جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب ابر نظام
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: سه شنبه 1397/02/4 - ساعت: 11:08

پاسخ به تُرّهات و خزعبلاتِ یک ذهن خسته و آشفته

بسم الله النّور

اشاره: یک وبلاگ‌نویس بی‌نام و نشان که خود را «افلاطون» می‌خواند، با درج نظری در وبلاگ این‌جانب، برای دیدن مطلب جدیدش با عنوان «تئوری جبر سیستمی» دعوت کرده بود که از قضا آن یادداشت تهمتی به مردم و نظام مقدّس جمهوری اسلامی محسوب می‌شد.

این نویسنده که نام، سن، تحصیلات، شغل، نوع وابستگی و کلاً همۀ مشخصاتش از دید مخاطبین مخفی است، نام وبلاگ خود را «هیچستان» گذاشته و در توصیف وبلاگش، یادداشت‌های خود را «تُرّهات و خزعبلاتی از یک ذهن خسته و آشفته» معرفی کرده است.

آنچه در این یادداشت مطالعه می‌فرمایید، نظر متقابل بنده در وبلاگ این آقا یا خانم «افلاطون» است.

 

 

نظر نخست-    داستان نویس اصول گرا:

بسم الله النّور

با سلام؛ ممنون که در وبلاگ این جانب حضور یافته اید.

خواستم یادداشت شما را از اساس نقد کنم که دیدم در معرفی وبلاگ و در بارۀ خودتان نوشتهاید: « این وبلاگ ترّهات و خزعبلاتی است از یک ذهن خسته ...»؛

بنده دیگر حرفی ندارم!

پاسخ افلاطون: ممنون از اظهار لطفتون!

 

نظر دوم-    داستان نویس اصول گرا:

به نام خدا

سلام مجدد؛

لطفی در کار نیست، نقد جدی و اساسی دارم.

این جبر سیستمی را از هر کجا که گرته برداری کردهاید، کوچکترین نسبتی با مردم و نظام ما ندارد.

خواستم به تفصیل شرح دهم، اما دیدم آنچه در معرفی وبلاگ خودتان نوشتهاید گویا تر است.

ضمناً تشکر واجب نیست، اما جواب سلام واجب است.

پاسخ افلاطون: علیکم السلام.

ممنون از اینکه دوباره سر زدید.

وقتی نقدی بر یک مطلب دارید نشانه توجه شماست و لطف میکنید که برای اصلاح وضع موجود نقد بفرمایید، منتظرم.

بنده جبر سیستمی را از هیچ جا گرته برداری نکرده ام اگر جایی این نظریه را دیده اید لطفاً آدرسش را بدهید تا خودم و خوانندگان محترم مراجعه کنند.به جرات ادعا میکنم که حاصل یک عمر فعالیت و تحقیق خودم در حوزه سیاسی است.اما بد نیست چند نکته را یادآوری کنم.

یکم؛اگر ببینم در وبلاگی نویسنده نوشته های خودش را چرت و پرت و خزعبلات معرفی کرده،حمل بر تواضع و خاکساری میکنم نه نشانه ای بر حماقت!(مثل شهید آوینی که یکبار همه نوشته های خودش را نابود کرد،چرا که نوشته هایش را حدیث نفس می دانست)

دوم؛همانطور که تاکید کرده ام،جبر سیستمی با تفکرات دگم ،تعصب و پیشداوری(همین کاری که شما انجام داده اید)تناسبی ندارد و نیازی هم نیست که انرژی بگذارم و حتماً اثباتش کنم.چون این نتیجه ایست که به صورت استقرایی به آن رسیده ام و باورش دارم.همانطور که ممکن است شما در تحلیل وضعیت سیاسی به نتیجه ای خلاف این دیدگاه رسیده باشید.فردای قیامت هم هرکسی بر اساس حجت های عقلی خودش بازخواست می شود.

سوم؛این که فرموده اید جبر سیستمی با مردم و نظام ما نسبتی ندارد به نظر فقط پاک کردن صورت مسئله است و دردی را دوا نمیکند،اتفاقاً در جمعی که همفکران شما هم بودند اثبات شد که جبرسیستمی چقدر با واقعیت سیاسی جامعه تطبیق دارد.و به آن دوستان عرض کردم شاید من اشتباه کرده باشم شما ادله خلاف جبر سیستمی را ارایه کنید،فقط گفتند که نمیتوانیم نظر شما را رد کنیم باید بیشتر مطالعه کنیم.و بعد از چند سال منتظرم تا فرصت مطالعاتی آن دوستان تمام شود!

چهارم؛بابت تذکر وجوب جواب سلام هم متشکرم. ضمناً ببخشید که از شما تشکر کرده بودم.

                       

نظر سوم-    داستان نویس اصول گرا:

بسم الله النّور

السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

۱-     اینکه در یک جمع (که معلوم نیست کجا بوده و برای چه برپا شده)، کسانی بودهاند (که معلوم نیست که بوده‌اند و برای چه در آن جلسه حضور یافته‌اند)، چیزی گفتهاند و شما آنها را همفکر این‌جانب می‌خوانید که مثلاً القا کنید نظر بنده هم غیر قابل اعتناست؛ استحکامش در حد همین تئوری گرته‌برداری شدۀ «جبر سیتمی» است. بنده نظر خودم را دارم و کسی را نمایندۀ فکر خودم معرفی نکرده‌ام که شما بنده را هم‌فکر آن‌ها می‌خوانید!

۲-     بنده مطلب شما را درخور نقد نمی‌دانم (اشتباهی که کرده‌اید)؛ فقط چون شما سری به وبلاگ بنده زده بودید و نظری ثبت کرده بودید، بنا به آموزه‌های اخلاقی برای بازدید آمدم و دیدم که نظر شما چه همه با واقعیات جامعۀ ما در تضاد است، این شد که نتوانستم یک نظر معمولی ثبت کنم (چون موجب تأیید حرف غلط شما می‌شد) و دیدم که بهترین جواب، همان چیزی است که در وصف نوشته‌های خود گفته‌اید، یعنی: «تُرّهات و خزعبلاتی از یک ذهن خسته و آشفته».

۳-     بنده شما را دروغ‌گو نمی‌دانم، برای همین توصیفی که در بارۀ نوشته‌های خود درج کرده‌اید را قابل استناد می‌دانم، اما اگر اذعان می‌کنید آنچه را که نوشته‌اید خودتان قبول ندارید و به دروغ نوشته‌اید تا خود را دارای تواضع بنمایانید و به نوعی با نوشتن آن جملات ریاکاری کرده‌اید، دیگر تکلیف‌تان معلوم است! اما بنده همچنان شما را به «دروغ‌گویی، ریاکاری و متواضع‌نمایی» متهم نمی‌کنم و همچنان باور دارم همان‌گونه که نوشته‌اید، یادداشت‌های شما : «تُرّهات و خزعبلاتی از یک ذهن خسته و آشفته» است و نیازی به نقد و بحث ندارد؛ مگر این‌که شما بر دروغ‌گویی و متواضع‌نماییِ خود اصرار داشته باشید!

۴-     سید شهیدان اهل قلم، مهندس آقا سیدمرتضی آوینی –که با امر ولایت فقیه در راه ساخت قسمت‌های جدید روایت فتح به شهادت رسید- از روی ریا آثارش را امحاء نکرد، بلکه این شهید عزیز مطمئن بود که آن آثار، بری از روح الهی و شایستۀ آتش است؛ این چه قیاسی دارد با «شعار» شما که وقتی کسی روی آن انگشت می‌گذارد، برمی‌آشوبید که حالا ما یک چیزی گفتیم، شما باور نکنید! (کار پاکان را قیاس از خود مگیر).

۵-     شما به آن جمعی که معلوم نیست که بوده‌اند و چه نظری داشته‌اند، گفته‌اید که خلاف این تئوریِ گرته برداری شده را ارائه کنند؛ در حالی که «البینة للمدعی»! یعنی شما باید با منطق و استدلال ثابت کنید که این «تئوری کشکی» با نظام و مردم ما نسبت دارد.

۶-     نظام مقدس جمهوری اسلامی از مردم جدا نیست که جبری در میان باشد یا نباشد! جهت اطلاع شما:یادآوری می‌شود که این مردم با رهبری امام خمینی(ره) انقلاب «اسلامی» کردند، نظام، رهبر و مسئولین‌شان را خود انتخاب کردند، تهاجم دشمنان را خود دفع کردند و در طول این 40 سال، حدوداً سالی یک انتخابات داشته‌اند. نسبت دادن تئوری غربی «جبر سیستمی» یک اتهام و یک وصلۀ نچسب به این مردم ولایت‌مدار است.

۷-     مفهوم جبر سیستمی در طول این سال‌ها همواره ورد زبان رسانه‌های معاند و منافق بوده است و بر آن اساس، پیروز ادوار مختلف انتخابات را (به قول سخیف خودشان) مهرۀ رژیم می‌خوانند. بخشی از مردم کوچه و بازار هم که ترکش‌های جنگ نرم را خورده‌اند، همین مفاهیم را تکرار می‌کنند، اما بلد نیستند شکل نظریه به آن بدهند و اهل پز شبه‌روشن‌فکری نیستند!

۸-     این‌که کسی به مردم ما که با یقین مسیرشان را می‌پیمایند، با ناجوان‌مردی و عصبانیت، اتهاماتی از قبیل «دگماتیست و متعصب» بزند، چیز جدیدی نیست و بنده هر بار با این اتهامات مواجه می‌شوم، بیشتر متوجه ضعف طرف مقابل می‌شوم.

۹-     هم‌زمانی سپاس از «تذکر وجوب جواب سلام» با عذرخواهی از تشکر قبلی، می‌تواند نشان عصبانیت شما از نقد منطقی باشد.

۱۰نام و نشان این‌جانب مشخص است؛ بد نیست شما هم که مدعی نظریه‌پردازی هستید، نام و نشان و عکس خود را در وبلاگ منتشر کنید تا دست کم مشخص باشد که چه کسی و در کجای این دنیای خاکی در حال اتهام‌زدن به مردم انقلابی و نظام مقدّس‌شان است.

والسلام علی من اتبع الهدی.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1397/01/21 - ساعت: 02:24

دو اشتباه رایج

بسم الله النّور

 

۱-        یکی از اشتباهات رایج این روزها این است که بعضی‌ها «مدیریت اجرایی کشور» یعنی دولت را با «کلیّت نظام»، یکی فرض می‌کنند. یعنی وقتی دولت از پس وعده‌های دروغین خود برنمی‌آید و وقتی مسیر را اشتباه می‌رود و روز به روز وضع معیشت مردم بدتر می‌شود، خیلی‌ها این ناکارآمدی را به «نظام» نسبت می‌دهند؛ غافل از این‌که بی‌عرضگی متعلق به دولت است.

۲-        اشتباه دیگر این است که بعضی‌ها گمان می‌کنند چون مردم با فشار اقتصادی مواجه هستند، این نظام با خطر مواجه است؛ این اشتباه را در درجۀ نخست دشمنان بیرونی دارند و در درجۀ بعد کسانی که در داخل با دشمن همنوا هستند، دچار چنین توهمی می‌باشند؛ و دست آخر برخی از دل‌سوزان نظام نیز دچار همین اشتباه هستند؛ در حالی که مردم دل‌بستۀ ولایت هستند و همیشه سربزنگاه‌ها نگاه‌شان به امر رهبر معظم انقلاب است و از نظام و آرمان‌ها دفاع خواهند کرد. به نظر بنده اگر دل‌سوزان و خواص هیچ تلاشی هم انجام ندهند، یک انرژی مرکزی در متن امت وجود دارد، که ظرف یکی دو سال آینده، خود به خود آب رفته به جوی باز خواهد گشت و مردم دست از دنیاطلبی برمی‌دارند و در انتخابات بعدی، یک رئیس جمهور مکتبی و ولایی را انتخاب خواهند نمود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/01/15 - ساعت: 07:46

امریکا اصل نظام را نشانه گرفته است.

محسن رضایی

محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد جنجال امریکا و چند کشور اروپایی در مورد برنامه دفاعی موشکی ایران گفت: «بنده منتظر چنین خبری بودم و دلیل آن این است که آمریکایی‌ها برنامه‌ای را علیه ما چیده‌اند که مسئله هسته‌ای گام اول آن بود و پس از آن مسائل موشکی بود و آنها می‌خواهند بعد از این دو مسئله مباحث حقوق بشری را مطرح کرده و کم‌کم وارد بحث سپاه پاسداران شوند و نهایتاً بگویند که شما دست از این نظام بکشید.»

***

آمریکا در گذشته با جنگ و درگیری می‌خواست ما را به عقب براند و حالا فرمول جدیدی پیدا کرده است؛ لذا من منتظر چنین موضوعی بودم. حتی آنها چند بار زودتر می‌خواستند در کنگره آمریکا علیه جمهوری اسلامی قطعنامه صادر کنند ولی آقای اوباما به آنها گفته بود: الآن موقع این کار نیست و چند ماه بعد از برجام وارد این موضوع شوید.

*

آمریکایی‌ها علیه سیستم دفاعی ما برنامه‌ دارند و می‌خواهند این موضوع را پیگیری و دنبال کنند.

*

پس از برجام و همکاری که ایران در مذاکرات با آنها کرد و فضای جدیدی از تعامل ما با غرب به وجود آمد، آنها نباید به این زودی وارد این حساسیت‌ها می‌شدند و باید 4 تا 5 سال می‌گذشت و تعامل و ارتباط میان ما و غرب به وجود می‌آمد و پس از آن میز گفت‌وگوی جدیدی را باز می‌کردند. از شتاب‌زدگی آمریکا می‌توان فهمید کاری که آنها انجام داده‌اند از موضع تعامل و گفت‌وگو نیست و باید مسئله دیگری پشت صحنه باشد چرا که امروز ایران بخش مهمی از توان دفاعی خود را روی موشک‌ها گذاشته است و موشک تبدیل به توان بازدارنده‌ای برای ما شده است. آنها به‌دنبال این هستند که این امکان را از ما بگیرند، یا تولید و استفاده از موشک را به حدی ببرند که دست برتر را خودشان در منطقه داشته باشند و زمانی که موازنه قوا به‌نفع آنها تغییر کند و اسرائیل بتواند ما را تهدید کند و ما نتوانیم جواب بدهیم، آنها به مطلوب خود رسیده‌اند و کشوری که نمی‌تواند جواب تهدیدات خود را بدهد، دستش‌ بالا است؛ بنابراین نگرانی آمریکا بحث هسته‌ای نیست بلکه بحث موشکی است. آنها در خصوص بحث موشکی 2 دیدگاه دارند؛ اول این که این فضا را طرح کنند که "ما به ساخت موشک در ایران اطمینان نداریم و موشک‌ها می‌تواند حامل کلاهک هسته‌ای باشند" و پس از آن و با باز شدن این فضا بگویند که "ما باید بازرسی کنیم" و بازرسی کردن به این معنی است که وارد پادگان‌های ما شوند و موشک‌های‌مان را تست کرده و برد و قابلیت آن را بفهمند و سپس تمام این اطلاعات را به اسرائیل و کسانی که می‌خواهند به ما حمله کنند، بدهند، وقتی آنها سلاح ما را بشناسند می‌توانند ضد آن را تولید کنند.

غربی‌ها و آمریکایی‌ها نمی‌دانند که سلاح‌های موشکی ما چه‌مقدار برد تخریب دارد ولی اگر این اطلاعات را به دست آورند، می‌توانند ضد آن را درست کنند و در مواجهه‌ای که ما با آنها داریم تأثیرگذاری خود را در دفاع از خودمان از دست می‌دهیم.

*

 آنها می‌دانند که موشک در نظام دفاعی ما چه جایگاهی دارد و به همین دلیل ما امروز قدرت اول منطقه هستیم، یعنی می‌توانیم از وقوع جنگ جلوگیری کرده و اگر جنگی علیه ما اتفاق بیفتد، می‌توانیم با شکست مواجه کنیم. در واقع آمریکا و غربی‌ها می‌خواهند ایران را از قدرت اول منطقه بودن پایین بیاورند. ما می‌توانیم از وقوع هر جنگی که بخواهد علیه ما اتفاق بیفتد، جلوگیری کنیم و حتی در صورت اتفاق، آن را خنثی کنیم. سند ما 27 سال گذشته است.

*

از زمان پایان جنگ، آمریکا 2 بار و اسرائیل 3 بار می‌خواستند به جمهوری اسلامی ایران حمله کنند ولی نتوانستند. من این موضوع را از روی اطلاعات می‌گویم. خاطرات آقای بوش اینها را بازگو می‌کند. رئیس ستاد ارتش آمریکا در زمان بوش، اخیراً گفته بود: بوش دستور داده بود که آماده حمله به ایران شوند و پنتاگون نیز آماده شده بود ولی ژنرال‌های آمریکایی برآورد کردند که اگر به ایران حمله کنند، ایران نیز می‌تواند مقابله به مثل کند؛ لذا ما به بوش گفتیم که دست از این دستور بردارید. اسرائیل نیز 3 بار می‌خواست به جمهوری اسلامی ایران حمله کند؛ بین وزیر دفاع قبلی اسرائیل و نتانیاهو درگیری وجود داشت که چرا او نیات 8 سال پیش را بیان کرده بود؛ او گفته بود که قرار بود به ایران حمله کنیم اما در کابینه رأی‌گیری انجام شد و 7 به 8 با یک رأی اختلاف قرار شد حمله نکنیم. سؤال بنده این است: چه عاملی باعث شد این آرامش در ایران حاصل و از وقوع جنگ جلوگیری شود؟ جواب این سؤال سیستم بازدارندگی ایران است که بخش مهم آن توان موشکی ایران است. اصولاً کشورهای جهان هرروز در حال گسترش اقتدار خود هستند. اگر ما در این سطح خود بمانیم 5 سال دیگر فاصله اسرائیل با ما زیاد می‌شود. ما مرتب دقت موشک‌های خود را بالا می‌بریم؛ در گذشته اگر 2 تا 3 کیلومتر اختلاف وجود دارد الآن به چند متر رسیده و ما قصد داریم آن را به چند سانتی‌متر برسانیم.

هرچه قدر دقت موشکی آنها بیشتر از ما باشد ما خسارت بیشتری می‌بینیم و قدرت بازدارندگی ما نیز کمتر می‌شود بنابراین آمریکا و غربی‌ها به دنبال این هستند که قدرت توسعه ما را محدود کرده و قدرت بازدارندگی را از ما بگیرند. از کجا ما به این موضوع پی بردیم که باید به دنبال موشک باشیم؟ این موضوع در اثر تجربه ذی‌قیمتی بود که در زمان جنگ به دست آوردیم. زمانی که جنگ عراق علیه ایران شروع شد و ما با عراق روبرو شدیم، عراق از سال دوم به ایران موشک زد و وقتی ما زرادخانه‌های ارتش را جستجو کردیم، دیدیم که هیچ موشکی برای مقابله با ارتش عراق نداریم. ارتش ایران در زمان شاه سلاح‌های پیشرفته‌ای مانند هواپیماهای مدرن داشت، ولی این سلاح‌ها به گونه‌ای تنظیم شده بود که ما را محتاج آمریکا می‌کرد.

ما باید با عراق مقابله به مثل می‌کردیم لذا با هزار بدبختی از سرهنگ قذافی تعدادی موشک گرفتیم و زمانی که خواستیم آن موشک‌ها را شلیک کنیم، افسران قذافی قهر کردند و به سفارت لیبی در ایران رفتند و قطعات مدرن موشک‌ها را نیز با خود بردند. در همین زمان عراق شروع به بمباران شدید ایران کرد و ما دیدیم که هیچ موشکی نداریم. من در آن زمان شهید تهرانی‌مقدم را خواستم و به وی گفتم که شما باید با غیرت انقلابی خود در اسرع وقت موشک آماده کنید؛ کمتر از 2 تا 3 هفته آنها این سیستم را آماده کرده و ما اولین موشک را به بغداد زدیم که به بانک رافدین در بغداد اصابت کرد.

بعد از اصابت این موشک، صدام تا یک هفته می‌گفت که این عملیات خرابکاری بوده و بعد از یک هفته قبول کرد که موشک بوده و حتی می‌گفت روس‌ها در ساخت این موشک به ایران کمک کرده‌اند در حالی که روس‌ها به صدام کمک می‌کردند، بنابراین ما در جنگ به این نتیجه رسیدیم که باید کمبود موشکی ایران را حل کنیم. عراق در طول جنگ 170 موشک به ایران زد، ولی ما حداکثر 80 موشک به آنها زدیم. همچنین براساس آمارها در اثر بمباران و موشک‌باران از 172 هزار شهید، 16 هزار شهید مربوط به بمباران هوایی و موشک بود، آیا ملتی که این تجربه را دارند می‌تواند موشک را رها کند؟ ما بعد از جنگ متوجه شدیم که در دفاع خلاء داریم لذا کار را پیگیری کردیم.

آمریکا و غرب می‌دانند که پیشرفت موشکی یکی از عوامل اقتدار ما و امنیت ملی ما در منطقه است و می‌خواهند آن را از ما بگیرند.

در منطقه ما عربستان 100 موشک دارد، برد برخی موشک‌های عربستان به 2 هزار و 800 کیلومتر می‌رسد و اسرائیل موشک‌های بالستیک دارد و می‌تواند تمام شهرهای ایران را بزند. کشور ما در چهار راه منافع بین‌المللی قرار دارد و هر 30 سال در ایران جنگ رخ داده است، البته نمی‌خواهم بگویم که 3 سال دیگر در ایران جنگ می‌شود اما شاهد جنگ جهانی اول و دوم بودیم که در ایران نیز رخ داد. اگر ما جلوی داعش در سوریه و عراق را نگرفته بودیم امروز در تهران درگیری داشتیم.بنابراین ما در سرزمینی هستیم که می‌توانیم نام آن را پل جهانی بگذاریم و تمام منافع جهانی از این سرزمین عبور می‌کند.

ممکن است ژاپن نیازی به امنیت مثل ما نداشته باشد ولی ما در قله‌ای قرار داریم که همه می‌خواهند به آن حمله کرده و قله را بگیرند لذا ما باید در این قله، امنیت و آرامش را برای مردم خود ایجاد کنیم.

*

اگر عباس‌میرزا را زنده کنیم و بگوییم که این بحث‌ها مطرح است، او چه می‌کند؟ دو دستی بر سرش می‌زند و می‌گوید که سمرقند و بخارا چه شد، در واقع یکی از دلایلی که نصف ایران جدا شد به خاطر این تفکرات روشنفکری بود که وارد کشور شد و پشتوانه اقتدار و تمامیت عرضی ما را متزلزل کرد. کسانی که می‌گویند ایران نباید موشک داشته باشد و مدعی دلسوزی برای کشور هستند چرا تاریخ گذشته را نمی‌خوانند یا اگر می‌خوانند و این حرف را می‌زنند پس خیانت آشکار به کشور می‌کنند. مگر ما می‌توانیم یک بار دیگر اجازه دهیم که صحنه‌های تلخ تاریخی دوباره اتفاق بیفتد.

برخی معتقدند دنیای امروز دنیای موشک نیست و دنیای مذاکره است، پس چرا آمریکا موشک‌های خود را توسعه می‌دهد؟ دیدیم که حرف‌های آقای ترامپ نامزد ریاست جمهوری آمریکا موجب شگفتی شده و آقای اوباما در جلسه هسته‌ای گفت که حرف‌های او خطرناک است و گفته که داعش به زودی دست به سلاح هسته‌ای می‌زند.

 

ما در غرب علاقه‌ای نمی‌بینیم که دنیا به سمت صلح برود، ما موشک‌ها را برای صلح و امنیت می‌خواهیم و می‌خواهیم که امنیت منطقه را حفظ کنیم و از جنگ در کشور جلوگیری شود؛ گفت‌وگو را نیز نفی نمی‌کنیم. اگر گفت‌وگو، گفت‌وگوی بدون موشک باشد، کمتر از 48 ساعت کشور ما را به هم می‌ریزند. حتی دیدیم که در جریان مذاکرات هسته‌ای کارشکنی عربستانی‌ها بیشتر از رژیم صهیونیستی بود، بنابراین اگر اقتدار و موشک را در اختیار نداشته باشیم، رقبای ما در منطقه مشکل ایجاد خواهند کرد.

مسئله موشکی برای ما مسئله بسیار مهمی است، برخی مسائل مانند موضوع موشک قابل مذاکره نیست و ما نمی‌توانیم به کسی اجازه دهیم که وارد حریم دفاعی ما شود.

 

حساسیت‌های آمریکا و متحدینش در مورد برگزاری رزمایش‌های موشکی عجیب است؛ رزمایش همیشه در ایران برگزار می‌شده و این مسئله خبر جدیدی نیست. ما 10 سال است که رزمایش موشکی برگزار می‌کنیم اما در 2 سال اخیر برادران‌مان در سپاه جهت همکاری با دولت رزمایش‌های خود را تبلیغاتی نمی‌کردند تا دوستان‌مان در جریان مذاکرات هسته‌ای فرصت گفت‌وگو را داشته باشند. مسائل موشکی ما با برجام هیچ ارتباطی ندارد، رزمایش یک نوع عملیات است و وقتی ما رزمایش موشکی برگزار می‌کنیم باعث می‌شود کسانی که به فکر تهدید ایران هستند، عقب زده شوند و متوجه می‌شوند که امروز دیروز نیست؛ همچنین با برگزاری رزمایش‌های موشکی آمادگی نیروهای موشکی ما بالاتر می‌رود و می‌توانیم موشک‌های خود را تست کنیم.

*

ایران بعد از برجام از بُعد خارجی تغییر پیدا کرده است و پس از 12 سال آمریکا نتوانسته الگوی انزواسازی ایران را پیش بگیرد؛ حتی نخست وزیر کانادا اخیرا گفته که ما از تحریم‌های ایران زیان زیادی دیدیم. اما این که آمریکایی‌ها آیا به تعهدات‌شان عمل می‌کنند یا خیر، باید بگویم پیش‌بینی و تحلیل‌ها این است که آمریکا به تعهدات خود عمل نمی‌کند و ممکن است تاثیر اقتصادی چندانی هم برای ما نداشته باشد. اگر ما اقتصاد مقاومتی را به صورت صحیح در کشور اجرا کنیم، اجرا یا عدم اجرای برجام تاثیری بر کشور نمی‌گذارد. البته ما از آقای روحانی و دولت انتظار داریم که کار انقلابی انجام دهند و بدانند که با شعار دادن نمی‌توان مشکلات کشور را حل کرد.

دولت باید یکپارچه‌سازی طرح‌ها و برنامه‌های خود را آغاز کند و اگر همین رویکرد محافظه کارانه که در دولت‌های ما وجود دارد باقی بماند اگر 100 سال دیگر هم بدوند نمی‌توانند کاری بکنند. تحریم‌ها برداشته شده و باید منتظر باشیم و ببینیم که دوستان ما در دولت چه کاری می‌خواهند انجام دهند، البته اگر دولت براساس روند 3 ساله خود بخواهد عمل کند، معلوم است که به جایی نمی‌رسیم، بنابراین دولت باید از خود شروع کند و باید اقتصاد مقاومتی از وزارتخانه‌ها شروع شود.

*

این که گفته می‌شود بودجه آقای روحانی کمتر از بودجه آقای احمدی‌نژاد است، از نظر ارزی شاید درست باشد ولی از نظر ریالی صحیح نیست چرا که زمان آقای احمدی‌نژاد ارز را هزار تومان می‌فروختند ولی قیمت ارز الان به 3 هزار تومان رسیده لذا از نظر ریالی تفاوت چندانی وجود ندارد. پول فراوان در اختیار مردم است اما مردم اعتماد ندارند که این پول را وارد چرخه اقتصادی کشور کنند. اقتصاد مقاومتی شدنی است اما دولت باید روش مدیریتی اقتصادی خود را تغییر دهد و همه باید به دولت در این زمینه کمک کنیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()