جانم فدای امام خامنه ای

بسیجی امام خامنه‌ای - مطالب ابر وبلاگ
بسم الله الرّحمن الرّحیم



ن و القلم و ما یسطرون
Iranian hashtags: Ayatollah al ozma Imam Khamenei ; Imam Komeini ; Ayatollah Ruhollah Khomeini ; Islamic republic of Iran ; Leader ; Shahid ; Martyr ; Tehran ; Qom ; seyed mohammad khatami ; hasan rohani ; hashemi Rafsanjani ; mehdi karrobi ; Ahmadi nejad ; hoseinali montazeri ; sanei ; dr. ebrahim yazdi ; mehdi bazargan ; Mahdi ; mosaddegh ; nategh nori ; amir kabir ; reisi ; sardar aziz jafari ; Mohsen rezaei ; rashid ; haji zade ; Tehrani moghaddam ; Ahmadi roshan ; shahriari ; rezaei nejad ; Iranian ; Hezbollah ; hizbollah ; allah ; Imam Ali ; Ahvaz ; karaj ; najaf abad ; Isfahan ; kashan ; fordo ; dehloran ; khoozestan ; oil ; petroliom ; war ; f14 ; qaher ; ghaher 313 ;
امام خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی): اگر چنانچه ما بر روى توان خودمان تكیه كنیم، استقامت آنها در هم خواهد شكست؛ این را بدانند! تا وقتى كه ما چشم‌مان به دست دیگران باشد، به جایى نمی‌رسیم. (28 بهمن 1392)
تاریخ نگارش: سه شنبه 1397/02/4 - ساعت: 11:08

پاسخ به تُرّهات و خزعبلاتِ یک ذهن خسته و آشفته

بسم الله النّور

اشاره: یک وبلاگ‌نویس بی‌نام و نشان که خود را «افلاطون» می‌خواند، با درج نظری در وبلاگ این‌جانب، برای دیدن مطلب جدیدش با عنوان «تئوری جبر سیستمی» دعوت کرده بود که از قضا آن یادداشت تهمتی به مردم و نظام مقدّس جمهوری اسلامی محسوب می‌شد.

این نویسنده که نام، سن، تحصیلات، شغل، نوع وابستگی و کلاً همۀ مشخصاتش از دید مخاطبین مخفی است، نام وبلاگ خود را «هیچستان» گذاشته و در توصیف وبلاگش، یادداشت‌های خود را «تُرّهات و خزعبلاتی از یک ذهن خسته و آشفته» معرفی کرده است.

آنچه در این یادداشت مطالعه می‌فرمایید، نظر متقابل بنده در وبلاگ این آقا یا خانم «افلاطون» است.

 

 

نظر نخست-    داستان نویس اصول گرا:

بسم الله النّور

با سلام؛ ممنون که در وبلاگ این جانب حضور یافته اید.

خواستم یادداشت شما را از اساس نقد کنم که دیدم در معرفی وبلاگ و در بارۀ خودتان نوشتهاید: « این وبلاگ ترّهات و خزعبلاتی است از یک ذهن خسته ...»؛

بنده دیگر حرفی ندارم!

پاسخ افلاطون: ممنون از اظهار لطفتون!

 

نظر دوم-    داستان نویس اصول گرا:

به نام خدا

سلام مجدد؛

لطفی در کار نیست، نقد جدی و اساسی دارم.

این جبر سیستمی را از هر کجا که گرته برداری کردهاید، کوچکترین نسبتی با مردم و نظام ما ندارد.

خواستم به تفصیل شرح دهم، اما دیدم آنچه در معرفی وبلاگ خودتان نوشتهاید گویا تر است.

ضمناً تشکر واجب نیست، اما جواب سلام واجب است.

پاسخ افلاطون: علیکم السلام.

ممنون از اینکه دوباره سر زدید.

وقتی نقدی بر یک مطلب دارید نشانه توجه شماست و لطف میکنید که برای اصلاح وضع موجود نقد بفرمایید، منتظرم.

بنده جبر سیستمی را از هیچ جا گرته برداری نکرده ام اگر جایی این نظریه را دیده اید لطفاً آدرسش را بدهید تا خودم و خوانندگان محترم مراجعه کنند.به جرات ادعا میکنم که حاصل یک عمر فعالیت و تحقیق خودم در حوزه سیاسی است.اما بد نیست چند نکته را یادآوری کنم.

یکم؛اگر ببینم در وبلاگی نویسنده نوشته های خودش را چرت و پرت و خزعبلات معرفی کرده،حمل بر تواضع و خاکساری میکنم نه نشانه ای بر حماقت!(مثل شهید آوینی که یکبار همه نوشته های خودش را نابود کرد،چرا که نوشته هایش را حدیث نفس می دانست)

دوم؛همانطور که تاکید کرده ام،جبر سیستمی با تفکرات دگم ،تعصب و پیشداوری(همین کاری که شما انجام داده اید)تناسبی ندارد و نیازی هم نیست که انرژی بگذارم و حتماً اثباتش کنم.چون این نتیجه ایست که به صورت استقرایی به آن رسیده ام و باورش دارم.همانطور که ممکن است شما در تحلیل وضعیت سیاسی به نتیجه ای خلاف این دیدگاه رسیده باشید.فردای قیامت هم هرکسی بر اساس حجت های عقلی خودش بازخواست می شود.

سوم؛این که فرموده اید جبر سیستمی با مردم و نظام ما نسبتی ندارد به نظر فقط پاک کردن صورت مسئله است و دردی را دوا نمیکند،اتفاقاً در جمعی که همفکران شما هم بودند اثبات شد که جبرسیستمی چقدر با واقعیت سیاسی جامعه تطبیق دارد.و به آن دوستان عرض کردم شاید من اشتباه کرده باشم شما ادله خلاف جبر سیستمی را ارایه کنید،فقط گفتند که نمیتوانیم نظر شما را رد کنیم باید بیشتر مطالعه کنیم.و بعد از چند سال منتظرم تا فرصت مطالعاتی آن دوستان تمام شود!

چهارم؛بابت تذکر وجوب جواب سلام هم متشکرم. ضمناً ببخشید که از شما تشکر کرده بودم.

                       

نظر سوم-    داستان نویس اصول گرا:

بسم الله النّور

السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

۱-     اینکه در یک جمع (که معلوم نیست کجا بوده و برای چه برپا شده)، کسانی بودهاند (که معلوم نیست که بوده‌اند و برای چه در آن جلسه حضور یافته‌اند)، چیزی گفتهاند و شما آنها را همفکر این‌جانب می‌خوانید که مثلاً القا کنید نظر بنده هم غیر قابل اعتناست؛ استحکامش در حد همین تئوری گرته‌برداری شدۀ «جبر سیتمی» است. بنده نظر خودم را دارم و کسی را نمایندۀ فکر خودم معرفی نکرده‌ام که شما بنده را هم‌فکر آن‌ها می‌خوانید!

۲-     بنده مطلب شما را درخور نقد نمی‌دانم (اشتباهی که کرده‌اید)؛ فقط چون شما سری به وبلاگ بنده زده بودید و نظری ثبت کرده بودید، بنا به آموزه‌های اخلاقی برای بازدید آمدم و دیدم که نظر شما چه همه با واقعیات جامعۀ ما در تضاد است، این شد که نتوانستم یک نظر معمولی ثبت کنم (چون موجب تأیید حرف غلط شما می‌شد) و دیدم که بهترین جواب، همان چیزی است که در وصف نوشته‌های خود گفته‌اید، یعنی: «تُرّهات و خزعبلاتی از یک ذهن خسته و آشفته».

۳-     بنده شما را دروغ‌گو نمی‌دانم، برای همین توصیفی که در بارۀ نوشته‌های خود درج کرده‌اید را قابل استناد می‌دانم، اما اگر اذعان می‌کنید آنچه را که نوشته‌اید خودتان قبول ندارید و به دروغ نوشته‌اید تا خود را دارای تواضع بنمایانید و به نوعی با نوشتن آن جملات ریاکاری کرده‌اید، دیگر تکلیف‌تان معلوم است! اما بنده همچنان شما را به «دروغ‌گویی، ریاکاری و متواضع‌نمایی» متهم نمی‌کنم و همچنان باور دارم همان‌گونه که نوشته‌اید، یادداشت‌های شما : «تُرّهات و خزعبلاتی از یک ذهن خسته و آشفته» است و نیازی به نقد و بحث ندارد؛ مگر این‌که شما بر دروغ‌گویی و متواضع‌نماییِ خود اصرار داشته باشید!

۴-     سید شهیدان اهل قلم، مهندس آقا سیدمرتضی آوینی –که با امر ولایت فقیه در راه ساخت قسمت‌های جدید روایت فتح به شهادت رسید- از روی ریا آثارش را امحاء نکرد، بلکه این شهید عزیز مطمئن بود که آن آثار، بری از روح الهی و شایستۀ آتش است؛ این چه قیاسی دارد با «شعار» شما که وقتی کسی روی آن انگشت می‌گذارد، برمی‌آشوبید که حالا ما یک چیزی گفتیم، شما باور نکنید! (کار پاکان را قیاس از خود مگیر).

۵-     شما به آن جمعی که معلوم نیست که بوده‌اند و چه نظری داشته‌اند، گفته‌اید که خلاف این تئوریِ گرته برداری شده را ارائه کنند؛ در حالی که «البینة للمدعی»! یعنی شما باید با منطق و استدلال ثابت کنید که این «تئوری کشکی» با نظام و مردم ما نسبت دارد.

۶-     نظام مقدس جمهوری اسلامی از مردم جدا نیست که جبری در میان باشد یا نباشد! جهت اطلاع شما:یادآوری می‌شود که این مردم با رهبری امام خمینی(ره) انقلاب «اسلامی» کردند، نظام، رهبر و مسئولین‌شان را خود انتخاب کردند، تهاجم دشمنان را خود دفع کردند و در طول این 40 سال، حدوداً سالی یک انتخابات داشته‌اند. نسبت دادن تئوری غربی «جبر سیستمی» یک اتهام و یک وصلۀ نچسب به این مردم ولایت‌مدار است.

۷-     مفهوم جبر سیستمی در طول این سال‌ها همواره ورد زبان رسانه‌های معاند و منافق بوده است و بر آن اساس، پیروز ادوار مختلف انتخابات را (به قول سخیف خودشان) مهرۀ رژیم می‌خوانند. بخشی از مردم کوچه و بازار هم که ترکش‌های جنگ نرم را خورده‌اند، همین مفاهیم را تکرار می‌کنند، اما بلد نیستند شکل نظریه به آن بدهند و اهل پز شبه‌روشن‌فکری نیستند!

۸-     این‌که کسی به مردم ما که با یقین مسیرشان را می‌پیمایند، با ناجوان‌مردی و عصبانیت، اتهاماتی از قبیل «دگماتیست و متعصب» بزند، چیز جدیدی نیست و بنده هر بار با این اتهامات مواجه می‌شوم، بیشتر متوجه ضعف طرف مقابل می‌شوم.

۹-     هم‌زمانی سپاس از «تذکر وجوب جواب سلام» با عذرخواهی از تشکر قبلی، می‌تواند نشان عصبانیت شما از نقد منطقی باشد.

۱۰نام و نشان این‌جانب مشخص است؛ بد نیست شما هم که مدعی نظریه‌پردازی هستید، نام و نشان و عکس خود را در وبلاگ منتشر کنید تا دست کم مشخص باشد که چه کسی و در کجای این دنیای خاکی در حال اتهام‌زدن به مردم انقلابی و نظام مقدّس‌شان است.

والسلام علی من اتبع الهدی.




نظرات() 





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات