جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب ابر منافق
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: دوشنبه 1398/10/30 - ساعت: 14:00

نمایندۀ مردم انقلابیِ قم یقۀ رئیس‌جمهور را گرفت!

بسم الله النّور  

امروز مردم در شرایط بد معیشتی هستند و دولت مشکلات آنها را پی‌گیری نمی‌کند! / رئیس جمهور با نیش و کنایه شیرینی وحدت را به کام مردم تلخ نکند

چکیدۀ سخن‌رانیِ حجت‌الاسلام و المسلمین مجتبی ذوالنوری، نمایندۀ انقلابی مردم قم و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در نشست علنی روز یکشنبه ۲۹ دی ۹۸


 

دشمن فکر می‌کرد که با شهادت شهید حاج قاسم سلیمانی، شروع یک دوره آرامش را برای خود رقم می‌زند، ولی با شهادت شهید سلیمانی کابوس آزاردهنده و مرگبار، بی‌خوابی، ناامنی، دلهره و اضطراب بر اردوگاه دشمن مستولی شده است.

 

باید بگوییم که فقط جمهوری اسلامی خون‌خواه شهید سلیمانی نیست، بلکه همۀ کشورهای حوزۀ جهانی مقاومت اسلامی خون‌خواه شهید سلیمانی هستند.

 

خدا را شاکریم که در این ایامی که استکبار جهانی با اقدامات مشکوک بعضی از داخلی‌ها، فکر می‌کرد جامعۀ ما دچار شکاف و اختلاف شده، در روزهای گذشته بزرگ‌ترین نماز جمعۀ تاریخ اسلام، به امامت ولی امر مسلمین، مقام معظم رهبری، چشم جهانیان را به خود خیره و چشم دشمنان اسلام را کور کرد.

 

امروز مردم ما به برکت خون شهید سلیمانی به یک وحدت رسیدند. درخواست من از مسئولان و به طور ویژه از آقای رئیس‌جمهور این است که در سخنان خود این قدر آدرس عوضی و نیش و طعنه نداشته باشند و مزۀ شیرین این وحدت را در کام مردم تلخ نکنند!

 

آقای رئیس‌جمهور! سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ۴۱ سال سینۀ خود را سپر دفاع از این مردم کرد، آسمان کشور را ۴۱ سال امن نگه داشت. از کردستان تا آذربایجان غربی، تا گنبد و ترکمن‌صحرا، تا شرق و شمال و جنوب خراسان، تا سیستان و بلوچستان، تا خلیج فارس و تا خوزستانِ گلگلون از خون شهدای پاسدار، بسیج و نیروهای مسلح ما، دلیل بر سینه سپر کردن پاسداران ما در همۀ صحنه‌های خون و خطر برای دفاع از این ملت است.

 

اگر اپراتوری به اشتباه و برای دفع یک خطر بزرگ‌تر، دچار یک خطای انسانی شد، پاسداران ما این‌قدر شجاعت، اخلاص و ایثارگری دارند که حتی در انظار عمومی تقصیر دیگران را هم به دوش بکشند و از مردم عذرخواهی کنند.

 

آقای رئیس‌جمهور! در حادثۀ قطار سمنان، ۴۶ نفر از هموطنان تبریزی ما بر اثر بی‌مبالاتیِ زیرمجموعۀ شما سوختند و خاکستر شدند. آیا شما یک کلمه از این مردم عذرخواهی کردید؟!

 

آقای رئیس‌جمهور! در فتنۀ بنزینی که بر اثر سوءمدیریتی شما، مملکت به خون و آتش کشیده شد، شما آمدید جلوی دوربین و به مردم گفتید من هم مثل شما خبر نداشتم و با خندۀ وقیحانه نمک بر زخم مردم پاشیدید.

 

آقای رئیس‌جمهور! در این ماجرا یا راست گفتید یا دروغ، اسناد می‌گوید شما خبر داشتید، اما خدا کند دروغ گفته باشید، چون اگر دروغ نباشد (و شما از اتفاقاتِ دولت خود بی‌خبر باشید)، جرمش سنگین‌تر است! در دولت شما چه اتفاقی مهم‌تر از این حادثه باید رخ بدهد که شما در جریان آن باشید و شما راحت پیش زن و بچه‌تان در حالی که مملکت دارد می‌سوزد، با بی‌خیالی نخوابیده باشید؟! دوران گفتار درمانی تمام شده، آیا برای این موضوع عذرخواهی کردید؟!

 

آقای رئیس‌جمهور! آیا روزی که مردم را فریب دادید که کاری می‌کنید هم چرخ صنعت بچرخد و هم سانتریفیوژها و امروز هر دوی آن‌ها قفل است، از این مردم عذرخواهی کردید؟!

 

آقای رئیس‌جمهور! به مردم گفتید روز اول اجرایی شدن برجام، تمامی تحریم‌ها بالمره برداشته خواهد شد؛ بابت این فریب آیا از مردم عذرخواهی کردید؟! آیا امروز که مردم در این سختی معیشتی دست و پا می‌زنند، از ایشان عذرخواهی کرده‌اید؟!

 

در یزد به مردم گفتید: بشارت و مژده که می‌خواهیم به ۱۸ میلیون نفر یارانۀ جدید معیشتی بدهیم، اما به آنها نگفتید که با گران کردن بنزین می‌خواهید هزینۀ زندگی‌شان را چند برابر کنید! امروز هم هر کسی به ما مراجعه می‌کند، می‌گوید به ما یارانه داده نشده است. آیا به خاطر این بلایی که سر مردم آوردید یک بار از آن‌ها عذرخواهی کردید؟!

 

مجلس یک کمیتۀ راستی‌آزمایی تشکیل دهد. امروز مردم در شرایط بد معیشتی هستند و دولت مشکلات آن‌ها را پی‌گیری نمی‌کند.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1398/10/24 - ساعت: 08:19

چرا از پاره شدن بنر سردار سلیمانی خوشحالم؟!

بسم الله النّور

 

وقتی قهرمان دلاور ایران زمین، سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی به شهادت رسید، چند اتفاق افتاد.

مردم انقلابی کشورمان که بخش اعظم جامعه را تشکیل می‌دهند، به خشم و خروش آمدند و به بهترین شکل از سردار شهیدشان استقبال کردند و خواهان انتقام سخت از دشمن شدند.

جماعتی نیز که در کوران مشکلات اقتصادی، از قاطبۀ مردم عقب افتاده بودند و سر در گریبان خویش داشتند، با شهادت سردار از خواب بیدار شدند و به صف مردم پیوستند.

 

اما در این میان یک اتفاق دیگر افتاد: غربزدگانی که به راه و مرام الهی و ولایی حاج قاسم اعتقادی نداشتند نیز به میدان آمدند و تلاش گسترده کردند تا حاج قاسم را مال خود کنند و از عزّت و عظمت سردار سوء استفاده نمایند.

کسانی که همیشه ریشۀ حل مشکلات را در خانۀ دشمن و تسلیم در برابر دشمن جست‌وجو می‌کردند نیز وانمود کردند که رفیق، همراه و همرزم(!) سردار سلیمانی هستند.

 

کار تا آن‌جا پیش رفت که مقام معظم ولایت در نطق روز 18 دی ماه سال جاری تذکر دادند که سردار سلیمانی ذوب در انقلاب بود و کسی حق ندارد این حقیقت را کتمان کند.

 

اما مجموعه اتفاقاتی که باعث شد هواپیمای مسافربری اوکراینی سقوط کند، دست این جماعت ریاکار و دروغ‌گو را رو کرد و بلافاصله چهرۀ واقعی و منافقانۀ خود را نمایان کردند. این جماعت فریب‌کار، ضمن همنوایی با سفیر کشور روسیاه انگلستان، تصویر نورانی و مقدّس سردار رشید اسلام، شهید حاج قاسم سلیمانی را پاره کردند، تا ناخودآگاه پرده از چهرۀ کریه خود بردارند! این‌چنین است که بنده از این اتفاق و از رو شدن دست منافقان خوشحالم.

 

سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، یک هفته هم نشد که حساب خود را از منافقانِ دروغگو جدا کرد.

سردار متعلق به آحاد مردم انقلابی و ولایی کشورمان است و نسبتی با غربگرایان، منافقان و وطن فروشان ندارد!


حاج قاسم به تصریح مکرّر خود «عاشق، مطیع و سربازِ» امام خامنه‌ای است؛ رضوان الله تعالی علیه.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: دوشنبه 1397/12/6 - ساعت: 17:31

احمدی نژاد: نظرم مخالف رهبری است!

بسم الله النّور

 

گفتوگوی فارس با احمدی نژاد بقیۀ پرده‌ها را از چهرۀ او کنار زد.

پیگیر بودیم که گفت‌وگویی صریح و بی‌پرده با آقای احمدی‌نژاد داشته باشیم و از آخرین تغییرات اعتقادی و بینشی ورفتاری‌اش سؤال کنیم. درخواست مصاحبه دادیم و الحمدلله استقبال کرد. وعدۀ‌مان ساختمان ولنجک بود. با همکاران گروه عکس و تصویر وارد ساختمان شدیم. پیرمرد صاف و ساده و خوش مشربی دم در بود که با بذله گویی قوانین ورود به ساختمان را برایمان مرور کرد: «لطفاً برای ورود، گوشی و دوربین و ضبط و غیره را همینجا بگذارید و بروید». ابتدا تصور کردیم هماهنگی لازم انجام نشده اما بعد از اینکه از راه پله تاریک با پله های بلند عبور کردیم و به حلقه نزدیکان رئیس جمهور سابق نزدیک شدیم فهمیدیم که گفتوگو منحصر به همین جلسه است و قرار نیست چیزی به دست مخاطب فارس برسد.

 

با این حال به محض ورودِ آقای احمدی نژاد، مجدداً از خودش هم درخواست کردیم که اجازه دهد تصویر برداریم و ضبط کنیم؛ اما در کمال تعجب و بر خلاف قراری که گذاشته بودیم، احمدی نژاد مخالفت کرد و بسیار مصمم بود که دوربین، ضبط و گوشی در میان نباشد!

 

تمدن استاندار سابق تهران و جوانفکر هم در جلسه حضور داشتند. کارکنان ساختمان خودشان جلسه را ضبط می‌کردند و قول دادند که همان شب فایلهای هر سه دوربین را به ما برسانند که از این وعده نزدیک به دو هفته گذشت و بازهم خبری نشد.

 

دو روز پیش یکی از نزدیکان احمدی نژاد خبر انجام این گفتوگو را منتشر کرد و جالب اینکه توصیه کرده که گفت‌وگو به صورت کامل منتشر شود.

طبیعی است که خواستۀ ما همین است، اما چون قواعد یک گفت‌وگوی صمیمانه و صادقانه شکسته شد و اساساً دست ما برای انتشار مصاحبه کوتاه است، روایتی از جلسه را جهت اطلاع مخاطبان محترم منتشر می‌کنیم. بدیهی است که هر زمان فایل تصویری گفتوگوی حدوداً چهار ساعته به دست ما برسد، مصاحبه را کاملتر منتشر خواهیم کرد.

 

گفت‌وگو با یک سؤال ساده شروع شد: «آقای احمدی نژاد چند روزی است از جشن چهل سالگی انقلاب گذشته است. فکر می‌کنید وضعیت مهم‌ترین شاخص‌های انقلاب اسلامی نسبت به دوران طاغوت چطور است؟ به طور مشخص در آزادی و عدالت وضعیت چگونه است؟»

پاسخ احمدی نژاد صریح‌تر و روشن‌تر از سؤال ما بود: «وضعیت آزادی نسبت به قبل انقلاب را باید در دو وجه بررسی کرد: بخش اول شدت برخورد با آزادی مردمی است و بخش دوم گسترۀ برخورد با آزادی. معتقدم در بخش اول وضعیت ما بهتر شده است، یعنی شدت عمل حکومت علیه مخالفان تخفیف یافته، اما گسترۀ برخورد حکومت با آزادی مردم بدتر شده است. یعنی در مقایسه با قبل، وضع آزادی بدتر شده است».

 


احمدی نژاد مدعی شد که وضعیت آزادی بدتر از زمان طاغوت است! اما او اجازه نداد که خبرنگاران در یک مصاحبۀ مطبوعاتی، چیزی ضبط کنند و عکسی بگیرند.

خبرنگاران نمی‌دانستند برای مصاحبه با رئیس جمهور سابق و تغییر یافته حاضر شدهاند و یا در سازمان ساواک حضور به هم رساندهاند؟!

و توضیح داد این حرف یعنی الان مانند زمان طاغوت برخوردها با زندانیان سیاسی آن‌طور خشن نیست، اما دایره و گسترۀ برخوردها بیشتر شده است. برای این ادعای خود مثال‌هایی هم از زندان‌های یکی دو شهر بزرگ آورد که طبق ادعای او صدها نفر در آن‌ها به خاطر آزادی و انتقاد از وضع موجود حضور دارند. احمدی‌نژاد معتقد بود مخالفان و منتقدان رؤسای سه قوه از برخورد قضایی امان ندارند و زندان‌ها پر از منتقدین به این سه شخصیت (حسن روحانی و برادران لاریجانی) است.

 

احمدی‌نژاد درباره وضعیت عدالت به دو مسئله تبارسالاری و اقتصاد اشاره کرد. در بارۀ تبارسالاری گفت که در این زمینه هم‌اکنون با یک حکومت خانوادگی مواجه هستیم. دربارۀ اقتصاد نیز اشاره داشت که زمان قبل انقلاب و در دورۀ طاغوت اقتصاد کشور مردمی‌تر بود و با انقلاب «بنیادها» به بهانۀ برخورد با سرمایه‌داری، اموال مردم را از آن‌ها گرفتند و همه چیز در اختیار دولت، نهادها و سازمان‌ها قرار گرفت.

 

درباره وضعیت آزادی مباحثه‌ای شکل گرفت و احمدی نژاد با توجه به برخوردی که با نزدیکانش شده بود، مصر بود که نشان دهد وضعیت آزادیِ بیان هر روز بدتر می‌شود. او توضیح داد که دستگاه قضایی اجازه کمترین نقدی را نمی‌دهد و اگر علیه علی لاریجانی حرف بزنیم، صادق لاریجانی برخورد می‌کند و اگر علیه رئیس دستگاه قضا نقد کنیم، دادستان برخورد می‌کند و این «وضعیت ظالمانه» نشان دهندۀ این است که نه تنها نمی‌شود به این ساختار اعتماد کرد، بلکه با روند موجود امیدی به اصلاح هم نمی‌توان داشت.

 

به او گفتیم که برخورد قاطع دستگاه قضا با متهمان امنیتی و اقتصادی همواره وجود داشته است و مسئلۀ جدیدی نیست؛ اما شما در زمان ریاست جمهوری در پاسخ به سؤال رسانه‌های خارجی، آزادی در ایران را نزدیک به مطلق ارزیابی کردید. آیا این تناقض نیست؟

احمدی نژاد گفت که حرف آن موقع من را تحریف کردید. من در آن مصاحبه گفتم آزادی در ایران برای نقد دولت من نزدیک به مطلق است.

 

احمدی نژاد معتقد بود به بقایی و مشایی ظلم شده است. وقتی از او پرسیدیم که شما هشت سال رئیس جمهور کشور بودید و چرا آن زمان نسبت به این امور اعتراض نکردید؟ گفت: «شما در جریان نیستید؛ من همان زمان هم معترض بودم. اما دلیلی نمی‌دیدم که رسانه‌ای کنم».

گفتیم اما این ادعای آزادی خواهی با مسئولیت‌هایی که در دولت به امثال آقای مرتضوی دادید چگونه قابل جمع است؟ که گفت: «مسئولیت ایشان با انتخاب مستقیم من نبود»!

 

احمدی نژاد گفت مگر آقای مشایی چه کرده بود که با وی این‌طور برخورد کردند؟ آیا پاره کردن حکم قاضی جزایش زندان است؟ چرا نقد ما را به حساب اقدام علیه امنیت ملی می‌گذارند؟

 

گفتیم شما قاضی را ظالم می‌دانید؛ دادستان را هم ظالم می‌دانید؛ رئیس دستگاه عدلیه را ظالم و اهل فامیل بازی می‌دانید و ضمناً معتقدید که برای رهبری هم اشکالات را گفتید و اثری ندیدید. همچنین می‌گویید اشکال دستگاه قضایی را هم جایی نیست ببریم. آیا فکر نمی‌کنید این تصویری که ارائه می‌کنید فارغ از درستی یا غلطی، به معنی برآشفتن علیه کشور است؟ آیا از منظر شما امیدی به اصلاح هست و آیا مردم باید منتظر اصلاح باشند یا خیر؟!

احمدی نژاد توضیح داد: «حرف من این است که اگر رئیس دستگاه قضا عوض شود و یک مجتهد عادل و با تقوا بیاید، خیلی از مسائل حل می‌شود، ولی چرا نگرانید؟ فرض کنید من بگویم اشکال ساختاری است، چرا استقبال نمی‌کنید؟ مگر غیر از این است که کسی بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است!!!»؟

 

این جملۀ آخر و جملات مشابهی چون «هیچ کس بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است»، «کسی بیشتر از من به رهبری خدمت نکرده است»، «هیچ‌کس به اندازه من برای انقلاب فداکاری نکرده است» در سخنان آقای احمدی نژاد چندین بار به شکل‌های مختلف تکرار شد.

 

از وی پرسیدیم رهبر انقلاب در خطبه مشهور نماز جمعه 29 خرداد 88 فرمودند که نظرم به فلانی نزدیکتر است. بعدها از دولت شما نیز حمایت کردند. اما آخرین واکنش نسبت به شما این بود که آمدن شما به انتخابات را به صلاح ندانستند و بعدها علتش را هم گفتند که موجب دوقطبی می‌شود. سؤال را ساده و کوتاه و صریح پرسیدیم: «به نظرتان شما عوض شدهاید یا رهبری»؟ پاسخ داد: «من تغییر نکردم. البته برخی موضوعات برایم روشنتر شده است. اما این چه سؤالی است چرا تفتیش عقاید می‌کنید؟»

گفتیم برای یک سیاستمدار، آیا نباید مهم باشد که نظر رهبری درباره رفتار او چگونه است؟ اصلا رهبری نه؛ آیا برای شما به عنوان یک سیاست‌مدار، نباید مهم باشد که نظر دیگران نسبت به شما چگونه است و چرا تغییر کرده است؟ گفت: «این که در ذهن من چه می‌گذرد به شما چه کار دارد؟»

 

گفتیم تحلیل شما را می‌خواهیم، اشکالی دارد؟ و ادامه دادیم که چرا رهبری نگران بودند که با آمدن شما دوقطبی شود؟ چه چیز در رفتار شما دیدند؟

گفت: اتفاقا نظر من این بود که اگر من بیایم دوقطبی رفع می‌شود؛ کما اینکه دیدید دو قطبی ایجاد شد. اگر من در انتخابات حضور داشتم، دوقطبی تبدیل می‌شد به سه قطبی.

 

به احمدی نژاد گفتیم که اساساً چیزی به نام سه قطبی وجود ندارد. قطبی شدن مربوط به مردم است نه نامزدها. تقابل هم همیشه دوگانه است نه سه گانه یا بیشتر. سؤال این است که چرا رهبری معتقد بودند که اگر شما بیایید دوقطبی می‌شود؟

دوباره مدعی شد که این سؤال تفتیش عقاید است و ادامه داد: «شما بازجوئید مگر»؟!

احمدی نژاد در حالی مدعی میشود که از امام خامنه ای برای نامزد شدن سؤال نکرده است، که امام خامنه‌ای صراحتاً به استعلام احمدی نژاد اشاره کرده‌اند.

احمدی نژاد وقاحت را از حد گذرانده و به امام امت اتهام دروغ بسته است!

ضمن این‌که – بر فرض محال -حتی اگر احمدی نژاد سؤال هم نکرده باشد، با ورود به انتخابات، توصیۀ مشفقانۀ امام امت را زیر پا گذاشته است.


گفتیم آقای احمدی نژاد! آیا برای شما مهم نبود که نظر رهبری درباره آمدن یا نیامدن شما چیست؟ گفت: «نه. اساساً من از ایشان سؤال نکردم که بیایم یا خیر؛ خود رهبر انقلاب در اثنای یک گفت‌وگو گفتند آمدن شما به صلاح نیست».

 

 به نظر رسید خیلی از این  بخش پرسشها راضی نیست و از پاسخ طفره رفت و کار به مختصری محاجه نیز کشیده شد و اینکه شما من را بازجویی می‌کنید و غیره.

 

سپس ادامه داد که شما اساساً متوجه نیستید که ولایت فقیه یعنی چی. هرکس مخالف رهبری نظری داشت نباید بگوید؟ من نظرم مخالف ایشان است، چه کنم؟ ساکت شوم؟

 

بعد از ما پرسید شما هیچ وقت به رهبری نقد نداشتید؟

یکی از مصاحبه کنندهها جواب داد: تا حالا نقد نداشتیم، اما خود رهبر انقلاب هم فرمودهاند که نقد به رهبری جایز است؛ اما نقد ما به شما این مسئله نیست. گفت: «نقدتان پس چیست؟»

 

گفتیم ما نه می‌گوییم حرف نزنید و نه می‌گوییم چرا نقد دارید؟ اما نقد به یک عملکرد یک حرف است و تفاوت فاحش با نظام فکری، رفتاری و مدیریتی رهبری، حرف دیگری است. الان هم نمی‌گوییم حرف نزنید؛ سؤال ما این است که اساساً اینکه این تفاوت هر روز دارد بیشتر می‌شود نگرانتان نمی‌کند؟ به این موضوع فکر کردهاید؟ رهبری می‌گوید به آینده امیدواریم و شما می‌گویید در بحرانیم و شرایط بنبست گونه است؛ آیا این تفاوت فاحش بینشی برایتان طبیعی است؟

 

احمدی‌نژاد در پاسخ گفت: «این‌ها سؤالات مردم نیست؛ من که می‌گویم شما خبرنگار نیستید یعنی همین. سؤالات مردم را بپرسید.»

در پاسخ گفتیم: سؤال کف جامعه و پایگاه‌های بسیج و متدینین همین است. که احمدی‌نژادی که در سال 84 دیدیم چرا اینقدر متفاوت شده است؟ سپس مثال‌هایی از سخنانش در سال‌های 83 و 84 درباره ولایت فقیه، شخص رهبری، مدل سیاست‌ورزی حزب‌الله و ... آوردیم و گفتیم که سؤال بچه‌های پایگاه‌های بسیج این است که گوینده آن حرف‌ها امروز چرا اینقدر تغییر کرده است؟ اصلاً این تغییر را قبول دارید؟

 

در پاسخ به ما ابتدا با لبخند پرسید: «کف پایگاه بسیج یا کف جامعه؟»

گفتیم اتفاقا یکی از تغییرات همین است. احمدی‌نژاد 84 تفاوتی بین بسیجیان و آحاد مردم نمی‌دید. بسیار از این حرف ما ناراحت شد و گفت: «بسیجی‌ها را با میلیون‌ها شب‌نامه علیه من بدبین کرده‌اند. من تغییری نکرده‌ام. همان احمدی‌نژاد 84 و همان احمدی‌نژاد 85 هستم. فداکاریای که من برای رهبری کرده‌ام هیچ‌کس نکرده است». جای دیگری هم اشاره کردند که رفتاری که رهبری با من داشتند با هیچ رئیس جمهوری نداشتند. معاون قرار می‌دادم برمی‌داشتند. می‌خواستم وزیر عزل کنم اجازه نمی‌دادند. و مواردی دیگر.

 

بحث به بیداری اسلامی و ماجرای سوریه کشیده شد؛ گفت: «من بیداری اسلامی به این شکل که گفته می‌شد را قبول نداشتم. معتقد بودم پروژه متعلق به دیگران است و ما نباید استقبال کنیم؛ ولی چون نظر رهبری بود حرفی نزدم. ماجرای سوریه هم باید سیاسی حل می‌شد. هرقدر من تلاش کردم ماجرا به نحو دیگری اصلاح شود نمی‌گذاشتند. الان هم حل نشده است و همچنان مشکل باقی است.»

 

احمدی نژاد مجدداً ‌گفت: «سؤالات مردم را بپرسید؛ مثل این سؤال که الان وضعیت کشور چگونه است؟ مقصر کیست؟ باید چه کرد؟»

ما هم گفتیم که شما در نامه به رهبر انقلاب گفتید که این دولت باید برود کنار. با کدام مبنا به این رسیدید که از رأی مردم برگردیم؟ گفت: «الان همه مردم می‌خواهند» گفتیم: «بله در نامه‌تان هم اشاره کردید که مردم می‌خواهند، اما از کجا به این نتیجه رسیدید که نظر مردم برگشته است؟ ضمن اینکه شما برای انتخابات مجدد هم شرط گذاشتید که شورای نگهبان انتخابات را مهندسی نکند، مگر این شورای نگهبان همان شورای نگهبانی نیست که شما را انتخاب کردند؟»

احمدی نژاد خودش را به نفهمی می‌زند، چرا که خود می‌داند در مقابل اوامر رهبری ایستاده است و دیگر شایسته نامزدی ریاست جمهوری اسلامی نیست.

احمدی نژاد می‌داند که علیه شورای نگهبان و نهادهای قانونی شوریده است و دیگر صلاحیت نامزدی ندارد؛ اما می‌گوید هیچ دلیلی برای رد صلاحیت او نبوده است!!!

گفت: «بله. ولی آیا شورای نگهبان نمی‌تواند تغییر کند؟ آیا در انتخابات گذشته مهندسی نشد؟ دلیلشان برای رد صلاحیت من چه بود؟ چه پاسخی داشتند؟ در تلویزیون آمدند و گفتند نیازی نیست پاسخ بدهیم».

 

سؤال کردیم که به نظرتان مردم نظرشان درباره این مواضع شما چیست؟ شما وقتی سراغ انتقاد از قوه‌قضائیه رفتید که نزدیکان‌تان را گرفتند؛ وقتی سراغ شورای نگهبان رفتید که ردصلاحیت شدید! آیا مردم نمی‌گویند که این انتقادها واقعی نیست؟

پاسخ احمدی نژاد این بود که من در گذشته هم همیشه نقد داشتم و گفته‌ام؛ اما خصوصی نقد می‌کردم. الان کار به جایی رسیده است که باید علنی بگویم.

 

گفتیم شما معتقدید مجلس فقط 25 درصد از آرای مردم را دارد. این دولت را هم دیگر مردم قبول ندارند. عدلیه هم امیدی به اصلاحش نیست. به نظرتان آیا این ایستادن مقابل ساختارهای برآمده از رأی مردم نیست؟ پاسخش این بود که آیا اگر من احساس خطر کنم نباید حرف بزنم؟ شما باید از حرف‌های من استقبال کنید که می‌گویم این کشتی در حال غرق شدن است. شما نمی‌خواهید ما حرف بزنیم.

 

احمدی نژاد علیه سابقۀ خود شوریده است، اما فعلاً قصد علنی کردن ماهیت خود را ندارد.

علنی کردن عقاید پنهان احمدی نژاد توسط خودش، مساوی است با شوریدن او علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی؛ در این صورت او نیز مثل برخی دیگر که سقوط کردند، به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.

شخصاً امیدوارم که خدا او را هدایت کند.

پایان جلسه ختم شد به ناگفته‌های احمدی نژاد و این‌طور شروع کرد: حرفهایی می‌خواهم بزنم که تاب شنیدنش را احتمالاً ندارید. حرف‌های او  دربارۀ سردار رشید سپاه اسلام، سرلشکر حاج قاسم سلیمانی، رهبر معظم انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر اشخاص و نهادهای انقلابی بود؛ اما نظرش این بود که فعلاً منتشر نشود!

 




نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1397/05/3 - ساعت: 05:39

سؤال از محمد نوری زاد

اشاره: نظر زیر را ذیل یکی از پست‌های وبلاگ (سایت) محمد نوری زاد نوشتم؛ بد ندیدم که این‌جا نیز منتشر شود.

 
نمایشگاه رسانه در سال ۹۱ که نوری زاد مورد عتاب جوانان قرار گرفت و مجبور به فرار شد.


السلام علینا و علی عباد الله الصالحین

 

نمی‌دانم چی شد که یاد قدیم‌ها افتادم و یاد تو که در کیهان می‌نوشتی و در جمع ما حاضر می‌شدی و کلی هم کیف می‌کردی و از همه تندتر بودی و ...

 

سرچ کردم سایتت را دیدم و همین یک مطلبت را با دور تند (بدون دیدن ویدیوها) خواندم و یک دعا هم برایت کردم: ان‌شاءالله در سرای باقی با امیر انتظام و همۀ آن‌ها که به نیکی یادشان می‌کنی، محشور شوی.

 

یک سؤال هم دارم: تو از اول نفوذی و منافق بودی یا بعدها منحرف شدی؟

 

با تشکر.




نظرات() 



تاریخ نگارش: شنبه 1397/01/18 - ساعت: 19:09

این ۳۰۰ نفر خود را بسیجی نمی‌دانند

اخیراً نامه‌ای از فرقۀ احمدی‌نژادیسم خطاب به امام خامنه‌ای منتشر شده است که ۳۰۰ اسم زیر آن درج شده است، برخی به غلط این افراد را بسیجی خوانده‌اند، اما این‌گونه نیست.

اگر کسی متن نامه را بخواند، خواهد دید که نویسندگان نامه از بسیج اعلام برائت کرده اند.

نویسندگان این نامۀ منافقانه، در مورد بسیج نوشته‌اند: «بسیج عزیزمان که قرار بود محل مشارکتِ فعال و واقعیِ مردم در انقلاب بوده، و با ساختاری پایین به بالا، ضامن و ناظرِ مردمی و آرمانی ماندن حکومت‌مان و موتورِ محرکِ فداکار آن باشد، اما امروز نقشی ابزاری پیدا کرده و تقریباً به بخشِ پایین‌دستِ حزبی سیاسی و کم‌نسبت با مردم تبدیل شده است. تفوقِ ساختارها و نگاه‌های نظامی و بالا به پایین و رویکردهای اساساً غلط، از بسیج، مجموعه‌ای بی‌نشاط، کم‌عمق، ضعیف، و بدون ابتکارِ عمل ساخته که حتی امکانِ هرگونه حرکتِ جدی و مستقلِ مردمی را به بخش‌های زنده‌ی بدنه‌ی خود نیز نمی‌دهد. در واقع در شرایطی که متأسفانه از شکل‌گیری سندیکاها و هرگونه سازمانِ مردم‌نهادِ واقعی و موثر در کشور جلوگیری می‌گردد، بسیج نیز استحاله شده و بدین ترتیب امکانِ نقش‌آفرینیِ مردمی در امور کشور سلب گردیده است».


در این نامه به روش دشمنان نظام و ضدانقلاب فراری، تمام ارکان نظام زیر سؤال رفته و سیاه نمایی شده است؛ از جمله در بخشی از آن، همان گونه که مشاهده میفرمایید، نقش «سازمان بسیج مستضعفین» را ابزاری و کم‌نسبت با مردم نمایانده است و همچنین تهمت‌های دیگری را نیز به این نهاد انقلابی روا داشته‌اند که موجب خوش‌حالی دشمنان و منافقان شده است.



با این حساب، وقتی نویسندگان این نامۀ منافقانه به صراحت از بسیج اعلام برائت کرده‌اند و وقتی این نامه موجب خوش‌حالی کثیف‌ترین منافقان روزگار شده است، بسیجی خواندن نویسندگان نامه از اساس باطل و خنده‌دار است.

 

صرف نظر از این‌که صاحبان تمامی این ۳۰۰ اسم، از درج نام خود باخبر بوده‌اند یا خیر و اگر باخبر بوده‌اند، در چه شرایطی به ذکر نام خود رضایت داده‌اند و آیا قبل از انتشار، از محتوای نامه مطلع بوده‌اند یا خیر؛ این‌جانب از انتشار چنین نامۀ منافقانه‌ای، به هیچ وجه تعجب نکردم.

همراهان این وبلاگ در سال‌های اخیر، مکرر شاهد پیش‌بینی‌های سیاسی نگارنده بوده‌اند، که به لطف خدا همۀ آن پیش‌بینی‌ها محقق شده‌اند؛ از جمله در تاریخ 25 فروردین سال گذشته که حدود دو ماه تا انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی بود، در مورد احمدی نژاد نوشتم:

«پرسش بعدی این است که بعد از شکستِ احمدی نژاد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا او به قانون تمکین می کند یا جماعتی را به کف خیابان خواهد کشاند؟ در پاسخ باید عرض شود که بنده معتقدم اگرچه ممکن است احمدی نژاد کمی شلوغ کند، اما او در این مقطع فتنه انگیزی نخواهد کرد. همان گونه که عرض کردم زاویه احمدی نژاد با ولایت روز به روز بیشتر می شود و اکنون به حدی نرسیده که به فتنه ای علیه نظام دامن بزند. بنده گمان می کنم که اگر عمری از او باقی باشد و اگر مسیر سیاسی خود را اصلاح نکند، شاید 5-4 سال بعد این اتفاق بیفتد ». [لینک]


انتشار این نامۀ منافقانه شاهد دیگری بر عزم احمدی نژاد برای فتنه در سال‌های آینده است و اگر این اتفاق بیفتد، احمدی نژاد نیز مانند دیگر کسانی که در مقطعی از قطار انقلاب پیاده شدند و سقوط کردند، در اردوگاه منافقان و دشمنان سکنی خواهد گزید، و قطار نظام با راهبری نایب برحق امام زمان(عج) با پشتیبانی مردم به راه خود ادامه خواهد داد.




نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1397/01/12 - ساعت: 19:07

به دروغ می‌گویند که اگر امام زمان (عج) بیاید ...

پیش‌درآمد: کسانی که امروز پشتیبان ولایت فقیه نیستند، اگر امام زمان (عج) هم ظهور کند، از یاری ایشان خودداری خواهند کرد.

 

دشمن برای فریب مردم و به منظور ایجاد شکاف بین مردم و ولایت فقیه، با سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم، بعد از یادآوری مشکلات، القا می‌کند: «اگر امام زمان [عج] بیاید همه چیز درست می‌شود»! بعضی‌ها هم بدون این‌که متوجه باشند تحت تأثیر القائات دشمن هستند، همین جمله را تکرار می‌کنند و آن را حرف خودشان می‌دانند!

 

در صورتی که بنا نیست حضرت حجت (علیه السلام) بیایند و یک تنه همۀ مشکلات جهان اسلام را حل کنند؛ ایشان سرباز و پا‌به‌رکاب می‌خواهند؛ ایشان امام امّت هستند و مردم را هدایت می‌کنند تا دشمنان منکوب و مشکلات جهان اسلام حل شود.

 

کسانی که الآن خود را ملزم به اطاعت از امام خامنهای نمیدانند و آگاهانه یا ناخودآگاه با دشمن هم‌سخن شده‌اند و تبلیغات دروغین غرب را باور دارند، اگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم ظهور کنند، ایشان را یاری نخواهند کرد!

وقتی حضرت ولی عصر (علیه الاف التحیة و الثناء) ظهور کنند، رسانه‌های معاندی چون بی.بی.سی و صدای امریکا بی‌کار نمی‌نشینند، برنامه می‌سازند و مدعی می‌شوند که این شخص امام زمان نیست!

بعد هم شبکه‌های اجتماعی از قبیل تلگرام و فیسبوک، پر می‌شود از کلیپ‌هایی که نسبت به امام معصوم (ع) شک و شبهه منتشر می‌کنند.

چهار تا عمامه به‌سرِ بی‌تقوا که دوربینی و عاشق مشهور شدن هستند هم چند تا حدیث می‌خوانند و فتوا (!) می‌دهند که امام زمان این طوری نیست و اصلاً بنا نبوده در این برهه از زمان ظهور کند.

چند تا سلبریتی هم در صفحه‌شان یک پست منتشر می‌کنند و با دلقک بازی، ظهور امام معصوم را زیر سؤال می‌برند.

 

شک نکنید تعدادی از همین سیاسیونی که ادعای پیروی از امام خمینی (ره) را دارند و در میان آن‌ها - حتی - از بیت فلان و بهمان هم هستند، خواهند گفت که این «امام زمان» واقعی نیست!

 

در حال حاضر نایب برحق امام زمان (عج) بر مسند نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار دارند و بر هر مسلمان ایرانی فرض است که مطیع اوامر ایشان باشد. اگر کسی امروز نتواند دوست را از دشمن تشخیص دهد و زمام عقل خویش را به رسانه‌های بیگانه سپرده باشد، و اگر امروز کسی در رکاب ولایت فقیه نباشد، چه تضمینی وجود دارد که بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) به تشخیص درست برسد و دنیا و آخرت خویش را تباه نسازد؟!

 

 یادداشت مرتبط : چرا امام خامنه‌ای را دوست داریم؟ [ لینک ]




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1396/02/12 - ساعت: 16:38

احمدی نژاد منحرف است

بسم الله النّور

 

وقتی احمدی نژاد دیگر کاندیدا نیست، بهترین دلیل برای منحرف بودن احمدی نژاد و بهترین شاخص برای این که مطمئن شویم طرف داران او «جریان انحرافی» هستند ، همین است که هنوز به ضرب و زور می خواهند نامش را در شبکه های اجتماعی سر زبان نگه دارند و به انتخابات – بخوانید به نظام – ضربه بزنند. حرکت احمدی نژاد و اطرافیانش و همین طور تحرکات معدود حامیانش، دقیقاً یک عمل منافقانه است.

دلیل دیگر انحرافی بودن این جریان این است که احمدی نژاد را بر قانون و نظام ارجح می دانند، انگار این احمدی نژاد است که باید صلاحیت شورای نگهبان و نظام را تأیید کند! در برخی موارد حتی او را بر ولی فقیه نیز ترجیح می دهند که بهترین نشانه نفاق همین است!

بنده رصد کرده ام، بعضی از این کسانی که در شبکه های مجازی هنوز اسم محمود را می آورند حتی ایرانی هم نیستند؛ بلکه زبان آموختگان سرویس های جاسوسی دشمن می باشند. به گمانم دستگاه های جاسوسی دشمن نیز به تولید داخلی روی آورده اند و کار و کاسبی وطن فروشان و منافقان فراری کساد شده است.




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1396/01/24 - ساعت: 01:11

کسی که با ولایت زاویه بگیرد مردود است

بسم الله النّور

 

اشاره: چهار سال پیش دو بار به فاصله چند ماه، شبیه این عکس و مطلب، سه سال پیش نیز یک بار شبیه این عکس و مطلب و 18 ماه پیش دقیقاً این مطلب و عکس را در صفحه فیسبوک خود منتشر ساختم و بعضی اعتراض کردند؛ اما امروز دیگر عکس و مطلب بنده کاملاً گویاست.

مردم ایران اهل ولایت هستند و رهبرشان را دوست دارند. اگر کسی در خط ولایت بود او را دوست خواهند داشت و محترم خواهند شمرد، ولی اگر کسی با ولایت زاویه گرفت، پیرو هوی و اهل دنیا شد و دشمنان این آب و خاک را امیدوار کرد، فرقی نمی کند که باشد، مردم از او عبور خواهند کرد! هر که تا کنون از این ملت، ولو یک رأی گرفته است، قبل از آن خود را مطیع ولایت فقیه و پایبند قانون اساسی معرفی کرده بوده است؛ ملت ایران در هیچ انتخاباتی به هیچ کاندیدایی چک سفید امضا نمی دهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




نظرات() 





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات