جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب ابر جعفری مقدم
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: دوشنبه 1396/03/22 - ساعت: 20:52

نکته های خواندنی از ترقه بازی داعش در تهران

بسم الله النّور

پیش درآمد: این چند سطر، با همه ناچیزی و بی مقداری با یاد و عشق به مقام معظم ولایت نوشته شده است و  به محضر نورانی ایشان تقدیم می گردد؛ برگ سبزی است تحفه درویش.

1-  چرا داعش موفق به ترقه بازی شد؟

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون، دشمن همواره در صدد ایجاد رعب و وحشت و همیشه به دنبال ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی با ابزار ترور بوده است. به خاطر اقتدار دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی ایران، حدود 30 سال است که دشمن توفیقی در اجرای عملیات تروریستی در مرکز ایران نداشته است.

جالب است بدانید ماجرای مرقد و مجلس در زمانی اتفاق افتاد که نهادهای امنیتی بیشترین آمادگی و تمهیدات را برای مقابله با این نوع تهدیدات داشتند. ما در ماه های گذشته از همیشه آماده تر بودیم؛ آمادگی و هوشیاری جمهوری اسلامی در حدی بود که به صورت طبیعی این ماجرا نباید اتفاق می افتاد، پس چرا چنین شد؟

به نظر بنده حقیر، راز این رویداد را باید در یک آیه از قرآن عظیم جست و جو کرد: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْكُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (سوره مبارکه محمد(ص) – آیه 7)

این آیه ان قدر معروف است که مردم اغلب هم آن را حفظ هستند و هم اجمالاً معنی اش را می دانند که مؤمنین اگر خدا را یاری کنند، خدا نیز ایشان را یاری می کند و در برابر دشمن گام هایشان را استوار می سازد.

واقعیت این است که تمام پیروزی های انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران متعلق به هیچ شخص و گروهی نیست، هر چه هست از خداست. این پیروزی ها بی قید و شرط هم نبوده است، هر گاه مردم و مسئولین به تکلیف خود خالصانه عمل کرده اند، به دنبالش نصرت الهی را شاهد بوده اند.

متأسفانه مدتی است که مسئولین اجرایی کشور اصلی ترین تکلیف خود، یعنی عمل به فرامین ولایت فقیه را به درستی عمل نمی کنند. آنچه معظم له در باره اقتصاد مقاومتی، توجه به توان داخلی، ایستادگی در برابر دشمن و خدمت به محرومین بیان می فرمایند، با کم توجهی، بی توجهی و حتی کنایه های دشمن شادکن مسئولان اجرایی کشور رو به رو می شود. در چنین شرایطی نباید توقع داشته باشند که نصرت الهی شامل حال شان شود، چرا که طبق نص صریح قرآن، این نصرت بی قید و شرط نیست.

به نظر بنده اصلی ترین دلیل عدم توفیق دولت در مهار دستگیری دو تیم تروریستی مرقد و مجلس ، کوتاهی دولت در تبعیت از ولایت فقیه است.

وقتی دولت و هیئت وزیران وارد بازی های سیاسی می شوند و اصلی ترین وظایف خود را معطل می گذارند، وقتی به جای رسیدگی به وضع مردم و به ویژه به جای برطرف کردن مشکلات بسیار زیاد محرومان، رفع حصر فتنه گران و پخش آهنگ ربّنای یک خواننده معلوم الحال را به مهم ترین مسئله کشور تبدیل می کنند، طبیعی است که با محرومیت از نصرت الهی، به انواع مشکلات دچار شوند!

فقط برای نمونه عرض می شود که روز 16 خرداد وزیر اطلاعات می گوید: «تشکیلات اطلاعاتی برای بگیر و ببند نیست، بلکه برای نگیر و نبند است» و این جمله روز بعد بر صفحه روزنامه آرمان نقش می بندد و درست در همان وقت که روزنامه آرمان با این جمله عجیب و غریب وزیر اطلاعات، روی پیش خوان روزنامه فروشی ها قرار دارد، تروریست ها به مجلس حمله می کنند! به نظر شما آیا در این همزمانی رازی نهفته نیست؟!

 

2-   چرا دشمن این زمان را برای عملیات ترور انتخاب کرد؟

سه روز بعد از ترقه بازی داعش، وزیر اطلاعات دولت روحانی در گفت و گوی ویژه خبری می گوید: « در سال ۹۴ حدود سی تیم [تروریستی] ، در سال ۹۵ حدود ۴۵ تیم و در دو ماه و بیست روز سال ۹۶ نیز بیش از ۲۵ تیم را زیر ضربه بردیم». به نظر شما چرا دشمن و دست نشانده منطقه ای او یعنی دولت سعودی این زمان را برای عملیات ترور مناسب دانسته اند؟ آیا این عجله و این انتخاب زمانی، به وادادگی دولت در سیاست خارجی ربط ندارد؟ مسلماً ربط دارد.

متأسفانه دولت روحانی آن همه ضعیف و بزدلانه عمل کرده که دشمن به این نتیجه رسیده است که هم می توان ایران را وادار به تعهدات سنگین برجام کرد، هم تعهدات متقابل را عمل نکرد، هم تحریم های جدید وضع کرد و هم به این فکر افتاده اند تا برجام های جدید را به کشور عزیزمان تحمیل کنند.

دست آخر هم با توجه به دیوار کوتاه دولت روحانی، بی بته های جاهل سعودی نیز زمان را برای ایجاد ناامنی در کشور بزرگ ایران مناسب دانسته اند. در این زمینه مستندات قابل ارائه و گفتنی زیاد است که جداگانه باید عرض شود.

 

3-  آیا حرکت تروریست ها ارزش عملیاتی داشت؟

بدون کمترین جانبداری باید عرض شود که این حرکت که بنا بر شواهد بسیار با همکاری فرقه منافقین خلق صورت گرفته است، هم در مقایسه با هدف تروریست ها بسیار ناچیز و ناموفق بود و هم در ارزیابی میدانی فاقد ارزش محسوب می شود.

این گونه که شنیده شده، تروریست ها تصمیم داشته اند که پس از ورود به مرقد مطهر، با انفجار انتحاری، مزار نورانی امام خمینی (ره) را منهدم کنند. همان گونه که می دانید دو تروریست معدوم، اصلاً نتوانستند به مرقد مطهر وارد شوند و در دویدن های گیج و منگ و تیراندازی های پراکنده، قبل از این که متوجه وضعیت و موقعیت خود شوند، به درک واصل می شوند و پشتیبان آن ها که یک زن بوده است و با جهاد نکاح (زنا)، تروریست ها را تأمین جنسی می کرده است و در مرقد نقش راهنمای ایشان را داشته است، بازداشت می شود.

ظاهراً تروریست هایی که بعد از اقدامات تروریستی مرقد و مجلس دستگیر شده اند، گفته اند که هدف تروریست ها در مجلس شورای اسلامی این بوده که به صحن مجلس راه یابند و به نوبت خود را در میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی منفجر کنند و با شهادت اکثر قریب به اتفاق نمایندگان مجلس، کشور را با یک بحران رو به رو سازند. اما در نهایت بعد از تیراندازی به سوی مردم بی دفاع، ظرف یکی دو دقیقه در یکی از طبقات محاصره و زمین گیر شدند و در واقع به تله افتادند. تروریست ها در نهایت، بدون این که حتی موفق به انفجار جلیقه انتحاری خود گردند، در همان  تله اولیه به هلاکت رسیدند و به درک واصل شدند.

جالب است که در تمام این مدت، مجلس به کار روزمره خود مشغول بود و همین، به نمایش اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر دشمنان بیرونی تبدیل شد. این گونه است که مقام معظم ولایت، این حرکت دشمن را به درستی «ترقه بازی» نام گذاری کردند. دشمنی که آمده بود تا برای کشور عزیزمان بحران ایجاد کند، تحقیر شد، 5 تن از عواملش که به روی مردم بی گناه اسلحه کشیده بودند با خواری و خفت به هلاکت رسیدند و تعداد زیادی از عوامل دشمن به صورت ضربتی بازداشت شدند.

 

4-  تروریست ها ترسو و شتاب زده بودند.

هدف تروریست ها ورود به صحن علنی مجلس، تیراندازی به نمایندگان و سپس انفجار نوبتی در میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی بوده است. آن ها با داشتن نقشه ساختمان، دو راه کار برای خود در نظر گرفته بودند. راه کار نخست دری بوده که پس از گیت ورودی شماره 2 برای مراجعات مردمی استفاده می شده است. راه کار دوم این بوده که خود را به طبقه چهارم برسانند و با انفجار دیوار، خود را به جایگاه خبرنگاران و مهمانان برسانند و از بالا نمایندگان را هدف قرار دهند.

تروریست ها در بدو ورود به ساختمان مراجعات مردمی مجلس، دستپاچه به سوی مردم شلیک می کنند. یکی از محافظین با شتاب می رود به سوی دری که به سوی صحن مجلس باز می شود و ماوقع را اطلاع می دهد تا در بسته شود. تروریست ها به در فلزی می رسند و آن را به رگبار می بندند. این در، استحکام چندانی ندارد و قفل آن با یکی دو شلیک خرد خواهد شد، اما به محض این که تروریست ها متوجه می شوند چند محافظ در فضای پشت در هستند، فرار را برقرار ترجیح می دهند. جالب است که تروریست ها مسلح به کلاشینکف، نارنجک و جلیقه انفجاری بودند، اما محافظین فقط اسلحه کمری (کلت) داشته اند و همین نشان می دهد که تروریست ها چه اندازه بزدل بوده اند!

نکته دیگر این است که اگر تروریست ها به محض ورود از در شماره 2، برای کشتن مردم بی گناه معطل نمی شدند، به احتمال زیاد موفق می شدند قبل از بسته شدن در فلزی به آن برسند و وارد صحن مجلس شوند. می توان گفت خوی حیوانی تروریست ها باعث شد به هدف از پیش تعیین شده نرسند، به عبارتی می توان گفت که شهیدان مردمی مانع ورود تروریست ها به صحن مجلس شدند!

به هر تقدیر تروریست ها بعد از مواجهه با در بسته و محافظین پشت در، فرار می کنند و در مسیر رسیدن به طبقه چهارم، هر جا به پنجره ای می رسند، به سوی مردمی که در خیابان قرار دارند تیراندازی می کنند. در طبقه دوم وارد یکی از اتاق ها می شوند و دو کارمند حاضر را به شهادت می رسانند، در همان اتاق کارمند دیگری حضور دارد که تروریست ها موفق به دیدن او نمی شوند و زنده می ماند. در اتاق های آن طبقه، باز هم کارمندانی حضور دارند، اما تروریست ها آن قدر دستپاچه اند و آن قدر ترسیده اند که نمی توانند به دیگر اتاق ها وارد شوند؛ حتی فیلم کوتاهی که از آن اتاق با استفاده از اینترنت موبایل ارسال می کنند، بسیار شتاب زده است و ترس فراوان تروریست ها را نشان می دهد.

خوب است بدانید که جملات بیان شده در فیلم، سخن شخصی آن تروریست نبود، بلکه جمله‌ای معروف بود از ابومحمد عدنانی از سرکردگان داعش، که خبر هلاکتش چند ماه پیش منتشر شد: «أتظنون أنا سنرحل؟ أتخالون أنا سننتهی؟ أتحسبون أنا سنکل أو نمل؟ کلا إننا باقون بإذن الله إلى قیام الساعه ولیقاتلنّ آخرنا الدجال». یعنی: «آیا گمان می‌کنید ما رفتنی هستیم؟ آیا می‌پندارید ما پایان‌یافتنی هستیم؟ هرگز. ما به اذن الله تا قیام قیامت پایداریم و آخرین نفر از ما در نبرد آخرالزمان، دجال را خواهد کشت».

بدون شک تروریست مسلح این جملات را حفظ کرده و آماده بوده آن را به عنوان رجز در صحنه بخواند و منتشر کند، اما آن قدر ترسیده است که موفق به قرائت همه جملات نمی شود و همان مقدار را نیز با ترس و لرز و نامتعادل بیان می کند!

 آن ها سپس به طبقه چهارم می روند و در همان جا زمین گیر می شوند. داعشی ها دیگر به تله می افتند، آن قدر آرامش ندارند که به اتاق های دیگر که با فایل و میز و صندلی، توسط حاضرین قفل شده است وارد شوند. حتی در یک متری تروریست ها، چند نفر از کارمندان مجلس پنهان شده اند، ولی تروریست ها به دلیل همان ضعف مفرطی که از ترس بر آن ها مستولی شده، توان دسترسی به کارمندان پنهان شده را ندارند.

اگرچه عوامل داعش اغلب منحرفینی هستند که فریب صحنه سازی عوامل رژیم صهیونیستی را خورده و گمراه شده اند و گمان می کنند که جنایت های کثیف شان، جهاد فی سبیل الله محسوب می شود، اما هنگامی که پا به معرکه می گذارند، ضعف اعتقادی شان معلوم می شود، در حالی که دیگر راهی برای بازگشت ندارند، از طرفی چون چند نفر هستند، از همدیگر خجالت می کشند که شک و تردید خود را آشکار سازند و مجبور می شوند دل به دوزخ بسپارند و مسیری که را آغاز کرده اند، به پایان برسانند.

 

5-  نیروهای دلاور سپاه حماسه آفریدند.

در طرف مقابل، واکنش سریع و جان برکفانه نیروهای سپاه، اعتقادات الهی، اوج اخلاص و شهادت طلبی ایشان را در پیش چشم جهانیان به نمایش می گذارد. ویژگی مشترک نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ولایتمداری ایشان است. نیروهای سپاه حاضرند تکه تکه شوند، ولی رهبر عزیزشان که نایب امام مهدی (عج) می باشند، سلامت و خرسند باشند.

فرمانده کل سپاه پاسداران خود در صحن مجلس حاضر می شود، معاون او نیز به میدان می آید و فرمانده نیروی زمینی سپاه فرماندهی عملیات در خط مقدم مبارزه با تروریست ها را به عهده می گیرد. نیروهای ضربت نیز اغلب از مسئولین گردان صابرین هستند. برخلاف مرسوم در دنیا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرباز و نیروی جزء به میدان نمی فرستد، بلکه فرماندهان عالی رتبه، با ایمان راسخ و بدون ترس از شهادت، بلکه با اشتیاق به مصاف تهدید می روند.

پاسداران می دانند که در همه طبقات و حتی همان طبقه ای که تروریست ها به تله افتاده اند، کارمندان مجلس حضور دارند، از این رو عجله نمی کنند و در حالی که به صورت حساب شده به تبادل آتش با تروریست ها می پردازند، کارمندان را از طبقات نجات می دهند و به زیرزمین که امنتیش کامل شده منتقل می کنند. جالب است که حتی 4 کارمند را از یک متری داعشی ها نجات می دهند!

عقل سلیم می گوید بهتر است تروریست ها زنده دستگیر شوند و تلاش برای این امر صورت می پذیرد، اما این مسئله فقط به خود تروریست ها بستگی دارد، آن ها که می دانند سرنوشتی به جز مرگ ندارند، به توهم این که نیروهای اسلام نیز مثل خودشان با اسیران بدرفتاری می کنند، حاضر به تسلیم نیستند و این در حالی است که یکی از تروریست ها به شدت زخمی شده است و ظاهراً در نهایت، بر اثر همین جراحت نیز به هلاکت می رسد.

تبادل آتش حساب شده از طرف پاسداران، موجب می شود تا فشنگ های تروریست ها تمام شود. مدتی است که تروریست ها در تیررس تک تیراندازان هستند، ولی به امید تسلیم آن ها، شلیکی صورت نمی گیرد. در این میان یکی از تروریست ها که قصد پرتاب یک نارنجک را دارد، با تیر مستقیم تک تیرانداز هلاک می شود و نارنجک در دستش منفجر می شود.

تروریست دیگر دست به چاشنی می برد تا جلیقه انتحاری را منفجر کند که بلافاصله مورد هدف تیر مستقیم قرار می گیرد و به هلاکت می رسد و ماجرا خاتمه می پذیرد.

 

نکته حائز اهمیت این است که تروریست ها بعد از زمین گیر شدن توسط نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دیگر نتوانستند به کسی صدمه برسانند. با این که خشاب های زیادی داشتند و به نارنجک و جلیقه انفجاری نیز مسلح بودند و از نظر شرایط جنگی با نیروهای سپاه برابر بودند و حتی برتری داشتند (چون نیروهای سپاه بنا به ایجاد هیچ انفجاری حتی با نارنجک نیز نداشتند)، اما تمام تیرهایشان به سنگ خورد و هیچ یک از نیروهایی که با تروریست ها درگیر شدند، آسیب ندیدند.

 

6-  در مسلخ عشق جز نکو را نکشند.

شهادت اتفاقی نیست، تنها کسانی به این فوز عظیم نائل می آیند که در درجه نخست عاشق شهادت باشند! بنا به شهادت خانواده و اطرافیان،  شهیدان رمضان ویژگی های مشترکی داشته اند: «در آرزوی شهادت، عاشق مدافعان حرم و مشتاق حضور در صف مبارزه با داعش و عاشق و فدایی ولایت بوده اند و اخلاق و رفتارشان نمونه بوده است». 

برخی از این عزیزان در فضای مجازی و حتی در پروفایل خود این حقایق را منتشر کرده بودند.

شهادت عزیزان مان در مجلس و مرقد، نشان می دهد که در باغ شهادت – مثل همیشه – باز است و اگر دیگران نیز مخلصانه به اسلام خدمت کنند و در مسیر ولایت قرار داشته باشند، این امید وجود دارد که با مدال شهادت، به ملکوت اعلی سفر کنند. (اللهم الرزقنا)

 

7-  دولت اشتباهاتش را جبران کند.

امید است تا دیر نشده دولت روحانی متوجه اشتباهات فراوان خود در سیاست خارجی بشود و به جای التماس و وادادگی در مقابل دشمن، اقتدار و عزت مردم قهرمان کشور را حفظ کند. امید است اشتباه بزرگ خود را در تضعیف توان نظامی و موشکی کشور جبران کند، و از این پس، سپاه پاسداران را که حافظ کشور و ارزش های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می باشد، تضعیف نکند.

جناح دولت در رسانه ها و تریبون ها، با تمام پیشامدها سیاست زده برخورد می کنند و از هر اتفاق و مصیبتی بهره برداری سیاسی می کنند. به عنوان مثال وقتی پلاسکو در آتش می سوخت، که بیش از همه دو وزارتخانه مقصر بودند، با نگاه سیاست زده شعار استعفای شهردار تهران را سر می دادند؛ اما اکنون که تروریست ها بعد از 30 سال موفق به ترقه بازی (ولو بی خاصیت) در قلب پایتخت شده اند، و همه مردم یک نقیصه امنیتی را شاهد بوده اند و متوجه شده اند که اگر وزارت اطلاعات تلاش هایی داشته، ولی این تلاش ها کافی نبوده است، می گویند کسی حق ندارد اشکالات را بگوید.

همین جماعت وقتی دوران سرخوشی شان بود، مدافعان حرم را مسخره می کردند، به سپاه بد و بیراه می گفتند، و نیروهای امنیتی را لباس شخصی های مزاحم مردم می خواندند؛ اما اکنون که سایه مرگ را بیخ گوش خود می بینند، می گویند ما همه در کنار هم هستیم!!! معنی و مفهوم این سخن این است که ما با هم هستیم، شما بروید جلو و فدای ما بشوید!

خوب است سیاست بازانی که در دوران سرمستی، سربازان ولایت، مدافعان حرم و پاسداران جان برکف را می کوبند، فراموش نکنند که همین نیروها همواره کشور را از انواع مشکلات رهایی داده و از انواع خطرات حفظ کرده اند. اگر ترقه بازی داعش همین یک دستاورد را هم داشته باشد، کافی است تا ما آن را از الطاف خفیه الهی بدانیم.


 

8-  انتقام خواهیم گرفت.

جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده است که از خون شهیدانش نمی گذرد. داعش زبون و ال سعود خائن الحرمین، سزای جنایت خود را خواهند دید. چگونگی و زمان ضربت جمهوری اسلامی ایران را فرماندهی کل قوا، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (أیده الله تعالی بتأییداته الخاصه) تعیین خواهند فرمود.

 

در این زمینه ناگفته هایی هست که اگر عمری باشد و توفیقی، قلمی خواهد شد.

و السلام علی من اتبع الهدی.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: شنبه 1396/03/6 - ساعت: 15:27

چرا پیش بینی این وبلاگ درست بود ؟!

نه بنده علم غیب دارم و نه مردم غیر قابل پیشبینی هستند!

اگر در انتخابات سال ۹۲ و درست در زمانی که ستاد انتخابات روحانی در خوش­بینانه ­ترین فرض، رفتن به دور دوم را احتمال می­ داد، اینجانب پیروزی میلیمتری روحانی را پیشبینی کردم؛ و اگر از همان لحظه انتخاب روحانی در سال ۹۲ ، با قاطعیت گفتم که در سال ۹۶ هم روحانی با تصاحب درصد بیشتری از آرای مردم پیروز خواهد شد و اگر در تمام این چهار سال و تا شب انتخابات، در حالی که همه تحلیلگران نتیجه دیگری را پیشبینی میکردند و یا دست کم به شدت به تردید افتاده بودند، بنده همچنان به پیروزی قاطع روحانی اطمینان داشتم و آن را در وبلاگ و فیسبوک نوشتم، دلیلش فقط درست دیدن مردم و فضای کشور بود!

باور کنید این بار هم حتی ستاد انتخابات روحانی و خودش به شدت ترسیده بودند، مدعیان اصلاحات و ضدانقلاب خارج نشین هم ترسیده بودند و گمان میکردند آیت الله رئیسی به روحانی رسیده و یا از او پیشی گرفته است؛ اما این بنده حقیر به پیروزی روحانی اطمینان داشتم. بنده معتقدم برای درست دیدن مردم و اجتماع، باید از حبّ و بغضها و از هیاهوها فاصله گرفت و روشنبینانه به تحلیل مطالبات و ذهنیات مردم پرداخت و سپس رفتار آن­ ها را پیشبینی کرد؛ معمولاً سیاستمداران ما این کار را بلد نیستند!

بنده با اینکه تمام وجودم سیّد محرومان، حضرت آیت الله رئیسی را طلب میکرد، و با اینکه شخصاً مطمئن بودم نامزد مورد وثوق رهبر معظم انقلاب، جناب رئیسی میباشد، و در حالیکه در فضای مجازی، جلسات حضوری و مواجهات چهره به چهره با مردم، همواره آیت الله رئیسی را تبلیغ و حمایت میکردم، و با اینکه با درج نام خود در میان نویسندگان و هنرمندان حامی آیت الله رئیسی موافقت کردم، و با اینکه خودرو شخصی خود را با چسباندن عکسهای فراوان و نصب پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران به ستاد انتخاباتی سیار آیت الله رئیسی تبدیل کرده بودم، اما هیچگاه خود و اطرافیانم را گول نزدم و همواره پیشبینی خود را صراحتاً اعلام میکردم. البته بنده هیچگاه امید خود را از دست ندادم و برای پیروزی آیت الله رئیسی از دعا و نذر و نیاز هم غافل نشدم، اما پیشبینیام تحت تأثیر این دعا و نذر و نیاز قرار نگرفت.

اکنون نیز سیاستمداران ما با تحلیل عملکرد اصولگرایان، دلایل پیروزی روحانی را میکاوند که باز ره به خطا میروند؛ چرا که فارغ از نوع عملکرد اصولگرایان، این «مطالبات، باورها، انگیزهها و رفتار مردم» بود که نتیجه انتخابات را رقم زد.

اگر کسی میخواهد دلایل شکست و پیروزی انتخابات ریاست جمهوری را کشف کند، باید به تحلیل جامعه و مردم کشور بپردازد و مطمئن باشد که نوع عملکرد اصولگرایان در این میان نقش بسیار کوچکی داشته است.

اگر بنده حقیر فرصت کنم و در این باره بنویسم، خواهیم دید که اتفاقاً در انتخابات ۹۶ ، اصولگرایان و بزرگان قوم، عملکرد بسیار خوبی داشتند و ان شاء الله مأجور خواهند بود.

در لینک زیر یادداشت قدیمی بنده را ملاحظه میفرمایید که پیروزی روحانی در انتخابات اخیر پیشبینی شده بود و مشاهده میفرمایید که عرض شده احتمالاً دو سال بعد با یک غائله (شبه فتنه) مواجه خواهیم شد که امید است با نگاه درست به حوادث پیش رو و هوشیاری مسئولین، این غائله اتفاق نیفتد و یا در نطفه خفه شود؛ جمهوری اسلامی ایران این قدرت را دارد که از فتنه آینده جلوگیری کند؛ چنین باد.

- یاداشت قدیمی بنده: پیش بینی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری [لینک]




نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1396/02/26 - ساعت: 13:39

حمایت بیش از 250 نویسنده و شاعر از آیت الله سید ابراهیم رئیسی

با افتخار از سید محرومان حمایت می کنم و به آیت الله سید ابراهیم رئیسی رأی خواهم داد. [لینک]





نظرات() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1396/02/11 - ساعت: 01:33

متن مجری همایش تکریم مادران و پدران و خانواده شهیدان اطلاعات عملیات لشکر 17 علی بن ابی طالب (ع)

اشاره: همایش تکریم پدران و مادران و خانواده شهیدان واحد اطلاعات عملیات لشکر 17 علی بن ابی طالب (ع) در روز میلاد حضرت سیدالشهدا (س)، روز یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 در مسجد مقدس جمکران برگزار شد. در این یادداشت متن مجری برای آغاز برنامه را ملاحظه می فرمایید. هنگامی که مجری بخش پایانی این متن (یعنی بخشی که از زبان شهیدان ادا می شد) را قرائت می کرد، مادران شهید به شدت گریه می کردند. می توانید فایل word متن مجری را دانلود کنید. [لینک]

بسم الله النّور

بسم الله نورِ النّور

بسم الله نورٌ علی نور

دیوارهای خانه نم دارد

این خانه بی تو عشق کم دارد

بگذار سر را روی زانویم

می خواهم امشب مادرت باشم

می خواستم بال و پرم باشی

می خواستم بال و پرت باشم

می خواستم در واپسین لبخند

تصویر چشمان ترت باشم

می خواستم هنگامۀ رفتن

آغوش گرمت را بغل گیرم

می خواستم در لحظۀ آخر

من سایۀ روی سرت باشم

می خواستم تا پیش من باشی

دستم همیشه بر سرت باشد

تو تکیه گاه مادرت باشی

من سایبانی بر سرت باشم

می خواستم بال و پرم باشی

می خواستم بال و پرت باشم

رفتی و باید بعد پروازت

پشت و پناه دخترت باشم

چون دخترت خرد است و بابایی

می خواستم تو در برش باشی

بابای او باشی و من تنها

مادر بزرگ دخترت باشم

این جا نشستم رو به آن جاده

موی غزل را شانه می کردم

می خواستم روزی که  می آیی

چشم نشسته بر درت باشم

روزی پر از گل می شود این دشت

صبح شکوه باغ نزدیک است

من قول خواهم داد تا آن روز

هم صحبت نیلوفرت باشم

بگذار از پیشانی ات این بار

از جای سجده بوسه بردارم

مجنون شوم در وادی عشقت

لیلای اکبر پرورت باشم

بعد تو ای نور دو چشمانم

تاب و توان تمدید خواهم کرد

هم بشنوم تحسین مردم را

هم کوه صبر همسرت باشم

می رفتی و چشمم به تو، اما

موج نگاه تو به بالا بود

تو آسمانی بودی و من هم

می خواستم همسنگرت باشم

در این دیار غربت و اندوه

رفتی تو مادر من شدم تنها

ای کاش من هم می توانستم

در آسمان ها در برت باشم

خوب است جامی لب به لب بودن

یک کربلا اُمّ وَهَب بودن

ای کاش می شد لحظۀ آخر

                             یک بوسه روی حنجرت باشم

در بستر نوزادى ات هر شب

تو تکه ماه کاملم بودى

تقدیر امروزت شهادت بود

اى ماه، تا بر بسترت باشم

زهرا (س) وصیت کرد زینب (س) را

کن بوسه باران جای حنجر را

می خواستم چون حضرت زینب (س)

من بوسه زن بر حنجرت باشم 

*** *** *** ***

سلامی به بلندای هفت آسمان و به پهنای همه گیتی بر منتقم ثارُ الله ؛ سلام بر حضرت روح الله؛ درود بر خلف او، امام ما سیّد علی؛ سلام و درود بر شهیدان راه خدا.

سلام بر بیت المقدس، سلام بر خونین شهر؛

سلام بر خیبر و بدر، سلام بر جزیره مجنون؛

سلام بر والفجر هشت، سلام بر حماسه اروند رود؛

سلام بر کربلای یک، سلام بر مهران؛

سلام بر کربلای چهار و پنج، سلام بر شلمچه؛

سلام بر عاشورای دو، سلام بر والفجر چهار، سلام بر فتح المبین، سلام بر ثامن الائمه، سلام بر رمضان، سلام بر محرم، سلام بر خوزستان آزاده، سلام بر دشت شقایق ها، سلام بر کردستان سربلند، سلام بر جادۀ سردشت بانه، سلام بر زین الدین؛

سلام  و درود بی کران بر شهیدان لشکر پیروز و حماسه آفرین 17 علی بن ابی طالب (علیه السلام).

*** *** *** ***

عرض سلام و ادب و ارادت؛ و عرض تبریک دارم، به محضر ارجمند مادران و پدران شهید، خانواده های معظم شاهد، رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس و همه عزیزان و سرورانی که قدم رنجه کرده اند تا در این روز مبارک و در میلاد مسعود امام عشق، حضرت سَیدالشهدا (علیه السلام)، مهمان عزیزان سفر کردۀ مان باشیم.

از صمیم قلب و سُوِیدای جان، به همه شما عزیزان، خیر مقدم عرض می کنم و امیدوارم لحظات و دقایقی که با هم هستیم، موجب خرسندی و رضایت خاطر شما سروران ارجمند باشد و از خدای بزرگ می خواهیم که این حضور و همایش را به عنوان عبادت درگاه خودش، قبول بفرماید.

 

هم اکنون و در این قسمت از وادی مقدس جمکران، در محضر شهیدان مان هستیم؛ گوش جان باز کنید یاران! میزبانان ما به سخن آمده اند؛ انگار عزیزی می گوید:

سلام مادر جان، خوش آمدی، پدر عزیزم سلام، قدم رنجه فرمودید. مادرجان! دوستانم همه به شما سلام می کنند. مادر جان! می دانم که بی تابی. بعضی وقت ها که پای تلویزیون تصاویر دفاع مقدس را می بینی و اشک می ریزی، من کنار شما هستم. وقتی پدر از مسجد بر می گردد و روی تاقچه و دیوارِ اتاق، عکس مرا می بیند و یا حسین (ع) می گوید؛ من در کنارتان هستم. مادر جان وقتی از دردِ پا و یا از رنج بیماری، به خدا پناه می بری و شفا می خواهی، من کنار شما هستم و دعای تان می کنم. پدر و مادر عزیزم! بی تابی نکنید؛ مگر در این سال ها، هر وقت زیر لب سخنی با من داشته اید، جواب تان را نداده ام؟ مگر جواب های من همیشه به قلب شما خطور نمی کند؟ مگر هر وقت بی تاب می شوید به خواب تان نمی آیم؟

 

گوش جان باز کنید یاران! دردانه ای نجوا می کند:

مادر جان سلام. می دانم که دلت می خواست الان پدر بود و با هم به مهمانی می آمدید؛ اما نگران نباش مادر عزیزتر از جانم. پدر جایش خوب است، من او را تنها نمی گذارم؛ فقط نگران شماست. می گوید: «مادرت تنهایی طاقت نمی آورد»؛ همه اش می گوید: «مواظب باش مادرت دق نکند!» می گویم: «نه پدر جان، مادر شیر زن است. مادری که فرزندش را به میدان جنگ فرستاده تا اسلام زنده بماند که نگرانی ندارد؛ گیرم در این سال های سخت گاهی هم بی تابی کرده باشد، مادر است دیگر»!

اما پدر آرام نمی گیرد مادر جان! همه اش می گوید: «مادرت تنهاست»؛ همه اش می گوید: «آن ها که کنارش هستند، هر چه هم به مادر نزدیک باشند، اما حال او را، و غم پنهان او را درک نمی کنند». پدر این را راست می گوید مادر جان؛ قربان دل نازک و غم پنهانی ات مادرِ مهربانم. وقتی به پدر گفتم که مادر به مهمانی می آید، گفت که به شما سلام برسانم و از قول او بگویم که «من مثل پسرت کبوتر آسمان نیستم که هر جا بخواهم بروم.» پدر گفت: «از وقتی پسرمان کوچک بود، همیشه چنان می گفتی "بچه ام" که من حسودی ام می شد، حالا این جا همه به پسرمان حسودی می کنند. شاد باش زن!» مادر جان ببخشید، پیغام پدر است دیگر! پدر گفت: «شاد باش زن! بی تابی نکن؛ این جا که بیایی دیگر دلتنگی و تنهایی معنی ندارد. این جا پدر و مادر شهیدان با فرشتگان خدا هم نشین هستند. قربانت فقط تا می توانی نماز بخوان، قرآن بخوان، زیارت عاشورا بخوان، دعای کمیل بخوان و مرا هم یاد کن؛ مناجات شعبانیه بخوان و برای من هم دعا کن.» مادر جان پدر سفارش کرد که سحرها را از دست نده که این طرف خیلی خیلی قیمت دارد.

گوش جان باز کنید یاران! شهیدان ما این جا هستند و به ما خوش آمد می گویند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می توانید فایل word متن مجری را دانلود کنید. [لینک]




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: جمعه 1396/01/25 - ساعت: 19:16

احمدی نژاد به کجا می رود ؟!

بسم الله النّور

 

با سلام و احترام؛

دوستان زیاد می پرسند که «نظرت در مورد آمدن احمدی نژاد چیست؟ آمدنش به نفع و به ضرر کیست؟ می ماند یا انصراف می دهد و ... ». البته خود نیز در این باره خیلی حرف دارم. این گونه است که در تنگی شدید وقت، نظر خود را فهرست وار عرض می کنم:

1-     از وقتی احمدی نژاد مغرور شد و برای نخستین بار در برابر مقام معظم ولایت موضع گرفت و سعی کرد دستور معظم له برای برکناری مشایی از معاون اولی را معطل بگذارد، تا به امروز، روز به روز بر انحراف او افزوده و زاویه اش با ولایت بیشتر شده است؛ اکنون این زاویه به اوج خود رسیده و او سبک سرانه پا به عرصه انتخابات گذاشته است.

2-     حال سؤال این است که اگر او با ولایت زاویه دارد، چرا از مقام معظم رهبری برای ورود به انتخابات کسب تکلیف کرد؟ پاسخ این است که احمدی نژاد که برای جلب همدلی بخش کوچکی از امت حزب الله (که ساده دل تر هستند)، خود را ولایی می نمایاند، از رهبر معظم انقلاب اجازه ورود خواست. برآورد احمدی نژاد این بود که حضرت آقا پاسخ صریح نمی دهند و او می تواند از صحبت با امام خامنه ای نهایت بهره را ببرد و بگوید: «با رهبری هماهنگ هستم و با ایشان مشورت کرده ام»؛ اما پاسخ امام خامنه ای نقشه او را نقش بر آب کرد. این گونه شد که ابتدا نپذیرفت و می گفت اگر نظر رهبری این است چرا علنی نمی گوید. این اشتباه محاسباتی دوم احمدی نژاد بود که گمان می کرد حضرت آقا حاضر نیستند نظر خود را علنی کنند؛ اما امام خامنه ای در 5 مهرماه سال گذشته در ابتدای درس خارج فقه خود این موضوع را علنی کردند و در میان فرمایشات شان، سرپیچی احمدی نژاد را هم علنی کردند و فرمودند: «... یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو»! دیگر حجت تمام شده بود و احمدی نژاد مجبور شد نامه ای به اطاعت بنویسد که نمره اش 17 از 20 بود.

3-     تنور انتخابات که رو به گرمی می رفت، احمدی نژاد نیز به فعالیت انتخاباتی اش می افزود و رفته رفته نشان می داد که بنا دارد از توصیه امام خامنه ای عبور کند. کار به جایی رسید که احمدی نژاد محکم پشت سر بقایی ایستاد و نشان داد که حتماً در صحنه انتخابات حضور خواهد یافت که همین تخطی او از توصیه (بخوانید فرمان) رهبر معظم انقلاب محسوب می شد.

4-     احمدی نژاد به همراه بقایی و مشایی وارد ستاد انتخابات کشور شد و سپس به قول خودش، برای حمایت از بقایی ثبت نام کرد. حتی اگر احمدی نژاد ثبت نام هم نمی کرد، حمایت علنی و جدی از بقایی، که به نیابت از احمدی نژاد وارد صحنه شده بود، ورود احمدی نژاد به انتخابات محسوب می شد، چه برسد به الان که او رسماً ثبت نام کرده است؛ پس احمدی نژاد رسماً با نظر امام خامنه ای مخالفت کرده و هیچ عذر، بهانه و توجیهی هم قابل قبول نیست. بنده در چند سال گذشته بیشترین توهین ها را از کسانی شنیده ام که خود را و احمدی نژاد را در خط ولایت می دانسته و بنده حقیر را به نفهمی متهم کرده اند؛ خدا را شکر که زمان سپری شد و احمدی نژاد با دست خود ماسک را از چهره برداشت تا همگان عدم وفاداری او به ولایت را ببینند.

5-     برای این پرسش که آیا احمدی نژاد در صحنه می ماند یا نه، بنده پاسخ دارم، اگرچه معتقدم او خود جواب این سؤال را نمی داند! احمدی نژاد مطمئن است که بقایی رد صلاحیت می شود، برای همین هم مرتباً می گوید که آمده ام از او حمایت کنم و در باره ردصلاحیت او سکوت نخواهم کرد. ثبت نام احمدی نژاد برای این است که در وقت خود به جو عمومی جامعه مراجعه کند و ببیند می تواند در عرصه بماند یا نه؟! بنده معتقدم سرانجام او مسیر اشتباه را انتخاب می کند و با گرد و غبار طرفداران معدود خود، گمان می برد که خبری شده و می ماند تا ببازد؛ می ماند تا ببازد و شاید به خود بیاید! البته همه این گمانه زنی ها در صورتی است که احمدی نژاد ردصلاحیت نشود، چرا که احتمال رد شدن صلاحیت او نیز وجود دارد.

6-     آمدن و ماندن احمدی نژاد قطعاً به نفع روحانی است و به نظرم احمدی نژاد خود نیز این موضوع را می داند و چه بسا به خاطر انتقام از منتقدین ولایی خود دست به این کار زده باشد. در این جا سه دلیل برای این گمانه عرض می کنم: الف- ورود احمدی نژاد به انتخابات باعث ایجاد یک نوع هیاهو می شود و قبلاً در همین صفحه عرض کرده بودم که هر نوع جنجال و هیاهو به ازدیاد آرای روحانی منجر می شود. ب- از طرفی روحانی می تواند احمدی نژاد را به عنوان لولو به طرفداران خود معرفی کند و آنها را بترساند. بدین گونه جماعتی که از کم کاری و ناتوانی دولت تدبیر و کلید به ستوه آمده اند و قصد حمایت مجدد از روحانی را ندارند؛ از ترس انتخاب احمدی نژاد مجدداً به صحنه آمده، به روحانی رأی خواهند داد. ج- بخشی از امت حزب الله که می خواهند به نامزد مورد تأیید جمنا (مثلاً آیت الله رئیسی) رأی بدهند، با این که خطاهای احمدی نژاد را می دانند، با این استدلالِ غلط که «فقط احمدی نژاد می تواند مقابل روحانی رأی جمع کند»، به غلط به احمدی نژاد رأی خواهند داد.

7-     در نهایت احمدی نژاد رأی نخواهد آورد و به شدت شکست خواهد خورد. بنده شخصاً منتظر چنین روزی هستم و تا قبل از توصیه مقام معظم ولایت، خداخدا می کردم که احمدی نژاد بیاید تا وزنش معلوم شود و سپس برود گوشه ای بنشیند. اکنون نیز اگر احمدی نژاد انصراف ندهد، امیدوارم صلاحیت او تأیید شود تا محمود احمدی نژاد نتیجه کار غلط خود را ببیند!

8-     پرسش بعدی این است که بعد از شکستِ احمدی نژاد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا او به قانون تمکین می کند یا جماعتی را به کف خیابان خواهد کشاند؟ در پاسخ باید عرض شود که بنده معتقدم اگرچه ممکن است احمدی نژاد کمی شلوغ کند، اما او در این مقطع فتنه انگیزی نخواهد کرد. همان گونه که عرض کردم زاویه احمدی نژاد با ولایت روز به روز بیشتر می شود و اکنون به حدی نرسیده که به فتنه ای علیه نظام دامن بزند. بنده گمان می کنم که اگر عمری از او باقی باشد و اگر مسیر سیاسی خود را اصلاح نکند، شاید 5-4 سال بعد این اتفاق بیفتد.

9-     همچنان معتقدم که طراح و مجری فتنه بعدی نیز مدعیان اصلاحات و اعتدال خواهند بود و شاید این اتفاق در سال 98 حادث شود.

دعا بفرمایید.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1396/01/23 - ساعت: 16:00

معادلات تغییر کرده است

بسم الله النّور
با سلام و احترام؛
نمی دانم کی فرصت خواهم کرد تا تحلیل دقیق خود را قلمی کنم؟!
دعا بفرمایید.



نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1396/01/6 - ساعت: 14:11

پیش بینی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری

بسم الله النّور

 

قبل از انتخابات سال 92 و درست در زمانی که ستاد روحانی در خوش بینانه ترین فرض، رفتن به دور دوم را احتمال می داد، این جانب پیروزی میلیمتری روحانی را پیش بینی کردم. وقتی روحانی رئیس جمهور شد، بنده هرچند به او رأی نداده بودم، اما پیش بینی کردم که روحانی در سال 96 مجدداً رئیس جمهور خواهد شد و اتفاقاً درصد بیشتری از آرای مردم را به خود اختصاص خواهد داد. پیش بینی بنده تعجب و بعضاً اعتراض دوستان را برانگیخت، اما هر چه جلو آمدیم، تعداد بیشتری از دوستان نظر بنده را قابل هضم دانستند. تا همین الان هم اگر چه گاهی حتی خود مدعیان اعتدال از نتیجه انتخابات و از به صحنه آمدن عمرو و زید ترسیده اند، اما بنده همواره از انتخاب مجدد روحانی با آرای بیشتر اطمینان داشته ام. قبل از این که دلیل خود را بیان کنم، اجازه می خواهم کمی جلو بروم و پیش بینی های بعدی ام را نیز عرض کنم.

به نظر بنده بعد از این که روحانی با درصد خوبی از آرای مردم رئیس جمهور شد، یکی دو سال بعد (شاید سال 98) ما یک غائله در کشور خواهیم داشت و مجدداً منافقان شکست خواهند خورد و مردم در دو سال آخر ریاست جمهوری روحانی، به ویژه در سال 99، به خود خواهند آمد و در رکاب ولایت، در انتخابات سال 1400، همه سنگرهای از دست داده را پس خواهند گرفت.

و اما دلایل این جانب بدین شرح است:

1-     اگر از شما سؤال کنم که «اکنون در جامعه چند درصد از مردم دغدغه اول شان دنیا و پول است و چند درصد اولویت شان دین، آخرت و معنویت است؟» چه جوابی خواهید داد؟ خواهید گفت اغلب مردم به فکر معاش، دنیا و پول هستند؛ بسیار خب. وقتی مردم دنیاطلب شوند، با وعده دنیا هم فریب خواهند خورد. در تاریخ هم می بینیم که شخصی که در رکاب رسول خدا(ص) با کفار جنگید و مجروح شد، با وعده دنیا (دقت کنید با وعده دنیا و نه با دنیا) سر فرزند رسول خدا(ص) را از پیکر جدا کرد!

2-     مردم (مقصود اغلب مردم است) اگرچه می بینند برجام دستاوردی نداشته، اگر چه می بینند بی کاری، گرانی و رکود بیداد می کند، اگر چه هزاران مشکل ریز و درشت را می بینند و اگر چه می دانند که روحانی فقط حرف زده و توهین کرده و کار مثبتی انجام نداده است؛ اما به دلیل دنیا طلبی، همچنان فریب وعده های روحانی را خواهند خورد. حرف دل این روزهای مردم این است که وعده های روحانی تا کنون عملی نشده، ولی حالا شاید هم شد! درست به همین دلیل ساده مردم دوباره پرشور در انتخابات شرکت می کنند و روحانی را در صندوق خواهند انداخت.

3-     معتقدم هر چه اصول گرایان فضا را شلوغ تر کنند به نفع آرای روحانی خواهد بود. بهترین تاکتیک اصول گرایان در انتخابات پیش رو، وارد کردن یک وزنه خوش نام به میدان، و دور کردن فضا از التهاب و جنجال، برای متعادل کردن آرای روحانی است و اگر این خردورزی را شاهد نباشیم، ممکن است حتی رکورد آرای احمدی نژاد در سال 88 هم شکسته شود!

4-     چرا معتقدم یکی دو سال بعد غائله خواهیم داشت؟ چون از یک طرف روحانی مدت هاست بی ادبی و گستاخی را آغاز کرده و در این اواخر با ادبیات منقلی(!) به آن شدت بخشیده است و کاملاً مشخص است که قصد دارد نو به نو به سمت غرب غش کند و رهنمودهای مقام معظم ولایت را نادیده بگیرد؛ از طرفی خطاهای روحانی به حدی رسیده که امام خامنه ای نمی توانند مصالح جامعه اسلامی را نادیده بگیرند و به اعتقاد بنده معظم له از این پس اجازه نخواهند داد که رفتارهای رادیکال و غرب گرایانه دولت، به کشور ضربه بزند و اگر چه ایشان مثل همیشه تمام تلاش شان را برای آرامش کشور به کار خواهند بست، اما این تقابل به لایه های اجتماع سرایت خواهد کرد و دشمن با موج سواری و همچنین با جریان سازی، فضا را بیشتر غبار آلود می کند و در نهایت یک غائله شکل خواهد گرفت.

5-    برای توده های مردم مثل روز روشن خواهد شد که سیاست های غرب گرایانه روحانی مورد قبول رهبر معظم انقلاب نیست، و وقتی به عینه ببینند که اعتماد به غرب برای کشور ایجاد پَسرفت و خسارت می کند، مردم مثل همیشه از نظام و اعتقادات خود دفاع خواهند کرد و با عشق به رهبر خود به میدان خواهند آمد و توی دهان منافقان خواهند زد؛ از طرفی در سال های 99-98 پوچی وعده های روحانی بیش از پیش برملا می شود و حتی آن ها که نگاه شان به دنیا و مادیات است نیز کورسوی امید خود به کلید قلابی روحانی را از دست خواهند داد و در مقابل روحانی قرار خواهند گرفت.

این گونه است که بنده پیش بینی می کنم: 1- روحانی با درصد خوبی از آرای مردم دوباره از صندوق ها بیرون خواهد آمد. 2- یکی دو سال بعد یک غائله خواهیم داشت. 3- مردم به خود خواهند امد و باز هم روسیاهی به زغال می ماند، دشمنان و منافقان رسوا و منکوب می شوند و ملت بزرگ ایران در رکاب ولایت فقیه سنگرهای از دست رفته را پس خواهند گرفت و پیروز خواهند شد.

و لله عاقبة الأمور.




نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1396/01/6 - ساعت: 11:07

گوشی موبایل جی ال ایکس آریا را انتخاب کرده ام

به نام خدا

 

اشاره: در صفحه فیسبوک گپ و گفتی در مورد خرید گوشی داشتیم که بی مناسبت نیست به نظر مخاطبین این وبلاگ نیز برسد. از نظرات جدید نیز استقبال می کنم.

1-      یکی دو ماه است که بنا دارم گوشی جدید بخرم، چون هر چه گوشی اندرویدی خریدم به بستگان هدیه دادم و به جز یک مدت کوتاه که اندروید داشتم، تا همین الان از سیستم عامل سیمبین (گوشی نوکیا 5800) استفاده می کنم.

2-      چند ماه است که دوستان اصرار دارند دوباره به تلگرام برگردم و تولید محتوا کنم؛ لذا به دنبال یک گوشی مناسب بودم. از میان توصیه ها و تحقیقات خودم، هیچ گوشی ای که مرا راضی کند و آن را با علاقه بخرم وجود نداشت؛ تا این که یک نفر در اتوبوس بی.آر.تی اشاره کرد که با افتخار از گوشی جی.ال.ایکس استفاده می کند. این توجه به تولید داخلی تحسین مرا برانگیخت. در محل کار نیز یکی از همکاران گفت که از جی.ال.ایکس مدل ماد استفاده می کند و راضی است.

3-      به سایت جی.ال.ایکس مراجعه کردم و مدل اریا که از میانه فروردین امسال عرضه خواهد شد، توجهم را جلب کرد، ولی تصمیم قطعی نگرفته بودم؛ اما وقتی در روز اول فروردین در مشهد مقدس، بار دیگر از لسان مبارک امام خامنه ای توجه به تولید داخلی و مصرف کالای ایرانی را شنیدم؛ دیگر مطمئن شدم که انتخاب بنده همین گوشی جی ال ایکس مدل آریا خواهد بود که قیمت پیش خرید آن 900هزار تومان و تحویل فوری آن 1میلیون و 500هزار تومان خواهد بود.

4-       ممکن است بعضی ها بگویند که این برند چینی است، در پاسخ چند مطلب عرض می کنم: الف- بیشتر قطعات جی ال ایکس ایرانی است. ب- آماده سازی برای فروش و عرضه آن به بازار توسط شرکت ایرانی عرضه می شود و تعداد قابل توجهی فرصت شغلی در کشور ایجاد کرده است. ج- اگر ما از جی ال ایکس خرید کنیم، این امید وجود دارد که در آینده گوشی 100در100 داخلی توسط این شرکت تولید شود. د- اگر هم بنا به خرید گوشی ای است که بخشی از آن خارجی باشد، بهتر است این شرکت از کشوری باشد که روابط مثبت اقتصادی و دیپلماسی با کشور ما دارد، و آن کشور چین است!

5-      متأسفانه در ذهن شمار زیادی از مردم به غلط جا افتاده است که کالای ایرانی کیفیت ندارد و کالای خارجی در هر صورت مطمئن و قابل استفاده است. برای نمونه با این که گوشی سامسونگ سابقه انفجار دارد، اما مردم همچنان آن را قابل قبول می دانند، اما اگر در نمونه های چند سال پیش یک گوشی ایرانی، کسی مختصری اشکال در کیفیت باتری دیده باشد، حتی اگر اکنون همان برند بهترین گوش ها را نیز روانه بازار کند، آن فرد مادام العمر از آن برند نخواهد خرید.

6-      بنده خودم تجربه کرده ام که برخی از کالاهای ایرانی هم کیفیت بهتری دارد و هم مقرون به صرفه است؛ برای نمونه بنده چند سال پیش پکیج بوتان خریدم که بسیار منظم و با کیفیت کار می کند و قیمت مناسبی هم دارد؛ همزمان چند تن از دوستان پکیج خارجی با برند معروف و پرفروش خریدند. نخست این که از همان اول از سرد و گرم شدن آب حمام گلایه داشتند، قبل از یک سال هم نیاز به تعمیر پیدا کرد و تا کنون چند بار تکرار شده است؛ هزینه های تعمیر و قطعات آن نیز سرسام آور است. ضمن این که هر سال در آغاز فصل سرما نیاز به راه اندازی توسط کارشناس (نصّاب) دارد. وقتی به یکی از دوستان گفتم که از خرید خود پشیمان نیستید، گفت: «نه، هر چه باشد خارجی است، از این ایرانی های اشغال که نیست»! این گونه است که عرض می کنم یک باور عمومی غلط نسبت به کالاهای ایرانی و خارجی در جامعه وجود دارد.

ــــــــــــــــــ

با این حساب بنده گوشی جی ال ایکس مدل آریا Aria GLX را خواهم خرید.

مشاهده مشخصات و پیش خرید گوشی جی ال ایکس آریا [ لینک ]




نظرات() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1395/12/23 - ساعت: 16:04

ما مانده ایم و بغض گلو گیر انتظار

اشاره: این شعر برگزیده جشنواره مهدویت است و وقتی در سال ۱۳۸۶ برای نخستین بار آن را منتشر کردم، هرگز گمان نمی کردم که به سرعت بارها و بارها بازنشر شود و اینترنت را پر کند. همان بار اول انتشار نوشته بودم: «نام شاعر را نپرسید، از کجا باید بدانم؟»

 

امروز جمعه نیست ولی دلشکسته‌ام

                        زیرا به انتظار ظهورت نشسته‌ام

یکشنبه‌ای است تلخ، نه یکشنبه‌ای سیاه

                        یک جمعۀ جدید خیال تو، اشک و آه

آقا، شکسته بغض قلم را غم زمین

                        بگذار تا بگویم از این قرن آهنین

از التهاب نقشۀ جغرافیای شوم

                        از مرزهای له شده در سایۀ هجوم

از برج‌ها که در تب افسانه‌ای مدرن

                        تبدیل می‌شوند به بتخانه‌‌ای مدرن

از خشم بمب‌های اتم، نقشه‌های جنگ

                        اندیشه‌های وحشی تیمورهای لنگ

از فصل خواب و وحشت کابوس‌های شوم

                        تکثیر بی‌نهایت ویروس‌های شوم

از مرگ اعتماد به دست شغادها

                        از غفلت بهار، شبیخون بادها

دارد دوباره قلب قلم تیر می‌کشد

                        تاریخ را چه تلخ به تصویر می‌کشد

حالا زمان به مرز تحجّر رسیده است

                        یعنی که فصل مرگ تفکر رسیده است؟!

در هر بهار رویش پائیز را ببین

                        تکرار تلخ یورش چنگیز را ببین

تکرار تلخ فاجعه، تهدید، انفجار

                        آیین جهل، زنده به گوری و انتحار

آقا ببین تهاجم اصحاب فیل را

                        فرعونیان خفته در امواج نیل را

در جست و جوی هیچ تب جنب و جوش را

                        تزویرهای این همه آدم فروش را

دیگر شکسته حرمت سنگین نام‌ها

                        در عصر انتقام، ترور، قتل عام‌ها

حالا بت بزرگ تبر را شکسته است

                        دروازۀ حقوق بشر را شکسته است

نمرودها دوباره خدای زمین شدند

                        بت‌ها، پیمبران دروغین دین شدند

حالا درون قصۀ مادر بزرگ‌ها

                       ‏یوسف رها شده است در آغوش گرگ‌ها

حتی قطار آدمیت واژگون شده است

                        ایثار رنگ باخته، نوعی جنون شده است

قانون ظلم در رگ تاریخ جاری است

                        دنیا هنوز در هوس برده داری است

عصر مدرن وارث مشتی ژن است و هیچ

                        اندیشه‌اش تصرف اکسیژن است و هیچ

دارد دریچه‌ها همه مسدود می‌شود

                        سر چشمۀ امید گل آلود می‌شود

ما مانده‌ایم وحسرت نانی کپک زده

                        با سیب‌های سرخ جهانی کپک زده

ما مانده‌ایم و صفحۀ شطرنج زندگی

                        با مهره‌های له شده از رنج زندگی

ما ماند‌ایم و حسرت تفسیر انتظار

                        ما مانده‌ایم و بغض گلو گیر انتظار

ده قرن انتظار، نه، ده قرن خون دل

                        آقا چه‌ها گذشته به تو؟ مانده‌ام خجل

آقا بگو، بگو که تو از ما چه دیده‌ای؟!

                        آری بگو، بگو که چه از ما کشیده‌ای؟!

ما در یقین به سینۀ خود مهر شک زدیم

                        حتی به زخم وا شدۀ تو نمک زدیم

یک عده جیره‌خوار مدرنیسم‌ها شدیم

                        در جنگلی به نام تمدن رها شدیم

یک عده هم جدا شده از عصر آ‌هن‌اند

                        حرف از ظهور پست مدرنیسم می‌زنند

حرف از ظهور پوچی و تردید بی‌دلیل

                        مرگ حقیقت وخرد و سنت اصیل

یک عده در گرسنگی و فقر سوختند

                        ایمان به نرخ لقمۀ نانی فروختند

یک عده با یزید و معاویه ساختند

                        قرآن به روی نیزه نشاندند و باختند

یک عده از حقیقت تو دور مانده‌اند

                        در انتظار یخ زده محصور مانده‌اند

مفهوم انتظار تو را ترک کرده‌اند

                        آیا دعای عهد تو را درک کرده‌اند؟

گفتند: «انتظار همان بی‌قراری است،

                        تنها دعا و گریه وشب زنده‌داری است»

مفهوم انتظار تو این چند واژه نیست!

                        آقا خودت بیا و بگو انتظار چیست؟

این دردها حکایت و افسانه نیستند

                        تنها شکایتِ دل دیوانه نیستند

این دردها  حقیقت مسموم عالم‌اند

                        شمشیرهای آختۀ ابن ملجم‌اند

از فرقه‌ فرقه تفرقه دلخسته‌ایم ما

                        ده قرن می‌شود به تو دل بسته‌ایم ما

از هر سر جدا شده بگذار بگذرم

                        از زخم‌های وا شده بگذار بگذرم

بگذار بگذرم که پُرم از گلایه‌ها

                        آقا بیا که خسته شدم از کنایه‌ها

امروز هم به یاد تو کم کم گذشت و رفت

                        مانند جمعه‌های پر از غم گذشت و رفت

آری گذشت و باز نگاهم تو را ندید

                        فردا دو شنبه است؟ نه ؛ یک جمعۀ جدید!




نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/12/4 - ساعت: 10:14

خط شکنی لاریجانی در دفاع از حریم ولایت

 

دیروز و در افتتاحیه ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، هنگامی که از مقام معظم ولایت دعوت به سخنرانی کرد، معظم له را «حضرت امام خامنه ای» نامید.

بنده شخصاً از این اتفاق مبارک ذوق زده شدم، نه این که عنوان امام برای رهبر معظم انقلاب عجیب و غریب باشد، اما آن قدر مسئولین عالی رتبه نظام، به بهانه ارادت به امام خمینی(ره)، شأن امت و امام در جامعه اسلامی را به فراموشی سپردند، که جاری شدن عبارت «حضرت امام خامنه ای» بر زبان رئیس مجلس شورای اسلامی، دل و جان ما را صفا می دهد. و اما سخنی با برادر لاریجانی:

جناب آقای لاریجانی؛ ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

با سلام و تحیت؛

با این که شخصاً از شما دلخوری هایی دارم و با این که انتقاداتی به سلوک سیاسی شما وارد می دانم، اما به خاطر این خط شکنی و به خاطر این اقدام از شما تشکر می کنم.

بنده معتقدم تا روح کسی - ولو در مقطع یا مقاطعی - به تعالی نرسد، نمی تواند این گونه با شهامت خط شکنی کند و حرکتی منحصر به فرد از خود به ثبت برساند، به همین دلیل به شما تبریک می گویم.

عاقبت به خیر باشید.




نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/08/20 - ساعت: 15:07

دختر بچه چینی در جبهه های جنوب

بسم الله النّور

 فردوس دختر بچه چینی در سرزمین جبهه ها

در این عکس فردوس را در اروندکنار می‌بینید. فردوس دختر بچه چینی به همراه پدرش اسماعیل و مادرش در سفر به کربلای جنوب ایران مهمان ما بود. در مناطق مختلف بیش از حد سنش به فکر فرو می‌ررفت و گاه می‌نشست روی خاک و با انگشتان کوچکش خاک‌ها را زیر و رو می‌کرد و از پدر سؤالاتی می‌پرسید که اسماعیل مجبور می‌شد برای یافتن پاسخ به ما رجوع کند.

به‌ویژه در فکه روی رمل‌ها نشست و دقایق طولانی خاک روی خاک ریخت و پرسید این‌جا کجاست؟ وقت رفتن از زمین فکه دل نمی‌کند و می‌گفت همین‌جا خانه‌مان باشد.

بالأخره باید برمی‌گشتیم و او که می‌دانست پدرش در آن رمل نمی‌تواند دقایق طولانی او را بغل کند، گریه می‌کرد تا پدر او را به بغل بگیرد و وقتی بنده به اسماعیل کمک کردم و فردوس را بغل گرفتم، ریش‌های سفید مرا مورد نوازش قرار داد و گفت: «من پدر می‌خواهم، پدر بزرگ نمی‌خواهم»!

حالا شما خودتان بگویید که ایا بنده حق داشتم لپ او را گاز بگیرم یا خیر؟!




نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/05/17 - ساعت: 23:22

یادی از یک خبرنگار آسمانی

در بخشی از عملیات والفجر هشت (فتح فاو عراق)، پیش از آن که به عنوان تک تیرانداز در خط مقدّم حاضر شوم، بنده قایق‌ران بودم.

چند روز از عملیات گذشته بود. پیش از ظهر بود و قایقم از موشک‌های مینی کاتیوشا پر شده بود. وقتی که پشت سکان قرار گرفتم تا آبراه را دور بزنم و به سمت اروند بروم، دیدم یک اکیپ فیلم برداری قایق مرا زیر نظر دارند. رفتنم به ساحل شهر فاو عراق، تخلیه موشک‌ها و بازگشت به آبراه لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب (ع)، حدود ۴۵ دقیقه طول کشید. به محض اینکه به آبراه رسیدم دیدم گروه خبری هنوز کنار ساحل هستند (بدون اینکه به سنگر رفته باشند) و از دیدن بنده خوش‌حال شدند. همه لاوژاکت پوشیده و آماده‌ی سوار شدن به قایق.

فرمانده ما (شخصی به نام نظری تا آخرین خبری که ده پانزده سال پیش از او داشتم هنوز در سپاه پاسداران خدمت می‌کرد) با لبخند به طرف من آمد و گفت :«اینها می‌خواهند با قایق تو گشتی در اروند بزنند.» کم سنّ و سالی بنده موجب اشتیاق ایشان شده بود.

یکی از آنها شخصی بود حدود ۳۵ ساله. با ریش توپی سیاه رنگ و صدایی مایه دار و زیبا. میکروفون در دست داشت و گویا تهیه کننده هم خودش بود. گفته بود که من فقط می‌خواهم با این نوجوان ۱۶ ساله بروم. من هم از خدا خواسته! می‌گفت که همه چیز را ضبط کنند. وقتی که من با موشک‌های مینی کاتیوشا رفتم، فیلم گرفته بودند و به محض پیدا شدن قایق بنده از دور، باز هم فیلم برداری را شروع کرده بودند. گفت به سمت ساحل عراق بروم (که البته دست خودمان بود)، رفتم. شروع کرد به مصاحبه با بنده. وقتی خودش برای دوربین حرف می‌زد من چیزی نمی‌شنیدم. با توجه به نوع میکروفون بسیار آرام صحبت می‌کرد. از موانع خورشیدی پرسید و شب عملیات. اینجانب پشت سکان ایستاده بودم و او میکروفون را جلو صورتم گرفته بود. مصاحبه که تمام شد، دوربین عکاسی را بیرون آورد و خودش در همان حال یک عکس از بنده گرفت. بعد گفت که به سمت پل شناور بروم. پل شناوری که ایران بر روی اروند زده بود، زبان‌زد رسانه‌های داخلی و بین المللی بود. پل از دور پیدا بود. گفتم:«زیر آتش است ، نگاه نکنید الآن خبری نیست، موقتی است؛ یک دفعه شروع می شود».

همراهانش با دلهره گفتند که جلو نرویم و از همان فاصله فیلم بگیرند و من روی تصاویر در حال ضبط توضیح بدهم؛ اما او به آرامی اشاره کرد که مهم نیست و به پل نزدیک شوم. به سمت پل که می رفتیم سر و کله‌ی هواپیماهای عراقی پیدا شد. با توجه به ارتفاع پرواز و مسیر حرکتشان، به آنها گفتم که این هواپیماها با پل کاری ندارند.

دوربین روی شانۀ فیلم بردار بود و همه چیز را ثبت می کرد. همراهان می‌ترسیدند و یکی دو نفر حتی بدنشان از ترس به لرزه افتاده بود و هیچ تلاشی برای مخفی کردن ترس خود نداشتند. نزدیک پل که رسیدیم چند گلوله توپ (احتمالاً از نوع اتریشی) پی در پی کنار پل فرود آمد. یکی از افراد که پایه دوربین را در بغل داشت با لحن جالبی داد زد :«برگرد» و نگاه به تهیه کننده کرد. خطابش به بنده بود، اما لحن و نگاهش به گونه‌ای بود که انگار با التماس به تهیه کننده می گفت:« بگو برگردد.» با همان طمأنینه به من اشاره کرد که بازگردم. دور زدم و آنها را کنار اسکله‌ای در ساحل فاو عراق پیاده کردم.

دیگر آن گروه را ندیدم. در همان منطقه شنیدم که یکی از خبرنگاران صدا و سیما به شهادت رسیده است. بعدها که تصویرش را از تلویزیون دیدم خودش بود. همان مرد حدوداً 35 ساله با ریش‌های توپی سیاه و چهره آرام و دوست داشتنی. همو که آمده بود تا حوادث دفاع مقدّس را ثبت کند. همو که از بنده – یعنی از یک نوجوان بسیجی ۱۶ ساله که بادگیر پوشیده بود و سر و رویش گِلی شده بود و در اروندرود وحشی قایقرانی می کرد -  خوشش آمده بود و به بنده محبت کرده بود. تصاویر بنده، که پشت سکان قایق ایستاده بودم و در آبراه و وسط اروندرود می‌راندم ، بارها و بارها از تلویزیون به صورت یک نماهنگ مهیج پخش شد. عکسی هم از این جانب در نمایشگاهی، در نماز جمعه تهران، به نمایش درآمده بود و اقوام دیده بودند. آن عکس را خودم هیچ گاه ندیدم.

نام خبرنگار را به خاطر ندارم و در جست و جوی اینترنتی هم نیافتم. می توان به اسناد دفاع مقدس مراجعه کرد. اما بعد از آن چند بار خواب او را دیدم و هر جا صحبت از خبر و خبرنگار می شود و در تمام مدتی که خودم کم و بیش در این حیطه کار کردم، او را به یاد داشته ام. دلم می خواهد پیام ادب و ارادت من به خانواده‌ی او برسد.




نظرات() 



تاریخ نگارش: جمعه 1395/04/4 - ساعت: 01:42

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

بسم الله النّور

 شمایل زیبا و نورانی امام خامنه ای

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی اَر به روی ما نکنی حکم از آن توست

بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بوالعجب

در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو - ای عجب! -

نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟!

ما خود نمی‌رویم روان از قفای کس

او می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی که در این حلقۀ کمند

چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم




نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/03/12 - ساعت: 21:25

مراقب رفتار خود باشیم !

به نام خدا

 

سلام و ادب خدمت دوستان ارجمند؛

امروز در یکی از تقاطعهای خطرناک حومۀ شهر حواسم نبود و سهواً از چراغ قرمز رد شدم.

وسط تقاطع بودم که دیدم خودروهای طرف مقابل رعایت نمیکنند(!) و به سمتم میآیند و بعد متوجه شدم که بنده متوجه چراغ نبودهام. در همان حین متوجه شدم که سه خودرو دیگر به دنبال من از چراغ قرمز رد شدهاند و البته نوع رانندگیشان نشان میداد که متوجه قرمز بودن چراغ راهنمایی بودهاند. خندهام گرفت و به همراهان گفتم: «حالا من حواسم نبود، اینها کجا آمدهاند؟»

جالب است که سیل خودروهای مسیرهای تقاطع که در میان آنها یک کامیون وحشتناک هم دیده میشد، برای بنده خطری ایجاد نکردند و همین طور که از اشتباه خودم و از کار سه ماشینی که دنبال بنده آمده بودند خندهام گرفته بود و ترمز کرده بودم، هر سۀ آن خودروها به خطر افتادند و با زحمت از خطر گریختند؛ مخصوصاً یک ماکسیما که چیزی نمانده بود به طرز وحشتناکی با کامیون برخورد کند که به لطف خدا از مهلکه گریخت و البته انصافاً مهارت خوبی هم داشت.

از این ماجرا سه درس گرفتم:

۱- رفتار انسان همیشه روی دیگران تأثیر دارد، پس همیشه باید مواظب رفتار خود باشیم؛ هر عمل ما منحصر به خودمان نیست و تبعاتش به جامعه سرایت میکند.

۲- خطای بنده سهوی بود و لطف خدا آن چنان شامل حالم شد که انگار نه انگار خطری وجود دارد و مثل کسی که لطیفهای شنیده باشد، آن وسط ایستاده بودم و میخندیدم، اما سه خودروی که مشخص بود چراغ را دیدهاند، با خطر و مشکل مواجه شدند!

۳- همیشه گفتهایم و شنیدهایم و گاهی عمل کردهایم که مرد نباید مشکلاتش را به خانه بیاورد، امروز به صورت جدّی متوجه شدم که به علاوۀ منزل، مشکلات را نباید پشت فرمان برد!

دعا بفرمایید.




نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/02/1 - ساعت: 03:32

تبریک روز مرد به نایب حضرت ولی عصر (عج)

بسم الله الرحمن الرحیم

پیش درآمد: از دوستان عزیز اجازه می‌خواهم روز مـــــرد امسال را فقط به یک نفر تبریک بگویم؛ به شخصیت بزرگی که هر چه یک انسان غیر معصوم، می‌تواند از کمال انسانی داشته باشد، دارد و به واقع حیدر زمان و نایب برحق حضرت حجت (عج) می‌باشد.

امام خامنه ای در دیدار مردم بوشهر - میلاد حضرت علی ع 1392 

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای (أیدکم الله تعالی بتأییداته الخاصه)

سلامٌ علیکم و رحمة الله و برکاته

میلاد فرخندۀ حضرت امیر – علیه الصلوة و السلام – را به محضر مبارک و نورانی حضرت عالی تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و امیدوارم خدای تبارک و تعالی به برکت مولود این عید بزرگ، بر تأییدات و توفیقات جناب‌تان بیفزاید و «نصرت، سلامت و طول عمر» حضرت عالی را به ملّت شریف ایران و مسلمانان جهان ارزانی بدارد.

لطفاً برای آدم شدن و شهادت بندۀ حقیر دعا بفرمایید.

کمترین بسیجی         
امیر عبّاس جعفری مقدّم    
۱۳۹۵/۲/۱          
۱۲ رجب ۱۴۳۷        




نظرات() 





  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات