تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا - مطالب ابر امریکا
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: یکشنبه 1396/01/13 - ساعت: 07:59

پایان برجام و برجام سازان

بسم الله النّور

پایان برجام آتش است، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.

نگران سرنوشت برجام سازان هستم، مبادا به آتش دوزخ ختم شود؟!!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/12/8 - ساعت: 15:14

روزهای فلاکت بار شاه خائن در پایان عمر

 سگ ها به شاه خائن شرف داشتند

دیکتاتوری که خود را سایه خدا (!) می‌دانست و تمام عمر را در ناز و نعمت زندگی کرده، به دیگران امر و نهی کرده و اطرافیان را تحقیر کرده بود، در روزهای پایانی عمرش به خبرنگار بی.بی.سی می‌گوید: «امروز من آینده را پشت سرگذاشته‌ام، بیماری وجودم را تحلیل می‌برد و مثل پدرم در غربت خواهم مرد، ولی یک تفاوت وجود دارد [و آن این] که من توانستم 6 سال بعد از مرگ او جنازه‌اش را به وطن برگردانم، ولی گمان نمی‌کنم دیگر جنازه من هم به ایران برگردد».

دیکتاتور فراری مفلوک در مورد این­که آیا احساس پشیمانی دارد یا خیر، می‌گوید: «شاید در تقسیم املاک بین محرومان تعلل کردم. شاید نباید این طور با روحانیت درمی‌افتادم و شاید نمی‌بایست مسیر غربی ترقی را چنین می‌پیمودم. باید تجارت مشروبات الکلی را قدغن می‌کردم، بعضی کاباره‌ها و سینماها را تعطیل می کردم و با مواد مخدر مبارزه می‌کردم. حالا بعد از مرگم تنها سگ خانوادگی مان برایم خواهد گریست و دیگر هیچ!».

این موجود بدبخت و نگون بخت، همان دیکتاتوری است که در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۴۱ در یک سخنرانی و در شهر مقدس قم گفته بود: «امروز به شما می‌گویم، نه در تجربه و نه در عمل هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که بیش از من به خداوند و ائمه‌ی معصومین نزدیک است. از هزار سال پیش یا بیشتر فکرشان تکان نخورده، امروز دین مفت‌خوری از بین رفته ولی برای این‌ها چه فرقی می‌کند؟! من این روحانیت را صد برابر بدتر از توده‌ای های خائن می‌دانم».

چهار ماه بعد از یاوه سرایی شاه خائن، یک روحانی که بعدها مردم ایران او را امام خمینی(ره) نامیدند، در  تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۴۲، از همان شهر مقدس قم و از مدرسه فیضیه، خطاب به شاه خائن، سخنانی گفتند که سرآغازی بر قیام خونین ۱۵ خرداد و نهضت اسلامی مردم ایران بود. امام خمینی(ره) در آن سخنرانی، دیکتاتور زمان را مستقیماً مورد خطاب قرار دادند و فرمودند: «آقا! من به شما نصیحت میکنم؛ ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت میکنم: دست بردار از این کارها؛ آقا! اغفال دارند میکنند تو را، من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند؛ اگر دیکته میدهند دستت و میگویند بخوان، در اطرافش فکر کن،  نصیحت مرا بشنو؛ ربط ما بین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت می گوید از اسرائیل حرف نزنید؛ مگر شاه اسرائیلی است؟!»

این بیانات کوبنده، کاخ فرعون زمان را به لرزه درآورد، ولی محمد رضا، این دیکتاتور مغرور و سست اراده، نصیحت روح خدا را نفهمید و به کار نبست. شاه خائن دستور سرکوب نهضت را صادر کرد و شما می‌دانید که چه سرنوشت فلاکت باری برای خود و تاج و تخت کثیفش رقم زد!

نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) روز به روز گسترده تر و تنومندتر شد و در نهایت، شاه خائن در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۵۷ از کشور گریخت و مردم جشن گرفتند و خدا را شکر کردند و کمتر از یک ماه بعد، و در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی مردم ایران به پیروزی رسید و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با قدرت و صلابت شکل گرفت.

شاه خائن که به مصر گریخته بود و با سرطانی مشکوک و صعب العلاج دست و پنجه نرم می‌کرد، روزهای خفت باری را می گذراند. اغلب ساعات در تنهایی و افسردگی بود، اربابانش او را ترک کرده بودند، خانواده‌اش از او فراری بودند، اجازه مصاحبه نداشت و ملاقات هایش محدود بود. امام خمینی(ره) در اوج نهضت فرموده بودند: «شاه فقط یک راه دارد و آن خودکشی است» و حالا محمدرضا در مصر حقیقت کلام امام(ره) را با بندبند وجود مفلوک خود حس می‌کرد.

شاه خائن در پی روزنه امیدی از مصر به مراکش رفت و دوران آوارگی او که از لحظه فرار آغاز شده بود، پیچیده‌تر و ناامید کننده‌تر شد. باهاما، مکزیک و امریکا مقصد بعدی دیکتاتور بدبخت بودند. در امریکا او روند درمان خود را پی گرفت که به نظر می‌رسد امریکایی ها فرصتی یافتند تا با نادرمانی و جراحی های غیر اصولی مرگ نوکرِ تاریخ مصرف گذشته خود را جلو بیندازند. سپس ارباب، نوکر خود را اخراج کرد و او را به پاناما فرستاد و  دیکتاتور چندی بعد از پاناما راهی مصر شد.

دعای مردم ایران مستجاب شده بود. این­جانب شخصاً به یاد دارم که در سن ۸ سالگی و در تظاهرات، هم­صدا با سیل خروشان مردم انقلابی، از ته دل فریاد می زدیم:

ای شاه خائن آواره گردی

خاک وطن را ویرانه کردی

کشتی جوانان وطن، الله اکبر

کردی هزاران در کفن، الله اکبر

مرگ بر شاه، مرگ بر شاه.

مرگ بر شاه، مرگ بر شاه.

شاه فراری به سرنوشتی دچار شده بود که بدتر از آن قابل تصور نیست. شاه خائن در بیمارستانی با سیطره نظامیان بستری شد تا به خیال خود درمان شود، اما در یک عمل جراحی مشکوک، طحال او بیرون آورده شد که در نهایت موجب مرگ دیکتاتور گشت.

وقتی سران کاخ سفید از مرگ قریب الوقوع شاه خائن اطمینان یافتند، اجازه آخرین مصاحبه را به او دادند و در اوایل خرداد ۱۳۵۹ دو تن از خبرنگاران وابسته به سی.آی.اِیْ بر بالین شاهِ رو به موت حاضر شدند و بخش اعظم سخنان شاه مخلوع را منتشر نکردند و به رؤسای خود گزارش دادند.

بهترین سندی که از سخنان محمدرضا شاه خائن در دست است، همان جملاتی است که به خبرنگار بی.بی.سی گفته است: «امروز من آینده را پشت سرگذاشته‌ام، بیماری وجودم را تحلیل می‌برد و مثل پدرم در غربت خواهم مرد، ولی یک تفاوت وجود دارد [و آن این] که من توانستم 6 سال بعد از مرگ او جنازه‌اش را به وطن برگردانم، ولی گمان نمی‌کنم دیگر جنازه من هم به ایران برگردد. شاید در تقسیم املاک بین محرومان تعلل کردم. شاید نباید این طور با روحانیت درمی‌افتادم و شاید نمی‌بایست مسیر غربی ترقی را چنین می‌پیمودم. باید تجارت مشروبات الکلی را قدغن می‌کردم، بعضی کاباره‌ها و سینماها را تعطیل می کردم و با مواد مخدر مبارزه می‌کردم. حالا بعد از مرگم تنها سگ خانوادگی مان برایم خواهد گریست و دیگر هیچ!».

اما این شایدها دردی از دیکتاتور فراری دوا نکرد، تاریخ به عقب بازنگشت و جنایت‌های محمدرضا جبران نشد. دیکتاتور در بدترین درجه از ذلت و خواری، دور از وطن و خانواده مرد و در حالی به زباله‌دان تاریخ سقوط کرد که آرزو داشت دست‌کم سگ خانوادگی‌اش برای او عزاداری کند. شاه خائن مرد، در حالی که حتی سگ‌ها هم برایش گریه نکردند!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/08/20 - ساعت: 05:52

چرا ترامپ در انتخابات پیروز شد ؟!

ترامپ در انتخابات امریکا پیروز شد چون سیستم حکومتی و مناسبت‌های ناسالم موجود در آن، در نتیجه انتخابات دست نبرد و چه بسا این بار نتوانست دست ببرد.

پیش‌بندی بنده از انتخابات امریکا این بود که نمی‌گذارند ترامپ وارد کاخ سفید شود و گرنه در صورت وجود انتخابات تقریباً سالم، کمترین توقع پیروزی ترامپ بود. تحلیلی که ترامپ از وضعیت داخلی امریکا ارائه می‌داد و آنچه در مورد سیاست‌های غلط امریکا در به راه انداختن جنگ‌ها و ایجاد و حمایت تروریست‌هایی نظیر داعش ارائه می‌داد، مواردی بود که به دل قاطبه مردم امریکا می‌نشست.

ترامپ پیروز شد چون باید پیروز می‌شد و این‌که این روزها تحلیلگران وطنی از شگفت‌انگیزی پیروزی ترامپ می‌گویند، نظیر همان تحلیل‌های آبکی‌ای است که از غیر قابل پیش‌بینی بودن مردم خودمان در انتخابات‌ها می‌گویند. دوستان ضعف تحلیل و برآورد خودشان را به شگفتی‌ها نسبت می‌دهند!

اعتراف می‌کنم که بنده باور نمی‌کردم لابی‌های سیاسی فاسد امریکا اجازه دهند ترامپ رئیس جمهور شود و هنوز هم باور نمی‌کنم! حتی وقتی ترامپ در آرای الکترال از هیلاری پیش افتاد، هر لحظه منتظر شکایت هیلاری و ورود دستگاه قضایی امریکا و کنار زدن ترامپ بودم؛ درست همان کاری که در مورد گرگ بوش کردند و او را به ضرب و زور دادگاه وارد کاخ سفید کردند.

چند سال قبل از انتخاب اوباما، گفته بودم که رئیس جمهور بعدی امریکا یک سیاه پوست است! بنده علم غیب نداشتم و این را از مجموعه‌های پربیننده‌ای گفتم که در شبکه‌های تلویزیونی امریکا پخش می‌شد و رئیس جمهور امریکا در آن مجموعه‌ها یک سیاه پوست بود که دست بر قضا چهره‌ای نزدیک به اوباما داشت. اتفاقاً چند سال پیش سریالی در امریکا به نمایش درآمد که در آن رئیس جمهور امریکا یک زن بود که کاملاً اتفاقی (!) قیافه‌ای شبیه هیلاری کلینتون داشت. بله لابی‌های سیاسی کثیف امریکا در پی برگزیده شدن هیلاری کلینتون بودند و در این مسیر از هیچ تلاش و ترفندی فروگذار نکردند، اما این‌که چرا در انتخابات دست نبردند و اجازه دادند ترامپ برنده شود، سؤالی است که هنوز نمی‌توانم پاسخ قطعی بدان بدهم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1395/08/15 - ساعت: 00:43

مرگ بر امریکا از یک پشتوانه محکم منطقی برخوردار است

 

من دو خطا را امروز می‌خواهم تصحیح کنم. دو اشتباه دارد تزریق می‌شود به افکار عمومی مردم ما. عامل این تزریق هم در درجه‌ی اوّل خود دستگاه استکبار و آمریکا هستند، و درجه‌ی دوّم بعضی آدم‌ها در داخل؛ آدم‌هایی که - من همه را متّهم نمی‌کنم - بعضی‌شان وابسته‌ی به تشکیلات سرویس‌های جاسوسی یا سیاسی یا مراکز خاصّ آمریکایی هستند، بعضی‌شان هم نه، وابستگی ندارند؛ ازنفس‌افتاده‌ها، پشیمان‌شده‌ها، بوی لذّت دنیا به مشامشان رسیده‌ها. آنها این فکر را، این دو خطا را دارند حواله می‌دهند به این‌ها، اینها هم در منبرهای مختلف، در جایگاه‌های مختلف، این را توسعه می‌دهند و گسترش می‌دهند؛ داخل دانشگاه، بیرون دانشگاه، در مطبوعات و جاهای مختلف. من این دو خطا را امروز می‌خواهم تصحیح کنم.

 یکی این‌که این‌جور تبلیغ می‌کنند که این‌که امام فرمود هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بزنید -که امروز هم همین حکم جاری است- از سر تعصّب و غرور است یعنی منطقی پشت سرش نیست؛ این را می‌خواهند ترویج کنند. می‌خواهند بگویند جوان‌های ما، انقلابیّون ما، مردم ما، مسئولین ما، که سینه سپر می‌کنند و در مقابل آمریکا می‌ایستند و نسبت به توطئه‌های او افشاگری می‌کنند، مردمان متعصّبی‌اند؛ کارشان از روی حمیّت جاهلی و از روی تعصّب است؛ این را می‌خواهند بیان بکنند. درحالی‌که درست ۱۸۰ درجه قضیّه عکس است. این‌که فرمود هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بزنید، پشتش یک منطق محکم وجود دارد. آن منطق این است که اساس سیاست آمریکا بر افزون‌طلبی و دست‌اندازی است. تاریخ آمریکا در این ۲۵۰ سالی که از عمر آن می‌گذرد، این را نشان می‌دهد.

سیاست کلّی آمریکا این است که امنیّت داخلی‌اش را به‌وسیله‌ی دست‌اندازی به کشورهای جهان و تصرّف مناطق نفوذ فراوان تأمین کند؛ این‌جور عمل می‌کنند؛ این سیاست آنها است. این سیاست را در منطقه‌ی غرب آسیا اِعمال کردند، در ایران در دوران طاغوت اِعمال کردند، در کشورهای همسایه‌ی ما اِعمال کردند.

اینکه گفتند در مقابل آمریکا بِایستید، هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید، به‌معنای دفاع از ارزشهاست؛ نه‌فقط ارزش‌های مخصوص مسلمان‌ها، دفاع از ارزش‌های انسانی!

امروز به اعتراف خود آمریکایی‌ها، دولت آمریکا و نظام آمریکا از ارزش‌های انسانی فرسنگ‌ها دور افتاده. این مناظره‌ی دو نامزد آمریکا [دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون] را دیدید؟ حقایقی که این‌ها بر زبان راندند دیدید؟ شنیدید؟ اینها آمریکا را افشا کردند. چند برابر چیزهایی را که ما می‌گفتیم و بعضی باور نمی‌کردند و نمی‌خواستند باور کنند، خود این‌ها گفتند؛ و جالب این است که آن که صریح‌تر گفت، بیشتر مورد توجّه مردم قرار گرفت. آن مرد چون واضح‌تر گفت، صریح‌تر گفت، مردم آمریکا بیشتر به او توجّه کردند. طرف مقابل گفت این پوپولیستی کار می‌کند؛ عوام‌گرایانه، چرا عوام‌گرایانه؟ برای خاطر اینکه حرف‌هایش را مردم نگاه می‌کردند، می‌دیدند درست است؛ در واقعیّات زندگی خودشان آن را می‌دیدند. ارزش‌های انسانی در آن کشور نابودشده و لگدمال‌شده است؛ تبعیض نژادی وجود دارد. همین چند روز قبل از این آن مرد در تبلیغات انتخاباتی‌اش ایستاد و گفت شما اگر رنگین‌پوست هستید، اگر سیاه‌پوست و سرخ‌پوست هستید، در خیابان‌های نیویورک و شیکاگو و واشنگتن و کالیفرنیا و غیرذلک وقتی راه می‌روید، نمی‌توانید مطمئن باشید که تا چند دقیقه‌ی دیگر زنده‌اید. شما ببینید! این حرف را کسی دارد می‌زند که انتظار دارد چند روز دیگر برود در کاخ سفید، بنشیند آمریکا را اداره کند. نژادپرستی آمریکا یعنی این.

 فقر آمریکایی‌ها را گفت ۴۴ میلیون نفر در آمریکا گرسنه‌اند. او گفت و دیگران هم گفتند که کمتر از یک درصد مردم آمریکا مالک نود درصد ثروت آمریکا هستند. ارزش‌های انسانی در آن‌جا لگدمال شده است؛ تبعیض، اختلاف، نژادپرستی، لگدمال کردن حقوق بشر. «مرگ بر آمریکا» که شما فریاد می‌زنید، این‌که گفتند «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید»، یعنی مرگ بر این چیزها. امام به‌خاطر همین چیزها گفت که هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بکشید.

 این‌ها همه یک طرف، یک طرف دیگر قضیّه و یک عامل مهمّ دیگر قضیّه هم این است که این‌ها همان روزهای اوّل، زمینه‌ی یک ضربه‌ی بزرگ به ملّت ایران را فراهم کردند، یعنی محمّدرضا را پناه دادند در آمریکا، برای اینکه او را نگه دارند، زمینه را فراهم کنند، عواملش را در اینجا تقویت کنند، خود او هم باشد، بعد همان کاری را که در ۲۸ مرداد سال ۳۲ انجام دادند -یعنی ۲۵ سال قبل از آن تاریخ- دومرتبه انجام بدهند. در ۲۸ مرداد هم محمّدرضا از ایران فرار کرد؛ انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها دست به دست هم دادند، مخفیانه آمدند داخل، از سفارت‌های گوناگون استفاده کردند، پناه گرفتند، عوامل خودشان را تجهیز کردند، آماده کردند، از غفلت آن روز مردم استفاده کردند، دومرتبه محمّدرضا را برگرداندند و همان برگرداندن بود که ۲۵ سال تسمه از گُرده‌ی این ملّت کشید و پدر این مردم را درآورد. اینها می‌خواستند این کار را دوباره انجام بدهند. امام جلوی این را گرفت، سد کرد، ملّت ایران را بیدار کرد و ملّت ایران بیدار شدند. بنابراین این شعار ضدّ آمریکایی، این فریاد کشیدن بر سر آمریکا از روی تعصّب نیست، از روی جهالت نیست، از روی لج‌بازی نیست؛ از روی منطق است؛ متّکی به یک پشتوانه و عقبه‌ی منطقی و فکری است. پس هم جوان‌های عزیز ما، هم کسانی که می‌نویسند و می‌گویند و دارای منبر هستند برای گفتن -منبر مطبوعات، منبر دانشگاه، منبر کلاس درس، منبرهای گوناگون- بدانند و توجّه کنند که اگر امروز ملّت ایران شعار ضدّ آمریکا می‌دهد و قبلاً هم در این سی و چند سال شعار می‌داده است، به خاطر یک منطق محکم است.


 در طول این سال‌ها هم ما هشت سال با صدّام جنگ داشتیم، آمریکایی‌ها پشت سر صدّام محکم ایستادند؛ هرچه توانستند به او کمک کردند. [آمریکایی‌ها] بعد از جنگ یک جور، قبل از شروع جنگ یک جور، در دوران جنگ یک جور، تا امروز یک جور، در قضیّه‌ی برجام یک جور، بعد از برجام یک جور [دشمنی کردند]. چند روز قبل از این، همین آقای مذاکره‌کننده‌ی آمریکایی [جان کری] صریحاً ایستاد و گفت -و در تلویزیون ما هم پخش شد- که ما بعد از برجام هم ایران را تحریم کردیم. آمریکا این است! ایستادگی ملّت ایران در مقابل آمریکا ایستادگی متّکی به منطق است. [پس] خطای اوّل این بود که می‌خواهند وانمود کنند مردم از روی لجاجت در مقابل آمریکا ایستاده‌اند. واقع قضیّه عکس این است؛ مردم از روی منطق در مقابل آمریکا ایستاده‌اند. این تصحیح خطای اوّل.

 خطای دوّم؛ فکر غلط و خطایی که این هم باز دارد به‌نحوی از سوی آمریکایی‌ها تزریق می‌شود و کسانی هم در داخل آن را ترویج می‌کنند و از اوّلی خطرناک‌تر است، این است که اگر ما با آمریکا سازش کنیم، مشکلات کشورمان حل خواهد شد، از آن اشتباهات عجیب‌وغریب و بسیار خطرناک [است که] اگر ما با آمریکا سازش کردیم، مشکلات کشور حل می‌شود. خب، حالا ده تا دلیل میشود شمرد برای اینکه این حرف غلط است، این حرف دروغ است، این حرف فریب است. سازش با آمریکا مشکلات کشور را به‌هیچ‌وجه حل نمی‌کند؛ نه مشکلات اقتصادی را، نه مشکلات سیاسی را، نه مشکلات امنیّتی را، نه مشکلات اخلاقی را، بلکه بدتر خواهد کرد. ده پانزده دلیل وجود دارد و می‌شود شمرد و ردیف کرد برای این قضیّه؛ آخری‌اش همین قضیّه‌ی برجام است. من چقدر در طول مذاکرات گفتم که این‌ها بدعهدند، اینها دروغ‌گویند، این‌ها پای حرفشان نمی‌ایستند؛ حالا ملاحظه می‌کنید! امروز آن کسی که دارد می‌گوید آنها بدعهدند دیگر من [فقط] نیستم؛ مسئولین محترم کشور، خود مذاکره‌کنندگان ما دارند می‌گویند.

----------------------------------------------------------------------- 

بیانات امام خامنه ای در در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان 12 آبان 1395:

متن ] لینک[

فیلم ] لینک[

صوت ] لینک[

تصاویر ] لینک[




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/05/12 - ساعت: 21:30

آیا به باد دادن نفت کشور خوشحالی دارد؟

بسم الله النّور

 نفت کشور به جیب دشمنان می رود

از «خام فروشی» در نفت به «مفت فروشی» روی آوردهایم و با این کار منافع غرب (بخوانید دشمنان) را تأمین کردهایم، آن وقت رئیس جمهور مملکت از آن به عنوان موفقیت یاد می کند.

واقعاً آیا به باد دادن سرمایۀ ملی و تأمین منافع دشمنان این آب و خاک خوشحالی دارد؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: جمعه 1395/02/31 - ساعت: 04:56

چرا امریکا با پیشرفت های هسته ای ایران مخالف است؟

بسم الله النّور

 ایالات متحده جنایت

درست است که کشور مغرور، مستکبر و الحادی امریکا با هرگونه پیشرفت کشورهای مستقل مخالف است و دلیل اصلی مخالفت امریکا با برنامۀ هستهای جمهوری اسلامی ایران، خوی استکباری و مخالفت با پیشرفت علمی و فنّی یک کشور آزاد، مسلمان و انقلابی است، اما بنده باور نمیکنم که مخالفت این کشور با توان هستهای کشور عزیزمان صرفاً علمی، فنّی و تجاری باشد. اگر سؤالات زیر را مطالعه بفرمایید، متوجه منظور بندۀ حقیر خواهید شد:

۱- تنها کشوری که تا کنون از سلاح هستهای استفاده کرده، کدام کشور بوده است؟

۲- امریکا از توان نظامی و به ویژه از قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران مطلع است، به نظر شما اگر روزی بخواهد با ایران وارد جنگ شود، و اگر بخواهد دست برتر داشته باشد، از چه سلاحی استفاده خواهد کرد؟

۳- می دانیم که نابودی رژیم صهیونیستی حتمی است، به نظر شما آیا ممکن نیست این رژیم منحوس، در نفسهای آخر خود - قبل از نابودی - به فکر حمله به جمهوری اسلامی ایران بیفتد؟ و اگر پاسخ مثبت باشد، وقتی رژیم صهیونیستی نابودی خود را قطعی ببیند، به نظر شما از چه سلاحی علیه کشور عزیزمان استفاده خواهد کرد؟

۴- امریکا میداند که جمهوری اسلامی ایران به دنبال ساخت، آزمایش و تولید سلاح هستهای نیست، اما نمیداند که اگر به ایران حملۀ هستهای شود، همچنان از ساخت سلاح هستهای حذر خواهد کرد یا به فکر تلافی خواهد افتاد.

***
حالا متوجه شدید که چرا بنده فکر میکنم مخالفت امریکای جنایتکار با پیشرفتهای هستهای کشورمان، صرفاً علمی، فنّی و تجاری نیست؟!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/01/15 - ساعت: 06:46

امریکا اصل نظام را نشانه گرفته است.

محسن رضایی

محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد جنجال امریکا و چند کشور اروپایی در مورد برنامه دفاعی موشکی ایران گفت: «بنده منتظر چنین خبری بودم و دلیل آن این است که آمریکایی‌ها برنامه‌ای را علیه ما چیده‌اند که مسئله هسته‌ای گام اول آن بود و پس از آن مسائل موشکی بود و آنها می‌خواهند بعد از این دو مسئله مباحث حقوق بشری را مطرح کرده و کم‌کم وارد بحث سپاه پاسداران شوند و نهایتاً بگویند که شما دست از این نظام بکشید.»

***

آمریکا در گذشته با جنگ و درگیری می‌خواست ما را به عقب براند و حالا فرمول جدیدی پیدا کرده است؛ لذا من منتظر چنین موضوعی بودم. حتی آنها چند بار زودتر می‌خواستند در کنگره آمریکا علیه جمهوری اسلامی قطعنامه صادر کنند ولی آقای اوباما به آنها گفته بود: الآن موقع این کار نیست و چند ماه بعد از برجام وارد این موضوع شوید.

*

آمریکایی‌ها علیه سیستم دفاعی ما برنامه‌ دارند و می‌خواهند این موضوع را پیگیری و دنبال کنند.

*

پس از برجام و همکاری که ایران در مذاکرات با آنها کرد و فضای جدیدی از تعامل ما با غرب به وجود آمد، آنها نباید به این زودی وارد این حساسیت‌ها می‌شدند و باید 4 تا 5 سال می‌گذشت و تعامل و ارتباط میان ما و غرب به وجود می‌آمد و پس از آن میز گفت‌وگوی جدیدی را باز می‌کردند. از شتاب‌زدگی آمریکا می‌توان فهمید کاری که آنها انجام داده‌اند از موضع تعامل و گفت‌وگو نیست و باید مسئله دیگری پشت صحنه باشد چرا که امروز ایران بخش مهمی از توان دفاعی خود را روی موشک‌ها گذاشته است و موشک تبدیل به توان بازدارنده‌ای برای ما شده است. آنها به‌دنبال این هستند که این امکان را از ما بگیرند، یا تولید و استفاده از موشک را به حدی ببرند که دست برتر را خودشان در منطقه داشته باشند و زمانی که موازنه قوا به‌نفع آنها تغییر کند و اسرائیل بتواند ما را تهدید کند و ما نتوانیم جواب بدهیم، آنها به مطلوب خود رسیده‌اند و کشوری که نمی‌تواند جواب تهدیدات خود را بدهد، دستش‌ بالا است؛ بنابراین نگرانی آمریکا بحث هسته‌ای نیست بلکه بحث موشکی است. آنها در خصوص بحث موشکی 2 دیدگاه دارند؛ اول این که این فضا را طرح کنند که "ما به ساخت موشک در ایران اطمینان نداریم و موشک‌ها می‌تواند حامل کلاهک هسته‌ای باشند" و پس از آن و با باز شدن این فضا بگویند که "ما باید بازرسی کنیم" و بازرسی کردن به این معنی است که وارد پادگان‌های ما شوند و موشک‌های‌مان را تست کرده و برد و قابلیت آن را بفهمند و سپس تمام این اطلاعات را به اسرائیل و کسانی که می‌خواهند به ما حمله کنند، بدهند، وقتی آنها سلاح ما را بشناسند می‌توانند ضد آن را تولید کنند.

غربی‌ها و آمریکایی‌ها نمی‌دانند که سلاح‌های موشکی ما چه‌مقدار برد تخریب دارد ولی اگر این اطلاعات را به دست آورند، می‌توانند ضد آن را درست کنند و در مواجهه‌ای که ما با آنها داریم تأثیرگذاری خود را در دفاع از خودمان از دست می‌دهیم.

*

 آنها می‌دانند که موشک در نظام دفاعی ما چه جایگاهی دارد و به همین دلیل ما امروز قدرت اول منطقه هستیم، یعنی می‌توانیم از وقوع جنگ جلوگیری کرده و اگر جنگی علیه ما اتفاق بیفتد، می‌توانیم با شکست مواجه کنیم. در واقع آمریکا و غربی‌ها می‌خواهند ایران را از قدرت اول منطقه بودن پایین بیاورند. ما می‌توانیم از وقوع هر جنگی که بخواهد علیه ما اتفاق بیفتد، جلوگیری کنیم و حتی در صورت اتفاق، آن را خنثی کنیم. سند ما 27 سال گذشته است.

*

از زمان پایان جنگ، آمریکا 2 بار و اسرائیل 3 بار می‌خواستند به جمهوری اسلامی ایران حمله کنند ولی نتوانستند. من این موضوع را از روی اطلاعات می‌گویم. خاطرات آقای بوش اینها را بازگو می‌کند. رئیس ستاد ارتش آمریکا در زمان بوش، اخیراً گفته بود: بوش دستور داده بود که آماده حمله به ایران شوند و پنتاگون نیز آماده شده بود ولی ژنرال‌های آمریکایی برآورد کردند که اگر به ایران حمله کنند، ایران نیز می‌تواند مقابله به مثل کند؛ لذا ما به بوش گفتیم که دست از این دستور بردارید. اسرائیل نیز 3 بار می‌خواست به جمهوری اسلامی ایران حمله کند؛ بین وزیر دفاع قبلی اسرائیل و نتانیاهو درگیری وجود داشت که چرا او نیات 8 سال پیش را بیان کرده بود؛ او گفته بود که قرار بود به ایران حمله کنیم اما در کابینه رأی‌گیری انجام شد و 7 به 8 با یک رأی اختلاف قرار شد حمله نکنیم. سؤال بنده این است: چه عاملی باعث شد این آرامش در ایران حاصل و از وقوع جنگ جلوگیری شود؟ جواب این سؤال سیستم بازدارندگی ایران است که بخش مهم آن توان موشکی ایران است. اصولاً کشورهای جهان هرروز در حال گسترش اقتدار خود هستند. اگر ما در این سطح خود بمانیم 5 سال دیگر فاصله اسرائیل با ما زیاد می‌شود. ما مرتب دقت موشک‌های خود را بالا می‌بریم؛ در گذشته اگر 2 تا 3 کیلومتر اختلاف وجود دارد الآن به چند متر رسیده و ما قصد داریم آن را به چند سانتی‌متر برسانیم.

هرچه قدر دقت موشکی آنها بیشتر از ما باشد ما خسارت بیشتری می‌بینیم و قدرت بازدارندگی ما نیز کمتر می‌شود بنابراین آمریکا و غربی‌ها به دنبال این هستند که قدرت توسعه ما را محدود کرده و قدرت بازدارندگی را از ما بگیرند. از کجا ما به این موضوع پی بردیم که باید به دنبال موشک باشیم؟ این موضوع در اثر تجربه ذی‌قیمتی بود که در زمان جنگ به دست آوردیم. زمانی که جنگ عراق علیه ایران شروع شد و ما با عراق روبرو شدیم، عراق از سال دوم به ایران موشک زد و وقتی ما زرادخانه‌های ارتش را جستجو کردیم، دیدیم که هیچ موشکی برای مقابله با ارتش عراق نداریم. ارتش ایران در زمان شاه سلاح‌های پیشرفته‌ای مانند هواپیماهای مدرن داشت، ولی این سلاح‌ها به گونه‌ای تنظیم شده بود که ما را محتاج آمریکا می‌کرد.

ما باید با عراق مقابله به مثل می‌کردیم لذا با هزار بدبختی از سرهنگ قذافی تعدادی موشک گرفتیم و زمانی که خواستیم آن موشک‌ها را شلیک کنیم، افسران قذافی قهر کردند و به سفارت لیبی در ایران رفتند و قطعات مدرن موشک‌ها را نیز با خود بردند. در همین زمان عراق شروع به بمباران شدید ایران کرد و ما دیدیم که هیچ موشکی نداریم. من در آن زمان شهید تهرانی‌مقدم را خواستم و به وی گفتم که شما باید با غیرت انقلابی خود در اسرع وقت موشک آماده کنید؛ کمتر از 2 تا 3 هفته آنها این سیستم را آماده کرده و ما اولین موشک را به بغداد زدیم که به بانک رافدین در بغداد اصابت کرد.

بعد از اصابت این موشک، صدام تا یک هفته می‌گفت که این عملیات خرابکاری بوده و بعد از یک هفته قبول کرد که موشک بوده و حتی می‌گفت روس‌ها در ساخت این موشک به ایران کمک کرده‌اند در حالی که روس‌ها به صدام کمک می‌کردند، بنابراین ما در جنگ به این نتیجه رسیدیم که باید کمبود موشکی ایران را حل کنیم. عراق در طول جنگ 170 موشک به ایران زد، ولی ما حداکثر 80 موشک به آنها زدیم. همچنین براساس آمارها در اثر بمباران و موشک‌باران از 172 هزار شهید، 16 هزار شهید مربوط به بمباران هوایی و موشک بود، آیا ملتی که این تجربه را دارند می‌تواند موشک را رها کند؟ ما بعد از جنگ متوجه شدیم که در دفاع خلاء داریم لذا کار را پیگیری کردیم.

آمریکا و غرب می‌دانند که پیشرفت موشکی یکی از عوامل اقتدار ما و امنیت ملی ما در منطقه است و می‌خواهند آن را از ما بگیرند.

در منطقه ما عربستان 100 موشک دارد، برد برخی موشک‌های عربستان به 2 هزار و 800 کیلومتر می‌رسد و اسرائیل موشک‌های بالستیک دارد و می‌تواند تمام شهرهای ایران را بزند. کشور ما در چهار راه منافع بین‌المللی قرار دارد و هر 30 سال در ایران جنگ رخ داده است، البته نمی‌خواهم بگویم که 3 سال دیگر در ایران جنگ می‌شود اما شاهد جنگ جهانی اول و دوم بودیم که در ایران نیز رخ داد. اگر ما جلوی داعش در سوریه و عراق را نگرفته بودیم امروز در تهران درگیری داشتیم.بنابراین ما در سرزمینی هستیم که می‌توانیم نام آن را پل جهانی بگذاریم و تمام منافع جهانی از این سرزمین عبور می‌کند.

ممکن است ژاپن نیازی به امنیت مثل ما نداشته باشد ولی ما در قله‌ای قرار داریم که همه می‌خواهند به آن حمله کرده و قله را بگیرند لذا ما باید در این قله، امنیت و آرامش را برای مردم خود ایجاد کنیم.

*

اگر عباس‌میرزا را زنده کنیم و بگوییم که این بحث‌ها مطرح است، او چه می‌کند؟ دو دستی بر سرش می‌زند و می‌گوید که سمرقند و بخارا چه شد، در واقع یکی از دلایلی که نصف ایران جدا شد به خاطر این تفکرات روشنفکری بود که وارد کشور شد و پشتوانه اقتدار و تمامیت عرضی ما را متزلزل کرد. کسانی که می‌گویند ایران نباید موشک داشته باشد و مدعی دلسوزی برای کشور هستند چرا تاریخ گذشته را نمی‌خوانند یا اگر می‌خوانند و این حرف را می‌زنند پس خیانت آشکار به کشور می‌کنند. مگر ما می‌توانیم یک بار دیگر اجازه دهیم که صحنه‌های تلخ تاریخی دوباره اتفاق بیفتد.

برخی معتقدند دنیای امروز دنیای موشک نیست و دنیای مذاکره است، پس چرا آمریکا موشک‌های خود را توسعه می‌دهد؟ دیدیم که حرف‌های آقای ترامپ نامزد ریاست جمهوری آمریکا موجب شگفتی شده و آقای اوباما در جلسه هسته‌ای گفت که حرف‌های او خطرناک است و گفته که داعش به زودی دست به سلاح هسته‌ای می‌زند.

 

ما در غرب علاقه‌ای نمی‌بینیم که دنیا به سمت صلح برود، ما موشک‌ها را برای صلح و امنیت می‌خواهیم و می‌خواهیم که امنیت منطقه را حفظ کنیم و از جنگ در کشور جلوگیری شود؛ گفت‌وگو را نیز نفی نمی‌کنیم. اگر گفت‌وگو، گفت‌وگوی بدون موشک باشد، کمتر از 48 ساعت کشور ما را به هم می‌ریزند. حتی دیدیم که در جریان مذاکرات هسته‌ای کارشکنی عربستانی‌ها بیشتر از رژیم صهیونیستی بود، بنابراین اگر اقتدار و موشک را در اختیار نداشته باشیم، رقبای ما در منطقه مشکل ایجاد خواهند کرد.

مسئله موشکی برای ما مسئله بسیار مهمی است، برخی مسائل مانند موضوع موشک قابل مذاکره نیست و ما نمی‌توانیم به کسی اجازه دهیم که وارد حریم دفاعی ما شود.

 

حساسیت‌های آمریکا و متحدینش در مورد برگزاری رزمایش‌های موشکی عجیب است؛ رزمایش همیشه در ایران برگزار می‌شده و این مسئله خبر جدیدی نیست. ما 10 سال است که رزمایش موشکی برگزار می‌کنیم اما در 2 سال اخیر برادران‌مان در سپاه جهت همکاری با دولت رزمایش‌های خود را تبلیغاتی نمی‌کردند تا دوستان‌مان در جریان مذاکرات هسته‌ای فرصت گفت‌وگو را داشته باشند. مسائل موشکی ما با برجام هیچ ارتباطی ندارد، رزمایش یک نوع عملیات است و وقتی ما رزمایش موشکی برگزار می‌کنیم باعث می‌شود کسانی که به فکر تهدید ایران هستند، عقب زده شوند و متوجه می‌شوند که امروز دیروز نیست؛ همچنین با برگزاری رزمایش‌های موشکی آمادگی نیروهای موشکی ما بالاتر می‌رود و می‌توانیم موشک‌های خود را تست کنیم.

*

ایران بعد از برجام از بُعد خارجی تغییر پیدا کرده است و پس از 12 سال آمریکا نتوانسته الگوی انزواسازی ایران را پیش بگیرد؛ حتی نخست وزیر کانادا اخیرا گفته که ما از تحریم‌های ایران زیان زیادی دیدیم. اما این که آمریکایی‌ها آیا به تعهدات‌شان عمل می‌کنند یا خیر، باید بگویم پیش‌بینی و تحلیل‌ها این است که آمریکا به تعهدات خود عمل نمی‌کند و ممکن است تاثیر اقتصادی چندانی هم برای ما نداشته باشد. اگر ما اقتصاد مقاومتی را به صورت صحیح در کشور اجرا کنیم، اجرا یا عدم اجرای برجام تاثیری بر کشور نمی‌گذارد. البته ما از آقای روحانی و دولت انتظار داریم که کار انقلابی انجام دهند و بدانند که با شعار دادن نمی‌توان مشکلات کشور را حل کرد.

دولت باید یکپارچه‌سازی طرح‌ها و برنامه‌های خود را آغاز کند و اگر همین رویکرد محافظه کارانه که در دولت‌های ما وجود دارد باقی بماند اگر 100 سال دیگر هم بدوند نمی‌توانند کاری بکنند. تحریم‌ها برداشته شده و باید منتظر باشیم و ببینیم که دوستان ما در دولت چه کاری می‌خواهند انجام دهند، البته اگر دولت براساس روند 3 ساله خود بخواهد عمل کند، معلوم است که به جایی نمی‌رسیم، بنابراین دولت باید از خود شروع کند و باید اقتصاد مقاومتی از وزارتخانه‌ها شروع شود.

*

این که گفته می‌شود بودجه آقای روحانی کمتر از بودجه آقای احمدی‌نژاد است، از نظر ارزی شاید درست باشد ولی از نظر ریالی صحیح نیست چرا که زمان آقای احمدی‌نژاد ارز را هزار تومان می‌فروختند ولی قیمت ارز الان به 3 هزار تومان رسیده لذا از نظر ریالی تفاوت چندانی وجود ندارد. پول فراوان در اختیار مردم است اما مردم اعتماد ندارند که این پول را وارد چرخه اقتصادی کشور کنند. اقتصاد مقاومتی شدنی است اما دولت باید روش مدیریتی اقتصادی خود را تغییر دهد و همه باید به دولت در این زمینه کمک کنیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/01/10 - ساعت: 15:23

برجام یعنی خسارت محض

اشاره: آنچه مشخص است از دیدگاه مقام معظم ولایت، مذاکره با امریکا و قبول برجام تاکنون هیچ نتیجۀ مثبتی برای کشور نداشته است. امام خامنه‌ای به صراحت می‌فرمایند که هرچه تاکنون بوده روی کاغذ بوده است و نتیجه این شده که ما به همۀ تعهدات خود عمل کرده‌ایم، اما دشمن فقط دشمنی کرده است و از انجام تعهدات خود سر باز زده است و این یعنی خسارت محض. مشکل برخی از دوستان که فکر می‌کنند برجام دستاوردی برای کشور داشته است و بعضاً حتی آن را مورد تأیید رهبر معظم انقلاب می‌دانند، این است که خودشان مستقیماً فرمایشات مقام معظم رهبری را دنبال نمی‌کنند.

در این یادداشت بخش‌هایی از نخستین سخنرانی امام خامنه‌ای در سال ۱۳۹۵ آمده است. ایشان عصر روز اول فروردین در حرم مطهر و نورانی امام رضا (ع) و در رواق امام خمینی (ره) بیانات خویش را افاضه فرمودند که این حقیر نیز – به واقع – نایب الزیارۀ مخاطبین این یادداشت بودم.

در پایان مطلب می‌توانید لینک‌های مستقیم به متن، فیلم، عکس و صوت این دیدار را ببینید.

 امام خامنه ای - نوروز 95 - حرم امام رضا علیه السلام

مایلم بحثی که انجام می‌گیرد، یک بحث متقن و منطقی باشد؛ امروز بحث‌های شعاری جایگاه زیادی در ذهن مردم ما ندارد؛ مردم ما، جوانان ما، آحاد جامعۀ ما فهیم‌اند و به مسائل با چشم منطق و استدلال نگاه می‌کنند.

...

کنار آمدن با دولت آمریکا ناگزیر، به‌معنای قبول تحمیل‌های آن دولت است. طبیعت توافق با آمریکا همین است؛ همه‌جا همین‌جور است؛ کشورهای دیگر هم که در هر مسئله‌ای با آمریکا توافق می‌کنند، معنایش این است که از مواضع خودشان به‌نفع طرف مقابل عقب‌نشینی می‌کنند بدون این‌که طرف مقابل به‌نفع آنها یک عقب‌نشینی قابل‌توجّهی انجام بدهد. در همین توافق اخیر هسته‌ای هم اگرچه این توافق را ما تأیید کردیم و برگزارکنندگان این توافق را مورد قبول اعلام کردیم و قبول داریم آن‌ها را، لکن این‌جا هم همین‌جور بود؛ وزیر خارجۀ محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] این‌جا را یا این خطّ قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم.

...

حرف طرف مقابل یعنی همان دستگاه تبلیغاتی و فکرساز و جریان‌ساز، این است که می‌گوید ایران دارای ظرفیت‌های فراوان اقتصادی است و هدف از توافق هسته‌ای این بود که کشور ایران بتواند از این ظرفیت‌ها استفاده کند؛ خب، این توافق انجام گرفت لکن این توافق کافی نیست و مسائل دیگری هم هست که در آن‌ها هم بایستی ملّت ایران، دولت ایران، مسئولین ایران تصمیم بگیرند و اقدام بکنند ... حرف‌شان این است. بنابراین در قضیۀ هسته‌ای توافق شد و اسم این را گذاشتیم «برجام»؛ برجام دیگری در قضایای منطقه، برجام دیگری در قضایای قانون اساسی کشور؛ برجام ۲ و ۳ و ۴ و الی‌غیرذلک بایستی به‌وجود بیاید تا ما بتوانیم راحت زندگی کنیم ... معنای این حرف این است که جمهوری اسلامی از مسائل اساسی‌ای که به حکم اسلام و به حکم برجستگی‌های نظام جمهوری اسلامی پایبند به آن‌ها است، صرفِ‌نظر کند: از مسئلۀ فلسطین صرف‌نظر کند، از حمایت از مقاومت در منطقه صرفِ‌نظر کند، از مظلومان منطقه - مثل ملّت فلسطین، مثل مردم غزّه، مثل مردم یمن، مثل مردم بحرین- پشتیبانی و حمایت سیاسی نکند، و نظام جمهوری اسلامی با تعدیل خواسته‌های خود، خود را به آنچه طرف مقابل یعنی آمریکا به دنبال تحقّق آن است، نزدیک بکند. معنای این حرف این است که همچنان‌که امروز بعضی از کشورهای منطقه و دولت‌های منطقه، علی‌رغم حکم اسلام و علی‌رغم خواست ملّت‌هایشان با رژیم صهیونیستی کنار آمده‌اند و مسئلۀ فلسطین را تحت‌الشّعاع مسائل دیگر قرار داده‌اند، جمهوری اسلامی هم به همین ترتیب عمل کند؛ معنایش این است که همچنان‌که امروز بعضی از دولت‌های عربی با کمال وقاحت، دست دوستی به سمت دشمن صهیونیستی دراز می‌کنند، جمهوری اسلامی هم با دشمن صهیونیستی کنار بیاید و آشتی کند.

 

 البتّه قضیه به اینجاها ختم نمی‌شود؛ معنای آنچه در آن تحلیل سیاسی دشمن ادّعا می‌شود، این است که اگر میل آمریکا است، جمهوری اسلامی حتّی از ابزارهای دفاعی خود هم صرفِ‌نظر کند. می‌بینید که بر روی مسئلۀ موشک‌ها چه جنجالی در دنیا به راه انداخته‌اند که چرا جمهوری اسلامی موشک دارد، چرا موشک دوربُرد دارد، چرا موشک‌های جمهوری اسلامی هدف را دقیق می‌زنند و هدف قرار می‌دهند، چرا آزمایش کردید، چرا تمرین نظامی می‌کنید، و چرا و چرا و چرا. حالا آمریکایی‌ها در منطقۀ خلیج فارس که چند هزار کیلومتر با کشور آن‌ها فاصله دارد، هر چند وقت یک بار با یکی از کشورهای منطقه رزمایش به راه می‌اندازند -درحالی‌که آن‌ها در اینجا هیچ مسئولیتی ندارند- [امّا] جمهوری اسلامی که در خانۀ خود، در محیط خود و در حریم امنیت خود رزمایش می‌کند، جنجال این‌ها بلند می‌شود که چرا رزمایش کردید، چرا اقدام کردید، چرا نیروی دریایی شما یا نیروی هوایی شما این اقدام‌ها را کردند. معنای آن تحلیل دشمن این است که از همۀ این‌ها بایستی صرفِ‌نظر بکنیم. قضیه از این هم بالاتر است؛ تدریجاً موضوع را به این خواهند کشاند که اصلاً چرا نیروی قدس تشکیل شده است، چرا سپاه تشکیل شده، چرا سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی، باید با اسلام تطبیق داده بشود؛ مطلب به اینجاها می‌رسد. شما وقتی در مقابل دشمن، در حالی که می‌توانید ایستادگی کنید، عقب‌نشینی کردید، دشمن جلو می‌آید، دشمن متوقّف نمی‌شود و کم‌کم کار را به این‌جا می‌رسانند که اینکه شما می‌گویید دولت جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی و قوّۀ قضائیه باید برطبقِ احکام اسلام و شریعت اسلامی باشد، این‌ها برخلاف آزادی است و لیبرالیسم این‌ها را قبول ندارد؛ کم‌کم به اینجاها می‌رسد. اگر عقب‌نشینی کردیم، عقب‌نشینی به این نقطه‌ها منتهی خواهد شد که [بگویند] شورای نگهبان چه نقشی در جامعه دارد و چرا باید شورای نگهبان به‌خاطر مخالفت با شرع قوانین را بردارد؟ حرف این‌جاست. این همان چیزی است که بنده بارها عرض کرده‌ام که این، تغییر سیرت جمهوری اسلامی است. ممکن است صورت جمهوری اسلامی محفوظ بماند امّا از محتوای خود بکلّی تهی بشود؛ دشمن این را می‌خواهد. بنا بر این تحلیل دشمن‌خواسته و بنابر این تحلیلی که آن‌ها دارند در اذهان نخبگان و افکار عمومی ملّت تزریق می‌کنند، اگر جمهوری اسلامی و ملّت ایران می‌خواهد از شرّ آمریکا راحت بشود، باید از محتوای جمهوری اسلامی دست بردارد، از اسلام دست بردارد، از مفاهیم اسلامی دست بردارد، از امنیت خود دست بردارد.

...

آمریکایی‌ها به آنچه وعده داده بودند عمل نکردند و کاری را که باید می‌کردند انجام ندادند. بله، به تعبیر وزیر خارجۀ محترم ما، روی کاغذ کارهایی را انجام دادند امّا از راه‌های انحرافی متعدّد، جلوی تحقّق مقاصد جمهوری اسلامی را گرفتند. شما نگاه کنید امروز در سرتاسر کشورهای غربی و کسانی که تحت تأثیر آن‌ها هستند، همچنان معاملات بانکی ما دچار مشکل است، بازگرداندن ثروت‌های ما در بانک‌های آن‌ها دچار مشکل است، معاملات گوناگون تجاری‌ای که احتیاج به دخالت بانک‌ها دارد دچار مشکل است؛ وقتی دنبال می‌کنیم، تحقیق می‌کنیم و می‌گوییم چرا این‌جور است، معلوم می‌شود از آمریکایی‌ها می‌ترسند. آمریکایی‌ها گفته‌اند که ما تحریم‌ها را برمی‌داریم و روی کاغذ هم برداشتند امّا از طرق دیگر جوری عمل می‌کنند که اثر رفع تحریم‌ها مطلقاً به‌وجود نیاید و تحقّق پیدا نکند. بنابراین، کسانی که امید می‌بندند به اینکه بنشینیم با آمریکا در فلان مسئله مذاکره کنیم و به یک نقطۀ توافقی برسیم -یعنی ما یک تعهّدی بکنیم، طرف مقابل هم یک تعهّدی بکند- از این غفلت می‌کنند که ما ناگزیر باید به همۀ تعهّدهای خود عمل کنیم [امّا] طرف مقابل با طُرق مختلف، با شیوه‌های مختلف، با خدعه، با تقلّب سر باز می‌زند و به تعهّدهایی که کرده است عمل نمی‌کند. این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم می‌‌بینیم؛ یعنی خسارت محض.

...

در این منطقه‌ای که ما زندگی می‌کنیم - منطقۀ غرب آسیا - کشور عزیز شما ایران، گُل منطقه است؛ از لحاظ جایگاه راهبردی و به تعبیر رایجْ موقعیت استراتژیکی، یک کشور بی‌نظیر است؛ از لحاظ منابع فراوان نفت و گاز در همۀ این منطقه و با یک نگاه از همۀ دنیا امتیاز دارد؛ غیر از نفت و گاز، منابع فراوان دیگری هم هست. کشوری است بزرگ، با جمعیتی مستعد و مردمی با استعداد، با تاریخی غنی. اینجا گُل منطقه است؛ این گُل منطقه یک روزی یکجا و به‌طور کامل در قبضۀ آمریکا بوده است و هر کاری آمریکایی‌ها می‌خواستند نسبت به این کشور و در این کشور انجام بدهند می‌کردند: غارت می‌کردند، ثروت‌هایش را می‌بردند؛ همۀ کارهایی که یک دولت استعمارگر و یک دولت مستکبر با یک کشور ضعیف انجام می‌دهد، این‌ها در این کشور انجام می‌دادند و اینجا را در قبضۀ خودشان و در پنجۀ اقتدار خودشان داشتند، انقلاب آمده است این کشور را از پنجۀ آن‌ها بیرون کشیده، [لذا] کینۀ انقلاب از دل سیاست آمریکا خارج نمی‌شود. آن‌وقتی دشمنی این‌ها تمام می‌شود که بتوانند همان سلطه را بار دیگر در این کشور تجدید کنند؛ هدف این است و دنبال این هستند.

...

من که می‌گویم «دشمن»، مقصودم دولت آمریکا است؛ تعارف هم نمی‌کنیم. البتّه آن‌ها می‌گویند که ما دشمن شما نیستیم، ما دوست [شما هستیم]. پیام نوروزی به مردم ما داده‌اند و برای جوان‌های ما دلسوزی کرده‌اند؛ یا در کاخ سفید سفرۀ هفت‌سین پهن می‌کنند! خب این‌ها بچّه‌گول‌زنی است؛ کسی این‌ها را باور نمی‌کند. از آن‌طرف تحریم‌ها را حفظ می‌کنند، از آن‌طرف وزارت خزانه‌داری آمریکا با طرقی که خودشان دارند و خودشان اقرار کرده‌اند، جوری عمل می‌کند که شرکت‌های بزرگ، بنگاه‌های بزرگ و بانک‌های بزرگ جرئت نکنند نزدیک بیایند و با جمهوری اسلامی معامله کنند؛ از آن‌طرف این کارها را می‌کنند - تحریم می‌کنند و تهدید می‌کنند- که دشمنی محض است، از آن طرف هم در کاخ سفید سفرۀ هفت‌سین پهن می‌کنند یا در پیام عید نوروز می‌گویند ما برای جوان‌های ایرانی دنبال اشتغال هستیم! خب، کسی این‌ها را باور نمی‌کند. این‌ها ملّت ما را هنوز نشناخته‌اند؛ ملّت ایران را نشناخته‌اند. ملّت ایران ملّت فهیمی است، آگاه است، دشمنان خودش را می‌شناسد، شیوه‌های دشمنی را هم می‌شناسد.

...

آمریکا به دلایل واضحی با ما دشمن است؛ همین‌طور که عرض کردیم، مرادمان سیاستمداران آمریکا و سیاست‌های آمریکا است. در قضیۀ برجام بدعهدی کردند و به تحریم‌های دیگری ما را تهدید کردند. همین‌طور که گفتم، وزیر خزانه‌داری آمریکا به شدّت شب ‌و روز مشغول کار است برای اینکه نگذارند که جمهوری اسلامی از نتایج برجام بهره‌مند بشود. خب، این‌ها دشمنی است. مرتّباً تهدید می‌کنند و مرتّباً به تحریم‌های بیشتر تهدید می‌کنند. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هم چند ماه دیگر - هفت هشت ماه دیگر- شروع خواهد شد و تا نُه ماه دیگر این دولت فعلی آمریکا عوض خواهد شد و هیچ تضمینی وجود ندارد که این دولتی که بعداً به‌وجود خواهد آمد، همین تعهّدات اندکی را هم که این دولت [فعلی] کرده است عمل بکند. الان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا در سخنرانی‌های انتخاباتی‌شان مسابقه گذاشته‌اند در بدگویی به ایران؛ خب این دشمنی است دیگر؛ دشمنی که شاخ‌ودم ندارد. وقتی می‌گوییم آمریکا دشمن است، یک عدّه‌ای منزعج (۴) می‌شوند که چرا می‌گویید دشمن؟ دشمن است؛ این‌ها دشمنی است. این هم یک واقعیت. (۵)

...

یکی از سه ابزار مؤثّر دشمن عبارت است از تحریم. دشمن احساس کرده است که کشور ما و ملّت ما از تحریم ضربه می‌بیند؛ متأسّفانه خود ما هم این برداشت را در او تقویت کردیم. یک جاهایی و در یک برهه‌ای دائم تحریم را بزرگ کردیم که آقا تحریم است، تحریم است، باید تحریم را برداریم، اگر تحریم باشد این‌جور به ما ضربه می‌خورد و مانند این‌ها؛ از آن‌طرف هم برداشتن تحریم‌ها را باز تقویت کردیم، بزرگ کردیم، بزرگنمایی کردیم که اگر تحریم‌ها برداشته بشود این اتّفاق خواهد افتاد، آن اتّفاق خواهد افتاد؛ اتّفاقاتی که نیفتاد و اگر همین‌جور هم پیش برویم نخواهد افتاد. لکن دشمن احساس کرده است که با ابزار تحریم می‌تواند بر ملّت ایران فشار بیاورد؛ دشمن این را احساس کرده است. پس آنچه در مقابل ما امروز وجود دارد عمدتاً عبارت است از تحریم. ما برای اینکه با تحریم مقابله کنیم چه‌کار باید بکنیم؟ اوّلِ صحبت عرض کردم که یک دوراهی‌ای را دشمن نشان می‌دهد به ما؛ می‌گوید یا بیایید تسلیم آمریکا بشوید و هر چه او می‌گوید گوش کنید، یا فشار و تحریم ادامه پیدا می‌کند؛ این یک دوراهی است که گفتیم غلط و دروغ است، امّا یک دوراهی دیگری وجود دارد: یا بایستی مشکلات تحریم را تحمّل کنیم یا ایستادگی کنیم به‌وسیلۀ اقتصاد مقاومتی.(۶) خیلی خب، آمادگی شما خوب است، منتها برای اقتصاد مقاومتی، صِرف آمادگی کافی نیست؛ ما گفتیم «اقدام و عمل».

...

ما می‌توانیم در مقابل آمریکا بِایستیم و تحریم‌های او در ما اثر نکند. ما احتیاج نداریم از ارزش‌های خودمان، از خطوط قرمز خودمان، از اصول خودمان صرفِ‌نظر کنیم تا آمریکا نتواند ما را تحریم بکند؛ ما با دنبال کردنِ همین سیاست اقتصاد مقاومتی، به‌معنای عملی مسئله و اقدام عملی موضوع، می‌توانیم کشور را مصونیت‌سازی کنیم؛ می‌توانیم مصونیت بدهیم کشور را تا دیگر در مقابل تحریم به خودمان نلرزیم که ما را تحریم خواهند کرد. خب تحریم بکند؛ اگر اقتصاد مقاومتی شد، تحریم دشمن تأثیر قابل توجّهی نخواهد کرد. این می‌شود حرکت انقلابی و حرکت مؤمنی.

 

پاورقی: ۴- ناراحت و بی‌قرار ۵- شعار مردم: «دولت تدبیر و امید! بصیرت، بصیرت». ۶- شعار حضار: ای رهبر آزاده / آماده‌ایم آماده‌

 

لینکها:

ü      متن کامل بیانات [+]

ü      عکسهای دیدار [+]

ü      فیلم کامل دیدار کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 1,009.1 MB [+]

ü      فیلم کامل دیدار کیفیت متوسط و فرمت Mpeg و با حجم325.0 MB [+]

ü      فیلم کامل دیدار کیفیت پایین و فرمت Flv و با حجم 206.8 MB [+]

ü      صوت بیانات [+]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1394/12/20 - ساعت: 19:56

امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند

پیش درآمد: «دشمنی آمریکا و استکبار جهانی با ایران اسلامی به خاطر حرکت قدرتمندانۀ مردمی است چون ایمان مردم، علاقۀ مردم به استقلال و اطمینان به نفس مردم، به ضرر آن‌هاست. آنها میخواهند کشور ما را همیشه وابسته نگه دارند, آنها میخواهند از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، کشورهای این منطقه را وابسته به خودشان نگه دارند . وقتی کشوری مستقل است و اطمینان به نفس دارد و با اعتماد به خود در راهی که او را به سمت اهداف والا میرساند حرکت میکند، طبعاَ اینها ناراضی میشوند . نارضایتی دشمنان جهانی ما به این خاطر است. آنها وقتی راضی میشوند که ملت ایران اختیار دین و فرهنگ و اقتصاد خود را یکسره به آنها بسپارد. ملت ایران امروز بیدار شده است و زیر بار چنین زور گوییها و قلدریهایی نمیرود.»
(امام خامنه‌ای در اجتماع مردم رفسنجان - ۱۸/۲/۸۴)

قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران قابل مذاکره نیست 

از بدو مذاکرات نیز سوابق امریکا و هشدارهای مکرّر مقام معظم ولایت برای آنان که ریگی در کفش نداشتند، شکّی باقی نمی‌گذاشت که این دشمن به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و برای عقلای قوم، از همان آغاز نیز هیچ بردی از مذاکرات برای طرف ایرانی قابل پیش بینی نبود؛ اما اگر خاطرتان باشد امام خامنه‌ی (مدّ ظلّه العالی) در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۹۲و در جمع صمیمی دانش‌آموزان و دانشجویان، به مناسبت روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی، فرمودند: «من اعتماد ندارم، خوش‌بین نیستم به مذاکره، لکن می‌خواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم باذن‌الله ضرری نمی‌کنیم.».

راز این سخن چه بود؟ یعنی وقتی به امریکا اعتمادی نیست، پس چگونه است که از مذاکره ضرر نخواهیم کرد؟ واقعیت این است که استکبار جهانی و در رأس آن‌ها امریکای جنایت‌کار به خوبی می‌دانند که جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه در صدد طراحی، ساخت و تولید سلاح‌های هسته‌ای نیست؛ دشمن به بهانه‌های مختلف و واهی که جدی‌ترین آن‌ها هسته‌ای است، در صدد نابودی یا تضعیف اقتدار جمهوری اسلامی ایران است. چه بسا از همین منظر است که وقتی حضرت آقا می‌فرمایند که از مذاکره « باذن‌الله ضرری نمی‌کنیم » یک معنی‌اش نگاه به توان دفاعی و موشکی کشورمان است که دولت در آن دخالتی ندارد و از نظرگاه نظام و مقام معظم فرماندهی کل قوا، قابل مذاکره نیست!

بد نیست در این مجال اشاره‌ای به دلایل دشمنی شیطان بزرگ با جمهوری اسلامی ایران اشاره کنیم:

۱- پایبندی مردم کشورمان به اسلام و ارزش‌های اسلامی که جمهوری اسلامی ایران را به الگویی برای ملت‌های آزادۀ دنیا قرار داده است. امام خامنه‌ای در این باره فرموده‌اند: «والله آمریکا از ملت ایران از هیچ چیزشان به قدر مسلمان بودن و پایبند به اسلام ناب محمدی بودن ناراحت نبست او می خواهد شما از این پایبندی دست بردارید او می خواهد شما این گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشید».

۲- استقلال طلبی جمهوری اسلامی ایران؛ مقام معظم ولایت در این رابطه می فرمایند: «ملت ایران کاری کرده است که قدرتی مثل قدرت امروز آمریکا و دستگاه استکباری، در مانده است. آن کار این است که ملت و دولت ایران و نظام جمهوری اسلامی اعلام کرده است که می‌خواهد مستقل باشد و در راه آرمان های بلند خود، بدون اجازه خواستن از هیچ قدرتی حرکت کند و باقی بماند؛ همین را این‌ها نمی خواهند».

۳- عدالت طلبی و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی؛ مقام معظم رهبری در این باره می‌فرمایند:« دشمنی نظام مستکبر آمریکایی و هر مستکبری در دنیا با نظام اسلامی به خاطر پرچم برافراشته عدالت است. به خاطر این است که می‌بینند با نام اسلام و با تعالیم والای اسلام، کشوری دارد به سمت رشد و توسعه و پیشرفت علمی و عملی حرکت می کند؛ می‌دانند این جلوی نفوذ آن‌ها را خواهد گرفت. آن‌ها با هر کشوری که خارج از قلمرو قدرت آن‌ها به توسعه و پیشرفت علمی دست پیدا کند، مخالف اند , آن‌ها باهر کشوری که در میدان علم و توسعه به سمت رقابت با آن‌ها حرکت کند، مخالف اند .»

۴- بیداری اسلامی و خیزش انقلابی مسلمان‌ها که به واسطه پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفته است نیز یکی از دلایل دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی است . امام خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: « امروز عمدۀ دردِسرهایی که اردوگاه استکبار و مشخصاً آمریکا و صهیونیسم دچارش هستند - که این دردسرها خیلی زیاد هم هست - به خاطر این است که مسلمان‌ها به یک خودآگاهی رسیده‌اند که دراین خودآگاهی، امام بزرگوار و ملت ایران و انقلاب اسلامی ما نقش فراوانی داشته است. عمدۀ دردسر آن‌ها از این ناحیه است، لذا می‌خواهند این را بکوبند».

*

۴- نکتۀ آخر را از رهبر کبیر انقلاب اسلامی وام می‌گیریم، آن‌جا که امریکا را «شیطان بزرگ» می‌دانند و می‌فرمایند: «نکتۀ مهمی که همۀ ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم، این است که دشمنان ما و جهان‌خواران تا کی و تا کجا ما را تحمل می‌کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند، به یقین آنان مرزی جز عدول از همۀ هویت‌ها و ارزش‌های معنوی و الهی‌مان نمی‌شناسند، به گفتۀ قرآن کریم هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمی‌دارند، مگر این‌که شما را از دین‌تان برگردانند ... آری اگر ملت ایران از هۀه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانۀ عزت و اعتبار پیامبر و ائمۀ معصومین علیهم السلام را با دستؤهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان‌خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند، ولی در همان حدی که آن‌ها آقا باشند ما نوکر، آن‌ها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آن‌ها ولی و قیّم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آن‌ها، نه یک ایران با هویت ایرانی اسلامی.».




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1394/10/5 - ساعت: 21:08

مسیحیانی که مسیحی نیستند !!!

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 حضرت مسیح این مسیحیان را قبول ندارند

برای دیدن در اندازۀ بزرگ تر، روی عکس کلیک کنید.

 امام خامنه‌ای: «اگر حضرت‌ مسیح ‌(ع) امروز در میان‌ ما می‌بود، لحظه‌ای‌ را برای‌ مبارزه‌ با سردمداران‌ ظلم‌ و استکبار جهانی‌ از دست‌ نمی‌داد و گرسنگی‌ و سرگردانی ‌میلیاردها انسانی‌ را که‌ به‌ وسیلۀ‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌، استثمار و به‌ جنگ‌ و فساد و ستیزه‌خویی‌ سوق‌ داده‌ می‌شوند، تحمل‌ نمی‌کرد.»

(۷ دی ۱۳۷۰ - پیام میلاد مسیح - علی نبیّنا و اله و علیه السلام)

***

If Jesus Christ (pbuh) were among us today, he would not spare a second to fight the heads of oppression and global arrogance and he would not tolerate the hunger and puzzlement of billions of people who are being exploited and pushed towards war, corruption and warmongering by the big powers

 (Imam Khamenei, 12/28/1991)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1394/08/27 - ساعت: 10:05

ممکن است شما هم هدف نفوذ دشمن باشید !

با تقوای الهی راه نفوذ دشمن را مسدود کنید

بسم الله النّور

با سلام و احترام؛

شما دوست عزیز هم ممکن است هدف نفوذ دشمن باشید، در دوستی‌ها و مراودات و در هنگام حضور در صفحات مختلف، همواره مراقب باشید. دشمن در لباس دوست، با ابراز علاقه و با پیشنهاد دوستی به سراغ شما می‌آید. دشمن متوجه علایق شما هست و از آن‌ها نیز سوء استفاده می‌کند. شما به چه ارزشی عشق می‌ورزید: خلیج فارس؟ امام خامنه‌ای؟ شهیدان؟ پیامبر اعظم(ص)؟ قرآن؟ اهل بیت(ع)؟ علوم مختلف؟ هنر؟ معارف دینی؟

بسیار خوب، دشمن از همین موارد استفاده می‌کند، مثلاً اگر شما عاشق امام حسین(ع) هستید، دشمن با ابراز دوستی به سالار شهیدان‌(س) جلو می‌آید و اگر مطیع امر ولایت هستید، دشمن به رهبر معظم انقلاب ابراز علاقه می‌کند و بعد از ارتباط گرفتن و عادی شدن آشنایی، کم کم روی باورهای شما اثر می‌گذارد.

علاوه بر این، دشمنان و منافقین ضمن ارتباط گرفتن با کاربران اینترنت، از «روحیات، مشکلات، نقاط ضعف و قوت و دیگر خصوصیات» مردم کشورمان جاسوسی می‌کنند، چون این مواردِ به ظاهر پیش‌پا افتاده، برای دشمن بسیار مهم هستند.

فراموش نکنید که دشمن اعلام نمی‌کند که هدفش دشمنی و جاسوسی است، او وانمود می‌کند که یک آدم معمولی و دوستدار میهن و هموطنان است، وانمود می‌کند که چیزی برای مخفی کردن ندارد و برای هر سؤال خصوصی که از او پرسیده شود، جوابی کافی و قانع کننده دارد، سپس با شما دوست می‌شود و عواطف شما را جلب می‌کند. از شما تعریف و تمجید می‌کند، برایتان وقت می‌گذارد، کمک‌تان می‌کند و سؤال‌های مورد جاسوسی‌اش را به صورت غیر مستقیم از شما می‌پرسد.

دشمن علاقۀ زیادی به اخبار کشور در همۀ حوزه‌ها دارد و همچنین به دنبال دست‌یابی به اطلاعات فردی و شغلی نخبگان علمی، هنری، فرهنگی، سیاسی، نظامی و ... می‌باشد. او سؤال‌هایش را مستقیم نمی‌پرسد، حرّافی می‌کند، شما را به حرف می‌کشد و در لابه‌لای صحبت‌ها شما را به سمتی که می‌خواهد می‌برد و سپس ممکن است شما بی‌آن‌که خودتان متوجه باشید، اطلاعات خود در مورد اشخاص، نهادها و رویدادها را در اختیار او بگذارید. حتی ممکن است او با شما به تبادل عکس بپردازد و شما را تشویق کند تا عکس‌هایی را که از جاهای مختلف گرفته‌اید برای او بفرستید؛ در این صورت ممکن است خدای نکرده، شما ناخودآگاه تبدیل به یک جاسوس بشوید و وقتی مراجع قانونی به سراغ‌تان بیایند و دستگیر شوید، تازه متوجه می‌شوید به چه گردابی افتاده‌اید و تازه متوجه می‌شوید که حتی اگر اغفال شده باشید، باز هم شما جاسوس به حساب می‌آیید و مجازات جاسوس در همه جای دنیا معلوم است که چیست!

طبیعی است که شما در فضای مجازی نمی‌توانید متوجه شوید که چه کسی راست و چه کسی دروغ می‌گوید، به همین دلیل رابطۀ شما با کاربران اینترنت باید در خصوص محتواهای عمومی باشد و با توجه به شرایط فضای مجازی، عاقلانه‌ترین کار این است که با کاربران فضای مجازی رابطۀ جدی و عمیق و ادامه‌دار ایجاد نکنید و به خاطر این‌که به گرداب خطر نیفتید، هرگز با دوستان مجازی گپ‌های طولانی، زود به زود و خودمانی نداشته باشید. ممکن است یک کاربر خطرناک در ظاهر هیچ سؤال خصوصی از شما نپرسد، اما به مرور و با گپ‌های مداوم، بی‌آن‌که حساسیّت شما را برانگیزد، به هدف خود برسد.

اگر هم شخص شما رازی داشته باشید که در میان گذاشتن آن با دیگران خلاف عقل باشد، دشمنِ دوست نما، به مرور و با عمیق شدن رابطۀ دوستی، از آن مطلع خواهد شد.

فراموش نکنید که خیلی وقت‌ها راه نفوذ کاربران مشکوک، همان راه‌هایی است که شیطان استفاده می‌کند، مثلاً ممکن است کاربری که جنس مخالف دارد با شما ارتباط بگیرد.

از این رو رعایت تقوا و حدود الهی، برطرف کردن نقاط ضعف و ایستادگی در برابر نفس و شیطان (و البته دشمن)، می‌تواند راه نفوذ شیاطین را مسدود نماید.

در درجۀ بعد، داشتن بصیرت و توجه به فرمایشات مقام معظم ولایت می‌تواند به شما کمک کند تا منافقین را شناسایی کنید. دیدن و شنیدن بیانات امام خامنه‌ای و بازخوانی آن از سایت معظم‌له، برای بنده و شما امری واجب و ضروری است.

دعا بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1394/08/27 - ساعت: 01:10

حملات فرانسه توسط غرب طراحی شده است

حملات فرانسه را غرب طراحی کرده است

خیلی ساده‌لوحانه است که کسی گمان کند داعش آن قدر قدرت دارد که بتواند اروپا را به هم بریزد! کاملاً مشخص است که غرب بنا به مطامعی این نمایش مضحک و ضد بشری را به راه انداخته است. برخی از اهداف قابل تصور:

۱ـ جنجال خبری و تحت الشعاع قرار دادن حملات روسیه به مواضع داعش و ضعف و فرار این گروهک تروریستی. (با توجه به موفقیت چشمگیر روسیه و ضعف روزافزون داعش، حملات اخیر به سرعت طراحی شد تا اخبار موفقیت روسیه در میان خبر ماجرای فرانسه گم شود.)

۲ـ کمک روحی و روانی به داعش پس از شکست‌های اخیر و حفظ این گروهک به عنوان یک لولوی خطرناک و کنترل ملت‌های اروپا و امریکا با ترس از داعش.

۳ـ مشابه سازی ۱۱ سپتامبر و زمینه سازی برای تجاوز به کشورهای محور مقاومت.

۴ـ بدنام کردم مسلمانان و اسلام اصیل (اسلام هراسی) و کنترل رشد جمعیت مسلمانان و محدود کردن روحیه انقلابی و آزادی‌خواهانه.

۵ـ سرکوب هر شخص، گروه یا جریان، به بهانه مبارزه با تروریسم.

۶ـ ...

۷ـ ...

۸ـ ...

۹ـ ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1394/08/24 - ساعت: 05:17

چرا داعش به فرانسه حمله کرد؟

داعش - فرانسه

روسیه در حال حمله به مواضع داعش است و شواهد حاکی از آن است که کار داعش رو به پایان است، اما چرا داعش به جای حمله به روسیه، سر از فرانسه در میآورد؟ مگر نه اینکه فرانسه از همپیمانان امریکا در حمایت از تروریسم بین المللی است؟ مگر نه اینکه امریکا و همپیمانانش از حامیان اصلی داعش به شمار میروند؟ و مگر نه این‌که فرانسه بیشترین نقش را در شکل‌گیری و بقای داعش به عهده داشته است؟!

پاسخ را باید در ۱۱ سپتامبر جست و جو کرد، وقتی برجهای دوقلوی امریکا، بنا به شواهد بسیار توسط خود امریکایی‌ها و به دست القاعده تخریب شد، شاهد حملات امریکا و حضور نیروهای این کشور در چند کشور آسیایی بودیم. بعد از نگارش این متن خواندم که داعش از این عملیات با عنوان «۱۱ سپتامبر فرانسه» یاد کرده است و معنی‌اش این است که استکبار همچنان بنا دارد با بازسازی ۱۱ سپتامبر، بارها و بارها اهداف نامشروع و ضد انسانی خود را دنبال کند.

اکنون باید دید وقتی تاریخ مصرف داعش رو به پایان است، امریکا با ایجاد یک غائلۀ ساختگی در فرانسه، چه خواب‌هایی برای کشورهای نفت خیز منطقه دیده است؟ اگر چه فرض‌هایی قابل تصور است، اما باید صبر کرد و دید.

کلام آخر این‌که مطمئناً ایران اسلامی – حتی با وجود برخی نخاله‌های داخلی – قدرت مسلط منطقه باقی خواهد ماند و شیطان بزرگ هر چه تلاش کند، نخواهد توانست از نابودی رژیم صهیونیستی، و افول قدرت هم‌پیمانان زبون آسیایی خود جلو گیری کند.

«ألا إن حزب الله هم الغالبون.»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/08/19 - ساعت: 01:16

دولت روحانی ایرانی است یا امریکایی ؟!

روحانی ایرانی یا امریکایی ؟!

۱ـ حضرت آقا به دولت تذکر می‌دهند که مواظب نفوذی‌ها باشد، اما آقای روحانی به رسانه‌های منتقد دولت بد و بیراه می‌گوید و در نهایت به آن‌ها لقب «پلیس مخفی» می‌دهد؛ اما از رسانه‌هایی که پایگاه (بخوانید جاسوس) دشمن شده‌اند، حمایت می‌کند.

۲ـ ولایت فقیه حفظ نظام را واجب می‌دانند، اما مدعیان اعتدال «دولت خطاکار» را مقدّس و غیر قابل انتقاد ترسیم می‌کنند.

۳ـ امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای امریکا را «دشمن غیر قابل اعتماد» می‌خوانند، اما دولت مدعی اعتدال، امریکا را «کدخدای قابل احترام» تلقّی می‌کند و روحانی با اوباما تلفنی صحبت می‌کند و ظریف با او دست می‌دهد و اگر از خروش امّت حزب‌الله نمی‌ترسیدند، معلوم نبود چه غلط‌های دیگری انجام می‌دادند؟!

۴ـ مقام معظم ولایت از ابتدا می‌فرمایند «به مذاکرات خوش‌بین نیستم»، اما مدعیان اعتدال آن قدر بر مذاکره اصرار می‌کنند تا موافقت معظم له را بگیرند.

۵ـ حضرت آقا خطوط قرمز را تعیین می‌فرمایند، اما آن‌ها بارها و بارها آن را زیرپا می‌گذارند تا حضرت آقا بارها و بارها مواضع دولت را اصلاح فرمایند.

۶ـ دولت خطوط قرمز را رد می‌کند و با قبول برجام یک خیانت بزرگ در پرونده خود ثبت می‌کند و حضرت آقا در نامه (بخوانید منشور) به روحانی شروط پذیرش برجام را تبیین می‌فرمایند، اما دولت آن نامه را نشانۀ رضایت مقام معظم رهبری معرفی و یک طرفه به «تعطیلی صنعت هسته‌ای» (بخوانید نابودی ثروت ملی) اقدام می‌کند.

***

کاش یکی به بنده بگوید بالأخره این دولت ایرانی است یا امریکایی؟! و دولت مدعی اعتدال بنا دارد منافع ملت بزرگ ایران را تأمین کند یا درصدد تکمیل روند پادویی خود برای شیطان بزرگ می‌باشد؟!




داغ کن - کلوب دات کام
شرکت در بحث() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1394/07/30 - ساعت: 11:27

نامه مهم رهبر معظم انقلاب درباره الزامات اجرای برجام

 نامه امام خامنه ای به روحانی در باره برجام

پیش درآمد: از آن جا که حضرت آقا با روشن بینی پیامبرگونه کشور را از یک خطر حتمی نجات دادند و کید دشمن را به خودش بازگرداندند، پیشنهاد می کنم که حتماً چند دقیقه وقت بگذارید و متن نامه را با دقت و بیش از یک بار مطالعه بفرمایید.

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

جناب آقای روحانی

رئیس‌جمهور اسلامی ایران و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی (دامت توفیقاته)

 

با سلام و تحیّت؛

اکنون که موافقت‌نامه موسوم به «برجام» پس از بررسی‌های دقیق و مسئولانه در مجلس شورای اسلامی، کمیسیون ویژه و دیگر کمیسیون‌ها و نیز در شورای عالی امنیّت ملّی، سرانجام از مجاری قانونی عبور کرده و در انتظار اعلام نظر این‌جانب است، لازم می‌دانم نکاتی را یادآور شوم تا جناب‌عالی و دیگر دست‌اندرکارانِ مستقیم و غیرمستقیم آن، فرصت‌های کافی برای رعایت و حفظ منافع ملّی و مصالح عالیه کشور در اختیار داشته باشید.

 

۱) پیش از هر چیز لازم می‌دانم از همه دست‌اندرکاران این فرایند پرچالش، در همه دوره‌ها از جمله هیئت مذاکره‌کننده اخیر که در توضیح نقاط مثبت و در اصلِ تثبیت آن نقاط همه سعی ممکن خود را به کار بردند، و نیز از منتقدانی که با ریزبینیِ قابل تحسین، نقاط ضعف آن را به همه ما یادآور شدند و مخصوصاً از رئیس و اعضای کمیسیون ویژه مجلس و نیز از اعضای عالی‌مقام شورای عالی امنیّت ملّی که با درج ملاحظات مهمّ خود، برخی از نقاط خلأ را پوشش دادند، و سرانجام از رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با تصویب طرحی محتاطانه، راه درست اجرا را به دولت ارائه کردند، و نیز از رسانه ملی و نویسندگان مطبوعات کشور که با همه اختلاف‌نظرها، در مجموع تصویر کاملی از این موافقت‌نامه در برابر افکار عمومی نهادند، قدردانی خود را اعلام دارم. این مجموعه پر حجم کار و تلاش و فکر در مسئله‌ای که گمان می‌رود از جمله مسائل به یاد ماندنی و عبرت‌آموز جمهوری اسلامی باشد، در خور تقدیر و مایه خرسندی است. به همین دلیل با اطمینان می‌توان گفت که پاداش الهی برای این نقش آفرینی‌های مسئولانه، مشتمل بر نصرت و رحمت و هدایت ذات حضرت حق خواهد بود، ان‌شاءالله؛ زیرا وعده نصرت الهی در برابر نصرت دین او، تخلّف‌ناپذیر است.

 

۲) جناب‌عالی با سابقه چند دهه حضور در متن مسائل جمهوری اسلامی، طبعاً دانسته‌اید که دولت ایالات آمریکا، در قضیّه هسته‌ای و نه در هیچ مسئله دیگری، در برابر ایران رویکردی جز خصومت و اخلال در پیش نگرفته است و در آینده هم بعید است جز این روش عمل کند. اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در دو نامه به این‌جانب مبنی بر اینکه قصد براندازیِ جمهوری اسلامی را ندارد، خیلی زود با طرف‌داری‌اش از فتنه‌های داخلی و کمک مالی به معارضان جمهوری اسلامی، خلاف واقع از آب درآمد و تهدیدهای صریح وی به حمله نظامی و حتّی هسته‌ای –که می‌تواند به کیفرخواست مبسوطی علیه وی در دادگاه‌های بین‌المللی منتهی شود– پرده از نیّت واقعی سران آمریکا برداشت. صاحب‌نظران سیاسی عالَم و افکار عمومی بسیاری از ملّت‌ها، به‌وضوح تشخیص می‌دهند که عامل این خصومت تمام‌نشدنی، ماهیّت و هویّت جمهوری اسلامی ایران است که برخاسته از انقلاب اسلامی است. ایستادگی بر مواضع بر حقّ اسلامی در مخالفت با نظام سلطه و استکبار، ایستادگی در برابر زیاده‌طلبی و دست‌اندازی به ملّت‌های ضعیف، افشای حمایت آمریکا از دیکتاتوری‌های قرون وسطائی و سرکوب ملّت‌های مستقل، دفاع بی‌وقفه از ملّت فلسطین و گروه‌های مقاومت میهنی، فریاد منطقی و دنیاپسند بر سر رژیم غاصب صهیونیست، قلم‌های عمده‌ای را تشکیل می‌دهند که دشمنی رژیم ایالات متّحده آمریکا را بر ضدّ جمهوری اسلامی، برای آنان اجتناب‌ناپذیر کرده است؛ و این دشمنی تا هنگامی که جمهوری اسلامی با قدرت درونی و پایدار خود، آنان را مأیوس کند ادامه خواهد داشت.

چگونگی رفتار و گفتار دولت آمریکا در مسئله هسته‌ای و مذاکرات طولانی و ملال‌آور آن، نشان داد که این نیز یکی از حلقه‌های زنجیره دشمنی عنادآمیز آنان با جمهوری اسلامی است. فریب‌کاری آنان در دوگانگی میان اظهارات اوّلیّه آنان که با نیّت قبول مذاکره مستقیم از سوی ایران انجام می‌شد، با نقض عهدهای مکرّر آنان در طول مذاکرات دوساله و همراهی آنان با خواسته‌های رژیم صهیونیستی و دیپلماسی زورگویانه آنان در رابطه با دولت‌ها و مؤسّسات اروپاییِ دخیل در مذاکرات، همه نشان‌دهنده آن است که ورود فریب‌کارانه آمریکا در مذاکرات هسته‌ای، نه با نیّت حل‌وفصل عادلانه، که با غرض پیشبرد هدف‌های خصمانه خود درباره جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

بی‌شک حفظ هوشیاری نسبت به نیّات خصمانه دولت آمریکا و ایستادگی‌هایی که بر اثر آن در طول مسیر مذاکرات از سوی مسئولان جمهوری اسلامی به کار رفت، توانست در موارد متعدّدی، از ورود زیان‌های سنگین جلوگیری کند. با این حال، محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعدّدی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ می‌تواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده کشور منتهی شود.

 

۳) بندهای نه‌گانه قانون اخیر مجلس و ملاحظات ده‌گانه ذیل مصوّبه شورای عالی امنیّت ملّی، حاوی نکات مفید و مؤثّر است که باید رعایت شود، با این حال برخی نکات لازم دیگر نیز هست که همراه با تأکید بر تعدادی از آنچه در آن دو سند آمده است،‌ اعلام می‌گردد.

اوّلاً: از آنجا که پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریم‌های ظالمانه اقتصادی و مالی صورت گرفته است و اجرائی شدن آن در برجام به بعد از اقدام‌های ایران موکول گردیده، لازم است تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلّف طرف‌های مقابل، تدارک شود، که از جمله آن اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکا و اتّحادیه اروپا مبنی بر لغو تحریم‌ها است. در اعلام اتّحادیه اروپا و رئیس‌جمهور آمریکا، باید تصریح شود که این تحریم‌ها بکلّی برداشته شده است. هرگونه اظهاری مبنی بر این‌که ساختار تحریم‌ها باقی خواهد ماند، به‌منزله نقض برجام است.

ثانیاً: در سراسر دوره هشت‌ساله، وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته تروریسم و حقوق بشر) توسّط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظّف است طبق بند ۳ مصوّبه مجلس، اقدام‌های لازم را انجام دهد و فعّالیّت‌های برجام را متوقّف کند.

ثالثاً: اقدامات مربوط به آنچه در دو بند بعدی آمده است، تنها هنگامی آغاز خواهد شد که آژانس، پایان پرونده موضوعات حال و گذشته (PMD) را اعلام نماید.

رابعاً: اقدام در مورد نوسازی کارخانه اراک با حفظ هویّت سنگین آن، تنها در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد قطعی و مطمئن درباره طرح جایگزین و تضمین کافی برای اجرای آن منعقد شده باشد.

خامساً: معامله اورانیوم غنی‌‌شده موجود در برابر کیک زرد با دولت خارجی در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد مطمئن دراین‌‌باره همراه با تضمین کافی منعقد شده باشد. معامله و تبادل مزبور، باید بهتدریج و در دفعات متعدّد باشد.

سادساً: مطابق مصوّبه مجلس،‌ طرح و تمهیدات لازم برای توسعه میان‌مدّت صنعت انرژی اتمی که شامل روش پیشرفت در مقاطع مختلف از هم‌اکنون تا پانزده سال و منتهی به ۱۹۰ هزار سو است،‌ تهیّه و با دقّت در شورای عالی امنیّت ملّی بررسی شود. این طرح باید هرگونه نگرانی ناشی از برخی مطالب در ضمائم برجام را برطرف کند.

سابعاً: سازمان انرژی اتمی، ‌تحقیق و توسعه در ابعاد مختلف را در مقام اجرا به‌گونه‌ای سامان‌دهی کند که در پایان دوره هشت‌ساله هیچ کمبود فنّاوری برای ایجاد غنی‌سازیِ مورد قبول در برجام وجود نداشته باشد.

ثامناً: توجّه شود که در موارد ابهام سند برجام، ‌تفسیر طرف مقابل مورد قبول نیست و مرجع، متن مذاکرات است.

تاسعاً: وجود پیچیدگی‌ها و ابهام‌ها در متن برجام و نیز گمان نقض عهد و تخلّفات و فریب‌کاری در طرف مقابل بهویژه آمریکا، ایجاب می‌کند که یک هیئت قوی و آگاه و هوشمند، برای رصد پیشرفت کارها و انجام تعهّدات طرف مقابل و تحقق آنچه در بالا بدان تصریح شده است،‌ تشکیل شود. ترکیب و وظایف این هیئت باید در شورای عالی امنیّت ملّی تعیین و تصویب شود.

 

با توجّه به آنچه ذکر شد، مصوبه جلسه ۶۳۴ مورخ ۹۴/۵/۱۹ شورای عالی امنیّت ملّی با رعایت موارد یاد شده تأیید می‌شود.

در خاتمه همان‌طور که در جلسات متعدّد به آن‌جناب و دیگر مسئولان دولتی یادآور شده و در جلسات عمومی به مردم عزیزمان گوشزد کرده‌ام، رفع تحریم‌ها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد. امید است که مراقبت شود که این مقصود با جدّیّت تمام دنبال شود و بهخصوص به تقویت تولید ملّی توجّه ویژه صورت گیرد و نیز مراقبت فرمایید که وضعیّت پس از برداشته شدن تحریم‌ها، به واردات بی‌رویّه نینجامد، و بهخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جدّاً پرهیز شود.

توفیقات جنابعالی و دیگر دست‌اندرکاران را از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.

 

سیّدعلی خامنه‌ای

۲۹ مهرماه ۹۴

***

پی نوشت: 

    قبلاً در «برجام به فرجام نخواهد رسید» [+] نوشته بودم:
    ۴ـ شاید برخی از مسئولین که قدشان از ملت کوتاه تر است فراموش کرده باشند، اما حتی دشمنان جمهوری اسلامی هم می دانند که در جمهوری اسلامی قدرت در دست کسی است که فرموده است: «مذاکره با آمریکا ممنوع است به‌خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد». دشمن می داند، به او و مزدورانش یادآوری می کنیم که تا «ولایت فقیه» را داریم، به حول و قوه الهی پیروز خواهیم بود.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2