تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب ابر داستان
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: جمعه 1397/05/12 - ساعت: 06:11

شیوه نمایش گناه و فساد در داستان

بسم الله النّور

اشاره: در گروه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی (فعال در سروش و بله) سؤال شد: «برای نشان دادن فساد در یک اثر داستانی چگونه باید نوشت؟

به صورت خلاصه عرض شد:

 

بهترین الگوی نمایش صحنه های فساد و گناه در داستان، قرآن عظیم است.

 

به صورت مشخص در سورۀ مبارک یوسف و در قصه حضرت یوسف (ع)، صحنه های جنسی وجود دارد؛ اما شیوۀ قرآن «نمایش عفیفانه» است؛ بدین صورت که مخاطب متوجه وجود فساد می شود، اما صحنه پردازی در حدی نیست که به تحریک شهوت منتهی شود.


پس نخستین و مهم ترین اصل در نمایش فساد، «نمایش عفیفانه» است. در این نوع نمایش، مخاطب بهرۀ شهوانی از روایت فساد نمی برد.


در آن دسته از قصه های قرآنی که موضوع شان گناه و فساد است، شخصیت با پرهیز از گناه و فساد به قهرمانی می رسد، برعکس شخصیت داستان های مادی گرایانه، که مخاطب به صورت ناخودآگاه شخصیت را محق می داند که به مطامع نفسانی اش برسد و وقتی رسید، در چشم مخاطب قهرمان جلوه می کند.


به همین صورت، در قصه های قرآنی، سرنوشت فاسدان و گنه کاران، تیره روزی است و شخصیت های باتقوا، به اعلی درجۀ انسانیت می رسند.


در مجموع، در داستان های مادی گرایانه، نویسنده با در اختیار گذاشتن لذت های نفسانی، مخاطب خود را ارضاء می کند، اما قرآن به قصه پردازان و داستان نویسان می آموزد که ترک لذت های نفسانی، بالاترین لذتی است که می توان به مخاطب ارزانی داشت.


در تاریخ ادبیات شاهد این تفکر هستیم که اگر عشق زمینی هدف نیست، اما محملی است برای عبور و رسیدن به عشق الهی، اما قرآن به ما می آموزد که عشق حقیقی، از ابتدا تا انتها، همانا عشق آسمانی و الهی است و جذاب ترین قهرمان داستان، می تواند کسی باشد که از ابتدا تا انتها هدفی جز رسیدن به عشق الهی ندارد.


این نکته را هم باید در نظر داشت که گاهی پرداختن به مفاسد و تکرار آن ها در اثر داستانی، ممکن است به قبح شکنی و یا کنجکاوی (و ماجرا جویی) مخاطب منجر شود. در چنین فرضی، حتی اگر روایت مفاسد، بری از بهره های نفسانی باشد، باز هم خطا و نابخردانه است.

 

می دانم و مستحضرید که خیلی دقیق تر و بیشتر باید نوشت.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1397/01/6 - ساعت: 11:09

به ساده دلی خودم خندیدم !

اشاره: این یادداشت به قلم «جلال توکلی» داستان نویس 48 سالۀ یزدی میباشد.




اخیراً این حقیر در ترجمه‌ی رمان «پایان یک نقش» تقدیر شده در چهاردهمین جشنواره قلم زرین ـ که به وسیله‌ی دوستی آن را به مرکز ترجمه‌ی حوزه‌ی هنری داده بودم ـ با پاسخی مواجه شدم که برایم خیلی جالب بود. با اذعان به اینکه هرگز ادعای خلق اثری منحصر به فرد یا خالی از عیب را نداشته و ندارم، و نظرم بیشتر به ترجمه‌ی آثاری است که به بیان مسائلی جهانی: نظیر صهیونیسم جهانی یا داعش و... می‌پردازد، توجه شما را به متن ذیل جلب می‌کنم.

 

ـ سلام... آقای توکلی؟

ـ سلام‌علیکم... بفرمایید...

ـ آقای جلال توکلی؟!

ـ بله... بفرمایید...

ـ از مرکز ترجمه‌ی حوزه هنری تماس می‌گیرم... راجع به ترجمه کتابتون...

ـ کدوم کتاب؟!

ـ رمان پایان یک نقش

ـ اوه بله... بفرمایید...

ـ تماس گرفتم که به اطلاعتون برسونم متأسفانه موضوع کتاب شما، در اولویت ترجمه‌ی این مرکز قرار نداره...

ـ عجب!... باشه!‌ (پس از اندکی سکوت با کمی دلخوری) مهم نیست!

ـ بالاخره تماس گرفتم که در جریان باشید.

ـ ممنونم...

ـ روز خوش

ـ خداحافظ

و من که تصمیم داشتم اگر «پایان یک نقش» به چاپ دوم رسید، از سوره مهر بخواهم این جمله‌ی حضرت آقا را که می‌فرمایند: «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید» در ابتدای کتاب درج کنند، به حقایق مهمی رسیدم.

1ـ اینکه اولویت‌بندی ترجمه آثار در حوزه هنری، بر اساس موضوع آثار است، نه خدای نکرده سفارش و رابطه و شهرت نویسنده و... !!!

2ـ اینکه موضوع «بحران هویت صهیونیسم» ـ که پاشنه‌ی آشیل این رژیم غاصب و کودک‌کُش هم هست و کمتر اثری به درون پوسیده‌ی آن پرداخته ـ و فرجام سیاه رژیم اشغالگر قدس ـ که تا حد ممکن در رمان با اسناد و مدارک محکم به تصویر کشیده شده ـ در اولویت مسئولان یا کارشناسان محترم مرکز ترجمه‌ آثار حوزه هنری نیست!

3ـ اینکه موضوع فلسطین به عنوان پاره‌ی تن اسلام، در اولویت مسئولان یا کارشناسان محترم مرکز ترجمه آثار حوزه هنری قرار ندارد!

4ـ اینکه این حقیر سراپا تقصیر چقدر از مسائل امروز و الویت‌های اساسی جمهوری اسلامی ایران عقب هستم! یک عقب‌مانده‌ی فرهنگی تمام عیار!

 

و راستش، حسابی خندیدم!

1ـ به ساده‌دلی خودم... که فکر کرده‌ام: موضوع فلسطین و رژیم صهیونیستی از اولویت‌های مهم حوزه‌ی هنری ـ به عنوان داعیه‌دار دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران ـ است!

2ـ به ساده‌دلی خودم... بخاطر اینکه فکر می‌کردم به موضوعی جهانی پرداخته‌ام... از شما چه پنهان، در مصاحبه‌ای هم گفته بودم که شاید نیم بیشتر مخاطبین این رمان، خود جوان‌های صهیونیست باشند... و بین خودمان باشد، فکر می‌کردم می‌شود این کتاب را حتی به زبان عبری ترجمه کرد و رساند به دست مخاطب صهیونیستش!... خنده‌دار نیست؟! آن‌هم کتابی از یک نویسنده‌ی گمنام شهرستانی که هنوز به هیچ برنامه‌ای در صداوسیما دعوت نشده یا برای آثارش صفی تشکیل نشده و... خنده‌دارتر اینکه کتاب مذکور هنوز در شهر خود نویسنده توزیع نشده، چه برسد به اینکه...

3ـ و باز به خاطر ساده‌دلی خودم... بخاطر اینکه فکر می‌کردم در «این جنگ نرم» موشکی فرهنگی ساخته‌ام و انشاءالله با ترجمه به زبان انگلیسی یا عربی ـ عبری پیشکش ـ بُردش را آنقدر زیاد کرده تا قلب اسرائیل را به آتش بکشد!

4ـ و همچنان به خاطر ساده‌دلی خودم... بخاطر اینکه می‌پنداشتم در زمانی که عده‌ای روشنفکرنما و جریان صهیونیسم داخلی، با چراغ سبز عافیت‌طلبان خسته از مبارزه، بر طبل تئوری «توهم توطئه» می‌کوبند و اخیراً نیز با برچسب «توهمات دائی‌جان ناپلئونی» سعی در ایجاد شک و شبه در دل بخصوص نسل جوان دارند، این اثر چنان می‌کند و بهمان و...!

5ـ و باز همچنان بخاطر ساده‌دلی خودم... که فکر می‌کردم تولید یک اثر ضدصهیونیستی، به مراتب اثرش از این همایش‌های گاه‌وبی‌گاه یا دوره‌ای «دفاع از مردم مظلوم فلسطین» بیشتر است!

و نمی‌دانم چرا به یاد این موضوعات افتادم:

1ـ اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود.

2ـ ملت عاشق مبارزه با صهیونیست‌هاست!

3ـ مرحوم سلحشور، ‌یکبار در یکی از مصاحبه‌هایش گفت (نقل به مضمون): سریال حضرت موسی اگر ساخته شود، قلب اسرائیل را به آتش خواهد کشید!

4ـ وقتی سریال «مدار صفر درجه» از سیمای جمهوری اسلامی پخش می‌شد، یکی از روزنامه‌های رژیم اشغالگر قدس (به گمانم یدیعوت آحارونوت) اعلام خطر کرده بود که در ایران سریالی با این مشخصات ساخته شده و...

5ـ اسرائیل سومین (یا چهارمین؟!) فیلم به زبان فارسی‌اش را هم ساخته است!

6ـ هنوز دلخوشیم به بازپخش‌های فیلم‌ سینمایی «بازمانده» مرحوم سیف‌الله داد و این آخری‌ها «شکارچی شنبه» آقای شیخ‌طادی در روز جهانی قدس.

7ـ نتانیاهو خطاب به رؤسای سازمان سیا: برای ایرانی‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای سریال هالیوودی پخش کنید تا آن‌ها خودشان نظام‌شان را تغییر دهند!

8 و 9 و 10 و... از این به بعد را خودتان در فضای مجازی بگردید پیدا کنید. بی‌شک موارد زیادی را پیدا خواهید کرد!

 

و مطلب آخر اینکه؛ دیگر جوان هم نیستیم که به دوستان مرکز ترجمه حوزه هنری بگوییم: جوان بودیم و خام... ما را به بزرگیتان ببخشایید!




داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1396/12/28 - ساعت: 15:18

چرا نویسنده حق دارد ولی منتقد حق ندارد ؟!

بسم الله النّور

بعضی‌ها نه معنی نقد را می‌دانند و نه شیوه‌اش را بلد هستند.

اگر نویسنده‌ای که سابقۀ دوستی و همراهی با نویسندگان متعهد را دارد، اثری منتشر کند که - به عنوان مثال - نظام مقدس جمهوری اسلامی و اعتقادات مذهبی را زیر سؤال ببرد؛ چنانچه یک «منتقد متعهد» آن اثر را نقد کند، به آن منتقد خواهند گفت: «مواظب باشید دوستان نرنجند!» .

در این‌جا چند سؤال پیش می‌آید:

۱- چه کسی گفته است که دوستان حق دارند نظام و مقدسات را زیر سؤال ببرند و احدی حق ندارد اثرشان را نقد کند؟

۲معیار دوستی چیست؟ آیا همین که یک نویسنده چند صباحی کنار ما بود، با ما جوشید و در جلسات یا محیط کار با او مراوده داشتیم دوست محسوب می‌شود، یا دوست کسی است که در اصول و اعتقادات با ما همراه باشد؟

۳آیا این اخلاقی است که اگر یک نویسنده به ما لطف داشت، محبت کرد و احترام گذاشت، چشم‌مان را به روی خطاهای او در برابر نظام، ولایت و اعتقادات ببندیم؟ اساساً معیار ما هستیم یا اسلام؟

۴یک دوست تا چه زمانی دوست محسوب می‌شود؟ اگر شخصی که قبلاً دوست بوده، از ارزش‌های اسلامی عدول کند، حقیقت را وارونه جلوه دهد، سیاه نمایی کند و آب به آسیاب دشمن بریزد، آیا همچنان دوست محسوب می‌شود؟



داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1394/03/10 - ساعت: 17:20

نوبت عاشقی

به جز چند صباحی در جوانی، هیچ گاه نگاه دنیایی به «تدریس» نداشته ام. به ویژه در این وبلاگ باید اختصاصاً از تدریس ادبیات داستانی صحبت کنم. در اوایل دهه ۷۰،  پس از حدود یک سال تدریس داستان نویسی و مدیریت جلسات کارگاهی داستان، به این نتیجه رسیدم که باید تدریس را کنار بگذارم و بنویسم. عزیزی که از او عذر خواسته بودم گفت: «پس دیگران چی؟» و تکلیف مداری را یادآوری کرد.

در طول این سال ها، در کنار اشتغالات گوناگونی که با تدریس داستان سنخیتی نداشته اند، هر وقت تکلیف ایجاب کرده به دوره های داستان نویسی «نه» نگفته ام. با این که پزشکان امر به کم صحبت کردن داشته اند، با این که همکاران در عرصه های دیگر بنده را از این کار برحذر داشته اند، با این که معلوم بوده سود مادی این کار به ضررهایش نمی چربد، با این که هیچ گاه در امر شاگرد پروری خوش اقبال نبوده ام، اما فقط به نیت ادای تکلیف، با شوق و شور و همچنین با وجدان کاری در این عرصه خدمت کرده ام و همه امیدم این است که خدای مهربان این قدم ها را به عنوان عبادت خالصانه بپذیرد.

این که بداقبالی ها چه بوده بماند – شاید زمانی در باره اش نوشتم – اما به گمانم به نقطه ای رسیده ام که باید تقاضاهای تدریس را رد کنم. تصمیم دارم دیگر ادبیات داستانی تدریس نکنم. نه این که از ادای تکلیف سرباز بزنم، نه! اما به گمانم شرایط به گونه ای است که دیگر این جانب تکلیفی ندارم. بنا دارم به تکلیف و تکالیف اصلی ام برسم، شاید کمی هم به خودم برسم، به برنامه هایم، به آرمان هایم؛ و کسی چه می داند؟ شاید کمی هم – پیرانه سر - به آرزوهایم برسم.

گفتم آهن دلی کنم چندی                ندهم دل به هیچ دل بندی

سعدیا دور نیکنامی رفت                   نوبت عاشقی است یک چندی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1392/12/1 - ساعت: 06:37

برگزیدگان بخش اصلی ششمین جشنوارۀ ادبی یوسف

به نام خداوند لوح و قلم

اشاره: جشنواره یوسف ششم هم به تاریخ ادبیات دفاع مقدس پیوست. در این باره گفتنی‌هایی هست که در یادداشت‌های بعدی عرض خواهد شد و البته ناگفتنی‌ها نیز زیاد است که هرگز بر زبان و قلم جاری نخواهد گشت (و شما نیز حسّاس نشوید!)

مستحضرید که به جز بخش اصلی جشنواره، دو دوره است که جشنوارۀ ادبی یوسف، مجموعه داستان‌های منتشر شده را نیز بررسی و جوایزی تقدیم می‌کند، در این مجال اسامی داستان‌های برگزیده در بخش اصلی (که به پیوست بیانیه هیئت داوران منتشر شده است) را تقدیم می‌کنم و سپس در یکی دو یادداشت دیگر، بخش‌هایی از اصل بیانیه و معرفی برگزیدگان بخش آثار چاپی، تا بعد برسیم به گفتنی‌ها و ناگفتنی‌ها.

به نظرم ذکر یکی دو نکته نیز ضروری است: 1- بندۀ حقیر به نوبۀ خود از یکان یکان عزیزانی که به ششمین جشنوارۀ ادبی یوسف اثر فرستاده بودند متشکرم. بدون هیچ اغراقی همۀ این عزیزان برنده‌اند و اتفاقاً شخصاً معتقدم آنها که نام‌شان در میان برگزیدگان نیست، مأجورتر اند؛ چون اجر مادی نداشته‌اند! 2- معلوم نیست که بر فرض اگر هیئت داوران عوض شود، چند تا از این داستان‌ها در میان برگزیدگان باقی می‌ماند، پس نویسندگانی که آثارشان در میان برگزیدگان نیست، دل‌سرد نشوند؛ همواره معتقدم در جشنواره‌ها آثاری که برگزیده می‌شوند قابلیت‌هایی داشته‌اند، اما چه بسا داستان‌های باارزش دیگری که بنا به سلیقۀ هیئت داوران دیده نشده باشند. 3- نویسندگان عزیزی که برگزیده هستند، مبادا در باد جشنواره بخوابند و درجا بزنند که این خطرناک‌ترین آفت جشنواره است! 4- در مورد شهر مقدّس قم نیز نکته‌ای عرض کنم (چون افتخار حقیر این است که خود قمی هستم): نمی‌دانم در حوزۀ ادبیات داستانی قم چه می‌گذرد که آثار ارسالی این استان به جشنواره‌ها، به لحاظ کمّی و کیفی افت قابل توجهی داشته است و در چند سال اخیر روند نزولی آن را شاهد هستیم؟! امید است هم مسئولین و هم نویسندگان ارجمند در این زمینه دغدغۀ بیشتری داشته باشند. دعا بفرمایید.

برگزیدگان بخش اصلی جشنواره

1-     رتبۀ نخست: داستان کوتاه بدو سمیره! سمیره بدو! اثر سرکار خانم اشرف ظریف رمضانی

2-     رتبه دوم: داستان کوتاه عبّاس اثر جناب آقای ابوالفضل بصیری

3-     رتبه سوم: داستان کوتاه اینجا همه تو را می شناسند اثر جناب آقای سید ابراهیم پیره

4-     قابل تقدیر: داستان کوتاه نقّاش غار اثر سرکار خانم زهرا ریحانی

5-     قابل تقدیر: داستان کوتاه پرنده تر اثر جناب آقای حامد امامی

6-     قابل تقدیر: داستان کوتاه پرپا کبوتر من بود اثر جناب آقای محمدرضا شرفی خَبوشان

7-     قابل تقدیر: داستان کوتاه نامیه اثر سرکار خانم سمیه حسینی

8-     قابل تقدیر: داستان کوتاه بی بی برگ بید اثر جناب آقای محمد اسماعیل حاجی علیان

9-     قابل تقدیر: داستان کوتاه ننه حکیمه اثر سرکار خانم منیژه محمدی

10- قابل تقدیر: داستان کوتاه پرنده و خاکریز اثر سرکار خانم معصومه عیوضی

11- قابل تقدیر: داستان کوتاه سنگِ یحیا اثر جناب آقای خسرو عباسی خودلان

12- قابل تقدیر: داستان کوتاه فقط بیا اثر سرکار خانم فاطمه دانشور جلیل

13- قابل تقدیر: داستان کوتاه درخت بسمل اثر جناب آقای عزت اله الوندی

14- قابل تقدیر: داستان کوتاه من اینجا چکار می کنم؟ اثر سرکار خانم رقیه کریمی

15- قابل تقدیر: داستان کوتاه آپ اثر سرکار خانم محبوبه حاجی مرتضایی

16- قابل تقدیر: داستان کوتاه یک ماهی در امتداد سطر آخر اثر جناب آقای رضا کاظمی

17- قابل تقدیر: داستان کوتاه روایات فتح، روایات فجر اثر جناب آقای مجید خادم

18- قابل تقدیر: داستان کوتاه بچه محل اثر جناب آقای محسن صادق نیا

19- قابل تقدیر: داستان کوتاه خوش قول ترین آدم دنیا اثر سرکار خانم سهیلا سرداری

20- قابل تقدیر: داستان کوتاه زمین پاک اثر سرکار خانم مریم محمدی

21- قابل تقدیر: داستان کوتاه کریم قرقی اثر جناب آقای سیدحسن حسینی ارسنجانی

22- قابل تقدیر: داستان کوتاه ساعت پنج و نیم اثر سرکار خانم بهناز ضرابی زاده




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1392/11/13 - ساعت: 13:48

اطلاعات این یادداشت حذف گردید

به نام خدا

با سلام و احترام؛
از آن‌جا که دوستان توصیه کردند اطلاعات مربوط به جشنواره تا نشست خبری مخفی بماند، مطالب این یادداشت حذف گردید.البته به نظر این‌جانب نیازی به حذف اطلاعات نبود، چون تجربه ثابت کرده که خبرنگاران محترم دوست دارند اطلاعات را با زحمت و تلاش و حتی گاه با خواهش و تمنّا به دست بیاورند و لذا رغبت نمی‌کنند از اطلاعاتی که ساده و صادقانه در طبق اخلاص و در وبلاگ قرار داده شده استفاده نمایند.

به هر تقدیر توصیۀ دوستان پذیرفته و اطلاعات داوری آثار در ششمین جشنواره ادبی یوسف، موقتاً حذف شد و پس از برگزاری نشست خبری، مجدداً درج خواهد شد.
دعا بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1391/12/16 - ساعت: 14:57

نگارش 15 زندگی نامۀ داستانی سرداران شهید آموزش و پرورش


نظر به این که فقط دو تن از نویسندگان محترم در جلسه با سرکار خانم خلیلوند، معاون محترم وزیر آموزش و پرورش حضور داشتند، نکاتی که توسط نگارنده در جلسه گفته شد، در این یادداشت به صورت خلاصه خواهد آمد. قبل از آن لازم است اشاره شود که متأسفانه در عرصۀ دفاع مقدس، نگارش زندگی نامه های داستانی، معمولاً سهل گرفته شده است و نویسندگان این نوع آثار، اغلب آثاری ساده و فاقد جذابیت های ناب داستانی ارائه داده اند که بررسی علل آن موضوع این یادداشت نیست. از همین روی است که توضیحات زیر در جلسه بیان شد و در این جا نیز فهرست می شود و الا این موارد، برای خلق داستان بدیهی است. همچنین برخی آثار رسیده نیز ضرورت بیان این موارد را نشان داد:

1-     نگاشتن زندگی نامۀ داستانی شهدای عزیز برای ما توفیق و افتخار است و معیارهای مادی را در این امر مقدّس نافذ نمی دانیم.

2-     نویسندگان محترم فراموش نمی کنند که 15 شهید عزیزی که زندگی نامۀ ایشان در حال نگارش است، اولاً معلم و ثانیاً فرمانده هستند. این دو ویژگی باید در اثر برجسته باشد؛ آن هم به گونه ای که مخاطب با خواندن اثر دو آرزو در وجودش شکل بگیرد: نخست آرزوی معلمی و دوم آرزوی جهاد در عالی ترین شکل و شهادت.

3-     پیرنگ داستانی لازمۀ کار است. به ویژه افتتاحیه و گره داستانی باید به گونه ای باشد که از ابتدا مخاطب درگیر ماجرا شود و با پی گیری داستان، تا انتها نتواند کار را کنار بگذارد.

4-     محور اصلی باید شخصیت شهید و داستان باید داستان شهید باشد. مشاهده شده است برخی نویسندگان، خانواده یا شخص دیگری را محور قرار می دهند و شهید مورد نظر در حاشیه قرار می گیرد. همچنین لازم است از به کارگیری شیوه هایی که برای راحتی کار نویسنده استفاده می شود، خودداری شود. مثلاً شایسته نیست داستان، روایت سرگذشت نویسنده ای باشد که در باره شهید تحقیق می کند. لازم است مخاطب «داستان شهید» را بخواند و «شهید» را در صحنه های مختلف زندگی به صورت مستقیم ببیند.

5-     توصیه می شود از روایت داستان به زمان حال پرهیز شود.

6-     با توجه به آثار رسیده، نویسندگانی که از زاویۀ دید سوم شخص استفاده کرده اند، اثرشان فاخرتر شده است.

7-     ما در این مجموعه زندگی نامه داستانی، در پی خلق سوگ نامه نیستیم؛ البته خلق احساسات ناب نفی نمی شود، ولی باید توجه داشت که شهدای مورد نظر، شخصیت هایی استوار، مؤمن و مخلص بوده اند که به عنوان نویسنده، رسالت داریم همان گونه که ایشان بزرگ و نمونه بوده اند، در داستان نیز به گونه ای خلق شوند که مخاطبین به وجود انها غبطه بخورند.

8-     همچنین در این مجموعه به دنبال – صرفاً – گزارش زندگی شهید نیستیم. شخصیت باید به گونه ای شکل بگیرد که در دل مخاطب عمیقاً جا باز کند تا زمانی که شهادت شخصیت به تصویر کشیده می شود، عمیقاً مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد.

لطفاً هر گونه نظر و یا سؤال خود را مطرح بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: شنبه 1391/01/19 - ساعت: 02:32

ویزای بهشت در رادیو معارف

 سایت رادیو معارف

به رادیو معارف علاقه دارم و آن را یک دوست خوب می­دانم. اصولاً دوست خوب از منظر بنده کسی است که دست آدمی را بگیرد و از هزارتوی وسوسه­های نفس و شیطان به سلامت عبور دهد و لحظات عمر انسان را پاک و خدایی سازد. از این منظر رادیو معارف برایم یک دوست عزیز و ارجمند است. همیشه به جوانان عزیز و پدر و مادرها عرض می­کنم که سعی کنید انس خود را با این رادیو بیشتر کنید. روی میز کار بنده در منزل، همیشه یکی از این چراغ­های اضطراری شارژی چند کاره وجود دارد که موج رادیوی آن روی ایستگاه رادیو معارف تنظیم است و همین الآن که نیمه­های شب است، بحث دعای عهد و امام عزیز (عج) توسط حجت الاسلام نایینی در حال پخش می­باشد.

*

در سفری به یاد ماندنی، با یکی از خبرنگاران و گزارشگران خوب رادیو معارف آشنا شدم. بهمن ماه گذشته در اوج برنامه­های جشنوارۀ ادبی یوسف بودم که آقای رکنی تماس گرفت و در مورد ویزای بهشت صحبت کردیم و دیشب در کامنتی لینکش را فرستاد و خواست که معرفی شود. اگر می­توانید صدای زخم خورده، خسته و بیمار بنده را تحمل کنید، لطفاً به این لینک مراجعه کنید. [لینک]

دعا بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



نویسنده: دبیرخانه
تاریخ نگارش: شنبه 1390/11/29 - ساعت: 12:02

نفرات برتر پنجمین جشنواره ادبی «یوسف» انتخاب شدند

دبیرخانه پنجمین جشنواره سراسری داستان کوتاه دفاع مقدس (جایزه ادبی یوسف) اعلام کرد: داوری آثار رسیده به جشنواره پایان یافته است و اسامی آثار برگزیده و نویسندگان آن­ها به زودی اعلام خواهد شد.

 

به گزارش این دبیرخانه، در این دوره از جشنواره مجموعا 620 اثر دریافت شده بود که پس از 3 مرحله داوری، 23 اثر از 19 نویسنده شایستۀ رتبه و تقدیر شناخته شد. نویسندگان برتر این آثار، در اختتامیۀ جشنواره معرفی شده، از آنان تقدیر به عمل خواهد آمد. همچنین در این مراسم، جوایز ویژه‌ای به رتبه‌های اول تا سوم اهدا خواهد شد.

 

دبیرخانه پنجمین جشنوارۀ ادبی یوسف اعلام کرد از بین مجموعه داستان‌های منتشر شده در سال 1389 نیز 19 کتاب شامل 216 داستان کوتاه به جشنواره راه یافت و مورد ارزیابی قرار گرفت و در پایان 2 داستان کوتاه از دو کتاب مختلف شایستۀ تقدیر شناخته شد.

 

لازم به ذکر است آیین اختتامیه پنجمین دوره جشنواره سراسری داستان کوتاه دفاع مقدس، روز هفتم اسفندماه در فرهنگ­سرای ارسباران برگزار خواهد شد. در این مراسم، ضمن تقدیر از نفرات برتر، مجموعه آثار برگزیده و همچنین مجموعه مقالات علمی حوزه داستان کوتاه دفاع مقدس به شرکت‌کنندگان اهدا خواهد شد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: جمعه 1390/10/9 - ساعت: 11:48

دومین نشست خبری جشنواره ادبی یوسف برگزار می­شود

عباس جعفری مقدم - حسن رسولی منفرد

جزئیات آثار رسیده به پنجمین مسابقه سراسری داستان کوتاه دفاع مقدس (جشنواره ادبی یوسف)، نام داوران و نحوه داوری این آثار، روز یکشنبه 11دی ماه 1390 در دومین نشست خبری این جشنواره اعلام خواهد شد.

دبیرخانه پنجمین دوره جشنواره ادبی یوسف اعلام کرد، این جشنواره که هر سال به منظور انتخاب برترین­های داستان کوتاه دفاع مقدس برگزار می­شود، امسال با تغییراتی روبه­رو شده که در همین نشست خبری اعلام خواهد شد.

در دومین نشست خبری جشنواره ادبی یوسف، سرهنگ پاسدار حسن رسولی منفرد، معاون ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس، و عباس جعفری مقدم، دبیر جشنواره، به بیان ویژگی­های آثار رسیده به جشنواره و نحوه داوری آنها پرداخته، به سؤالات خبرنگاران در این خصوص پاسخ خواهند داد. همچنین در این نشست، اسامی داوران مراحل مقدماتی و نهایی این دوره از جشنواره اعلام خواهد شد. 

شایان ذکر است که دومین نشست خبری جشنواره ادبی یوسف، روز یکشنبه 11 دی ماه از ساعت 10 صبح، در ساختمان مرکزی ستاد راهیان نور، واقع در میدان فردوسی، ابتدای خیابان ایرانشهر جنوبی، کوچه شناسا برگزار خواهد شد. دبیرخانه جشنواره از خبرنگاران سرویس­های فرهنگ، ادب و هنر رسانه ها، جهت شرکت در این برنامه دعوت به عمل آورده است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()