تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا - مطالب ابر تدبیر و امید
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: یکشنبه 1396/01/13 - ساعت: 07:59

پایان برجام و برجام سازان

بسم الله النّور

پایان برجام آتش است، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.

نگران سرنوشت برجام سازان هستم، مبادا به آتش دوزخ ختم شود؟!!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/11/21 - ساعت: 17:32

آقای روحانی اگر برجام یک «کلاه گشاد» نیست، پس چیست؟!

رئیس جمهور دیروز در مراسم اهدای جایزه کتاب سال، در مورد مذاکره با کدخدا و این­که بعضی­ها(!) معتقدند دشمن بر سر دولت مردان ما کلاه گذاشته است، گفت: «ما عمامه داریم، کلاه سرمان نمی رود».

بنا به گفته دوستان، تنها موردی که در آن از برجام با عنوان «کلاه گشاد» یاد شده است، یکی از یادداشت‌های این وبلاگ می­باشد [لینک]؛ به عبارتی آقای رئیس جمهور بعد از این­که به مدد تیم رسانه­ای دولت، عکس و یادداشت این وبلاگ را دیده، به خود زحمت داده و پاسخ «داستان نویس اصول گرا» را داده است؛ ضمن تشکر باید به آقای روحانی گفت، از بازی با کلمات که بگذریم، چه کسی گفته که هیچ عمامه به سری کلاه سرش نمی­رود؟

شما کاظم شریعتمداری را یادتان رفته که منافقین چنان کلاهی به سرش گذاشتند که از یک مرجع تقلید مورد احترام، به یک کودتاچی لایق اعدام تبدیل شد که با رأفت حضرت امام (ره) بخشیده شد و تا زمان مرگ گوشه­ای نشست و دم برنیاورد.

شما حسینعلی منتظری را یادتان رفته است؟ او هم عمامه داشت، مضاف بر این که قائم مقام رهبری نظام بود، اما اطرافیان و به ویژه یک قاتل، چنان کلاهی به سرش گذاشتند که از رفاقت و قائم مقامی امام(ره)، به دشمن امام تبدیل شد، حصر خانگی شد و در نهایت دست در دست دشمنان با زندگی وداع کرد.

جناب آقای روحانی! چرا جای دور برویم؟ اگر عمامه مانع این می شود که کسی سرتان را کلاه بگذارد، پس این برجام چیست که مردم مسلمان و انقلابی کشور را به آن مبتلا کرده­اید؟

همان گونه که قبلاً هم نوشته­ام:

دستاوردهای هسته‌ای (به‌ویژه غنی سازی ۲۰درصد و آب سنگین) که تحویل دشمن شده، تحریم‌ها که باقی است، دشمن هم که بی‌ادب‌تر و گستاخ‌تر شده، نگرانی‌های دشمن برطرف شده و امیدش به آینده برای ادامه خوی استکباری بیش‌تر گردیده و از طرفی گرانی، بی‌کاری، تعطیلی واحدهای تولیدی، فرو رفتن دستگاه اجرایی در گرداب‌های سیاسی‌کاری، دست اندازی به بیت المال مسلمین، رانت خواری و رشوه خواری و فساد و معطل ماندن اوامر ولی فقیه در کشور بیداد می‌کند؛ در چنین شرایطی به جای این‌که آقای روحانی به خود بیاید و با پی‌گیری اقتصاد مقاومتی، تمام قد در رکاب ولایت فقیه، آن چنان خدمت کند که هم کشور را بسازد و هم دنیا و اخرت خودش را، ساده‌لوحانه دل به برجام خوش کرده و فکر می‌کند یا وانمود می‌کند که بناست از برجام آبی برای کشور گرم شود، در حالی که دیگر اکنون دوست و دشمن فهمیده‌اند که برجام هیچ دستاوردی برای جمهوری اسلامی ایران ندارد.

 

جناب آقای روحانی! کلاه خود را قاضی کنید: اگر برجام یک کلاه گشاد نیست، پس چیست؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/11/17 - ساعت: 01:18

نگاه بی طرفانه به فاجعه پلاسکو

بسم الله النّور

اشاره: فاجعه پلاسکو آن همه دلخراش است که هرگز دوست نداشتم در مورد ابعاد سیاسی آن چیزی بنویسم، اما در این مدت، آن همه تحلیلهای آبکی، مغرضانه و مزورانه شنیده‌ام، که به نظر رسید ارسال این یادداشت خالی از فایده نباشد.

   ۱- ساختمان پلاسکو در آتش سوخت و فرو ریخت و تعدادی از آتش نشانان شجاع و چند تن از مردم زیر آوار ماندند، اما شخص رئیس جمهور به دنبال مطامع سیاسی خود، دستوری فوری به وزیر کشور کابینه خود داد و نوشت: «مقتضی است در اسرع وقت،‌ علل حادثه و مسئولیت حادثه بررسی و گزارش شود».  روحانی حتی از فاجعه پلاسکو نیز که ملت بزرگ ایران را داغدار کرده بود، بهره­های سیاسی خود را می خواست و چیزی نمانده بود این اشتباه بر ابعاد فاجعه بیفزاید که پیام مقام معظم ولایت، هم دل مجروح و تن خسته آتش نشانان و امدادگران را تسکین داد، و هم سیاست بازان را به مدار وظایف خود بازگرداند. امام خامنه ای در پیام خود تأکید کرده بودند: «در حال حاضر همه تلاش­ها باید برای نجات جان گرفتارشدگان جهت­دهی شود. رسیدگی به علل حادثه مسئله بعدی است»؛ این گونه بود که عوامل اجرایی صحنه پلاسکو، مجاهدت خویش را با تمام قوا ادامه دادند و انجام «وظیفه فوری را بر هر حرف و حدیثی مقدم» شمردند.

   ۲- اکنون باید دید مقصر حادثه کیست؟! برخی وانمود می­کنند که شهرداری می توانسته پلاسکو را پلمپ کند، اما مطالعه ماده ۵۵ قانون شهرداری‌ها (تبصره بند ۱۴ ماده ۵۵) نشان می‌دهد که شهرداری‌ها فقط ملزم به رفع خطر و مزاحمت شده­اند و اجازه پلمپ ندارند و به قول دادستان کل، تعداد ساختمان های ناامن آن قدر زیاد است که بودجه شهرداری به همه آن ها نمی رسد؛ پس اساساً مدیریت شهری اجازه قانونی پلمپ هیچ ساختمانی را ندارد. این قانون نیازمند اصلاح به گونه ای است که در آینده مدیریت شهری مجوز پلمپ ساختمان‌های فاقد ایمنی را داشته باشد.

   ۳- وزارت کار، بر اساس قانون کار، وظیفه و اختیار قانونی پلمپ پلاسکو را داشته است. در فصل چهارم قانون کار و در بند ۱۰۱ آمده است: «گزارش بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار در موارد مربوط به حدود و وظایف و اختیارات­شان، در حکم ضابطین دادگستری خواهد بود». با این حساب باید پرسید که چرا وزارت کار در پلمپ پلاسکو کوتاهی کرده است؟!

   ۴- هجمه­ها به شهردار تهران کاملاً سیاسی است و شواهد نشان می دهد که شهرداری به وظایف خود در این زمینه عمل کرده است. به سه سال قبل باز می گردیم که در همین خیابان جمهوری اسلامی، یک کارگاه پوشاک دچار حریق شد و دو زن که از پنجره آویزان شده بودند ثانیه هایی قبل از دست یابی مأموران حاضر در صحنه، خود را رها کردند و جان باختند، اما چند دقیقه بعد یک مرد که تحمل بیشتری داشت، با مجاهدت آتش نشانان از مرگ نجات یافت. در هیاهوی سیاسی آن روز هم کسی توجه نکرد که شهرداری تهران قبلاً به آن کارگاه تذکر داده بود و آتش نشانی مسئله را به دستگاه های دولتی ابلاغ کرده بود.

   ۵- در آن واقعه نیز دستور فوری دولت یافتن مقصر حادثه بود و کمیته­ای به همین منظور تشکیل داد تا همه متوجه شوند دولت محترم حتی از جان باختن شهروندان نیز بهره برداری سیاسی می کند. در ادامه، دولت کمیسیونی خاص تأسیس کرد تا «امور کلانشهر تهران و سایر کلانشهرها» را پی گیری کند؛ ریاست کمیسیون بر عهده جهانگیری بود و ۱۰ وزیر در آن عضو بودند. نتیجه تشکیل این کمیسیون، «سند آسیب شناسی کلانشهرها» بود که با عنوان «تصویب نامه هیئت وزیران در بخش آتش نشانی و امور ایمنی» به تصویب هیئت دولت رسید و به دستگاه های اجرایی ابلاغ گردید.

   ۶- طبق مصوبه هیئت دولت در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۱۸، «دستگاه مجری» در رسیدگی و برخورد با واحدهای کارگاهی مثل پلاسکو، «وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» است، دستگاه همکار شهرداری تهران (سازمان آتش‌نشانی) محسوب شده است و «دستگاه ناظر» بر امور اصناف نیز، وزارت کشور بوده است؛ با این حساب و بنا به مصوبه دولت روحانی، وزارت کار مسئول اصلی فاجعه پلاسکو است.

   ۷- معاون امورشهرداری های وزارت کشور، در مصاحبه با روزنامه دولت در تیرماه ۹۴، مسئولیت دولت را به روشنی تبیین کرده است. علی نوذرپور در مصاحبه با روزنامه ایران گفته است: «یکی از وظایف بازرسان وزارت کار، بررسی ایمنی کارگاه‌های سطح شهر است؛ همه ما هنوز حادثه آتش‌سوزی خیابان جمهوری را که موجب مرگ دو زن شد به خاطر داریم، درآن حادثه مأموران آتش‌نشانی بارها ناایمن بودن کارگاه را اعلام کرده و حتی رونوشت آن را هم به وزارت کار داده بودند، با این حال وزارت کار برای خود هیچ الزامی قائل نشده بود تا این کارگاه را پلمب کند. آنها گزارش را گرفته و در برنامه‌شان گذاشته بودند تا یک روزی به آن بپردازند. الان کارگاه‌های ناایمن زیادی در سطح شهر وجود دارد که از دست آتش‌نشانی هم کاری بر نمی‌آید». اما در مورد ساختمان پلاسکو، وزارت کار با نادیده گرفتن مصوبه دولت، باعث بروز فاجعه شد.

    ۸- نوذرپور در ادامه در پاسخ به این سؤال که «آیا این سند می‌تواند وزارت کار را ملزم کند که بحث عدم ایمنی کارگاه‌ها را تمام کند؟» تأکید می‌کند: «براساس این سند، دولت وزارت کار را موظف کرده به محض ارائه گزارش آتش‌نشانی، این مسئله را در اولویت کاری بازرسی‌اش قرار دهد. این حکم است و نمی‌توان از آن سرپیچی کرد. یا دولت، شورای عالی حفاظت فنی را هم موظف کرده تا ضوابط و مقررات ایمنی و آتش‌نشانی کارگاه‌ها و واحدهای صنفی، تجاری و تولیدی که وزارت کشور تهیه می‌کند را در نخستین فرصت تصویب کند. خب اگر این مصوبه در گذشته وجود داشت، بسیاری از این ضوابط و مقررات را می‌توانستیم زودتر از این ها لازم الاجرا کنیم.»

   ۹- در ادامه خبرنگار روزنامه دولتی ایران صریحا از معاون امور شهرداری­های و دهیاری­های وزارت کشور می­پرسد: «پس اگر این سند اجرایی بشود دستگاهی که در حادثه کوتاهی کرده باید جواب بدهد، در این­جا یعنی وزارت کار نه سازمان آتش‌نشانی، درست است؟» می گوید: «بله، درحقیقت مقصر اصلی (یعنی وزارت کار) باید جوابگو باشد و به نوعی اینکه چه کسی کوتاهی کرده، روشن شده و این بلاتکلیفی‌ها تمام می‌شود.»

   ۱۰- اکنون در حالی برخی مسئولین دولت تلاش دارند تقصیر را به گردن شهرداری بیندازند که نوذرپور در مصاحبه دیگری با خبرگزاری دولتی ایسنا، در 16 مهرماه سال جاری به نکته قابل تأملی اشاره می­کند: «در گذشته در ارتباط با واحدهای ناایمن شهری بازرسی این وزارتخانه کار نظارت را برعهده داشت و شهرداری‌ها حق نظارت مستقیم را نداشتند اما در این سند به عنوان یکی از بندها، سازمان‌های آتش‌نشانی شهرداری‌ها می‌توانند گزارشات ناایمن بودن کارگاه‌ها را به وزارت کار ارجاع کنند و این وزارتخانه نیز باید رسیدگی به این گزارش‌ها را در اولویت کاری خود قرار دهد».

   ۱۱- در بخشی از سند آسیب شناسی کلانشهرها که مصوبه هیئت دولت است، آمده: «قرار گرفتن گزارش­های سازمان­ها و واحدهای آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری­های کشور در خصوص کارگاه­های ناایمن شهری، در اولویت بازرسی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است». براساس این سند، دولت «وزارت کار» را موظف کرده به محض ارائه گزارش آتش‌نشانی، این مسئله را در اولویت کاری بازرسی‌اش قرار دهد؛ این حکم است و نمی‌توان از آن سرپیچی کرد؛ با این حساب وقتی فاجعه پلاسکو پیش می­آید و مشخص می شود که شهرداری و آتش نشانی هشدارهای لازم و رسمی را بارها ارائه داده­اند، شکی باقی نمی ماند که دستگاه مسئول، یعنی وزارت کار مقصر حادثه است.

   ۱۲- گفته شد که طبق ماده ۱۰۱ قانون کار وزارت کار به عنوان ضابط دادگستری مجاز به پلمپ کارگاه‌های فاقد ایمنی استاندارد می‌باشد؛ بندهای دیگری از قانون کار به وظایف وزارت کار صراحت بیشتری دارد، به عنوان نمونه در ماده ۱۰۵ آمده است: «هرگاه در حین بازرسی به تشخیص بازرس کار یا کارشناسان بهداشت حرفه ای، احتمال وقوع حادثه و یا بروز خطر در کارگاه داده شود، بازرس یا کارشناس بهداشت حرفه­ای مکلف است مراتب را کتباً و فوراً به کارفرما و یا نماینده او و نیز رئیس مستقیم خود ارائه دهد»؛ با توجه به این قانون صریح، باید پرسید که چرا وزارت کار هیچ تذکری به کارفرمایان پلاسکو نداده است؟

   ۱۳- در تبصره یک ماده ۱۰۵ آمده است که در مورد کارگاه‌های فاقد ایمنی، وزارت کار موظف است از دادسرا تقاضای تعطیلی و مهر و لاک کردن کارگاه‌های مورد نظر را بنماید. پلاسکو، یک ساختمان «کارگاهی» است؛ از نظر قانونی امکان پلمپش در اختیار «وزارت کار» بوده است، نه تنها این کار صورت نگرفته، بلکه گزارش‌های متعدد آتش نشانی شهرداری تهران نیز مسکوت گذاشته شده است.

   ۱۴- بعد از گزارش‌های کارشناسی آتش نشانی و اخطارهای شهرداری، وزارت کار و بازرسی این وزارتخانه، می‌بایست طبق قانون اقدام به پلمپ ساختمان پلاسکو می‌کردند، که این کار انجام نشده است. شهرداری نیز طبق ماده ۵۵ قانون شهرداریها امکان پلمپ این قبیل املاک را ندارد.

   ۱۵- در ماده ۱۰۰ قانون شهرداری‌ها، نحوه برخورد با تخلفات ساختمانی پیش بینی شده است. آرای کمیسیون ماده ۱۰۰ ملاک عمل شهرداری تهران است و می تواند نسبت به پلمپ، قلع و یا تخریب ساختمانی نامناسب از نظر شهرسازی و ایمنی تصمیم گیری کند. این کمیسیون اختیار ضابط قضائی را به منظور پلمب یا تخریب ساختمان به آتش نشانی یا شهرداری نمی دهد.

   ۱۶- با توجه به تصویب قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان در سال ۱۳۷۴ و مقرارت مبحث سوم مقرارت ملی ساختمان در دهه ۸۰ درباره ساختمانهای جدیدالاحداث، رعایت مقررات ملی ساختمان الزامی است و در صورت عدم رعایت از سوی مالکان، از صدور پایان کار ممانعت خواهد شد؛ اما ساختمان پلاسکو چند دهه پیش از این ساخته شده است و شهرداری برای جلوگیری از فعالیت آن مجوز قانونی نداشته است.

   ۱۷- در پیشنویس قانون جدید آتش نشانی، به موضوع نداشتن قوه قهریه و امکان برخورد قاطع با اماکن خلاف شرایط ایمنی برای سازمان آتش نشانی شهرداری پرداخته شده است، اما هیچ بندی که در آن آتش نشانی ضابط قضایی محسوب شود، وجود ندارد و آتش نشانی عملاً اختیار قانونی برخورد با چنین ساختمان­های غیراستانداردی را در اختیار ندارد.

   ۱۸- با توجه به قوانین و حوزه اختیار و عملکردی که «دولت» و «قوه قضائیه» برای «وزارت کار» و «شهرداری» تعریف کرده­اند، در مورد ساختمان پلاسکو، به جز اخطار به کارفرمایان، عملاً هیچ کاری از دست شهرداری برنمی‌آمده است که این امر انجام شده است؛ اخطارهای شهرداری نیز ضمانت اجرایی ندارد و در اصل قوه قضاییه باید دستور پلمپ این ساختمان‌ را می داده است؛ لذا تا زمانی که این مصوبات، ضمانت اجرایی نداشته باشد، انجام بازدیدهای دوره‌ای بازرسان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری، فقط قابل ارائه به وزارت کار است که این کار صورت گرفته است.

   ۱۹- اگر شهرداری ها بدون داشتن حکم قضایی مکانی را پلمپ می کردند، عملی غیرقانونی مرتکب شده بودند.

   ۲۰- سازمان آتش نشانی در سه سال گذشته بیش از ۷ اخطار، و در مجموع ۲۱ اخطار به مدیران و کسبه ساختمان پلاسکو داده اند، مع الأسف «بی توجهی» تنها واکنش آنان بوده است و درنهایت این حادثه سنگین، به مجموعه شهرداری و آتش نشانی و مردم عزیز تحمیل شد؛ با این حساب در کنار وزارت کار و وزارت کشور، اصلی‌ترین مقصر حادثه ساختمان پلاسکو، «هیئت مدیره، مالکان و کسبه ساختمان پلاسکو» می‌باشند. کسانی که به مسئولیت حقوقی اهالی پلاسکو نگاه سیاسی و جناحی دارند، بلافاصله با هیجان یادآوری می­کنند که ساختمان متعلق به بنیاد مستضعفان است، در حالی که رسیدگی به اخطارهای قانونی بر عهده دارندگان سرقفلی واحدهای تجاری و کارگاهی می باشد و بنیاد مستضعفان تمامی سرقفلی های ساختمان را واگذار کرده بوده است!

   ۲۱- همه اقدامات و اخطارهایی که در بندهای قبل گفته شد، دغدغه شهردار تهران را جهت ناامنی ساختمان های فاقد ایمنی مرتفع نکرد؛ لذا در جلسه ۱۳۹۳/۷/۲ در حضور نمایندگان وقت شورای شهر، دکتر قالیباف به صورت مشخص به دو مورد «ساختمان پلاسکو» و «پاساژ علاء الدین» اشاره می کند و از نمایندگان شورا می خواهد تا تکلیف اجرایی شهرداری و آتش نشانی را برای برخورد و مواجهه با ساختمان های این چنینی، صریح و شفاف کنند؛ اما این تذکر شفاف و صریح نیز به نتیجه اجرایی نمی رسد.

   ۲۲- متأسفانه علی رغم تمامی هشدارهایی که مدیریت شهری طی سال های اخیر مبنی بر حادثه خیزبودن ساختمان پلاسکو می دهد، ‌هیچ یک از نهادهای دولتی و قضائی که طبق قانون «مجری، ناظر و صادرکننده مجوز» شناخته شده­اند، برای معلق کردن فعالیت این ساختمان تا زمان برقراری ایمنی، اقدامی نکرده اند.

    ۲۳- ملاحظه می‌فرمایید که شهرداری تهران طبق قوانین موجود به وظایف خود عمل کرده است و در مقابل، دولت و همچنین اهالی ساختمان پلاسکو در انجام وظایف خود کوتاهی کرده­اند، با این وجود همچنان سیاست بازان و مغرضان، با هجمه تبلیغاتی و رسانه ای، سعی در مقصر جلوه دادن شهرداری تهران هستند.

   ۲۴- سلام و درود خدا بر شهیدان آتش نشان، که با شهامت و فداکاری خود، هم جان ده‌ها نفر را در ساختمان پلاسکو نجات دادند، هم آتش نشانی را از غربت بیرون آوردند و موجب افتخار و سربلندی همکاران خود شدند، و هم مردم و مسئولین را از خواب غفلت بیدار کردند تا فکری به حال بافت‌های فرسوده و ساختمان‌های فاقد ایمنی بکنند. امید است به مدد این بیداری، تمهیداتی اندیشیده شود تا در آینده از حوادث مشابه جلوگیری به عمل آید و دیگر شاهد مرگ دلخراش هموطنان و از بین رفتن کسب و کار و اندوخته‌های آنان نباشیم.

دعا بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/10/30 - ساعت: 14:07

این پادشاه لخت است، برجام دستاوردی ندارد

حتماً قصه لباس جدید پادشاه، اثر نویسنده و شاعر مشهور دانمارکی، هانس کریستین آندرسن را شنیده یا خوانده‌اید، و یا شاید کارتونش را دیده باشید. ماجرا این است که یک پادشاه چاق و مغرور، دوست داشت همیشه لباس‌های نو و تازه بپوشد. روزی رسید که دیگر خیاط‌ها طرح جدیدی برای لباس پادشاه نداشتند؛ تا این‌که یک روز دو آدم حقه باز به قصر وارد شدند و ادعا کردند که می‌توانند پارچه‌ای مخصوص ببافند که آدم‌های نادان نمی‌توانند آن را ببینند. پادشاه استقبال کرد و با خود گفت: «هم لباس جدید می‌پوشم و هم نادان‌ها را تشخیص می‌دهم.»

پادشاه پول زیادی به آن‌ها داد و حقه بازها مشغول کار شدند. بعد از مدتی پادشاه وزیر را برای کسب خبر به نزد آن‌ها فرستاد. وزیر دید که آن دو نفر مشغول کار هستند ولی اثری از پارچه نیست. با خود گفت: «اگر این موضوع را به پادشاه بگویم مرا به چشم یک فرد نادان نگاه می‌کند»، برای همین نزد پادشاه رفت و شروع به تعریف و تمجید از لباس کرد. این کار توسط رئیس نگهبانان هم تکرار شد، خود پادشاه هم برای سرکشی رفت، ولی برای پنهان کردن نادانی خود، به روی خودش نیاورد که پارچه‌ای نمی­بیند.

مدتی بعد بافنده‌ها نزد پادشاه رفتند و گفتند که کار تمام شده است و اگر مردم شما را در این لباس ببینند، حتماً اعلیحضرت را تحسین می‌کنند. سپس به پادشاه کمک کردند تا لباس‌هایش را بیرون بیاورد و لباس جدید را بپوشد.

پادشاه لباسی نمی‌دید، اما وانمود می‌کرد که در حال پوشیدن لباس جدید است. سپس یک نمایش عمومی برپا کردند و شاه در خیابان به قدم زدن پرداخت.

مردم از ترس این‌که متهم به نادانی شوند، از لباسی که قابل دیدن نبود تعریف و تمجید می‌کردند؛ اما ناگهان کودکی از میان جمعیت فریاد زد: «پادشاه لخته، لباس نپوشیده.»

پادشاه و مردم به خود آمدند. پادشاه به قصر برگشت و بچه را احضار کرد و به او پاداش داد و به اطرافیان گفت: «فقط این بچه راست‌گو بود و حقیقت را به من گفت.»

**

دستاوردهای برجام هم دقیقاً مانند همان لباس جدید پادشاه است. چیزی وجود ندارد، دستاوردی نیست، اما قاعده این است که اگر کسی حقیقت را بگوید، متهم می‌شود به نادانی.

مردم نگران هستند که اگر واقعیت را بگویند، با توهین‌های بی‌ادبانه رئیس جمهور منتخب خود مورد نوازش قرار بگیرند؛ توهین‌هایی چون: «کم‌سواد، بی‌قانون، افراطی، کاسب تحریم، بی‌شناسنامه، متوهم، مستضعف فکری، مخلوقات ترسو، تخریبگر، لرزان، عصر حجری، هوچیباز، کودک، تازه انقلابی شده، نیازمند به عینک و ... 

 یادآوری می‌کنم که مقام معظم ولایت بارها و بارها به مردم و دولت فرموده‌اند که برجام دستاوردی برای کشور نداشته است، برای مثال در روز اول سال جاری در حرم مطهر  امام رضا (علیه السلام)، در جمع پرشور مردم فرمودند: «این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم می‌‌بینیم؛ یعنی خسارت محض». [لینک]

جناب آقای روحانی و تیم فخیمه می‌توانند همچنان برای دستاوردهایی که نیست، حماسه بسرایند و می‌توانند باز هم به ملت شریف ایران و اندیشمندان صادق و شجاع توهین کنند، اما فحش و ناسزا و هوچیگری دردی از دولت به اصطلاح تدبیر و امید دوا نمی کند و این حقیقت را نمی‌توان انکار کرد که دولت روحانی بدجوری قافیه را باخته است، دستاوردهای هسته‌ای (به‌ویژه غنی سازی ۲۰درصد و آب سنگین) را تسلیم دشمن کرده، تحریم‌ها باقی مانده، دشمن بی‌ادب‌تر و گستاخ‌تر شده، نگرانی‌های دشمن برطرف شده و امیدش به آینده برای ادامه خوی استکباری بیش‌تر گردیده و از طرفی گرانی، بی‌کاری، تعطیلی واحدهای تولیدی، فرو رفتن دستگاه اجرایی در گرداب‌های سیاسی‌کاری، دست اندازی به بیت المال مسلمین، رانت خواری، رشوه خواری و فساد و معطل ماندن اوامر ولی فقیه در کشور بیداد می‌کند.

... و ماجرای این خیانت ادامه دارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/09/7 - ساعت: 04:18

سفر ریلی قبلا امن بود !

بسم الله النّور

روحانی مچکریم 

تا قبل از دولت تدبیرو کلید، سفر ریلی امن ترین شیوه سفر بود.

روحانی مچکریم !!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1395/05/30 - ساعت: 15:36

پنج نکته در مورد المپیک ریو + یک فیلم دیدنی

به نام خدا

۱-     حسن رحیمی بعد از کسب مدال برنز گفت: «من به حق خودم نرسیدم. در کشتی سنگینی که مقابل حریف روسی  گرفتم، تحلیل رفتم و بدنم برنگشت. وقتی داشتم می رفتم روی تشک دست و پایم می لرزید. در وقت اول اصلاً گم بودم و هر چه مربیان می گفتند کشتی بگیر، برعکس من امتیاز می دادم ...». واقعیت این است که ورزشکاران تا زمانی که روی «من» متمرکز هستند، معلوم نیست به نتیجه برسند. همه ورزشکاران هر چقدر هم که قوی باشند و آمادگی و توانایی تکنیکی، جسمی و تاکتیکی داشته باشند، به قول حسن رحیمی، یک جاهایی دست و پای شان می لرزد و فقط کسانی که بعد از کسب آمادگی های لازم، به خدا توکل می کنند به نتیجه می رسند. آدمی تا زمانی که به خدای لایزال متصل نشده، صفر است؛ و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

۲-     محمدرضا پولادگر رئیس فدراسیون تکواندو میلاد بیگی ورزشکار ایرانی که با پرچم آذربایجان به میدان رفت و مهدی خدابخشی را شکست داد، مزدور خواند. البته او مربی گری مهماندوست برای تیم آذربایجان را بدون اشکال و حرفه ای دانست؛ اما در کمال تعجب سایت ورزش۳ تیتر زد که پولادگر علاوه بر بیگی، مهماندوست را هم مزدور خوانده است و سپس برخی از مجریان تلویزیونی نیز به این خبر اشتباه توسل جستند و پولادگر را محکوم کردند. در این رابطه گفتنی است که بدون شک «میلاد بیگی» نه تنها مزدور، بلکه خائن و وطن فروش است. همه ما و ورزشکاران مان حاضریم برای سرافرازی کشورمان و برافراشته شدن پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران که مزین به اسماء الهی است، جان خود را بدهیم؛ پس چگونه می توان قبول کرد که یک ورزشکار، به بهانه پشت کنکور المپیک ماندن، و به خاطر پول، در برابر پرچم کشورمان بایستد و سعی در به زیر کشیدن آن داشته باشد؟!

۳-     بنا، سرمربی تیم کشتی فرنگی کشورمان این بار باخت تا معلوم شود با غرور و ادعا و با حذف کارشناسان و خودرأیی نمی توان به نتیجه رسید. بچه های بنا باختند تا رؤیای شورای شهر رفتن حمید سوریان رنگ ببازد و بنا نیز به آنچه در انتظارش بود نرسد. بنا بعد از باخت حرفی برای گفتن نداشت و فقط تظاهر کرد گریه می کند تا احساس مخاطبین را تحریک کند و خبرنگار برای دلداری، از کیسۀ بیت المال ببخشد و بگوید «فدای سرتان». بنا اشک نریخت و برای این که مشخص نشود اشکی برای ریختن ندارد و گریه اش تصنعی است، پشت به دوربین کرد و در زوایایی که صورتش پیدا شد، خبری از گریه و اشک نبود.

۴-     در میدان مهمی چون المپیک، مثل آب خوردن حق ورزشکاران ما را می خورند. شمشیر بازی و کشتی و تکواندو و مهم تر از همه، وزنه برداری ما قربانی حق کشی قدرت های ورزش می شود، اما دولت تدبیر و کلید که بنا بود به پاسپورت ایرانی عزت ببخشد، کاری از پیش نمی برد. وقتی ظریف با ویلچر به مذاکره با رقیبان سیاسی می رود، و وقتی پرچم کشورمان، بر خلاف عرف بین الملل، در دست مردان قوی کاروان المپیک مان قرار نمی گیرد، و وقتی به خبرنگاران و برنامه سازان ورزشی می گویند گرفتن مدال را بزرگ نکنید و مدام بگویید مهم شرکت در المپیک است، نتیجه این می شود که از یک طرف بعضی از ورزشکاران ما، المپیک را که آوردگاه مدال است، با گردشگاه اشتباه می گیرند و از طرف دیگر قدرت های دنیا به خود اجازه می دهند تا با آرامش خیال حق ورزشکاران ما (بخوانید حق ملت ایران) را چپاول کنند.

۵-     در این میان، شیرهایی هم بودند و هستند که غیرت و معنویت ایران اسلامی را به نمایش گذاشتند. در مورد خادم و تیم کشتی آزاد هنوز فرصت هست تا صحبت کنیم؛ در این مجال می خواهم از شیرمرد کرمانشاهی مان، کیانوش رستمی یاد کنم که مدال طلای المپیک را برایمان به ارمغان آورد. اگر می خواهید راز روحیه و انرژی و افتخار آفرینی او را ببینید، این فیلم را دانلود کنید و ببینید:

راز روحیه و انرژی کیانوش رستمی [لینک]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/05/27 - ساعت: 08:39

حق کشی های ریو نتیجه سیاست خارجی بزدلانه است

بسم الله النّور

 روحانی و سیاست خارجی بزدلانه

حق کشی های المپیک ریو در تاریخ بی سابقه است و حتی در دوران دفاع مقدس که همۀ دنیا علیه کشور عزیزمان متحد شده بودند نیز شاهد چنین حق کشی هایی نبودیم.

آیا آقای روحانی متوجه نیست که این وضعیت و گستاخی دشمنان، به دلیل سیاست خارجی بزدلانه دولت تدبیر و امید است؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/05/12 - ساعت: 21:30

آیا به باد دادن نفت کشور خوشحالی دارد؟

بسم الله النّور

 نفت کشور به جیب دشمنان می رود

از «خام فروشی» در نفت به «مفت فروشی» روی آوردهایم و با این کار منافع غرب (بخوانید دشمنان) را تأمین کردهایم، آن وقت رئیس جمهور مملکت از آن به عنوان موفقیت یاد می کند.

واقعاً آیا به باد دادن سرمایۀ ملی و تأمین منافع دشمنان این آب و خاک خوشحالی دارد؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/05/12 - ساعت: 00:51

انتقاد امام خامنه ای به دولت روحانی: چرا تحریم ها رفع نشده است؟

 امام خامنه ای: مگر بنا نبود تحریم ها یکباره برداشته شود؟!

امام خامنه‌ای از ابتدا نسبت به مذاکره با امریکا نظر مساعدی نداشتند، اما به خاطر اصرار دولت روحانی قبول کردند که این اتفاق – فقط در مورد مسائل هسته‌ای – صورت پذیرد و در عین حال بارها فرمودند که به امریکا نمی‌شود اعتماد کرد؛ اما دولت روحانی اطمینان داده بود که قادر است با مذاکره همۀ تحریم‌های غرب را لغو کند و در کشور رونق اقتصادی و در معیشت مردم گشایش ایجاد نماید.

چیزی که در عمل اتفاق افتاد، واگذاری امتیازات ناب و نقد به دشمن و دریافت وعده‌های نسیه در قالب یک قرداد کاغذی به نام «برجام» بود که دیگر همه فهمیده‌اند با خُلل و فُرجی که دارد، هرگز به فرجام نخواهد رسید.

دولت روحانی نه تنها به نظر کارشناسان مبنی بر گریزگاه‌های برجام وقعی نگذاشت، بلکه نامۀ مقام معظم ولایت در تاریخ  ۲۹ مهرماه ۹۴ [+] را به کلی نادیده گرفت، در حالی که آن نامه شرط قبول برجام از منظر ولایت بود.

پس از برجام، به جز آنچه روی کاغذ ثبت است، هرگز خبری از رفع تحریم‌ها نبوده است و دولت روحانی که به مردم و به مقام معظم ولایت وعدۀ رفع تحریم‌ها و گشایش در اقتصاد کشور را داده بود، مجبور به توجیه عملکرد دشمن شد و وانمود کرد که دشمن برجام را نقض نکرده است و درحال عمل به تعهدات خویش می‌باشد. دولت همچنین بارها گزارش غلط به ملت داد، بارها مواضع غلط در برابر دشمن اتخاذ کرد و بارها به مردم عزیز کشورمان توهین کرد که در طول زمان بارها و نو به نو، امام خامنه‌ای مواضع دولت را اصلاح فرمودند، تذکر دادند که اعتماد به دشمن اشتباه بوده است، فرمودند که برجام یعنی خسارت محض و مهم‌تر از همه، بارها و بارها یادآوری فرمودند که راه برون‌رفت از مشکلات، قطع امید از دشمن، توجه به توان داخلی و اقتصاد مقاومتی است.

در تازه‌ترین موضع گیری، امام خامنه‌ای دیروز (دوشنبه 11 مرداد 1395) دولت روحانی را مورد عتاب قرار دادند، با این مضمون که مگر بنا نبود به محض این­که ما به تعهدات‌مان عمل کردیم همۀ تحریم‌ها به صورت یک‌جا برداشته شود؟ و مشخصاً فرمودند: «برجام اصلاً برای برداشتن تحریم‌ها بود، برای این‌که تحریم‌های ظالمانه برداشته بشود؛ مگر غیر از این است؟! خب برداشته نشده؛ حالا می‌گویند به‌تدریج، یواش یواش دارد درست می‌شود! مگر بحث سرِ یواش یواش بود؟ آن روز مسئولین، هم به ما می‌گفتند، هم به مردم می‌گفتند که در این مذاکرات، قرار بر این است که وقتی ایران تعهّدات خود را انجام می‌دهد، یکباره همۀ تحریم‌ها برداشته بشود؛ یعنی این مانعی که آمریکا سر راه ملّت ایران ظالمانه و خباثت‌آمیز به وجود آورده بود، برداشته بشود؛ خب حالا شش ماه از این موعد گذشته است، برداشته نشده؛ شش ماه برای یک مملکت هشتاد میلیونی زمان کمی است؟ در این شش ماه دولت محترم کم می‌توانست کار بکند؟!».

دولت روحانی و بخشی از طرفداران دولت بسیار تلاش کرده‌اند که به استناد خودی دانسته شدن تیم مذاکره کننده هسته‌ای توسط رهبر معظم انقلاب، تمام مواضع، عملکرد و نتیجه مذاکرات را موجب رضایت، اجازه و خشنودی امام خامنه‌ای بنمایانند، اما همان گونه که اشاره شد، معظم له بارها و بارها خطاهای دولت را و بی‌فایده بودن برجام را متذکر شده‌اند و حتی برجام را خسارت محض دانسته‌اند. [+] 

اگر کسی هیچ‌کدام از بیانات حضرت آقا در بارۀ اشتباهات دولت روحانی و تیم مذاکره کننده‌اش را نشنیده باشد، بیانات دیروز مقام معظم ولایت کافی است تا بداند معظم له مسیر دولت را اشتباه می‌دانند.

دولت و به ویژه شخص رئیس جمهور نیز باید هر چه سریع‌تر تکلیف خود را با مردم و ولایت فقیه، و نسبتش را با دشمن مشخص کند! آیا همچنان می‌خواهد چشم به دست دشمن بدوزد، به حیثیت ملی چوب حراج بزند، اشتباهات دشمن را توجیه کند و دل نازنین نایب حضرت حجت(عج) را خون کند و سرانجام منفور امت شهید پرور شود و یا راه مستقیم را انتخاب خواهد کرد و به آغوش ملت و رکاب ولایت بازخواهد گشت؟!

***

مطالب مرتبط:

-          برجام یعنی خسارت محض [+]

-          مذاکرات برجام هیچ نتیجه ای نداشته است! [+]

-          کلید روحانی برای حل مشکلات بود یا برای رابطه با شیطان؟! [+]

-          دولت روحانی ایرانی است یا امریکایی؟! [+]

-          هفت خیانت تیم مذاکره کننده هسته‌ای دولت روحانی [+]

-          نامه مهم رهبر معظم انقلاب درباره الزامات اجرای برجام [+]

-          برجام به فرجام نخواهد رسید! [+]

-          اگر برجام نبود [+]

-          چرا کشور را فروختید؟! [+]

-          چهار عقب نشینی هسته‌ای که دولت از مردم مخفی کرده بود [+]

-          دولت روحانی در شیب سقوط [+]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/01/10 - ساعت: 15:23

برجام یعنی خسارت محض

اشاره: آنچه مشخص است از دیدگاه مقام معظم ولایت، مذاکره با امریکا و قبول برجام تاکنون هیچ نتیجۀ مثبتی برای کشور نداشته است. امام خامنه‌ای به صراحت می‌فرمایند که هرچه تاکنون بوده روی کاغذ بوده است و نتیجه این شده که ما به همۀ تعهدات خود عمل کرده‌ایم، اما دشمن فقط دشمنی کرده است و از انجام تعهدات خود سر باز زده است و این یعنی خسارت محض. مشکل برخی از دوستان که فکر می‌کنند برجام دستاوردی برای کشور داشته است و بعضاً حتی آن را مورد تأیید رهبر معظم انقلاب می‌دانند، این است که خودشان مستقیماً فرمایشات مقام معظم رهبری را دنبال نمی‌کنند.

در این یادداشت بخش‌هایی از نخستین سخنرانی امام خامنه‌ای در سال ۱۳۹۵ آمده است. ایشان عصر روز اول فروردین در حرم مطهر و نورانی امام رضا (ع) و در رواق امام خمینی (ره) بیانات خویش را افاضه فرمودند که این حقیر نیز – به واقع – نایب الزیارۀ مخاطبین این یادداشت بودم.

در پایان مطلب می‌توانید لینک‌های مستقیم به متن، فیلم، عکس و صوت این دیدار را ببینید.

 امام خامنه ای - نوروز 95 - حرم امام رضا علیه السلام

مایلم بحثی که انجام می‌گیرد، یک بحث متقن و منطقی باشد؛ امروز بحث‌های شعاری جایگاه زیادی در ذهن مردم ما ندارد؛ مردم ما، جوانان ما، آحاد جامعۀ ما فهیم‌اند و به مسائل با چشم منطق و استدلال نگاه می‌کنند.

...

کنار آمدن با دولت آمریکا ناگزیر، به‌معنای قبول تحمیل‌های آن دولت است. طبیعت توافق با آمریکا همین است؛ همه‌جا همین‌جور است؛ کشورهای دیگر هم که در هر مسئله‌ای با آمریکا توافق می‌کنند، معنایش این است که از مواضع خودشان به‌نفع طرف مقابل عقب‌نشینی می‌کنند بدون این‌که طرف مقابل به‌نفع آنها یک عقب‌نشینی قابل‌توجّهی انجام بدهد. در همین توافق اخیر هسته‌ای هم اگرچه این توافق را ما تأیید کردیم و برگزارکنندگان این توافق را مورد قبول اعلام کردیم و قبول داریم آن‌ها را، لکن این‌جا هم همین‌جور بود؛ وزیر خارجۀ محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] این‌جا را یا این خطّ قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم.

...

حرف طرف مقابل یعنی همان دستگاه تبلیغاتی و فکرساز و جریان‌ساز، این است که می‌گوید ایران دارای ظرفیت‌های فراوان اقتصادی است و هدف از توافق هسته‌ای این بود که کشور ایران بتواند از این ظرفیت‌ها استفاده کند؛ خب، این توافق انجام گرفت لکن این توافق کافی نیست و مسائل دیگری هم هست که در آن‌ها هم بایستی ملّت ایران، دولت ایران، مسئولین ایران تصمیم بگیرند و اقدام بکنند ... حرف‌شان این است. بنابراین در قضیۀ هسته‌ای توافق شد و اسم این را گذاشتیم «برجام»؛ برجام دیگری در قضایای منطقه، برجام دیگری در قضایای قانون اساسی کشور؛ برجام ۲ و ۳ و ۴ و الی‌غیرذلک بایستی به‌وجود بیاید تا ما بتوانیم راحت زندگی کنیم ... معنای این حرف این است که جمهوری اسلامی از مسائل اساسی‌ای که به حکم اسلام و به حکم برجستگی‌های نظام جمهوری اسلامی پایبند به آن‌ها است، صرفِ‌نظر کند: از مسئلۀ فلسطین صرف‌نظر کند، از حمایت از مقاومت در منطقه صرفِ‌نظر کند، از مظلومان منطقه - مثل ملّت فلسطین، مثل مردم غزّه، مثل مردم یمن، مثل مردم بحرین- پشتیبانی و حمایت سیاسی نکند، و نظام جمهوری اسلامی با تعدیل خواسته‌های خود، خود را به آنچه طرف مقابل یعنی آمریکا به دنبال تحقّق آن است، نزدیک بکند. معنای این حرف این است که همچنان‌که امروز بعضی از کشورهای منطقه و دولت‌های منطقه، علی‌رغم حکم اسلام و علی‌رغم خواست ملّت‌هایشان با رژیم صهیونیستی کنار آمده‌اند و مسئلۀ فلسطین را تحت‌الشّعاع مسائل دیگر قرار داده‌اند، جمهوری اسلامی هم به همین ترتیب عمل کند؛ معنایش این است که همچنان‌که امروز بعضی از دولت‌های عربی با کمال وقاحت، دست دوستی به سمت دشمن صهیونیستی دراز می‌کنند، جمهوری اسلامی هم با دشمن صهیونیستی کنار بیاید و آشتی کند.

 

 البتّه قضیه به اینجاها ختم نمی‌شود؛ معنای آنچه در آن تحلیل سیاسی دشمن ادّعا می‌شود، این است که اگر میل آمریکا است، جمهوری اسلامی حتّی از ابزارهای دفاعی خود هم صرفِ‌نظر کند. می‌بینید که بر روی مسئلۀ موشک‌ها چه جنجالی در دنیا به راه انداخته‌اند که چرا جمهوری اسلامی موشک دارد، چرا موشک دوربُرد دارد، چرا موشک‌های جمهوری اسلامی هدف را دقیق می‌زنند و هدف قرار می‌دهند، چرا آزمایش کردید، چرا تمرین نظامی می‌کنید، و چرا و چرا و چرا. حالا آمریکایی‌ها در منطقۀ خلیج فارس که چند هزار کیلومتر با کشور آن‌ها فاصله دارد، هر چند وقت یک بار با یکی از کشورهای منطقه رزمایش به راه می‌اندازند -درحالی‌که آن‌ها در اینجا هیچ مسئولیتی ندارند- [امّا] جمهوری اسلامی که در خانۀ خود، در محیط خود و در حریم امنیت خود رزمایش می‌کند، جنجال این‌ها بلند می‌شود که چرا رزمایش کردید، چرا اقدام کردید، چرا نیروی دریایی شما یا نیروی هوایی شما این اقدام‌ها را کردند. معنای آن تحلیل دشمن این است که از همۀ این‌ها بایستی صرفِ‌نظر بکنیم. قضیه از این هم بالاتر است؛ تدریجاً موضوع را به این خواهند کشاند که اصلاً چرا نیروی قدس تشکیل شده است، چرا سپاه تشکیل شده، چرا سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی، باید با اسلام تطبیق داده بشود؛ مطلب به اینجاها می‌رسد. شما وقتی در مقابل دشمن، در حالی که می‌توانید ایستادگی کنید، عقب‌نشینی کردید، دشمن جلو می‌آید، دشمن متوقّف نمی‌شود و کم‌کم کار را به این‌جا می‌رسانند که اینکه شما می‌گویید دولت جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی و قوّۀ قضائیه باید برطبقِ احکام اسلام و شریعت اسلامی باشد، این‌ها برخلاف آزادی است و لیبرالیسم این‌ها را قبول ندارد؛ کم‌کم به اینجاها می‌رسد. اگر عقب‌نشینی کردیم، عقب‌نشینی به این نقطه‌ها منتهی خواهد شد که [بگویند] شورای نگهبان چه نقشی در جامعه دارد و چرا باید شورای نگهبان به‌خاطر مخالفت با شرع قوانین را بردارد؟ حرف این‌جاست. این همان چیزی است که بنده بارها عرض کرده‌ام که این، تغییر سیرت جمهوری اسلامی است. ممکن است صورت جمهوری اسلامی محفوظ بماند امّا از محتوای خود بکلّی تهی بشود؛ دشمن این را می‌خواهد. بنا بر این تحلیل دشمن‌خواسته و بنابر این تحلیلی که آن‌ها دارند در اذهان نخبگان و افکار عمومی ملّت تزریق می‌کنند، اگر جمهوری اسلامی و ملّت ایران می‌خواهد از شرّ آمریکا راحت بشود، باید از محتوای جمهوری اسلامی دست بردارد، از اسلام دست بردارد، از مفاهیم اسلامی دست بردارد، از امنیت خود دست بردارد.

...

آمریکایی‌ها به آنچه وعده داده بودند عمل نکردند و کاری را که باید می‌کردند انجام ندادند. بله، به تعبیر وزیر خارجۀ محترم ما، روی کاغذ کارهایی را انجام دادند امّا از راه‌های انحرافی متعدّد، جلوی تحقّق مقاصد جمهوری اسلامی را گرفتند. شما نگاه کنید امروز در سرتاسر کشورهای غربی و کسانی که تحت تأثیر آن‌ها هستند، همچنان معاملات بانکی ما دچار مشکل است، بازگرداندن ثروت‌های ما در بانک‌های آن‌ها دچار مشکل است، معاملات گوناگون تجاری‌ای که احتیاج به دخالت بانک‌ها دارد دچار مشکل است؛ وقتی دنبال می‌کنیم، تحقیق می‌کنیم و می‌گوییم چرا این‌جور است، معلوم می‌شود از آمریکایی‌ها می‌ترسند. آمریکایی‌ها گفته‌اند که ما تحریم‌ها را برمی‌داریم و روی کاغذ هم برداشتند امّا از طرق دیگر جوری عمل می‌کنند که اثر رفع تحریم‌ها مطلقاً به‌وجود نیاید و تحقّق پیدا نکند. بنابراین، کسانی که امید می‌بندند به اینکه بنشینیم با آمریکا در فلان مسئله مذاکره کنیم و به یک نقطۀ توافقی برسیم -یعنی ما یک تعهّدی بکنیم، طرف مقابل هم یک تعهّدی بکند- از این غفلت می‌کنند که ما ناگزیر باید به همۀ تعهّدهای خود عمل کنیم [امّا] طرف مقابل با طُرق مختلف، با شیوه‌های مختلف، با خدعه، با تقلّب سر باز می‌زند و به تعهّدهایی که کرده است عمل نمی‌کند. این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم می‌‌بینیم؛ یعنی خسارت محض.

...

در این منطقه‌ای که ما زندگی می‌کنیم - منطقۀ غرب آسیا - کشور عزیز شما ایران، گُل منطقه است؛ از لحاظ جایگاه راهبردی و به تعبیر رایجْ موقعیت استراتژیکی، یک کشور بی‌نظیر است؛ از لحاظ منابع فراوان نفت و گاز در همۀ این منطقه و با یک نگاه از همۀ دنیا امتیاز دارد؛ غیر از نفت و گاز، منابع فراوان دیگری هم هست. کشوری است بزرگ، با جمعیتی مستعد و مردمی با استعداد، با تاریخی غنی. اینجا گُل منطقه است؛ این گُل منطقه یک روزی یکجا و به‌طور کامل در قبضۀ آمریکا بوده است و هر کاری آمریکایی‌ها می‌خواستند نسبت به این کشور و در این کشور انجام بدهند می‌کردند: غارت می‌کردند، ثروت‌هایش را می‌بردند؛ همۀ کارهایی که یک دولت استعمارگر و یک دولت مستکبر با یک کشور ضعیف انجام می‌دهد، این‌ها در این کشور انجام می‌دادند و اینجا را در قبضۀ خودشان و در پنجۀ اقتدار خودشان داشتند، انقلاب آمده است این کشور را از پنجۀ آن‌ها بیرون کشیده، [لذا] کینۀ انقلاب از دل سیاست آمریکا خارج نمی‌شود. آن‌وقتی دشمنی این‌ها تمام می‌شود که بتوانند همان سلطه را بار دیگر در این کشور تجدید کنند؛ هدف این است و دنبال این هستند.

...

من که می‌گویم «دشمن»، مقصودم دولت آمریکا است؛ تعارف هم نمی‌کنیم. البتّه آن‌ها می‌گویند که ما دشمن شما نیستیم، ما دوست [شما هستیم]. پیام نوروزی به مردم ما داده‌اند و برای جوان‌های ما دلسوزی کرده‌اند؛ یا در کاخ سفید سفرۀ هفت‌سین پهن می‌کنند! خب این‌ها بچّه‌گول‌زنی است؛ کسی این‌ها را باور نمی‌کند. از آن‌طرف تحریم‌ها را حفظ می‌کنند، از آن‌طرف وزارت خزانه‌داری آمریکا با طرقی که خودشان دارند و خودشان اقرار کرده‌اند، جوری عمل می‌کند که شرکت‌های بزرگ، بنگاه‌های بزرگ و بانک‌های بزرگ جرئت نکنند نزدیک بیایند و با جمهوری اسلامی معامله کنند؛ از آن‌طرف این کارها را می‌کنند - تحریم می‌کنند و تهدید می‌کنند- که دشمنی محض است، از آن طرف هم در کاخ سفید سفرۀ هفت‌سین پهن می‌کنند یا در پیام عید نوروز می‌گویند ما برای جوان‌های ایرانی دنبال اشتغال هستیم! خب، کسی این‌ها را باور نمی‌کند. این‌ها ملّت ما را هنوز نشناخته‌اند؛ ملّت ایران را نشناخته‌اند. ملّت ایران ملّت فهیمی است، آگاه است، دشمنان خودش را می‌شناسد، شیوه‌های دشمنی را هم می‌شناسد.

...

آمریکا به دلایل واضحی با ما دشمن است؛ همین‌طور که عرض کردیم، مرادمان سیاستمداران آمریکا و سیاست‌های آمریکا است. در قضیۀ برجام بدعهدی کردند و به تحریم‌های دیگری ما را تهدید کردند. همین‌طور که گفتم، وزیر خزانه‌داری آمریکا به شدّت شب ‌و روز مشغول کار است برای اینکه نگذارند که جمهوری اسلامی از نتایج برجام بهره‌مند بشود. خب، این‌ها دشمنی است. مرتّباً تهدید می‌کنند و مرتّباً به تحریم‌های بیشتر تهدید می‌کنند. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هم چند ماه دیگر - هفت هشت ماه دیگر- شروع خواهد شد و تا نُه ماه دیگر این دولت فعلی آمریکا عوض خواهد شد و هیچ تضمینی وجود ندارد که این دولتی که بعداً به‌وجود خواهد آمد، همین تعهّدات اندکی را هم که این دولت [فعلی] کرده است عمل بکند. الان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا در سخنرانی‌های انتخاباتی‌شان مسابقه گذاشته‌اند در بدگویی به ایران؛ خب این دشمنی است دیگر؛ دشمنی که شاخ‌ودم ندارد. وقتی می‌گوییم آمریکا دشمن است، یک عدّه‌ای منزعج (۴) می‌شوند که چرا می‌گویید دشمن؟ دشمن است؛ این‌ها دشمنی است. این هم یک واقعیت. (۵)

...

یکی از سه ابزار مؤثّر دشمن عبارت است از تحریم. دشمن احساس کرده است که کشور ما و ملّت ما از تحریم ضربه می‌بیند؛ متأسّفانه خود ما هم این برداشت را در او تقویت کردیم. یک جاهایی و در یک برهه‌ای دائم تحریم را بزرگ کردیم که آقا تحریم است، تحریم است، باید تحریم را برداریم، اگر تحریم باشد این‌جور به ما ضربه می‌خورد و مانند این‌ها؛ از آن‌طرف هم برداشتن تحریم‌ها را باز تقویت کردیم، بزرگ کردیم، بزرگنمایی کردیم که اگر تحریم‌ها برداشته بشود این اتّفاق خواهد افتاد، آن اتّفاق خواهد افتاد؛ اتّفاقاتی که نیفتاد و اگر همین‌جور هم پیش برویم نخواهد افتاد. لکن دشمن احساس کرده است که با ابزار تحریم می‌تواند بر ملّت ایران فشار بیاورد؛ دشمن این را احساس کرده است. پس آنچه در مقابل ما امروز وجود دارد عمدتاً عبارت است از تحریم. ما برای اینکه با تحریم مقابله کنیم چه‌کار باید بکنیم؟ اوّلِ صحبت عرض کردم که یک دوراهی‌ای را دشمن نشان می‌دهد به ما؛ می‌گوید یا بیایید تسلیم آمریکا بشوید و هر چه او می‌گوید گوش کنید، یا فشار و تحریم ادامه پیدا می‌کند؛ این یک دوراهی است که گفتیم غلط و دروغ است، امّا یک دوراهی دیگری وجود دارد: یا بایستی مشکلات تحریم را تحمّل کنیم یا ایستادگی کنیم به‌وسیلۀ اقتصاد مقاومتی.(۶) خیلی خب، آمادگی شما خوب است، منتها برای اقتصاد مقاومتی، صِرف آمادگی کافی نیست؛ ما گفتیم «اقدام و عمل».

...

ما می‌توانیم در مقابل آمریکا بِایستیم و تحریم‌های او در ما اثر نکند. ما احتیاج نداریم از ارزش‌های خودمان، از خطوط قرمز خودمان، از اصول خودمان صرفِ‌نظر کنیم تا آمریکا نتواند ما را تحریم بکند؛ ما با دنبال کردنِ همین سیاست اقتصاد مقاومتی، به‌معنای عملی مسئله و اقدام عملی موضوع، می‌توانیم کشور را مصونیت‌سازی کنیم؛ می‌توانیم مصونیت بدهیم کشور را تا دیگر در مقابل تحریم به خودمان نلرزیم که ما را تحریم خواهند کرد. خب تحریم بکند؛ اگر اقتصاد مقاومتی شد، تحریم دشمن تأثیر قابل توجّهی نخواهد کرد. این می‌شود حرکت انقلابی و حرکت مؤمنی.

 

پاورقی: ۴- ناراحت و بی‌قرار ۵- شعار مردم: «دولت تدبیر و امید! بصیرت، بصیرت». ۶- شعار حضار: ای رهبر آزاده / آماده‌ایم آماده‌

 

لینکها:

ü      متن کامل بیانات [+]

ü      عکسهای دیدار [+]

ü      فیلم کامل دیدار کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 1,009.1 MB [+]

ü      فیلم کامل دیدار کیفیت متوسط و فرمت Mpeg و با حجم325.0 MB [+]

ü      فیلم کامل دیدار کیفیت پایین و فرمت Flv و با حجم 206.8 MB [+]

ü      صوت بیانات [+]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1394/10/3 - ساعت: 16:05

اختلاس خاموش یا مفقود شدن برنج های وارداتی !!!

 اختلاس خاموش در دولت تدبیر و امید

جمیل علیزاده شایق دبیر انجمن برنج فاش کرد که در یکی دو سال گذشته یک میلیون تن برنج وارداتی مفقود شده است. وی توضیح داد که در سال ۱۳۹۲ دو میلیون تن برنج وارد کشور شد که یک میلیون تن آن هرگز به صورت رسمی وارد بازار نشد و در انبارها نیز موجود نمی باشد.

متأسفانه از سرنوشت این یک میلیون تن برنج اطلاعی در دست نیست و بهتر است وزارت کشاورزی مردم را از سرنوشت این برنج ها آگاه کند.

ارزش این یک میلیون تن برنج در حدود ۵۰۰ میــلیــــــــــــارد تـــــومــــــــــان می باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1394/08/23 - ساعت: 12:45

کلید روحانی برای حل مشکلات بود یا برای رابطه با شیطان ؟!

حسن روحانی (فریدون) و مریدان کدخدا

اگرچه برخی مسئولین بر خلاف اصول انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، و بر خلاف نظرات صریح امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای درصدد عادی سازی رابطه با امریکای جنایت‌کار هستند، اما تا ولایت فقیه هست و تا امت حزب الله در صحنه هستند، خواب پریشان مریدان کدخدا تعبیر نخواهد شد و نخواهند توانست پای شیطان را به کشور اسلامی و شهید پرورمان باز کنند، ولی طبیعی است که تا سر عقل نیایند، از این تلاش مذبوحانه دست برنمی دارند.

بارها و بارها رهبر معظم انقلاب از شیطنت های امریکا سخن گفته اند و بارها از بی فایده بودن مذاکره با امریکا و بلکه از ضررهای آن سخن گفته اند، اما باز هم روحانی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی ایتالیا، بازگشایی سفارت امریکا را منوط به عذرخواهی امریکا کرده است!

سؤال این است که مگر ذات شیطان با عذرخواهی تغییر می‌کند؟ وسؤال دیگر این است که مگر روحانی نمی‌داند طرح چنین سخنانی از طرف رئیس جمهور یک کشور، نشان عجز و حقارت آن کشور است؟ اگر او به عرف دیپلماتیک آشناست – که اتفاقاً چنین ادعایی دارد – پس چرا به عزت و حیثیت ملّی چوب حراج می‌زند؟ چرا به نصایح و دستورات صریح مقام معظم ولایت جامۀ عمل نمی‌پوشاند؟

سؤال دیگر این‌که مگر روحانی نمی‌داند که تبیین سیاست خارجی با رهبر معظم انقلاب است، پس چرا بی‌جهت خود را سکۀ یک پول می‌کند و در امری که به او مربوط نمی‌شود دخالت‌های نابخردانه می‌کند؟

سؤالات زیادی از حسن روحانی (فریدون سابق) دارم که در آینده به طرح آن‌ها خواهم پرداخت و در این مجال یادآور می‌شوم که در ماجرای مک‌فارلین که هاشمی قصد داشت برخلاف اوامر حضرت امام خمینی(ره) باب رابطه با شیطان بزرگ را بگشاید و روحانی در آن ماجرای ننگین، مأمور مخفی هاشمی رفسنجانی بود، حضرت امام(ره) به هاشمی دستور داد که ماجرای کیک و کلید و هواپیما و تیم جاسوسی فرود آمده در کشور را برای مردم بازگو کند، مریدان کدخدا از آن زمان کینه به دل گرفتند تا در انتخابات اخیر، کلید امریکایی‌ای را که روح خدا شکسته بود، این بار روحانی به دست بگیرد و درصدد رابطه با کدخدا باشد؛ اما مردم که به غلط گمان می‌کردند این «کلید حل مشکلات اقتصادی» است، با نیم درصد اختلاف به روحانی رأی دادند، تا بعد از مدتی متوجه شوند که بنا نیست مشکلات اقتصادی کشور حل شود، بلکه کلید روحانی برای ایجاد رابطه با شیطان است؛ غافل از این‌که: «و مكروا و مکر الله والله خیر الماكرین».




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/08/19 - ساعت: 01:16

دولت روحانی ایرانی است یا امریکایی ؟!

روحانی ایرانی یا امریکایی ؟!

۱ـ حضرت آقا به دولت تذکر می‌دهند که مواظب نفوذی‌ها باشد، اما آقای روحانی به رسانه‌های منتقد دولت بد و بیراه می‌گوید و در نهایت به آن‌ها لقب «پلیس مخفی» می‌دهد؛ اما از رسانه‌هایی که پایگاه (بخوانید جاسوس) دشمن شده‌اند، حمایت می‌کند.

۲ـ ولایت فقیه حفظ نظام را واجب می‌دانند، اما مدعیان اعتدال «دولت خطاکار» را مقدّس و غیر قابل انتقاد ترسیم می‌کنند.

۳ـ امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای امریکا را «دشمن غیر قابل اعتماد» می‌خوانند، اما دولت مدعی اعتدال، امریکا را «کدخدای قابل احترام» تلقّی می‌کند و روحانی با اوباما تلفنی صحبت می‌کند و ظریف با او دست می‌دهد و اگر از خروش امّت حزب‌الله نمی‌ترسیدند، معلوم نبود چه غلط‌های دیگری انجام می‌دادند؟!

۴ـ مقام معظم ولایت از ابتدا می‌فرمایند «به مذاکرات خوش‌بین نیستم»، اما مدعیان اعتدال آن قدر بر مذاکره اصرار می‌کنند تا موافقت معظم له را بگیرند.

۵ـ حضرت آقا خطوط قرمز را تعیین می‌فرمایند، اما آن‌ها بارها و بارها آن را زیرپا می‌گذارند تا حضرت آقا بارها و بارها مواضع دولت را اصلاح فرمایند.

۶ـ دولت خطوط قرمز را رد می‌کند و با قبول برجام یک خیانت بزرگ در پرونده خود ثبت می‌کند و حضرت آقا در نامه (بخوانید منشور) به روحانی شروط پذیرش برجام را تبیین می‌فرمایند، اما دولت آن نامه را نشانۀ رضایت مقام معظم رهبری معرفی و یک طرفه به «تعطیلی صنعت هسته‌ای» (بخوانید نابودی ثروت ملی) اقدام می‌کند.

***

کاش یکی به بنده بگوید بالأخره این دولت ایرانی است یا امریکایی؟! و دولت مدعی اعتدال بنا دارد منافع ملت بزرگ ایران را تأمین کند یا درصدد تکمیل روند پادویی خود برای شیطان بزرگ می‌باشد؟!




داغ کن - کلوب دات کام
شرکت در بحث() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1394/08/3 - ساعت: 15:00

هفت خیانت تیم مذاکره کننده هسته‌ای دولت روحانی

روحانی و تیم مذاکره کننده خیانت هسته ای 

    ۱ـ رهبر معظم انقلاب از ابتدا فرمودند که نسبت به مذاکره خوش‌بین نیستند و حالا که اصرار دارید بروید مذاکره کنید. سؤال این است: «اگر کسی واقعاً مطیع امر ولایت بود، اصلاً به سمت مذاکره می‌رفت؟»

    ۲ـ به دوست و دشمن القا کردند که تحریم‌ها کشور را فلج کرده است و اگر تحریم‌ها لغو نشود، کار ملت ایران تمام خواهد بود.

    ۳ـ «ما مرد جنگیم و از جنگ نمی‌هراسیم» و دشمن جرئت حمله به ایران را ندارد، اما تیم مذاکره کننده اعلام کرد که از وقوع جنگ جلوگیری کرده و وانمود کرد که ما از جنگ هراس داشته‌ایم.

    ۴ـ در قطعنامه ۱۹۲۲ بنا بر این بود که اگر ایران پای میز مذاکره رفت، تحریمها لغو شود، اما ایران پای میز مذاکره رفت، تلفنی با اوباما صحبت کرد، با جان کری قدم زد و ... ؛ اما هیچ امتیازی نگرفت و فقط حیثیت ملی را به حراج گذاشت.

    ۵ـ به دروغ اعلام کرد که با مذاکره و توافق همه مشکلات کشور حل می‌شود، اما بعد از برجام گفت [دروغ گفته بودیم] و با این توافق (برجام) اتفاقی نمی‌افتد و حتی دلارهای بلوکه شده هم به کشور باز نمی‌گردد و باید به دنبال اقتصاد مقاومتی باشیم. دولت نگفت فروختن حق مسلم مردم کشورمان چه دستاوردی داشته است؟!

    ۶ـ در نهایت و با قبول «برجام» حق مسلم مردم ایران (انرژی هسته‌ای) را به دشمن واگذار کرد، چون حتی اگر دشمن به وعده‌هایش عمل کند (که نمی‌کند) و حتی اگر کلکی در کارش نباشد (که هست)، باز هم کشور ضرر کرده است، چون با این برجام ما عملاً انرژی هسته‌ای نداریم و هر وقت بخواهیم آن را پی‌گیری کنیم، باز همین آش است و همین کاسه و باز تحریم و فضای روانی تحریم در پیش خواهد بود؛ یعنی انرژی هسته‌ای را برای همیشه تحویل دشمن داده‌ایم.

    ۷ـ نامه مهم رهبر معظم انقلاب به روحانی [+]، منشور مهم اجرای برجام می‌باشد و بدون تحقق شروطی که در نامه ذکر شده، اساساً برجام قابل قبول نخواهد بود، اما روحانی در پاسخ نامه وانمود کرد که فرماندهی معظم کل قوا، از برجام ابراز خرسندی کرده‌اند و همه چیز امن و امان است و نهایتاً چند تذکر ضمنی ارائه شده که در شورای عالی امنیت ملی، قابل رفع و رجوع است و احیاناً می‌شود آن تذکرات را معطل گذاشت.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1394/07/18 - ساعت: 01:28

چرا کشور را فروختید ؟!

 اعتماد به گرگ خلاف عقل است

برای توجیه افتضاح خود در برجام می گویند که امریکا دیگر گرگ نیست و دندان هایش ریخته و حتی می گویند که امریکای امروزی میش است؛ بسیار خوب، بر فرض که حرف اشتباه شما را بپذیریم، باید یادتان باشد که آن وقت که امریکا گرگ بود، ملت ما به آن باج نداد، شما را چه شده که یک گرگ خنثی شده را به عنوان کدخدا تحویل گرفتید، این همه امتیاز دادید، صنعت هسته ای کشورمان را فروختید، حق مسلّم ملت بزرگ ایران را تسلیم دشمن کردید و تا ۳۰ سال آینده کشور را در حد مستعمره صنعتی درآوردید؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2