خودش را، ساده‌لوحانه دل به برجام خوش کرده و فکر می‌کند یا وانمود می‌کند که بناست از برجام آبی برای کشور گرم شود، در حالی که دیگر اکنون دوست و دشمن فهمیده‌اند که برجام هیچ دستاوردی برای جمهوری اسلامی ایران ندارد.

 

جناب آقای روحانی! کلاه خود را قاضی کنید: اگر برجام یک کلاه گشاد نیست، پس چیست؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/10/30 - ساعت: 14:07

این پادشاه لخت است، برجام دستاوردی ندارد

حتماً قصه لباس جدید پادشاه، اثر نویسنده و شاعر مشهور دانمارکی، هانس کریستین آندرسن را شنیده یا خوانده‌اید، و یا شاید کارتونش را دیده باشید. ماجرا این است که یک پادشاه چاق و مغرور، دوست داشت همیشه لباس‌های نو و تازه بپوشد. روزی رسید که دیگر خیاط‌ها طرح جدیدی برای لباس پادشاه نداشتند؛ تا این‌که یک روز دو آدم حقه باز به قصر وارد شدند و ادعا کردند که می‌توانند پارچه‌ای مخصوص ببافند که آدم‌های نادان نمی‌توانند آن را ببینند. پادشاه استقبال کرد و با خود گفت: «هم لباس جدید می‌پوشم و هم نادان‌ها را تشخیص می‌دهم.»

پادشاه پول زیادی به آن‌ها داد و حقه بازها مشغول کار شدند. بعد از مدتی پادشاه وزیر را برای کسب خبر به نزد آن‌ها فرستاد. وزیر دید که آن دو نفر مشغول کار هستند ولی اثری از پارچه نیست. با خود گفت: «اگر این موضوع را به پادشاه بگویم مرا به چشم یک فرد نادان نگاه می‌کند»، برای همین نزد پادشاه رفت و شروع به تعریف و تمجید از لباس کرد. این کار توسط رئیس نگهبانان هم تکرار شد، خود پادشاه هم برای سرکشی رفت، ولی برای پنهان کردن نادانی خود، به روی خودش نیاورد که پارچه‌ای نمی­بیند.

مدتی بعد بافنده‌ها نزد پادشاه رفتند و گفتند که کار تمام شده است و اگر مردم شما را در این لباس ببینند، حتماً اعلیحضرت را تحسین می‌کنند. سپس به پادشاه کمک کردند تا لباس‌هایش را بیرون بیاورد و لباس جدید را بپوشد.

پادشاه لباسی نمی‌دید، اما وانمود می‌کرد که در حال پوشیدن لباس جدید است. سپس یک نمایش عمومی برپا کردند و شاه در خیابان به قدم زدن پرداخت.

مردم از ترس این‌که متهم به نادانی شوند، از لباسی که قابل دیدن نبود تعریف و تمجید می‌کردند؛ اما ناگهان کودکی از میان جمعیت فریاد زد: «پادشاه لخته، لباس نپوشیده.»

پادشاه و مردم به خود آمدند. پادشاه به قصر برگشت و بچه را احضار کرد و به او پاداش داد و به اطرافیان گفت: «فقط این بچه راست‌گو بود و حقیقت را به من گفت.»

**

دستاوردهای برجام هم دقیقاً مانند همان لباس جدید پادشاه است. چیزی وجود ندارد، دستاوردی نیست، اما قاعده این است که اگر کسی حقیقت را بگوید، متهم می‌شود به نادانی.

مردم نگران هستند که اگر واقعیت را بگویند، با توهین‌های بی‌ادبانه رئیس جمهور منتخب خود مورد نوازش قرار بگیرند؛ توهین‌هایی چون: «کم‌سواد، بی‌قانون، افراطی، کاسب تحریم، بی‌شناسنامه، متوهم، مستضعف فکری، مخلوقات ترسو، تخریبگر، لرزان، عصر حجری، هوچیباز، کودک، تازه انقلابی شده، نیازمند به عینک و ... 

 یادآوری می‌کنم که مقام معظم ولایت بارها و بارها به مردم و دولت فرموده‌اند که برجام دستاوردی برای کشور نداشته است، برای مثال در روز اول سال جاری در حرم مطهر  امام رضا (علیه السلام)، در جمع پرشور مردم فرمودند: «این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم می‌‌بینیم؛ یعنی خسارت محض». [لینک]

جناب آقای روحانی و تیم فخیمه می‌توانند همچنان برای دستاوردهایی که نیست، حماسه بسرایند و می‌توانند باز هم به ملت شریف ایران و اندیشمندان صادق و شجاع توهین کنند، اما فحش و ناسزا و هوچیگری دردی از دولت به اصطلاح تدبیر و امید دوا نمی کند و این حقیقت را نمی‌توان انکار کرد که دولت روحانی بدجوری قافیه را باخته است، دستاوردهای هسته‌ای (به‌ویژه غنی سازی ۲۰درصد و آب سنگین) را تسلیم دشمن کرده، تحریم‌ها باقی مانده، دشمن بی‌ادب‌تر و گستاخ‌تر شده، نگرانی‌های دشمن برطرف شده و امیدش به آینده برای ادامه خوی استکباری بیش‌تر گردیده و از طرفی گرانی، بی‌کاری، تعطیلی واحدهای تولیدی، فرو رفتن دستگاه اجرایی در گرداب‌های سیاسی‌کاری، دست اندازی به بیت المال مسلمین، رانت خواری، رشوه خواری و فساد و معطل ماندن اوامر ولی فقیه در کشور بیداد می‌کند.

... و ماجرای این خیانت ادامه دارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/09/7 - ساعت: 04:18

سفر ریلی قبلا امن بود !

بسم الله النّور

روحانی مچکریم 

تا قبل از دولت تدبیرو کلید، سفر ریلی امن ترین شیوه سفر بود.

روحانی مچکریم !!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/05/27 - ساعت: 08:39

حق کشی های ریو نتیجه سیاست خارجی بزدلانه است

بسم الله النّور

 روحانی و سیاست خارجی بزدلانه

حق کشی های المپیک ریو در تاریخ بی سابقه است و حتی در دوران دفاع مقدس که همۀ دنیا علیه کشور عزیزمان متحد شده بودند نیز شاهد چنین حق کشی هایی نبودیم.

آیا آقای روحانی متوجه نیست که این وضعیت و گستاخی دشمنان، به دلیل سیاست خارجی بزدلانه دولت تدبیر و امید است؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1394/08/23 - ساعت: 12:45

کلید روحانی برای حل مشکلات بود یا برای رابطه با شیطان ؟!

حسن روحانی (فریدون) و مریدان کدخدا

اگرچه برخی مسئولین بر خلاف اصول انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، و بر خلاف نظرات صریح امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای درصدد عادی سازی رابطه با امریکای جنایت‌کار هستند، اما تا ولایت فقیه هست و تا امت حزب الله در صحنه هستند، خواب پریشان مریدان کدخدا تعبیر نخواهد شد و نخواهند توانست پای شیطان را به کشور اسلامی و شهید پرورمان باز کنند، ولی طبیعی است که تا سر عقل نیایند، از این تلاش مذبوحانه دست برنمی دارند.

بارها و بارها رهبر معظم انقلاب از شیطنت های امریکا سخن گفته اند و بارها از بی فایده بودن مذاکره با امریکا و بلکه از ضررهای آن سخن گفته اند، اما باز هم روحانی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی ایتالیا، بازگشایی سفارت امریکا را منوط به عذرخواهی امریکا کرده است!

سؤال این است که مگر ذات شیطان با عذرخواهی تغییر می‌کند؟ وسؤال دیگر این است که مگر روحانی نمی‌داند طرح چنین سخنانی از طرف رئیس جمهور یک کشور، نشان عجز و حقارت آن کشور است؟ اگر او به عرف دیپلماتیک آشناست – که اتفاقاً چنین ادعایی دارد – پس چرا به عزت و حیثیت ملّی چوب حراج می‌زند؟ چرا به نصایح و دستورات صریح مقام معظم ولایت جامۀ عمل نمی‌پوشاند؟

سؤال دیگر این‌که مگر روحانی نمی‌داند که تبیین سیاست خارجی با رهبر معظم انقلاب است، پس چرا بی‌جهت خود را سکۀ یک پول می‌کند و در امری که به او مربوط نمی‌شود دخالت‌های نابخردانه می‌کند؟

سؤالات زیادی از حسن روحانی (فریدون سابق) دارم که در آینده به طرح آن‌ها خواهم پرداخت و در این مجال یادآور می‌شوم که در ماجرای مک‌فارلین که هاشمی قصد داشت برخلاف اوامر حضرت امام خمینی(ره) باب رابطه با شیطان بزرگ را بگشاید و روحانی در آن ماجرای ننگین، مأمور مخفی هاشمی رفسنجانی بود، حضرت امام(ره) به هاشمی دستور داد که ماجرای کیک و کلید و هواپیما و تیم جاسوسی فرود آمده در کشور را برای مردم بازگو کند، مریدان کدخدا از آن زمان کینه به دل گرفتند تا در انتخابات اخیر، کلید امریکایی‌ای را که روح خدا شکسته بود، این بار روحانی به دست بگیرد و درصدد رابطه با کدخدا باشد؛ اما مردم که به غلط گمان می‌کردند این «کلید حل مشکلات اقتصادی» است، با نیم درصد اختلاف به روحانی رأی دادند، تا بعد از مدتی متوجه شوند که بنا نیست مشکلات اقتصادی کشور حل شود، بلکه کلید روحانی برای ایجاد رابطه با شیطان است؛ غافل از این‌که: «و مكروا و مکر الله والله خیر الماكرین».




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/08/19 - ساعت: 01:16

دولت روحانی ایرانی است یا امریکایی ؟!

روحانی ایرانی یا امریکایی ؟!

۱ـ حضرت آقا به دولت تذکر می‌دهند که مواظب نفوذی‌ها باشد، اما آقای روحانی به رسانه‌های منتقد دولت بد و بیراه می‌گوید و در نهایت به آن‌ها لقب «پلیس مخفی» می‌دهد؛ اما از رسانه‌هایی که پایگاه (بخوانید جاسوس) دشمن شده‌اند، حمایت می‌کند.

۲ـ ولایت فقیه حفظ نظام را واجب می‌دانند، اما مدعیان اعتدال «دولت خطاکار» را مقدّس و غیر قابل انتقاد ترسیم می‌کنند.

۳ـ امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای امریکا را «دشمن غیر قابل اعتماد» می‌خوانند، اما دولت مدعی اعتدال، امریکا را «کدخدای قابل احترام» تلقّی می‌کند و روحانی با اوباما تلفنی صحبت می‌کند و ظریف با او دست می‌دهد و اگر از خروش امّت حزب‌الله نمی‌ترسیدند، معلوم نبود چه غلط‌های دیگری انجام می‌دادند؟!

۴ـ مقام معظم ولایت از ابتدا می‌فرمایند «به مذاکرات خوش‌بین نیستم»، اما مدعیان اعتدال آن قدر بر مذاکره اصرار می‌کنند تا موافقت معظم له را بگیرند.

۵ـ حضرت آقا خطوط قرمز را تعیین می‌فرمایند، اما آن‌ها بارها و بارها آن را زیرپا می‌گذارند تا حضرت آقا بارها و بارها مواضع دولت را اصلاح فرمایند.

۶ـ دولت خطوط قرمز را رد می‌کند و با قبول برجام یک خیانت بزرگ در پرونده خود ثبت می‌کند و حضرت آقا در نامه (بخوانید منشور) به روحانی شروط پذیرش برجام را تبیین می‌فرمایند، اما دولت آن نامه را نشانۀ رضایت مقام معظم رهبری معرفی و یک طرفه به «تعطیلی صنعت هسته‌ای» (بخوانید نابودی ثروت ملی) اقدام می‌کند.

***

کاش یکی به بنده بگوید بالأخره این دولت ایرانی است یا امریکایی؟! و دولت مدعی اعتدال بنا دارد منافع ملت بزرگ ایران را تأمین کند یا درصدد تکمیل روند پادویی خود برای شیطان بزرگ می‌باشد؟!




داغ کن - کلوب دات کام
شرکت در بحث() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1394/08/3 - ساعت: 15:00

هفت خیانت تیم مذاکره کننده هسته‌ای دولت روحانی

روحانی و تیم مذاکره کننده خیانت هسته ای 

    ۱ـ رهبر معظم انقلاب از ابتدا فرمودند که نسبت به مذاکره خوش‌بین نیستند و حالا که اصرار دارید بروید مذاکره کنید. سؤال این است: «اگر کسی واقعاً مطیع امر ولایت بود، اصلاً به سمت مذاکره می‌رفت؟»

    ۲ـ به دوست و دشمن القا کردند که تحریم‌ها کشور را فلج کرده است و اگر تحریم‌ها لغو نشود، کار ملت ایران تمام خواهد بود.

    ۳ـ «ما مرد جنگیم و از جنگ نمی‌هراسیم» و دشمن جرئت حمله به ایران را ندارد، اما تیم مذاکره کننده اعلام کرد که از وقوع جنگ جلوگیری کرده و وانمود کرد که ما از جنگ هراس داشته‌ایم.

    ۴ـ در قطعنامه ۱۹۲۲ بنا بر این بود که اگر ایران پای میز مذاکره رفت، تحریمها لغو شود، اما ایران پای میز مذاکره رفت، تلفنی با اوباما صحبت کرد، با جان کری قدم زد و ... ؛ اما هیچ امتیازی نگرفت و فقط حیثیت ملی را به حراج گذاشت.

    ۵ـ به دروغ اعلام کرد که با مذاکره و توافق همه مشکلات کشور حل می‌شود، اما بعد از برجام گفت [دروغ گفته بودیم] و با این توافق (برجام) اتفاقی نمی‌افتد و حتی دلارهای بلوکه شده هم به کشور باز نمی‌گردد و باید به دنبال اقتصاد مقاومتی باشیم. دولت نگفت فروختن حق مسلم مردم کشورمان چه دستاوردی داشته است؟!

    ۶ـ در نهایت و با قبول «برجام» حق مسلم مردم ایران (انرژی هسته‌ای) را به دشمن واگذار کرد، چون حتی اگر دشمن به وعده‌هایش عمل کند (که نمی‌کند) و حتی اگر کلکی در کارش نباشد (که هست)، باز هم کشور ضرر کرده است، چون با این برجام ما عملاً انرژی هسته‌ای نداریم و هر وقت بخواهیم آن را پی‌گیری کنیم، باز همین آش است و همین کاسه و باز تحریم و فضای روانی تحریم در پیش خواهد بود؛ یعنی انرژی هسته‌ای را برای همیشه تحویل دشمن داده‌ایم.

    ۷ـ نامه مهم رهبر معظم انقلاب به روحانی [+]، منشور مهم اجرای برجام می‌باشد و بدون تحقق شروطی که در نامه ذکر شده، اساساً برجام قابل قبول نخواهد بود، اما روحانی در پاسخ نامه وانمود کرد که فرماندهی معظم کل قوا، از برجام ابراز خرسندی کرده‌اند و همه چیز امن و امان است و نهایتاً چند تذکر ضمنی ارائه شده که در شورای عالی امنیت ملی، قابل رفع و رجوع است و احیاناً می‌شود آن تذکرات را معطل گذاشت.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1394/07/18 - ساعت: 01:28

چرا کشور را فروختید ؟!

 اعتماد به گرگ خلاف عقل است

برای توجیه افتضاح خود در برجام می گویند که امریکا دیگر گرگ نیست و دندان هایش ریخته و حتی می گویند که امریکای امروزی میش است؛ بسیار خوب، بر فرض که حرف اشتباه شما را بپذیریم، باید یادتان باشد که آن وقت که امریکا گرگ بود، ملت ما به آن باج نداد، شما را چه شده که یک گرگ خنثی شده را به عنوان کدخدا تحویل گرفتید، این همه امتیاز دادید، صنعت هسته ای کشورمان را فروختید، حق مسلّم ملت بزرگ ایران را تسلیم دشمن کردید و تا ۳۰ سال آینده کشور را در حد مستعمره صنعتی درآوردید؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1393/02/16 - ساعت: 16:37

اولین هشدار عملی امام خامنه ای به روحانی

امام خامنه ای در نمایشگاه کتاب 

رهبر معظم انقلاب امسال از نمایشگاه کتاب بازدید نمی­ کنند و نماینده­ ای نیز نخواهند فرستاد. [لینک]

همۀ فرهیختگان کشورمان می­ دانند که امام خامنه­ ای کتاب­خوان­ ترین شخصیت کشور هستند. ضمن این­که ایشان خود در سال 1366 و در زمان تصدی ریاست جمهوری اسلامی ایران، نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را بنیان گذاری کردند. ایشان به جز شش دوره که به نشان اعتراض به سیاست­ های فرهنگی دولت وقت، از نمایشگاه بازدید نکردند (به اضافۀ دو دوره که در تهران حضور نداشتند) در تمام دوره­ ها حضور جدّی و اثرگذار داشته­ اند.

امسال اما داستان دیگری دارد؛ حجت‌الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی در جریان بازدید از نمایشگاه کتاب، حضور خود را از روی علاقۀ شخصی اعلام و تأکید کرده است که حضرت آقا امسال به نمایشگاه نماینده نیز نخواهند فرستاد. [لینک]

باید دید چه اتفاقی افتاده است که رهبر معظم انقلاب، دولت، وزارت ارشاد و نمایشگاه کتاب را از فیض حضور خود بی­ بهره ساخته­ اند؟ آیا در این ایام مسائلی بسیار پیچیده و مهم­ تر از نمایشگاه وجود داشته­ است که تمام روزهای کاری معظم له را پر کرده است؟

نگاهی به برنامه­ های معظم له در روزهای اخیر این گمانه را رد می­ کند. در نخستین روز کاری نمایشگاه، حضرت آقا از گروه صنعتی مپنا بازدید کرده­ اند و با کارگران دیدار داشته­ اند. دیروز نیز که ششمین روز برگزاری نمایشگاه کتاب بوده است، مقام معظم ولایت با مسئولان جامعه مامایی کشور دیدار داشته­ اند! مشخص است که با شناختی که از عنایت ویژۀ حضرت آیت الله العظمی خامنه­ ای نسبت به کتاب و کتاب خوانی داریم، این دو مقوله نمی­ توانسته مهم­ تر از نمایشگاه بین المللی کتاب باشد، مگر این­ که سیاست­ های فرهنگی دولت اعتدال (؟) از دیدگاه مقام معظم رهبری قابل نقد و تذکر جدی باشد، که این تذکر به صورت عملی اعلام شده است.

روحانی باید توجه کند که وزیر ارشادش نیامده راه «مهاجرانی» را در پیش گرفته و اگر نمی داند، بداند که خود نیز کم و بیش پا جای پای خاتمی می­گذارد و اگر به­ هنگام خود را با اوامر ولایت فقیه هماهنگ نکند، سقوطش حتمی است. با نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی، می­ توان دید که این فرض تخیلی نیست، و  بارها اتفاق افتاده و امید است روحانی گام­ های بعدی خود و دولتش را اصلاح کند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1392/12/4 - ساعت: 11:30

آیا این بود اعتدال ؟!!!

حسین قدیانی

حسین قدیانی امروز یکشنبه 04/12/92 طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت:

نه فقط صداقت، بلکه صراحت و شفافیت هم سیادت دارد بر سیاست. اگر بعضی‌ها نقد را برنمی‌تابند، همان به که منتقدان را بی‌سواد خطاب کنند تا اینکه بخواهند پای یک نهاد فوق‌العاده مهم، حساس و امنیتی را با هزار و یک کار کرده و نکرده به گلیمی باز کنند که علی‌القاعده اقلیم کار او نیست. ارگانی که کارش حفظ، بلکه بسط امنیت ملی این مرز و بوم است. بعضی‌ها اگر خوب دقت کنند، خواهند فهمید که در دم و دستگاه‌شان، یک «معاونت حقوقی» هم دارند که درست شده برای همین شکایت‌ها! کدام شکایت‌ها؟ همین که شکایت کنند از 4 متن «دهان ما پلمب نمی‌شود»، «هسته‌ای ملت و دیپلماسی دولت»، «آقایان! سر بولدوزر را بچرخانید طرف دشمن» و «غرور ملی شکست، نه ساختمان تحریم» به قلم راقم این سطور که در همین «وطن امروز» کار شده. اشاره به نکاتی در این باره لازم است اما قبلش باید پرسید؛ آیا این بود اعتدال؟!

یکم: از بعد آمدن احضاریه، بارها و بارها این 4 متن را، هم از اول به آخر، هم از آخر به اول، هم از وسط به بالا، هم از وسط به پایین، و هم به شکل رندم(!) دوباره‌خوانی کردم، مع‌الاسف دقیقا متوجه نشدم کدام جمله، احیانا کدام کلمه از نوشته‌هایم امنیت ملی را به خطر انداخته است؟! واقعا این بود اعتدال؟!

دوم: من درباره نقد توافق ژنو، پای نقطه به نقطه نوشته‌هایم بویژه این 4 متن ایستاده‌ام و حتما با کمال میل، با کمال احترام به قانون و با کمال شجاعت در دادسرا حاضر خواهم شد اما خیلی خوب بود شاکی اصل‌کاری هم، خود بار شکایت را بر دوش می‌کشید و از کیسه این نهاد و آن شورا خرج نمی‌کرد! در ادوار قبل نیز دست‌اندرکاران همواره از جیب معاونت حقوقی خود هزینه می‌کردند و شأن فلان دستگاه و منزلت بهمان ارگان را وجه‌المصالحه نقدناپذیری خود نمی‌کردند. این بود اعتدال؟! 

سوم: این شکایت در حالی مطرح می‌شود که ما در «وطن امروز» صرفنظر از نقدهای مستدل خود، مکرر تاکید کرده‌ایم توافق ژنو به هیچ‌وجه قابل قیاس با عهدنامه ترکمانچای نیست. واقعا این حد از تحمل منتقد در دولت اعتدال نوبر است! یعنی این بود اعتدال؟!

چهارم: هم من در راهپیمایی 22 بهمن بوده‌ام، هم دولتمردان محترم و هم من شعارهای جمهور را شنیده‌ام، هم رئیس‌جمهور. این 4 متن، چیزی جز تکرار البته نرم‌تر، روادارانه‌تر و محتاط‌تر همان پیام ملت در راهپیمایی 22 بهمن نبوده و نیست. قطعا اگر «دهان ما پلمب نمی‌شود» مخل امنیت ملی این دیار است، به طریق اولی، راهپیمایی 22 بهمن سی و پنجم همه آحاد ملت نیز باید مخل امنیت ملی کشور تشخیص داده شود. آیا بعضی‌ها شاکی 22 بهمن ملت هم هستند؟! آیا ملی‌ترین روز این وطن را، علیه امنیت ملی تفسیر می‌کنند؟! اینکه خیلی بد و به عبارتی طنزآمیز است! اگر پیام ملت در یوم‌الله 22 بهمن «وحدت و استقامت» بود، آیا ما قبل از این پیام و صدالبته ملایم‌تر از ملت، ننوشتیم تقسیم بر 2 کردن ملت و درشتگویی علیه منتقد، مخل وحدت است؟! و آیا ما ننوشتیم توافق ژنو با استقامت این ملت، به هیچوچه هماهنگ نیست؟! اینک بعد از راهپیمایی باشکوه 22 بهمن، ما از آنجا که برخلاف بعضی‌ها به‌خوبی پیام ملت را گرفته‌ایم، محکم‌تر از قبل، درِ قلم‌مان بر همان پاشنه وحدت و استقامت خواهد چرخید. بعضی‌ها اگر باز هم گلایه دارند، خوب است شکایت از مردم وطن کنند، نه اینکه فقط زورشان را به «وطن امروز» نشان دهند. با این همه، زور ما بیش از آنکه در بازوی‌مان نهفته باشد، در جوهر قلم و گوهر تحلیل‌مان جاری است. می‌ماند این سوال که به‌راستی این بود اعتدال؟!

از فتنه‌گران میانی هم جز معدودی انگشت‌شمار، الباقی آزاد و رها به‌سر می‌برند، شماری‌شان حتی به کرسی مدیریت هم رسیده‌اند! آنکه باید به آن دیگری، اخلاق و آشتی ملی و رواداری و تحمل و بردباری یاد دهد، آیت‌الله آملی لاریجانی است. جز این است؟! شگفتا! بعضی‌ها نه فقط برای قوه‌قضائیه، بلکه برای کل نظام، درس «آشتی ملی» می‌گذارند! آنکه باید دم از مرحمت و مهربانی بزند، آقای محسنی‌اژه‌ای است که با وجود آن همه فتنه‌گری خاتمی، کاری به کار این مجرم بی‌‌آبرو ندارد، آنوقت افه سعه‌صدرش را بعضی‌های دیگر می‌دهند! و خب، شاید همین باشد مراد از اعتدال!

پنجم: بعضی‌ها 4 جمله نقد را نمی‌توانند تحمل کنند، حتی هنگام شکایت نیز خود را پشت ترکیب مقدس «امنیت ملی» قرار می دهند، چطور از نظام می‌خواهند آشتی کند با فتنه‌گرانی که سال 88 آن همه جنایت در حق امنیت ملی این مرز و بوم مرتکب شدند؟! بعضی‌ها تاب یک تیتر چند کلمه‌ای «هسته‌ای ملت و دیپلماسی دولت» را ندارند، چطور از قوه محترم و مظلوم ‌قضائیه توقع دارند سران مجرم فتنه را ببخشد؟! بعضی‌ها تحمل 2 تا نقد آرام‌تر از شعارهای ملت را ندارند، چطور از نظام می‌خواهند با محاربانی که همین چند وقت پیش محاربه‌شان به شهادت یکی از جانبازان فتنه 88 منجر شد، صلح برقرار کند؟! من واقعا عذر می‌خواهم اما در سیاست، افه‌هایی هست که به منادیان اعتدال هرگز نیامده! از سران فتنه، جز 2 تن که در قصر محصورند– بخوانید مقصورند!- الباقی چون گربه بی‌حیا از در دیگِ باز و سرشار از لطف و کرامت دستگاه محترم قضا، مشغول سوءاستفاده‌اند.

ششم: هر دولتی، به ملت، بی‌اعتماد و به پیام ملت، بی‌اعتقاد باشد، ما در آن صورت یک «امنیت ملی» خواهیم داشت، یک «امنیت دولتی». ما هرگز مندرجات خود را که نمونه‌ای کوچک‌تر از پیام روز 22 بهمن ملت است، مخل «امنیت ملی» نمی‌دانیم. بعضی‌ها بهتر است با تقویت اعتماد خود به ملت، زلف امنیت خود را گره به 4 تا جمله و 4 تا تیتر نزنند. من در خیابان امنیت ملی با قلم خود، مشغول رفتگری‌ام؛ وصله اخلال در امنیت ملی به آشوبگران عاشورا می‌چسبد، به کسانی که خیمه عزای ارباب را در حال سوختن دیدند و ذره‌ای غیرت نجنباندند. بعضی دست‌اندرکاران بهتر است اصلا این همه نگاه امنیتی نداشته باشند و منتقد را از خود و خیرخواه خود بدانند که ما خود را نه فقط پاسدار امنیت ملی بلکه حافظ امنیت جزء جزء اجزای این نظام مقدس می‌دانیم. ما اساسا با این نگاه، زاویه داریم که امنیت ملی یک امنیت باشد و امنیت دولت یک امنیت دیگر. فرض است بر دولت که با تدبیر درست، این 2 امنیت را همچنان که قبلا هم با هم یکی بوده‌اند، دوباره به هم سنجاق کند اما به‌راستی این بود اعتدال؟!

هفتم: چیست اما اخلال در امنیت ملی؟! اخلال در امنیت ملی، آنجاست که در خلال یک توافق نامتقارن، زبان دشمن به بی‌ادبی و بددهانی علیه ملت باز شود تا حدی که ملت مجبور شود با پیام خود مبنی بر وحدت و استقامت، جور قصور بعضی‌ها را بکشد. اخلال در امنیت ملی، آنجاست که نابکاران 88 در مصادر امور به کار گرفته شوند. اخلال در امنیت ملی، آنجاست که متاثر از یک توافق سست، گزینه نظامی دشمن، پررنگ‌تر از قبل، ولو در حد حرف مشاهده شود. اخلال در امنیت ملی، آنجاست که با لطایف‌الحیل، اقوام و اقلیت‌ها علیه زبان ملی، خط ملی، دین ملی، وحدت ملی و اقتدار ملی به کار گرفته شوند، اقوام و اقلیت‌هایی که خود محافظ «وحدت و استقامت»‌اند. اخلال در امنیت ملی، آنجاست که فلانی، نماینده در امور اقوام و اقلیت‌ها باشد. اخلال در امنیت ملی، در متن، حاشیه و مفاد توافق نامتوازن ژنو است، نه در نقد آن. اخلال در امنیت ملی، آنجاست که مردم تقسیم بر 2 شوند، آنجاست که منتقد، بی‌سواد خوانده شود، آنجاست که پاسخ دوست را با درشتی می‌دهند اما به جای جواب دندان‌شکن به دشمن، او را «مودب و باهوش» خطاب می‌کنند و در بهترین حالت، گیر به عینک وندی شرمن می‌دهند، و آنجاست که علیه مقدسات در جراید زنجیره‌ای مطالب متعدد نوشته می‌شود اما «غرور ملی شکست، نه ساختمان تحریم» مخل امنیت ملی تشخیص داده می‌شود! به‌راستی این بود اعتدال؟!  

***

من با کمال میل و با کمال افتخار به دادسرا خواهم رفت و شکایت دولت اعتدال از خود را به عنوان برگی بسیار زرین در پرونده قلمم ثبت خواهم کرد. من یوم‌الله 22 بهمن، به چشم خود، بسیار مردمی را دیدم که بسی انقلابی‌تر از نوشته‌هایم، داشتند شعار علیه دشمن و دشمن دوستان می‌دادند. وقتی تایید ملت هست؛ تا باشد از این شکایت‌ها، تا باشد از این شاکی‌ها. دولت محترم بداند؛ من نقض قرار با «وحدت و استقامت» نخواهم کرد و حتی اگر از من شکایت کند، من در عوض، هیچ شکایتی از دولت ندارم. تنها خواسته‌ام این است که دولت محترم، فی‌الواقع برای مردم کار کند. دولت برود کار کند، خدمت کند که شکایت از حسین قدیانی و گرفتن وقت شریف دستگاه قضا، برای این مردم نازنین، آب و نان نمی‌شود. من به‌زعم خود، نه فقط دولت را دعا می‌کنم، بلکه با قلمم، دست همکاری به سویش دراز می‌کنم، منتها آنجا که واقعا بحث خدمت به ملت درمیان است، نه جایی مثل توافق ژنو. اصلش را بخواهی، این «وحدت و استقامت» است که شکایت از توافق ژنو دارد. گمانم جای شاکی و متشاکی عوض شده! اصلا نکند دقیقا همین بود که بهش می‌گفتند اعتدال؟! حتما به دادسرا خواهم رفت... با افتخار!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1392/11/21 - ساعت: 07:58

درجات علمی از دیدگاه مدعیان اعتدال

من دیگه حرفی ندلزم

قبول نداشتن عهدنامۀ ژنو = بیسواد!

نقد به عهدنامۀ ژنو = کم سواد!

عهدنامۀ ژنو خوب است = دیپلم!

عهدنامۀ ژنو عالی است = لیسانس!

عهدنامۀ ژنو محشر است = فوق لیسانس!

عهدنامۀ ژنو نشانگر کاردانی و دیپلماسی قدرتمند دولت است = دکترا!

عهدنامۀ ژنو یعنی تسلیم ابرقدرتها در برابر ایران = فوق دکترا (رشته حقوق)!

پ.ن: مصاحبه و اعلام این‌که منتقدین عهدنامۀ ژنو بی‌سواد و کودن و بی‌شعور اند، فرد را شایستۀ دریافت پست‌های کلیدی می‌کند.
(با استفاده از کامنت دوست بزرگوار آقای علی آخوند زاده)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()