جانم فدای امام خامنه ای

داستان نویس اصول‌گرا - مطالب ابر مشایی
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: یکشنبه 1397/01/12 - ساعت: 19:55

ماجرای عزل و ابقای مصلحی در وزارت اطلاعات

اشاره: هفت سال پیش یعنی در روز 30 فروردین 1390، امام خامنهای طی نامهای به مصلحی، از او (و تلویحاً از دولت) خواستند که در مسند وزارت باقی بماند و به این صورت رؤیای جریان انحرافی برای دست یافتن به قلب امنیتی نظام ناکام ماند. هنوز خیلی­ها از ریز ماجرا با خبر نیستند. در این مجال، این ماجرای تاریخی را مرور میکنیم.

  

نامه - حکم - امام خامنه ای در ابقای مصلحی  

برای دیدن عکس بزرگ­تر روی عکس کلیک کنید



 

 

آنچه مسلّم است ماجرا یک شبه اتفاق نیفتاد. بعد از مواضع و عمل­کرد عجیب مشایی و حسّاس شدن تمام دل­سوزانِ بابصیرت نظام، درست شش ماه پیش از حکم امام خامنهای مبنی بر ابقای وزیر اطلاعات، گزارشهایی به معظمله رسید که حاکی از دخالتهای جریان انحرافی در لایههای وزارت اطلاعات بود. مقام معظم ولایت شخصاً از وزارت بازدید کردند و ظاهراً بیاناتی نیز با مسئولین وزارت داشتند. اما جریان انحرافی دست بردار نبود و چند عامل خود از جمله «عبداللهی» (رئیس ستاد اطلاعات) را در درون وزارت فعال کرده بود. 

  

در فروردین ماه سال ۱۳۹۰، مصلحی در جلسهای که با حضور معاونین وزارت و چند عضو دیگر تشکیل داده بود، نکاتی در باب تحرکات جریان انحرافی بیان میکند. عبداللهی بارها سخن وزیر را قطع می­کند و حتی وزیر را متوهّم می­خواند. وزیر که تا آن زمان با عبداللهی مدارا کرده بود، پس از جلسه او را عزل می­کند. 

  

رئیس جمهور از طریق رئیس دفتر خود (مشایی) از ماجرا مطلع شده، وزیر را احضار می­کند و میگوید:«چرا عبداللهی را بدون هماهنگی(!) برداشتی؟». مصلحی تأکید میکند که وزیر به صورت معمول با یک نیروی خود برخورد کرده است. احمدی نژاد میگوید: «از این لحظه نمی­خواهم شما وزیر باشید، استعفا بدهید.» مصلحی امتناع میکند و احمدی نژاد می­گوید: «اگر استعفا ندهید عزلتان می­کنم.» 

  

تا این لحظه هنوز کسی استعفای مصلحی را ندیده است، اما در سایت دولت اعلام شد که رئیس جمهور استعفای مصلحی را پذیرفته است. وقتی خبر به مقام معظم ولایت میرسد، امام خامنه­ای نامهای با دست­خط مبارکِ خود و در پاکتی محرمانه، توسط یکی از اعضای دفتر برای احمدی نژاد ارسال میکنند. احمدی نژاد از حامل نامه، موضوع نامه را سؤال می­کند و او اظهار بیاطلاعی می­کند و وقتی نامه را باز می کند و می­خواند، میگوید: «خب، این مسئله که تمام شده»! 

  

پس از این ماجرا، امام خامنه­ای با قاطعیّت، حکم را طی نامهای برای حیدر مصلحی صادر می­کنند: «بسم الله الرحمن الرحیم. حجة الاسلام جناب آقای مصلحی دام توفیقه، وزیر محترم اطلاعات. استحکام و انسجام و روزآمد بودن دستگاه اطلاعاتی کشور یکی از پایه­های مهم اقتدار نظام اسلامی است، لذا از شما میخواهم بیش از پیش در انجام مأموریت­های مهم داخلی و خارجی وزارت اطلاعات اهتمام به خرج داده و با سرمایۀ عظیمی که آن وزارتخانه از نیروی انسانی توانمند و انقلابی و متدین و فنآوریهای روز برخوردار است و با حمایت دولت خدمتگزار و همکاری سایر نهادهای اطلاعاتی، اجازه ندهید کوچکترین فترت و سستی در انجام وظایف قانونی آن دستگاه مهم پیش آید. برای شما و معاونان و مدیران محترم و همۀ فرزندان ایران عزیز و انقلابیام در وزارت اطلاعات دعا میکنم. موفق و مؤید باشید. سید علی خامنه ای. ۳۰ / فروردین / ۱۳۹۰». 

  

نخستین جلسۀ هیئت دولت در کردستان است و مصلحی در تهران مانده و در جلسه شرکت ندارد. در نخستین جلسۀ هیئت دولت در تهران، مصلحی بنا به مشورت با دفتر، طی سفری به قم، دیدارهایی با طلاب، مراجع و مدیر کل اطلاعات قم برگزار می­کند؛ اما در دومین جلسۀ هیئت دولت شرکت می­کند. رئیس جمهور وارد جلسه میشود، مصلحی را که می­بیند آشکارا به هم میریزد، صبر می­کند درس اخلاق آیت الله حائری شیرازی تمام شود، از او اجازه میگیرد از جلسه خارج میشود و مصلحی را احضار میکند و مورد عتاب قرار می­دهد. مصلحی می­گوید:«دستور آقاست که باشم». احمدی نژاد می­گوید:«شما به مسائل بین من و آقا کاری نداشته باشید». مصلحی ساختمان را ترک می­کند. خبر که به فرمان­دهی معظم کل قوا می­رسد، می­فرمایند که مصلحی حتماً باید در جای خودشان باشند. امام خامنهای همچنین همه را به آرامش و حفظ احترام رئیس جمهور سفارش میکنند.

دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور 

در این مقطع احمدی نژاد بزرگ­ترین اشتباه زندگی خود را – تا آن لحظه – مرتکب می­شود و یازده روز از حضور در نهاد ریاست جمهوری خودداری می­کند. البته در دیداری با امام خامنه­ای جسارت را از حد می­گذراند و به خیال خود می­خواهد رهبری را آگاه (!) کند. حضرت آقا با مهربانی و قاطعیت تأکید می­کنند که صلاح کشور و دولت، در بودن مصلحی است و تلویحاً به دکتر می­فهماند که این، یک حکم حکومتی است. رئیس جمهور می­گوید: «آیا اختیار دارم که استعفا بدهم و دیگر سر کار نروم». حضرت آقا پاسخ میدهند که بله، می­توانی استعفا بدهی، ولی آن را مکتوب کن! کمکم نیروهای ارزشی نظام در جایجای کشور علیه شخص احمدی نژاد موضع می­گیرند. پیغام­ها و رایزنی­ها برای نجات رئیس جمهور آغاز می­شود. مجلس خیز جدی برای استیضاح رئیس جمهور برمی­دارد و احمدی نژاد درمی­یابد که یا باید لجبازی را تمام کند و برگردد و یا برای همیشه منفور امت ایران شود. در آخرین رایزنی، وقتی ضرغامی به دیدار احمدی نژاد میرود، احمدی نژاد اعلام می­کند که در محل کار خود حاضر می­شود و با اعلام این خبر توسط ضرغامی، حکایت تلخ تجدیدی احمدی نژاد در یک آزمون ولایتمداری، پایان می­یابد. 


نخستین حضور احمدی نژاد در هیئت دولت بعد از یازده روز خانه نشینی

­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­




داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1396/02/12 - ساعت: 16:38

احمدی نژاد منحرف است

بسم الله النّور

 

وقتی احمدی نژاد دیگر کاندیدا نیست، بهترین دلیل برای منحرف بودن احمدی نژاد و بهترین شاخص برای این که مطمئن شویم طرف داران او «جریان انحرافی» هستند ، همین است که هنوز به ضرب و زور می خواهند نامش را در شبکه های اجتماعی سر زبان نگه دارند و به انتخابات – بخوانید به نظام – ضربه بزنند. حرکت احمدی نژاد و اطرافیانش و همین طور تحرکات معدود حامیانش، دقیقاً یک عمل منافقانه است.

دلیل دیگر انحرافی بودن این جریان این است که احمدی نژاد را بر قانون و نظام ارجح می دانند، انگار این احمدی نژاد است که باید صلاحیت شورای نگهبان و نظام را تأیید کند! در برخی موارد حتی او را بر ولی فقیه نیز ترجیح می دهند که بهترین نشانه نفاق همین است!

بنده رصد کرده ام، بعضی از این کسانی که در شبکه های مجازی هنوز اسم محمود را می آورند حتی ایرانی هم نیستند؛ بلکه زبان آموختگان سرویس های جاسوسی دشمن می باشند. به گمانم دستگاه های جاسوسی دشمن نیز به تولید داخلی روی آورده اند و کار و کاسبی وطن فروشان و منافقان فراری کساد شده است.




داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: جمعه 1396/01/25 - ساعت: 19:16

احمدی نژاد به کجا می رود ؟!

بسم الله النّور

 

با سلام و احترام؛

دوستان زیاد می پرسند که «نظرت در مورد آمدن احمدی نژاد چیست؟ آمدنش به نفع و به ضرر کیست؟ می ماند یا انصراف می دهد و ... ». البته خود نیز در این باره خیلی حرف دارم. این گونه است که در تنگی شدید وقت، نظر خود را فهرست وار عرض می کنم:

1-     از وقتی احمدی نژاد مغرور شد و برای نخستین بار در برابر مقام معظم ولایت موضع گرفت و سعی کرد دستور معظم له برای برکناری مشایی از معاون اولی را معطل بگذارد، تا به امروز، روز به روز بر انحراف او افزوده و زاویه اش با ولایت بیشتر شده است؛ اکنون این زاویه به اوج خود رسیده و او سبک سرانه پا به عرصه انتخابات گذاشته است.

2-     حال سؤال این است که اگر او با ولایت زاویه دارد، چرا از مقام معظم رهبری برای ورود به انتخابات کسب تکلیف کرد؟ پاسخ این است که احمدی نژاد که برای جلب همدلی بخش کوچکی از امت حزب الله (که ساده دل تر هستند)، خود را ولایی می نمایاند، از رهبر معظم انقلاب اجازه ورود خواست. برآورد احمدی نژاد این بود که حضرت آقا پاسخ صریح نمی دهند و او می تواند از صحبت با امام خامنه ای نهایت بهره را ببرد و بگوید: «با رهبری هماهنگ هستم و با ایشان مشورت کرده ام»؛ اما پاسخ امام خامنه ای نقشه او را نقش بر آب کرد. این گونه شد که ابتدا نپذیرفت و می گفت اگر نظر رهبری این است چرا علنی نمی گوید. این اشتباه محاسباتی دوم احمدی نژاد بود که گمان می کرد حضرت آقا حاضر نیستند نظر خود را علنی کنند؛ اما امام خامنه ای در 5 مهرماه سال گذشته در ابتدای درس خارج فقه خود این موضوع را علنی کردند و در میان فرمایشات شان، سرپیچی احمدی نژاد را هم علنی کردند و فرمودند: «... یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو»! دیگر حجت تمام شده بود و احمدی نژاد مجبور شد نامه ای به اطاعت بنویسد که نمره اش 17 از 20 بود.

3-     تنور انتخابات که رو به گرمی می رفت، احمدی نژاد نیز به فعالیت انتخاباتی اش می افزود و رفته رفته نشان می داد که بنا دارد از توصیه امام خامنه ای عبور کند. کار به جایی رسید که احمدی نژاد محکم پشت سر بقایی ایستاد و نشان داد که حتماً در صحنه انتخابات حضور خواهد یافت که همین تخطی او از توصیه (بخوانید فرمان) رهبر معظم انقلاب محسوب می شد.

4-     احمدی نژاد به همراه بقایی و مشایی وارد ستاد انتخابات کشور شد و سپس به قول خودش، برای حمایت از بقایی ثبت نام کرد. حتی اگر احمدی نژاد ثبت نام هم نمی کرد، حمایت علنی و جدی از بقایی، که به نیابت از احمدی نژاد وارد صحنه شده بود، ورود احمدی نژاد به انتخابات محسوب می شد، چه برسد به الان که او رسماً ثبت نام کرده است؛ پس احمدی نژاد رسماً با نظر امام خامنه ای مخالفت کرده و هیچ عذر، بهانه و توجیهی هم قابل قبول نیست. بنده در چند سال گذشته بیشترین توهین ها را از کسانی شنیده ام که خود را و احمدی نژاد را در خط ولایت می دانسته و بنده حقیر را به نفهمی متهم کرده اند؛ خدا را شکر که زمان سپری شد و احمدی نژاد با دست خود ماسک را از چهره برداشت تا همگان عدم وفاداری او به ولایت را ببینند.

5-     برای این پرسش که آیا احمدی نژاد در صحنه می ماند یا نه، بنده پاسخ دارم، اگرچه معتقدم او خود جواب این سؤال را نمی داند! احمدی نژاد مطمئن است که بقایی رد صلاحیت می شود، برای همین هم مرتباً می گوید که آمده ام از او حمایت کنم و در باره ردصلاحیت او سکوت نخواهم کرد. ثبت نام احمدی نژاد برای این است که در وقت خود به جو عمومی جامعه مراجعه کند و ببیند می تواند در عرصه بماند یا نه؟! بنده معتقدم سرانجام او مسیر اشتباه را انتخاب می کند و با گرد و غبار طرفداران معدود خود، گمان می برد که خبری شده و می ماند تا ببازد؛ می ماند تا ببازد و شاید به خود بیاید! البته همه این گمانه زنی ها در صورتی است که احمدی نژاد ردصلاحیت نشود، چرا که احتمال رد شدن صلاحیت او نیز وجود دارد.

6-     آمدن و ماندن احمدی نژاد قطعاً به نفع روحانی است و به نظرم احمدی نژاد خود نیز این موضوع را می داند و چه بسا به خاطر انتقام از منتقدین ولایی خود دست به این کار زده باشد. در این جا سه دلیل برای این گمانه عرض می کنم: الف- ورود احمدی نژاد به انتخابات باعث ایجاد یک نوع هیاهو می شود و قبلاً در همین صفحه عرض کرده بودم که هر نوع جنجال و هیاهو به ازدیاد آرای روحانی منجر می شود. ب- از طرفی روحانی می تواند احمدی نژاد را به عنوان لولو به طرفداران خود معرفی کند و آنها را بترساند. بدین گونه جماعتی که از کم کاری و ناتوانی دولت تدبیر و کلید به ستوه آمده اند و قصد حمایت مجدد از روحانی را ندارند؛ از ترس انتخاب احمدی نژاد مجدداً به صحنه آمده، به روحانی رأی خواهند داد. ج- بخشی از امت حزب الله که می خواهند به نامزد مورد تأیید جمنا (مثلاً آیت الله رئیسی) رأی بدهند، با این که خطاهای احمدی نژاد را می دانند، با این استدلالِ غلط که «فقط احمدی نژاد می تواند مقابل روحانی رأی جمع کند»، به غلط به احمدی نژاد رأی خواهند داد.

7-     در نهایت احمدی نژاد رأی نخواهد آورد و به شدت شکست خواهد خورد. بنده شخصاً منتظر چنین روزی هستم و تا قبل از توصیه مقام معظم ولایت، خداخدا می کردم که احمدی نژاد بیاید تا وزنش معلوم شود و سپس برود گوشه ای بنشیند. اکنون نیز اگر احمدی نژاد انصراف ندهد، امیدوارم صلاحیت او تأیید شود تا محمود احمدی نژاد نتیجه کار غلط خود را ببیند!

8-     پرسش بعدی این است که بعد از شکستِ احمدی نژاد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا او به قانون تمکین می کند یا جماعتی را به کف خیابان خواهد کشاند؟ در پاسخ باید عرض شود که بنده معتقدم اگرچه ممکن است احمدی نژاد کمی شلوغ کند، اما او در این مقطع فتنه انگیزی نخواهد کرد. همان گونه که عرض کردم زاویه احمدی نژاد با ولایت روز به روز بیشتر می شود و اکنون به حدی نرسیده که به فتنه ای علیه نظام دامن بزند. بنده گمان می کنم که اگر عمری از او باقی باشد و اگر مسیر سیاسی خود را اصلاح نکند، شاید 5-4 سال بعد این اتفاق بیفتد.

9-     همچنان معتقدم که طراح و مجری فتنه بعدی نیز مدعیان اصلاحات و اعتدال خواهند بود و شاید این اتفاق در سال 98 حادث شود.

دعا بفرمایید.




داغ کن - کلوب دات کام
مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1396/01/24 - ساعت: 01:11

کسی که با ولایت زاویه بگیرد مردود است

بسم الله النّور

 

اشاره: چهار سال پیش دو بار به فاصله چند ماه، شبیه این عکس و مطلب، سه سال پیش نیز یک بار شبیه این عکس و مطلب و 18 ماه پیش دقیقاً این مطلب و عکس را در صفحه فیسبوک خود منتشر ساختم و بعضی اعتراض کردند؛ اما امروز دیگر عکس و مطلب بنده کاملاً گویاست.

مردم ایران اهل ولایت هستند و رهبرشان را دوست دارند. اگر کسی در خط ولایت بود او را دوست خواهند داشت و محترم خواهند شمرد، ولی اگر کسی با ولایت زاویه گرفت، پیرو هوی و اهل دنیا شد و دشمنان این آب و خاک را امیدوار کرد، فرقی نمی کند که باشد، مردم از او عبور خواهند کرد! هر که تا کنون از این ملت، ولو یک رأی گرفته است، قبل از آن خود را مطیع ولایت فقیه و پایبند قانون اساسی معرفی کرده بوده است؛ ملت ایران در هیچ انتخاباتی به هیچ کاندیدایی چک سفید امضا نمی دهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: شنبه 1395/01/28 - ساعت: 21:39

توهم از جنس احمدی نژادیسم !

پیش درآمد: تلاش کرده‌ام تا در این یادداشت در کوتاه‌ترین جملات وضعیت احمدی نژاد و معدود طرفداران پرهیاهویش را به تصویر بکشم. معتقدم پاسخ کسانی که حرفی برای مخالفت دارند در همین یادداشت هست، البته اگر کسی بخواهد بخواند و ببیند و از حق روی‌گردان نباشد.

 کوبنده ترین عتاب ولایت فقیه در طول تاریخ انقلاب اسلامی

۱- مردم ما توهم از جنس فتنه‌گری را در سال ۱۳۸۸ و توهم از جنس اصول‌گرایی را در انتخابات اخیر مجلس در تهران شاهد بوده‌اند؛ اکنون باید گفت که توهم همیشه توهم است! تضمین و گارانتی برای متوهمین از هیچ صنف و گروهی وجود ندارد! با این حساب، هیچ شخص یا گروهی نمی‌تواند خود را برندۀ از پیش تعیین شدۀ انتخابات بداند. متأسفانه شاهدیم که جماعتی اندک با گرد و خاکی که خودشان و در یک جمع محدود به راه انداخته‌اند، به اشتباه افتاده‌اند (بخوانید متوهم شده‌اند) و هنوز احمدی نژاد نیامده، و هنوز از فیلتر شورای نگهبان عبور نکرده، و هنوز رقبایش مشخص نشده، و هنوز اقبال مردم رصد نشده، و مهم‌تر از همه، هنوز انتخاباتی برگزار نشده، برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ جشن پیروزی به راه انداخته‌اند! البته شخصاً معتقدم احمدی نژاد آن همه نادان نیست که در انتخابات ۹۶ نامزد شود، اما با توجه به شناختی که از شخصیّت او دارم، از جنجال و هیاهوی این جماعت اندک لذت می‌برد.

۲- ممکن است این جماعت اندک فراموش کرده باشند و یا خود را به فراموشی زده باشند، اما قاطبۀ مردم ما که از قضا خدمات فراوان احمدی نژاد را در خاطر دارند، فراموش نکرده‌اند که همین احمدی نژاد در اواخر ریاست جمهوری چه ضربات مهلکی به اقتصاد مملکت وارد کرد؛ مردم فراموش نکرده‌اند که چگونه از اطرافیان فاسد خود حمایت کرد و از رأی ملت و جایگاه ریاست جمهوری نیز برای مصون ماندن خاطیان و مفسدان از مجازات سوء استفاده کرد؛ مردم بزرگ ایران هرگز فراموش نخواهند کرد که رئیس جمهور اخلاق را آن گونه زیر پا گذاشت که تندترین عتاب ولایت در طول تاریخ انقلاب را به خود اختصاص داد؛ امت شهید پرور ایران اسلامی به خوبی به یاد دارند رئیس جمهوری که مدعی بود خاکریز دفاع از ولایت خواهد شد، چگونه با بی‌ادبی و بی‌پروایی در برابر فرمان صریح ولایت ایستاد و ۱۱ روز خانه نشینی کرد و فقط وقتی متوجه شد در مجلس به عدم کفایت او رأی خواهند داد، به محل کار خود بازگشت و هیچ گاه از این تخلف بی‌ادبانه عذرخواهی نکرد.

۳- کسانی که به تعریف امام خامنه‌ای  از دولت احمدی نژاد استناد می کنند، عمداً فراموش می‌کنند که بزرگ‌ترین عتاب ولایت فقیه در تاریخ انقلاب اسلامی را رهبر معظم انقلاب علیه احمدی نژاد به کار بردند؛ عتاب آن همه تند، سنگین و کوبنده بود که حتی همسنگ آن را امام خمینی(ره) در مورد بنی‌صدر ملعون نیز به کار نبردند: «رئیس یک قوه به استناد یک اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده‌ای در دادگاه، دو قوۀ دیگر را متهم کرد؛ این کار بدی بود، این کار نامناسبی بود؛ این جور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسی مردم است». [لینک]

۴- از طرفی برخی نمی‌خواهند قبول کنند که «میزان حال فعلی افراد است» و نمی‌توانند ببینند که احمدی نژاد ۱۳۹۲ و ۱۳۹۵ تفاوت‌های آشکار با احمدی نژاد سال ۱۳۸۴ دارد و وقتی به برخی از تعریف‌های حضرت آقا استناد می‌کنند و وانمود می‌کنند که این تعریف‌ها تا همیشه معتبر است، باید پاسخ دهند که آیا این جملۀ مقام معظم ولایت را در حال حاضر نیز معتبر می‌دانند که «هیچ کس برای من هاشمی نمی شود»؟!

۵- کسانی که عضویت احمدی نژاد در مجمع تشخیص مصلحت نظام را نشان تأیید کامل او از طرف ولایت فقیه می‌دانند و احمدی نژاد را فاقد هر گونه خطا و زاویه با ولایت معرفی می‌کنند، فراموش کرده‌اند که ریاست همان مجمع با هاشمی رفسنجانی است!

۶- کسانی که اعلام می‌کنند تعریف‌های امام خامنه‌ای از احمدی نژاد تا اواخر دولت او ادامه داشت، عمداً فراموش می‌کنند که حضرت آقا در پایان دولت‌های موسوم به اصلاحات و سازندگی نیز از هاشمی (خائن) و خاتمی (ملعون) تعریف کردند و این تعریف‌ها بسیار پررنگ‌تر از تعریف‌هایی بود که از احمدی نژاد داشتند و دلیل آن نیز بزرگواری امام خامنه‌ای و تلاش معظم له برای جذب حدّ اکثری است. در این بخش با ذکر سند، به دو نمونه از تعریف‌های امام خامنه‌ای در پایان کار دولت‌ها اشاره می‌کنم، لطفاً دقت کنید:

ü      سه روز قبل از تنفیذ حکم ریاست جمهوری خاتمی (ملعون)، یعنی در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۷۶، امام خامنه‌ای در آخرین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت ششم فرمودند: «امیدواریم که ان‌شاءاللَّه خداوند متعال، جناب آقای هاشمی و آقایان محترم - همکاران گرامی ایشان - را مشمول اجرهای وافر خودش قرار دهد. بنده هم وظیفۀ اخلاقی می‌دانم که احساس خودم را نسبت به جناب‌عالی، جناب آقای هاشمی، و همکاران‌تان عرض کنم. این دورۀ هشت ساله، برای کشور، یک دورۀ بسیار پرکار و پر تلاش و پر عاید و حقیقتاً دورۀ بازسازی بود. بازسازی برای ما یک آرزو بود. من فراموش نمی‌کنم روزهای بعد از جنگ، در آن جلسه‌ای که به دستور امام تشکیل شد، چند نفری برای طرح خطوط اصلی بازسازی کشور نشستیم؛ به نظر خودمان آرزوهای بزرگی را در آن نوشته‌ها آوردیم، بحث کردیم و تصور نمودیم که ان‌شاءاللَّه در طول چندین سال انجام گیرد. آنچه در این هشت سال ریاست جمهوری شما اتفاق افتاده، از آنچه که آن روز ما آرزو داشتیم، بیشتر است و حقیقتاً کشور بازسازی شد». [لینک]

ü      در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد، یعنی در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۸۴، امام خامنه‌ای فرمودند: «بنده لازم می‌دانم از رئیس جمهور قبلی‌مان، جناب آقای خاتمىِ عزیزمان، و همکاران ایشان صمیمانه تشکر کنم. در این هشت سال جناب آقای خاتمی و همکاران‌شان تلاش باارزشی انجام دادند ...». [لینک]

اگر شما به این جملات توجه کنید می‌بینید که تعریف حضرت آقا از هاشمی و خاتمی در پایان کار دولت‌هایشان، حتی پررنگ‌تر از تعریف‌های معظم له از احمدی نژاد است و همان گونه که آمد، چنین تعریف‌هایی علاوه بر قدردانی از زحمات منخبین مردم، نشانگر بزرگواری امام خامنه‌ای و تلاش حضرت‌شان برای جذب حدّ اکثری است و هرگز نافی خطاها و انحرافات احتمالی افراد نمی‌باشد.

۷- یکی از مهم‌ترین خطاهای طرفداران احمدی نژاد این است که چون به درستی خطاهای غیر قابل بخشش روحانی را می‌بینند، گمان (و یا وانمود) می‌کنند که گزینۀ مقابل او شخص خطاکاری چون احمدی نژاد است؛ در حالی که اگر بخواهند به اوامر ولی امر مسلمین جهان توجه کنند، خواهند دید که امام امت در تاریخ اول فروردین ۱۳۹۲ در حرم امام رضا (علیه السلام) و در دیدار با امّت شهید پرور اشاره کردند که رئیس جمهور بعدی باید نقاط قوّت احمدی نژاد را داشته باشد، اما نقاط ضعف او را نداشته باشد؛ معظم له در این دیدار تأکید کردند: «ما در سلسلۀ دولت‌هایی که پشت سر هم می‌آیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترین‌های خودمان را بفرستیم» [لینک] و این به صراحت به ما می‌فهماند که قانع بودن به احمدی نژاد خطاست.

باید به خاطر داشت که در مملکت قحط الرجال نیست و گزینه‌های مناسب برای ریاست جمهوری، که خطاهای احمدی نژاد را نداشته باشد، اما نقاط قوت او را دارا باشد، اگر چه کم، ولی موجود است و این تأکید و تبلیغ روی شخصیت خطاکار و عذرخواهی نکرده‌ای چون احمدی نژاد، که از قضا یاران و هم‌نشینان منحرفی نیز دارد، بودار و قابل بررسی و تعمّق است!

۸- اگرچه در آغاز شکل‌گیریِ جریان انحرافی، خیلی‌ها سرکردۀ انحرافات را «مشایی» می‌دانستند و احمدی نژاد را مظلوم و فریب‌خورده قلمداد می‌کردند، اما همان‌طور که از ابتدا هم احمدی نژاد می‌گفت: «مشایی یعنی احمدی نژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی»، اکنون بر همگان روشن شده که احمدی نژاد نیز منحرف است و با ولایت فقیه زاویۀ جدی دارد. بخشی از معدود طرف‌داران احمدی نژاد وانمود می‌کنند که اصطلاح «جریان انحرافی» ساخته و پرداختۀ هاشمی رفسنجانی است، به این دسته از ساده‌دلان، باید یادآوری کرد که تقابل هاشمی و احمدی نژاد مربوط به قبل از انحراف احمدی نژاد است و الان رفتارهای احمدی نژاد دقیقا شبیه امثال هاشمی و خاتمی و میریزید است. 

۹- در هر صورت جریان انحرافی وجود دارد و امام خامنه‌ای نیز در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ همزمان با خانه‌نشینی احمدی نژاد فرمودند: «تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوۀ الهی نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوی آرمان‌ها، ذره‌ای منحرف شود».





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()