جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب ابر بقایی
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: دوشنبه 1397/12/6 - ساعت: 17:31

احمدی نژاد: نظرم مخالف رهبری است!

بسم الله النّور

 

گفتوگوی فارس با احمدی نژاد بقیۀ پرده‌ها را از چهرۀ او کنار زد.

پیگیر بودیم که گفت‌وگویی صریح و بی‌پرده با آقای احمدی‌نژاد داشته باشیم و از آخرین تغییرات اعتقادی و بینشی ورفتاری‌اش سؤال کنیم. درخواست مصاحبه دادیم و الحمدلله استقبال کرد. وعدۀ‌مان ساختمان ولنجک بود. با همکاران گروه عکس و تصویر وارد ساختمان شدیم. پیرمرد صاف و ساده و خوش مشربی دم در بود که با بذله گویی قوانین ورود به ساختمان را برایمان مرور کرد: «لطفاً برای ورود، گوشی و دوربین و ضبط و غیره را همینجا بگذارید و بروید». ابتدا تصور کردیم هماهنگی لازم انجام نشده اما بعد از اینکه از راه پله تاریک با پله های بلند عبور کردیم و به حلقه نزدیکان رئیس جمهور سابق نزدیک شدیم فهمیدیم که گفتوگو منحصر به همین جلسه است و قرار نیست چیزی به دست مخاطب فارس برسد.

 

با این حال به محض ورودِ آقای احمدی نژاد، مجدداً از خودش هم درخواست کردیم که اجازه دهد تصویر برداریم و ضبط کنیم؛ اما در کمال تعجب و بر خلاف قراری که گذاشته بودیم، احمدی نژاد مخالفت کرد و بسیار مصمم بود که دوربین، ضبط و گوشی در میان نباشد!

 

تمدن استاندار سابق تهران و جوانفکر هم در جلسه حضور داشتند. کارکنان ساختمان خودشان جلسه را ضبط می‌کردند و قول دادند که همان شب فایلهای هر سه دوربین را به ما برسانند که از این وعده نزدیک به دو هفته گذشت و بازهم خبری نشد.

 

دو روز پیش یکی از نزدیکان احمدی نژاد خبر انجام این گفتوگو را منتشر کرد و جالب اینکه توصیه کرده که گفت‌وگو به صورت کامل منتشر شود.

طبیعی است که خواستۀ ما همین است، اما چون قواعد یک گفت‌وگوی صمیمانه و صادقانه شکسته شد و اساساً دست ما برای انتشار مصاحبه کوتاه است، روایتی از جلسه را جهت اطلاع مخاطبان محترم منتشر می‌کنیم. بدیهی است که هر زمان فایل تصویری گفتوگوی حدوداً چهار ساعته به دست ما برسد، مصاحبه را کاملتر منتشر خواهیم کرد.

 

گفت‌وگو با یک سؤال ساده شروع شد: «آقای احمدی نژاد چند روزی است از جشن چهل سالگی انقلاب گذشته است. فکر می‌کنید وضعیت مهم‌ترین شاخص‌های انقلاب اسلامی نسبت به دوران طاغوت چطور است؟ به طور مشخص در آزادی و عدالت وضعیت چگونه است؟»

پاسخ احمدی نژاد صریح‌تر و روشن‌تر از سؤال ما بود: «وضعیت آزادی نسبت به قبل انقلاب را باید در دو وجه بررسی کرد: بخش اول شدت برخورد با آزادی مردمی است و بخش دوم گسترۀ برخورد با آزادی. معتقدم در بخش اول وضعیت ما بهتر شده است، یعنی شدت عمل حکومت علیه مخالفان تخفیف یافته، اما گسترۀ برخورد حکومت با آزادی مردم بدتر شده است. یعنی در مقایسه با قبل، وضع آزادی بدتر شده است».

 


احمدی نژاد مدعی شد که وضعیت آزادی بدتر از زمان طاغوت است! اما او اجازه نداد که خبرنگاران در یک مصاحبۀ مطبوعاتی، چیزی ضبط کنند و عکسی بگیرند.

خبرنگاران نمی‌دانستند برای مصاحبه با رئیس جمهور سابق و تغییر یافته حاضر شدهاند و یا در سازمان ساواک حضور به هم رساندهاند؟!

و توضیح داد این حرف یعنی الان مانند زمان طاغوت برخوردها با زندانیان سیاسی آن‌طور خشن نیست، اما دایره و گسترۀ برخوردها بیشتر شده است. برای این ادعای خود مثال‌هایی هم از زندان‌های یکی دو شهر بزرگ آورد که طبق ادعای او صدها نفر در آن‌ها به خاطر آزادی و انتقاد از وضع موجود حضور دارند. احمدی‌نژاد معتقد بود مخالفان و منتقدان رؤسای سه قوه از برخورد قضایی امان ندارند و زندان‌ها پر از منتقدین به این سه شخصیت (حسن روحانی و برادران لاریجانی) است.

 

احمدی‌نژاد درباره وضعیت عدالت به دو مسئله تبارسالاری و اقتصاد اشاره کرد. در بارۀ تبارسالاری گفت که در این زمینه هم‌اکنون با یک حکومت خانوادگی مواجه هستیم. دربارۀ اقتصاد نیز اشاره داشت که زمان قبل انقلاب و در دورۀ طاغوت اقتصاد کشور مردمی‌تر بود و با انقلاب «بنیادها» به بهانۀ برخورد با سرمایه‌داری، اموال مردم را از آن‌ها گرفتند و همه چیز در اختیار دولت، نهادها و سازمان‌ها قرار گرفت.

 

درباره وضعیت آزادی مباحثه‌ای شکل گرفت و احمدی نژاد با توجه به برخوردی که با نزدیکانش شده بود، مصر بود که نشان دهد وضعیت آزادیِ بیان هر روز بدتر می‌شود. او توضیح داد که دستگاه قضایی اجازه کمترین نقدی را نمی‌دهد و اگر علیه علی لاریجانی حرف بزنیم، صادق لاریجانی برخورد می‌کند و اگر علیه رئیس دستگاه قضا نقد کنیم، دادستان برخورد می‌کند و این «وضعیت ظالمانه» نشان دهندۀ این است که نه تنها نمی‌شود به این ساختار اعتماد کرد، بلکه با روند موجود امیدی به اصلاح هم نمی‌توان داشت.

 

به او گفتیم که برخورد قاطع دستگاه قضا با متهمان امنیتی و اقتصادی همواره وجود داشته است و مسئلۀ جدیدی نیست؛ اما شما در زمان ریاست جمهوری در پاسخ به سؤال رسانه‌های خارجی، آزادی در ایران را نزدیک به مطلق ارزیابی کردید. آیا این تناقض نیست؟

احمدی نژاد گفت که حرف آن موقع من را تحریف کردید. من در آن مصاحبه گفتم آزادی در ایران برای نقد دولت من نزدیک به مطلق است.

 

احمدی نژاد معتقد بود به بقایی و مشایی ظلم شده است. وقتی از او پرسیدیم که شما هشت سال رئیس جمهور کشور بودید و چرا آن زمان نسبت به این امور اعتراض نکردید؟ گفت: «شما در جریان نیستید؛ من همان زمان هم معترض بودم. اما دلیلی نمی‌دیدم که رسانه‌ای کنم».

گفتیم اما این ادعای آزادی خواهی با مسئولیت‌هایی که در دولت به امثال آقای مرتضوی دادید چگونه قابل جمع است؟ که گفت: «مسئولیت ایشان با انتخاب مستقیم من نبود»!

 

احمدی نژاد گفت مگر آقای مشایی چه کرده بود که با وی این‌طور برخورد کردند؟ آیا پاره کردن حکم قاضی جزایش زندان است؟ چرا نقد ما را به حساب اقدام علیه امنیت ملی می‌گذارند؟

 

گفتیم شما قاضی را ظالم می‌دانید؛ دادستان را هم ظالم می‌دانید؛ رئیس دستگاه عدلیه را ظالم و اهل فامیل بازی می‌دانید و ضمناً معتقدید که برای رهبری هم اشکالات را گفتید و اثری ندیدید. همچنین می‌گویید اشکال دستگاه قضایی را هم جایی نیست ببریم. آیا فکر نمی‌کنید این تصویری که ارائه می‌کنید فارغ از درستی یا غلطی، به معنی برآشفتن علیه کشور است؟ آیا از منظر شما امیدی به اصلاح هست و آیا مردم باید منتظر اصلاح باشند یا خیر؟!

احمدی نژاد توضیح داد: «حرف من این است که اگر رئیس دستگاه قضا عوض شود و یک مجتهد عادل و با تقوا بیاید، خیلی از مسائل حل می‌شود، ولی چرا نگرانید؟ فرض کنید من بگویم اشکال ساختاری است، چرا استقبال نمی‌کنید؟ مگر غیر از این است که کسی بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است!!!»؟

 

این جملۀ آخر و جملات مشابهی چون «هیچ کس بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است»، «کسی بیشتر از من به رهبری خدمت نکرده است»، «هیچ‌کس به اندازه من برای انقلاب فداکاری نکرده است» در سخنان آقای احمدی نژاد چندین بار به شکل‌های مختلف تکرار شد.

 

از وی پرسیدیم رهبر انقلاب در خطبه مشهور نماز جمعه 29 خرداد 88 فرمودند که نظرم به فلانی نزدیکتر است. بعدها از دولت شما نیز حمایت کردند. اما آخرین واکنش نسبت به شما این بود که آمدن شما به انتخابات را به صلاح ندانستند و بعدها علتش را هم گفتند که موجب دوقطبی می‌شود. سؤال را ساده و کوتاه و صریح پرسیدیم: «به نظرتان شما عوض شدهاید یا رهبری»؟ پاسخ داد: «من تغییر نکردم. البته برخی موضوعات برایم روشنتر شده است. اما این چه سؤالی است چرا تفتیش عقاید می‌کنید؟»

گفتیم برای یک سیاستمدار، آیا نباید مهم باشد که نظر رهبری درباره رفتار او چگونه است؟ اصلا رهبری نه؛ آیا برای شما به عنوان یک سیاست‌مدار، نباید مهم باشد که نظر دیگران نسبت به شما چگونه است و چرا تغییر کرده است؟ گفت: «این که در ذهن من چه می‌گذرد به شما چه کار دارد؟»

 

گفتیم تحلیل شما را می‌خواهیم، اشکالی دارد؟ و ادامه دادیم که چرا رهبری نگران بودند که با آمدن شما دوقطبی شود؟ چه چیز در رفتار شما دیدند؟

گفت: اتفاقا نظر من این بود که اگر من بیایم دوقطبی رفع می‌شود؛ کما اینکه دیدید دو قطبی ایجاد شد. اگر من در انتخابات حضور داشتم، دوقطبی تبدیل می‌شد به سه قطبی.

 

به احمدی نژاد گفتیم که اساساً چیزی به نام سه قطبی وجود ندارد. قطبی شدن مربوط به مردم است نه نامزدها. تقابل هم همیشه دوگانه است نه سه گانه یا بیشتر. سؤال این است که چرا رهبری معتقد بودند که اگر شما بیایید دوقطبی می‌شود؟

دوباره مدعی شد که این سؤال تفتیش عقاید است و ادامه داد: «شما بازجوئید مگر»؟!

احمدی نژاد در حالی مدعی میشود که از امام خامنه ای برای نامزد شدن سؤال نکرده است، که امام خامنه‌ای صراحتاً به استعلام احمدی نژاد اشاره کرده‌اند.

احمدی نژاد وقاحت را از حد گذرانده و به امام امت اتهام دروغ بسته است!

ضمن این‌که – بر فرض محال -حتی اگر احمدی نژاد سؤال هم نکرده باشد، با ورود به انتخابات، توصیۀ مشفقانۀ امام امت را زیر پا گذاشته است.


گفتیم آقای احمدی نژاد! آیا برای شما مهم نبود که نظر رهبری درباره آمدن یا نیامدن شما چیست؟ گفت: «نه. اساساً من از ایشان سؤال نکردم که بیایم یا خیر؛ خود رهبر انقلاب در اثنای یک گفت‌وگو گفتند آمدن شما به صلاح نیست».

 

 به نظر رسید خیلی از این  بخش پرسشها راضی نیست و از پاسخ طفره رفت و کار به مختصری محاجه نیز کشیده شد و اینکه شما من را بازجویی می‌کنید و غیره.

 

سپس ادامه داد که شما اساساً متوجه نیستید که ولایت فقیه یعنی چی. هرکس مخالف رهبری نظری داشت نباید بگوید؟ من نظرم مخالف ایشان است، چه کنم؟ ساکت شوم؟

 

بعد از ما پرسید شما هیچ وقت به رهبری نقد نداشتید؟

یکی از مصاحبه کنندهها جواب داد: تا حالا نقد نداشتیم، اما خود رهبر انقلاب هم فرمودهاند که نقد به رهبری جایز است؛ اما نقد ما به شما این مسئله نیست. گفت: «نقدتان پس چیست؟»

 

گفتیم ما نه می‌گوییم حرف نزنید و نه می‌گوییم چرا نقد دارید؟ اما نقد به یک عملکرد یک حرف است و تفاوت فاحش با نظام فکری، رفتاری و مدیریتی رهبری، حرف دیگری است. الان هم نمی‌گوییم حرف نزنید؛ سؤال ما این است که اساساً اینکه این تفاوت هر روز دارد بیشتر می‌شود نگرانتان نمی‌کند؟ به این موضوع فکر کردهاید؟ رهبری می‌گوید به آینده امیدواریم و شما می‌گویید در بحرانیم و شرایط بنبست گونه است؛ آیا این تفاوت فاحش بینشی برایتان طبیعی است؟

 

احمدی‌نژاد در پاسخ گفت: «این‌ها سؤالات مردم نیست؛ من که می‌گویم شما خبرنگار نیستید یعنی همین. سؤالات مردم را بپرسید.»

در پاسخ گفتیم: سؤال کف جامعه و پایگاه‌های بسیج و متدینین همین است. که احمدی‌نژادی که در سال 84 دیدیم چرا اینقدر متفاوت شده است؟ سپس مثال‌هایی از سخنانش در سال‌های 83 و 84 درباره ولایت فقیه، شخص رهبری، مدل سیاست‌ورزی حزب‌الله و ... آوردیم و گفتیم که سؤال بچه‌های پایگاه‌های بسیج این است که گوینده آن حرف‌ها امروز چرا اینقدر تغییر کرده است؟ اصلاً این تغییر را قبول دارید؟

 

در پاسخ به ما ابتدا با لبخند پرسید: «کف پایگاه بسیج یا کف جامعه؟»

گفتیم اتفاقا یکی از تغییرات همین است. احمدی‌نژاد 84 تفاوتی بین بسیجیان و آحاد مردم نمی‌دید. بسیار از این حرف ما ناراحت شد و گفت: «بسیجی‌ها را با میلیون‌ها شب‌نامه علیه من بدبین کرده‌اند. من تغییری نکرده‌ام. همان احمدی‌نژاد 84 و همان احمدی‌نژاد 85 هستم. فداکاریای که من برای رهبری کرده‌ام هیچ‌کس نکرده است». جای دیگری هم اشاره کردند که رفتاری که رهبری با من داشتند با هیچ رئیس جمهوری نداشتند. معاون قرار می‌دادم برمی‌داشتند. می‌خواستم وزیر عزل کنم اجازه نمی‌دادند. و مواردی دیگر.

 

بحث به بیداری اسلامی و ماجرای سوریه کشیده شد؛ گفت: «من بیداری اسلامی به این شکل که گفته می‌شد را قبول نداشتم. معتقد بودم پروژه متعلق به دیگران است و ما نباید استقبال کنیم؛ ولی چون نظر رهبری بود حرفی نزدم. ماجرای سوریه هم باید سیاسی حل می‌شد. هرقدر من تلاش کردم ماجرا به نحو دیگری اصلاح شود نمی‌گذاشتند. الان هم حل نشده است و همچنان مشکل باقی است.»

 

احمدی نژاد مجدداً ‌گفت: «سؤالات مردم را بپرسید؛ مثل این سؤال که الان وضعیت کشور چگونه است؟ مقصر کیست؟ باید چه کرد؟»

ما هم گفتیم که شما در نامه به رهبر انقلاب گفتید که این دولت باید برود کنار. با کدام مبنا به این رسیدید که از رأی مردم برگردیم؟ گفت: «الان همه مردم می‌خواهند» گفتیم: «بله در نامه‌تان هم اشاره کردید که مردم می‌خواهند، اما از کجا به این نتیجه رسیدید که نظر مردم برگشته است؟ ضمن اینکه شما برای انتخابات مجدد هم شرط گذاشتید که شورای نگهبان انتخابات را مهندسی نکند، مگر این شورای نگهبان همان شورای نگهبانی نیست که شما را انتخاب کردند؟»

احمدی نژاد خودش را به نفهمی می‌زند، چرا که خود می‌داند در مقابل اوامر رهبری ایستاده است و دیگر شایسته نامزدی ریاست جمهوری اسلامی نیست.

احمدی نژاد می‌داند که علیه شورای نگهبان و نهادهای قانونی شوریده است و دیگر صلاحیت نامزدی ندارد؛ اما می‌گوید هیچ دلیلی برای رد صلاحیت او نبوده است!!!

گفت: «بله. ولی آیا شورای نگهبان نمی‌تواند تغییر کند؟ آیا در انتخابات گذشته مهندسی نشد؟ دلیلشان برای رد صلاحیت من چه بود؟ چه پاسخی داشتند؟ در تلویزیون آمدند و گفتند نیازی نیست پاسخ بدهیم».

 

سؤال کردیم که به نظرتان مردم نظرشان درباره این مواضع شما چیست؟ شما وقتی سراغ انتقاد از قوه‌قضائیه رفتید که نزدیکان‌تان را گرفتند؛ وقتی سراغ شورای نگهبان رفتید که ردصلاحیت شدید! آیا مردم نمی‌گویند که این انتقادها واقعی نیست؟

پاسخ احمدی نژاد این بود که من در گذشته هم همیشه نقد داشتم و گفته‌ام؛ اما خصوصی نقد می‌کردم. الان کار به جایی رسیده است که باید علنی بگویم.

 

گفتیم شما معتقدید مجلس فقط 25 درصد از آرای مردم را دارد. این دولت را هم دیگر مردم قبول ندارند. عدلیه هم امیدی به اصلاحش نیست. به نظرتان آیا این ایستادن مقابل ساختارهای برآمده از رأی مردم نیست؟ پاسخش این بود که آیا اگر من احساس خطر کنم نباید حرف بزنم؟ شما باید از حرف‌های من استقبال کنید که می‌گویم این کشتی در حال غرق شدن است. شما نمی‌خواهید ما حرف بزنیم.

 

احمدی نژاد علیه سابقۀ خود شوریده است، اما فعلاً قصد علنی کردن ماهیت خود را ندارد.

علنی کردن عقاید پنهان احمدی نژاد توسط خودش، مساوی است با شوریدن او علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی؛ در این صورت او نیز مثل برخی دیگر که سقوط کردند، به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.

شخصاً امیدوارم که خدا او را هدایت کند.

پایان جلسه ختم شد به ناگفته‌های احمدی نژاد و این‌طور شروع کرد: حرفهایی می‌خواهم بزنم که تاب شنیدنش را احتمالاً ندارید. حرف‌های او  دربارۀ سردار رشید سپاه اسلام، سرلشکر حاج قاسم سلیمانی، رهبر معظم انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر اشخاص و نهادهای انقلابی بود؛ اما نظرش این بود که فعلاً منتشر نشود!

 




نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1396/02/12 - ساعت: 16:38

احمدی نژاد منحرف است

بسم الله النّور

 

وقتی احمدی نژاد دیگر کاندیدا نیست، بهترین دلیل برای منحرف بودن احمدی نژاد و بهترین شاخص برای این که مطمئن شویم طرف داران او «جریان انحرافی» هستند ، همین است که هنوز به ضرب و زور می خواهند نامش را در شبکه های اجتماعی سر زبان نگه دارند و به انتخابات – بخوانید به نظام – ضربه بزنند. حرکت احمدی نژاد و اطرافیانش و همین طور تحرکات معدود حامیانش، دقیقاً یک عمل منافقانه است.

دلیل دیگر انحرافی بودن این جریان این است که احمدی نژاد را بر قانون و نظام ارجح می دانند، انگار این احمدی نژاد است که باید صلاحیت شورای نگهبان و نظام را تأیید کند! در برخی موارد حتی او را بر ولی فقیه نیز ترجیح می دهند که بهترین نشانه نفاق همین است!

بنده رصد کرده ام، بعضی از این کسانی که در شبکه های مجازی هنوز اسم محمود را می آورند حتی ایرانی هم نیستند؛ بلکه زبان آموختگان سرویس های جاسوسی دشمن می باشند. به گمانم دستگاه های جاسوسی دشمن نیز به تولید داخلی روی آورده اند و کار و کاسبی وطن فروشان و منافقان فراری کساد شده است.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1396/01/30 - ساعت: 00:13

پایان احمدی نژاد

بسم الله النّور
احمدی نژاد مخالف امر ولایت عمل کرد و توجیهات و توضیحاتش دردی از او دوا نمی کند.
در سال 84 که امت حزب الله او را برگزیدند و در سال 88 که ملت بزرگ ایران رکورد رأی دادن به یک رئیس جمهور را شکستند و او را انتخاب کردند، به خاطر توجیهات احمدی نژاد نبود، بلکه به این دلیل بود که او آن زمان هنوز در رکاب ولایت فقیه بود.
این بار احمدی نژاد بدجوری ضایع خواهد شد؛ شکست احمدی نژاد در انتخابات 96 تاریخی خواهد بود.
 والسلام.



مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: جمعه 1396/01/25 - ساعت: 19:16

احمدی نژاد به کجا می رود ؟!

بسم الله النّور

 

با سلام و احترام؛

دوستان زیاد می پرسند که «نظرت در مورد آمدن احمدی نژاد چیست؟ آمدنش به نفع و به ضرر کیست؟ می ماند یا انصراف می دهد و ... ». البته خود نیز در این باره خیلی حرف دارم. این گونه است که در تنگی شدید وقت، نظر خود را فهرست وار عرض می کنم:

1-     از وقتی احمدی نژاد مغرور شد و برای نخستین بار در برابر مقام معظم ولایت موضع گرفت و سعی کرد دستور معظم له برای برکناری مشایی از معاون اولی را معطل بگذارد، تا به امروز، روز به روز بر انحراف او افزوده و زاویه اش با ولایت بیشتر شده است؛ اکنون این زاویه به اوج خود رسیده و او سبک سرانه پا به عرصه انتخابات گذاشته است.

2-     حال سؤال این است که اگر او با ولایت زاویه دارد، چرا از مقام معظم رهبری برای ورود به انتخابات کسب تکلیف کرد؟ پاسخ این است که احمدی نژاد که برای جلب همدلی بخش کوچکی از امت حزب الله (که ساده دل تر هستند)، خود را ولایی می نمایاند، از رهبر معظم انقلاب اجازه ورود خواست. برآورد احمدی نژاد این بود که حضرت آقا پاسخ صریح نمی دهند و او می تواند از صحبت با امام خامنه ای نهایت بهره را ببرد و بگوید: «با رهبری هماهنگ هستم و با ایشان مشورت کرده ام»؛ اما پاسخ امام خامنه ای نقشه او را نقش بر آب کرد. این گونه شد که ابتدا نپذیرفت و می گفت اگر نظر رهبری این است چرا علنی نمی گوید. این اشتباه محاسباتی دوم احمدی نژاد بود که گمان می کرد حضرت آقا حاضر نیستند نظر خود را علنی کنند؛ اما امام خامنه ای در 5 مهرماه سال گذشته در ابتدای درس خارج فقه خود این موضوع را علنی کردند و در میان فرمایشات شان، سرپیچی احمدی نژاد را هم علنی کردند و فرمودند: «... یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو»! دیگر حجت تمام شده بود و احمدی نژاد مجبور شد نامه ای به اطاعت بنویسد که نمره اش 17 از 20 بود.

3-     تنور انتخابات که رو به گرمی می رفت، احمدی نژاد نیز به فعالیت انتخاباتی اش می افزود و رفته رفته نشان می داد که بنا دارد از توصیه امام خامنه ای عبور کند. کار به جایی رسید که احمدی نژاد محکم پشت سر بقایی ایستاد و نشان داد که حتماً در صحنه انتخابات حضور خواهد یافت که همین تخطی او از توصیه (بخوانید فرمان) رهبر معظم انقلاب محسوب می شد.

4-     احمدی نژاد به همراه بقایی و مشایی وارد ستاد انتخابات کشور شد و سپس به قول خودش، برای حمایت از بقایی ثبت نام کرد. حتی اگر احمدی نژاد ثبت نام هم نمی کرد، حمایت علنی و جدی از بقایی، که به نیابت از احمدی نژاد وارد صحنه شده بود، ورود احمدی نژاد به انتخابات محسوب می شد، چه برسد به الان که او رسماً ثبت نام کرده است؛ پس احمدی نژاد رسماً با نظر امام خامنه ای مخالفت کرده و هیچ عذر، بهانه و توجیهی هم قابل قبول نیست. بنده در چند سال گذشته بیشترین توهین ها را از کسانی شنیده ام که خود را و احمدی نژاد را در خط ولایت می دانسته و بنده حقیر را به نفهمی متهم کرده اند؛ خدا را شکر که زمان سپری شد و احمدی نژاد با دست خود ماسک را از چهره برداشت تا همگان عدم وفاداری او به ولایت را ببینند.

5-     برای این پرسش که آیا احمدی نژاد در صحنه می ماند یا نه، بنده پاسخ دارم، اگرچه معتقدم او خود جواب این سؤال را نمی داند! احمدی نژاد مطمئن است که بقایی رد صلاحیت می شود، برای همین هم مرتباً می گوید که آمده ام از او حمایت کنم و در باره ردصلاحیت او سکوت نخواهم کرد. ثبت نام احمدی نژاد برای این است که در وقت خود به جو عمومی جامعه مراجعه کند و ببیند می تواند در عرصه بماند یا نه؟! بنده معتقدم سرانجام او مسیر اشتباه را انتخاب می کند و با گرد و غبار طرفداران معدود خود، گمان می برد که خبری شده و می ماند تا ببازد؛ می ماند تا ببازد و شاید به خود بیاید! البته همه این گمانه زنی ها در صورتی است که احمدی نژاد ردصلاحیت نشود، چرا که احتمال رد شدن صلاحیت او نیز وجود دارد.

6-     آمدن و ماندن احمدی نژاد قطعاً به نفع روحانی است و به نظرم احمدی نژاد خود نیز این موضوع را می داند و چه بسا به خاطر انتقام از منتقدین ولایی خود دست به این کار زده باشد. در این جا سه دلیل برای این گمانه عرض می کنم: الف- ورود احمدی نژاد به انتخابات باعث ایجاد یک نوع هیاهو می شود و قبلاً در همین صفحه عرض کرده بودم که هر نوع جنجال و هیاهو به ازدیاد آرای روحانی منجر می شود. ب- از طرفی روحانی می تواند احمدی نژاد را به عنوان لولو به طرفداران خود معرفی کند و آنها را بترساند. بدین گونه جماعتی که از کم کاری و ناتوانی دولت تدبیر و کلید به ستوه آمده اند و قصد حمایت مجدد از روحانی را ندارند؛ از ترس انتخاب احمدی نژاد مجدداً به صحنه آمده، به روحانی رأی خواهند داد. ج- بخشی از امت حزب الله که می خواهند به نامزد مورد تأیید جمنا (مثلاً آیت الله رئیسی) رأی بدهند، با این که خطاهای احمدی نژاد را می دانند، با این استدلالِ غلط که «فقط احمدی نژاد می تواند مقابل روحانی رأی جمع کند»، به غلط به احمدی نژاد رأی خواهند داد.

7-     در نهایت احمدی نژاد رأی نخواهد آورد و به شدت شکست خواهد خورد. بنده شخصاً منتظر چنین روزی هستم و تا قبل از توصیه مقام معظم ولایت، خداخدا می کردم که احمدی نژاد بیاید تا وزنش معلوم شود و سپس برود گوشه ای بنشیند. اکنون نیز اگر احمدی نژاد انصراف ندهد، امیدوارم صلاحیت او تأیید شود تا محمود احمدی نژاد نتیجه کار غلط خود را ببیند!

8-     پرسش بعدی این است که بعد از شکستِ احمدی نژاد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا او به قانون تمکین می کند یا جماعتی را به کف خیابان خواهد کشاند؟ در پاسخ باید عرض شود که بنده معتقدم اگرچه ممکن است احمدی نژاد کمی شلوغ کند، اما او در این مقطع فتنه انگیزی نخواهد کرد. همان گونه که عرض کردم زاویه احمدی نژاد با ولایت روز به روز بیشتر می شود و اکنون به حدی نرسیده که به فتنه ای علیه نظام دامن بزند. بنده گمان می کنم که اگر عمری از او باقی باشد و اگر مسیر سیاسی خود را اصلاح نکند، شاید 5-4 سال بعد این اتفاق بیفتد.

9-     همچنان معتقدم که طراح و مجری فتنه بعدی نیز مدعیان اصلاحات و اعتدال خواهند بود و شاید این اتفاق در سال 98 حادث شود.

دعا بفرمایید.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1396/01/24 - ساعت: 01:11

کسی که با ولایت زاویه بگیرد مردود است

بسم الله النّور

 

اشاره: چهار سال پیش دو بار به فاصله چند ماه، شبیه این عکس و مطلب، سه سال پیش نیز یک بار شبیه این عکس و مطلب و 18 ماه پیش دقیقاً این مطلب و عکس را در صفحه فیسبوک خود منتشر ساختم و بعضی اعتراض کردند؛ اما امروز دیگر عکس و مطلب بنده کاملاً گویاست.

مردم ایران اهل ولایت هستند و رهبرشان را دوست دارند. اگر کسی در خط ولایت بود او را دوست خواهند داشت و محترم خواهند شمرد، ولی اگر کسی با ولایت زاویه گرفت، پیرو هوی و اهل دنیا شد و دشمنان این آب و خاک را امیدوار کرد، فرقی نمی کند که باشد، مردم از او عبور خواهند کرد! هر که تا کنون از این ملت، ولو یک رأی گرفته است، قبل از آن خود را مطیع ولایت فقیه و پایبند قانون اساسی معرفی کرده بوده است؛ ملت ایران در هیچ انتخاباتی به هیچ کاندیدایی چک سفید امضا نمی دهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




نظرات()