جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب ابر امریکا
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: دوشنبه 1398/11/7 - ساعت: 16:34

از حماقت نمایشیِ ترامپ تا حماقتِ نمایشی ظریف

پشت پردۀ تقاضای ظریف از امریکا برای مذاکره / لوله‌گذارها غایب بودند!

 

 

در میان امّت ولایت‌مدار کشورمان، اکنون کمتر کسی است که به حسن روحانی و اصحابش مشکوک نباشد. کسانی هم که به خیانت و جاسوسی دولتمردان یقین دارند، کم نیستند!

حقیر هم بارها سؤال کرده‌ام که فرضاً اگر دشمن یک نفر را نفوذ می‌داد تا به ریاست جمهوری برسد، بعد به او می‌گفت تا جایی به نظام ضربه بزن که لو نروی و بعد از ریاست جمهوری به مجمع تشخیص مصلحت نظام راه یابی، آن جاسوس چه‌کاری می‌کرد که روحانی تا کنون نکرده است؟!

 

همۀ نقشه‌ها و اقدامات دشمن برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی و تسلیم در برابر امریکا شکست خورد. داعش و ایادی استکبار در منطقه تار و مار شدند. مردم به ناکارآمدی دولت و تنها هنرش (مذاکره با دشمن) پی بردند و چیزی نمانده بود تا اثری از هیبت پوشالی و برباد رفتۀ امریکا باقی نماند.

در همین اثنا یک‌مرتبه رئیس دولت کلید گم‌کرده، شال و کلاه می‌کند و با شتاب خود را به شیزو آبه می‌رساند. کسی نمی‌پرسد که مگر شیزو آبه همین چند وقت پیش ایران نبود و با هم مذاکره نکردید؟ پس چه کار مهمی پیش آمده که منجر به این سفر عجیب و غریب و فوری شده است؟! کسی هم نمی‌داند که روحانی به جز شیزو آبه، در ژاپن با چه افرادی از کدام کشورها دیدار کرده است و بالطبع کسی نمی‌داند چه مواردی را با چه کسانی درمیان گذاشته و چه پیشنهاداتی داده است؟!

 

این سؤال را هم باید در نظر بگیریم که آتش تهیۀ ناآرامی در کشور، یعنی «گرانی بنزین به نحوی که حتماً منجر به اعتراض شود»، چرا در آن زمان خاص و آن گونه مشکوک اتفاق افتاد؟ مگر بنا بود بلافاصله بعد از آن اعتراضات چه اتفاقی بیفتد؟!

 

اگر چه دشمن توان و شهامت رویارویی با سردار رشید اسلام، حاج قاسم سلیمانیِ عزیز را نداشت، اما سردار دل‌ها همیشه در تیررس اقدامات تروریستی هوایی امریکا بود، ولی امریکا جرئت انجام عملیات ترور را نداشت. باید دید در ایام اخیر چه مشورت‌هایی به امریکا داه شده بود و دشمن به چه جمع‌بندی‌ای رسیده بود، که به چنین قمار بزرگی روی آورد؟

به عبارتی باید دید محاسبۀ دشمن برای پساترور چه بوده است؟!

 

به اعتقاد بنده، دشمن بیرونی و عوامل نفوذی‌اش، برنامۀ‌شان این بود که مردم را معترض ساخته و از پایداری و استقامت برای پاسداشت ارزش‌های نظام دور کنند تا نظام در برابر تهدیدات و اقدامات دشمن خلع سلاح شود. این چنین بود که بعد از ناآرامی‌ها، امریکا اقدام به ترور سردار بزرگ مقاومت اسلامی کرد تا نقشۀ براندازی جمهوری اسلامی ایران را یک قدم جلو ببرد.

 

اما آنچه اتفاق افتاد، خروش مردم پس از شهادت سردار دل‌ها بود. مردم در تشییع و پاسداشت سردار شهیدشان (بخوانید در پاسداشت ولایت و نظام) به خیابان‌ها ریختند و علیه امریکا شوریدند و خواستار برخورد با امریکا و انتقام سخت از دشمن تروریست شدند.

اقدام مردم برای دشمن و عوامل داخلی‌اش گیج کننده بود. مردم آن قدر از شهید عزیزشان تجلیل کردند، که حتی غربگرایان و بزدلان که سودای تسلیم در برابر غرب را در سر می‌پروانند، ریاکارانه «قاسم قاسم» کردند و از دوستی خود با حاج قاسم دم زدند.

 

خروش مردم، سوختِ موشک‌های سپاه شد و پایگاه عین الأسد (بخوانید هیبت و هیمنۀ امریکا) با ۱۳ موشک درهم کوبیده شد و بدین صورت، نقشۀ دشمنان و مزدوران داخلی‌شان نقش بر آب شد و به صورت کاملاً طبیعی، مذاکره با آمریکا و تسلیم در برابر دشمن، به کلی منتفی گشت.

 

دیگر صحنۀ شکست امریکا مثل روز روشن شد. حتی بزدلان و ترسوها نیز با دیدن صحنه می‌توانستند بفهمند که تنها گزینۀ پیشِ‌رو، مقاومت و غلبه بر دشمن زمین‌خورده است. در این شرایط فقط یک احمق، یا کسی که خود را به حماقت زده باشد، ممکن است دم از مذاکره بزند! و می‌بینیم که جواد ظریف به‌یک‌باره چنین حماقتی را نمایش می‌دهد!

 

آنچه تا کنون اتفاق افتاده است و پیشنهادِ ظریف به امریکا، مرا به یاد آن لطیفۀ معروف می‌اندازد که چند کارگر کانالی را می‌کندند و چند دقیقه بعد کارگرانی دیگر کانال را پر می‌کردند؛ پرسیدند این چه‌کاری است که می‌کنید؟ جواب دادند که ما در اصل سه دسته هستیم، گروهی کانال می‌کنند، گروهی لوله می‌گذارند، و گروه سوم کانال را با خاک پر می‌کنند؛ امروز لوله‌گذارها غایب هستند، اما ما کار خودمان را می‌کنیم.

اکنون اگرچه نتیجۀ ترور سردار سلیمانی مطابق هدف‌گذاری دشمنان و منافقان جلو نرفته است و اساساً مذاکره و تحمیل خواسته‌های دشمن وجهی ندارد، اما ظریف قدم آخر برای مذاکره با دشمن را برمی‌دارد.

 

این را هم می‌دانیم که وقتی تمام اقدامات دشمن با شکست مواجه شده است، دیگر همه (حتی امریکا و ظریف) می‌دانند که مذاکره محقّق نخواهد شد، (کما این‌که دیدیم ترامپ این درخواست را رد کرد و به فارسی نوشت :«نه، مرسی»)، اما دشمن به همین حماقتِ نمایشیِ ظریف نیاز داشت تا چهرۀ شکست خوردۀ خود را بازسازی کند و به دنیا نشان دهد که اتفاقی نیفتاده است و هنوز ایران به امریکا التماس مذاکره می‌کند.

 

تکرار می‌کنم که ظریف آن قدرها هم احمق نیست و این کارش یک «حماقت نمایشی» برای تقدیم یک پیروزی به دشمن محسوب می‌شود و به نظر بنده این کار با هماهنگی دو طرف صورت گرفته است؛ به عبارتی این روزها «بوی خیانت»، بدجوری فضای کشور را انباشته است.

 

چکیدۀ بحث

طراحی دشمن: همکاری دشمن و عوامل داخلی، برای به زانو درآوردن ایران + ایجاد نارضایتی، ناآرامی و قرار دادن مردم در مقابل نظام با اضافه شدن نفوذی‌های آموزش دیدۀ آدم‌کش + ترور سردار ارشد مقاومت + رفتن پای میز مذاکره + تسلیم و نابودی جمهوری اسلامی ایران.

 

آنچه اتفاق افتاد: همکاری دشمن و عوامل داخلی، برای به زانو درآوردن ایران + تلاش برای ایجاد نارضایتی بنزینی + ناآرامی محدود و قرار دادن نفوذی‌های آموزش‌دیدۀ آدم‌کش به اسمِ مردم در مقابل نظام + ترور سردار ارشد مقاومت + خروش مردم علیه دشمنان و مشخصاً آمریکا + حملۀ موشکی به  مجهزترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه و درهم شکسته شدن هیمنه و هیبت شیطانِ بزرگ + استیصال، پنهان‌کاری و شکست امریکا + حماقت نمایشیِ ظریف و درخواست مشکوک مذاکره با امریکا و اعلام خفّت و خواری به دشمن، برای بازسازی وجهۀ امریکا در جهان.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1398/10/23 - ساعت: 14:09

چرا می گوییم امام خامنه ای ؟!!!

اشاره: سال‌ها گذشت تا بفهمیم آن‌ها که با ادعای ارادت به حضرت امام خمینی(ره) شأن امت و امام را به موزه سپردند و اجازه ندادند که بگوییم امام خامنه‌ای ریگی به کفش دارند. امروز که ما می‏گوییم امام خامنه‌ای، منافقین شمشیر از رو بسته و خائنین و وطن فروشانی که در سر در آخور دشمن دارند، به شدت اعتراض می‌کنند تا بیشتر بدانیم یاران سابق امام خمینی(ره) – بخوانید یاران نفوذی امام خمینی(ره) – چه همه با دشمنان امام خمینی(ره) همنوا هستند.

این یادداشت، هر چه هست حرف ما و حرف تمام حزب اللهی‌هاست و از خواندن چند باره‏اش ضرری متوجه‌مان نمی‌شود.

 

 

غربی‌ها با سه کلیدواژۀ «آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر» افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژۀ «مبارزۀ پرولتاریا با امپریالیسم» و «برابری». امام خمینی (ره)  پنج کلیدواژۀ قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند: «امامت‌محوری، امت اسلامی، عدالت، مستضعفین و مستکبرین».

 

اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهان‌شمول اسلامی بود که در عرصۀ سیاست احیا شد.

 

ده سال هر کاری کردیم که یک رسانۀ غربی پیدا شود و بگوید «امام خمینی»، نشد؛ همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی»!

 

سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم: «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی»؟

خنده‌ای کرد و گفت: «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم»!

کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمۀ آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت: «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمۀ "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمۀ "رهبر" به نفع ما و کلمۀ "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امّت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند».

با این صراحت این را به من گفت.

 

یک رسانۀ غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم ببینیم آیا رسانه‌های غربی می‌پذیرند که ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، امّا قبول نکردند!

 

شهریور 58 که شهید بهشتی در مجلس خبرگان قانون اساسی، کلمۀ امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی به منتظری گفتند: «شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند».

وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نایب امام زمان و «امام» امت اسلامی است، کشور به هم ریخت. بازرگان که نخست وزیرِ دولتِ موقت بود، استعفای دسته‌جمعی دولت را اعلام کرد. امیرانتظام که معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت بود،  اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود! خلاصه سرِ همین یک کلمه (امام) کشور به هم ریخت!

 

امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی «مستکبرین – مستضعفین» اساس تئوری امام خمینی (ره) بود.

پنج روز بعد از رحلت امام خمینی (ره)، مرحوم هاشمی در نخستین نماز جمعۀ بعد از امام، دو جمله راجع به ولایت فقیه گفت:

1- «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم». بر سر امامت محوری در جامعۀ اسلامی، این همه با غرب و شرق دعوا داشتیم، تا حدی که شهید بهشتی (ره) در این راه قربانی شد؛ قانون اساسی پنج بار روی امامتِ ولی فقیه تأکید کرده؛ امام خمینی (ره) این را از سال 48 مطرح فرموده؛ آن وقت هاشمی رفسنجانی میگوید که دیگر تمام شد!

به اسم اعزاز امام خمینی (ره) گفتند که به جانشین ایشان نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید که من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم!

2- جملۀ دوم هاشمی این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام. به نظر شما اگر بنا بود استکبار جهانی یک نماینده بفرستد تا بعد از رحلت امام، نهضت امام خمینی (ره) را دچار تزلزل کند، آن نماینده بیش از این می‌توانست کاری انجام دهد؟!

 

وقتی هاشمی به جای عنوان «امام» از واژۀ «رهبر» استفاده کرد، «امّت» شد «ملّت»؛ یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها در کشور نهادینه شد و ساختار الهیِ امت-امامت که یادگار امام خمینی (ره) بود، کنار گذاشته شد.

 

وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملّی یعنی «شهروند» و « هموطن».

 

اما کلمۀ سوم یعنی «عدالت» را هم هاشمی رفسنجانی از صحنه کشور حذف کرد.

مقدس‌ترین کلمه‌ای که هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌اش ابداع و به نظام اسلامی تحمیل کرد، کلمۀ «توسعه» بود! فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا، پیامبر (ص) و حضرت امیر (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم تبیین می‌کنند!

 

در عرصۀ بین‌الملل هم دو کلیدواژۀ قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را هاشمی عوض کرد و گفت که «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی!

«مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!

 

پنج کلیدواژۀ قرآنی امام خمینی (ره) که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط هاشمی رفسنجانی تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.

تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی –که در رأس آن‌ها امام بودنِ ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.

 

شما هر لعنی که به دشمنان و منافقان بکنید، این قدر جگرشان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».

 

مشکل این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و الی آخر.

 

بعضی هم می‌گویند که نگوییم، چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقۀ بدی در ذهن مردم بر جای گذاشته است!

خب حزب اللهی‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.

 

شهید آیت‌الله سید محمدباقر حکیم وقتی رفت در نجف مستقر شد، از آن‌جا نامه نوشت به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای»؛ درست یک هفته بعد او را شهید کردند!

آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای»؛ سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای؛ اما ما این‌جا در پناه نظام نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!

 

اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف و میراث بنیان‌گذار انقلاب اسلامی را به باد فنا دادند.

 

ادامه ندارد!




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: جمعه 1398/10/13 - ساعت: 14:52

از شهادت سردار سلیمانی تا نابودی رژیم صهیونیستی

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

اشاره: همیشه سردار سلیمانی را شهید می‌دیدم، اما امروز که او به آرزوی دیرینۀ خود رسیده و پاداش چهل سال مجاهدت فی‌سبیل‌الله را گرفته است، شهادتش در باورم نمی‌گنجد.

 

۱- قبل از هر چیز اجازه می‌خواهم شهادت حاج قاسم عزیز را به محضر مبارک ولی امر مسلمین جهان، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای (مدّ ظلّه العالی) تبریک و تسلیت عرض کنم.

۲اگرچه شهادت سردار سلیمانی برای ما بسیار سنگین است، اما می‌خواهم نکته‌ای عرض کنم که دل امّت شهید پرور شاد شود: فرض کنید صبح جمعه 13 دی 1398 خبر می‌رسید که سردار سلیمانی بر اثر سکتۀ قلبی دار فانی را وداع گفته است، آیا چنین پایانی، شایستۀ سردار دلاورمان بود؟ حاج قاسم سلیمانی عاشق شهادت و این فوز عظیم برازندۀ ایشان بود و خوشا به‌حال او که زندگی‌اش با سعادت و مرگش با شهادت رقم خورد!

۳- پیام اقدام زبونانۀ امریکا، شکست این کشور در جنگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی است؛ چه اگر امریکا در جنگ اقتصادی به توفیقی رسیده بود و به پایانش امیدی داشت، وارد این بازی خطرناک نمی‌شد.

۴همچنین امریکا با اقدام به ترور سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، نشان داد که از کشور عراق ناامید شده و قصد ترک این کشور را دارد و این اقدام به عنوان آخرین لگدپرانی او ارزیابی می‌شود.

۵معتقدم این نخستین حماقت واقعی «دونالد ترامپ» است و حماقت‌های قبلی او کم و بیش نمایشی بود؛ ضمن این‌که این اشتباه راهبردی، از قبیل حماقت‌های همیشگی دولت امریکاست و طبق معمول این بار هم غلط بودن محاسبات‌شان به سرعت آشکار خواهد شد.

به نظر حقیر، بر خلاف آنچه از روی تاکتیک وانمود می‌کنند، ترور سردار سلیمانی کار شخص ترامپ نیست، بلکه این تصمیم را دولت امریکا گرفته است و اولین قدم را آن زمان برداشتند که بی‌شرمانه اعلام کردند «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» تروریست است.

۶با این حال، بنده مرگی زشت و سخت برای این مردک (دونالد ترامپ) پیش‌بینی می‌کنم.

۷کسانی که در داخل کشور بر طبل مذاکره و تعامل با امریکا می‌کوبند و با این دستاویز، همچنان بر تصویب قراردادهای زیان‌بار و تحمیل خسارت‌های فراوان به کشورمان تأکید دارند؛ اگر خود را به خواب نزده‌اند، امیدوارم شهادت حاج قاسم سلیمانی از خواب غفلت بیدارشان کند!

۸اما آنچه تردید ناپذیر است، فتوحات بزرگ به برکت خون شهیدان است و بدون شک، برکت خون این شهید، به اخراج امریکا و عواملش از کلّ منطقه و نابودی زودرس رژیم صهیونیستی خواهد انجامید!

 

نصر من الله و فتحٌ قریب و بشّر المؤمنین.




نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1398/01/8 - ساعت: 22:32

مقصر اصلی سیل و زلزله مردم هستند!

بسم الله النّور

در پنج سال اخیر این مطلب را بارها در جلسات خصوصی و در گفتوگوهای دو و چند نفره عرض کردهام و اینک برای نخستین بار قلمی میشود.

 

هر چه از پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع مقدّس و دهۀ ۶۰ گذشتیم، مردم رفته رفته دنیا طلب شدند و بهویژه در ۱۰ سال اخیر کمکم مطالعۀ جامعه نشان میداد که گمشدۀ مردم، به جای معنویت و رضایت پروردگار، «پول، پارتی و رفاه» شده است.

 

در چنان شرایطی کاملاً طبیعی بود که در میان نامزدها، اگر کسی به جای ارزشهای الهی، از بهبود شرایط زندگی سخن بگوید و وعدۀ رفاه و ارزانی بدهد، مردم به او روی خوش نشان دهند.

اینگونه بود که بنده با طیب خاطر انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ را، علیرغم نظر دوستان، پیروزی میلیمتری حسن روحانی در همین وبلاگ پیشبینی کردم.

حسن روحانی گفته بود کلید دارم و برای حل مشکلات، دارای راه حلّ صد روزه هستم. روحانی گفته بود که راه حل مشکلات کشور در گرو مذاکره با کدخداست. مردم با اینکه به تجربه میدانستند دشمن اصلیشان امریکاست، و با اینکه بارها و بارها دشمنی و خباثت امریکا را با گوشت و پوست خود تجربه کرده بودند، اما چون دنیا طلب شده بودند، با وعدۀ دنیا فریب خوردند، بی آنکه هیچ وقت به دنیا برسند!

*

با اتمام دورۀ نخست ریاست جمهوری حسن روحانی، همۀ شاخصهای علمی، و حتی جیب و سفرۀ مردم نشان میداد که او نه تنها موفق نبوده است، بلکه بسیار غلط و ناشیانه طی مسیر کرده و کشور را به ناکجا آباد رهنمون کرده است؛ اما در منش دنیا طلبی اکثریت مردم تغییری رخ نداده بود و باز هم با وعدههای دنیایی – و عمدتاً برجامی – فریب خوردند.

روحانی و جهانگیری به گزاف گفتند که اگر ما نباشیم و اگر برجام نباشد، کشور با جنگ مواجه خواهد شد و اکثریت مردم با همان رویکرد دنیا طلبی، از جنگ و از کدخدا ترسیدند و به گشایش امور از روزنۀ رابطه با کدخدا دل خوش کردند.

 

مردم فراموش کرده بودند که در سالهای نهچندان دور، در حالی که کشور کاملاً در تحریم بود، و در حالی که نیروهای مسلح به لحاظ تسلیحاتی و لجستیکی در مضیقۀ شدید بودند، و در زمانی که حتی سیم خاردار به ما نمیدادند، ما با کدخدا و تمام متحدان جهانیاش، در قالب جنگ با رژیم بعث مبارزه کردیم و سربلند بیرون آمدیم!

 

مردم فراموش کرده بودند که رمز پیروزی ما بر قدرتهای جهانی، ایمان و توکل به خدا بود. مردمی که پیروزی بر کدخدا را با اتکال به خدا تجربه کرده بودند، فقط به یک دلیل ساده، یعنی فقط به این دلیل که دنیا طلب شده بودند، بی آنکه دنیا بگیرند، با وعدههای دنیایی فریب خوردند و به نامزد متمایل به کدخدا رأی دادند.

 

در چنین شرایطی عجیب نیست که خدای متعال قدرت نمایی کند و به بندگان ناسپاسش یادآوری کند که کدخدا و همۀ قدرتهای دنیایی پوشالی هستند و در برابر خدا هیچ قدرتی ندارند.

 

مردمی که از ترس جنگ به روحانی رأی داده بودند، خیلی زود کشور را در شرایط جنگی دیدند؛ اما نه جنگی که از طرف کدخدا تحمیل شده باشد، بلکه کشور دچار یک دور پایان ناپذیر زلزله شد.

مدت زمانی طولانی اخبار زلزله، مانند اخبار جنگ کشور را تحت تأثیر قرار داد و هنوز هم خسارتهای زلزله به تمامی برطرف نشده است.

*

در یک سال گذشته مردم به تجربه دریافتند که مسیر برجام غلط بوده است، اما به جای اینکه واقع بینانه و منصفانه اشتباه خود را در انتخابات بپذیرند، با فرافکنی و بهانهجویی با شکستهای برجامی دولت روحانی مواجه شدند و به عنوان نمونه، همواره یک دستاورد دروغین برای برجام اعلام و تکرار میشد: دور کردن سایۀ جنگ!

این گونه شد که با تقدیر الهی آخر سال 97 و نوروز 98، کشور دوباره وضعیت جنگی به خود گرفته است؛ این بار نیز جنگی از سوی کدخدا و یا دیگر قدرتهای پوشالی دنیا تحمیل نشده است، بلکه این قدرت الهی است که در طبیعت تجلی کرده و همه را درگیر خود کرده است.

 

این گونه است که بنده حقیر معتقدم زلزله و سیل حاصل دنیاطلبی مردم، «کدخدا ترسی» ایشان، و عدم توجه و باور مردم به قدرت الهی است.

 

در این میان، بسیار عبرت آموز است که خداباوران و استکبار ستیزان، و به عبارتی همۀ کسانی که کدخدا را غیر قابل اعتماد میدانستند، هم در زلزلههایی که گذشت و هم در حوادث سیل اخیر، در صف اولِ کمک به هموطنان آسیب دیده هستند تا بار دیگر به یاد داشته باشیم کسانی را که به تمسخر «دلواپس» میخواندند، نه تنها نظرشان و پیشبینیشان از آینده درست بوده است، بلکه هر گاه مشکلی برای کشور بهوجود بیاید، همین به اصطلاح دلواپسان، از نخستین کسانی هستند که برای رضایت پروردگار و در رکاب امام امّت، به کمک مردم عزیز خواهند شتافت.

***

در باب برجام و وضعیت کنونی و آیندۀ کشور نکاتی هست که به یاری خدا بهزودی در همین وبلاگ عرض خواهد شد.




نظرات() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1397/10/10 - ساعت: 01:59

شکست یا خیانت؟ / ابهام در کارنامۀ دولت روحانی

بسم الله النّور

 


 اگر چه برجام اکنون مرده است، اما مرور چند نکته خالی از لطف نیست:

 

۱- وقتی مردم آگاه و حزب الله از حفره‌های برجام می‌گفتند، روحانی به آن‌ها دلواپس می‌گفت و توهین می‌کرد؛ زمان گذشت و تفاوت عاقل و نادان معلوم شد.

 

۲- ۵+۱ خیلی بیش از آنچه در برجام است امتیاز می‌داد؛ به نظر شما چه شد که برجام برای ایران این قدر پرتعهد و کم منفعت امضا شد؟ چه شد که دشمن به خواسته‌هایش رسید، اما جز خسارت چیزی عاید کشورمان نشد؟!

 

۳- روحانی می‌گفت با کدخدا مذاکره و سپس همۀ مسائل را حل می‌کنیم؛ اما وقتی از امریکا لگد خورد، گفت: «بعضی‌ها فکر می‌کنند که دنیا فقط امریکاست»؛ در حالی که این حماقت را خودش داشت و به همین دلیل منافع کشور را به مذاکره با کدخدا گره زد و به شدت شکست خورد!

 

۴- وقتی حزب الله در برابر دشمن محکم صحبت می‌کرد، روحانی می‌گفت: «این‌ها می‌خواهند جنگ راه بیندازند»؛ اما وقتی خباثت دشمن از همیشه آشکارتر شد، گفت: «تنگۀ هرمز را می‌بندیم». سؤال این است که از اول می‌دانست با دشمن باید محکم حرف زد و خیانت کرد، یا این‌که مملکت‌داری بلد نبود و بعد از این همه خسارت به کشور و مردم، تازه فهمید باید چه کار کند؟!

 

۵- وقتی با کدخدا مذاکره می‌کرد، می‌گفت که نگران نباشید، امریکا دیگر گرگ نیست، میش است! وقتی می‌خواست برجام ننگین را تصویب کند، می‌گفت اگر امضا نکنیم جنگ می‌شود! و بالأخره معلوم نشد که امریکا از نظر دولتِ بی‌تدبیرِ روحانی، گرگ است یا میش؟!!!

 

۶- امام خامنه‌ای از همان اول فرمودند که امریکا قابل اعتماد نیست، اما آن قدر اصرار کردند تا معظم له با مذاکره موافقت فرمودند. در اثنای مذاکرات و تصویب برجام، توصیه‌های حضرت آقا را عمل نکردند؛ حتی شروطی را که امام خامنه‌ای طی نامه‌ای برای قبول برجام تعیین فرمودند، نادیده گرفتند؛ اما وقتی شکست خوردند، ادعا کردند که «برجام» با تأیید رهبر معظم انقلاب پذیرفته شد؛ یک دروغ بزرگ!

 

۷- امام خامنه‌ای فرمودند که به اروپا هم اعتماد ندارم؛ معنی سخن ایشان این است که اگر منتظر اروپا شوید به همان سرنوشت رفاقت با امریکا دچار خواهید شد، اما باز هم دولت تمکین نمی‌کند. قابل تصور است که بعد از رودست خوردن محکم از اروپا، و بعد از خسارت به بارآوردن مجدد، بگویند مذاکره با اروپا زیر نظر مقام معظم رهبری بود.

 

۸- در زمان تصویب برجام نوشتم: «شاید امروز با هوچیگری و جنجال مهندسی شده به جامعه القا کنند که برجام به نفع کشور است، اما مگر می‌توان زمان را متوقف کرد، خب زمان می‌گذرد و همه خواهند فهمید که چه کلاه گشادی به سر تیم دولت روحانی رفته است!»؛ امروز مردم فهمیده‌اند که برجام «خسارت محض» بوده و تدابیر دولت روحانی جز گرانی افسارگسیخته و تحریم‌های مضاعف ثمری نداشته است؛ و دیر نیست که عموم مردم بفهمند چه کسانی به نظام و به ملت خیانت کرده‌اند!!!


... وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.




نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1397/02/16 - ساعت: 23:49

دولت روحانی پلاستیکی‌تر از همیشه!

 

اخیراً جواد ظریف و حسن روحانی سخنانی به زبان رانده‌اند که نشان می‌دهد از همیشه ضعیف‌تر و بی‌بخارتر هستند!

ابتدا جواد ظریف می‌گوید که حتی اگر امریکا از برجام خارج نشود، اما مثل دو سال گذشته به تعهداتش عمل نکند، برای ما قابل قبول نیست

می‌دانید معنی این حرف چیست؟ دولت روحانی احتمال داده که امریکا از برجام خارج خواهد شد، به همین دلیل ظریف دارد زمینه‌سازی می‌کند که وقتی امریکا از برجام خارج شد، بگویند هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده و امریکا در دو سال گذشته هم به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرده است! و سپس با همین فرمان مسیر ذلت بار خود را ادامه دهند.

 

نه ظریف، نه روحانی و نه هیچ مقام دیگری از دولت، یک عمل قاطع در برابر خروج احتمالی امریکا از برجام اعلام نمی‌کنند؛ دولتی‌ها قیافۀ پسر شجاع می‌گیرند، ولی موهوم و بی‌خطر صحبت می‌کنند و در برابر زورگویی‌های امریکا، از کوچک‌ترین تهدیدات دیپلماتیک نیز استفاده نمی‌کنند. مثلاً ظریف می‌گوید: «اگر آمریکا بخواهد همچنان توافقنامه را نقض کند یا این که کلاً از توافقنامه خارج شود، از حق خود برای واکنش، آن طور که خودمان تشخیص می‌دهیم، استفاده خواهیم کرد».

آیا شما از این سخنان کمترین قاطعیتی برداشت می‌کنید؟ وقتی امریکایی‌ها این جملات به ظاهر قاطع را می‌خوانند، لبخندی خواهند زد و خیال‌شان راحت خواهد شد که بنا نیست اتفاقی بیفتد.

 

روحانی نیز در سبزوار گفته است: «اگر امریکا از برجام خارج شود، به‌زودی خواهد دید که پشیمانی تاریخی در انتظارش خواهد بود»! معنی سخن روحانی این است که ما هیچ کاری نخواهیم کرد و وعده می‌دهد که امریکا به صورت خودجوش(!) در آیندۀ نزدیک پشیمان خواهد شد.

روحانی سپس در نیشابور گفته است: «مسیر پیشرفت برای کشور را ادامه خواهیم داد، منطق ما روشن است، می‌خواهیم مردم در رنج نباشند و در رفاه باشند» و این مهر تأییدی است بر سخن قبلی‌اش، مبنی بر این‌که با خروج امریکا از برجام، دولت روحانی عکس العملی نشان نخواهد داد و همچنان رویۀ بزدلانۀ خود را ادامه خواهد داد.

 

در یکی دو سال گذشته که دست چدنی امریکا از زیر دستکش مخملی بیرون آمده، و وقتی امریکا زیر میز می‌زند، دولت می‌گوید که امریکا فقط یک کشور است و ما با 6 کشور مذاکره کرده‌ایم و اروپا پای کار است؛ صرف نظر از این‌که امریکا و اروپا در یک تیم هستند و هماهنگ عمل می‌کنند، و صرف نظر از این‌که دولت روحانی این حقیقت را نمی‌بیند، یا وانمود می‌کند که نمی‌بیند؛ یکی نیست از حسن روحانی بپرسد: آقای پرزیدنت! شما بنا بود با کدخدا مذاکره کنی تا همۀ مشکلات حل شود، پس چی شد؟ آیا وقت آن نرسیده که به اشتباه خود اعتراف کنید و به آغوش ولایت و مردم بازگردید؟

 

متأسفانه – در خوش‌بینانه‌ترین فرض - برجام کلاه گشادی بود که بر سر دولت روحانی رفته است و تا دولت نخواهد به این حقیقت اذعان کند، هرگز نمی‌تواند قدمی برای بهبود وضعیت کشور بردارد.




نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1397/02/11 - ساعت: 20:29

دموکراسی در غرب

دلم برای مردمی که در غرب زندگی میکنند می‌سوزد. زندگی‌شان از تولد تا مرگ در یک زندان مخوف خبری سپری می‌شود. عزم دولت‌های غربی بر بلوکه کردن اخبار و انتشار خبرهای دروغ و جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات است. دولت‌های غربی همۀ حقوق و حتی شعور مردم‌شان را قبضه می‌کنند و در عوض تا دل‌تان بخواهد شعار و ادعا تحویل می‌دهند. باور کنید اگر برای همدردی با مردم امریکا و اروپا بنشینیم و دست‌کماشکی بریزیم، راه به خطا نرفته‌ایم! اما قدم مهم‌تر، شکستن انحصار جهانی رسانه‌ای است؛ در این زمینه چه کرده‌ایم؟




نظرات() 



تاریخ نگارش: شنبه 1397/01/11 - ساعت: 15:53

بن‌سلمان سلاح های جبهۀ مقاومت را تأمین خواهد کرد !

حسین شریعتمداری گفت: باید دعا کرد بنسلمان قبل از (تسلط بر عربستان و) تحویل گرفتن تسلیحات آمریکایی - که باید در اختیار جبهه مقاومت قرار گیرد -، از دنیا نرود و تا آن زمان سایه‌اش مستدام باشد!




مدیر مسئول کیهان در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، دربارۀ اظهارات اخیر بنسلمان که در مصاحبه با وال استریت ژورنال از احتمال جنگ با ایران طی 10 تا 15 سال آینده خبر داده بود، گفت: قید 10 تا 15 سال برای آن است که آمریکا فرصت کافی برای دوشیدن آلسعود داشته باشد

مدیر مسئول کیهان ادامه داد: عجلۀ آمریکا و اروپا برای سرکیسه کردن بنسلمان با قراردادهای تسلیحاتی کلان و چندصد میلیارد دلاری که به بهانۀ مقابلۀ عربستان با ایران اسلامی صورت گرفته، در حالی است که  آلسعود در گرداب جنگ یمن فرو رفته؛ جنگی که قرار بود حداکثر ظرف یک هفته پایان پذیرد، اکنون وارد چهارمین سال خود شده است.

وی در ادامه گفت: حالا باید پرسید که عربستان این انبوه تسلیحات را برای چه می‌خواهد؟ وقتی در حد و اندازۀ مقابله با انصارالله یمن نیست، چگونه توهم مقابله با ایران اسلامی را دارد؟! از سوی دیگر آمریکا هم اگر توان مقابلۀ نظامی با ایران را داشت، طی چهار دهۀ گذشته حتی یک لحظه را هم از دست نمی‌داد.

شریعتمداری به اعتراف توأم با عصبانیت دیروز ترامپ اشاره کرد که گفته بود ٧ تریلیون دلار در منطقه هزینه کردیم و هیچ دستاوردی نداشتیم و نتیجه گرفت: فروش صدها میلیارد دلار تسلیحات آمریکایی و اروپایی به عربستان برخلاف آنچه که آمریکا ادعا می کند و بنسلمان باور کرده است، برای تأمین نیاز تسلیحاتی عربستان نیست، بلکه آمریکا و انگلیس هستند که برای سامان دادن به اقتصاد ورشکستۀ خود به فروش این تسلیحات نیاز دارند.

مدیر مسئول کیهان تصریح کرد: شواهد موجود حکایت از آن دارند که ادامۀ حاکمیت قرون وسطائی آلسعود بر حجاز با دشواری جدی روبهروست. تلاش بنسلمان برای سکولاریزه کردن حاکمیت، بازداشت و برکناری شاهزادگان آلسعود، شکست خفتبار در جنگ یمن، پیوند بیپرده با رژیم اشغالگر قدس، قراردادهای چندصد میلیادر دلاری خرید تسلیحات از آمریکا و انگلیس و … نشانههای قابل توجهی هستند که احتمال سقوط نه چندان دور آلسعود را قوت میبخشند. از این روی میتوان نتیجه گرفت که آمریکا درپی آن است که فروپاشی حاکمیت آل سعود را مدیریت کند و فاصله 10 تا 15 سال که بر زبان بنسلمان نشانده‌اند، مدت زمانی است که برای فروپاشی حاکمیت عربستان در نظر گرفته‌اند!

شریعتمداری در ادامه به سخن حضرت امام(ره) در جریان جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: امام راحل (ره) در واکنش به خبر تحویل تسلیحات فراوان کشورهای غربی به صدام، فرمودند؛ «… یک دستهشان هم می‌ترسانند ما را از اینکه حالا دیگر صدام تانکهایش زیاد شده است، اسلحههایش زیاد شده است؛ راست است، اینها زیاد شده و من قبلاً گفتم که این یک خوشحالی است برای ما، برای اینکه جوانهای ما آنها را از آنها می‌گیرند برای خودشان.»

وی افزود: پیشبینی امام راحل‌(ره)، مانند بسیاری دیگر از پیشبینیهای آن بزرگوار تحقق یافته است.

شریعتمداری با اشاره به دعای حضرت سجاد علیه اسلام که خدا را به خاطر برخورداری امت اسلامی از  دشمنان احمق شکر کرده بودند، گفت: باید دعا کرد بنسلمان قبل از (تسلط بر عربستان و) تحویل گرفتن تسلیحات آمریکایی که باید در اختیار جبهۀ مقاومت قرار گیرد، از دنیا نرود و تا آن زمان سایه‌اش مستدام باشد!




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: جمعه 1396/10/15 - ساعت: 02:20

مردم قم بار دیگر حماسه آفریدند

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

 

تماشای فیلم [لینک]

[https://www.aparat.com/v/VPF0U]

بسیار خوش حالم که روز چهارشنبه 13 دی 1396 در شهر مقدس قم حضور داشتم و در سیل خروشان مردم قم که در دفاع از ولایت فقیه و در مقابله با اغتشاشگران قیام کرده بودند، حضور داشتم.

همان گونه که در یادداشت قبل نوشته شد (+)، شورای عالی امنیت ملی راه پیمایی مردم قم را لغو کرده بود و شورای تأمین استان قم با همکاری اداره کل مخابرات، خبر لغو راه پیمایی را از طریق ارسال پیامک انبوه، به تمامی مشترکین همراه اول اعلام کردند؛ از طرفی تلویزیون استان قم نیز خبر لغو راه پیمایی را پی در پی زیرنویس می کرد.

به نظر می رسید راه پیمایی انجام نمی شود، اما از طریق یکی از دوستان مطلع شدم که مردم به صورت خودجوش عازم محل شروع راه پیمایی هستند. بلافاصله ارگان هایی که معمولاً تدارکات چنین مراسمی را برعهده دارند، خود را به مردم رساندند و نقشۀ مخالفین حضور مردم قم را نقش بر آب کردند.

به نظر می رسید با توجه به خبر لغو راه پیمایی، آنچه انجام می شود، یک حرکت کوچک باشد، اما از آن جا که نام قم با قیام گره خورده است، به حول و قوۀ الهی، مردم شهر خون و قیام، حماسه ای دیگر آفریدند. جمعیت راه پیمایی روز 13 دی 1396 واقعاً کم نظیر بود. در حالی که صحن های حرم مطهر حضرت معصومه (س) و شبستان امام خمینی (ره) پر شده بود، جمعیت همچنان در تمام طول مسیر، از میدان جانبازان تا حرم مطهر در جریان بود و مردم نو به نو به محل شروع راه پیمایی می رسیدند و راهی حرم مطهر می شدند. هم چنین از کوچه ها و خیابان های منتهی به مسیر راه پیمایی نیز مردم از راه می رسیدند و به همشهریان خود می پیوستند.

عمده ترین شعارهای مردم، اعلام بیعت با ولایت فقیه، اعلام انزجار از منافقین، اغتشاشگران و بیگانگان و همچنین شعارهایی در گلایه از دولت بود. مردم می گفتند که اگر مشکلات اقتصادی هست – که هست – مقصرش دولت است و نه نظام. یکی از شعارهای راه پیمایی این بود:«دولت مقصره نه نظام؛ جانم فدای امام» و با افتخار تصویر رهبرشان را بالای سر گرفته بودند.

این راه پیمایی یک ویژگی دیگر نیز داشت، و آن تعداد بسیار زیاد پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در دست های مردم بود. مردم قم بدین وسیله عشق فراوان خود را به سرزمین اسلامی شان و به پرچم مقدس جمهوری اسلامی نشان می دادند تا پاسخ محکمی به آن مزدور صهیونیست باشد که در شهر ملایر به این پرچم مقدس اهانت کرده بود.

از متن و حاشیه قیام 13 دی 1396 مردم قم نکات دیگری هم هست که فعلاً به همین مقدار بسنده می شود.




نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1396/10/13 - ساعت: 09:12

کدام شورا، کدام امنیت، کدام ملت ؟!

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

شورای عالی امنیت ملی که طبیعتاً باید از حضور مردم برای دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی استقبال کند، در تصمیمی عجیب و قابل تأمل، راه پیمایی مردم مسلمان و انقلابی کشور را که بنا بود امروز (۱۳ دی ۱۳۹۶) در قم و در پاسخ به عوامل دشمن در اغتشاشات اخیر انجام شود، لغو کرده و توسط اداره کل مخابرات استان، به صورت انبوه برای همه مشترکین همراه اول، پیامک لغو راه پیمایی را ارسال کرده است. بدون شک رژیم صهیونیستی، امریکای جنایت کار، ال سقوط و داعش از این تصمیم شاد و راضی خواهند شد!

اگرچه دولتی ها برای این مصوبه نابخردانه و دشمن شادکن بهانه هایی را مطرح خواهند کرد، اما واقعیت این است که دولت و شورای عالی امنیتی که ریاستش با حسن روحانی است، اعتقادی به قدرت مردم ندارد و امنیت و اعتبار را از بیگانگان گدایی می کند و این گونه است که حضور مردم را مخل آرامش و امنیت خود می داند!

از طرفی دولت به بهانه های واهی، با این تصمیم درصدد خاموش کردن صدای واقعی مردم و خفه کردن صدای مردم واقعی است!

بنده بنا به دعوت و درخواست تعداد زیادی از دوستان تصمیم داشتم در مورد حوادث اخیر یادداشتی بنویسم که این تصمیم غلط و ضدمردمی باعث قلمی شدن فوری این یادداشت شد، امیدوارم امروز یا فردا در باب مسائل روز مطلبی را تقدیم کنم.

***

پی نوشت: مردم قم بدون توجه به مصوبه شورای امنیت، با شور و شعور و با شکوه راه پیمایی کردند. علی رغم لغو راه پیمایی از طرف شورای امنیت و شورای تأمین استان، و با این که پیامک انبوه به مشترکین همراه اول ارسال شده بود و تلویزیون استان مکرراً لغو راه پیمایی را زیرنویس می کرد، اما مردم ولایتمدار قم با جمعیتی کم نظیر و با شکوه علیه فتنه گران راه پیمایی کردند و همزمان گله مندی خود را از وضعیت کشور به گوش دولت رساندند.

یادداشت بعد را بخوانید [لینک]




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1396/01/13 - ساعت: 08:59

پایان برجام و برجام سازان

بسم الله النّور

پایان برجام آتش است، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.

نگران سرنوشت برجام سازان هستم، مبادا به آتش دوزخ ختم شود؟!!!



نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/12/8 - ساعت: 15:14

روزهای فلاکت بار شاه خائن در پایان عمر

 سگ ها به شاه خائن شرف داشتند

دیکتاتوری که خود را سایه خدا (!) می‌دانست و تمام عمر را در ناز و نعمت زندگی کرده، به دیگران امر و نهی کرده و اطرافیان را تحقیر کرده بود، در روزهای پایانی عمرش به خبرنگار بی.بی.سی می‌گوید: «امروز من آینده را پشت سرگذاشته‌ام، بیماری وجودم را تحلیل می‌برد و مثل پدرم در غربت خواهم مرد، ولی یک تفاوت وجود دارد [و آن این] که من توانستم 6 سال بعد از مرگ او جنازه‌اش را به وطن برگردانم، ولی گمان نمی‌کنم دیگر جنازه من هم به ایران برگردد».

دیکتاتور فراری مفلوک در مورد این­که آیا احساس پشیمانی دارد یا خیر، می‌گوید: «شاید در تقسیم املاک بین محرومان تعلل کردم. شاید نباید این طور با روحانیت درمی‌افتادم و شاید نمی‌بایست مسیر غربی ترقی را چنین می‌پیمودم. باید تجارت مشروبات الکلی را قدغن می‌کردم، بعضی کاباره‌ها و سینماها را تعطیل می کردم و با مواد مخدر مبارزه می‌کردم. حالا بعد از مرگم تنها سگ خانوادگی مان برایم خواهد گریست و دیگر هیچ!».

این موجود بدبخت و نگون بخت، همان دیکتاتوری است که در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۴۱ در یک سخنرانی و در شهر مقدس قم گفته بود: «امروز به شما می‌گویم، نه در تجربه و نه در عمل هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که بیش از من به خداوند و ائمه‌ی معصومین نزدیک است. از هزار سال پیش یا بیشتر فکرشان تکان نخورده، امروز دین مفت‌خوری از بین رفته ولی برای این‌ها چه فرقی می‌کند؟! من این روحانیت را صد برابر بدتر از توده‌ای های خائن می‌دانم».

چهار ماه بعد از یاوه سرایی شاه خائن، یک روحانی که بعدها مردم ایران او را امام خمینی(ره) نامیدند، در  تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۴۲، از همان شهر مقدس قم و از مدرسه فیضیه، خطاب به شاه خائن، سخنانی گفتند که سرآغازی بر قیام خونین ۱۵ خرداد و نهضت اسلامی مردم ایران بود. امام خمینی(ره) در آن سخنرانی، دیکتاتور زمان را مستقیماً مورد خطاب قرار دادند و فرمودند: «آقا! من به شما نصیحت میکنم؛ ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت میکنم: دست بردار از این کارها؛ آقا! اغفال دارند میکنند تو را، من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند؛ اگر دیکته میدهند دستت و میگویند بخوان، در اطرافش فکر کن،  نصیحت مرا بشنو؛ ربط ما بین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت می گوید از اسرائیل حرف نزنید؛ مگر شاه اسرائیلی است؟!»

این بیانات کوبنده، کاخ فرعون زمان را به لرزه درآورد، ولی محمد رضا، این دیکتاتور مغرور و سست اراده، نصیحت روح خدا را نفهمید و به کار نبست. شاه خائن دستور سرکوب نهضت را صادر کرد و شما می‌دانید که چه سرنوشت فلاکت باری برای خود و تاج و تخت کثیفش رقم زد!

نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) روز به روز گسترده تر و تنومندتر شد و در نهایت، شاه خائن در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۵۷ از کشور گریخت و مردم جشن گرفتند و خدا را شکر کردند و کمتر از یک ماه بعد، و در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی مردم ایران به پیروزی رسید و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با قدرت و صلابت شکل گرفت.

شاه خائن که به مصر گریخته بود و با سرطانی مشکوک و صعب العلاج دست و پنجه نرم می‌کرد، روزهای خفت باری را می گذراند. اغلب ساعات در تنهایی و افسردگی بود، اربابانش او را ترک کرده بودند، خانواده‌اش از او فراری بودند، اجازه مصاحبه نداشت و ملاقات هایش محدود بود. امام خمینی(ره) در اوج نهضت فرموده بودند: «شاه فقط یک راه دارد و آن خودکشی است» و حالا محمدرضا در مصر حقیقت کلام امام(ره) را با بندبند وجود مفلوک خود حس می‌کرد.

شاه خائن در پی روزنه امیدی از مصر به مراکش رفت و دوران آوارگی او که از لحظه فرار آغاز شده بود، پیچیده‌تر و ناامید کننده‌تر شد. باهاما، مکزیک و امریکا مقصد بعدی دیکتاتور بدبخت بودند. در امریکا او روند درمان خود را پی گرفت که به نظر می‌رسد امریکایی ها فرصتی یافتند تا با نادرمانی و جراحی های غیر اصولی مرگ نوکرِ تاریخ مصرف گذشته خود را جلو بیندازند. سپس ارباب، نوکر خود را اخراج کرد و او را به پاناما فرستاد و  دیکتاتور چندی بعد از پاناما راهی مصر شد.

دعای مردم ایران مستجاب شده بود. این­جانب شخصاً به یاد دارم که در سن ۸ سالگی و در تظاهرات، هم­صدا با سیل خروشان مردم انقلابی، از ته دل فریاد می زدیم:

ای شاه خائن آواره گردی

خاک وطن را ویرانه کردی

کشتی جوانان وطن، الله اکبر

کردی هزاران در کفن، الله اکبر

مرگ بر شاه، مرگ بر شاه.

مرگ بر شاه، مرگ بر شاه.

شاه فراری به سرنوشتی دچار شده بود که بدتر از آن قابل تصور نیست. شاه خائن در بیمارستانی با سیطره نظامیان بستری شد تا به خیال خود درمان شود، اما در یک عمل جراحی مشکوک، طحال او بیرون آورده شد که در نهایت موجب مرگ دیکتاتور گشت.

وقتی سران کاخ سفید از مرگ قریب الوقوع شاه خائن اطمینان یافتند، اجازه آخرین مصاحبه را به او دادند و در اوایل خرداد ۱۳۵۹ دو تن از خبرنگاران وابسته به سی.آی.اِیْ بر بالین شاهِ رو به موت حاضر شدند و بخش اعظم سخنان شاه مخلوع را منتشر نکردند و به رؤسای خود گزارش دادند.

بهترین سندی که از سخنان محمدرضا شاه خائن در دست است، همان جملاتی است که به خبرنگار بی.بی.سی گفته است: «امروز من آینده را پشت سرگذاشته‌ام، بیماری وجودم را تحلیل می‌برد و مثل پدرم در غربت خواهم مرد، ولی یک تفاوت وجود دارد [و آن این] که من توانستم 6 سال بعد از مرگ او جنازه‌اش را به وطن برگردانم، ولی گمان نمی‌کنم دیگر جنازه من هم به ایران برگردد. شاید در تقسیم املاک بین محرومان تعلل کردم. شاید نباید این طور با روحانیت درمی‌افتادم و شاید نمی‌بایست مسیر غربی ترقی را چنین می‌پیمودم. باید تجارت مشروبات الکلی را قدغن می‌کردم، بعضی کاباره‌ها و سینماها را تعطیل می کردم و با مواد مخدر مبارزه می‌کردم. حالا بعد از مرگم تنها سگ خانوادگی مان برایم خواهد گریست و دیگر هیچ!».

اما این شایدها دردی از دیکتاتور فراری دوا نکرد، تاریخ به عقب بازنگشت و جنایت‌های محمدرضا جبران نشد. دیکتاتور در بدترین درجه از ذلت و خواری، دور از وطن و خانواده مرد و در حالی به زباله‌دان تاریخ سقوط کرد که آرزو داشت دست‌کم سگ خانوادگی‌اش برای او عزاداری کند. شاه خائن مرد، در حالی که حتی سگ‌ها هم برایش گریه نکردند!




نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/08/20 - ساعت: 05:52

چرا ترامپ در انتخابات پیروز شد ؟!

ترامپ در انتخابات امریکا پیروز شد چون سیستم حکومتی و مناسبت‌های ناسالم موجود در آن، در نتیجه انتخابات دست نبرد و چه بسا این بار نتوانست دست ببرد.

پیش‌بندی بنده از انتخابات امریکا این بود که نمی‌گذارند ترامپ وارد کاخ سفید شود و گرنه در صورت وجود انتخابات تقریباً سالم، کمترین توقع پیروزی ترامپ بود. تحلیلی که ترامپ از وضعیت داخلی امریکا ارائه می‌داد و آنچه در مورد سیاست‌های غلط امریکا در به راه انداختن جنگ‌ها و ایجاد و حمایت تروریست‌هایی نظیر داعش ارائه می‌داد، مواردی بود که به دل قاطبه مردم امریکا می‌نشست.

ترامپ پیروز شد چون باید پیروز می‌شد و این‌که این روزها تحلیلگران وطنی از شگفت‌انگیزی پیروزی ترامپ می‌گویند، نظیر همان تحلیل‌های آبکی‌ای است که از غیر قابل پیش‌بینی بودن مردم خودمان در انتخابات‌ها می‌گویند. دوستان ضعف تحلیل و برآورد خودشان را به شگفتی‌ها نسبت می‌دهند!

اعتراف می‌کنم که بنده باور نمی‌کردم لابی‌های سیاسی فاسد امریکا اجازه دهند ترامپ رئیس جمهور شود و هنوز هم باور نمی‌کنم! حتی وقتی ترامپ در آرای الکترال از هیلاری پیش افتاد، هر لحظه منتظر شکایت هیلاری و ورود دستگاه قضایی امریکا و کنار زدن ترامپ بودم؛ درست همان کاری که در مورد گرگ بوش کردند و او را به ضرب و زور دادگاه وارد کاخ سفید کردند.

چند سال قبل از انتخاب اوباما، گفته بودم که رئیس جمهور بعدی امریکا یک سیاه پوست است! بنده علم غیب نداشتم و این را از مجموعه‌های پربیننده‌ای گفتم که در شبکه‌های تلویزیونی امریکا پخش می‌شد و رئیس جمهور امریکا در آن مجموعه‌ها یک سیاه پوست بود که دست بر قضا چهره‌ای نزدیک به اوباما داشت. اتفاقاً چند سال پیش سریالی در امریکا به نمایش درآمد که در آن رئیس جمهور امریکا یک زن بود که کاملاً اتفاقی (!) قیافه‌ای شبیه هیلاری کلینتون داشت. بله لابی‌های سیاسی کثیف امریکا در پی برگزیده شدن هیلاری کلینتون بودند و در این مسیر از هیچ تلاش و ترفندی فروگذار نکردند، اما این‌که چرا در انتخابات دست نبردند و اجازه دادند ترامپ برنده شود، سؤالی است که هنوز نمی‌توانم پاسخ قطعی بدان بدهم.




نظرات() 



تاریخ نگارش: شنبه 1395/08/15 - ساعت: 00:43

مرگ بر امریکا از یک پشتوانه محکم منطقی برخوردار است

 

من دو خطا را امروز می‌خواهم تصحیح کنم. دو اشتباه دارد تزریق می‌شود به افکار عمومی مردم ما. عامل این تزریق هم در درجه‌ی اوّل خود دستگاه استکبار و آمریکا هستند، و درجه‌ی دوّم بعضی آدم‌ها در داخل؛ آدم‌هایی که - من همه را متّهم نمی‌کنم - بعضی‌شان وابسته‌ی به تشکیلات سرویس‌های جاسوسی یا سیاسی یا مراکز خاصّ آمریکایی هستند، بعضی‌شان هم نه، وابستگی ندارند؛ ازنفس‌افتاده‌ها، پشیمان‌شده‌ها، بوی لذّت دنیا به مشامشان رسیده‌ها. آنها این فکر را، این دو خطا را دارند حواله می‌دهند به این‌ها، اینها هم در منبرهای مختلف، در جایگاه‌های مختلف، این را توسعه می‌دهند و گسترش می‌دهند؛ داخل دانشگاه، بیرون دانشگاه، در مطبوعات و جاهای مختلف. من این دو خطا را امروز می‌خواهم تصحیح کنم.

 یکی این‌که این‌جور تبلیغ می‌کنند که این‌که امام فرمود هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بزنید -که امروز هم همین حکم جاری است- از سر تعصّب و غرور است یعنی منطقی پشت سرش نیست؛ این را می‌خواهند ترویج کنند. می‌خواهند بگویند جوان‌های ما، انقلابیّون ما، مردم ما، مسئولین ما، که سینه سپر می‌کنند و در مقابل آمریکا می‌ایستند و نسبت به توطئه‌های او افشاگری می‌کنند، مردمان متعصّبی‌اند؛ کارشان از روی حمیّت جاهلی و از روی تعصّب است؛ این را می‌خواهند بیان بکنند. درحالی‌که درست ۱۸۰ درجه قضیّه عکس است. این‌که فرمود هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بزنید، پشتش یک منطق محکم وجود دارد. آن منطق این است که اساس سیاست آمریکا بر افزون‌طلبی و دست‌اندازی است. تاریخ آمریکا در این ۲۵۰ سالی که از عمر آن می‌گذرد، این را نشان می‌دهد.

سیاست کلّی آمریکا این است که امنیّت داخلی‌اش را به‌وسیله‌ی دست‌اندازی به کشورهای جهان و تصرّف مناطق نفوذ فراوان تأمین کند؛ این‌جور عمل می‌کنند؛ این سیاست آنها است. این سیاست را در منطقه‌ی غرب آسیا اِعمال کردند، در ایران در دوران طاغوت اِعمال کردند، در کشورهای همسایه‌ی ما اِعمال کردند.

اینکه گفتند در مقابل آمریکا بِایستید، هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید، به‌معنای دفاع از ارزشهاست؛ نه‌فقط ارزش‌های مخصوص مسلمان‌ها، دفاع از ارزش‌های انسانی!

امروز به اعتراف خود آمریکایی‌ها، دولت آمریکا و نظام آمریکا از ارزش‌های انسانی فرسنگ‌ها دور افتاده. این مناظره‌ی دو نامزد آمریکا [دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون] را دیدید؟ حقایقی که این‌ها بر زبان راندند دیدید؟ شنیدید؟ اینها آمریکا را افشا کردند. چند برابر چیزهایی را که ما می‌گفتیم و بعضی باور نمی‌کردند و نمی‌خواستند باور کنند، خود این‌ها گفتند؛ و جالب این است که آن که صریح‌تر گفت، بیشتر مورد توجّه مردم قرار گرفت. آن مرد چون واضح‌تر گفت، صریح‌تر گفت، مردم آمریکا بیشتر به او توجّه کردند. طرف مقابل گفت این پوپولیستی کار می‌کند؛ عوام‌گرایانه، چرا عوام‌گرایانه؟ برای خاطر اینکه حرف‌هایش را مردم نگاه می‌کردند، می‌دیدند درست است؛ در واقعیّات زندگی خودشان آن را می‌دیدند. ارزش‌های انسانی در آن کشور نابودشده و لگدمال‌شده است؛ تبعیض نژادی وجود دارد. همین چند روز قبل از این آن مرد در تبلیغات انتخاباتی‌اش ایستاد و گفت شما اگر رنگین‌پوست هستید، اگر سیاه‌پوست و سرخ‌پوست هستید، در خیابان‌های نیویورک و شیکاگو و واشنگتن و کالیفرنیا و غیرذلک وقتی راه می‌روید، نمی‌توانید مطمئن باشید که تا چند دقیقه‌ی دیگر زنده‌اید. شما ببینید! این حرف را کسی دارد می‌زند که انتظار دارد چند روز دیگر برود در کاخ سفید، بنشیند آمریکا را اداره کند. نژادپرستی آمریکا یعنی این.

 فقر آمریکایی‌ها را گفت ۴۴ میلیون نفر در آمریکا گرسنه‌اند. او گفت و دیگران هم گفتند که کمتر از یک درصد مردم آمریکا مالک نود درصد ثروت آمریکا هستند. ارزش‌های انسانی در آن‌جا لگدمال شده است؛ تبعیض، اختلاف، نژادپرستی، لگدمال کردن حقوق بشر. «مرگ بر آمریکا» که شما فریاد می‌زنید، این‌که گفتند «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید»، یعنی مرگ بر این چیزها. امام به‌خاطر همین چیزها گفت که هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بکشید.

 این‌ها همه یک طرف، یک طرف دیگر قضیّه و یک عامل مهمّ دیگر قضیّه هم این است که این‌ها همان روزهای اوّل، زمینه‌ی یک ضربه‌ی بزرگ به ملّت ایران را فراهم کردند، یعنی محمّدرضا را پناه دادند در آمریکا، برای اینکه او را نگه دارند، زمینه را فراهم کنند، عواملش را در اینجا تقویت کنند، خود او هم باشد، بعد همان کاری را که در ۲۸ مرداد سال ۳۲ انجام دادند -یعنی ۲۵ سال قبل از آن تاریخ- دومرتبه انجام بدهند. در ۲۸ مرداد هم محمّدرضا از ایران فرار کرد؛ انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها دست به دست هم دادند، مخفیانه آمدند داخل، از سفارت‌های گوناگون استفاده کردند، پناه گرفتند، عوامل خودشان را تجهیز کردند، آماده کردند، از غفلت آن روز مردم استفاده کردند، دومرتبه محمّدرضا را برگرداندند و همان برگرداندن بود که ۲۵ سال تسمه از گُرده‌ی این ملّت کشید و پدر این مردم را درآورد. اینها می‌خواستند این کار را دوباره انجام بدهند. امام جلوی این را گرفت، سد کرد، ملّت ایران را بیدار کرد و ملّت ایران بیدار شدند. بنابراین این شعار ضدّ آمریکایی، این فریاد کشیدن بر سر آمریکا از روی تعصّب نیست، از روی جهالت نیست، از روی لج‌بازی نیست؛ از روی منطق است؛ متّکی به یک پشتوانه و عقبه‌ی منطقی و فکری است. پس هم جوان‌های عزیز ما، هم کسانی که می‌نویسند و می‌گویند و دارای منبر هستند برای گفتن -منبر مطبوعات، منبر دانشگاه، منبر کلاس درس، منبرهای گوناگون- بدانند و توجّه کنند که اگر امروز ملّت ایران شعار ضدّ آمریکا می‌دهد و قبلاً هم در این سی و چند سال شعار می‌داده است، به خاطر یک منطق محکم است.


 در طول این سال‌ها هم ما هشت سال با صدّام جنگ داشتیم، آمریکایی‌ها پشت سر صدّام محکم ایستادند؛ هرچه توانستند به او کمک کردند. [آمریکایی‌ها] بعد از جنگ یک جور، قبل از شروع جنگ یک جور، در دوران جنگ یک جور، تا امروز یک جور، در قضیّه‌ی برجام یک جور، بعد از برجام یک جور [دشمنی کردند]. چند روز قبل از این، همین آقای مذاکره‌کننده‌ی آمریکایی [جان کری] صریحاً ایستاد و گفت -و در تلویزیون ما هم پخش شد- که ما بعد از برجام هم ایران را تحریم کردیم. آمریکا این است! ایستادگی ملّت ایران در مقابل آمریکا ایستادگی متّکی به منطق است. [پس] خطای اوّل این بود که می‌خواهند وانمود کنند مردم از روی لجاجت در مقابل آمریکا ایستاده‌اند. واقع قضیّه عکس این است؛ مردم از روی منطق در مقابل آمریکا ایستاده‌اند. این تصحیح خطای اوّل.

 خطای دوّم؛ فکر غلط و خطایی که این هم باز دارد به‌نحوی از سوی آمریکایی‌ها تزریق می‌شود و کسانی هم در داخل آن را ترویج می‌کنند و از اوّلی خطرناک‌تر است، این است که اگر ما با آمریکا سازش کنیم، مشکلات کشورمان حل خواهد شد، از آن اشتباهات عجیب‌وغریب و بسیار خطرناک [است که] اگر ما با آمریکا سازش کردیم، مشکلات کشور حل می‌شود. خب، حالا ده تا دلیل میشود شمرد برای اینکه این حرف غلط است، این حرف دروغ است، این حرف فریب است. سازش با آمریکا مشکلات کشور را به‌هیچ‌وجه حل نمی‌کند؛ نه مشکلات اقتصادی را، نه مشکلات سیاسی را، نه مشکلات امنیّتی را، نه مشکلات اخلاقی را، بلکه بدتر خواهد کرد. ده پانزده دلیل وجود دارد و می‌شود شمرد و ردیف کرد برای این قضیّه؛ آخری‌اش همین قضیّه‌ی برجام است. من چقدر در طول مذاکرات گفتم که این‌ها بدعهدند، اینها دروغ‌گویند، این‌ها پای حرفشان نمی‌ایستند؛ حالا ملاحظه می‌کنید! امروز آن کسی که دارد می‌گوید آنها بدعهدند دیگر من [فقط] نیستم؛ مسئولین محترم کشور، خود مذاکره‌کنندگان ما دارند می‌گویند.

----------------------------------------------------------------------- 

بیانات امام خامنه ای در در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان 12 آبان 1395:

متن ] لینک[

فیلم ] لینک[

صوت ] لینک[

تصاویر ] لینک[




نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/05/12 - ساعت: 22:30

آیا به باد دادن نفت کشور خوشحالی دارد؟

بسم الله النّور

 نفت کشور به جیب دشمنان می رود

از «خام فروشی» در نفت به «مفت فروشی» روی آوردهایم و با این کار منافع غرب (بخوانید دشمنان) را تأمین کردهایم، آن وقت رئیس جمهور مملکت از آن به عنوان موفقیت یاد می کند.

واقعاً آیا به باد دادن سرمایۀ ملی و تأمین منافع دشمنان این آب و خاک خوشحالی دارد؟!




نظرات() 





  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic