جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب ابر هاشمی رفسنجانی
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: دوشنبه 1398/10/23 - ساعت: 14:09

چرا می گوییم امام خامنه ای ؟!!!

اشاره: سال‌ها گذشت تا بفهمیم آن‌ها که با ادعای ارادت به حضرت امام خمینی(ره) شأن امت و امام را به موزه سپردند و اجازه ندادند که بگوییم امام خامنه‌ای ریگی به کفش دارند. امروز که ما می‏گوییم امام خامنه‌ای، منافقین شمشیر از رو بسته و خائنین و وطن فروشانی که در سر در آخور دشمن دارند، به شدت اعتراض می‌کنند تا بیشتر بدانیم یاران سابق امام خمینی(ره) – بخوانید یاران نفوذی امام خمینی(ره) – چه همه با دشمنان امام خمینی(ره) همنوا هستند.

این یادداشت، هر چه هست حرف ما و حرف تمام حزب اللهی‌هاست و از خواندن چند باره‏اش ضرری متوجه‌مان نمی‌شود.

 

 

غربی‌ها با سه کلیدواژۀ «آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر» افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژۀ «مبارزۀ پرولتاریا با امپریالیسم» و «برابری». امام خمینی (ره)  پنج کلیدواژۀ قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند: «امامت‌محوری، امت اسلامی، عدالت، مستضعفین و مستکبرین».

 

اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهان‌شمول اسلامی بود که در عرصۀ سیاست احیا شد.

 

ده سال هر کاری کردیم که یک رسانۀ غربی پیدا شود و بگوید «امام خمینی»، نشد؛ همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی»!

 

سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم: «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی»؟

خنده‌ای کرد و گفت: «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم»!

کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمۀ آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت: «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمۀ "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمۀ "رهبر" به نفع ما و کلمۀ "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امّت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند».

با این صراحت این را به من گفت.

 

یک رسانۀ غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم ببینیم آیا رسانه‌های غربی می‌پذیرند که ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، امّا قبول نکردند!

 

شهریور 58 که شهید بهشتی در مجلس خبرگان قانون اساسی، کلمۀ امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی به منتظری گفتند: «شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند».

وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نایب امام زمان و «امام» امت اسلامی است، کشور به هم ریخت. بازرگان که نخست وزیرِ دولتِ موقت بود، استعفای دسته‌جمعی دولت را اعلام کرد. امیرانتظام که معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت بود،  اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود! خلاصه سرِ همین یک کلمه (امام) کشور به هم ریخت!

 

امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی «مستکبرین – مستضعفین» اساس تئوری امام خمینی (ره) بود.

پنج روز بعد از رحلت امام خمینی (ره)، مرحوم هاشمی در نخستین نماز جمعۀ بعد از امام، دو جمله راجع به ولایت فقیه گفت:

1- «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم». بر سر امامت محوری در جامعۀ اسلامی، این همه با غرب و شرق دعوا داشتیم، تا حدی که شهید بهشتی (ره) در این راه قربانی شد؛ قانون اساسی پنج بار روی امامتِ ولی فقیه تأکید کرده؛ امام خمینی (ره) این را از سال 48 مطرح فرموده؛ آن وقت هاشمی رفسنجانی میگوید که دیگر تمام شد!

به اسم اعزاز امام خمینی (ره) گفتند که به جانشین ایشان نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید که من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم!

2- جملۀ دوم هاشمی این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام. به نظر شما اگر بنا بود استکبار جهانی یک نماینده بفرستد تا بعد از رحلت امام، نهضت امام خمینی (ره) را دچار تزلزل کند، آن نماینده بیش از این می‌توانست کاری انجام دهد؟!

 

وقتی هاشمی به جای عنوان «امام» از واژۀ «رهبر» استفاده کرد، «امّت» شد «ملّت»؛ یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها در کشور نهادینه شد و ساختار الهیِ امت-امامت که یادگار امام خمینی (ره) بود، کنار گذاشته شد.

 

وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملّی یعنی «شهروند» و « هموطن».

 

اما کلمۀ سوم یعنی «عدالت» را هم هاشمی رفسنجانی از صحنه کشور حذف کرد.

مقدس‌ترین کلمه‌ای که هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌اش ابداع و به نظام اسلامی تحمیل کرد، کلمۀ «توسعه» بود! فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا، پیامبر (ص) و حضرت امیر (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم تبیین می‌کنند!

 

در عرصۀ بین‌الملل هم دو کلیدواژۀ قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را هاشمی عوض کرد و گفت که «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی!

«مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!

 

پنج کلیدواژۀ قرآنی امام خمینی (ره) که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط هاشمی رفسنجانی تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.

تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی –که در رأس آن‌ها امام بودنِ ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.

 

شما هر لعنی که به دشمنان و منافقان بکنید، این قدر جگرشان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».

 

مشکل این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و الی آخر.

 

بعضی هم می‌گویند که نگوییم، چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقۀ بدی در ذهن مردم بر جای گذاشته است!

خب حزب اللهی‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.

 

شهید آیت‌الله سید محمدباقر حکیم وقتی رفت در نجف مستقر شد، از آن‌جا نامه نوشت به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای»؛ درست یک هفته بعد او را شهید کردند!

آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای»؛ سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای؛ اما ما این‌جا در پناه نظام نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!

 

اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف و میراث بنیان‌گذار انقلاب اسلامی را به باد فنا دادند.

 

ادامه ندارد!




مشارکت در بحث() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/10/26 - ساعت: 06:09

«معجزه عشق» هاشمی را عاقبت به خیر کرد

 عشق هاشمی رفسنجانی

برای دیدن تصویر در اندازه اصلی اینجا کلیک کنید. [لینک]

مردم ما، همان گونه که از خدمات ارزشمند مرحوم هاشمی رفسنجانی در دوران مبارزه علیه طاغوت و در سال­های اول انقلاب خبر دارند، از اشکالات و خطاهای او نیز مطلع هستند.

همان‌گونه که مردم می‌دانند هاشمی جوانی خود را در مبارزه با طاغوت گذراند، می‌دانند که سیاست­های غلط اقتصادی هاشمی، چه لطمات جبران ناپذیری به کشور و مردم زده است.

هاشمی بخشی از اموال شخصی خود را صرف مبارزه با طاغوت کرد و این در حافظه تاریخی ملت ما ثبت است، اما مردم می‌دانند که ثروت اندوزی اطرافیان او در سال‌های اخیر، چه خسارتی را به بیت المال مسلمین تحمیل کرده است.

مردم می‌دانند فقط یک قلم رانت «دانشگاه آزاد»، چه ثروت هنگفتی را نصیب خانواده هاشمی کرده است و می‌دانند که سرریز این ثروت، حرکت‌های تخریبی منافقین را تغذیه کرده است.

همان‌گونه که مردم می‌دانند هاشمی جان‌فشانه در رکاب امام خمینی(ره) با رژیم طاغوت مبارزه کرد، می­دانند که فتنه سال ۱۳۸۸ با نامه بدون سلام هاشمی آغاز شد؛ می‌دانند که دستور آشوب از زبان همسر هاشمی صادر شد؛ می­دانند که فرزند هاشمی اراذل و اوباش را برای حضور در کف  خیابان و جنگ با مردم و نظام سازمان­دهی کرد؛ می‌دانند که هاشمی میخواست از رقیب سال ۱۳۸۴ خود، انتقام بگیرد و برای همین میریزید منافق و کروبی ابله را به میدان فرستاد و در آن مقطع از این­که نظام لطمه بخورد هم ابایی نداشت.

مردم میدانند که هاشمی در سال­های اخیر خلاف مصالح نظام و اوامر امام خامنهای(مدظلهالعالی) موضع گرفته است؛ می­دانند که در سیاست خارجی و مثلاً مذاکره و رابطه با امریکا چه نگرش خطایی داشته است. فقط در یک نمونه، مردم به یاد دارند که او برنامه دفاع موشکی جمهوری اسلامی را زیر سؤال برد و رهبر معظم انقلاب این نگرش را یا ناآگاهانه دانستند و یا خائنانه. [لینک]

   حال سؤال این است که مرگ هاشمی با آن همه خطا، چگونه با عزت و احترام توأم بود و چه شد که مرگ او برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، خیر و برکت به همراه داشت؟ چگونه شد که منافقین برای حضور تخریبی در مراسم تشییع و تدفین او برنامهای سنگین تدارک دیدند، ولی با حضور امت حزب الله شکستی سخت و ناباورانه خوردند؟ چگونه منافقین نتوانستند به تکیهگاه سالهای اخیر خود اتکا کنند و چه شد که در مراسم تشییع او ضایع و سرافکنده گشتند؟!

پاسخ این است که هاشمی محبتی عمیق و ارادتی قلبی نسبت به مقام معظم ولایت داشت. علاقه شخصی هاشمی به امام خامنه­ای واقعی و از روی معرفت بود. هاشمی مقام معظم ولایت را از ژرفای جان دوست داشت؛ او نمی‌توانست و نمی‌خواست که پیوند خود را با یار اندیشمند و باصفای خود بگسلد. او این رشته محبت را پاس می‌داشت و از آن با افتخار یاد می‌کرد و از سابقه دوستی و همکاری خود با امام خامنه‌ای به خود می‌بالید.

اختلافِنظرهای هاشمی با رهبر معظم انقلاب گاه عمیق و راهبردی می‌گشت و گاهی نیز به عصبانیت و لجاجت هاشمی ختم میشد، اما ارادت قلبی او به امام خامنهای موجب می­شد که هاشمی در زیر پرچم نظام و ولایت باقی بماند.

باید دانست که این علاقه متقابل بود، به این معنی که امام خامنه­‌ای نیز قدردان خدمات سالهای گذشته­ هاشمی بودند و محبت و رفاقت او را پاس میداشتند و انتصاب هاشمی در جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام - در اوج اختلافِ نظرها - نمونه‌ای از عنایت معظم له بود. هر چند که تکلیف امامت جامعه ایجاب می­کرد که برای صیانت از نظام مقدس جمهوری اسلامی، گاه به گاه در برابر هاشمی مواضع صریح اتخاذ کنند، اما همچنان آن «دوستی و رفاقتِ طرفینی» برقرار بود.


خطاهای هاشمی آن همه چشم‌گیر بود که گاه امت حزب الله تعجب می‌کردند که چگونه او همچنان در جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار دارد؟! بنده نیز در خرداد ماه سال ۸۸ نوشتم «هاشمی رفسنجانی شکستنی است؟!» [لینک]. در آن یادداشت به ماجرای حسینعلی منتظری اشاره کردم و نوشتم: روح یادگار امام(ره) حاج احمد آقا(ره) شاد که خطاب به حسینعلی منتظری می‌گفت که امام مانند سنگ است و شما مثل شیشه. اگر به امام برخورد کنی خواهی شکست! امام خمینی(ره) در تاریخ جاودانه شد و منتظری فرو ریخت و تکه‌های به ظاهر برنده‌اش در دستان دشمنان اسلام جا خوش کرد و نظام جمهوری اسلامی با صلابت به مسیر پرافتخار خود ادامه داد و به فضل پروردگار ادامه خواهد داد. [لینک]. در آن یادداشت پیش­بینی کرده بودم که هاشمی روزی خواهد شکست و به منتظری دیگری تبدیل خواهد شد و نوشته بودم: اجازه بدهید بگویم اگر آن چنان که متصور است، تاریخ تکرار شود و شیشه‌ای به سنگی بخورد و بشکند و فروبریزد، تعجب نخواهم کرد و اجازه بدهید که علی رغم میل باطنی‌ام پیش بینی کنم که این اتفاق خواهد افتاد و هاشمی رفسنجانی خواهد شکست و فروخواهد ریخت و نظام به راه خود ادامه خواهد داد. فقط یک معجزه ممکن است باعث شود هاشمی قدر خویش بشناسد و باز هم در رکاب ولایت سکنی گزیند و در خدمت اسلام باشد. آیا این معجزه رخ خواهد داد؟ [لینک].

آری معجزه‌ای که بنده انتظارش را می‌کشیدم اتفاق افتاد و آن معجزه عشق بود. هاشمی میگفت: «من عشقم آقای خامنهای است» و همین محبت عمیق، ارادت قلبی و عشق بود که موجب شد قدر هاشمی محفوظ بمانَد، در رکاب ولایت دعوت حق را لبیک بگوید، مرگش در خدمت اسلام باشد و نایب امام عصر(عج) بر پیکرش نماز بخوانند. غفران الهی نصیب او باد.

پ.ن: گمان مبرید که درایت و بزرگواری حضرت آقا در نظرم نبوده است! چرا، آن بزرگواری و مدیریت مقام معظم ولایت همیشگی است و برای دوستان قدیمی بارزتر هم هست؛ اما اگر محبت و رفاقت هاشمی نبود و اگر او شخصاً دلش متوجه ولایت نبود، تضمینی برای عاقبت به خیری اش وجود نداشت. همچنان که خیلی ها کوشیدند حسینعلی منتظری را حفظ کنند، اما قطع محبت و ارادت او نسبت به امام خمینی(ره)، موجب سقوطش شد.




نظرات() 



تاریخ نگارش: یکشنبه 1395/09/7 - ساعت: 04:18

سفر ریلی قبلا امن بود !

بسم الله النّور

روحانی مچکریم 

تا قبل از دولت تدبیرو کلید، سفر ریلی امن ترین شیوه سفر بود.

روحانی مچکریم !!!




نظرات() 



تاریخ نگارش: پنجشنبه 1395/01/12 - ساعت: 08:11

ایستادی به جنگ رو در رو؛ دشمن از پشت می‌زند خنجر

بسم الله النّور

 هاشمی رفسنجانی ناآگاه یا خائن ؟!

وقتی فرماندهی معظّم کل قوا یک‌تنه در برابر دشمن مستکبر قد علم کرده‌اند، از اشخاص داخل نظام توقع می‌رود که اگر همراهی نمی‌کنند، دست‌کم از پشت خنجر نزنند!

متأسفانه هاشمی رفسنجانی مدت‌هاست که در مسیر مخالف ولایت گام بر می‌دارد و همان ماجرای از پشت خنجر زدن را تداعی می‌کند.

بنده از اواخر سال گذشته رسماً در کلاس‌هایم برخی رفتارهای هاشمی رفسنجانی و دولت تدبیر و امید را که از آن بوی «خیانت» استشمام می‌شد برشمردم و عکس زیر را با عنوان «ایستادی به جنگ رو در رو ...» در صفحات اجتماعی و وبلاگم منتشر ساختم.




نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1395/01/11 - ساعت: 13:59

ناآگاه یا خائن ؟!

بسم الله النّور

 هاشمی رفسنجانی خائن است یا ناآگاه؟

با توجه به بیانات حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای که پیش از ظهر امروز در دیدار با مداحان بیان شد، سخن این جانب با هاشمی رفسنجانی این است: «آقای رفسنجانی! شما ناآگاه هستید یا خائن؟ اگر ناآگاه هستید که لطفاً گوشه‌ای بنشینید و با سخنان ناپخته اسباب زحمت فراهم نکنید، اگر هم خدای نکرده خائن هستید که بدانید دیر یا زود نتیجه خیانت‌تان به خودتان برمی‌گردد و رسوا و زمین‌گیر خواهید شد، چرا که عزت و ذلّت دست خداست و خدا خیانت‌کاران را دوست ندارد.»

توضیح این که امام خامنه‌ای امروز در دیداری که به مناسبت میلاد حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) با مداحان داشته‌اند، فرمودند: «این‌که بگویند فردای دنیا، فردای مذاکره است، دنیای موشک نیست، این اگر از روی ناآگاهی گفته شود که ناآگاهی است؛ اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است». اخیراً هاشمی رفسنجانی در صفحۀ خود در توئیتر نوشته بود: «دنیای فردا دنیای گفتمان‌ها است، نه دنیای موشک‌ها» و این اظهار نظر نابخردانه مورد نکوهش جمعی زیادی از کارشناسان قرار گرفته بود.

فاعتبروا یا اولی الابصار.




نظرات() 



تاریخ نگارش: چهارشنبه 1394/12/26 - ساعت: 11:43

ایستادی به جنگ رو در رو ...

امام خامنه ای



نظرات() 



تاریخ نگارش: سه شنبه 1394/07/21 - ساعت: 15:13

می نویسم امام خامنه ای بخوانید عشق


می نویسم امام خامنه ای بخوانید عشق

تو را خطاب می کنم به رغم انتقادها

امام پا برهنه ها امید بی سوادها

 

تو دست خود نهاده ای به دست های آسمان

فدای دست خط تو تمام میرعمادها

 

تبسّم تو می شود دلیل صلح در جهان

همین که اخم می کنی رکود اقتصادها

 

بگو بمیر مرده ام ، ببین که سر سپرده ام

به حکم چشم های تو، نه حکم اجتهادها

 

نه هاشمی نه خاتمی نه احمدی نژادها

فدای تار موی تو تمام حزب بادها




نظرات() 





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات