تبلیغات

جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول گرا - مطالب ابر روحانی
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1396/01/23 - ساعت: 16:00

معادلات تغییر کرده است

بسم الله النّور
با سلام و احترام؛
نمی دانم کی فرصت خواهم کرد تا تحلیل دقیق خود را قلمی کنم؟!
دعا بفرمایید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1396/01/13 - ساعت: 08:59

پایان برجام و برجام سازان

بسم الله النّور

پایان برجام آتش است، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.

نگران سرنوشت برجام سازان هستم، مبادا به آتش دوزخ ختم شود؟!!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: دوشنبه 1396/01/7 - ساعت: 14:11

پیش بینی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری

بسم الله النّور

 

وقتی روحانی رئیس جمهور شد، بنده هرچند به او رأی نداده بودم، اما پیش بینی کردم که روحانی در سال 96 مجدداً رئیس جمهور خواهد شد و اتفاقاً درصد بیشتری از آرای مردم را به خود اختصاص داد. پیش بینی بنده تعجب و بعضاً اعتراض دوستان را برانگیخت، اما هر جلو آمدیم، تعداد بیشتری از دوستان نظر بنده را قابل هضم دانستند. تا همین الان هم اگر چه گاهی حتی خود مدعیان اعتدال از نتیجه انتخابات و از به صحنه آمدن عمرو و زید ترسیده اند، اما بنده همواره از انتخاب مجدد روحانی با آرای بیشتر اطمینان داشته ام. قبل از این که دلیل خود را بیان کنم، اجازه می خواهم کمی جلو بروم و پیش بینی های بعدی ام را نیز عرض کنم.

به نظر بنده بعد از این که روحانی با درصد خوبی از آرای مردم رئیس جمهور شد، یکی دو سال بعد (شاید سال 98) ما یک غائله در کشور خواهیم داشت و مجدداً منافقان شکست خواهند خورد و مردم در دو سال آخر ریاست جمهوری روحانی، به ویژه در سال 99، به خود خواهند آمد و در رکاب ولایت، در انتخابات سال 1400، همه سنگرهای از دست داده را پس خواهند گرفت.

و اما دلایل این جانب بدین شرح است:

1-     اگر از شما سؤال کنم که «اکنون در جامعه چند درصد از مردم دغدغه اول شان دنیا و پول است و چند درصد اولویت شان دین، آخرت و معنویت است؟» چه جوابی خواهید داد؟ خواهید گفت اغلب مردم به فکر معاش، دنیا و پول هستند؛ بسیار خب. وقتی مردم دنیاطلب شوند، با وعده دنیا هم فریب خواهند خورد. در تاریخ هم می بینیم که شخصی که در رکاب رسول خدا(ص) با کفار جنگید و مجروح شد، با وعده دنیا (دقت کنید با وعده دنیا و نه با دنیا) سر فرزند رسول خدا(ص) را از پیکر جدا کرد!

2-     مردم (مقصود اغلب مردم است) اگرچه می بینند برجام دستاوردی نداشته، اگر چه می بینند بی کاری، گرانی و رکود بیداد می کند، اگر چه هزاران مشکل ریز و درشت را می بینند و اگر چه می دانند که روحانی فقط حرف زده و توهین کرده و کار مثبتی انجام نداده است؛ اما به دلیل دنیا طلبی، همچنان فریب وعده های روحانی را خواهند خورد. حرف دل این روزهای مردم این است که وعده های روحانی تا کنون عملی نشده، ولی حالا شاید هم شد! درست به همین دلیل ساده مردم دوباره پرشور در انتخابات شرکت می کنند و روحانی را در صندوق خواهند انداخت.

3-     معتقدم هر چه اصول گرایان فضا را شلوغ تر کنند به نفع آرای روحانی خواهد بود. بهترین تاکتیک اصول گرایان در انتخابات پیش رو، وارد کردن یک وزنه خوش نام به میدان، و دور کردن فضا از التهاب و جنجال، برای متعادل کردن آرای روحانی است و اگر این خردورزی را شاهد نباشیم، ممکن است حتی رکورد آرای احمدی نژاد در سال 88 هم شکسته شود!

4-     چرا معتقدم یکی دو سال بعد غائله خواهیم داشت؟ چون از یک طرف روحانی مدت هاست بی ادبی و گستاخی را آغاز کرده و در این اواخر با ادبیات منقلی(!) به آن شدت بخشیده است و کاملاً مشخص است که قصد دارد نو به نو به سمت غرب غش کند و رهنمودهای مقام معظم ولایت را نادیده بگیرد؛ از طرفی خطاهای روحانی به حدی رسیده که امام خامنه ای نمی توانند مصالح جامعه اسلامی را نادیده بگیرند و به اعتقاد بنده معظم له از این پس اجازه نخواهند داد که رفتارهای رادیکال و غرب گرایانه دولت، به کشور ضربه بزند و اگر چه ایشان مثل همیشه تمام تلاش شان را برای آرامش کشور به کار خواهند بست، اما این تقابل به لایه های اجتماع سرایت خواهد کرد و دشمن با موج سواری و همچنین با جریان سازی، فضا را بیشتر غبار آلود می کند و در نهایت یک غائله شکل خواهد گرفت.

5-    برای توده های مردم مثل روز روشن خواهد شد که سیاست های غرب گرایانه روحانی مورد قبول رهبر معظم انقلاب نیست، و وقتی به عینه ببینند که اعتماد به غرب برای کشور ایجاد پَسرفت و خسارت می کند، مردم مثل همیشه از نظام و اعتقادات خود دفاع خواهند کرد و با عشق به رهبر خود به میدان خواهند آمد و توی دهان منافقان خواهند زد؛ از طرفی در سال های 99-98 پوچی وعده های روحانی بیش از پیش برملا می شود و حتی آن ها که نگاه شان به دنیا و مادیات است نیز کورسوی امید خود به کلید قلابی روحانی را از دست خواهند داد و در مقابل روحانی قرار خواهند گرفت.

این گونه است که بنده پیش بینی می کنم: 1- روحانی با درصد خوبی از آرای مردم دوباره از صندوق ها بیرون خواهد آمد. 2- یکی دو سال بعد یک غائله خواهیم داشت. 3- مردم به خود خواهند امد و باز هم روسیاهی به زغال می ماند، دشمنان و منافقان رسوا و منکوب می شوند و ملت بزرگ ایران در رکاب ولایت فقیه سنگرهای از دست رفته را پس خواهند گرفت و پیروز خواهند شد.

و لله عاقبة الأمور.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/11/21 - ساعت: 17:32

آقای روحانی اگر برجام یک «کلاه گشاد» نیست، پس چیست؟!

رئیس جمهور دیروز در مراسم اهدای جایزه کتاب سال، در مورد مذاکره با کدخدا و این­که بعضی­ها(!) معتقدند دشمن بر سر دولت مردان ما کلاه گذاشته است، گفت: «ما عمامه داریم، کلاه سرمان نمی رود».

بنا به گفته دوستان، تنها موردی که در آن از برجام با عنوان «کلاه گشاد» یاد شده است، یکی از یادداشت‌های این وبلاگ می­باشد [لینک]؛ به عبارتی آقای رئیس جمهور بعد از این­که به مدد تیم رسانه­ای دولت، عکس و یادداشت این وبلاگ را دیده، به خود زحمت داده و پاسخ «داستان نویس اصول گرا» را داده است؛ ضمن تشکر باید به آقای روحانی گفت، از بازی با کلمات که بگذریم، چه کسی گفته که هیچ عمامه به سری کلاه سرش نمی­رود؟

شما کاظم شریعتمداری را یادتان رفته که منافقین چنان کلاهی به سرش گذاشتند که از یک مرجع تقلید مورد احترام، به یک کودتاچی لایق اعدام تبدیل شد که با رأفت حضرت امام (ره) بخشیده شد و تا زمان مرگ گوشه­ای نشست و دم برنیاورد.

شما حسینعلی منتظری را یادتان رفته است؟ او هم عمامه داشت، مضاف بر این که قائم مقام رهبری نظام بود، اما اطرافیان و به ویژه یک قاتل، چنان کلاهی به سرش گذاشتند که از رفاقت و قائم مقامی امام(ره)، به دشمن امام تبدیل شد، حصر خانگی شد و در نهایت دست در دست دشمنان با زندگی وداع کرد.

جناب آقای روحانی! چرا جای دور برویم؟ اگر عمامه مانع این می شود که کسی سرتان را کلاه بگذارد، پس این برجام چیست که مردم مسلمان و انقلابی کشور را به آن مبتلا کرده­اید؟

همان گونه که قبلاً هم نوشته­ام:

دستاوردهای هسته‌ای (به‌ویژه غنی سازی ۲۰درصد و آب سنگین) که تحویل دشمن شده، تحریم‌ها که باقی است، دشمن هم که بی‌ادب‌تر و گستاخ‌تر شده، نگرانی‌های دشمن برطرف شده و امیدش به آینده برای ادامه خوی استکباری بیش‌تر گردیده و از طرفی گرانی، بی‌کاری، تعطیلی واحدهای تولیدی، فرو رفتن دستگاه اجرایی در گرداب‌های سیاسی‌کاری، دست اندازی به بیت المال مسلمین، رانت خواری و رشوه خواری و فساد و معطل ماندن اوامر ولی فقیه در کشور بیداد می‌کند؛ در چنین شرایطی به جای این‌که آقای روحانی به خود بیاید و با پی‌گیری اقتصاد مقاومتی، تمام قد در رکاب ولایت فقیه، آن چنان خدمت کند که هم کشور را بسازد و هم دنیا و اخرت خودش را، ساده‌لوحانه دل به برجام خوش کرده و فکر می‌کند یا وانمود می‌کند که بناست از برجام آبی برای کشور گرم شود، در حالی که دیگر اکنون دوست و دشمن فهمیده‌اند که برجام هیچ دستاوردی برای جمهوری اسلامی ایران ندارد.

 

جناب آقای روحانی! کلاه خود را قاضی کنید: اگر برجام یک کلاه گشاد نیست، پس چیست؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/11/17 - ساعت: 01:18

نگاه بی طرفانه به فاجعه پلاسکو

بسم الله النّور

اشاره: فاجعه پلاسکو آن همه دلخراش است که هرگز دوست نداشتم در مورد ابعاد سیاسی آن چیزی بنویسم، اما در این مدت، آن همه تحلیلهای آبکی، مغرضانه و مزورانه شنیده‌ام، که به نظر رسید ارسال این یادداشت خالی از فایده نباشد.

   ۱- ساختمان پلاسکو در آتش سوخت و فرو ریخت و تعدادی از آتش نشانان شجاع و چند تن از مردم زیر آوار ماندند، اما شخص رئیس جمهور به دنبال مطامع سیاسی خود، دستوری فوری به وزیر کشور کابینه خود داد و نوشت: «مقتضی است در اسرع وقت،‌ علل حادثه و مسئولیت حادثه بررسی و گزارش شود».  روحانی حتی از فاجعه پلاسکو نیز که ملت بزرگ ایران را داغدار کرده بود، بهره­های سیاسی خود را می خواست و چیزی نمانده بود این اشتباه بر ابعاد فاجعه بیفزاید که پیام مقام معظم ولایت، هم دل مجروح و تن خسته آتش نشانان و امدادگران را تسکین داد، و هم سیاست بازان را به مدار وظایف خود بازگرداند. امام خامنه ای در پیام خود تأکید کرده بودند: «در حال حاضر همه تلاش­ها باید برای نجات جان گرفتارشدگان جهت­دهی شود. رسیدگی به علل حادثه مسئله بعدی است»؛ این گونه بود که عوامل اجرایی صحنه پلاسکو، مجاهدت خویش را با تمام قوا ادامه دادند و انجام «وظیفه فوری را بر هر حرف و حدیثی مقدم» شمردند.

   ۲- اکنون باید دید مقصر حادثه کیست؟! برخی وانمود می­کنند که شهرداری می توانسته پلاسکو را پلمپ کند، اما مطالعه ماده ۵۵ قانون شهرداری‌ها (تبصره بند ۱۴ ماده ۵۵) نشان می‌دهد که شهرداری‌ها فقط ملزم به رفع خطر و مزاحمت شده­اند و اجازه پلمپ ندارند و به قول دادستان کل، تعداد ساختمان های ناامن آن قدر زیاد است که بودجه شهرداری به همه آن ها نمی رسد؛ پس اساساً مدیریت شهری اجازه قانونی پلمپ هیچ ساختمانی را ندارد. این قانون نیازمند اصلاح به گونه ای است که در آینده مدیریت شهری مجوز پلمپ ساختمان‌های فاقد ایمنی را داشته باشد.

   ۳- وزارت کار، بر اساس قانون کار، وظیفه و اختیار قانونی پلمپ پلاسکو را داشته است. در فصل چهارم قانون کار و در بند ۱۰۱ آمده است: «گزارش بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار در موارد مربوط به حدود و وظایف و اختیارات­شان، در حکم ضابطین دادگستری خواهد بود». با این حساب باید پرسید که چرا وزارت کار در پلمپ پلاسکو کوتاهی کرده است؟!

   ۴- هجمه­ها به شهردار تهران کاملاً سیاسی است و شواهد نشان می دهد که شهرداری به وظایف خود در این زمینه عمل کرده است. به سه سال قبل باز می گردیم که در همین خیابان جمهوری اسلامی، یک کارگاه پوشاک دچار حریق شد و دو زن که از پنجره آویزان شده بودند ثانیه هایی قبل از دست یابی مأموران حاضر در صحنه، خود را رها کردند و جان باختند، اما چند دقیقه بعد یک مرد که تحمل بیشتری داشت، با مجاهدت آتش نشانان از مرگ نجات یافت. در هیاهوی سیاسی آن روز هم کسی توجه نکرد که شهرداری تهران قبلاً به آن کارگاه تذکر داده بود و آتش نشانی مسئله را به دستگاه های دولتی ابلاغ کرده بود.

   ۵- در آن واقعه نیز دستور فوری دولت یافتن مقصر حادثه بود و کمیته­ای به همین منظور تشکیل داد تا همه متوجه شوند دولت محترم حتی از جان باختن شهروندان نیز بهره برداری سیاسی می کند. در ادامه، دولت کمیسیونی خاص تأسیس کرد تا «امور کلانشهر تهران و سایر کلانشهرها» را پی گیری کند؛ ریاست کمیسیون بر عهده جهانگیری بود و ۱۰ وزیر در آن عضو بودند. نتیجه تشکیل این کمیسیون، «سند آسیب شناسی کلانشهرها» بود که با عنوان «تصویب نامه هیئت وزیران در بخش آتش نشانی و امور ایمنی» به تصویب هیئت دولت رسید و به دستگاه های اجرایی ابلاغ گردید.

   ۶- طبق مصوبه هیئت دولت در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۱۸، «دستگاه مجری» در رسیدگی و برخورد با واحدهای کارگاهی مثل پلاسکو، «وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» است، دستگاه همکار شهرداری تهران (سازمان آتش‌نشانی) محسوب شده است و «دستگاه ناظر» بر امور اصناف نیز، وزارت کشور بوده است؛ با این حساب و بنا به مصوبه دولت روحانی، وزارت کار مسئول اصلی فاجعه پلاسکو است.

   ۷- معاون امورشهرداری های وزارت کشور، در مصاحبه با روزنامه دولت در تیرماه ۹۴، مسئولیت دولت را به روشنی تبیین کرده است. علی نوذرپور در مصاحبه با روزنامه ایران گفته است: «یکی از وظایف بازرسان وزارت کار، بررسی ایمنی کارگاه‌های سطح شهر است؛ همه ما هنوز حادثه آتش‌سوزی خیابان جمهوری را که موجب مرگ دو زن شد به خاطر داریم، درآن حادثه مأموران آتش‌نشانی بارها ناایمن بودن کارگاه را اعلام کرده و حتی رونوشت آن را هم به وزارت کار داده بودند، با این حال وزارت کار برای خود هیچ الزامی قائل نشده بود تا این کارگاه را پلمب کند. آنها گزارش را گرفته و در برنامه‌شان گذاشته بودند تا یک روزی به آن بپردازند. الان کارگاه‌های ناایمن زیادی در سطح شهر وجود دارد که از دست آتش‌نشانی هم کاری بر نمی‌آید». اما در مورد ساختمان پلاسکو، وزارت کار با نادیده گرفتن مصوبه دولت، باعث بروز فاجعه شد.

    ۸- نوذرپور در ادامه در پاسخ به این سؤال که «آیا این سند می‌تواند وزارت کار را ملزم کند که بحث عدم ایمنی کارگاه‌ها را تمام کند؟» تأکید می‌کند: «براساس این سند، دولت وزارت کار را موظف کرده به محض ارائه گزارش آتش‌نشانی، این مسئله را در اولویت کاری بازرسی‌اش قرار دهد. این حکم است و نمی‌توان از آن سرپیچی کرد. یا دولت، شورای عالی حفاظت فنی را هم موظف کرده تا ضوابط و مقررات ایمنی و آتش‌نشانی کارگاه‌ها و واحدهای صنفی، تجاری و تولیدی که وزارت کشور تهیه می‌کند را در نخستین فرصت تصویب کند. خب اگر این مصوبه در گذشته وجود داشت، بسیاری از این ضوابط و مقررات را می‌توانستیم زودتر از این ها لازم الاجرا کنیم.»

   ۹- در ادامه خبرنگار روزنامه دولتی ایران صریحا از معاون امور شهرداری­های و دهیاری­های وزارت کشور می­پرسد: «پس اگر این سند اجرایی بشود دستگاهی که در حادثه کوتاهی کرده باید جواب بدهد، در این­جا یعنی وزارت کار نه سازمان آتش‌نشانی، درست است؟» می گوید: «بله، درحقیقت مقصر اصلی (یعنی وزارت کار) باید جوابگو باشد و به نوعی اینکه چه کسی کوتاهی کرده، روشن شده و این بلاتکلیفی‌ها تمام می‌شود.»

   ۱۰- اکنون در حالی برخی مسئولین دولت تلاش دارند تقصیر را به گردن شهرداری بیندازند که نوذرپور در مصاحبه دیگری با خبرگزاری دولتی ایسنا، در 16 مهرماه سال جاری به نکته قابل تأملی اشاره می­کند: «در گذشته در ارتباط با واحدهای ناایمن شهری بازرسی این وزارتخانه کار نظارت را برعهده داشت و شهرداری‌ها حق نظارت مستقیم را نداشتند اما در این سند به عنوان یکی از بندها، سازمان‌های آتش‌نشانی شهرداری‌ها می‌توانند گزارشات ناایمن بودن کارگاه‌ها را به وزارت کار ارجاع کنند و این وزارتخانه نیز باید رسیدگی به این گزارش‌ها را در اولویت کاری خود قرار دهد».

   ۱۱- در بخشی از سند آسیب شناسی کلانشهرها که مصوبه هیئت دولت است، آمده: «قرار گرفتن گزارش­های سازمان­ها و واحدهای آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری­های کشور در خصوص کارگاه­های ناایمن شهری، در اولویت بازرسی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است». براساس این سند، دولت «وزارت کار» را موظف کرده به محض ارائه گزارش آتش‌نشانی، این مسئله را در اولویت کاری بازرسی‌اش قرار دهد؛ این حکم است و نمی‌توان از آن سرپیچی کرد؛ با این حساب وقتی فاجعه پلاسکو پیش می­آید و مشخص می شود که شهرداری و آتش نشانی هشدارهای لازم و رسمی را بارها ارائه داده­اند، شکی باقی نمی ماند که دستگاه مسئول، یعنی وزارت کار مقصر حادثه است.

   ۱۲- گفته شد که طبق ماده ۱۰۱ قانون کار وزارت کار به عنوان ضابط دادگستری مجاز به پلمپ کارگاه‌های فاقد ایمنی استاندارد می‌باشد؛ بندهای دیگری از قانون کار به وظایف وزارت کار صراحت بیشتری دارد، به عنوان نمونه در ماده ۱۰۵ آمده است: «هرگاه در حین بازرسی به تشخیص بازرس کار یا کارشناسان بهداشت حرفه ای، احتمال وقوع حادثه و یا بروز خطر در کارگاه داده شود، بازرس یا کارشناس بهداشت حرفه­ای مکلف است مراتب را کتباً و فوراً به کارفرما و یا نماینده او و نیز رئیس مستقیم خود ارائه دهد»؛ با توجه به این قانون صریح، باید پرسید که چرا وزارت کار هیچ تذکری به کارفرمایان پلاسکو نداده است؟

   ۱۳- در تبصره یک ماده ۱۰۵ آمده است که در مورد کارگاه‌های فاقد ایمنی، وزارت کار موظف است از دادسرا تقاضای تعطیلی و مهر و لاک کردن کارگاه‌های مورد نظر را بنماید. پلاسکو، یک ساختمان «کارگاهی» است؛ از نظر قانونی امکان پلمپش در اختیار «وزارت کار» بوده است، نه تنها این کار صورت نگرفته، بلکه گزارش‌های متعدد آتش نشانی شهرداری تهران نیز مسکوت گذاشته شده است.

   ۱۴- بعد از گزارش‌های کارشناسی آتش نشانی و اخطارهای شهرداری، وزارت کار و بازرسی این وزارتخانه، می‌بایست طبق قانون اقدام به پلمپ ساختمان پلاسکو می‌کردند، که این کار انجام نشده است. شهرداری نیز طبق ماده ۵۵ قانون شهرداریها امکان پلمپ این قبیل املاک را ندارد.

   ۱۵- در ماده ۱۰۰ قانون شهرداری‌ها، نحوه برخورد با تخلفات ساختمانی پیش بینی شده است. آرای کمیسیون ماده ۱۰۰ ملاک عمل شهرداری تهران است و می تواند نسبت به پلمپ، قلع و یا تخریب ساختمانی نامناسب از نظر شهرسازی و ایمنی تصمیم گیری کند. این کمیسیون اختیار ضابط قضائی را به منظور پلمب یا تخریب ساختمان به آتش نشانی یا شهرداری نمی دهد.

   ۱۶- با توجه به تصویب قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان در سال ۱۳۷۴ و مقرارت مبحث سوم مقرارت ملی ساختمان در دهه ۸۰ درباره ساختمانهای جدیدالاحداث، رعایت مقررات ملی ساختمان الزامی است و در صورت عدم رعایت از سوی مالکان، از صدور پایان کار ممانعت خواهد شد؛ اما ساختمان پلاسکو چند دهه پیش از این ساخته شده است و شهرداری برای جلوگیری از فعالیت آن مجوز قانونی نداشته است.

   ۱۷- در پیشنویس قانون جدید آتش نشانی، به موضوع نداشتن قوه قهریه و امکان برخورد قاطع با اماکن خلاف شرایط ایمنی برای سازمان آتش نشانی شهرداری پرداخته شده است، اما هیچ بندی که در آن آتش نشانی ضابط قضایی محسوب شود، وجود ندارد و آتش نشانی عملاً اختیار قانونی برخورد با چنین ساختمان­های غیراستانداردی را در اختیار ندارد.

   ۱۸- با توجه به قوانین و حوزه اختیار و عملکردی که «دولت» و «قوه قضائیه» برای «وزارت کار» و «شهرداری» تعریف کرده­اند، در مورد ساختمان پلاسکو، به جز اخطار به کارفرمایان، عملاً هیچ کاری از دست شهرداری برنمی‌آمده است که این امر انجام شده است؛ اخطارهای شهرداری نیز ضمانت اجرایی ندارد و در اصل قوه قضاییه باید دستور پلمپ این ساختمان‌ را می داده است؛ لذا تا زمانی که این مصوبات، ضمانت اجرایی نداشته باشد، انجام بازدیدهای دوره‌ای بازرسان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری، فقط قابل ارائه به وزارت کار است که این کار صورت گرفته است.

   ۱۹- اگر شهرداری ها بدون داشتن حکم قضایی مکانی را پلمپ می کردند، عملی غیرقانونی مرتکب شده بودند.

   ۲۰- سازمان آتش نشانی در سه سال گذشته بیش از ۷ اخطار، و در مجموع ۲۱ اخطار به مدیران و کسبه ساختمان پلاسکو داده اند، مع الأسف «بی توجهی» تنها واکنش آنان بوده است و درنهایت این حادثه سنگین، به مجموعه شهرداری و آتش نشانی و مردم عزیز تحمیل شد؛ با این حساب در کنار وزارت کار و وزارت کشور، اصلی‌ترین مقصر حادثه ساختمان پلاسکو، «هیئت مدیره، مالکان و کسبه ساختمان پلاسکو» می‌باشند. کسانی که به مسئولیت حقوقی اهالی پلاسکو نگاه سیاسی و جناحی دارند، بلافاصله با هیجان یادآوری می­کنند که ساختمان متعلق به بنیاد مستضعفان است، در حالی که رسیدگی به اخطارهای قانونی بر عهده دارندگان سرقفلی واحدهای تجاری و کارگاهی می باشد و بنیاد مستضعفان تمامی سرقفلی های ساختمان را واگذار کرده بوده است!

   ۲۱- همه اقدامات و اخطارهایی که در بندهای قبل گفته شد، دغدغه شهردار تهران را جهت ناامنی ساختمان های فاقد ایمنی مرتفع نکرد؛ لذا در جلسه ۱۳۹۳/۷/۲ در حضور نمایندگان وقت شورای شهر، دکتر قالیباف به صورت مشخص به دو مورد «ساختمان پلاسکو» و «پاساژ علاء الدین» اشاره می کند و از نمایندگان شورا می خواهد تا تکلیف اجرایی شهرداری و آتش نشانی را برای برخورد و مواجهه با ساختمان های این چنینی، صریح و شفاف کنند؛ اما این تذکر شفاف و صریح نیز به نتیجه اجرایی نمی رسد.

   ۲۲- متأسفانه علی رغم تمامی هشدارهایی که مدیریت شهری طی سال های اخیر مبنی بر حادثه خیزبودن ساختمان پلاسکو می دهد، ‌هیچ یک از نهادهای دولتی و قضائی که طبق قانون «مجری، ناظر و صادرکننده مجوز» شناخته شده­اند، برای معلق کردن فعالیت این ساختمان تا زمان برقراری ایمنی، اقدامی نکرده اند.

    ۲۳- ملاحظه می‌فرمایید که شهرداری تهران طبق قوانین موجود به وظایف خود عمل کرده است و در مقابل، دولت و همچنین اهالی ساختمان پلاسکو در انجام وظایف خود کوتاهی کرده­اند، با این وجود همچنان سیاست بازان و مغرضان، با هجمه تبلیغاتی و رسانه ای، سعی در مقصر جلوه دادن شهرداری تهران هستند.

   ۲۴- سلام و درود خدا بر شهیدان آتش نشان، که با شهامت و فداکاری خود، هم جان ده‌ها نفر را در ساختمان پلاسکو نجات دادند، هم آتش نشانی را از غربت بیرون آوردند و موجب افتخار و سربلندی همکاران خود شدند، و هم مردم و مسئولین را از خواب غفلت بیدار کردند تا فکری به حال بافت‌های فرسوده و ساختمان‌های فاقد ایمنی بکنند. امید است به مدد این بیداری، تمهیداتی اندیشیده شود تا در آینده از حوادث مشابه جلوگیری به عمل آید و دیگر شاهد مرگ دلخراش هموطنان و از بین رفتن کسب و کار و اندوخته‌های آنان نباشیم.

دعا بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/10/30 - ساعت: 14:07

این پادشاه لخت است، برجام دستاوردی ندارد

حتماً قصه لباس جدید پادشاه، اثر نویسنده و شاعر مشهور دانمارکی، هانس کریستین آندرسن را شنیده یا خوانده‌اید، و یا شاید کارتونش را دیده باشید. ماجرا این است که یک پادشاه چاق و مغرور، دوست داشت همیشه لباس‌های نو و تازه بپوشد. روزی رسید که دیگر خیاط‌ها طرح جدیدی برای لباس پادشاه نداشتند؛ تا این‌که یک روز دو آدم حقه باز به قصر وارد شدند و ادعا کردند که می‌توانند پارچه‌ای مخصوص ببافند که آدم‌های نادان نمی‌توانند آن را ببینند. پادشاه استقبال کرد و با خود گفت: «هم لباس جدید می‌پوشم و هم نادان‌ها را تشخیص می‌دهم.»

پادشاه پول زیادی به آن‌ها داد و حقه بازها مشغول کار شدند. بعد از مدتی پادشاه وزیر را برای کسب خبر به نزد آن‌ها فرستاد. وزیر دید که آن دو نفر مشغول کار هستند ولی اثری از پارچه نیست. با خود گفت: «اگر این موضوع را به پادشاه بگویم مرا به چشم یک فرد نادان نگاه می‌کند»، برای همین نزد پادشاه رفت و شروع به تعریف و تمجید از لباس کرد. این کار توسط رئیس نگهبانان هم تکرار شد، خود پادشاه هم برای سرکشی رفت، ولی برای پنهان کردن نادانی خود، به روی خودش نیاورد که پارچه‌ای نمی­بیند.

مدتی بعد بافنده‌ها نزد پادشاه رفتند و گفتند که کار تمام شده است و اگر مردم شما را در این لباس ببینند، حتماً اعلیحضرت را تحسین می‌کنند. سپس به پادشاه کمک کردند تا لباس‌هایش را بیرون بیاورد و لباس جدید را بپوشد.

پادشاه لباسی نمی‌دید، اما وانمود می‌کرد که در حال پوشیدن لباس جدید است. سپس یک نمایش عمومی برپا کردند و شاه در خیابان به قدم زدن پرداخت.

مردم از ترس این‌که متهم به نادانی شوند، از لباسی که قابل دیدن نبود تعریف و تمجید می‌کردند؛ اما ناگهان کودکی از میان جمعیت فریاد زد: «پادشاه لخته، لباس نپوشیده.»

پادشاه و مردم به خود آمدند. پادشاه به قصر برگشت و بچه را احضار کرد و به او پاداش داد و به اطرافیان گفت: «فقط این بچه راست‌گو بود و حقیقت را به من گفت.»

**

دستاوردهای برجام هم دقیقاً مانند همان لباس جدید پادشاه است. چیزی وجود ندارد، دستاوردی نیست، اما قاعده این است که اگر کسی حقیقت را بگوید، متهم می‌شود به نادانی.

مردم نگران هستند که اگر واقعیت را بگویند، با توهین‌های بی‌ادبانه رئیس جمهور منتخب خود مورد نوازش قرار بگیرند؛ توهین‌هایی چون: «کم‌سواد، بی‌قانون، افراطی، کاسب تحریم، بی‌شناسنامه، متوهم، مستضعف فکری، مخلوقات ترسو، تخریبگر، لرزان، عصر حجری، هوچیباز، کودک، تازه انقلابی شده، نیازمند به عینک و ... 

 یادآوری می‌کنم که مقام معظم ولایت بارها و بارها به مردم و دولت فرموده‌اند که برجام دستاوردی برای کشور نداشته است، برای مثال در روز اول سال جاری در حرم مطهر  امام رضا (علیه السلام)، در جمع پرشور مردم فرمودند: «این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم می‌‌بینیم؛ یعنی خسارت محض». [لینک]

جناب آقای روحانی و تیم فخیمه می‌توانند همچنان برای دستاوردهایی که نیست، حماسه بسرایند و می‌توانند باز هم به ملت شریف ایران و اندیشمندان صادق و شجاع توهین کنند، اما فحش و ناسزا و هوچیگری دردی از دولت به اصطلاح تدبیر و امید دوا نمی کند و این حقیقت را نمی‌توان انکار کرد که دولت روحانی بدجوری قافیه را باخته است، دستاوردهای هسته‌ای (به‌ویژه غنی سازی ۲۰درصد و آب سنگین) را تسلیم دشمن کرده، تحریم‌ها باقی مانده، دشمن بی‌ادب‌تر و گستاخ‌تر شده، نگرانی‌های دشمن برطرف شده و امیدش به آینده برای ادامه خوی استکباری بیش‌تر گردیده و از طرفی گرانی، بی‌کاری، تعطیلی واحدهای تولیدی، فرو رفتن دستگاه اجرایی در گرداب‌های سیاسی‌کاری، دست اندازی به بیت المال مسلمین، رانت خواری، رشوه خواری و فساد و معطل ماندن اوامر ولی فقیه در کشور بیداد می‌کند.

... و ماجرای این خیانت ادامه دارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/09/14 - ساعت: 09:41

تکلیف امروز ما با برجام چیست؟

 مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای

دوستان زیاد می‌پرسند و خود نیز یک سینه سخن در باره برجام دارم، اما در تنگی شدید وقت فقط چند نکته عرض می‌کنم:

۱-    در مقطع کنونی نباید به دلیل تکرار تصویب قانون تحریم ده ساله، بر طبل نابودی برجام کوبید. نظام هزینه‌های سنگینی برای برجام پرداخت کرده است ولی در عوض چیزی نگرفته است، لذا اکنون به جای کنار گذاشتن برجام، باید در پی اقدام قاطع متقابل باشیم. دل خوش کردن به رایزنی و گفت‌وگو، و حتی دل خوش کردن به پی‌گیری‌های حقوقی بین المللی، کاری بیهوده و اتلاف وقت است و فقط زمان دادن به حریف به شمار می‌رود.

۲-    به دلیل کوتاهی دولت روحانی و تیم مذاکره کننده و همچنین به خاطر «عملکرد غلط، مذاکرات اشتباه و شتاب در رسیدن به توافق»، دشمن اکنون به این نتیجه رسیده است که دولت جمهوری اسلامی در موضع ضعف قرار دارد و می‌تواند همچنان با حربه تحریم، به کشورمان فشار وارد کند، لذا اقدام قاطع متقابل می‌تواند دشمن را از این اشتباه راهبردی بیرون بیاورد و به او بفهماند که نظام مقدس جمهوری اسلامی، بیش از این حاضر نیست هزینه‌ای بپردازد و دشمن موظف است به تعهداتش عمل کند.

۳-    تمدید قانون داماتو در هر صورت نقض برجام است؛ البته برجام قبلاً نیز بارها و بارها نقض شده بود، اما دشمن این بار آن همه گستاخ و زیاده خواه شده که به صورت علنی و وقیحانه پا روی توافق می‌گذارد. امام خامنه‌ای در دیدار با بسیجیان ( لینکفرمودند: «[دشمنان] کارهای متعدّدی کردند، تخلّف‌های متعدّدی کردند، یکی دو تا نیست، تازه‌ترینش این تمدید تحریم ده ساله است، اگر این تحریم [تمدید] بشود، قطعاً نقض برجام است، بدون تردید! و بدانند جمهوری اسلامی حتماً در مقابل آن واکنش نشان خواهد داد.» پس از این موضعِ قاطع و کوبنده، بسیاری از مسئولین و به ویژه نمایندگان مجلس به خود آمدند و آماده عکس العمل مناسب شدند.

۴-    دشمن نیز که خود را آچمز می‌دید و از طرفی دلش نمی‌خواست که از خوی استکباری و دل‌خوشی به نتیجه تحریم‌های جدید دست بردارد، تحریم‌ها را تصویب کرده است و به نظرم بقیه فرآیند قانون تحریم‌های ده‌ساله را تا تصویب و اجرای نهایی (امضای اوباما و یا عدم امضا و تصویب مجدد در کنگره) پیش می‌برد، اما برای این‌که در حرف، خود را پایبند به برجام نشان دهد، خواهد گفت (و گفته است) که «قانون تمدید می‌شود، اما تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای اجرایی نمی‌شود». نخست این‌که این سخن هیچ پشتوانه حقوقی ندارد و تا کنون شیطان بزرگ به کدام یک از تعهدات شفاهی (و حتی کتبی) خود عمل کرده که این بار نیز به یک تعهد شفاهی اعتماد کنیم، و دوم این که مقام معظم ولایت در زمان امضای برجام توسط دولت، به صراحت فرموده‌اند که هر گونه تحریم جدید به هر بهانه‌ای نقض برجام محسوب می‌شود.

۵-    برخی نیز می‌گویند توافق ما چندجانبه بوده و نقض برجام توسط امریکا که یک کشور است، نباید نقض برجام تلقی شود؛ پاسخ این است که مگر بنا نبود ما با کدخدا مذاکره کنیم تا مثلاً مشکلات حل شود، پس چه شد این مذاکره و توافق با کدخدا؟ اکنون که همین کدخدا پرروتر و زیاده‌خواه‌تر شده و علنی و وقیحانه به تحریم و مشکل آفرینی پرداخته است!

۶-    دولت تدبیر و کلید از ابتدا تا کنون واقعیت‌های برجام را از مردم مخفی کرده است. به نظرم روحانی از ابتدا نیز می‌دانست که بنا نیست از برجام آبی برای مملکت گرم شود، چرا که از ابتدا یک دستاورد دروغین برای برجام معرفی کرد و گفت که ما از جنگ جلوگیری کردیم؛ این دروغ آشکار برای این بود که هر گاه مردم متوجه شدند برجام که به واسطه آن هزینه‌های سنگینی به نظام تحمیل شد، جلو تحریم‌ها را نمی‌گیرد و مشکلات کشور ادامه خواهد داشت، بگوید: «درست است که وضع اقتصاد ما از قبل بدتر شده و مشکلات مردم بیشتر شده، اما ما از جنگ جلوگیری کردیم.» در صورتی که کارشناسان و بخش قابل توجهی از مردم می‌دانند که دشمن اصلاً توان ایجاد یک منازعه سخت جدید – آن هم با کشور قدرتمند و آماده دفاعی چون ایران – نداشت، و از طرفی در مناسبات بین الملل مواضع مقتدرانه از طمع دشمن و تحمیل جنگ از طرف او جلوگیری می‌کند نه موضع ذلیلانه و بزدلانه. با این حساب، به نظر بنده اگر امریکا توان تدارک حمله به جمهوری اسلامی را داشت، با مواضعی که دولت تدبیر و کلید در سیاست خارجی و به ویژه در مواجهه با امریکا دارد، تا کنون امریکا به ایران حمله کرده بود.

۷-    به نظر می‌رسد رهبر معظم انقلاب زمان را مناسب دانسته‌اند که علاوه بر مسئولین، به مردم نیز متذکر شوند که مراقب باشید که مسئولین شما کشور را نفروشند! امام خامنه‌ای در دیدار با بسیجیان و در روز چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۹۵ فرمودند: «حرف من در این زمینه به مسئولین و به مردم این است که این توافق هسته‌ای که اسمش را گذاشته‌اند برجام، نباید تبدیل بشود به یک وسیله‌ای برای فشار هرچند وقت یک‌باری از سوی دشمن به ملّت ایران و به کشور ما! یعنی نباید اجازه بدهیم که این را وسیله فشار کنند. مسئولین به ما گفتند که ما این کار را انجام می‌دهیم، این اقدام را می‌کنیم برای اینکه فشارهای تحریم برداشته بشود؛ حالا علاوه بر اینکه آن کاری را که آن‌وقت قول دادند بکنند و بنا بود همان روز اوّل انجام بگیرد و تا هشت و نُه ماه هنوز به‌طور کامل انجام نگرفته و ناقص است -که مسئولین ما این را صریحاً بیان می‌کنند؛ آنهایی که خودشان دست‌اندرکار بودند این را صریحاً بیان کردند و بیان می‌کنند، این را باز وسیله‌ای قرار بدهند برای فشارهای مجدّد به جمهوری اسلامی.» ( لینک) مردم باید هوشیار باشند و به وعده‌های پوچ و توخالی و دستاوردهای خیالی و غیر واقعی دل خوش نکنند و از مسئولین بخواهند تا در مقابل دشمن و به ویژه امریکای بدعهد و جنایت‌کار قاطعانه موضع بگیرند.

۸-    ممکن است جماعت اندکی همچنان از تحمیل جنگ توسط امریکا نگران باشند؛ امام خامنه‌ای در این زمینه نیز فرمودند: «جمهوری اسلامی با اتّکاء به قدرت الهی و با باور کردنقدرت حضور مردم، از هیچ قدرتی در دنیا هراس ندارد. اگر کسی به تقلید از روحیّه‌های ضعیف بنی‌اسرائیل می‌گوید که «اِنّا لَمُدرَکون»(۱) - حالا به ما میرسند و پدر ما را در می‌آورند - ما هم به تقلید از حضرت موسی عرض می‌کنیم که «کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین».(۲)» ( لینک)

۹-    وقتی بنده از ابتدای تشکیل دولت تدبیر و کلید پیش بینی کردم که روحانی مجدداً انتخاب خواهد شد و حتی درصد آرای او از دوره اول بیشتر خواهد شد، یکی از دوستان در بخش نظرات همین وبلاگ پرسید: «شما کدام رئیس جمهور را سراغ دارید تا این حد در عمل به شعارهایش ناکام باشد؟ حتی یک وعده را تاکنون عملی نکرده . چرا مردم باید دوباره او را برگزینند؟ به خاطر چه حسنی؟». بنده پاسخ دادم: «وقتی مردم دنیاطلب شوند، وعده های دنیایی آنها را فریب میدهد. روحانی کاری نکرده اما، عدهای (اکثریت مردم ایران) هنوز به وعده های تو خالی او دل خوش کرده اند. تاریخ به ما نشان میدهد که وعدههای دنیایی، حتی جانباز در رکاب رسول الله (ص) را نیز فریب می دهد تا سر فرزند رسول الله (ص) را از تن جدا سازد. و لعنت الله علی قوم الظالمین.» لذا تأکید می‌کنم که مردم عزیز کشورمان به جای فریفته شدن به وعده‌های دنیایی که تا همین جا نیز قلابی بودن آن‌ها ثابت شده، باید به وعده‌های الهی باور و یقین داشته باشند.

دعا بفرمایید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاورقی:

۱- سوره‌ی شعرا، بخشی از آیه ۶۱.

۲- سوره‌ی شعرا، بخشی از آیه ۶۲؛ «چنین نیست؛ زیرا پروردگارم با من است و به‌زودی مرا راهنمایی خواهد کرد.»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/09/7 - ساعت: 04:18

سفر ریلی قبلا امن بود !

بسم الله النّور

روحانی مچکریم 

تا قبل از دولت تدبیرو کلید، سفر ریلی امن ترین شیوه سفر بود.

روحانی مچکریم !!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: جمعه 1395/08/21 - ساعت: 06:04

برجام روی هواست و روحانی در فضا

بسم الله النّور

 کلاه گشاد برجام بر سر روحانی و ظریف

روحانی و ظریف چنان می‌گویند دولت ترامپ مجبور به اجرای برجام است، انگار برجام دستاوردی برای ما داشته است!

دستاوردهای هسته‌ای (به‌ویژه غنی سازی ۲۰درصد و آب سنگین) که تحویل دشمن شده، تحریم‌ها که باقی است، دشمن هم که بی‌ادب‌تر و گستاخ‌تر شده، نگرانی‌های دشمن برطرف شده و امیدش به آینده برای ادامه خوی استکباری بیش‌تر گردیده و از طرفی گرانی، بی‌کاری، تعطیلی واحدهای تولیدی، فرو رفتن دستگاه اجرایی در گرداب‌های سیاسی‌کاری، دست اندازی به بیت المال مسلمین، رانت خواری و رشوه خواری و فساد و معطل ماندن اوامر ولی فقیه در کشور بیداد می‌کند؛ در چنین شرایطی به جای این‌که آقای روحانی به خود بیاید و با پی‌گیری اقتصاد مقاومتی، تمام قد در رکاب ولایت فقیه، آن چنان خدمت کند که هم کشور را بسازد و هم دنیا و اخرت خودش را، ساده‌لوحانه دل به برجام خوش کرده و فکر می‌کند یا وانمود می‌کند که بناست از برجام آبی برای کشور گرم شود، در حالی که دیگر اکنون دوست و دشمن فهمیده‌اند که برجام هیچ دستاوردی برای جمهوری اسلامی ایران ندارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: سال‌ها پیش به گمانم فینال جام حذفی را تیم‌های پرسپولیس و پاس تهران برگزار می‌کردند که پاس جام را برد، گزارش مستقیم از رادیو پخش می‌شد و گزارشگر که گویا «کوتی» بود، در صحنه‌ای که بازیکنان دو تیم چند ضربه سر متوالی به توپ زدند، گفت: «توپ الان روی هواست و بازیکنان در فضا». تیتر این یادداشت این گونه انتخاب شده است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1395/08/15 - ساعت: 00:43

مرگ بر امریکا از یک پشتوانه محکم منطقی برخوردار است

 

من دو خطا را امروز می‌خواهم تصحیح کنم. دو اشتباه دارد تزریق می‌شود به افکار عمومی مردم ما. عامل این تزریق هم در درجه‌ی اوّل خود دستگاه استکبار و آمریکا هستند، و درجه‌ی دوّم بعضی آدم‌ها در داخل؛ آدم‌هایی که - من همه را متّهم نمی‌کنم - بعضی‌شان وابسته‌ی به تشکیلات سرویس‌های جاسوسی یا سیاسی یا مراکز خاصّ آمریکایی هستند، بعضی‌شان هم نه، وابستگی ندارند؛ ازنفس‌افتاده‌ها، پشیمان‌شده‌ها، بوی لذّت دنیا به مشامشان رسیده‌ها. آنها این فکر را، این دو خطا را دارند حواله می‌دهند به این‌ها، اینها هم در منبرهای مختلف، در جایگاه‌های مختلف، این را توسعه می‌دهند و گسترش می‌دهند؛ داخل دانشگاه، بیرون دانشگاه، در مطبوعات و جاهای مختلف. من این دو خطا را امروز می‌خواهم تصحیح کنم.

 یکی این‌که این‌جور تبلیغ می‌کنند که این‌که امام فرمود هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بزنید -که امروز هم همین حکم جاری است- از سر تعصّب و غرور است یعنی منطقی پشت سرش نیست؛ این را می‌خواهند ترویج کنند. می‌خواهند بگویند جوان‌های ما، انقلابیّون ما، مردم ما، مسئولین ما، که سینه سپر می‌کنند و در مقابل آمریکا می‌ایستند و نسبت به توطئه‌های او افشاگری می‌کنند، مردمان متعصّبی‌اند؛ کارشان از روی حمیّت جاهلی و از روی تعصّب است؛ این را می‌خواهند بیان بکنند. درحالی‌که درست ۱۸۰ درجه قضیّه عکس است. این‌که فرمود هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بزنید، پشتش یک منطق محکم وجود دارد. آن منطق این است که اساس سیاست آمریکا بر افزون‌طلبی و دست‌اندازی است. تاریخ آمریکا در این ۲۵۰ سالی که از عمر آن می‌گذرد، این را نشان می‌دهد.

سیاست کلّی آمریکا این است که امنیّت داخلی‌اش را به‌وسیله‌ی دست‌اندازی به کشورهای جهان و تصرّف مناطق نفوذ فراوان تأمین کند؛ این‌جور عمل می‌کنند؛ این سیاست آنها است. این سیاست را در منطقه‌ی غرب آسیا اِعمال کردند، در ایران در دوران طاغوت اِعمال کردند، در کشورهای همسایه‌ی ما اِعمال کردند.

اینکه گفتند در مقابل آمریکا بِایستید، هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید، به‌معنای دفاع از ارزشهاست؛ نه‌فقط ارزش‌های مخصوص مسلمان‌ها، دفاع از ارزش‌های انسانی!

امروز به اعتراف خود آمریکایی‌ها، دولت آمریکا و نظام آمریکا از ارزش‌های انسانی فرسنگ‌ها دور افتاده. این مناظره‌ی دو نامزد آمریکا [دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون] را دیدید؟ حقایقی که این‌ها بر زبان راندند دیدید؟ شنیدید؟ اینها آمریکا را افشا کردند. چند برابر چیزهایی را که ما می‌گفتیم و بعضی باور نمی‌کردند و نمی‌خواستند باور کنند، خود این‌ها گفتند؛ و جالب این است که آن که صریح‌تر گفت، بیشتر مورد توجّه مردم قرار گرفت. آن مرد چون واضح‌تر گفت، صریح‌تر گفت، مردم آمریکا بیشتر به او توجّه کردند. طرف مقابل گفت این پوپولیستی کار می‌کند؛ عوام‌گرایانه، چرا عوام‌گرایانه؟ برای خاطر اینکه حرف‌هایش را مردم نگاه می‌کردند، می‌دیدند درست است؛ در واقعیّات زندگی خودشان آن را می‌دیدند. ارزش‌های انسانی در آن کشور نابودشده و لگدمال‌شده است؛ تبعیض نژادی وجود دارد. همین چند روز قبل از این آن مرد در تبلیغات انتخاباتی‌اش ایستاد و گفت شما اگر رنگین‌پوست هستید، اگر سیاه‌پوست و سرخ‌پوست هستید، در خیابان‌های نیویورک و شیکاگو و واشنگتن و کالیفرنیا و غیرذلک وقتی راه می‌روید، نمی‌توانید مطمئن باشید که تا چند دقیقه‌ی دیگر زنده‌اید. شما ببینید! این حرف را کسی دارد می‌زند که انتظار دارد چند روز دیگر برود در کاخ سفید، بنشیند آمریکا را اداره کند. نژادپرستی آمریکا یعنی این.

 فقر آمریکایی‌ها را گفت ۴۴ میلیون نفر در آمریکا گرسنه‌اند. او گفت و دیگران هم گفتند که کمتر از یک درصد مردم آمریکا مالک نود درصد ثروت آمریکا هستند. ارزش‌های انسانی در آن‌جا لگدمال شده است؛ تبعیض، اختلاف، نژادپرستی، لگدمال کردن حقوق بشر. «مرگ بر آمریکا» که شما فریاد می‌زنید، این‌که گفتند «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید»، یعنی مرگ بر این چیزها. امام به‌خاطر همین چیزها گفت که هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بکشید.

 این‌ها همه یک طرف، یک طرف دیگر قضیّه و یک عامل مهمّ دیگر قضیّه هم این است که این‌ها همان روزهای اوّل، زمینه‌ی یک ضربه‌ی بزرگ به ملّت ایران را فراهم کردند، یعنی محمّدرضا را پناه دادند در آمریکا، برای اینکه او را نگه دارند، زمینه را فراهم کنند، عواملش را در اینجا تقویت کنند، خود او هم باشد، بعد همان کاری را که در ۲۸ مرداد سال ۳۲ انجام دادند -یعنی ۲۵ سال قبل از آن تاریخ- دومرتبه انجام بدهند. در ۲۸ مرداد هم محمّدرضا از ایران فرار کرد؛ انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها دست به دست هم دادند، مخفیانه آمدند داخل، از سفارت‌های گوناگون استفاده کردند، پناه گرفتند، عوامل خودشان را تجهیز کردند، آماده کردند، از غفلت آن روز مردم استفاده کردند، دومرتبه محمّدرضا را برگرداندند و همان برگرداندن بود که ۲۵ سال تسمه از گُرده‌ی این ملّت کشید و پدر این مردم را درآورد. اینها می‌خواستند این کار را دوباره انجام بدهند. امام جلوی این را گرفت، سد کرد، ملّت ایران را بیدار کرد و ملّت ایران بیدار شدند. بنابراین این شعار ضدّ آمریکایی، این فریاد کشیدن بر سر آمریکا از روی تعصّب نیست، از روی جهالت نیست، از روی لج‌بازی نیست؛ از روی منطق است؛ متّکی به یک پشتوانه و عقبه‌ی منطقی و فکری است. پس هم جوان‌های عزیز ما، هم کسانی که می‌نویسند و می‌گویند و دارای منبر هستند برای گفتن -منبر مطبوعات، منبر دانشگاه، منبر کلاس درس، منبرهای گوناگون- بدانند و توجّه کنند که اگر امروز ملّت ایران شعار ضدّ آمریکا می‌دهد و قبلاً هم در این سی و چند سال شعار می‌داده است، به خاطر یک منطق محکم است.


 در طول این سال‌ها هم ما هشت سال با صدّام جنگ داشتیم، آمریکایی‌ها پشت سر صدّام محکم ایستادند؛ هرچه توانستند به او کمک کردند. [آمریکایی‌ها] بعد از جنگ یک جور، قبل از شروع جنگ یک جور، در دوران جنگ یک جور، تا امروز یک جور، در قضیّه‌ی برجام یک جور، بعد از برجام یک جور [دشمنی کردند]. چند روز قبل از این، همین آقای مذاکره‌کننده‌ی آمریکایی [جان کری] صریحاً ایستاد و گفت -و در تلویزیون ما هم پخش شد- که ما بعد از برجام هم ایران را تحریم کردیم. آمریکا این است! ایستادگی ملّت ایران در مقابل آمریکا ایستادگی متّکی به منطق است. [پس] خطای اوّل این بود که می‌خواهند وانمود کنند مردم از روی لجاجت در مقابل آمریکا ایستاده‌اند. واقع قضیّه عکس این است؛ مردم از روی منطق در مقابل آمریکا ایستاده‌اند. این تصحیح خطای اوّل.

 خطای دوّم؛ فکر غلط و خطایی که این هم باز دارد به‌نحوی از سوی آمریکایی‌ها تزریق می‌شود و کسانی هم در داخل آن را ترویج می‌کنند و از اوّلی خطرناک‌تر است، این است که اگر ما با آمریکا سازش کنیم، مشکلات کشورمان حل خواهد شد، از آن اشتباهات عجیب‌وغریب و بسیار خطرناک [است که] اگر ما با آمریکا سازش کردیم، مشکلات کشور حل می‌شود. خب، حالا ده تا دلیل میشود شمرد برای اینکه این حرف غلط است، این حرف دروغ است، این حرف فریب است. سازش با آمریکا مشکلات کشور را به‌هیچ‌وجه حل نمی‌کند؛ نه مشکلات اقتصادی را، نه مشکلات سیاسی را، نه مشکلات امنیّتی را، نه مشکلات اخلاقی را، بلکه بدتر خواهد کرد. ده پانزده دلیل وجود دارد و می‌شود شمرد و ردیف کرد برای این قضیّه؛ آخری‌اش همین قضیّه‌ی برجام است. من چقدر در طول مذاکرات گفتم که این‌ها بدعهدند، اینها دروغ‌گویند، این‌ها پای حرفشان نمی‌ایستند؛ حالا ملاحظه می‌کنید! امروز آن کسی که دارد می‌گوید آنها بدعهدند دیگر من [فقط] نیستم؛ مسئولین محترم کشور، خود مذاکره‌کنندگان ما دارند می‌گویند.

----------------------------------------------------------------------- 

بیانات امام خامنه ای در در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان 12 آبان 1395:

متن ] لینک[

فیلم ] لینک[

صوت ] لینک[

تصاویر ] لینک[




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: شنبه 1395/05/30 - ساعت: 16:36

پنج نکته در مورد المپیک ریو + یک فیلم دیدنی

به نام خدا

۱-     حسن رحیمی بعد از کسب مدال برنز گفت: «من به حق خودم نرسیدم. در کشتی سنگینی که مقابل حریف روسی  گرفتم، تحلیل رفتم و بدنم برنگشت. وقتی داشتم می رفتم روی تشک دست و پایم می لرزید. در وقت اول اصلاً گم بودم و هر چه مربیان می گفتند کشتی بگیر، برعکس من امتیاز می دادم ...». واقعیت این است که ورزشکاران تا زمانی که روی «من» متمرکز هستند، معلوم نیست به نتیجه برسند. همه ورزشکاران هر چقدر هم که قوی باشند و آمادگی و توانایی تکنیکی، جسمی و تاکتیکی داشته باشند، به قول حسن رحیمی، یک جاهایی دست و پای شان می لرزد و فقط کسانی که بعد از کسب آمادگی های لازم، به خدا توکل می کنند به نتیجه می رسند. آدمی تا زمانی که به خدای لایزال متصل نشده، صفر است؛ و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

۲-     محمدرضا پولادگر رئیس فدراسیون تکواندو میلاد بیگی ورزشکار ایرانی که با پرچم آذربایجان به میدان رفت و مهدی خدابخشی را شکست داد، مزدور خواند. البته او مربی گری مهماندوست برای تیم آذربایجان را بدون اشکال و حرفه ای دانست؛ اما در کمال تعجب سایت ورزش۳ تیتر زد که پولادگر علاوه بر بیگی، مهماندوست را هم مزدور خوانده است و سپس برخی از مجریان تلویزیونی نیز به این خبر اشتباه توسل جستند و پولادگر را محکوم کردند. در این رابطه گفتنی است که بدون شک «میلاد بیگی» نه تنها مزدور، بلکه خائن و وطن فروش است. همه ما و ورزشکاران مان حاضریم برای سرافرازی کشورمان و برافراشته شدن پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران که مزین به اسماء الهی است، جان خود را بدهیم؛ پس چگونه می توان قبول کرد که یک ورزشکار، به بهانه پشت کنکور المپیک ماندن، و به خاطر پول، در برابر پرچم کشورمان بایستد و سعی در به زیر کشیدن آن داشته باشد؟!

۳-     بنا، سرمربی تیم کشتی فرنگی کشورمان این بار باخت تا معلوم شود با غرور و ادعا و با حذف کارشناسان و خودرأیی نمی توان به نتیجه رسید. بچه های بنا باختند تا رؤیای شورای شهر رفتن حمید سوریان رنگ ببازد و بنا نیز به آنچه در انتظارش بود نرسد. بنا بعد از باخت حرفی برای گفتن نداشت و فقط تظاهر کرد گریه می کند تا احساس مخاطبین را تحریک کند و خبرنگار برای دلداری، از کیسۀ بیت المال ببخشد و بگوید «فدای سرتان». بنا اشک نریخت و برای این که مشخص نشود اشکی برای ریختن ندارد و گریه اش تصنعی است، پشت به دوربین کرد و در زوایایی که صورتش پیدا شد، خبری از گریه و اشک نبود.

۴-     در میدان مهمی چون المپیک، مثل آب خوردن حق ورزشکاران ما را می خورند. شمشیر بازی و کشتی و تکواندو و مهم تر از همه، وزنه برداری ما قربانی حق کشی قدرت های ورزش می شود، اما دولت تدبیر و کلید که بنا بود به پاسپورت ایرانی عزت ببخشد، کاری از پیش نمی برد. وقتی ظریف با ویلچر به مذاکره با رقیبان سیاسی می رود، و وقتی پرچم کشورمان، بر خلاف عرف بین الملل، در دست مردان قوی کاروان المپیک مان قرار نمی گیرد، و وقتی به خبرنگاران و برنامه سازان ورزشی می گویند گرفتن مدال را بزرگ نکنید و مدام بگویید مهم شرکت در المپیک است، نتیجه این می شود که از یک طرف بعضی از ورزشکاران ما، المپیک را که آوردگاه مدال است، با گردشگاه اشتباه می گیرند و از طرف دیگر قدرت های دنیا به خود اجازه می دهند تا با آرامش خیال حق ورزشکاران ما (بخوانید حق ملت ایران) را چپاول کنند.

۵-     در این میان، شیرهایی هم بودند و هستند که غیرت و معنویت ایران اسلامی را به نمایش گذاشتند. در مورد خادم و تیم کشتی آزاد هنوز فرصت هست تا صحبت کنیم؛ در این مجال می خواهم از شیرمرد کرمانشاهی مان، کیانوش رستمی یاد کنم که مدال طلای المپیک را برایمان به ارمغان آورد. اگر می خواهید راز روحیه و انرژی و افتخار آفرینی او را ببینید، این فیلم را دانلود کنید و ببینید:

راز روحیه و انرژی کیانوش رستمی [لینک]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/05/27 - ساعت: 09:39

حق کشی های ریو نتیجه سیاست خارجی بزدلانه است

بسم الله النّور

 روحانی و سیاست خارجی بزدلانه

حق کشی های المپیک ریو در تاریخ بی سابقه است و حتی در دوران دفاع مقدس که همۀ دنیا علیه کشور عزیزمان متحد شده بودند نیز شاهد چنین حق کشی هایی نبودیم.

آیا آقای روحانی متوجه نیست که این وضعیت و گستاخی دشمنان، به دلیل سیاست خارجی بزدلانه دولت تدبیر و امید است؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/05/12 - ساعت: 22:30

آیا به باد دادن نفت کشور خوشحالی دارد؟

بسم الله النّور

 نفت کشور به جیب دشمنان می رود

از «خام فروشی» در نفت به «مفت فروشی» روی آوردهایم و با این کار منافع غرب (بخوانید دشمنان) را تأمین کردهایم، آن وقت رئیس جمهور مملکت از آن به عنوان موفقیت یاد می کند.

واقعاً آیا به باد دادن سرمایۀ ملی و تأمین منافع دشمنان این آب و خاک خوشحالی دارد؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/05/12 - ساعت: 01:51

انتقاد امام خامنه ای به دولت روحانی: چرا تحریم ها رفع نشده است؟

 امام خامنه ای: مگر بنا نبود تحریم ها یکباره برداشته شود؟!

امام خامنه‌ای از ابتدا نسبت به مذاکره با امریکا نظر مساعدی نداشتند، اما به خاطر اصرار دولت روحانی قبول کردند که این اتفاق – فقط در مورد مسائل هسته‌ای – صورت پذیرد و در عین حال بارها فرمودند که به امریکا نمی‌شود اعتماد کرد؛ اما دولت روحانی اطمینان داده بود که قادر است با مذاکره همۀ تحریم‌های غرب را لغو کند و در کشور رونق اقتصادی و در معیشت مردم گشایش ایجاد نماید.

چیزی که در عمل اتفاق افتاد، واگذاری امتیازات ناب و نقد به دشمن و دریافت وعده‌های نسیه در قالب یک قرداد کاغذی به نام «برجام» بود که دیگر همه فهمیده‌اند با خُلل و فُرجی که دارد، هرگز به فرجام نخواهد رسید.

دولت روحانی نه تنها به نظر کارشناسان مبنی بر گریزگاه‌های برجام وقعی نگذاشت، بلکه نامۀ مقام معظم ولایت در تاریخ  ۲۹ مهرماه ۹۴ [+] را به کلی نادیده گرفت، در حالی که آن نامه شرط قبول برجام از منظر ولایت بود.

پس از برجام، به جز آنچه روی کاغذ ثبت است، هرگز خبری از رفع تحریم‌ها نبوده است و دولت روحانی که به مردم و به مقام معظم ولایت وعدۀ رفع تحریم‌ها و گشایش در اقتصاد کشور را داده بود، مجبور به توجیه عملکرد دشمن شد و وانمود کرد که دشمن برجام را نقض نکرده است و درحال عمل به تعهدات خویش می‌باشد. دولت همچنین بارها گزارش غلط به ملت داد، بارها مواضع غلط در برابر دشمن اتخاذ کرد و بارها به مردم عزیز کشورمان توهین کرد که در طول زمان بارها و نو به نو، امام خامنه‌ای مواضع دولت را اصلاح فرمودند، تذکر دادند که اعتماد به دشمن اشتباه بوده است، فرمودند که برجام یعنی خسارت محض و مهم‌تر از همه، بارها و بارها یادآوری فرمودند که راه برون‌رفت از مشکلات، قطع امید از دشمن، توجه به توان داخلی و اقتصاد مقاومتی است.

در تازه‌ترین موضع گیری، امام خامنه‌ای دیروز (دوشنبه 11 مرداد 1395) دولت روحانی را مورد عتاب قرار دادند، با این مضمون که مگر بنا نبود به محض این­که ما به تعهدات‌مان عمل کردیم همۀ تحریم‌ها به صورت یک‌جا برداشته شود؟ و مشخصاً فرمودند: «برجام اصلاً برای برداشتن تحریم‌ها بود، برای این‌که تحریم‌های ظالمانه برداشته بشود؛ مگر غیر از این است؟! خب برداشته نشده؛ حالا می‌گویند به‌تدریج، یواش یواش دارد درست می‌شود! مگر بحث سرِ یواش یواش بود؟ آن روز مسئولین، هم به ما می‌گفتند، هم به مردم می‌گفتند که در این مذاکرات، قرار بر این است که وقتی ایران تعهّدات خود را انجام می‌دهد، یکباره همۀ تحریم‌ها برداشته بشود؛ یعنی این مانعی که آمریکا سر راه ملّت ایران ظالمانه و خباثت‌آمیز به وجود آورده بود، برداشته بشود؛ خب حالا شش ماه از این موعد گذشته است، برداشته نشده؛ شش ماه برای یک مملکت هشتاد میلیونی زمان کمی است؟ در این شش ماه دولت محترم کم می‌توانست کار بکند؟!».

دولت روحانی و بخشی از طرفداران دولت بسیار تلاش کرده‌اند که به استناد خودی دانسته شدن تیم مذاکره کننده هسته‌ای توسط رهبر معظم انقلاب، تمام مواضع، عملکرد و نتیجه مذاکرات را موجب رضایت، اجازه و خشنودی امام خامنه‌ای بنمایانند، اما همان گونه که اشاره شد، معظم له بارها و بارها خطاهای دولت را و بی‌فایده بودن برجام را متذکر شده‌اند و حتی برجام را خسارت محض دانسته‌اند. [+] 

اگر کسی هیچ‌کدام از بیانات حضرت آقا در بارۀ اشتباهات دولت روحانی و تیم مذاکره کننده‌اش را نشنیده باشد، بیانات دیروز مقام معظم ولایت کافی است تا بداند معظم له مسیر دولت را اشتباه می‌دانند.

دولت و به ویژه شخص رئیس جمهور نیز باید هر چه سریع‌تر تکلیف خود را با مردم و ولایت فقیه، و نسبتش را با دشمن مشخص کند! آیا همچنان می‌خواهد چشم به دست دشمن بدوزد، به حیثیت ملی چوب حراج بزند، اشتباهات دشمن را توجیه کند و دل نازنین نایب حضرت حجت(عج) را خون کند و سرانجام منفور امت شهید پرور شود و یا راه مستقیم را انتخاب خواهد کرد و به آغوش ملت و رکاب ولایت بازخواهد گشت؟!

***

مطالب مرتبط:

-          برجام یعنی خسارت محض [+]

-          مذاکرات برجام هیچ نتیجه ای نداشته است! [+]

-          کلید روحانی برای حل مشکلات بود یا برای رابطه با شیطان؟! [+]

-          دولت روحانی ایرانی است یا امریکایی؟! [+]

-          هفت خیانت تیم مذاکره کننده هسته‌ای دولت روحانی [+]

-          نامه مهم رهبر معظم انقلاب درباره الزامات اجرای برجام [+]

-          برجام به فرجام نخواهد رسید! [+]

-          اگر برجام نبود [+]

-          چرا کشور را فروختید؟! [+]

-          چهار عقب نشینی هسته‌ای که دولت از مردم مخفی کرده بود [+]

-          دولت روحانی در شیب سقوط [+]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
تاریخ نگارش: سه شنبه 1395/01/10 - ساعت: 16:23

برجام یعنی خسارت محض

اشاره: آنچه مشخص است از دیدگاه مقام معظم ولایت، مذاکره با امریکا و قبول برجام تاکنون هیچ نتیجۀ مثبتی برای کشور نداشته است. امام خامنه‌ای به صراحت می‌فرمایند که هرچه تاکنون بوده روی کاغذ بوده است و نتیجه این شده که ما به همۀ تعهدات خود عمل کرده‌ایم، اما دشمن فقط دشمنی کرده است و از انجام تعهدات خود سر باز زده است و این یعنی خسارت محض. مشکل برخی از دوستان که فکر می‌کنند برجام دستاوردی برای کشور داشته است و بعضاً حتی آن را مورد تأیید رهبر معظم انقلاب می‌دانند، این است که خودشان مستقیماً فرمایشات مقام معظم رهبری را دنبال نمی‌کنند.

در این یادداشت بخش‌هایی از نخستین سخنرانی امام خامنه‌ای در سال ۱۳۹۵ آمده است. ایشان عصر روز اول فروردین در حرم مطهر و نورانی امام رضا (ع) و در رواق امام خمینی (ره) بیانات خویش را افاضه فرمودند که این حقیر نیز – به واقع – نایب الزیارۀ مخاطبین این یادداشت بودم.

در پایان مطلب می‌توانید لینک‌های مستقیم به متن، فیلم، عکس و صوت این دیدار را ببینید.

 امام خامنه ای - نوروز 95 - حرم امام رضا علیه السلام

مایلم بحثی که انجام می‌گیرد، یک بحث متقن و منطقی باشد؛ امروز بحث‌های شعاری جایگاه زیادی در ذهن مردم ما ندارد؛ مردم ما، جوانان ما، آحاد جامعۀ ما فهیم‌اند و به مسائل با چشم منطق و استدلال نگاه می‌کنند.

...

کنار آمدن با دولت آمریکا ناگزیر، به‌معنای قبول تحمیل‌های آن دولت است. طبیعت توافق با آمریکا همین است؛ همه‌جا همین‌جور است؛ کشورهای دیگر هم که در هر مسئله‌ای با آمریکا توافق می‌کنند، معنایش این است که از مواضع خودشان به‌نفع طرف مقابل عقب‌نشینی می‌کنند بدون این‌که طرف مقابل به‌نفع آنها یک عقب‌نشینی قابل‌توجّهی انجام بدهد. در همین توافق اخیر هسته‌ای هم اگرچه این توافق را ما تأیید کردیم و برگزارکنندگان این توافق را مورد قبول اعلام کردیم و قبول داریم آن‌ها را، لکن این‌جا هم همین‌جور بود؛ وزیر خارجۀ محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] این‌جا را یا این خطّ قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم.

...

حرف طرف مقابل یعنی همان دستگاه تبلیغاتی و فکرساز و جریان‌ساز، این است که می‌گوید ایران دارای ظرفیت‌های فراوان اقتصادی است و هدف از توافق هسته‌ای این بود که کشور ایران بتواند از این ظرفیت‌ها استفاده کند؛ خب، این توافق انجام گرفت لکن این توافق کافی نیست و مسائل دیگری هم هست که در آن‌ها هم بایستی ملّت ایران، دولت ایران، مسئولین ایران تصمیم بگیرند و اقدام بکنند ... حرف‌شان این است. بنابراین در قضیۀ هسته‌ای توافق شد و اسم این را گذاشتیم «برجام»؛ برجام دیگری در قضایای منطقه، برجام دیگری در قضایای قانون اساسی کشور؛ برجام ۲ و ۳ و ۴ و الی‌غیرذلک بایستی به‌وجود بیاید تا ما بتوانیم راحت زندگی کنیم ... معنای این حرف این است که جمهوری اسلامی از مسائل اساسی‌ای که به حکم اسلام و به حکم برجستگی‌های نظام جمهوری اسلامی پایبند به آن‌ها است، صرفِ‌نظر کند: از مسئلۀ فلسطین صرف‌نظر کند، از حمایت از مقاومت در منطقه صرفِ‌نظر کند، از مظلومان منطقه - مثل ملّت فلسطین، مثل مردم غزّه، مثل مردم یمن، مثل مردم بحرین- پشتیبانی و حمایت سیاسی نکند، و نظام جمهوری اسلامی با تعدیل خواسته‌های خود، خود را به آنچه طرف مقابل یعنی آمریکا به دنبال تحقّق آن است، نزدیک بکند. معنای این حرف این است که همچنان‌که امروز بعضی از کشورهای منطقه و دولت‌های منطقه، علی‌رغم حکم اسلام و علی‌رغم خواست ملّت‌هایشان با رژیم صهیونیستی کنار آمده‌اند و مسئلۀ فلسطین را تحت‌الشّعاع مسائل دیگر قرار داده‌اند، جمهوری اسلامی هم به همین ترتیب عمل کند؛ معنایش این است که همچنان‌که امروز بعضی از دولت‌های عربی با کمال وقاحت، دست دوستی به سمت دشمن صهیونیستی دراز می‌کنند، جمهوری اسلامی هم با دشمن صهیونیستی کنار بیاید و آشتی کند.

 

 البتّه قضیه به اینجاها ختم نمی‌شود؛ معنای آنچه در آن تحلیل سیاسی دشمن ادّعا می‌شود، این است که اگر میل آمریکا است، جمهوری اسلامی حتّی از ابزارهای دفاعی خود هم صرفِ‌نظر کند. می‌بینید که بر روی مسئلۀ موشک‌ها چه جنجالی در دنیا به راه انداخته‌اند که چرا جمهوری اسلامی موشک دارد، چرا موشک دوربُرد دارد، چرا موشک‌های جمهوری اسلامی هدف را دقیق می‌زنند و هدف قرار می‌دهند، چرا آزمایش کردید، چرا تمرین نظامی می‌کنید، و چرا و چرا و چرا. حالا آمریکایی‌ها در منطقۀ خلیج فارس که چند هزار کیلومتر با کشور آن‌ها فاصله دارد، هر چند وقت یک بار با یکی از کشورهای منطقه رزمایش به راه می‌اندازند -درحالی‌که آن‌ها در اینجا هیچ مسئولیتی ندارند- [امّا] جمهوری اسلامی که در خانۀ خود، در محیط خود و در حریم امنیت خود رزمایش می‌کند، جنجال این‌ها بلند می‌شود که چرا رزمایش کردید، چرا اقدام کردید، چرا نیروی دریایی شما یا نیروی هوایی شما این اقدام‌ها را کردند. معنای آن تحلیل دشمن این است که از همۀ این‌ها بایستی صرفِ‌نظر بکنیم. قضیه از این هم بالاتر است؛ تدریجاً موضوع را به این خواهند کشاند که اصلاً چرا نیروی قدس تشکیل شده است، چرا سپاه تشکیل شده، چرا سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی، باید با اسلام تطبیق داده بشود؛ مطلب به اینجاها می‌رسد. شما وقتی در مقابل دشمن، در حالی که می‌توانید ایستادگی کنید، عقب‌نشینی کردید، دشمن جلو می‌آید، دشمن متوقّف نمی‌شود و کم‌کم کار را به این‌جا می‌رسانند که اینکه شما می‌گویید دولت جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی و قوّۀ قضائیه باید برطبقِ احکام اسلام و شریعت اسلامی باشد، این‌ها برخلاف آزادی است و لیبرالیسم این‌ها را قبول ندارد؛ کم‌کم به اینجاها می‌رسد. اگر عقب‌نشینی کردیم، عقب‌نشینی به این نقطه‌ها منتهی خواهد شد که [بگویند] شورای نگهبان چه نقشی در جامعه دارد و چرا باید شورای نگهبان به‌خاطر مخالفت با شرع قوانین را بردارد؟ حرف این‌جاست. این همان چیزی است که بنده بارها عرض کرده‌ام که این، تغییر سیرت جمهوری اسلامی است. ممکن است صورت جمهوری اسلامی محفوظ بماند امّا از محتوای خود بکلّی تهی بشود؛ دشمن این را می‌خواهد. بنا بر این تحلیل دشمن‌خواسته و بنابر این تحلیلی که آن‌ها دارند در اذهان نخبگان و افکار عمومی ملّت تزریق می‌کنند، اگر جمهوری اسلامی و ملّت ایران می‌خواهد از شرّ آمریکا راحت بشود، باید از محتوای جمهوری اسلامی دست بردارد، از اسلام دست بردارد، از مفاهیم اسلامی دست بردارد، از امنیت خود دست بردارد.

...

آمریکایی‌ها به آنچه وعده داده بودند عمل نکردند و کاری را که باید می‌کردند انجام ندادند. بله، به تعبیر وزیر خارجۀ محترم ما، روی کاغذ کارهایی را انجام دادند امّا از راه‌های انحرافی متعدّد، جلوی تحقّق مقاصد جمهوری اسلامی را گرفتند. شما نگاه کنید امروز در سرتاسر کشورهای غربی و کسانی که تحت تأثیر آن‌ها هستند، همچنان معاملات بانکی ما دچار مشکل است، بازگرداندن ثروت‌های ما در بانک‌های آن‌ها دچار مشکل است، معاملات گوناگون تجاری‌ای که احتیاج به دخالت بانک‌ها دارد دچار مشکل است؛ وقتی دنبال می‌کنیم، تحقیق می‌کنیم و می‌گوییم چرا این‌جور است، معلوم می‌شود از آمریکایی‌ها می‌ترسند. آمریکایی‌ها گفته‌اند که ما تحریم‌ها را برمی‌داریم و روی کاغذ هم برداشتند امّا از طرق دیگر جوری عمل می‌کنند که اثر رفع تحریم‌ها مطلقاً به‌وجود نیاید و تحقّق پیدا نکند. بنابراین، کسانی که امید می‌بندند به اینکه بنشینیم با آمریکا در فلان مسئله مذاکره کنیم و به یک نقطۀ توافقی برسیم -یعنی ما یک تعهّدی بکنیم، طرف مقابل هم یک تعهّدی بکند- از این غفلت می‌کنند که ما ناگزیر باید به همۀ تعهّدهای خود عمل کنیم [امّا] طرف مقابل با طُرق مختلف، با شیوه‌های مختلف، با خدعه، با تقلّب سر باز می‌زند و به تعهّدهایی که کرده است عمل نمی‌کند. این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم می‌‌بینیم؛ یعنی خسارت محض.

...

در این منطقه‌ای که ما زندگی می‌کنیم - منطقۀ غرب آسیا - کشور عزیز شما ایران، گُل منطقه است؛ از لحاظ جایگاه راهبردی و به تعبیر رایجْ موقعیت استراتژیکی، یک کشور بی‌نظیر است؛ از لحاظ منابع فراوان نفت و گاز در همۀ این منطقه و با یک نگاه از همۀ دنیا امتیاز دارد؛ غیر از نفت و گاز، منابع فراوان دیگری هم هست. کشوری است بزرگ، با جمعیتی مستعد و مردمی با استعداد، با تاریخی غنی. اینجا گُل منطقه است؛ این گُل منطقه یک روزی یکجا و به‌طور کامل در قبضۀ آمریکا بوده است و هر کاری آمریکایی‌ها می‌خواستند نسبت به این کشور و در این کشور انجام بدهند می‌کردند: غارت می‌کردند، ثروت‌هایش را می‌بردند؛ همۀ کارهایی که یک دولت استعمارگر و یک دولت مستکبر با یک کشور ضعیف انجام می‌دهد، این‌ها در این کشور انجام می‌دادند و اینجا را در قبضۀ خودشان و در پنجۀ اقتدار خودشان داشتند، انقلاب آمده است این کشور را از پنجۀ آن‌ها بیرون کشیده، [لذا] کینۀ انقلاب از دل سیاست آمریکا خارج نمی‌شود. آن‌وقتی دشمنی این‌ها تمام می‌شود که بتوانند همان سلطه را بار دیگر در این کشور تجدید کنند؛ هدف این است و دنبال این هستند.

...

من که می‌گویم «دشمن»، مقصودم دولت آمریکا است؛ تعارف هم نمی‌کنیم. البتّه آن‌ها می‌گویند که ما دشمن شما نیستیم، ما دوست [شما هستیم]. پیام نوروزی به مردم ما داده‌اند و برای جوان‌های ما دلسوزی کرده‌اند؛ یا در کاخ سفید سفرۀ هفت‌سین پهن می‌کنند! خب این‌ها بچّه‌گول‌زنی است؛ کسی این‌ها را باور نمی‌کند. از آن‌طرف تحریم‌ها را حفظ می‌کنند، از آن‌طرف وزارت خزانه‌داری آمریکا با طرقی که خودشان دارند و خودشان اقرار کرده‌اند، جوری عمل می‌کند که شرکت‌های بزرگ، بنگاه‌های بزرگ و بانک‌های بزرگ جرئت نکنند نزدیک بیایند و با جمهوری اسلامی معامله کنند؛ از آن‌طرف این کارها را می‌کنند - تحریم می‌کنند و تهدید می‌کنند- که دشمنی محض است، از آن طرف هم در کاخ سفید سفرۀ هفت‌سین پهن می‌کنند یا در پیام عید نوروز می‌گویند ما برای جوان‌های ایرانی دنبال اشتغال هستیم! خب، کسی این‌ها را باور نمی‌کند. این‌ها ملّت ما را هنوز نشناخته‌اند؛ ملّت ایران را نشناخته‌اند. ملّت ایران ملّت فهیمی است، آگاه است، دشمنان خودش را می‌شناسد، شیوه‌های دشمنی را هم می‌شناسد.

...

آمریکا به دلایل واضحی با ما دشمن است؛ همین‌طور که عرض کردیم، مرادمان سیاستمداران آمریکا و سیاست‌های آمریکا است. در قضیۀ برجام بدعهدی کردند و به تحریم‌های دیگری ما را تهدید کردند. همین‌طور که گفتم، وزیر خزانه‌داری آمریکا به شدّت شب ‌و روز مشغول کار است برای اینکه نگذارند که جمهوری اسلامی از نتایج برجام بهره‌مند بشود. خب، این‌ها دشمنی است. مرتّباً تهدید می‌کنند و مرتّباً به تحریم‌های بیشتر تهدید می‌کنند. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هم چند ماه دیگر - هفت هشت ماه دیگر- شروع خواهد شد و تا نُه ماه دیگر این دولت فعلی آمریکا عوض خواهد شد و هیچ تضمینی وجود ندارد که این دولتی که بعداً به‌وجود خواهد آمد، همین تعهّدات اندکی را هم که این دولت [فعلی] کرده است عمل بکند. الان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا در سخنرانی‌های انتخاباتی‌شان مسابقه گذاشته‌اند در بدگویی به ایران؛ خب این دشمنی است دیگر؛ دشمنی که شاخ‌ودم ندارد. وقتی می‌گوییم آمریکا دشمن است، یک عدّه‌ای منزعج (۴) می‌شوند که چرا می‌گویید دشمن؟ دشمن است؛ این‌ها دشمنی است. این هم یک واقعیت. (۵)

...

یکی از سه ابزار مؤثّر دشمن عبارت است از تحریم. دشمن احساس کرده است که کشور ما و ملّت ما از تحریم ضربه می‌بیند؛ متأسّفانه خود ما هم این برداشت را در او تقویت کردیم. یک جاهایی و در یک برهه‌ای دائم تحریم را بزرگ کردیم که آقا تحریم است، تحریم است، باید تحریم را برداریم، اگر تحریم باشد این‌جور به ما ضربه می‌خورد و مانند این‌ها؛ از آن‌طرف هم برداشتن تحریم‌ها را باز تقویت کردیم، بزرگ کردیم، بزرگنمایی کردیم که اگر تحریم‌ها برداشته بشود این اتّفاق خواهد افتاد، آن اتّفاق خواهد افتاد؛ اتّفاقاتی که نیفتاد و اگر همین‌جور هم پیش برویم نخواهد افتاد. لکن دشمن احساس کرده است که با ابزار تحریم می‌تواند بر ملّت ایران فشار بیاورد؛ دشمن این را احساس کرده است. پس آنچه در مقابل ما امروز وجود دارد عمدتاً عبارت است از تحریم. ما برای اینکه با تحریم مقابله کنیم چه‌کار باید بکنیم؟ اوّلِ صحبت عرض کردم که یک دوراهی‌ای را دشمن نشان می‌دهد به ما؛ می‌گوید یا بیایید تسلیم آمریکا بشوید و هر چه او می‌گوید گوش کنید، یا فشار و تحریم ادامه پیدا می‌کند؛ این یک دوراهی است که گفتیم غلط و دروغ است، امّا یک دوراهی دیگری وجود دارد: یا بایستی مشکلات تحریم را تحمّل کنیم یا ایستادگی کنیم به‌وسیلۀ اقتصاد مقاومتی.(۶) خیلی خب، آمادگی شما خوب است، منتها برای اقتصاد مقاومتی، صِرف آمادگی کافی نیست؛ ما گفتیم «اقدام و عمل».

...

ما می‌توانیم در مقابل آمریکا بِایستیم و تحریم‌های او در ما اثر نکند. ما احتیاج نداریم از ارزش‌های خودمان، از خطوط قرمز خودمان، از اصول خودمان صرفِ‌نظر کنیم تا آمریکا نتواند ما را تحریم بکند؛ ما با دنبال کردنِ همین سیاست اقتصاد مقاومتی، به‌معنای عملی مسئله و اقدام عملی موضوع، می‌توانیم کشور را مصونیت‌سازی کنیم؛ می‌توانیم مصونیت بدهیم کشور را تا دیگر در مقابل تحریم به خودمان نلرزیم که ما را تحریم خواهند کرد. خب تحریم بکند؛ اگر اقتصاد مقاومتی شد، تحریم دشمن تأثیر قابل توجّهی نخواهد کرد. این می‌شود حرکت انقلابی و حرکت مؤمنی.

 

پاورقی: ۴- ناراحت و بی‌قرار ۵- شعار مردم: «دولت تدبیر و امید! بصیرت، بصیرت». ۶- شعار حضار: ای رهبر آزاده / آماده‌ایم آماده‌

 

لینکها:

ü      متن کامل بیانات [+]

ü      عکسهای دیدار [+]

ü      فیلم کامل دیدار کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 1,009.1 MB [+]

ü      فیلم کامل دیدار کیفیت متوسط و فرمت Mpeg و با حجم325.0 MB [+]

ü      فیلم کامل دیدار کیفیت پایین و فرمت Flv و با حجم 206.8 MB [+]

ü      صوت بیانات [+]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3